Fu Inlé – Telegram
مرسی که به حرفام گوش دادید.
شبت خوبی داشته باشید.
12
قبل از خواب بگم دیگه از کلمه‌ی چرخدنده استفاده نمی‌کنم تایپ کردنش جونم رو بالا آورد چرا انقدر این کلمه سخته؟
😭8
Forwarded from -Σηραφινα-
The Re-model
4
Forwarded from Hidden Chat
https://news.1rj.ru/str/ToColoradoAndBack/47429
یعنی این وسایلی که یه تاریخ و داستانی داره
این اطلاعات
از کجا پیدا میکنی
3
یه سری سایت‌‌ها و پیج‌ها هستن که معمولا چکشون می‌کنم و رندوم بین سایت‌هایی که کتاب برای دانلود می‌ذارن می‌گردم و خیلی کارهای دیگه. ولی اگه نمی‌دونید از کجا شروع کنید از چت جی‌پی‌تی کمک بگیرید علایقتون و موضوعاتی که ممکنه براتون جالب باشه رو لیست کنید و ازش بخواید بهتون یه تاپیک بده با یه خلاصه‌ی‌ کوتاه و چند تا سایت، مقاله یا کتاب که بتونید درموردش بیشتر بدونید.
من برای برنامه‌ی هفتگی ازش استفاده می‌کنم‌. اینطوریه که یه تاپیک بهش می‌دم و ازش می‌خوام که برام یه استادی پلن یک هفته‌ای بچینه و بهش می‌گم با چه چیزهایی راحت‌ترم.
و خب هرشب بهم یه چیزی می‌ده بخونم قبل خواب~
8
و اینکه لطف دارید من واقعا چیز خاصی نمی‌دونم و نسبت به بقیه‌ی بچه‌ها که صحبت می‌کنن خیلی حرفی برای گفتن ندارم.
3
Forwarded from Sweet Shelter Of Mine
Cancel culture

"Cancel culture is a cultural phenomenon in which an individual thought to have acted or spoken in an unacceptable manner is ostracized, boycotted, shunned or fired, often aided by social media."


در واقع، یکی از بچگانه‌ترین کارهایی که نسل سوشال مدیا یاد گرفته انجامش بده و خیلی متعصبانه هم ازش دفاع می‌کنه.

اگر نخوایم از گفته‌ی قدیمی "ببین چی گفته، نبین کی گفته" پیروی کنیم و قبول کنیم که فردی که یک حرفی رو می‌زنه (در این مورد؛ یه اثر هنری رو خلق می‌کنه) با توجه به هدفی که داشته و شرایط اطرافش و... از اثری که خلق کرده جدا نیست و نمی‌شه هنر رو کاملا بدون هنرمند مورد بررسی قرار داد؛ تازه می‌رسیم به مفاهیمی مثل boundary و نقش‌های متفاوت آدم‌ها طی زندگیشون.

