quick question:
چرا ومپایرهای توالایت برای اینکه بتونن زیر آفتاب راه برن کرم پودر نمیزدن؟ کوشن؟ هرچی؟ کانسلیر خالی؟ به جز برق زدن مگه اتفاق دیگهای میفتاد براشون؟
چرا ومپایرهای توالایت برای اینکه بتونن زیر آفتاب راه برن کرم پودر نمیزدن؟ کوشن؟ هرچی؟ کانسلیر خالی؟ به جز برق زدن مگه اتفاق دیگهای میفتاد براشون؟
از دیشب که بحث فوتبال شد پسرا دارن جوین میدن چنلم. عزیزانم قدمتون روی چشم ولی اونا من نبودم. ته اطلاعات فوتبالی من فوتبالیستاست و برادران تاچیبانا
😭4
Fu Inlé
Me when? *a single tear drops*
هیچ ایدهای ندارید چقدر دلم میخوادش و چقدر براش برنامه دارم و هر روز چقدر بهش فکر میکنم و خودم توی جمعی تصور میکنم که تمام وقتشون رو روی داستانها میذارن و ارزش واقعیشون رو درک میکنن.
❤1
نه واقعا فکر کنید با این آدمها برید سفر و تحقیق کنید و کتابخونه رو برای پیدا کردن یه کتاب زیر و رو کنید و تمام ورژنهای یک داستان توی فرهنگهای مختلف رو کنار هم بذارید و بررسی کنید و درمورد خدایان و اژدهایان و پریها تا نیمه شب بحث کنید و برای هم قصههای مختلف بگید.
❤4
دلم میخواد کنارش توی کتابخونه کار کنم و یک روز در هفته بچهها رو دور خودم جمع کنم و براشون قصه بگم و ورژن خودم رو براشون تعریف کنم. صدام رو با هر شخصیت عوض کنم و با تعجب کردن و ترسیدن و خندیدنشون ذوق کنم و تموم که شد با تشکر کردنشون لبخند بزنم.
❤5
دلم میخواد هفتهای یکبار برای همکارهام شیرینی درست کنم و با دوستی که توی دانشگاهم پیدا کردم ماهی یکبار سوار jeep wrangler rubicon مشکیم بشیم و باهم بریم یکی از حفاظتگاههای آسمان نزدیک دانشگاه و کهکشانها و ستارهها رو ببینیم.
❤4
دلم نوازش میخواد دلم حس امنیت میخواد دلم پیکنیکهای آخر هفته توی پارک میخواد با میوه و ناهار میخواد دلم تجربهی کردن آروم عشق رو میخواد طوری که نفهمم عاشق شدم دلم دوست داشتن میخواد دلم عشق ورزیدن میخواد.
❤3
دلم خریدن چیزهایی که بهشون نیازی ندارم رو میخواد دلم نشستن روی ماسهها و نگاه کردن به دریا درحالی که شنا بلد نیستم رو میخواد دلم گذرون یک شب توی کشتی رو میخواد
❤2
دلم گل دادن به یه غریبه توی خیابون رو میخواد دلم کتاب خوندن وسط جنگل رو میخواد دلم بریده شدن نفسم از شدت عشق رو میخواد دلم زندگی ساختن در کنار یکی رو میخواد
❤3
یکی بود میومد توی ناشناس برام از شخصیتهایی که میساخت و داستانهاش میگفت. دلم براش تنگ شد.
❤4
𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘢𝘺 𝘢𝘧𝘵𝘦𝘳 𝘦𝘵𝘦𝘳𝘯𝘪𝘵𝘺
درمورد روابط،
داخل ذهن و افکار آدما مهم تره، یا جوری که با ما رفتار میکنن و برخوردشون؟
داخل ذهن و افکار آدما مهم تره، یا جوری که با ما رفتار میکنن و برخوردشون؟
"تو میگی دوستم داری ولی من هیچ وقت احساس دوست داشته شدن نکردم."
اصلا مهم نیست توی ذهن ما چی میگذره. چون هیچکس بهش دسترسی نداره هیچکس ازش خبر نداره تا وقتی تو اجازه ندی. میتونی توی ذهنت هزاران بار یکی رو بکشی یا میتونی یک نفر رو تا حد مرگ دوست داشته باشی ولی اگه نشونش ندی یا خلافش رفتار کنی دیگه اون عشق یا نفرتت مهم نیست. چون من ندیدم اون عشقت رو حس نکردم نفرتت رو و نشنیدم افکارت رو.
اصلا مهم نیست توی ذهن ما چی میگذره. چون هیچکس بهش دسترسی نداره هیچکس ازش خبر نداره تا وقتی تو اجازه ندی. میتونی توی ذهنت هزاران بار یکی رو بکشی یا میتونی یک نفر رو تا حد مرگ دوست داشته باشی ولی اگه نشونش ندی یا خلافش رفتار کنی دیگه اون عشق یا نفرتت مهم نیست. چون من ندیدم اون عشقت رو حس نکردم نفرتت رو و نشنیدم افکارت رو.
Forwarded from Колония имени Горького | کولونی گورکی (Finch)
𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘢𝘺 𝘢𝘧𝘵𝘦𝘳 𝘦𝘵𝘦𝘳𝘯𝘪𝘵𝘺
درمورد روابط، داخل ذهن و افکار آدما مهم تره، یا جوری که با ما رفتار میکنن و برخوردشون؟
از نظرم ذهن و افکارشون به طور کلی مهمه، چرا که اون هویتی که به هنگام تعامل با ما پذیرفته، ناخواسته تحت تأثیر دیگر هویت هایی هستش که در محیط های مختلف میپذیره. انسان در هر صورت حاصل محیطشه. الان نظر لکان هم میگم