Fu Inlé – Telegram
حالا خود مکانیزم رو بررسی کنیم.
این مکانیزم تماما از ورقه‌ی برنز و توی یه باکس قرار گرفته. (یه جعبه‌ی کفش رو در نظر بگیرید) روی در‌های این باکس و قسمت‌‌هایی از خود دستگاه نوشته‌هایی حک شدن که خوشبختانه قسمت‌های زیادی ازشون سالم مونده و تونستن ترجمه‌شون کنن. این نوشته‌ها به ما ثابت می‌کنن که این دستگاه کاربرد نجومی/تقویمی داشته.
باور دارن یه محور دستی داشته که با حرکت دادنش چرخدنده‌ی اصلی می‌چرخیده و بقیه رو به حرکت در می‌آورده و هربار چرخش کامل چرخدنده‌‌ی اصلی معادل یک سال بود.
جلوی این دستگاه یه صفحه قرار گرفته که مسیر حرکت خورشید و ماه روی دایرةالبروج رو نشون می‌داده.

دایرةالبروج چیه؟ یه مسیر خیالیه که خورشید باید اون رو طی کنه تا دور زمین کامل بچرخه. یعنی چی؟ ما می‌دونیم که زمین دور خورشید می‌چرخه ولی ما اگه یه دایره‌ی فرضی بکشیم و مسیر چرخش زمین رو مشخص کنیم وقتی از روی زمین می‌بینیم انگار برعکسه و خورشید داره دور زمین می‌چرخه. در اصل صفحه‌ی مدار زمین به دور خورشیده. به چه کاری میاد؟
۱۲ صور فلکی (زودیاک) روی همین مسیر قرار دارن. وقتی ماه و خورشید خیلی نزدیک بهش باشن خورشیدگرفتی و ماه‌گرفتی رخ می‌ده و چیزای دیگه.
5
از بحث خارج نشیم.
به جز این یه توپ نقره‌ای متحرک وجود داشت که فازهای ماه رو نشون می‌داد. این خیلی خیلی خیلی مهمه چون نشون دادن ناهنجاری اول توی همچین چیزی توی اون زمان!!! واقعا غیرممکن به نظر می‌رسه.

ناهنجاری اول چیه؟
توی نجوم باستان به نوسانات سرعت ماه توی مدارش به دور زمین رو می‌گن ناهنجاری اول. که نشون می‌ده ماه با سرعت ثابتی دور زمین نمی‌چرخه. Equation of the center هم بهش می‌گن.

چرا وجود داره اصلا؟ چون مدار ماه گرد نیست، یه بیضیه. دوتا نقطه توی این مدار وجود داره.

۱) حضیض یا perigee: توی این نقطه ماه توی نزدیک‌ترین حالتش به زمین قرار می‌گیره.
۲) اوج یا apogee: توی این نقطه ماه توی دورترین حالتشه. پس کندتر حرکت می‌کنه.

پس همین تفاوت‌ها باعث ناهنجاری می‌شه.

حالا چرا من دارم خودمو تیکه تیکه می‌کنم؟ چون این چیزی که ساختن شاهکار مهندسیه.
بیاین از اول شروع کنیم.
این مکانیزم از ۳ مدل چرخدنده و مکانیزم دیگه تشکیل شده.

۱) چرخدنده ساده:
اینو همه‌تون می‌شناسین دیگه. باهاشون محاسبات ساده مثل حرکت خورشید رو انجام می‌دادن

۲) چرخدنده‌های اپی‌سایکل:
از اینجا ترسناک می‌شه. چرخدنده اپی‌سایکل چیه؟ یعنی یه چرخدنده همزمان با چرخش خودش دور یه نقطه‌ی دیگه هم می‌چرخه.
5
از این مدل چرخدنده برای پیش‌بینی حرکات غیرخطی آسمانی استفاده می‌کنن. مثل همون ناهنجاری اول یا کلا حرکات بیضی شکل.

