📝 سلسله یادداشت های دکتر رضا منصوری درباره علم نوین
What is Science? علم چیست؟
🔸بخش دوم: علم در جامعه های بدون اجتماع علمی II. Science in the societies withou scientific community
🔸یادداشت پنجم :
واجفت شدگیِ اعتبار علمی از اجتماع علمی
Decoupling of the scientific credit from the scientific community
🔹ديديم كه اعتبار علمي، و پاداشهاي گوناگون كه دانشگر در رابطة دادوستدي از اجتماع علمي دريافت ميكند، از انگيزههاي اصلي در رفتار بخردانة دانشگر است. در نبود اجتماع علمي دانشگر به سوي نهاد های دیگرِ جامعه ميرود و از آن انتظار دارد در ازاي كار علمي كه انجام ميدهد و نتايج آن را در اختيار جامعه قرار ميدهد اعتبار دريافت كند. علاوه بر اين، دانشگران منفعت- طلب وسوسه ميشوند از جهل نادانشگران و نهادهای موجود سوء استفاده كنند و کالای خود را به بهايي بسيار بيش از آنچه عرف جامعههاي پيشرفته در حضور اجتماع علمي است به جامعه بفروشند. توجه داشته باشیم که نهادهای علمی موجود ما، که به تقلید از نهادهای علمی در جامعه ای پیشرفته با اجتماع علمی فعال و نیز روالهای مرسوم اجتماع علمی تاسیس شده اند، در تشخیص روال سالم برای فعالیت معمولا گول اند. به اين ترتيب، دست کم يك وجه از قرارداد دو جانبه مختل ميشود- اعتبار علمی از اجتماع علمی واجفت می شود
علت واجفتیدگی اين است كه جامعه محك سنجشپذيري نتايج علمي را در اختيار ندارد. پس دانشگران (منفعت طلب) براي كسب اعتبار و دريافت پاداش از جامعه به هر روش غير علمي متوسل ميشوند تا جامعه و مديران آن را به ارزش بالاي نتايج علمي خود متقاعد كنند. سياستمداران جامعه هم، كه از الزام های اجتماع علمي بی اطلاع اند، چه دانشگر باشند چه نباشند، با محك سياسي نتايج علمي را ارزشگذاري ميكنند. اينگونه ميشود كه در چنين جامعهاي اعتبار علمي به روش های سياسي، از جمله اِسکاتِ خصم، به دست ميآيد و نه بر مبناي نتايج كار علمي. دانشگرانی که در عرفِ ما- منطبق بر فقاهت شیعه- «مورد وثوق» اند، یا وانمود کنند که هستند، اعتبار علمی هم کسب می کنند.
🔹 این سلسله یادداشتها هرهفته عصر جمعه در همین صفحه منتشر می شود.
@UT_Central_Library
yon.ir/oYrou
What is Science? علم چیست؟
🔸بخش دوم: علم در جامعه های بدون اجتماع علمی II. Science in the societies withou scientific community
🔸یادداشت پنجم :
واجفت شدگیِ اعتبار علمی از اجتماع علمی
Decoupling of the scientific credit from the scientific community
🔹ديديم كه اعتبار علمي، و پاداشهاي گوناگون كه دانشگر در رابطة دادوستدي از اجتماع علمي دريافت ميكند، از انگيزههاي اصلي در رفتار بخردانة دانشگر است. در نبود اجتماع علمي دانشگر به سوي نهاد های دیگرِ جامعه ميرود و از آن انتظار دارد در ازاي كار علمي كه انجام ميدهد و نتايج آن را در اختيار جامعه قرار ميدهد اعتبار دريافت كند. علاوه بر اين، دانشگران منفعت- طلب وسوسه ميشوند از جهل نادانشگران و نهادهای موجود سوء استفاده كنند و کالای خود را به بهايي بسيار بيش از آنچه عرف جامعههاي پيشرفته در حضور اجتماع علمي است به جامعه بفروشند. توجه داشته باشیم که نهادهای علمی موجود ما، که به تقلید از نهادهای علمی در جامعه ای پیشرفته با اجتماع علمی فعال و نیز روالهای مرسوم اجتماع علمی تاسیس شده اند، در تشخیص روال سالم برای فعالیت معمولا گول اند. به اين ترتيب، دست کم يك وجه از قرارداد دو جانبه مختل ميشود- اعتبار علمی از اجتماع علمی واجفت می شود
علت واجفتیدگی اين است كه جامعه محك سنجشپذيري نتايج علمي را در اختيار ندارد. پس دانشگران (منفعت طلب) براي كسب اعتبار و دريافت پاداش از جامعه به هر روش غير علمي متوسل ميشوند تا جامعه و مديران آن را به ارزش بالاي نتايج علمي خود متقاعد كنند. سياستمداران جامعه هم، كه از الزام های اجتماع علمي بی اطلاع اند، چه دانشگر باشند چه نباشند، با محك سياسي نتايج علمي را ارزشگذاري ميكنند. اينگونه ميشود كه در چنين جامعهاي اعتبار علمي به روش های سياسي، از جمله اِسکاتِ خصم، به دست ميآيد و نه بر مبناي نتايج كار علمي. دانشگرانی که در عرفِ ما- منطبق بر فقاهت شیعه- «مورد وثوق» اند، یا وانمود کنند که هستند، اعتبار علمی هم کسب می کنند.
