خب دوسِتان من
برنامه از این قرار شد
به مناسبت فرا رسیدن عید نوروز
هر شب ساعت ۱۰ تا ۱۲ و نیم
برنامه داریم
برنامه چیه؟
اینکه تیام زحمت میکشه برای ما یه کامنت باز میکنه
و ما چرت و پرت میگیم
شب اول با موضوع پیش میریم
یه چیزی میندازیم وسط و پیش میریم به ناکجا آباد
شب دوم اما
دیگه فقط وا میکنیم و حرف میزنیم
و هرکدوم که به همه بیشتر حال داد
برای شب های بعدیش پیاده سازی میشه
امیدوارم جوری پیش بره که از چت به وویس چت برسیم چون چیزایی که تو سرمه میتونه خیلی جالب تر بشه اونجوری
بهرحال
امیدوارم تو این چند روزی که پیشتونم کلی لحظه خوب داشته باشیم و خوش بگذره بهمون تا این مورد توی خاطراتتون ثبت بشه
عیدتون هم مبارک:)))
برنامه از این قرار شد
به مناسبت فرا رسیدن عید نوروز
هر شب ساعت ۱۰ تا ۱۲ و نیم
برنامه داریم
برنامه چیه؟
اینکه تیام زحمت میکشه برای ما یه کامنت باز میکنه
و ما چرت و پرت میگیم
شب اول با موضوع پیش میریم
یه چیزی میندازیم وسط و پیش میریم به ناکجا آباد
شب دوم اما
دیگه فقط وا میکنیم و حرف میزنیم
و هرکدوم که به همه بیشتر حال داد
برای شب های بعدیش پیاده سازی میشه
امیدوارم جوری پیش بره که از چت به وویس چت برسیم چون چیزایی که تو سرمه میتونه خیلی جالب تر بشه اونجوری
بهرحال
امیدوارم تو این چند روزی که پیشتونم کلی لحظه خوب داشته باشیم و خوش بگذره بهمون تا این مورد توی خاطراتتون ثبت بشه
عیدتون هم مبارک:)))
❤12
بیاید بهتون ۲ تا ضرب المثل بگم که اشتباه میگنش معمولاً.
اولیش باج به شغاد ندادنه ، که به اشتباه میگن شغال. قضیه به شغاد شاهنامه برمیگرده(برادر رستم) ، که زال اونو میفرسته کابل و شغاد هم دختر فرمانروای کابل رو به همسری میگیره. اون موقع خراج و باج کابل به رستم میرسیده و شغاد بعد از ازدواجش انتظار داشت که رستم باج و خراجو به اون بده. مردمم وقتی اینو فهمیدن، چون شغاد خورده شیشه داشته و همه میدونستن، به هم که میرسیدن میگفتن ما باج به شغاد نمیدیم.
مورد دوم گرگ بارون دیدست، که درستش میشه گرگ بالان دیده. بالان به تله هایی میگن که شکارچیا و صیادا پهن میکردن و گرگی که توی این تله میوفتاد و خودشو نجات میداده، سمبل تجربه بالا بوده.
به همین خاطر هم گرگ بالان دیده یه اصلاح رایج بوده برای کسایی که تجربه زیادی دارن.
اولیش باج به شغاد ندادنه ، که به اشتباه میگن شغال. قضیه به شغاد شاهنامه برمیگرده(برادر رستم) ، که زال اونو میفرسته کابل و شغاد هم دختر فرمانروای کابل رو به همسری میگیره. اون موقع خراج و باج کابل به رستم میرسیده و شغاد بعد از ازدواجش انتظار داشت که رستم باج و خراجو به اون بده. مردمم وقتی اینو فهمیدن، چون شغاد خورده شیشه داشته و همه میدونستن، به هم که میرسیدن میگفتن ما باج به شغاد نمیدیم.
مورد دوم گرگ بارون دیدست، که درستش میشه گرگ بالان دیده. بالان به تله هایی میگن که شکارچیا و صیادا پهن میکردن و گرگی که توی این تله میوفتاد و خودشو نجات میداده، سمبل تجربه بالا بوده.
به همین خاطر هم گرگ بالان دیده یه اصلاح رایج بوده برای کسایی که تجربه زیادی دارن.
👍14💅7
"Loving you is so easy, so…necessary, so fundamental, that I couldn’t even see it. And I don’t think I could stop loving you at this point if I wanted to."
Eddie "I do not panic" Diaz
Evan "love me anyway" Buckley
↳「#911」
Evan "love me anyway" Buckley
↳「#911」
میدونید، مرگ یه نقطهی ثابت از زمانه که همه چیز رو تغییر میده. چه مرگ مادر، چه دوست و چه خوکچهی هندیای که برای یک هفته داشتیدش. و بعد از اون نقطه زندگی ادامه پیدا میکنه. ولی یه بازهی زمانی بین اون توقف و حرکت دوباره وجود داره.
اون بازهی زمانی سوگواریه. ثابت نیست، برای بعضی اشخاص ممکنه چند هفته و برای بعضیها ممکنه چند ماه طول بکشه. زمانی که فکر میکنی "بعدش قراره چی بشه؟" یا "چطور قراره ادامه بدم؟"
زمانیه که برای ای کاشها و اگرها و شایدها، برای آیندهای که به طور کامل و برای همیشه عوض شده، برای خاطراتی که کم کم توی ذهن کمرنگ میشن و حقیقت وجودیشون رو از دست میدن و مجبوری به افسانه تبدیلش کنی و برای داستانهایی که از اون شخص از چندین دید متفات میشنوی و فقط میتونی لبخند بزنی.