Fu Inlé – Telegram
Forwarded from RegaPlus
از ۱۰ روز آینده، دو ماه توی آسمون داریم

از ۸ مهر تا ۵ آذر، سیارکی به اندازه یک اتوبوس به دور زمین می‌چرخه، این مینی‌ماه به مدت دو ماه توی آسمون زمینه و بعد از اون به فضا برمی‌گرده.

@RegaPlus
Forwarded from Yapping Sascha (Sascha)
For real?
Yapping Sascha
For real?
هم آره هم نه؟ PT5 یه سیارک تازه کشف شده‌ست که قراره ۵۳ روز توی آسمان قابل مشاهده باشه ولی دیدنش با چشم غیرمسلح ممکن نیست (یا احتمالش خیلی خیلی کمه) چون قطر این توپ شیطونت کلا ۱۱ متره.
"Penance is often completed on one’s knees."
تهی توی موزیک ویدیو جدیدش گوجو رو کاسپلی کرده و توش داره فایت می‌ده. با کی؟ یور
😭4
"There is a reason nobody likes you. you were hurt so you hurt back. you want to be loved for who you are. but who you are is so vile."
"I don't think people love me. They love versions of me I have spun for them, versions of me they have construed in their minds. The easy versions of me, the easy parts of me to love."
صبح بخیر امروزم فقط برای ایشون
💘1
وقتی ۴۸ ساعته بیداری ولی همچنان اصرار داری چیزی که نوشتی رو تموم کنی
Forwarded from Lorn
شخصی که در خردسالی‌ام می‌گفت برو تا آن‌سوی شهر و بازگرد، اکنون می‌گوید برو تا اواسط لانه‌ی زنبوری به مسافت هزاران کیلومتر خارج از مرز، نیمی از برگه‌ی آزادی‌ات را بستان، و بازگرد. می‌خواهم بخندم، اما حریر به پوست آزرده‌ی تب‌دار تنم چسبیده و تبم را بالاتر می‌برد و این تب در مقابل هر گونه حرکت اضافه و در نتیجه اتلاف انرژی‌ای، می‌ایستد. از اینکه جانم را بر کف دست حمل کنم ابایی ندارم، هیچ‌گاه نداشته‌ام. اما بی‌هیچ داستان و هیجانی آن را از کف دادن، در میان مشتی کثافت، مضحک است. حتی به زبان آوردن مراحل انجام کار هم، مضحک است. اگر طبق برنامه پیش برود می‌شود چنین حکایت مضحکی: هزینه بدهم، نامه بگیرم. نامه را ثبت کنم، ایمیل بگیرم. هزینه بدهم، سند بگیرم. هزینه بدهم، جان برکف بروم و تا مدت نامشخصی گم‌گور شوم. هزینه بدهم، یکی‌دو تکه کاغذ هویتی بستانم. هزینه بدهم، و بازگردم. می‌گوید اگر از این سفر زنده بازگردم، دیگر هیچ‌چیز نمی‌تواند جانم را بگیرد. درست هم می‌گوید. تنها کاری که نکرده‌ام، چپاندن چند نارنجک در جیب و کلاشینکف در دست، پشت جبهه‌ها سنگر گرفتن، است. با این اوصاف هم تنها یک پنجم آن‌چه را باید، کرده‌ام. چرا تنها از کف نمی‌دهم، نمی‌دانم. همچون سالیان درازی که طی شد. هزاران هزار نفر، شده‌ایم مضحکِ دستِ انسان‌نماهای نادانی، که با حجم نادانی و چسبندگی بیشتری نسبت به آنان، تنها از این خفت دست نمی‌کشیم.
2👍1
Forwarded from 𝖨𝖼𝖺𝗋𝗎𝗌 𝗂𝗇𝗍𝖾𝗋𝗅𝗎𝖽𝖾 (§ëţ.B)
Fire dragon’s inn
-Albert camus
“قدم زدن توی خیابون با حس اعتماد به نفس برای اینکه میدونم هیچ چیزی اونقدر مهم نیست حس جالبیه، کنترل میکنم و کنترل نمیشم، من بی حس نیستم فقط… نمیدونم چطور توضیحش بدم که بفهمید!”
دوسش دارم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زیاد شد....
تیام کاوریست موردعلاقه‌شو همه‌جا جا نده می‌میره
🥰1