کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
ابوالقاسم حالت
#تقویم_فرهنگی امروز، ۳ آبان ۱۳۹۷
۲۶ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۷۱، ابوالقاسم حالت ـ نویسنده، مترجم، شاعر و طنزپرداز ـ درگذشت.
ابوالقاسم عبدالله فرد، متخلص به «حالت» و معروف به «ابوالعینک»، در سال ۱۲۹۸ در تهران متولد شد. حالت پس از تحصیلات مقدماتی، به مدرسهی مروی رفت و دورهی متوسطه را به پایان رساند. در جوانی به فراگیری زبانهای عربی، انگلیسی و فرانسوی پرداخت. از سال ۱۳۱۴ به شعر و شاعری روی آورد و به سرودن شعر در قالب کهن و تذکرهنویسی همت گماشت.
ابولقاسم حالت از سال ۱۳۱۷ همکاری خود را با «مجلهی فکاهی توفیق» آغاز کرد و مطالب خود را با امضای «هُدهُد میرزا» و اشعارش را با نامهای مستعار «خروس لاری»، «قاضی مآب»، و «ابوالعینک» به چاپ میرساند. حالت در ترانهسرایی نیز توانا بود و عموماً ترانههایش را در قالب فکاهی و انتقادی علیه وضعیت سیاسی و اجتماعی آن زمان میسرود. با نشریات «امید»، «تهران مصوّر» و «پیام ایرانی» نیز همکاری داشت. ابوالقاسم حالت سرایندهی «نخستین سرود جمهوری اسلامی ایران» نیز بود. همچنین ترجمهی کتابهای فراوانی، از آن میان؛ «تاریخ فتوحات مغول»، «تاریخ تجارت»، «ناپلئون در تبعید» و «تاریخ کامل ابن اثیر» در کارنامهی فرهنگی وی وجود دارد.
ابوالقاسم حالت در ۳ آبان ۱۳۷۱ در ۷۳سالگی در تهران درگذشت.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
۲۶ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۷۱، ابوالقاسم حالت ـ نویسنده، مترجم، شاعر و طنزپرداز ـ درگذشت.
ابوالقاسم عبدالله فرد، متخلص به «حالت» و معروف به «ابوالعینک»، در سال ۱۲۹۸ در تهران متولد شد. حالت پس از تحصیلات مقدماتی، به مدرسهی مروی رفت و دورهی متوسطه را به پایان رساند. در جوانی به فراگیری زبانهای عربی، انگلیسی و فرانسوی پرداخت. از سال ۱۳۱۴ به شعر و شاعری روی آورد و به سرودن شعر در قالب کهن و تذکرهنویسی همت گماشت.
ابولقاسم حالت از سال ۱۳۱۷ همکاری خود را با «مجلهی فکاهی توفیق» آغاز کرد و مطالب خود را با امضای «هُدهُد میرزا» و اشعارش را با نامهای مستعار «خروس لاری»، «قاضی مآب»، و «ابوالعینک» به چاپ میرساند. حالت در ترانهسرایی نیز توانا بود و عموماً ترانههایش را در قالب فکاهی و انتقادی علیه وضعیت سیاسی و اجتماعی آن زمان میسرود. با نشریات «امید»، «تهران مصوّر» و «پیام ایرانی» نیز همکاری داشت. ابوالقاسم حالت سرایندهی «نخستین سرود جمهوری اسلامی ایران» نیز بود. همچنین ترجمهی کتابهای فراوانی، از آن میان؛ «تاریخ فتوحات مغول»، «تاریخ تجارت»، «ناپلئون در تبعید» و «تاریخ کامل ابن اثیر» در کارنامهی فرهنگی وی وجود دارد.
ابوالقاسم حالت در ۳ آبان ۱۳۷۱ در ۷۳سالگی در تهران درگذشت.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
ان شاءالله مراسم ساعت 2 بعد از ظهر شنبه 5 آبان ماه با حضور ریاست محترم کتابخانه بزرگ آیت الله العظمی مرعشی برگزار خواهد شد.
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library
پیکر فواد سزگین، موسس مرکز تاریخ علوم اسلامی در آلمان و ترکیه، روی دوش اردوغان
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
Photo
#تقویم_فرهنگی امروز، ۳ آبان ۱۳۹۷
۱۸ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۷۹، فریدون مشیری ـ شاعر ـ درگذشت.
فریدون مشیری در سال ۱۳۰۵ در تهران به دنیا آمد. دوران متوسطهی تحصیل را در مدرسههای «دارالفنون» و «ادیب» گذراند. در سال آخر دبیرستان به همکاری با مطبوعات پرداخت و در روزنامهها و مجلات به خبرنگاری و نویسندگی مشغول شد.
