یه شب اینا دور هم جمع شده بودن و داشتن قسمتی از افسانههای ترسناک آلمانی رو میخوندن که یه ایده به ذهن بایرن رسید و بهشون گفت که بیاین یه چالش بذاریم و هرکس یه داستان ترسناک بنویسه.
و بله ماری شلی فرانکشتاین رو خلق کرد =)
و بله ماری شلی فرانکشتاین رو خلق کرد =)
👍5
حالا با این قسمت کاری نداریم.
مهم چیزیه که جان نوشت.
The Vampyre
و نصفه رها شد.
مهم چیزیه که جان نوشت.
The Vampyre
و نصفه رها شد.
بعد از مدتی بایرن، جان رو مرخص میکنه میگه دیگه باهاش کاری نداره و جان بعد از مدتی موندن در ایتالیا به انگستان بر میگرده. و به دستور شخصی داستانش رو کاملش میکنه.
داستان درمورد شخصی به اسم Lord Ruthven و همراه و دوستش Aubreyعه که کنار هم دور اورپا سفر میکنن. و توی سفر آبری متوجه تغییر رفتار راتون میشه. مردی که زجر دادن دیگران لذت میبره و شبیه کسایی نیست که دیده. و انقدر شدت میگیره که نمیتونه تحمل کنه و از پیشش میره و به یونان سفر میکنه. اونجا عاشق زنی میشه و از لرد براش میگه و با توضیحات اون زن میفهمه که چقدر رفتارش به خونآشامهای یونانی شبیه بوده. مدتی بعد عشقش کشته میشه. گلوی بریده شده و خنجری کنارش.
کامل تعریفش نمیکنم ولی چیزی که اینجا اهمیت داره شباهت جان و بایرن به لرد و آبریه.
و نوع نوشته و رفتاری که خوناشام توی داستان از خودش نشون میده. رابطهای که باهم دارن و اتفاقاتی که بینشون میفته. (مرد فن فیکشن نوش-)
گفته شده رفتار خود لرد بایرن هم به خونآشامها شباهت داشته. علاقهای که رابطهی جنسی نشون میداده و رها کردن زنانی که باهاشون بوده. شخصیت عجیبش و حرفایی که بعضی وقتها میزده.
"I almost rejoice when one I love dies young, for I could never bear to see them old or altered."
و نوع نوشته و رفتاری که خوناشام توی داستان از خودش نشون میده. رابطهای که باهم دارن و اتفاقاتی که بینشون میفته. (
گفته شده رفتار خود لرد بایرن هم به خونآشامها شباهت داشته. علاقهای که رابطهی جنسی نشون میداده و رها کردن زنانی که باهاشون بوده. شخصیت عجیبش و حرفایی که بعضی وقتها میزده.
"I almost rejoice when one I love dies young, for I could never bear to see them old or altered."
این داستان بدون اجازهی جان توی مجله با اسم لرد بایرن چاپ میشه و تا زمانی که خود بایرن و جان اعلام میکنن که این نوشته در دقیقا کار John William Polidori بوده و The Vampyre تبدیل به اولین داستان خونآشامی توی ادبیات میشه.
وقتی که به تمام جزئیات نگاه میکنیم. قرن ۱۹ای که توش کوییرها حق نشون دادن گرایششون رو نداشتن و تنها جایی که میتونستن کنار هم باشن molly housها بوده و انسانهایی که جسورانه اصرار داشتن این عشق و جاذبهی جنسی رو نشون بدن و ظهور ومپایریسم و نوشتههای اروتیک و جنسی باعث میشه ومپایر همراه با "اولین داستانی که ومپایریسم رو وارد ادبیات کرد" تبدیل به "اولین داستان کوییر کدد درمورد خونآشامها بشه"
نحوهی شخصیت پردازی زنانهی هارکر و آبری و شباهتشون به همدیگه در کنار خونآشامی که نماد aristocratها و مردانگی بوده و ارتباطی که باهم داشتن کامل نشون میده استوکر با اینکه نمیخواسته اون جلوهی جنسی و اغواگرانهی خونآشامها رو نشون بده، خواسته یا ناخواسته از ومپایر پالیدری الهام گرفته.
❤2
ببخشید اگر طولانی شد. معمولا نمیتونم به موقع دهنمو ببندم و همینطوری برای خودش میره🙏
💘3
ولی همیشه این نگاه مردانه/زنانهی ویکتوراییها و در نظر گرفتن طبقهی اجتماعی توش (همیشه اون شخص رده بالا ظاهری masculine داره و اون فرد همراهش feminine و آرومه) برام جالب بوده. و توی ومپایر و دراکولا هم کاملش مشخصه (آبری و راتون/دراکولا و هارکر).
اینم پایاننامهی دکترای Matthew Beresford با موضوع:
The Lord Byron / John Polidori relationship and the foundation of the early nineteenth-century literary vampire
The Lord Byron / John Polidori relationship and the foundation of the early nineteenth-century literary vampire
❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
the demon is trying to escape
↳「#NineOneOne」
↳「#NineOneOne」
Fu Inlé
the demon is trying to escape ↳「#NineOneOne」
ایول پرینسس داره با تمام وجودش مقاومت میکنه ابروشو نده بالا
😭1