شاید ما نتونیم هنر رو از هنرمند جدا کنیم؛ ولی قاعدتا باید بتونیم تمایزی بین "هنرمند" و "شهروند" (یا پدر/مادر، یا مجرم، همسر،...) قائل شیم.
همه‌ی ما نقش‌های متفاوتی توی زندگی‌مون داریم و باور بکنید یا نه؛ توی همه‌شون به یک اندازه خوب یا بد نیستیم.
همسایه‌ها و دوستای جان ون گیسی تا لحظه‌ای که دستگیر شده باور نمی‌کردن که چنین آدم خوب و خوش مشربی بتونه حتی به یه مورچه صدمه بزنه؛ چه برسه به این که قاتل سریالی باشه.
آیا این که جان ون گیسی "دوست و همسایه" خوبی بوده می‌تونه توجیهی بر کارهای وحشتناکی که انجام داده باشه؟ هرگز!!
آیا این که جان ون گیسی یک قاتل سریالیه می‌تونه این حقیقت که دوست‌ها و همسایه‌هاش ازش راضی بودن رو از بین ببره؟ باز هم هرگز. هرچقدر هم که بدمون بیاد، چنین حقیقتی وجود داره.
زندگی همینه؛ ترکیب‌های خیلی عجیبی رو جلوی پای آدما می‌ذاره. مامان و باباهای بد می‌تونن آدم‌های خیلی قانون‌مداری باشن، پارتنرهای معرکه می‌تونن کارفرماهای افتضاحی باشن و صدالبته، آرتیست‌های خوب می‌تونن انسان‌های به شدت رذلی باشن.
هیچ خوب یا بد مطلقی وجود نداره. هیچ خوب و بدی رو نمی‌شه انکار کرد‌.
Forwarded from Sweet Shelter Of Mine
البته، این هم مهمه که ما از چه فاصله و با چه boundary و مرزی داریم به طرف مقابل نگاه می‌کنیم.
توی دنیای قدیم، تعیین مرز خیلی راحت‌تر بود. ما با همه‌ی کره‌ی زمین راه ارتباطی نداشتیم و دایره‌مون محدود به یک سری آدم خاص می‌شد که هرکدوم یه جایی داخل این دایره، دور یا نزدیک به ما ایستاده بودن.
با این که الان این دایره خیلی بزرگ‌تر شده و تعیین این که اینفلوئنسر موردعلاقه‌مون یا اون دوست هلندی‌مون که هرچند وقت یه بار سراغمون رو می‌گیره رو باید کجای این دایره و پشت کدوم مرز قرار بدیم؛ ولی همچنان پرواضحه که هنرمند موردعلاقه‌مون توی یه فاصله‌ی خییییییییلی دور از دایره‌ی ما قرار داره. شاید حتی دورترین نقطه. در نتیجه، نقش‌های این هنرمند، برای ما قابل تفکیک‌تر هم می‌شه.
برای مثال، از بین ۱۱۲ نفر شما، اگر کسایی که من رو از نزدیک می‌شناسن و دوستمن، اتفاقی بفهمن که مثلا من از پارتنرم سواستفاده می‌کنم و اذیتش می‌کنم، طبیعیه توی دوستی‌شون با من تجدیدنظر کنن. شاید پا در میونی کنن و شاید به کسی خبر بدن. به هرحال دایره‌ی ما انقدر در هم فرو رفته که شاید اون ها هم پارتنر منو می‌شناسن. شاید حالا که معلوم شده پارتنر خوبی نیستم و حالا که انقدر نزدیکیم؛ بهتره با ملاحظه‌ی بیش‌تری با من رفتار کنن چون شاید اشتباه کردن. شاید دوست خوبی هم نیستم. با این کار من، زندگی اونا هم ممکنه تحت تاثیر قرار بگیره.
اما برای بقیه، خب، قضیه فرق داره. شما اگر چنین خبری رو اتفاقی بشنوید، درسته که احتمالا دید بدی نسبت به من پیدا می‌کنید، ولی نهایتا با خودتون می‌گید: "خب. احتمالا آدم مزخرفیه ولی من فقط از متنایی که می‌نویسه خوشم میاد‌. همین." دعا می‌کنید پارتنرم از خواب غفلت بیدار شه و تو کامنتا شاید ۴ بار فحشمم بدید. ولی نهایتا من آدم مزخرفیم که متن‌های باحالی می‌نویسم. همین.
رسیدگی به بقیه‌ش، کار بقیه (خانواده‌، دوستان، حتی اگر لازم بشه پلیس و مراجع قضایی) هست.
Forwarded from Sweet Shelter Of Mine
و اما در نهایت؛
مهم‌ترین مسئله، اینه که با کنسل کالچر، دقیقا برخلاف چیزی که هدفمون هست، عمل می‌کنیم!
فلسفه‌ی کنسل کالچر، اینه که قدرتی که به آرتیست به واسطه‌ی هنرش داده شده رو بگیریم که دیگه نتونه با سواستفاده از اون هر غلطی که دلش خواست بکنه.
یعنی در واقع برای معضل "هنر، به انسان‌ها قدرت و جایگاهی می‌ده که باعث می‌شه در نظر مردم به قدیس تبدیل بشن و عدالت در موردشون رعایت نشه" راه حلمون این بوده که صورت مسئله رو پاک کنیم و کلا هنر طرف رو زیر سوال ببریم.
مثل اینه که در پاسخ به "درمورد انسان‌های زیبا، عدالت به درستی انجام نمی‌شه" روی صورت آدمای خوشگل اسید بپاشیم که دیگه خوشگل نباشن که درموردشون ناعدالتی صورت نگیره.
این‌جوری بدتر به این تصور غلط که هنرمندهای خوب باید حتما آدمای خوبی هم باشن دامن می‌زنیم! چون فقط همین ترکیب رو می‌پذیریم و تو جامعه‌مون راه می‌دیم. در این صورت اگر هنرمند خوبی داشته باشیم که آدم بدی باشه و البته آب‌زیرکاه هم باشه، دیگه هرگز پیداش نمی‌کنیم.
با کنسل کالچر، نه دیگه هنرمند خوب داریم نه آدم خوب داریم نه هیچی. چون از ترس این که ترکیب "هنرمند خوب+ آدم بد" سریعا همه رو بایکوت می‌کنیم.
شاید بهتر باشه کم کم بپذیریم ترکیب‌های این‌جوری زیاده و کسی قول نداده خوب بودن توی یه نقش از زندگی به معنای خوب بودن توی تمام نقش‌هاست. اگر کسی آدم بدیه نمی‌شه منکر هنر خوبش شد و برعکس‌.
بهترین مثال از این مسئله، خانم فرانسواز ژیلو، معشوقه‌ی سابق پیکاسوئه.
٭About Nill٭
چون خیلی باحال بود
خودت خیلی باحالی
ای وای تولد ماهی کوچیکمه
تولدت مبارک دری نازم. امیدوارم امسال بیشتر لبخند بزنی و ترک‌های قلبت آروم بگیرن.
2
🪖 Week Theme: “The Anatomy of War”