مشیری بعدها تحصیلات خود را در رشتهی زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه تهران ادامه داد ولی نیمهکاره آن را رها کرد و کار در مطبوعات را دنبال نمود. او از سال ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۱ مسئول صفحهی شعر و ادب مجلهی «روشنفکر» بود و پس از این زمان، تنظیم صفحهی شعر و ادب مجلهی «سپید و سیاه» را به عهده گرفت. نخستین مجموعه شعر فریدون مشیری با نام «تشنهی توفان» با مقدمهی استاد شهریار و علی دشتی در سال ۱۳۳۴ به چاپ رسید. او توجه خاصی به موسیقی ایرانی داشت و در پی همین دلبستگی، طی سالهای ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ عضو «شورای موسیقی و شعر رادیو» بود.
از این شاعر معاصر مجموعه شعرهای فراوانی بر جای مانده، از آن میان: «بهار را باور کن»، «پرواز با خورشید»، «از خاموشی»، «آه باران» و «با پنج سخنسرا».
فریدون مشیری در ۳ آبان ۱۳۷۹ در ۷۴ سالگی در تهران درگذشت.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
۱۸ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۷۹، فریدون مشیری ـ شاعر ـ درگذشت.
فریدون مشیری در سال ۱۳۰۵ در تهران به دنیا آمد. دوران متوسطهی تحصیل را در مدرسههای «دارالفنون» و «ادیب» گذراند. در سال آخر دبیرستان به همکاری با مطبوعات پرداخت و در روزنامهها و مجلات به خبرنگاری و نویسندگی مشغول شد.
مشیری بعدها تحصیلات خود را در رشتهی زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه تهران ادامه داد ولی نیمهکاره آن را رها کرد و کار در مطبوعات را دنبال نمود. او از سال ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۱ مسئول صفحهی شعر و ادب مجلهی «روشنفکر» بود و پس از این زمان، تنظیم صفحهی شعر و ادب مجلهی «سپید و سیاه» را به عهده گرفت. نخستین مجموعه شعر فریدون مشیری با نام «تشنهی توفان» با مقدمهی استاد شهریار و علی دشتی در سال ۱۳۳۴ به چاپ رسید. او توجه خاصی به موسیقی ایرانی داشت و در پی همین دلبستگی، طی سالهای ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ عضو «شورای موسیقی و شعر رادیو» بود.
از این شاعر معاصر مجموعه شعرهای فراوانی بر جای مانده، از آن میان: «بهار را باور کن»، «پرواز با خورشید»، «از خاموشی»، «آه باران» و «با پنج سخنسرا».
فریدون مشیری در ۳ آبان ۱۳۷۹ در ۷۴ سالگی در تهران درگذشت.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
یحیی آرینپور
#تقویم_فرهنگی امروز، ۴ آبان ۱۳۹۷
۳۳ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۶۴، یحیی آرینپور - محقق و ادیب - درگذشت.
یحیی آرینپور در حدود سال ۱۲۸۶ در تبریز متولد شد. نیاى پدریاش عباس میرزا بود و از طرف مادر سلسلهی نسبش به خواجه نصیرالدین طوسى میرسد. او در شرح حال خود در «کتاب امروز» میگوید: «روز و ماه و حتى سال تولدم را به درستى نمیدانم، آنچه از این بابت در شناسنامهام آمده، راه به جایى نمىبرد، زیرا مستند به بیاض و یادداشت پشت جلد كتابى نیست». اما به نظر میرسد که حدود سال ۱۲۶۸ به دنیا آمده باشد. آرینپور در مدرسهاى در تبریز كه اسماعیل امیرخیزى مدیریت و تعلیمات آن را بر عهده داشت، تحصیل كرد. از همدرسانش؛ دكتر رعدى آذرخشی، دكتر علىاصغر حریرى و محمدحسین شهریار بودند. از معلمانش نیز، ابوالقاسم فیوضات، تقى رفعت و سید احمد كسروى بودند. تقى رفعت نخستین شخصى بود كه وى را با ادبیات نو آشنا کرد. هنگامى که آرینپور در پایهی ششم دبیرستان تحصیل میكرد، شش شماره از «مجلهی ادب»را انتشار داد. او ۳۰ سال در ادارهی دارایى خدمت كرد.
