Fu Inlé – Telegram
یه چیزی که چند وقت بود درگیرش بودم اینه که چرا اساطیر چین انقدر بدون انسجامن. منظورم این نیست که چرا منابع کمی براشون هست و چقدر دهان به دهان روایات تغییر کردن. منظورم اینه که چرا از اول انقدر گسترده و پیچیده و بوده و چرا انقدر طول کشیده که بتونن براش تصمیم بگیرن.
1
و خب یکی از کتابام بالاخره جواب رو بهم داد.
و الان قراره اساطیر چین رو از خلقت با هم بررسی کنیم :>
🔥7
بعضی دنیاها از هیچ به وجود میان.
مثل دنیاهایی که توی اسلام، یهودیت و مسیحیت توضیح داده شدن. خدا جهان رو از هیچ خلق می‌کنه. Ex nihilo.
4
ولی بعضی دنیاهای باستانی همیشه خلقتشون به یه عنصر اصلی وابسته بوده.
مثلا توی اساطیر مصر و یونان و بین‌النهرین ما آب رو داریم. دنیا از آب به وجود اومد‌. توی اساطیر هندی ودایی آبی در آتش بوده. توی اساطیر نورس آب همراه با آتش بوده (سرما و گرما)
2
و توی اساطیر چین می‌بینم دنیا که از مه/بخار خلق شده. مهی که انرژی زمان و مکان رو توی خودش قرار داده. مهی که دقیقا زمان خلقت دچار تغییر می‌شه و به دوگانه‌هایی تغییر شکل می‌ده که زمینه‌ی ساختن دنیا می‌شن. زن و مرد- تاریکی و روشنی- یین و یانگ- سخت و نرم و....
👀71
یه چیزی که توی دنیای چین قابل توجه تک بودن این دنیاست. توی اساطیر نورس می‌بینیم که چندین و چند دنیا وجود داشته و همه بهم وصل بودن و ارتباط داشتن. ولی توی دنیای اساطیر چین نه. شما می‌تونید انتهای دنیا رو ببینید. و فقط همون چیزی وجود داره که شما می‌بینیدش.
4
دنیای اساطیر چین مربعیه که زمین رو شکل داده و کره‌ی بالای سرش که آسمونه که با ۴ تکیه‌گاه روی زمین ایستاده. حالا بین اینکه اون ۴تا چی هستن یکم اختلاف وجود داره. بعضی جاها گفته شده کوه‌هایی هستن که از زمین رشد کردن و برخی هم می‌گن ستون‌هایی هستن که از سطح زمین سر در اوردن و آسمان رو حمل می‌کنن.
3
Fu Inlé
دنیای اساطیر چین مربعیه که زمین رو شکل داده و کره‌ی بالای سرش که آسمونه که با ۴ تکیه‌گاه روی زمین ایستاده. حالا بین اینکه اون ۴تا چی هستن یکم اختلاف وجود داره. بعضی جاها گفته شده کوه‌هایی هستن که از زمین رشد کردن و برخی هم می‌گن ستون‌هایی هستن که از سطح زمین…
اتفاقا اینجا هم یه کراس کالچر خیلی واضح بین چین و یونان داریم. مدل دنیایی که چینی‌ها ساختن خیلی به اساطیر یونان باستان شبیهه و خیلی‌ها در نظر می‌گیرن که بخاطر تاثیرات فرهنگ یونان روی چین بوده که از طریق آسیای مرکزی بهشون رسیده.
4
و مثل اساطیر بابل به محض ساخته شدن دنیا، ستاره‌ها، خورشید و ماه به وجود اومدن و به ترتیب سرجاشون قرار گرفتن.
4
یه چیزی که خوندن اساطیر چین رو کمی سخت می‌کنه وجود پنج ورژن ثبت شده‌ی متفاوت ازشه که طی چندین قرن به وجود اومدن.
2
۱) ورژنی که ما توسط کتاب Questions to Heaven دریافت می‌کنیم. که ۴ قرن پیش از میلاد نوشته شده‌.