🔹 این سلسله یادداشتها هرهفته عصر جمعه در همین صفحه منتشر می شود.
@UT_Central_Library
yon.ir/oYrou
امروز 5 آبان ساعت 14 ـ 16 مراسم بزرگداشت استاد فواد سزگین را در تالار نفیس کتابخانه مرکزی خواهیم داشت. اهمیت سزگین به تلاشهای وی در حوزه «تاریخ علم» است.
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
عبدالحمید بدیعالزمانی مِهی سنندجی
#تقویم_فرهنگی امروز، ۵ آبان ۱۳۹۷
۴۱ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۵۶، استاد عبدالحمید بدیعالزمانی مِهی سنندجی ـ ادیب، محقق و از مفاخر فرهنگی ایران ـ درگذشت.
عبدالحميد بديعالزمانی سنندجی/كردستانی، در سال ۱۲۸۳ در سنندج متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در مکتبخانه و مدارس «ملا احمد سقزی»، «احمدیه» و «آلیانس» گذراند. در مسجد خورشیدلقا خانم «ایساغوجیِ منطق» و در مسجد عبدالله بیگ «کافیه» را نزد شیخ صالح مردوخی و در مسجد جامع سنندج ـ دارالاحسان ـ نیز، « عوامل و شرح عوامل» را نزد ملا محمد مندمی خواند. کتابهای «تهذيب المنطق»، «مختصر المعانی»، «شرح نظام»، «تهذیب الکلام»، بخشی از «تفسیر بیضاوی»، «حاشیهی قاضی لاری بر هدایهی میبدی» و برخی كتب فقه شافعی را هم نزد ملا محمد مولانا خواند. محضر ملا محمدرشید مریوانی و ملا محمود مفتی را نیز درک کرد و نزد آنان قسمتی از «جمع الجوامع» را آموخت. بعد نزد شيخ حبيبالله كاشتری ـ اديب، محدث و فقيه نامدار ـ کتب بسیاری در فقه، اصول، تفسير و حديث را خواند. «تحفهی ابن حجر»، «تهذیب الکلام»، «جمع الجوامع» و مباحثی از تفسیر «روح المعانی» را هم نزد ملا عبدالعظیم مجتهد آموخت و از ایشان اجازهی اجتهاد دريافت كرد. وی از محضر استادان بنامی چون؛ ملا عارف، حاج شیخ عبدالحمید کانیمشکانی، ملا عبدالله مفتی دشتی، ملا سعدالدین سعدالشریعه، حیدرقلی سردار کابلی و ميرزا سيفالله مستوفی نیز بهره برد.
بدیعالزمانی کردستانی به تدريس و مكتبداری هم پرداخت و به مديریت «مدرسهی ممتازيهی سنندج» رسید. وی تسلطی اعجابانگيز بر متون نظم و نثر عربی داشت و به هر دو زبان فارسی و عربی شعر ميسرود و «مِهی» تخلص میکرد. تسلط او بر غرایب و دقایق ادب و لغت عرب، در کنار حافظهی قوی، مایهی تحیر و اعجاب اَقران و اَغیار بود. بدیعالزمانی تحقيقاتی هم درباهی كتاب «قاموس المحيط» فيروزآبادی كرد و استدراک و تعليقاتی بر آن كتاب نگاشته است.