آرینپور، مؤلف کتاب دو جلدی «از صبا تا نیما» و نیز کتاب «از نیما تا روزگار ما»ست. این سه مجلد کتاب، از روشمندترین تحقیقات در بررسی تحول زبان و ادبیات (دیوان شاعران، آثار نویسندگان، نمایشنامهها، نشریات و ...) پس از صفویه تا دورهی معاصر است.
یحیی آرینپور در ۴ آبان ۱۳۶۴ در تهران درگذشت.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
۳۳ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۶۴، یحیی آرینپور - محقق و ادیب - درگذشت.
یحیی آرینپور در حدود سال ۱۲۸۶ در تبریز متولد شد. نیاى پدریاش عباس میرزا بود و از طرف مادر سلسلهی نسبش به خواجه نصیرالدین طوسى میرسد. او در شرح حال خود در «کتاب امروز» میگوید: «روز و ماه و حتى سال تولدم را به درستى نمیدانم، آنچه از این بابت در شناسنامهام آمده، راه به جایى نمىبرد، زیرا مستند به بیاض و یادداشت پشت جلد كتابى نیست». اما به نظر میرسد که حدود سال ۱۲۶۸ به دنیا آمده باشد. آرینپور در مدرسهاى در تبریز كه اسماعیل امیرخیزى مدیریت و تعلیمات آن را بر عهده داشت، تحصیل كرد. از همدرسانش؛ دكتر رعدى آذرخشی، دكتر علىاصغر حریرى و محمدحسین شهریار بودند. از معلمانش نیز، ابوالقاسم فیوضات، تقى رفعت و سید احمد كسروى بودند. تقى رفعت نخستین شخصى بود كه وى را با ادبیات نو آشنا کرد. هنگامى که آرینپور در پایهی ششم دبیرستان تحصیل میكرد، شش شماره از «مجلهی ادب»را انتشار داد. او ۳۰ سال در ادارهی دارایى خدمت كرد.
آرینپور، مؤلف کتاب دو جلدی «از صبا تا نیما» و نیز کتاب «از نیما تا روزگار ما»ست. این سه مجلد کتاب، از روشمندترین تحقیقات در بررسی تحول زبان و ادبیات (دیوان شاعران، آثار نویسندگان، نمایشنامهها، نشریات و ...) پس از صفویه تا دورهی معاصر است.
یحیی آرینپور در ۴ آبان ۱۳۶۴ در تهران درگذشت.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
📝 سلسله یادداشت های دکتر رضا منصوری درباره علم نوین
What is Science? علم چیست؟
🔸بخش دوم: علم در جامعه های بدون اجتماع علمی II. Science in the societies withou scientific community
🔸یادداشت پنجم :
واجفت شدگیِ اعتبار علمی از اجتماع علمی
Decoupling of the scientific credit from the scientific community
🔹ديديم كه اعتبار علمي، و پاداشهاي گوناگون كه دانشگر در رابطة دادوستدي از اجتماع علمي دريافت ميكند، از انگيزههاي اصلي در رفتار بخردانة دانشگر است. در نبود اجتماع علمي دانشگر به سوي نهاد های دیگرِ جامعه ميرود و از آن انتظار دارد در ازاي كار علمي كه انجام ميدهد و نتايج آن را در اختيار جامعه قرار ميدهد اعتبار دريافت كند. علاوه بر اين، دانشگران منفعت- طلب وسوسه ميشوند از جهل نادانشگران و نهادهای موجود سوء استفاده كنند و کالای خود را به بهايي بسيار بيش از آنچه عرف جامعههاي پيشرفته در حضور اجتماع علمي است به جامعه بفروشند. توجه داشته باشیم که نهادهای علمی موجود ما، که به تقلید از نهادهای علمی در جامعه ای پیشرفته با اجتماع علمی فعال و نیز روالهای مرسوم اجتماع علمی تاسیس شده اند، در تشخیص روال سالم برای فعالیت معمولا گول اند. به اين ترتيب، دست کم يك وجه از قرارداد دو جانبه مختل ميشود- اعتبار علمی از اجتماع علمی واجفت می شود
علت واجفتیدگی اين است كه جامعه محك سنجشپذيري نتايج علمي را در اختيار ندارد. پس دانشگران (منفعت طلب) براي كسب اعتبار و دريافت پاداش از جامعه به هر روش غير علمي متوسل ميشوند تا جامعه و مديران آن را به ارزش بالاي نتايج علمي خود متقاعد كنند. سياستمداران جامعه هم، كه از الزام های اجتماع علمي بی اطلاع اند، چه دانشگر باشند چه نباشند، با محك سياسي نتايج علمي را ارزشگذاري ميكنند. اينگونه ميشود كه در چنين جامعهاي اعتبار علمي به روش های سياسي، از جمله اِسکاتِ خصم، به دست ميآيد و نه بر مبناي نتايج كار علمي. دانشگرانی که در عرفِ ما- منطبق بر فقاهت شیعه- «مورد وثوق» اند، یا وانمود کنند که هستند، اعتبار علمی هم کسب می کنند.
