Fu Inlé – Telegram
کلا هیچ چیزی نباید خالص و کامل وجود داشته باشه چون سمت دیگه‌ش معنی خودش رو از دست می‌ده. اینکه من هیچ وقت با پارتنرم بحث نکنم معنی رابطه رو از بین می‌بره اینکه من همیشه خوشحال باشم معنی غم رو از بین می‌بره. کفه‌ی ترازو همیشه باید متعادل باشه.
و برعکس.
البته نصفه شبه و من خسته‌ام و احتمالا دارم چرت و پرت می‌گم ولی خب من همچین دیدی به اطرافم دارم.
𝑩𝒍𝒖𝒆!♡
این استایلش
*آستینش براش تنگه*
خیلی دوست دارم بشینم ساعت‌ها درمورد سوال‌هایی که جواب ندارن حرف بزنم و از جریان این تبادل نظر‌ها لذت ببرم ولی فقط سردرد می‌گیرم و آشفته می‌شم و دلم می‌خواد تمومش کنم. چون مغزم همیشه نیاز به جواب داره و طوری تنظیم شده که فکر کنه "همیشه یک جواب برای همه چیز هست".
برای همین هیچ وقت توی خوندن و درک فلسفه خوب نبودم چون هزاران ایده و هزاران جواب برای یک سوال هست و تمامشون می‌تونن درست یا غلط باشن. چون نیاز دارم بدونم "خب آخرش چی".
بگیرم بخوابم به نظرم
𝑩𝒍𝒖𝒆!♡
هزاران جواب برای یک سوال و هزاران ایده. فوق‌العاده‌ست.
خب همین رو مغز من نمی‌پذیره! نیاز داره به یک جواب قاطع برسه و بدونه جمله‌ی آخر چیه.
فن فیکشن‌هایی که جزئیات ظریف دارن>>>
👍4
Fu Inlé
فن فیکشن‌هایی که جزئیات ظریف دارن>>>
البته شک دارم بخونمش یا نه چون خیلی واسه‌م سنگینه و از قلم نویسنده اونقدر اطلاع ندارم....
Kolorowych snów
Forwarded from Hidden Chat
بستی الک چرا دیگه نیست؟🙁
Hidden Chat
بستی الک چرا دیگه نیست؟🙁
ساشا رو درس‌هاش خوردنش *بغض می‌کنه*
سينمادیلی | CinemaDaily
سینمای ایران حالا عملا تک ژانری شده و بجز دو فیلم کمدی کمتر فیلمی می‌تواند مخاطبان گسترده را جذب کند
متاسفم که مردم ثبات روانی لازم برای دیدن فیلم‌‌هایی با ژانرهای دیگه رو ندارن و فقط میان سینما که بخندن. حالا انگار مثلا توی ژانرهای دیگه چه گلی زدین به سرمون.
👍5
سینمای ایران خیلی رو داره.
بچه‌ها این کتاب یکی از دوست‌داشتنی‌ترین کتاب‌هاییه که تا حالا خوندم. درمورد پسری به اسم کریستوفره که اوتیسم داره و وقتی خبر مرگ سگ همسایه‌شون رو می‌شنونه تصمیم می‌گیره قاتل رو پیدا کنه‌. از روی یکی از داستان‌های شرلوک هلمز الهام گرفته شده.
ولی تمام داستان رو شما توی ذهن کریستوفرید و از منطق و درک اون وقایع رو دنبال می‌کنید. فصل‌های کتاب یکی درمیون به توضیح رفتارهای کریستوفر و پیش بردن داستات می‌پردازن.
مثلا توی یکی از فصل‌ها شما یاد می‌گیرید چطوری این پسر احساسات رو از هم جدا می‌کنه و توی یکی از فصل‌ها با علاقه‌ی بیش از حدش به ریاضی آشنا می‌شید و خدای من این بچه یه نابغه‌ست.
اه دلم تنگ شد واسه‌ش. فکر کنم وقتی سوم راهنمایی بودم خوندمش و همیشه یه جای خاص توی کتابخونه‌م مال این کتاب بود.