او مدتی در نظام به خدمت پرداخت، ولي بعد کناره گرفت. سپس به تهران آمد و در روزنامهی «اطلاعات» به مترجمی مشغول شد. با روزنامهی «آيندهی ايران» و «كيهان» نیز همكاری میكرد. بدیعالزمانی از سال ۱۳۳۱ در مدرسهی دارالفنون تدریس زبان عربی را آغاز کرد. پس از مدتی، در سال ۱۳۳۹ به دبيرستان «اميركبير» و بعد به دبیرستان دخترانهی «گوهرشاد» منتقل شد، تا اینکه در سال ۱۳۳۵ در دوران ریاست دکتر علیاکبر سیاسی بر دانشگاه تهران، به پایمردی سه تن از شاگردانش؛ احمد مهدوی دامغانی، مهدی محقق و سید جعفر شهیدی و با وساطت بدیعالزمان فروزانفر، بدون آزمون ورودی به دانشگاه تهران راه یافت و در دانشکدهی معقول وُ منقول، دانشکدهی الهیات، وَ دانشکدهی ادبیات وُ علوم انسانی مشغول تدریس گردید و خدمت در دانشگاه را تا سال ۱۳۴۲ که بازنشسته شد، ادامه داد.
استاد بدیعالزمانی میان سالهای ۱۳۴۸ تا ۱۳۴۲ مدير روزنامهی «كردستان» بود. این روزنامه به زبان کردی در تهران منتشر میشد. او افزون بر زبان عربی، به زبانهای فرانسوی و انگلیسی هم مسلط بود. آثار متعددی از این استاد یگانهی زبان و ادبیات عرب باقی مانده، از آن میان: «نورالنّبراس بجمع أسماء الهرماس» شامل ۴۸۶ اسم شير كه از«قاموس المحيط» فيروزآبادی استخراج شده است، «لامية الكُرد»، «مجموعة القصائد»، «قيد الأوابد»، «بدايع الفوايد»، «معيار القروض فی علم العروض»، «مخزن الأدب فی اشعار العجم و العرب»، «منتخب قصايد فارسی»، «ديوان غزليات فارسي»، «مثنوی بوسهنامه»، «الدروس العربيه»، «منتخب نهجالبلاغه يا كلمات عاليات» و «شرح ضاديهی طرماح بن حكيم الطّائی».
استاد عبدالحمید بدیعالزمانی سنندجی در ۵ آبان ۱۳۵۶ در ۷۳سالگی در تهران درگذشت.
انجمن آثار و مفاخر فرهنگی به پاس سالها خدمات علمی و فرهنگی استاد بدیعالزمانی مِهی، وی را به عنوان یکی از مفاخر ایرانزمین معرفی کرده است.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
۴۱ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۵۶، استاد عبدالحمید بدیعالزمانی مِهی سنندجی ـ ادیب، محقق و از مفاخر فرهنگی ایران ـ درگذشت.
عبدالحميد بديعالزمانی سنندجی/كردستانی، در سال ۱۲۸۳ در سنندج متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در مکتبخانه و مدارس «ملا احمد سقزی»، «احمدیه» و «آلیانس» گذراند. در مسجد خورشیدلقا خانم «ایساغوجیِ منطق» و در مسجد عبدالله بیگ «کافیه» را نزد شیخ صالح مردوخی و در مسجد جامع سنندج ـ دارالاحسان ـ نیز، « عوامل و شرح عوامل» را نزد ملا محمد مندمی خواند. کتابهای «تهذيب المنطق»، «مختصر المعانی»، «شرح نظام»، «تهذیب الکلام»، بخشی از «تفسیر بیضاوی»، «حاشیهی قاضی لاری بر هدایهی میبدی» و برخی كتب فقه شافعی را هم نزد ملا محمد مولانا خواند. محضر ملا محمدرشید مریوانی و ملا محمود مفتی را نیز درک کرد و نزد آنان قسمتی از «جمع الجوامع» را آموخت. بعد نزد شيخ حبيبالله كاشتری ـ اديب، محدث و فقيه نامدار ـ کتب بسیاری در فقه، اصول، تفسير و حديث را خواند. «تحفهی ابن حجر»، «تهذیب الکلام»، «جمع الجوامع» و مباحثی از تفسیر «روح المعانی» را هم نزد ملا عبدالعظیم مجتهد آموخت و از ایشان اجازهی اجتهاد دريافت كرد. وی از محضر استادان بنامی چون؛ ملا عارف، حاج شیخ عبدالحمید کانیمشکانی، ملا عبدالله مفتی دشتی، ملا سعدالدین سعدالشریعه، حیدرقلی سردار کابلی و ميرزا سيفالله مستوفی نیز بهره برد.
بدیعالزمانی کردستانی به تدريس و مكتبداری هم پرداخت و به مديریت «مدرسهی ممتازيهی سنندج» رسید. وی تسلطی اعجابانگيز بر متون نظم و نثر عربی داشت و به هر دو زبان فارسی و عربی شعر ميسرود و «مِهی» تخلص میکرد. تسلط او بر غرایب و دقایق ادب و لغت عرب، در کنار حافظهی قوی، مایهی تحیر و اعجاب اَقران و اَغیار بود. بدیعالزمانی تحقيقاتی هم درباهی كتاب «قاموس المحيط» فيروزآبادی كرد و استدراک و تعليقاتی بر آن كتاب نگاشته است.