🔹 این سلسله یادداشتها هرهفته عصر جمعه در همین صفحه منتشر می شود.
@UT_Central_Library
yon.ir/oYrou
What is Science? علم چیست؟
🔸بخش دوم: علم در جامعه های بدون اجتماع علمی II. Science in the societies withou scientific community
🔸یادداشت پنجم :
واجفت شدگیِ اعتبار علمی از اجتماع علمی
Decoupling of the scientific credit from the scientific community
🔹ديديم كه اعتبار علمي، و پاداشهاي گوناگون كه دانشگر در رابطة دادوستدي از اجتماع علمي دريافت ميكند، از انگيزههاي اصلي در رفتار بخردانة دانشگر است. در نبود اجتماع علمي دانشگر به سوي نهاد های دیگرِ جامعه ميرود و از آن انتظار دارد در ازاي كار علمي كه انجام ميدهد و نتايج آن را در اختيار جامعه قرار ميدهد اعتبار دريافت كند. علاوه بر اين، دانشگران منفعت- طلب وسوسه ميشوند از جهل نادانشگران و نهادهای موجود سوء استفاده كنند و کالای خود را به بهايي بسيار بيش از آنچه عرف جامعههاي پيشرفته در حضور اجتماع علمي است به جامعه بفروشند. توجه داشته باشیم که نهادهای علمی موجود ما، که به تقلید از نهادهای علمی در جامعه ای پیشرفته با اجتماع علمی فعال و نیز روالهای مرسوم اجتماع علمی تاسیس شده اند، در تشخیص روال سالم برای فعالیت معمولا گول اند. به اين ترتيب، دست کم يك وجه از قرارداد دو جانبه مختل ميشود- اعتبار علمی از اجتماع علمی واجفت می شود
علت واجفتیدگی اين است كه جامعه محك سنجشپذيري نتايج علمي را در اختيار ندارد. پس دانشگران (منفعت طلب) براي كسب اعتبار و دريافت پاداش از جامعه به هر روش غير علمي متوسل ميشوند تا جامعه و مديران آن را به ارزش بالاي نتايج علمي خود متقاعد كنند. سياستمداران جامعه هم، كه از الزام های اجتماع علمي بی اطلاع اند، چه دانشگر باشند چه نباشند، با محك سياسي نتايج علمي را ارزشگذاري ميكنند. اينگونه ميشود كه در چنين جامعهاي اعتبار علمي به روش های سياسي، از جمله اِسکاتِ خصم، به دست ميآيد و نه بر مبناي نتايج كار علمي. دانشگرانی که در عرفِ ما- منطبق بر فقاهت شیعه- «مورد وثوق» اند، یا وانمود کنند که هستند، اعتبار علمی هم کسب می کنند.
🔹 این سلسله یادداشتها هرهفته عصر جمعه در همین صفحه منتشر می شود.
@UT_Central_Library
yon.ir/oYrou
امروز 5 آبان ساعت 14 ـ 16 مراسم بزرگداشت استاد فواد سزگین را در تالار نفیس کتابخانه مرکزی خواهیم داشت. اهمیت سزگین به تلاشهای وی در حوزه «تاریخ علم» است.
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
عبدالحمید بدیعالزمانی مِهی سنندجی
#تقویم_فرهنگی امروز، ۵ آبان ۱۳۹۷
۴۱ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۵۶، استاد عبدالحمید بدیعالزمانی مِهی سنندجی ـ ادیب، محقق و از مفاخر فرهنگی ایران ـ درگذشت.
