نارنجستان با یه پرتقال
امروز توی خیابون که بودم و داشتم برمیگشتم با محدثه خوابگاه یهو یه مرده صدام کرد. اولش نشناختمش یهو بهم گفت شما بیمارستان کاشانی پرستار بودید گفتم آره گفت من مریضتون بودم که تصادف کرده بودم پام شکسته بود. یهو شناختمش و حالش اینا رو پرسیدم اونم صحبت کرد باهام…
شما نمیدونید من چقدر بهش افتخار میکنم
کلا فکر کنم کشورهای عضو ناتو فقط خوشگلها رو توی ارتششون راه میدن. زیبا نباشی به درد نمیخوری
ولی من اطلاعات نظامی مزخرفی دارم که به هیچ دردی نمیخورن (به قول یکی گاربج دیتای من پره)
خب رنگ مو رو تست میکنیم
به امید حق تعالی و اون ۵ نفری که زیر کرسی بودن اسمشون یادم نیست ایشالا که رنگ بگیره
به امید حق تعالی و اون ۵ نفری که زیر کرسی بودن اسمشون یادم نیست ایشالا که رنگ بگیره
توی عید برنامهی "در تاریخ چه گذشت" با حضور بندر داریم. میخوام بشونمش جلوم فقط زر بزنم.