او مدتی در نظام به خدمت پرداخت، ولي بعد کناره گرفت. سپس به تهران آمد و در روزنامهی «اطلاعات» به مترجمی مشغول شد. با روزنامهی «آيندهی ايران» و «كيهان» نیز همكاری میكرد. بدیعالزمانی از سال ۱۳۳۱ در مدرسهی دارالفنون تدریس زبان عربی را آغاز کرد. پس از مدتی، در سال ۱۳۳۹ به دبيرستان «اميركبير» و بعد به دبیرستان دخترانهی «گوهرشاد» منتقل شد، تا اینکه در سال ۱۳۳۵ در دوران ریاست دکتر علیاکبر سیاسی بر دانشگاه تهران، به پایمردی سه تن از شاگردانش؛ احمد مهدوی دامغانی، مهدی محقق و سید جعفر شهیدی و با وساطت بدیعالزمان فروزانفر، بدون آزمون ورودی به دانشگاه تهران راه یافت و در دانشکدهی معقول وُ منقول، دانشکدهی الهیات، وَ دانشکدهی ادبیات وُ علوم انسانی مشغول تدریس گردید و خدمت در دانشگاه را تا سال ۱۳۴۲ که بازنشسته شد، ادامه داد.
استاد بدیعالزمانی میان سالهای ۱۳۴۸ تا ۱۳۴۲ مدير روزنامهی «كردستان» بود. این روزنامه به زبان کردی در تهران منتشر میشد. او افزون بر زبان عربی، به زبانهای فرانسوی و انگلیسی هم مسلط بود. آثار متعددی از این استاد یگانهی زبان و ادبیات عرب باقی مانده، از آن میان: «نورالنّبراس بجمع أسماء الهرماس» شامل ۴۸۶ اسم شير كه از«قاموس المحيط» فيروزآبادی استخراج شده است، «لامية الكُرد»، «مجموعة القصائد»، «قيد الأوابد»، «بدايع الفوايد»، «معيار القروض فی علم العروض»، «مخزن الأدب فی اشعار العجم و العرب»، «منتخب قصايد فارسی»، «ديوان غزليات فارسي»، «مثنوی بوسهنامه»، «الدروس العربيه»، «منتخب نهجالبلاغه يا كلمات عاليات» و «شرح ضاديهی طرماح بن حكيم الطّائی».
استاد عبدالحمید بدیعالزمانی سنندجی در ۵ آبان ۱۳۵۶ در ۷۳سالگی در تهران درگذشت.
انجمن آثار و مفاخر فرهنگی به پاس سالها خدمات علمی و فرهنگی استاد بدیعالزمانی مِهی، وی را به عنوان یکی از مفاخر ایرانزمین معرفی کرده است.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
جلالالدین محدث اُرمَوی
#تقویم_فرهنگی امروز، ۵ آبان ۱۳۹۷
۳۹ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۵۸، جلالالدین محدث اُرمَوی ـ مصحح ـ درگذشت.
سید جلالالدین محدث ارموی در سال ۱۲۸۳ در اورمیه متولد شد. تحصیلات مقدماتی را در زادگاهش گذراند، سپس به فراگیری ادبیات فارسی و تکمیل معلومات خود پرداخت. ادبیات عرب و علوم اسلامی را در محضر استادان بزرگ زادگاهش چون شیخ علی ولدیانی خواند و از آیتالله سید حسین عرب، لقب «محدث» گرفت. بعد از آن، به مشهد رفت و ۴ سال در حوزهی علمیهی آن جا به تحصیل پرداخت. سپس در تهران به استخدام وزارت فرهنگ درآمد. پس از مدتی به تبریز رفت و در دبیرستان «نظام» تدریس کرد.
محدث در سال ۱۳۲۰ با ورود روسها به آذربایجان، به تهران بازگشت و در کتابخانهی ملی تهران با سمت رئیس قسمت مخطوطات به خدمت پرداخت. در همین ایام با سید نصرالله تقوی آشنا شد که تصحیح و طبع «دیوان حاج میرزا ابوالفضل تهرانی» در اثر این آشنایی صورت گرفت.
محدث در سال ۱۳۳۵ به دانشکدهی معقول و منقول رفت و کار تدریس را در آن جا پی گرفت که تا هنگام بازنشستگی در سال ۱۳۴۷ ادامه داشت. او پیش از بازنشستگی، در سال ۱۳۴۲ در رشتهی علوم منقول از دانشکدهی الهیات دانشگاه تهران موفق به دریافت دانشنامهی دکتری شد.
