Hidden Chat
Video
نمیدونم چرا یاد اون روزی افتادم که داشتم برای دوستم یه تیکه از فن فیکشنم رو مینوشتم. معلم حرفه و فنم دید و گرفتش و من گفتم نامه برای امام حسینه. اونم تشویقم کرد و گفت اگه خواستم میتونم سر صف بخونمش😇
Hidden Chat
Video
احتمال زنده موندنتون توی دوتا هواپیمای آخر بیشتره تا اولی =)
البته smooth landing با butter landing فرق داره هم از نظر نوع لند کردن هم از نظر امنیت.
بچهها بحث درمورد این نوع بررسیها کار لیاست من خیلی آدم سادهی "فکرم رو درگیر چیزی که به جوابش نمیرسم نمیکنم"ی هستم. :)))))
ولی خب تلاش برای به دست آوردن اون چیزه که بهش ارزش میده و فکر کنم برای همین وجودش لازمه؟ نمونهش پول. تو تا وقتی که خودت درآمد نداشته باشی توی خرج کردنت دقت نمیکنی چون اون پول ارزش کمتری واسهت داره تا وقتی که خودت کسی باشی که به دستش آوردی.
کلا هیچ چیزی نباید خالص و کامل وجود داشته باشه چون سمت دیگهش معنی خودش رو از دست میده. اینکه من هیچ وقت با پارتنرم بحث نکنم معنی رابطه رو از بین میبره اینکه من همیشه خوشحال باشم معنی غم رو از بین میبره. کفهی ترازو همیشه باید متعادل باشه.
البته نصفه شبه و من خستهام و احتمالا دارم چرت و پرت میگم ولی خب من همچین دیدی به اطرافم دارم.
خیلی دوست دارم بشینم ساعتها درمورد سوالهایی که جواب ندارن حرف بزنم و از جریان این تبادل نظرها لذت ببرم ولی فقط سردرد میگیرم و آشفته میشم و دلم میخواد تمومش کنم. چون مغزم همیشه نیاز به جواب داره و طوری تنظیم شده که فکر کنه "همیشه یک جواب برای همه چیز هست".
برای همین هیچ وقت توی خوندن و درک فلسفه خوب نبودم چون هزاران ایده و هزاران جواب برای یک سوال هست و تمامشون میتونن درست یا غلط باشن. چون نیاز دارم بدونم "خب آخرش چی".
𝑩𝒍𝒖𝒆!♡
هزاران جواب برای یک سوال و هزاران ایده. فوقالعادهست.
خب همین رو مغز من نمیپذیره! نیاز داره به یک جواب قاطع برسه و بدونه جملهی آخر چیه.