From the personal to the political, the tactical to the tragic. Seven days. Seven layers.


---

📅 Saturday – “What is War?”

Theme: Definitions, origins, and the moral struggle.

Read:
▸ “On War” by Carl von Clausewitz (Book I, Ch. 1–3 – very short but foundational)
▸ “What is War?” – Stanford Encyclopedia of Philosophy

Watch:
▸ Dan Carlin’s Hardcore History – “Blueprint for Armageddon I” (first hour)
▸ Optional: The Fog of War (doc about Robert McNamara – Netflix/YouTube)

Prompt: Write your own definition of war. Not a textbook one — your own.



---

📅 Sunday – “Becoming a Soldier”

Theme: Training, indoctrination, and the stripping of self.

Read:
▸ “Jarhead” by Anthony Swofford (Ch. 1–4)
▸ “What It Means to Train a Soldier” – The Atlantic

Watch:
▸ Full Metal Jacket (1987) – first half, on boot camp
▸ The Recruit (Netflix) – fictional, lighter but relevant

Listen:
▸ This American Life – “Warriors in Training”

Prompt: What would be the hardest part of military training for you?



---

📅 Monday – “The Battlefield”

Theme: Strategy, chaos, and survival in the moment.

Read:
▸ “The Face of Battle” by John Keegan (Battle of Agincourt section)
▸ “Why Soldiers Fight” – JSTOR Daily

Watch:
▸ They Shall Not Grow Old (WWI documentary by Peter Jackson)
▸ Optional: 1917 (film)

Prompt: You’re dropped in a historical battle of your choice. You get to carry one item from 2025. What is it?



---

📅 Tuesday – “The Mind in War”

Theme: Fear, trauma, camaraderie, and PTSD.

Read:
▸ “The Things They Carried” by Tim O’Brien (first 3 stories)
▸ “Moral Injury and the American Soldier” – NYT

Watch:
▸ Restrepo (Afghanistan documentary – raw and award-winning)
▸ Optional: Brothers (2009 film)

Prompt: Write a letter from a soldier to their past self before deployment.



---

📅 Wednesday – “Tactics and Power”

Theme: Command, logistics, and the high-level decisions that cost lives.

Read:
▸ “Strategy” by B.H. Liddell Hart (any 2 chapters — Rommel, Scipio, or T.E. Lawrence recommended)
▸ “How Logistics Wins Wars” – War on the Rocks

Watch:
▸ The Art of War – Kurzgesagt-style summary on YouTube
▸ The Battle of Midway – US Naval War College animated overview

Prompt: Pick a real general. Study their tactics. What would you have done differently?



---

📅 Thursday – “Homefront & Aftermath”

Theme: War’s effect on civilians, states, families.

Read:
▸ “Persepolis” by Marjane Satrapi (any 3 chapters related to the Iran-Iraq war)
▸ “War’s Long Shadow” – Foreign Policy

Watch:
▸ Come and See (1985 Soviet film — brutal, only if you're ready)
▸ The Breadwinner (animated, lighter, Afghan girl’s POV)

Prompt: Imagine you are a child growing up during war. Write a diary entry.



---

📅 Friday – “What Now?”

Theme: The future of warfare, drones, AI, cyberwar, disarmament.

Read:
▸ “Ghost Fleet” by P.W. Singer (fictional but realistic – read excerpts)
▸ “The Future of War” – Brookings Institute

Watch:
▸ Eye in the Sky (film on drone ethics)
▸ Frontline: Rise of the Drones (PBS)