آثار متعددی از دکتر محدث ارموی باقی مانده، از آن میان؛ تصحیح کتب «الایضاح» تألیف فضل بن شاذان نیشابوری، «میزانالملل» تألیف علیبخش میرزا قاجار، «الصوارم المهرقه فی نقدالصواعق المحرقه» تألیف قاضی نورالله شوشتری، «اسرارالصلواه (ترجمهی التنبیهات العلیه علی وظایف الصلواه القلبیه)» تألیف زینالدین شهید ثانی، «دیوان قوامی رازی»، «دیوان سید فضلالله راوندی کاشانی»، «التفضیل» تألیف ابوالفتوح محمد کراجکی، «النقض» تألیف عبدالجلیل قزوینی رازی، «الغارات» تألیف ابواسحق ابراهیم محمد ثقفی کوفی، «حکمت اسلام» تألیف محمدصالح بن محمدباقر قزوینی، «الحق المبین فی تحقیق کیفیه التفقه فیالدین» تألیف فیض کاشانی، «مطلوب کل طالب من کلام امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب» تألیف رشیدالدین وطواط، «رسالهی طینت» تألیف جمال الدین محمد خوانساری، «مفتاح التحقیق» تألیف شیخ محمدعلی معزی دزفولی، «نسایم الاسحار من لطائم الاخبار» تألیف ناصرالدین منشی کرمانی، «آثار الوزراء» تألیف سیفالدین حاجی بن نظام عقیلی، «زادالسالک» تألیف فیض کاشانی و «تفسیر گازر» موسوم «جلاء الاذهان و جلاء الاحزان» تألیف ابوالمحاسن حسین بن حسن جرجانی و «شرح فارسی غُررالحکم و دُررالکلم» تألیف عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی. وی دارای آثار ارزندهی دیگری است که در زمان حیات خود نتوانست به چاپ برساند که از آن میان میتوان «کشف الکربه فی شرح دعاء الندبه» را نام برد.
استاد دکتر جلالالدین محدث اُرموی در ۵ آبان ۱۳۵۸ در ۷۵سالگی شمع وجودش خاموش گشت.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
۳۹ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۵۸، جلالالدین محدث اُرمَوی ـ مصحح ـ درگذشت.
سید جلالالدین محدث ارموی در سال ۱۲۸۳ در اورمیه متولد شد. تحصیلات مقدماتی را در زادگاهش گذراند، سپس به فراگیری ادبیات فارسی و تکمیل معلومات خود پرداخت. ادبیات عرب و علوم اسلامی را در محضر استادان بزرگ زادگاهش چون شیخ علی ولدیانی خواند و از آیتالله سید حسین عرب، لقب «محدث» گرفت. بعد از آن، به مشهد رفت و ۴ سال در حوزهی علمیهی آن جا به تحصیل پرداخت. سپس در تهران به استخدام وزارت فرهنگ درآمد. پس از مدتی به تبریز رفت و در دبیرستان «نظام» تدریس کرد.
محدث در سال ۱۳۲۰ با ورود روسها به آذربایجان، به تهران بازگشت و در کتابخانهی ملی تهران با سمت رئیس قسمت مخطوطات به خدمت پرداخت. در همین ایام با سید نصرالله تقوی آشنا شد که تصحیح و طبع «دیوان حاج میرزا ابوالفضل تهرانی» در اثر این آشنایی صورت گرفت.
محدث در سال ۱۳۳۵ به دانشکدهی معقول و منقول رفت و کار تدریس را در آن جا پی گرفت که تا هنگام بازنشستگی در سال ۱۳۴۷ ادامه داشت. او پیش از بازنشستگی، در سال ۱۳۴۲ در رشتهی علوم منقول از دانشکدهی الهیات دانشگاه تهران موفق به دریافت دانشنامهی دکتری شد.