۲) دنیایی که از بخاری بی‌شکل به وجود اومده و توی Huai-nan Tzu و Tao Yuan پیدا کردیم. که جفتشون به ۴ قرن پیش از میلاد برمی‌گردن. (دومی طی حفاری‌های اخیر کشف شده)

۳) دنیایی که توضیح می‌ده چطور جهان با جدا شدن آسمان از زمین خلق شده اولین نیمه خدای انسان به وجود اومده و توی Historical Records of the Three Sovereign Divinities and the Five Gods بهش پرداخته شده. این یکی مال قرن سومه.

۴) دنیایی که توی A Chronicle of the Five Cycles of Time جسم آسمانی انسان رو خلق کرده. این هم مال قرن سومه.

۵) دنیایی که توسط یک زن خلق و توی Explanations of Social Customs توضیح داده شده. این به اواخر قرن دوم برمی‌گرده.
2
حتی درمورد حلقت انسان هم چهار ورژن مختلف وجود داره. طبیعتی که انسان رو خلق کرد و از هیچ به وجود اومدن اولین انسان ( a male, obviously) و بعدا هم یک زن.
1
و متاسفانه وقتی که شروع به طبقه‌بندی و اهمیت‌گذاری برای تمام این ورژن‌ها شد. P’an Ku. اولین انسان نیمه الهی مرد اهمیت بیشتری پیدا کرد و شناخته‌تر شد.
1
که واقعا ناراحتم می‌کنه. بعدا می‌فهمیم چرا
👍1
یه چیزی خیلی اینجا جلب توجه می‌کنه اشارات کم، غیرمستقیم و بعضا ناواضح درمورد دنیای زیرین توی اساطیر چینه. توی دنیاهای دیگه می‌بینم که چقدر بهش توجه شده و چقدر توی فرهنگ مردم اهمیت داره. ولی توی چین اینطور نیست‌. به سختی می‌شه چیزی ازش پیدا کرد.
1
Fu Inlé
۱) ورژنی که ما توسط کتاب Questions to Heaven دریافت می‌کنیم. که ۴ قرن پیش از میلاد نوشته شده‌. ۲) دنیایی که از بخاری بی‌شکل به وجود اومده و توی Huai-nan Tzu و Tao Yuan پیدا کردیم. که جفتشون به ۴ قرن پیش از میلاد برمی‌گردن. (دومی طی حفاری‌های اخیر کشف شده)…
و بین تمام این ورژن‌هایی که گفتم. کتاب اول مهم‌ترین نوشته‌ایه که درمورد اساطیر چین داریم. نوشته‌ای که شامل چندین (حدود ۱۶۰)سواله که بعضی وقت‌ها حتی به سوال‌ها جواب نداده و فقط خواننده رو به سمتش هدایت کرده و هیچکس نمی‌دونه دلیلی که این سوال‌ها پرسیده شدن چیه. هیچکس حتی صد در صد مطمئن نیست چه کسی نوشتش. کتاب رو به Qu Yuan نسبت دادن ولی خب...کسی مطمئن نیست :>
2
Forwarded from -Σηραφινα-
The Story of Creation
#Myth
1
Forwarded from -Σηραφινα-
خدایان مصری قادران مطلق نبودند. از خدایان انتظار می رود که از قوانین ماآت پیروی کنند. در اساطیر مصر، خدایان به شکل موجوداتی با طول عمر بیشتر، زورمندتر و تواناتر از آدمیان به تصویر کشیده شده اند، اما باز هم نقص هایی دارند. نیک و بد مطلق بین خدایان معنی ندارد. خدایان با نقاط ضعف انسانی به تصویر کشیده شده‌اند.
باید بدانید که گاهی خدایان با هم مخلوط می‌شدند (خدایان مصری معمولا به صورت سمبل عمل میکردند، برای همین زیاد می بینید که برای مثل نوشته شده آمون-رع که ترکیبی از دو خدا است.)
