بچهها من از فن فیکشن به عنوان یه راه فرار موقت از زندگیم استفاده میکنم برای همین تقریبا تا زمانی تنها کاری که موقع بیدار شدن تا خوابیدن انجام میدادم خوندنش فن فیکشنهای کاپلهایی بود که باهاشون ارتباط برقرار میکردم.
👍9
و از بین تمام نویسندههایی که شناختم و چیزهایی که خوندم توی این همه سال فقط یه نویسندهی موردعلاقه دارم.
🍓3
این آدم نمینویسنه، شاهکار خلق میکنه. طوری از کلمات استفاده میکنه تا با تمام وجودت حسشون کنی. و تمام نوشتههاش یه ریتم خیلی آروم دارن. انگار نویسنده عجلهای برای تعریف داستان و تو عجلهای برای تموم کردنش نداری پس.
💅3
این یکی از سادهترین چیزهاییه که احتمالا فقط برای گرم شدن دستش نوشته. و واقعا چیز خاصی نیست. سیریس برای ریمس شعر میخونه.
Hidden Chat
فیکشن های موردعلاقت؟
فیکشن موردعلاقهم خیلی چیز عجیبیه درمورد موجودی که یه انسان رو پیدا کرده و بهش التماس میکنه که سردشه و لطفا بذاره از خونش بنوشه تا گرم شه :))))
داستان درمورد جان بود که یه کابوی بود توی اون زمان و هر سال تابستون برای فروختن دامها از توی یه صحرا رد میشد و داستان از جایی شروع میشه که مرگ جان رو نشانهگذاری میکنه. یا چیزی که مردم باهاش خطابش میکنن.
یه جسم مبهم همیشه پیششه. نه کایوته نه انسانه و همزمان جفتشونه.
یه جسم مبهم همیشه پیششه. نه کایوته نه انسانه و همزمان جفتشونه.
👀3👎1