آثار متعددی از دکتر محدث ارموی باقی مانده، از آن میان؛ تصحیح کتب «الایضاح» تألیف فضل بن شاذان نیشابوری، «میزانالملل» تألیف علیبخش میرزا قاجار، «الصوارم المهرقه فی نقدالصواعق المحرقه» تألیف قاضی نورالله شوشتری، «اسرارالصلواه (ترجمهی التنبیهات العلیه علی وظایف الصلواه القلبیه)» تألیف زینالدین شهید ثانی، «دیوان قوامی رازی»، «دیوان سید فضلالله راوندی کاشانی»، «التفضیل» تألیف ابوالفتوح محمد کراجکی، «النقض» تألیف عبدالجلیل قزوینی رازی، «الغارات» تألیف ابواسحق ابراهیم محمد ثقفی کوفی، «حکمت اسلام» تألیف محمدصالح بن محمدباقر قزوینی، «الحق المبین فی تحقیق کیفیه التفقه فیالدین» تألیف فیض کاشانی، «مطلوب کل طالب من کلام امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب» تألیف رشیدالدین وطواط، «رسالهی طینت» تألیف جمال الدین محمد خوانساری، «مفتاح التحقیق» تألیف شیخ محمدعلی معزی دزفولی، «نسایم الاسحار من لطائم الاخبار» تألیف ناصرالدین منشی کرمانی، «آثار الوزراء» تألیف سیفالدین حاجی بن نظام عقیلی، «زادالسالک» تألیف فیض کاشانی و «تفسیر گازر» موسوم «جلاء الاذهان و جلاء الاحزان» تألیف ابوالمحاسن حسین بن حسن جرجانی و «شرح فارسی غُررالحکم و دُررالکلم» تألیف عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی. وی دارای آثار ارزندهی دیگری است که در زمان حیات خود نتوانست به چاپ برساند که از آن میان میتوان «کشف الکربه فی شرح دعاء الندبه» را نام برد.
استاد دکتر جلالالدین محدث اُرموی در ۵ آبان ۱۳۵۸ در ۷۵سالگی شمع وجودش خاموش گشت.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
در_باره_منابع_کتاب_بخاری_ـ_فواد.pdf
847.6 KB
خلاصه رساله دکتری فواد سزگین در باره کتاب بخاری و اسناد آن
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library
Audio
سخنرانی آقای دکتر رسول جعفریان - مراسم بزرگداشت پروفسور سزگین- کتابخانه مرکزی ، آبان 97
Audio
سخنرانی آقای دکتر فرید قاسملو- مراسم بزرگداشت پروفسور سزگین- کتابخانه مرکزی، آبان 97
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
حسینعلی راشد
#تقویم_فرهنگی امروز، ۷ آبان ۱۳۹۷
۳۸ پیش در چنین روزی در سال ۱۳۵۹، حسینعلی راشد ـ خطیب و از مفاخر فرهنگی ایران ـ درگذشت.
حسینعلی راشد فرزند حاج شیخ عباس تربتی، در سال ۱۲۸۴ در خانوادهای روحانی در تربت حیدریه متولد شد. مقدمات علوم متداول را در محضر پدر فراگرفت و در سال ۱۳۰۰ برای ادامهی تحصیل به مشهد مقدس رفت و حدود ۱۰ سال در حوزهی علمیهی این شهر دانش آموخت.
راشد همچنین در مدت اقامت در مشهد، در برخی زمینههای علوم از جمله؛ ریاضیات، فیزیک، تاریخ طبیعی، تاریخ ادیان و مذاهب و تفاسیر قرآن مطالعات فراوانی نمود. در سال ۱۳۰۵ برای تکمیل تحصیلات به نجف اشرف رفت و اصول فقه را نزد شیخ محمدحسین نایینی و فقه را نزد سید ابوالحسن اصفهانی آموخت.
راشد در سال ۱۳۱۶ در تهران به تدریس، تألیف و تهیهی فهرست کتب ادبی برای مجلس شورای ملی مشغول شد. سلسله سخنرانیهای دینی ـ اخلاقی وی در رادیو، از بیادماندنیترین کارهای اوست که از سال ۱۳۲۰ آغاز شد و بیش از یک ربع قرن ادامه یافت.
راشد در دانشگاه نیز تدریس میکرد و در سال ۱۳۴۵ بازنشسته شد، اما همچنان به کار خود ادامه داد و مدیریت گروه فلسفه و حکمت دانشکدهی معقول و منقول را هم بر عهده داشت.
حسینعلی راشد ـ خطیب نامدار ـ در ۷ آبان ۱۳۵۹ در ۷۵سالگی در تهران درگذشت. انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، حسینعلی راشد را به عنوان یکی از مفاخر ایرانزمین معرفی کرده است.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
۳۸ پیش در چنین روزی در سال ۱۳۵۹، حسینعلی راشد ـ خطیب و از مفاخر فرهنگی ایران ـ درگذشت.
حسینعلی راشد فرزند حاج شیخ عباس تربتی، در سال ۱۲۸۴ در خانوادهای روحانی در تربت حیدریه متولد شد. مقدمات علوم متداول را در محضر پدر فراگرفت و در سال ۱۳۰۰ برای ادامهی تحصیل به مشهد مقدس رفت و حدود ۱۰ سال در حوزهی علمیهی این شهر دانش آموخت.