عبدالحميد بديعالزمانی سنندجی/كردستانی، در سال ۱۲۸۳ در سنندج متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در مکتبخانه و مدارس «ملا احمد سقزی»، «احمدیه» و «آلیانس» گذراند. در مسجد خورشیدلقا خانم «ایساغوجیِ منطق» و در مسجد عبدالله بیگ «کافیه» را نزد شیخ صالح مردوخی و در مسجد جامع سنندج ـ دارالاحسان ـ نیز، « عوامل و شرح عوامل» را نزد ملا محمد مندمی خواند. کتابهای «تهذيب المنطق»، «مختصر المعانی»، «شرح نظام»، «تهذیب الکلام»، بخشی از «تفسیر بیضاوی»، «حاشیهی قاضی لاری بر هدایهی میبدی» و برخی كتب فقه شافعی را هم نزد ملا محمد مولانا خواند. محضر ملا محمدرشید مریوانی و ملا محمود مفتی را نیز درک کرد و نزد آنان قسمتی از «جمع الجوامع» را آموخت. بعد نزد شيخ حبيبالله كاشتری ـ اديب، محدث و فقيه نامدار ـ کتب بسیاری در فقه، اصول، تفسير و حديث را خواند. «تحفهی ابن حجر»، «تهذیب الکلام»، «جمع الجوامع» و مباحثی از تفسیر «روح المعانی» را هم نزد ملا عبدالعظیم مجتهد آموخت و از ایشان اجازهی اجتهاد دريافت كرد. وی از محضر استادان بنامی چون؛ ملا عارف، حاج شیخ عبدالحمید کانیمشکانی، ملا عبدالله مفتی دشتی، ملا سعدالدین سعدالشریعه، حیدرقلی سردار کابلی و ميرزا سيفالله مستوفی نیز بهره برد.
بدیعالزمانی کردستانی به تدريس و مكتبداری هم پرداخت و به مديریت «مدرسهی ممتازيهی سنندج» رسید. وی تسلطی اعجابانگيز بر متون نظم و نثر عربی داشت و به هر دو زبان فارسی و عربی شعر ميسرود و «مِهی» تخلص میکرد. تسلط او بر غرایب و دقایق ادب و لغت عرب، در کنار حافظهی قوی، مایهی تحیر و اعجاب اَقران و اَغیار بود. بدیعالزمانی تحقيقاتی هم درباهی كتاب «قاموس المحيط» فيروزآبادی كرد و استدراک و تعليقاتی بر آن كتاب نگاشته است.
او مدتی در نظام به خدمت پرداخت، ولي بعد کناره گرفت. سپس به تهران آمد و در روزنامهی «اطلاعات» به مترجمی مشغول شد. با روزنامهی «آيندهی ايران» و «كيهان» نیز همكاری میكرد. بدیعالزمانی از سال ۱۳۳۱ در مدرسهی دارالفنون تدریس زبان عربی را آغاز کرد. پس از مدتی، در سال ۱۳۳۹ به دبيرستان «اميركبير» و بعد به دبیرستان دخترانهی «گوهرشاد» منتقل شد، تا اینکه در سال ۱۳۳۵ در دوران ریاست دکتر علیاکبر سیاسی بر دانشگاه تهران، به پایمردی سه تن از شاگردانش؛ احمد مهدوی دامغانی، مهدی محقق و سید جعفر شهیدی و با وساطت بدیعالزمان فروزانفر، بدون آزمون ورودی به دانشگاه تهران راه یافت و در دانشکدهی معقول وُ منقول، دانشکدهی الهیات، وَ دانشکدهی ادبیات وُ علوم انسانی مشغول تدریس گردید و خدمت در دانشگاه را تا سال ۱۳۴۲ که بازنشسته شد، ادامه داد.
استاد بدیعالزمانی میان سالهای ۱۳۴۸ تا ۱۳۴۲ مدير روزنامهی «كردستان» بود. این روزنامه به زبان کردی در تهران منتشر میشد. او افزون بر زبان عربی، به زبانهای فرانسوی و انگلیسی هم مسلط بود. آثار متعددی از این استاد یگانهی زبان و ادبیات عرب باقی مانده، از آن میان: «نورالنّبراس بجمع أسماء الهرماس» شامل ۴۸۶ اسم شير كه از«قاموس المحيط» فيروزآبادی استخراج شده است، «لامية الكُرد»، «مجموعة القصائد»، «قيد الأوابد»، «بدايع الفوايد»، «معيار القروض فی علم العروض»، «مخزن الأدب فی اشعار العجم و العرب»، «منتخب قصايد فارسی»، «ديوان غزليات فارسي»، «مثنوی بوسهنامه»، «الدروس العربيه»، «منتخب نهجالبلاغه يا كلمات عاليات» و «شرح ضاديهی طرماح بن حكيم الطّائی».
استاد عبدالحمید بدیعالزمانی سنندجی در ۵ آبان ۱۳۵۶ در ۷۳سالگی در تهران درگذشت.