۳) شیار و میخ:
این یه مکانیزمه که هنوز ما ازش استفاده می‌کنیم! اینطوریه که یه میخ دور یه شیار حرکت می‌کنه. ولی به صورت نوسانی!
4
5
چرا انقدر مهمه این دستگاه؟
چون تا هزارسال بعدش حتی یک چیز مشابه به این تولید نشد. فقط یکی ازش هست و ما نمی‌دونیم دستگاه‌های بیشتری وجود داشتن یا این تنها نمونه‌ست. و آیا چه چیزهایی دیگه‌ای می‌تونستیم پیدا کنیم اگه کل دستگاه رو داشتیم؟
7
The Antikythera Mechanism
4
مکانیزمی که ثابت می‌کنه علم به صورت خطی حرکت نمی‌کنه.
5
Forwarded from Hidden Chat
از کجا اینارو پیدا میکنی؟😭
مرسی که به حرفام گوش دادید.
شبت خوبی داشته باشید.
12
قبل از خواب بگم دیگه از کلمه‌ی چرخدنده استفاده نمی‌کنم تایپ کردنش جونم رو بالا آورد چرا انقدر این کلمه سخته؟
😭8
Forwarded from -Σηραφινα-
The Re-model
4
Forwarded from Hidden Chat
https://news.1rj.ru/str/ToColoradoAndBack/47429
یعنی این وسایلی که یه تاریخ و داستانی داره
این اطلاعات
از کجا پیدا میکنی
3
یه سری سایت‌‌ها و پیج‌ها هستن که معمولا چکشون می‌کنم و رندوم بین سایت‌هایی که کتاب برای دانلود می‌ذارن می‌گردم و خیلی کارهای دیگه. ولی اگه نمی‌دونید از کجا شروع کنید از چت جی‌پی‌تی کمک بگیرید علایقتون و موضوعاتی که ممکنه براتون جالب باشه رو لیست کنید و ازش بخواید بهتون یه تاپیک بده با یه خلاصه‌ی‌ کوتاه و چند تا سایت، مقاله یا کتاب که بتونید درموردش بیشتر بدونید.
من برای برنامه‌ی هفتگی ازش استفاده می‌کنم‌. اینطوریه که یه تاپیک بهش می‌دم و ازش می‌خوام که برام یه استادی پلن یک هفته‌ای بچینه و بهش می‌گم با چه چیزهایی راحت‌ترم.
و خب هرشب بهم یه چیزی می‌ده بخونم قبل خواب~
8
و اینکه لطف دارید من واقعا چیز خاصی نمی‌دونم و نسبت به بقیه‌ی بچه‌ها که صحبت می‌کنن خیلی حرفی برای گفتن ندارم.
3
Forwarded from Sweet Shelter Of Mine
Cancel culture

"Cancel culture is a cultural phenomenon in which an individual thought to have acted or spoken in an unacceptable manner is ostracized, boycotted, shunned or fired, often aided by social media."


در واقع، یکی از بچگانه‌ترین کارهایی که نسل سوشال مدیا یاد گرفته انجامش بده و خیلی متعصبانه هم ازش دفاع می‌کنه.

اگر نخوایم از گفته‌ی قدیمی "ببین چی گفته، نبین کی گفته" پیروی کنیم و قبول کنیم که فردی که یک حرفی رو می‌زنه (در این مورد؛ یه اثر هنری رو خلق می‌کنه) با توجه به هدفی که داشته و شرایط اطرافش و... از اثری که خلق کرده جدا نیست و نمی‌شه هنر رو کاملا بدون هنرمند مورد بررسی قرار داد؛ تازه می‌رسیم به مفاهیمی مثل boundary و نقش‌های متفاوت آدم‌ها طی زندگیشون.

