یادم نیست چی شد ولی پسره با دوستم به مشکل برخورده بود و بخاطر حرفی که زده بود داشت حرصش میداد. بعد من خودمو انداختم وسط و شروع کرد با من صحبت کردن (خدای من خیلی خوشگل بود) و در حدی بحث بالا گرفت که دوستم التماس میکرد بریم.
منم قشنگترین لبخندی که بلد بودم رو به پسره زدم و و درحالی که انگشت فاکم سمتش بالا بود گفتم خب دیگه خدافظ
و دوستمو کشیدم گفتم: بدو لعنتی بدو
دوستم مثل فشنگ جیم زد و منم پشت سرش
تا وسط پله ها اومده بودم پایین که یهو پسره صدام زد و من تا برگشتم نگاهش کردم جفت انگشتای فاکشو بالا گرفت و داد زد فاک یو
و من همونجا عاشقش شدم
منم قشنگترین لبخندی که بلد بودم رو به پسره زدم و و درحالی که انگشت فاکم سمتش بالا بود گفتم خب دیگه خدافظ
و دوستمو کشیدم گفتم: بدو لعنتی بدو
دوستم مثل فشنگ جیم زد و منم پشت سرش
تا وسط پله ها اومده بودم پایین که یهو پسره صدام زد و من تا برگشتم نگاهش کردم جفت انگشتای فاکشو بالا گرفت و داد زد فاک یو
و من همونجا عاشقش شدم
Fu Inlé
یادم نیست چی شد ولی پسره با دوستم به مشکل برخورده بود و بخاطر حرفی که زده بود داشت حرصش میداد. بعد من خودمو انداختم وسط و شروع کرد با من صحبت کردن (خدای من خیلی خوشگل بود) و در حدی بحث بالا گرفت که دوستم التماس میکرد بریم. منم قشنگترین لبخندی که بلد بودم…
یعنی تو خواب هم عاشق آدمای بیشخصیت میشم
بار اول فکر کنم دو هفته وقفه انداختم بینش چون دلم نمیخواست دیگه نگاهش کنم.
و همون بار اول به مراتب از دومی سختتر بود.
و همون بار اول به مراتب از دومی سختتر بود.