Forwarded from Sunt lacrimae rerum
زمان برام شبیه مادریه که بچههای خودش رو میخوره تا بتونه ازشون در برابر دنیای بیرون محافظت کنه و برای این که بتونن توی شکمش زندگی کنن هرکاری میکنه، ولی دیگه هیچوقت نمیتونه بچههاش رو واقعا ببینه و باهاشون حرف بزنه و مطمئن بشه فداکاریش داره نتیجه میده یا نه، فقط از روی فشار دست و پاهاشون سعی میکنه اونا رو بشمره، ولی هیچوقت عددش درست درنمیاد و همیشه نگران، غمگین، دو به شک و دلتنگه.
Forwarded from 𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘢𝘺 𝘢𝘧𝘵𝘦𝘳 𝘦𝘵𝘦𝘳𝘯𝘪𝘵𝘺 (•°𝑾𝒊𝒍𝒍𝒐𝒘)
زمان یه خدا با هزاران چهرست. گاهی شبیه زن قدبلندیه که موهای بلندش باز و پریشونن، و با چهرهی ملیحش بهت لبخند اطمینان بخش میزنه. گاهی شبیه دختر نوجوون وحشتزدهایه که روی شلوار جینش قطرههای درشت خون خشک شده، و دخترک درحالی که داره یه چاقوی کوچیک رو توی مشتش فشار میده هراسون میدوه، میدوه و نمیتونه تصمیم بگیره چیزی که پشت سر رها کرده ترسناکتره یا چیزی که پیش رو انتظارش رو میکشه. گاهی شبیه مرد جوونیه که با چشمهای غمزده و چهرهای مأیوس داخل اسکله ایستاده و به دریا خیره شده، منتظره، منتظره، همیشه منتظره. گاهی زنی مسن با قامتی خمیده و پوست چروکیدهست. زنی که موهای بلند و کمپشتش به رنگ برف دراومدن و برق زندگی دیگه داخل چشمهاش نمیدرخشه. درسهای زندگی، فرصتهای از دست رفته، انسانهایی که یه روز امید بودن ولی به زخم تبدیل شدن؛ همگی لابهلای چین و چروک صورتش خونه کردن. گاهی مرد تپل و مهربونیه که توی یه روز دلنشین بهاری زیر یه درخت سیب نشسته و با لپهای گل انداخته و دستهای پرمهر برات میوه پوست میگیره. با لبخند و صدای گرمش صدات میکنه، میخواد که چند لحظه بشینی، چند لحظه از همه چیز فارغ باشی.
Forwarded from 𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘢𝘺 𝘢𝘧𝘵𝘦𝘳 𝘦𝘵𝘦𝘳𝘯𝘪𝘵𝘺 (•°𝑾𝒊𝒍𝒍𝒐𝒘)
زمان یه رودخونهست که کفش پر از سنگه. بعضی از سنگها صیقل خورده و زیبان، قیمتی و ارزشمندن، جاشون لب قفسه کنار وسایل تزئینیه. بعضی از سنگها لبهدار و تیز و برندهن. گوشتت رو عمیق میبرن و به استخوانت میرسن، زخمهای بزرگ و نازیبا روی پوستت جا میذارن.
زمان یه رودخونهست که هیچ وقت نمیایسته، همیشه در حرکته. حرکت گاهی آرومتره و گاهی سریعتر، ولی سرعتش هرچقدر که کم یا زیاد باشه، حرکت کردن همیشگیه. اگر باهاش همراه نشی غرقت میکنه. اگر بخوای سریعتر شنا کنی تا ازش جلو بزنی، تنها چیزی که سریعتر بهش میرسی زمان مرگته.
زمان جریانه. زمان حرکت مداومه.
زمان یه رودخونهست که هیچ وقت نمیایسته، همیشه در حرکته. حرکت گاهی آرومتره و گاهی سریعتر، ولی سرعتش هرچقدر که کم یا زیاد باشه، حرکت کردن همیشگیه. اگر باهاش همراه نشی غرقت میکنه. اگر بخوای سریعتر شنا کنی تا ازش جلو بزنی، تنها چیزی که سریعتر بهش میرسی زمان مرگته.
زمان جریانه. زمان حرکت مداومه.
𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘢𝘺 𝘢𝘧𝘵𝘦𝘳 𝘦𝘵𝘦𝘳𝘯𝘪𝘵𝘺
خب دیگه، امتحان دارم. خدافظ.
عه تمومش کرد :(
موفق باشی *-*
موفق باشی *-*
از وقتی بیدار شدم داره توی مغزم پخش میشه و فکر کنم آخرین باری که بهش گوش دادم ده سال پیش باشه =)
Sunt lacrimae rerum
بیاید بهم سریال تاریخی پیشنهاد بدید=((
یه نگاه بهش بنداز :>
Fu Inlé
Photo
اینو خودم هنوز ندیدم و اونطور "تاریخی" به حساب نمیاد ولی درمورد ۴تا کارآگاهه که توی ۴ دورهی تاریخی مختلف یک قتل رو بررسی میکنن. و خب استفن گراهام توشه :>
قراره هر بار یه مشکلی پیش میاد (خونه آتیش میگیره یا نوک مدادم میشکنه) بگم this is going to ruin the tour و هیچکس نمیتونه جلومو بگیره
😭3
رقص میله خیلی قدیمیتر از اون چیزیه که فکرش رو میکنید (آره ذهنتون بره سمت سومر) و تاریخ ثبت شدهی دقیقش به قرن ۱۲ برمیگرده و اتفاقا چیزی نیست که sexualized شده باشه چون کل این عمل جنسیه =) حداقل الان دیگه بعدش گروپ سکس انجام نمیشه.
❤6
ریشهی پول دنس برمیگرده به اروپا (و چین و... ولی با اینا کاری نداریم) و یکی از استفادههاش برای چیزی بوده به اسم maypole dance (عکس بالا) که اول می هرسال برای باروری و تولید مثل انجام میشده. (بعضی کشورهای اروپایی مثل کشورهای اسکاندیناوی اواسط تابستان جشن میگرفتن) و تهش احتمالا به اورجی خت - (خیلی سالهای پیش و از دوران ویکتورین به بعد کسی همچین کاری نمیکنه)
❤4🍓1
البته جاهای دیگه انقدر جنسی باهاش برخورد نمیشده و توی چین و هند و کشورهای دیگه بیشتر نشون دهندهی قدرت و انعطاف بوده.
❤2👍1🍓1
و این پول دنس مدرنی که الان میبینید از آمریکا اومده بر میگرده به قرن ۱۸ و یه سیرک و رقاصهای خاورمیانهای =)
🍓4❤2