Fu Inlé – Telegram
Fu Inlé
ایرلندی‌ها حتی شعر رو نوعی از جادو می‌دونستن. جادوی قدرتمندی که شکل دیگری از تجدید حیاته و ساتیر، قدرتمندترین نوع شعره. شعری که دنیا مادی رو تغییر می‌ده.
یه چیزی که خیلی جالبه اینه که کلت‌ها خیلی به تعادل اعتقاد داشتن و برای همین هیچ پادشاهی تنها حکومت نمی‌کرد و همیشه یه دروید-شاعر کنارشون بود. و این تعادل بیشتر مواقع با ازدواج پادشاه با الهه‌ی زمین شکل می‌گرفت و اگر الهه علاقه‌ی خودش رو از دست می‌داد، قطحی و خشکسالی همه‌جا رو فرا می‌گرفت.
پس مردم هیچ وقت در خدمت پادشاه نبودن بلکه پادشاه به عنوان همسر الهه‌ی زمین به اونا خدمت می‌کرد.
7
Fu Inlé
دروید-شاعر
حالا نقش اینا چی بوده؟
همونطور که گفتم کلت‌ها نوشتن رو اونقدر مهم نمی‌دونستن و با بیان جلو می‌رفتن. و برای بیشتر از اونی که فکرش رو بکنید به سخنوری اهمیت می‌دادن. از برخوانی رو تمرین می‌کردن و یاد می‌دادن. و محفل‌هایی وجود داشتن که درویدهای عضوشون مهارت‌‌های بالایی توی حفظ کردن و فی‌البداهه حرف زدن و اجرا کردن داشتن.
6
و به جز اون مهارت‌های ذهنیشون رو هم تقویت می‌کردن. وارد رویاها می‌شدن، سرنوشت رو می‌خوندن و اواکل‌هایی بودن که طلسم اجرا می‌کردن و دنیا رو می‌دیدن.
5
درویدها فقط یک نقش نداشتن توی این جامعه. اونا شاعر، تاریخ‌‌دان، موسیقی‌دان و استاد بودن. با اینکه کم پیش میومد یک نفر تمام این تخصص‌ها رو داشته باشه ولی توی تمام جوامع درویدها همچین کسایی رو می‌دید.
9
اگه خوشتون اومده کتاب رو همین شکلی باهم بخونیم هر دفعه؟ هرچی رو که خوندم بیام براتون توضیح بدم.
11🔥5💘3
Forwarded from 𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘢𝘺 𝘢𝘧𝘵𝘦𝘳 𝘦𝘵𝘦𝘳𝘯𝘪𝘵𝘺 (𝒘𝒊𝒍𝒍𝒐𝒘)
how to actually feel what you're feeling without running away from it:

-وقتی متوجه میشی که استرس شدید گرفتی و داره بهت غلبه میکنه، یه لحظه پاز کن. یه لحظه متوقف شو و بدون اینکه هیچ کاری درموردش بکنی حسش کن، اکنالج کن که استرس دارم، استرس داره خفم میکنه، داره اذیتم میکنه. برای چند لحظه هم که شده فقط نسبت به حسی که داری آگاه باش.
-احساسی که داری رو اسم ببر، و بعد سعی کن اسمی که به خودت گفتی رو هضم کنی.
این استرسه. این ترسه. این خشمه. این ناامیدیه.‌
-احساسات شدیدت رو کجای بدنت تجربه میکنی؟
برای اکثریت یا شکمه، یا قفسه‌ی سینه‌ست، یا گلو.
مال خودت رو پیدا کن. برای من همیشه شکممه. برای تو کجاست؟
آروم لمسش کن. اگر فکر میکنی راحتی میتونی آروم دستت رو حرکت بدی. میتونی چشمت رو‌ ببندی و سعی کنی نفس عمیق بکشی. یا نه، فقط بذاری دستت اونجا باشه. ground yourself with that touch.
-به خودت چند دقیقه فرصت بده تا چیزی که عواطفت درتلاشن بهت بگن رو حس کنی.‌ برای من معمولا ده دقیقه بیشتر طول نمیکشه. ببین برای تو چطور میشه؟ چقدر زمان نیاز داری؟ به خودت اجازه بده برای پنج دقیقه هم که شده وحشت کنی. بترسی. قلبت درد بگیره از غصه.
نیاز داری دراماتیک باشی و غر بزنی و کل دنیا رو ببری زیر سوال؟ به خودت اجازه بده. با این آگاهی که داری به خودت اجازه میدی انجامش بده.
