Fu Inlé – Telegram
https://www.worldhistory.org/
مثلا این یکی از سایت‌های موردعلاقه‌مه
یه پروژه‌ست که تمام تلاشش آشنایی مردم با تاریخه‌.
🔥2
[Jen Mazza]
1
هانتینگ ادلاین رو باز کردم *صلوات می‌فرسته*
جلد اولش کدومه...
The few seconds of blinding light showcases the man standing outside my window. Watching me. Always watching me.
😭1
I go through the motions, just like I always do. My heart skips a beat and then palpitates, my breathing turns shallow, and my hands grow clammy. It doesn’t matter how many times I see him, he always pulls the same reaction out of me.
Fear.
And excitement.
Can he see me now?
My breathing continues to escalate. I can’t see him, but he can see me.
😭3
تو رو خدا وایسین زید رو نشونتون بدم
😭8
دارم خفه می‌شم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خیلی شوخی زشتی بود که من صبح پاشم و اینو ببینم.
💘2
Forwarded from Human park (mohammad EVD)
اول اینکه قراره راجب یه فرقه زیرزمینی عملا تروریست تو دوران سلجوقیان صحبت کنیم که بعدا هرچی ازشون موند رو مغول ها زیر سم جنگیشون له کردن
قبل از این باید بیاییم با دین و دیانت این فرقه آشنا بشیم
که خب اسماعیلیه نزاری بودن
خیلی ورود نمیکنم بهش اما در این حد بدونید که تا امام ششم(جعفر صادق)هم‌راستای بقیه پیش میرن اما توی بقیه ش شاخه میشن و در واقع میگن باید اسماعیل پسر بزرگترش به جای موسی کاظم امام میشد
روایت هم در این باره زیاده اما توی این مبحث به درد ما نمیخوره
قسمت نزاری هم همینه تقریبا
که مستعصل یکی از خلفای مهم مصری میخواسته نزار پسرش جانشین بشه بعدها نظرش تغییر میکنه و "مستعلی" رو انتخاب میکنه
ولی اطرافیان میگن حکم امام قابل تغییر نیست و نزار درسته که در نهایت همون مستعلی میشه که اینجور که اسناد هست اسماعیلیه های ایران طرفدار نزار بودن اون موقع و نکته جالب اینه از اون نسل امام ۴۹م الان زنده ست و تو سوییسه:)))
و خب انتخاب حسن صباح که نزاری بود یک چیزیه بین اعتقاد و سیاست و واقعا خیلی مشخص نیست که چخبره:)))
Forwarded from Human park (mohammad EVD)
داستان در چه زمانی داره رخ میده؟
حکومت سلجوقیان
که قبل از خودشون غزنویان رو برکنار کردن و اومدن روی کار(که این هم داستان باحالی داره)
و سلطانی که بیشتر اسمش به گوشمون میخوره ملکشاهه
و وزیر دربار کیه؟
خواجه نظام الملک طوسی
تو دوران دبیرستان به ما میگفتن احتمالا شما هم شنیدید که یه داستانی به اسم "سه یار دبستانی" وجود داره که حسن صباح و خواجه نظام الملک طوسی و حکیم عمر خیام با هم زیر نظر امام موفق نیشابوری تحصیل میکنن و اونجا قول میدن که در آینده هرکدوم یچیزی بشن و به همدگیه کمک کنن برا آبادی این مرز و بوم که خب البته این عجیبه چون وقتی خیام بدنیا اومد به لحاظ تاریخی خواجه نظام ۴۰ سالش بوده😐😐😐
Forwarded from Human park (mohammad EVD)
Part1
و اما شروع داستان
حسن بن علی بن محمد بن جعفر بن حسین بن محمد الصباح بن حمیری معروف به حس صباح
از قبیله حمیری تو یه جایی بین یمن و عربستان بودن و شیعه عثنی عشری به حساب میان
پدر حسن میاد سمت ایران و نمیدونیم حسن تو قم متولد میشه یا ری
بهرحال بزرگ میشه و تو سن ۱۷ سالگی بعد از مناظره های زیاد تصمیم میگیره اسماعیلی شه(تا اینجا هنوز حرفی از نزاری نیست)
و میره زیر نظر امام موفق نیشابوری تحصیل میکنه و بعدها راه پیدا میکنه به هیئت مشاوران ملکشاه
و اینجا با داداشمون خواجه به مشکل میخوره و بینشون کل کل سنگینی شکل میگیره
از طرفی حسن صباح خیلی مذهبی بوده و از طرف دیگه خواجه سنی شافه ای بوده و اصلا وجود حسن صباح رو نمیتونسته تحمل کنه
بعد از داستان های زیاد
یروز ملکشاه به خواجه نظام میگه برام کل صورتحساب مملکتو بیار ببینم چخبره
خواجه میگه زیاده و طول میکشه
۲ سال وقت بده
ملکشاه هم اوکی میده
حسن صباح میفهمه و میره پیش ملکشاه میگه چخبره من اینو ۴۰ روزه جمع میکنم
خلاصه که میشینه و کلی ادم میاره و کل حسابدارای دربارو جمع میکنه و از نفوذش هم استفاده میکنه و اماده میشه که به موعد تحویل بده
نظام الملک هم متوجه این پاچه خواری میشه و از طریق ملازمش که با ملازم حسن دوست بوده روز قبلش کل دفتر رو حساب کتاب هارو جابجا میکنن
ملازم حسن هم میفهنه ولی از ترسش چیزی نمیگه
روز حساب پادشاه هرچی میپرسه حسن برگه های درست رو پیدا نمیکگه و میبینه همه چی بفاکه
پادشاه فشار میخوره و میرینه به حسن
حسن هم بعد این داستان اینجوری میشه که من ریدم تو این زندگی و از دربار برای همیشه میره
کجا؟
مصر
پر از اسماعیلی:)))
#حشاشین