انجمن آثار و مفاخر فرهنگی به پاس سالها خدمات علمی و فرهنگی استاد بدیعالزمانی مِهی، وی را به عنوان یکی از مفاخر ایرانزمین معرفی کرده است.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
۴۱ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۵۶، استاد عبدالحمید بدیعالزمانی مِهی سنندجی ـ ادیب، محقق و از مفاخر فرهنگی ایران ـ درگذشت.
عبدالحميد بديعالزمانی سنندجی/كردستانی، در سال ۱۲۸۳ در سنندج متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در مکتبخانه و مدارس «ملا احمد سقزی»، «احمدیه» و «آلیانس» گذراند. در مسجد خورشیدلقا خانم «ایساغوجیِ منطق» و در مسجد عبدالله بیگ «کافیه» را نزد شیخ صالح مردوخی و در مسجد جامع سنندج ـ دارالاحسان ـ نیز، « عوامل و شرح عوامل» را نزد ملا محمد مندمی خواند. کتابهای «تهذيب المنطق»، «مختصر المعانی»، «شرح نظام»، «تهذیب الکلام»، بخشی از «تفسیر بیضاوی»، «حاشیهی قاضی لاری بر هدایهی میبدی» و برخی كتب فقه شافعی را هم نزد ملا محمد مولانا خواند. محضر ملا محمدرشید مریوانی و ملا محمود مفتی را نیز درک کرد و نزد آنان قسمتی از «جمع الجوامع» را آموخت. بعد نزد شيخ حبيبالله كاشتری ـ اديب، محدث و فقيه نامدار ـ کتب بسیاری در فقه، اصول، تفسير و حديث را خواند. «تحفهی ابن حجر»، «تهذیب الکلام»، «جمع الجوامع» و مباحثی از تفسیر «روح المعانی» را هم نزد ملا عبدالعظیم مجتهد آموخت و از ایشان اجازهی اجتهاد دريافت كرد. وی از محضر استادان بنامی چون؛ ملا عارف، حاج شیخ عبدالحمید کانیمشکانی، ملا عبدالله مفتی دشتی، ملا سعدالدین سعدالشریعه، حیدرقلی سردار کابلی و ميرزا سيفالله مستوفی نیز بهره برد.
بدیعالزمانی کردستانی به تدريس و مكتبداری هم پرداخت و به مديریت «مدرسهی ممتازيهی سنندج» رسید. وی تسلطی اعجابانگيز بر متون نظم و نثر عربی داشت و به هر دو زبان فارسی و عربی شعر ميسرود و «مِهی» تخلص میکرد. تسلط او بر غرایب و دقایق ادب و لغت عرب، در کنار حافظهی قوی، مایهی تحیر و اعجاب اَقران و اَغیار بود. بدیعالزمانی تحقيقاتی هم درباهی كتاب «قاموس المحيط» فيروزآبادی كرد و استدراک و تعليقاتی بر آن كتاب نگاشته است.
او مدتی در نظام به خدمت پرداخت، ولي بعد کناره گرفت. سپس به تهران آمد و در روزنامهی «اطلاعات» به مترجمی مشغول شد. با روزنامهی «آيندهی ايران» و «كيهان» نیز همكاری میكرد. بدیعالزمانی از سال ۱۳۳۱ در مدرسهی دارالفنون تدریس زبان عربی را آغاز کرد. پس از مدتی، در سال ۱۳۳۹ به دبيرستان «اميركبير» و بعد به دبیرستان دخترانهی «گوهرشاد» منتقل شد، تا اینکه در سال ۱۳۳۵ در دوران ریاست دکتر علیاکبر سیاسی بر دانشگاه تهران، به پایمردی سه تن از شاگردانش؛ احمد مهدوی دامغانی، مهدی محقق و سید جعفر شهیدی و با وساطت بدیعالزمان فروزانفر، بدون آزمون ورودی به دانشگاه تهران راه یافت و در دانشکدهی معقول وُ منقول، دانشکدهی الهیات، وَ دانشکدهی ادبیات وُ علوم انسانی مشغول تدریس گردید و خدمت در دانشگاه را تا سال ۱۳۴۲ که بازنشسته شد، ادامه داد.