-اگر فکر میکنی بهت کمک میکنه، از خودت بپرس چرا چنین حسی دارم؟
سعی نکن بیش از حد آنالیزش کنی، نگاه کردن بیش از حد منطقی به احساسات خودش یه مدل از فرار کردنه.
-از خودت بپرس حسم داره سعی میکنه بهم چی بگه؟ میخواد در مقابل چی ازم محافظت کنه؟ حست رو بشنو.
-حتی اگر باورش نداری، بازم به خودت یادآوری کن که احساسی که داری دست تو نیست. تو انتخاب نمیکنی چه حسی داشته باشی. ولی تو هستی که انتخاب میکنی در جواب به حست چه واکنشی نشون بدی.
-لازم نیست با خودت مهربون باشی اگر نمیتونی. لازم نیست خودت رو ناز کنی.‌ فقط چند دقیقه با خودت بشین و نگاه کن و خودت رو قضاوت نکن. بدون که دعوا کردن خودت سر چیزی که روش کنترل نداری بهت کمک نمیکنه.
1👍1
Forwarded from 𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘢𝘺 𝘢𝘧𝘵𝘦𝘳 𝘦𝘵𝘦𝘳𝘯𝘪𝘵𝘺 (𝒘𝒊𝒍𝒍𝒐𝒘)
در مقیاس خیلی کوچیک‌تر اینکه فقط حست رو اسم ببری و چند لحظه سعی کنی اسمش رو هم که شده هضم کنی قدم دیگه‌ای رو به جلوئه
Forwarded from 𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘢𝘺 𝘢𝘧𝘵𝘦𝘳 𝘦𝘵𝘦𝘳𝘯𝘪𝘵𝘺 (𝒘𝒊𝒍𝒍𝒐𝒘)
در درجه‌ی بعدی ببین چی باعث میشه اونقدر بترسی که کلا بخوای فرار کنی. یکی از دلایل رایجش high stakes ـه.
چیزی که میخوای روش کار کنی خیلی بزرگه، خیلی مهمه، خیلی تأثیرگذاره.
کاری که میتونی انجام بدی اینه که تا جایی که ممکنه کوچیکش کنی. هدفت رو اونقدر بشکن تا برسه به کوچیک‌ترین حالت خودش. مثلا اگر هدفت یاد گرفتن یه زبان جدیده، بیا هدف روز اولت رو بذار پنج دقیقه نگاه کردن به الفبای اون زبان. میشه دیگه، مگه نه؟ اینقدر کوچیکش کن که انجام ندادنش خنده‌دار و غیرممکن باشه.
بعد که ترست ریخت و دیدی میتونی، کم‌کم بزرگ‌ترش کن، بهش اضافه کن و کار بیشتری انجام بده.
اگر پیشرفتت پیوسته نبود و یه روز ازش عقب موندی عیبی نداره. به خودت یادآوری کن که این یه روز قرار نیست روزهای قبلی رو undo کنه. تو هنوزم توی مسیر درستی. و طبیعیه اگر بعضی روزا نشه یا نتونی.
Forwarded from 𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘢𝘺 𝘢𝘧𝘵𝘦𝘳 𝘦𝘵𝘦𝘳𝘯𝘪𝘵𝘺 (𝒘𝒊𝒍𝒍𝒐𝒘)
یه چیز دیگه هم که کمک میکنه، و از راهکارهای غلبه به کمال گرایی هم هست، اینه که توجهت رو از روی نتیجه‌ی نهایی برداری و به پروسه منتقلش کنی.
به اینکه بعد از یک ساعت درس خوندن چند صفحه خوندی و چند تا مبحث کاور کردی فکر نکن، به این فکر کن که یک ساعت درس خوندی و این پیشرفته.
به اینکه کی قراره با ورزش وزنت کم بشه فکر نکن، به این فکر کن که امروز ورزش کنی و درست انجامش بدی.
به این فکر کن که پنج دقیقه انجام دادن یه کار بهتر از انجام ندادنشه. یه رب پیاده‌روی بهتر از هیچی پیاده‌رویه. نیم ساعت مطالعه از هیچی مطالعه نکردن بهتره.
پیشرفت پیشرفته، نمیشه با خط‌کش اندازش گرفت.
