Fu Inlé
یادم نیست چی شد ولی پسره با دوستم به مشکل برخورده بود و بخاطر حرفی که زده بود داشت حرصش میداد. بعد من خودمو انداختم وسط و شروع کرد با من صحبت کردن (خدای من خیلی خوشگل بود) و در حدی بحث بالا گرفت که دوستم التماس میکرد بریم. منم قشنگترین لبخندی که بلد بودم…
یعنی تو خواب هم عاشق آدمای بیشخصیت میشم
بار اول فکر کنم دو هفته وقفه انداختم بینش چون دلم نمیخواست دیگه نگاهش کنم.
و همون بار اول به مراتب از دومی سختتر بود.
و همون بار اول به مراتب از دومی سختتر بود.
Fu Inlé
آرماند خیلی کصافطهههههههه
میخواست غذاش رو بده بقیه هم امتحان کنن
سه تیکهش کرد. نگاه کرد ببینه کدوم بزرگتره و بعد دادش مکس T____T
سه تیکهش کرد. نگاه کرد ببینه کدوم بزرگتره و بعد دادش مکس T____T