راشد همچنین در مدت اقامت در مشهد، در برخی زمینههای علوم از جمله؛ ریاضیات، فیزیک، تاریخ طبیعی، تاریخ ادیان و مذاهب و تفاسیر قرآن مطالعات فراوانی نمود. در سال ۱۳۰۵ برای تکمیل تحصیلات به نجف اشرف رفت و اصول فقه را نزد شیخ محمدحسین نایینی و فقه را نزد سید ابوالحسن اصفهانی آموخت.
راشد در سال ۱۳۱۶ در تهران به تدریس، تألیف و تهیهی فهرست کتب ادبی برای مجلس شورای ملی مشغول شد. سلسله سخنرانیهای دینی ـ اخلاقی وی در رادیو، از بیادماندنیترین کارهای اوست که از سال ۱۳۲۰ آغاز شد و بیش از یک ربع قرن ادامه یافت.
راشد در دانشگاه نیز تدریس میکرد و در سال ۱۳۴۵ بازنشسته شد، اما همچنان به کار خود ادامه داد و مدیریت گروه فلسفه و حکمت دانشکدهی معقول و منقول را هم بر عهده داشت.
حسینعلی راشد ـ خطیب نامدار ـ در ۷ آبان ۱۳۵۹ در ۷۵سالگی در تهران درگذشت. انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، حسینعلی راشد را به عنوان یکی از مفاخر ایرانزمین معرفی کرده است.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
Audio
سخنرانی حجه الاسلام مرعشی نجفی در مراسم بزرگداشت پروفسور سزگین- کتابخانه مرکزی آبان 97
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
عبدالله نورانی وصال
#تقویم_فرهنگی امروز، ۷ آبان ۱۳۹۷
۷ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۹۰، عبدالله نورانی وصال ـ نسخهشناس و مصحصح ـ درگذشت. عبدالله نورانی وصال در سال ۱۳۰۸ در نیشابور به دنیا آمد. تحصیلات حوزوی را در نیشابور، مشهد، قم و نجف در ادبیات عربی، منطق، اصول فقه، علم کلام، اخلاق، تفسیر قرآن مجید، فلسفهی مشاء و اشراق و حکمت متعالیهی ملاصدرا تا رسیدن به درجهی اجتهاد ادامه داد. ۲۰ سال در مشهد به کار علمی پرداخت و سپس عازم قم شد. در سال ۱۳۴۷ با تشویق و دعوت استاد شهید مرتضی مطهری به تهران آمد و و از طریق ایشان به حسینیهی ارشاد و برخی مراکز فرهنگی دیگر راه یافت و مشغول به کار شد. پژوهش در کنار استادان دانشگاههای تهران و آشنایی با روشهای جدید نسخهپژوهشی و پژوهشهای مختلف، او را به کار تصحیح نسخههای خطی و پژوهش در این عرصه ترغیب کرد.
استاد نورانی وصال از سال ۱۳۵۲ با تدریس صرف و نحو عربی و فارسی و مبانی تحقیق در علوم دینی و خداشناسی به عنوان استاد مدعو و حقالتدریس، با دانشکدهی ادبیات و علوم انسانی و دانشکدهی علوم تربیتی دانشگاه تهران همکاری نمود. وی از سال ۱۳۵۴ در دانشکدهی الهیات و معارف اسلامی به عنوان حق التدریس در دورههای لیسانس، فوق لیسانس و دکتری، موضوعات فلسفه، کلام، تاریخ مذاهب و سیرهی معصومین علیهمالسلام، تاریخ و تمدن اسلامی، متون فلسفی، فلسفهی ملاصدرا، منطق قدیم و صرف و نحو عربی و شرح دیوان مُتنبّی و کلیات فلسفهی اسلامی را درس داده است. همچنین پس از انقلاب اسلامی و تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی، در کمیتهی برنامهریزی دانشکدهی الهیات و معارف اسلامی شرکت نموده و از طرف دانشگاه مأمور به همکاری با مرکز نشر دانشگاهی برای بررسی، اظهار نظر و مشاوره دربارهی تدوین و نشرکتابهای فلسفه، فقه و حقوق و معارف اسلامی شده است. علاوه بر گروه فلسفه و فقه با دیگر گروهها ی آن مرکز همکاری نموده است.
استاد عبدالله نورانی وصال از سال ۱۳۶۷ به طور رسمی با مرتبهی دانشیاری در گروه فلسفه و حکمت اسلامی دانشکدهی الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران به تدریس اشتغال داشت تا اینکه در سال ۱۳۷۹ با سابقهی ۲۴ سال تدریس و در مرتبهی دانشیاری از همین دانشگاه بازنشسته شد.