اینکه شبنم هر وقت کاری انجام می‌ده که به پیشرفتش کمک می‌کنه و یا حالش رو بهتر می‌کنه اولین فکرش اینه که با بقیه به اشتراک بذاره تا شاید یکی دیگه بتونه بهتر بشه خیلی برام قشنگه
2
حرفینو - غیرفعال
من بعد خوندن پیامات سعی کردم روی احساساتی که تاحالا داشتم اسم بذارم ولی نمیدونم
نمیتونم بگم چه احساساتین
نمیفهمم ناامیدیه یا ناراحتیه یا ترسه چیه؟نمیتونم بفهممش
حالا درسته من به شوخی این رو می‌فرستم
ولی همچین چیزهایی برای تشخیص احساسات به خیلیا کمک می‌کنن که متوجه بشن دقیقا چه خبره
5💘1
⌜⭒Odysseus himself might have borrowed a trick or two from the rabbit hero.⌟

#WatershipDown
2
⌜⭒A man couldn't see him and a fox wouldn't want him.⌟

#WatershipDown
1
#RabbitLanguage:
1) Hrairoo: little thousand
2) El-ahrairah: the prince with a thousand enemies
3) Fu Inlé: after moonrise
1
Simply, folklore is a story, a rhythm, a song, a saying passed down orally through the generations. In some ways folklore is a lot like the popular party game, telephone. Each time someone hears a story or song and repeat it, he or she changes it slightly. Each teller infuses in the tale a part of himself or herself, filling it with his or her ideas about the world, its people, and its creatures.
2
Fu Inlé
درویدها فقط یک نقش نداشتن توی این جامعه. اونا شاعر، تاریخ‌‌دان، موسیقی‌دان و استاد بودن. با اینکه کم پیش میومد یک نفر تمام این تخصص‌ها رو داشته باشه ولی توی تمام جوامع درویدها همچین کسایی رو می‌دید.
زندگی زنان کلت هنوز که هنوزه مورد بحثه. ما می‌دونیم که زنان در کنار مردان می‌جنگیدن. حکومت رو به دست می‌گرفتن و ارتش رو برای جنگ آماده می‌کردن. ولی این جا محققین به دو دسته تقسیم می‌شن. دسته‌ای که می‌گن کلت‌ها جامعه‌ای مردسالار بودن و زنانی گفته شده انگشت‌شمارن و در واقعیت زن در خدمت همسرش بوده و جز رسیدگی به وظایفی که براش تعریف شده بود کار دیگه‌ای انجام نمی‌داده.
و از طرفی محققین اصرار دارن که جامعه‌ای که وراثت از طریق زن صورت می‌گرفته و جانشینی مادرزادی وجود داشته و جایگاه اجتماعی رو زن مشخص می‌کرده نمی‌تونسته مردسالار باشه!
#Mythology
#Celtic
3
از اساطیر کلتیک چیزی کشف نشده که نشون بده اونا به خلق شدن دنیا توسط خدایانشون اعتقاد داشتن. اگر چیزی بوده هم ثبت نشده و یا از بین رفته و یا هنوز پیدا نشده.
ولی همین باعث شده که پژوهشگران این زمینه نظرشون بر این باشه که کلت‌ها اعتقاد داشتن دنیا خودش، خودش رو ساخته و همیشه در حال ساخته شدن دوباره‌ست و مثل یه چرخه ادامه داره و همیشه بوده و همیشه خواهد بود.
3
و بر خلاف اساطیر چینی که می‌گن دنیا هرآنچه هست که می‌بینیم، کلت‌ها باور داشتن دنیایی هست که نمی‌بینیم. جایی که خدایان و موجودان فراطبیعی دیگه رو توی خودش داره و از اونجا روی زندگی انسان‌ها تاثیر می‌ذارن. دنیایی که خدایان نمی‌تونن به اختیار خودشون ازش خارج و یا بهش وارد بشن. و فقط رد زمان و مکانی مشخص دسترسی صورت می‌گیره.
2
و از اون طرف باور دارن وارد شدن انسان‌‌ها به اون دنیا ممکنه. بعضی‌ها اتفاقی بهش راه پیدا کردن و و بعضی‌ها دزدیده شدن. برای اینکه دقیق‌تر بتونید تصورش کنید Tír Na nÓg رو بخونید.
2
دلم می‌خواست بیشتر بخونیم باهم هر روز ازش چون با اختلاف زیباترین کتابیه که تا الان درمود اساطیر کلت پیدا کردم ولی متاسفانه برده‌ی دولتم
7
Forwarded from Professor's
-Forward this and i will give you a few lines of Dante Alighieri's poems in Italian and an old painting based on your vibe.