استاد بدیعالزمانی میان سالهای ۱۳۴۸ تا ۱۳۴۲ مدير روزنامهی «كردستان» بود. این روزنامه به زبان کردی در تهران منتشر میشد. او افزون بر زبان عربی، به زبانهای فرانسوی و انگلیسی هم مسلط بود. آثار متعددی از این استاد یگانهی زبان و ادبیات عرب باقی مانده، از آن میان: «نورالنّبراس بجمع أسماء الهرماس» شامل ۴۸۶ اسم شير كه از«قاموس المحيط» فيروزآبادی استخراج شده است، «لامية الكُرد»، «مجموعة القصائد»، «قيد الأوابد»، «بدايع الفوايد»، «معيار القروض فی علم العروض»، «مخزن الأدب فی اشعار العجم و العرب»، «منتخب قصايد فارسی»، «ديوان غزليات فارسي»، «مثنوی بوسهنامه»، «الدروس العربيه»، «منتخب نهجالبلاغه يا كلمات عاليات» و «شرح ضاديهی طرماح بن حكيم الطّائی».
استاد عبدالحمید بدیعالزمانی سنندجی در ۵ آبان ۱۳۵۶ در ۷۳سالگی در تهران درگذشت.
انجمن آثار و مفاخر فرهنگی به پاس سالها خدمات علمی و فرهنگی استاد بدیعالزمانی مِهی، وی را به عنوان یکی از مفاخر ایرانزمین معرفی کرده است.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
جلالالدین محدث اُرمَوی
#تقویم_فرهنگی امروز، ۵ آبان ۱۳۹۷
۳۹ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۵۸، جلالالدین محدث اُرمَوی ـ مصحح ـ درگذشت.
سید جلالالدین محدث ارموی در سال ۱۲۸۳ در اورمیه متولد شد. تحصیلات مقدماتی را در زادگاهش گذراند، سپس به فراگیری ادبیات فارسی و تکمیل معلومات خود پرداخت. ادبیات عرب و علوم اسلامی را در محضر استادان بزرگ زادگاهش چون شیخ علی ولدیانی خواند و از آیتالله سید حسین عرب، لقب «محدث» گرفت. بعد از آن، به مشهد رفت و ۴ سال در حوزهی علمیهی آن جا به تحصیل پرداخت. سپس در تهران به استخدام وزارت فرهنگ درآمد. پس از مدتی به تبریز رفت و در دبیرستان «نظام» تدریس کرد.
محدث در سال ۱۳۲۰ با ورود روسها به آذربایجان، به تهران بازگشت و در کتابخانهی ملی تهران با سمت رئیس قسمت مخطوطات به خدمت پرداخت. در همین ایام با سید نصرالله تقوی آشنا شد که تصحیح و طبع «دیوان حاج میرزا ابوالفضل تهرانی» در اثر این آشنایی صورت گرفت.
محدث در سال ۱۳۳۵ به دانشکدهی معقول و منقول رفت و کار تدریس را در آن جا پی گرفت که تا هنگام بازنشستگی در سال ۱۳۴۷ ادامه داشت. او پیش از بازنشستگی، در سال ۱۳۴۲ در رشتهی علوم منقول از دانشکدهی الهیات دانشگاه تهران موفق به دریافت دانشنامهی دکتری شد.
آثار متعددی از دکتر محدث ارموی باقی مانده، از آن میان؛ تصحیح کتب «الایضاح» تألیف فضل بن شاذان نیشابوری، «میزانالملل» تألیف علیبخش میرزا قاجار، «الصوارم المهرقه فی نقدالصواعق المحرقه» تألیف قاضی نورالله شوشتری، «اسرارالصلواه (ترجمهی التنبیهات العلیه علی وظایف الصلواه القلبیه)» تألیف زینالدین شهید ثانی، «دیوان قوامی رازی»، «دیوان سید فضلالله راوندی کاشانی»، «التفضیل» تألیف ابوالفتوح محمد کراجکی، «النقض» تألیف عبدالجلیل قزوینی رازی، «الغارات» تألیف ابواسحق ابراهیم محمد ثقفی کوفی، «حکمت اسلام» تألیف محمدصالح بن محمدباقر قزوینی، «الحق المبین فی تحقیق کیفیه التفقه فیالدین» تألیف فیض کاشانی، «مطلوب کل طالب من کلام امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب» تألیف رشیدالدین وطواط، «رسالهی طینت» تألیف جمال الدین محمد خوانساری، «مفتاح التحقیق» تألیف شیخ محمدعلی معزی دزفولی، «نسایم الاسحار من لطائم الاخبار» تألیف ناصرالدین منشی کرمانی، «آثار الوزراء» تألیف سیفالدین حاجی بن نظام عقیلی، «زادالسالک» تألیف فیض کاشانی و «تفسیر گازر» موسوم «جلاء الاذهان و جلاء الاحزان» تألیف ابوالمحاسن حسین بن حسن جرجانی و «شرح فارسی غُررالحکم و دُررالکلم» تألیف عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی. وی دارای آثار ارزندهی دیگری است که در زمان حیات خود نتوانست به چاپ برساند که از آن میان میتوان «کشف الکربه فی شرح دعاء الندبه» را نام برد.
