Fu Inlé – Telegram
خب
همه فکر می‌کنن شروع کوییر کدد شدن خون‌آشام‌ها توی ادبیات و بعدها توی سینما از دراکولای برم استوکر شروع شده. ولی نه.
#Vampires
👍52
همه‌چیز با این دو نفر شروع شد.
لرد بایرن (راست) و پزشک مخصوصش، جان ویلیام پالیدری (چپ).
نمی‌دونم چقدر با کارهای لرد بایرن آشنایی دارید ولی یکی از معروف‌ترین شخصیت‌هایی که ساخت دون ژوان بود. کسی که بعدها خودش بهش تبدیل شد.
7👍1
لرد بایرن آدم عجیبی بود. بعضیا می‌گفتن آدم سرخوش، با استعداد و شوخی بود و بعضیا می‌گفتن غیرقابل تحمل، ترسناکه. خودش اصرار داشت ترکیبی از این دوتاست =) (از جایی به بعد حالش از خودش بهم می‌خورد)
👍4
بخاطر رفتارهای بایرن و تصمیمات نه چندان بالغانه‌ش و اینکه نتونست دیگه نظر مردم به خودش رو تحمل کنه تصمیم گرفت از کشورش بره و اروپا رو بگرده (به طوری خودش رو تبعید کرد)
و برای این کار یه پزشک همراه انتخاب کرد.
👍42
و اینجا جان ویلیام وارد می‌شه.
👍42
گرایش جنسی لرد بایرن هیچ وقت مشخص نبود. دوران ویکورین و قرن ۱۹ و غیرقانونی بودن و قبح داشتن رابطه‌ی دوهمجنس و اعدام شدنشون باعث شده بود کسی نتونه گرایشش رو به صراحت اعلام کنه. ولی خب، بایرن شاعر بود! و دوستان مرد نزدیک زیادی داشت =)
👍7
یکی از اونا John Clare بود که بایرن در وصفش می‌گفت:
I never hear the word “Clare” without a beating of the heart
🔥2
و John Edleston که اگه کسی درمورد من اینطوری حرف می‌زد بهش می‌گفتم ما چی هستیم؟

his voice first attracted my notice, his countenance fixed it, & his manners attached me to him forever
😭7
و آره بایرن با جان‌های زیادی در ارتباط بود :>
کسی نمی‌دونه چرا جان توسط بایرن به عنوان پزشکش انتخاب شد. ولی خب ما زیبایی، سن کم و ایتالیایی بودنش رو نادیده می‌گیریم و به روی لرد نمیاریم.
👍6
این دو نفر همراه باهم سفر می‌کنن تا زمانی که بایرن یه ویلا توی ژنو اجاره می‌کنه و اونجا با ماری شلی، همسرش و خواهر ناتنی‌ش آشنا می‌شه.
👍31
(وای وای این قسمتشو خیلی دوست دارم)
یه شب اینا دور هم جمع شده بودن و داشتن قسمتی از افسانه‌های ترسناک آلمانی رو می‌خوندن که یه ایده به ذهن بایرن رسید و بهشون گفت که بیاین یه چالش بذاریم و هرکس یه داستان ترسناک بنویسه.
و بله ماری شلی فرانکشتاین رو خلق کرد =)
👍5
حالا با این قسمت کاری نداریم.
مهم چیزیه که جان نوشت.
The Vampyre
و نصفه رها شد.
بعد از مدتی بایرن، جان رو مرخص می‌کنه می‌گه دیگه باهاش کاری نداره و جان بعد از مدتی موندن در ایتالیا به انگستان بر می‌گرده. و به دستور شخصی داستانش رو کاملش می‌کنه.
داستان درمورد شخصی به اسم Lord Ruthven و همراه و دوستش Aubreyعه که کنار هم دور اورپا سفر می‌کنن. و توی سفر آبری متوجه تغییر رفتار راتون می‌شه. مردی که زجر دادن دیگران لذت می‌بره و شبیه کسایی نیست که دیده. و انقدر شدت می‌گیره که نمی‌تونه تحمل کنه و از پیشش می‌ره و به یونان سفر می‌کنه. اونجا عاشق زنی می‌شه و از لرد براش می‌گه و با توضیحات اون زن می‌فهمه که چقدر رفتارش به خون‌آشام‌های یونانی شبیه بوده‌. مدتی بعد عشقش کشته می‌شه. گلوی بریده شده و خنجری کنارش.
و وقتی که آبری بیمار می‌شه. لرد برمی‌گرده. (درمورد خون‌آشام‌های یونانی اینجا توضیح دادم)