شاید ما نتونیم هنر رو از هنرمند جدا کنیم؛ ولی قاعدتا باید بتونیم تمایزی بین "هنرمند" و "شهروند" (یا پدر/مادر، یا مجرم، همسر،...) قائل شیم.
همه‌ی ما نقش‌های متفاوتی توی زندگی‌مون داریم و باور بکنید یا نه؛ توی همه‌شون به یک اندازه خوب یا بد نیستیم.
همسایه‌ها و دوستای جان ون گیسی تا لحظه‌ای که دستگیر شده باور نمی‌کردن که چنین آدم خوب و خوش مشربی بتونه حتی به یه مورچه صدمه بزنه؛ چه برسه به این که قاتل سریالی باشه.
آیا این که جان ون گیسی "دوست و همسایه" خوبی بوده می‌تونه توجیهی بر کارهای وحشتناکی که انجام داده باشه؟ هرگز!!
آیا این که جان ون گیسی یک قاتل سریالیه می‌تونه این حقیقت که دوست‌ها و همسایه‌هاش ازش راضی بودن رو از بین ببره؟ باز هم هرگز. هرچقدر هم که بدمون بیاد، چنین حقیقتی وجود داره.
زندگی همینه؛ ترکیب‌های خیلی عجیبی رو جلوی پای آدما می‌ذاره. مامان و باباهای بد می‌تونن آدم‌های خیلی قانون‌مداری باشن، پارتنرهای معرکه می‌تونن کارفرماهای افتضاحی باشن و صدالبته، آرتیست‌های خوب می‌تونن انسان‌های به شدت رذلی باشن.
هیچ خوب یا بد مطلقی وجود نداره. هیچ خوب و بدی رو نمی‌شه انکار کرد‌.
Forwarded from Sweet Shelter Of Mine
البته، این هم مهمه که ما از چه فاصله و با چه boundary و مرزی داریم به طرف مقابل نگاه می‌کنیم.
توی دنیای قدیم، تعیین مرز خیلی راحت‌تر بود. ما با همه‌ی کره‌ی زمین راه ارتباطی نداشتیم و دایره‌مون محدود به یک سری آدم خاص می‌شد که هرکدوم یه جایی داخل این دایره، دور یا نزدیک به ما ایستاده بودن.
با این که الان این دایره خیلی بزرگ‌تر شده و تعیین این که اینفلوئنسر موردعلاقه‌مون یا اون دوست هلندی‌مون که هرچند وقت یه بار سراغمون رو می‌گیره رو باید کجای این دایره و پشت کدوم مرز قرار بدیم؛ ولی همچنان پرواضحه که هنرمند موردعلاقه‌مون توی یه فاصله‌ی خییییییییلی دور از دایره‌ی ما قرار داره. شاید حتی دورترین نقطه. در نتیجه، نقش‌های این هنرمند، برای ما قابل تفکیک‌تر هم می‌شه.
برای مثال، از بین ۱۱۲ نفر شما، اگر کسایی که من رو از نزدیک می‌شناسن و دوستمن، اتفاقی بفهمن که مثلا من از پارتنرم سواستفاده می‌کنم و اذیتش می‌کنم، طبیعیه توی دوستی‌شون با من تجدیدنظر کنن. شاید پا در میونی کنن و شاید به کسی خبر بدن. به هرحال دایره‌ی ما انقدر در هم فرو رفته که شاید اون ها هم پارتنر منو می‌شناسن. شاید حالا که معلوم شده پارتنر خوبی نیستم و حالا که انقدر نزدیکیم؛ بهتره با ملاحظه‌ی بیش‌تری با من رفتار کنن چون شاید اشتباه کردن. شاید دوست خوبی هم نیستم. با این کار من، زندگی اونا هم ممکنه تحت تاثیر قرار بگیره.
اما برای بقیه، خب، قضیه فرق داره. شما اگر چنین خبری رو اتفاقی بشنوید، درسته که احتمالا دید بدی نسبت به من پیدا می‌کنید، ولی نهایتا با خودتون می‌گید: "خب. احتمالا آدم مزخرفیه ولی من فقط از متنایی که می‌نویسه خوشم میاد‌. همین." دعا می‌کنید پارتنرم از خواب غفلت بیدار شه و تو کامنتا شاید ۴ بار فحشمم بدید. ولی نهایتا من آدم مزخرفیم که متن‌های باحالی می‌نویسم. همین.
رسیدگی به بقیه‌ش، کار بقیه (خانواده‌، دوستان، حتی اگر لازم بشه پلیس و مراجع قضایی) هست.
Forwarded from Sweet Shelter Of Mine
و اما در نهایت؛
مهم‌ترین مسئله، اینه که با کنسل کالچر، دقیقا برخلاف چیزی که هدفمون هست، عمل می‌کنیم!
فلسفه‌ی کنسل کالچر، اینه که قدرتی که به آرتیست به واسطه‌ی هنرش داده شده رو بگیریم که دیگه نتونه با سواستفاده از اون هر غلطی که دلش خواست بکنه.
یعنی در واقع برای معضل "هنر، به انسان‌ها قدرت و جایگاهی می‌ده که باعث می‌شه در نظر مردم به قدیس تبدیل بشن و عدالت در موردشون رعایت نشه" راه حلمون این بوده که صورت مسئله رو پاک کنیم و کلا هنر طرف رو زیر سوال ببریم.
مثل اینه که در پاسخ به "درمورد انسان‌های زیبا، عدالت به درستی انجام نمی‌شه" روی صورت آدمای خوشگل اسید بپاشیم که دیگه خوشگل نباشن که درموردشون ناعدالتی صورت نگیره.
این‌جوری بدتر به این تصور غلط که هنرمندهای خوب باید حتما آدمای خوبی هم باشن دامن می‌زنیم! چون فقط همین ترکیب رو می‌پذیریم و تو جامعه‌مون راه می‌دیم. در این صورت اگر هنرمند خوبی داشته باشیم که آدم بدی باشه و البته آب‌زیرکاه هم باشه، دیگه هرگز پیداش نمی‌کنیم.
با کنسل کالچر، نه دیگه هنرمند خوب داریم نه آدم خوب داریم نه هیچی. چون از ترس این که ترکیب "هنرمند خوب+ آدم بد" سریعا همه رو بایکوت می‌کنیم.
شاید بهتر باشه کم کم بپذیریم ترکیب‌های این‌جوری زیاده و کسی قول نداده خوب بودن توی یه نقش از زندگی به معنای خوب بودن توی تمام نقش‌هاست. اگر کسی آدم بدیه نمی‌شه منکر هنر خوبش شد و برعکس‌.
بهترین مثال از این مسئله، خانم فرانسواز ژیلو، معشوقه‌ی سابق پیکاسوئه.
٭About Nill٭
چون خیلی باحال بود
خودت خیلی باحالی