Listen:
▸ War College podcast – “Killer Robots” episode

Prompt: If you had to define the next war in one word, what would it be?
8
این برنامه‌ی مطالعه‌ی این هفته‌ی منه. ازش بخواین با همین جزئیات بهتون برنامه بده و اگه خواستید می‌تونم هر هفته پلن‌هام رو بذارم و باهم بخونیم.
15👍4
می‌شه امشب هم از یونان بگم؟ بعدش قول می‌دم بریم یه جای دیگه
16
6🍾1
یه سری معابد توی یونان باستان وجود داشتن که مثل بیمارستان عمل می‌کردن و جایی وقف شده برای خدای درمانشون (آسکلیپیوس) بود.
معمولا مکان‌های مقدس برای ساخت این معابد انتخاب می‌شدن. جایی که آب روان داشت، به طبیعت نزدیک یا بالای تپه بود.
معروف‌ترین‌ ‌مهم‌ترین‌هاش توی کوس (اینی توی عکس می‌بینید) اپیداروس و پرگامون بودن.
به این معابد می‌گفتن آسکلیپیه‌آ، معابد خواب و شفا.
3🍓1🍾1
این معابد چه خدماتی می‌دادن؟

- موسیقی‌درمانی
- گیاه‌درمانی
- تئاتر
- تمرین‌های کششی و بدنی
- آب‌درمانی
- خواب‌درمانی

ما با آخری کار داریم.
🍾32
اول بیاین ببینیم نحوه‌ی پذیرش بیمار توی این معابد به چه شکله.

۱)ثبت‌نام:
بیمار یا یکی از اعضای خانواده‌ش به معبد میومد و نام‌نویسی می‌کرد و درخواست می‌داد. یه فرم/لیست رو پر می‌کرد و اطلاعات خواسته شده رو می‌نوشت. یه قربانی هم معمولا می‌دادن (مار/حیوانات اهلی/نان مقدس)

۲) پاکسازی قبل از ورود به بخش خواب:
تمام بیماران قبل از ورود باید خودشون رو توی معبد آماده و پاکسازی می‌کردن. روزه‌های خاص می‌گرفت و غذاهای مشخص می‌خوردن و خودشون رو تمیز می‌کردن و دعا می‌خوندن.
نحوه‌ی دعا به اون صورتی که ما فکر می‌کنیم نبوده. جلوی مجسمه‌ی خدای موردنظر انجام می‌شده و یه ترتیب خاص داشته و یه ساختار منظم و همیشگی داشته چون قرار بوده مستقیما با خدا ارتباط بگیرن.
پس اینطوری که:
- ستایش (برای به دست اوردن دلش)
- درخواست
- تعهد دادن برای انجام کار مشخصی در قبال براورده شدن دعا

۳) آنوباتیسم:
بیمار به اتاقی به اسم آباتون هدایت می‌شد. اتاقی ساکت، تاریک و راحت که محل شروع درمان اصلی بود‌. بیمار شب رو توی آباتون به صبح می‌رسوند و زمانی که خواب بود خدای درمان و همراهانش به خوابش میومدن و یا درمانش می‌کردن و یا راه‌حل مشکلش رو می‌گفتن.

۴) تفسیر و درمان:
این خواب‌ها همگی توسط کاهن‌ها تفسیر می‌شدن تا درمان اصلی رو پیدا کنن و اگر نیازه دارو تجویز کنن. ممکن بود نوشیدنی خاصی بدن یا بگن این رژیم غذایی رو رعایت کن و یا اگه مشکل حاد بود جراحی می‌شد (فقط جراحی‌های کوچیک. انتظار عمل قلب نداشته باشید‌‌.)

۵) تکمیل درمان
ممکن بود بیمار مجبور بشه برای مدتی توی معبد بمونه یا کاهن‌ها ازش بخوان که تا زمان مشخصی به قربانی کردن ادامه بده.
5🍓1👀1
حالا این همه گفتم که به چی برسم؟
هایلایت رضایت مشتری!
یه چیزی بوده به اسم ایاماتا (جمع ایاما به معنی درمان بوده). اینا گزارش‌هایی بودن که مردم توی معابد (مخصوصا معابد متعلق به آسکلیپیوس) می‌نوشتن و شرح حال می‌دادن که چه مشکلی داشتن و چطور درمان شدن و واو چقدر خوب بوده همه چی و شت معجزه!
یکی از نمونه‌هاش رو ببینید:
Ἀρισταγόρας Ἄργειος χωλός.
ἔδοξε αὐτῷ ἐνυπνιασθέντι ὁ θεὸς ἅψασθαι τοῦ σώματος καὶ λέγειν ὅτι ἀνίστασο καὶ περιπάτει.
καὶ ἀναστάς ἦλθεν ὑγιὴς ἔχων τὸ ῥάβδον ὃ κατέλιπεν ἐν τῷ τέμενει

Aristagoras, a man who was lame and walked with a cane, came to the sanctuary of Asclepius and slept in the abaton.
In his dream, the god appeared beside him, touched his body, and said:
‘Now rise from your bed!’
When he awoke, he got up, walked without his cane, and left it behind.
💘4