"سنگ شباکا" بر ویرانه های معبد پتاح در ممفیس پیدا شد، از جمله مهم ترین منابع اسطوره شناسان در خصوص اسطوره های مصری است. داستان آن که "خداشناخت ممفیسی" نامیده می‌شود، آمیزه ای است از نظم و نثر، روایات سوم شخص و گفتارهایی از خدایان، که به چهار قسمت اصلی تقسیم می‌شود.
سر بر آوردن اولین خشکی از بحر آغازین یکی از وقایع مهم دورانی است که نزد مصریان به "زمان اول" معروف است. آنجا مکانی برای پدیدار شدن آفریدگار به وجود آمد.
نحوه تولد اولین خداوندگار، به شکل های مختلف بیان شده است:
گاهی می‌گویند این اتفاق به آخرین خدا که نفرتم نام دارد، مرتبط است. نفرتم خدای لوتوس آغازین بود. لوتوس از بحر آغازین سر بر می‌آورد، گلبرگ هایش را باز میکند و آفریدگار متولد می‌شود. افسانه های دیگری هم هستند. به نظر نمی‌رسد که مصریان اسطوره های آفرینش خود را واقعی می‌دانستند. این اسطوره ها بیشتر شبیه استعاره های زیرکانه از طبیعت هستند.
مصریان هنگام تفکر درباره پیدایش حیات به نمونه هایی از آفرینندگی که در اطراف خود می‌دیدند متوسل می‌شدند: اعمال جنسی که حیوانات و انسان ها را به وجود می‌آورد، کاشتن دانه که برای گیاهان بود، و نیروی ذهن و دست که اشیا را می‌ساخت. پتاح خدای حامی هنرمندان و صنعتگران بود، و روایت آفرینش با پیوند دادن او به آتوم شروع می‌شود.
در اسطوره های آفرینش هلیوپولیس آتوم نقش پدر و مادر را به عهده میگرد، به این شکل که نعوظ می‌کند، نطفه ی خود را به دهان می‌برد، و اولین زوج خدایی، یعنی شو و تفنوت را تف می‌کند.
در بعضی جاها نوشته‌اند لذتی که آتوم از این عمل می‌برد، روندی ضروری است. شاید این افسانه بسیار تکان دهنده و بدوی به نظر برسد، اما همین اسطوره با جزئیات زیاد در مقبره ها نشان داده می‌شد. گاهی به دست آتوم شخصیت بخشیده‌اند، در هیئت خدابانویی که با آلت او یکی می‌شود تا حیات را خلق کند، و به این ترتیب بر دو جنسه بودن آفریدگار تاکید می‌کنند.
در خداشناخت ممفیسی اما این افسانه به شکل دیگری بازگو می‌شود. آتوم از دهان خود به مثابه رحم استفاده می‌کند، با این حال بخش هایی از دهان که نماد قدرت تکلم خدایی هستند. همان‌طور که می‌دانید (اگه متن قبلی درمورد مصر رو خونده باشید) مصریان معتقد بودند که عقل و شعوری که همه چیز را کنترل می‌کند در قلب جای دارد. در خداشناخت ممفیسی پتاح ، آدمیان و جانوران را به این گونه به وجود آورد که ابتدا آن‌ها را در قلب خود طراحی کرده است و با زبان خود نامیده است. کلمات خدایی پتاح، به افکار واقعیت می‌بخشند. کمی مانند عبارت مشهور آغازین انجیل یوحنا: " در آغاز کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود."
خداشناخت ممفیسی حقیقت اسطوره‌ها‌ی آفرینش هلیوپولیس را نفی نمی‌کند، اما با بیان اینکه آتوم حکم قلب و دست پتاح را داشته است، جانشین آنها می‌شود.

پ.ن:
هلیوپولیس: یکی از دو معبد بزرگ مصریان | لوتوس: نیلوفر آبی | نعوظ: تحریک شدن جنسی (اینجا منظورش خودارضاییه) | نطفه: اسپرم/تخمک
2