استاد دکتر جلالالدین محدث اُرموی در ۵ آبان ۱۳۵۸ در ۷۵سالگی شمع وجودش خاموش گشت.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
۳۹ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۵۸، جلالالدین محدث اُرمَوی ـ مصحح ـ درگذشت.
سید جلالالدین محدث ارموی در سال ۱۲۸۳ در اورمیه متولد شد. تحصیلات مقدماتی را در زادگاهش گذراند، سپس به فراگیری ادبیات فارسی و تکمیل معلومات خود پرداخت. ادبیات عرب و علوم اسلامی را در محضر استادان بزرگ زادگاهش چون شیخ علی ولدیانی خواند و از آیتالله سید حسین عرب، لقب «محدث» گرفت. بعد از آن، به مشهد رفت و ۴ سال در حوزهی علمیهی آن جا به تحصیل پرداخت. سپس در تهران به استخدام وزارت فرهنگ درآمد. پس از مدتی به تبریز رفت و در دبیرستان «نظام» تدریس کرد.
محدث در سال ۱۳۲۰ با ورود روسها به آذربایجان، به تهران بازگشت و در کتابخانهی ملی تهران با سمت رئیس قسمت مخطوطات به خدمت پرداخت. در همین ایام با سید نصرالله تقوی آشنا شد که تصحیح و طبع «دیوان حاج میرزا ابوالفضل تهرانی» در اثر این آشنایی صورت گرفت.
محدث در سال ۱۳۳۵ به دانشکدهی معقول و منقول رفت و کار تدریس را در آن جا پی گرفت که تا هنگام بازنشستگی در سال ۱۳۴۷ ادامه داشت. او پیش از بازنشستگی، در سال ۱۳۴۲ در رشتهی علوم منقول از دانشکدهی الهیات دانشگاه تهران موفق به دریافت دانشنامهی دکتری شد.
آثار متعددی از دکتر محدث ارموی باقی مانده، از آن میان؛ تصحیح کتب «الایضاح» تألیف فضل بن شاذان نیشابوری، «میزانالملل» تألیف علیبخش میرزا قاجار، «الصوارم المهرقه فی نقدالصواعق المحرقه» تألیف قاضی نورالله شوشتری، «اسرارالصلواه (ترجمهی التنبیهات العلیه علی وظایف الصلواه القلبیه)» تألیف زینالدین شهید ثانی، «دیوان قوامی رازی»، «دیوان سید فضلالله راوندی کاشانی»، «التفضیل» تألیف ابوالفتوح محمد کراجکی، «النقض» تألیف عبدالجلیل قزوینی رازی، «الغارات» تألیف ابواسحق ابراهیم محمد ثقفی کوفی، «حکمت اسلام» تألیف محمدصالح بن محمدباقر قزوینی، «الحق المبین فی تحقیق کیفیه التفقه فیالدین» تألیف فیض کاشانی، «مطلوب کل طالب من کلام امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب» تألیف رشیدالدین وطواط، «رسالهی طینت» تألیف جمال الدین محمد خوانساری، «مفتاح التحقیق» تألیف شیخ محمدعلی معزی دزفولی، «نسایم الاسحار من لطائم الاخبار» تألیف ناصرالدین منشی کرمانی، «آثار الوزراء» تألیف سیفالدین حاجی بن نظام عقیلی، «زادالسالک» تألیف فیض کاشانی و «تفسیر گازر» موسوم «جلاء الاذهان و جلاء الاحزان» تألیف ابوالمحاسن حسین بن حسن جرجانی و «شرح فارسی غُررالحکم و دُررالکلم» تألیف عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی. وی دارای آثار ارزندهی دیگری است که در زمان حیات خود نتوانست به چاپ برساند که از آن میان میتوان «کشف الکربه فی شرح دعاء الندبه» را نام برد.
استاد دکتر جلالالدین محدث اُرموی در ۵ آبان ۱۳۵۸ در ۷۵سالگی شمع وجودش خاموش گشت.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
در_باره_منابع_کتاب_بخاری_ـ_فواد.pdf
847.6 KB
خلاصه رساله دکتری فواد سزگین در باره کتاب بخاری و اسناد آن
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library
Audio
سخنرانی آقای دکتر رسول جعفریان - مراسم بزرگداشت پروفسور سزگین- کتابخانه مرکزی ، آبان 97