آثار متعددی از او منتشر شده و به دلیل همین فعالیتها از وی به عنوان «خادم کتاب»، از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تقدیر به عمل آمد.
شرح حکمه الاشراق سهروردی: پدیدآورنده: محمود بن مسعود قطبالدین شیرازی، مهدی محقق، به اهتمام عبدالله نورانی،
مبدأ و معاد: پدیدآورنده: محمد بن ابراهیم صدرالدین شیرازی، احمدبن محمد حسینی، به اهتمام عبدالله نورانی، مصنفات میرداماد: الافق المبین: پدیدآورنده: محمدباقر بن محمد میرداماد، به اهتمام عبدالله نورانی، مصنفات: غیاثالدین منصور حسینی دشتکی شیرازی: کتاب یازدهم تا کتاب بیستم به اهتمام عبدالله نورانی، تنها بخشی از تألیفاتی است که این استاد حوزهی علوم انسانی بر روی آنها کار کرده است.
استاد عبدالله نورانی وصال در ۷ آبان ۱۳۹۰ در ۸۲ سالگی زندگی را بدرود گفت.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
۷ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۹۰، عبدالله نورانی وصال ـ نسخهشناس و مصحصح ـ درگذشت. عبدالله نورانی وصال در سال ۱۳۰۸ در نیشابور به دنیا آمد. تحصیلات حوزوی را در نیشابور، مشهد، قم و نجف در ادبیات عربی، منطق، اصول فقه، علم کلام، اخلاق، تفسیر قرآن مجید، فلسفهی مشاء و اشراق و حکمت متعالیهی ملاصدرا تا رسیدن به درجهی اجتهاد ادامه داد. ۲۰ سال در مشهد به کار علمی پرداخت و سپس عازم قم شد. در سال ۱۳۴۷ با تشویق و دعوت استاد شهید مرتضی مطهری به تهران آمد و و از طریق ایشان به حسینیهی ارشاد و برخی مراکز فرهنگی دیگر راه یافت و مشغول به کار شد. پژوهش در کنار استادان دانشگاههای تهران و آشنایی با روشهای جدید نسخهپژوهشی و پژوهشهای مختلف، او را به کار تصحیح نسخههای خطی و پژوهش در این عرصه ترغیب کرد.
استاد نورانی وصال از سال ۱۳۵۲ با تدریس صرف و نحو عربی و فارسی و مبانی تحقیق در علوم دینی و خداشناسی به عنوان استاد مدعو و حقالتدریس، با دانشکدهی ادبیات و علوم انسانی و دانشکدهی علوم تربیتی دانشگاه تهران همکاری نمود. وی از سال ۱۳۵۴ در دانشکدهی الهیات و معارف اسلامی به عنوان حق التدریس در دورههای لیسانس، فوق لیسانس و دکتری، موضوعات فلسفه، کلام، تاریخ مذاهب و سیرهی معصومین علیهمالسلام، تاریخ و تمدن اسلامی، متون فلسفی، فلسفهی ملاصدرا، منطق قدیم و صرف و نحو عربی و شرح دیوان مُتنبّی و کلیات فلسفهی اسلامی را درس داده است. همچنین پس از انقلاب اسلامی و تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی، در کمیتهی برنامهریزی دانشکدهی الهیات و معارف اسلامی شرکت نموده و از طرف دانشگاه مأمور به همکاری با مرکز نشر دانشگاهی برای بررسی، اظهار نظر و مشاوره دربارهی تدوین و نشرکتابهای فلسفه، فقه و حقوق و معارف اسلامی شده است. علاوه بر گروه فلسفه و فقه با دیگر گروهها ی آن مرکز همکاری نموده است.
استاد عبدالله نورانی وصال از سال ۱۳۶۷ به طور رسمی با مرتبهی دانشیاری در گروه فلسفه و حکمت اسلامی دانشکدهی الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران به تدریس اشتغال داشت تا اینکه در سال ۱۳۷۹ با سابقهی ۲۴ سال تدریس و در مرتبهی دانشیاری از همین دانشگاه بازنشسته شد.
آثار متعددی از او منتشر شده و به دلیل همین فعالیتها از وی به عنوان «خادم کتاب»، از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تقدیر به عمل آمد.
شرح حکمه الاشراق سهروردی: پدیدآورنده: محمود بن مسعود قطبالدین شیرازی، مهدی محقق، به اهتمام عبدالله نورانی،
مبدأ و معاد: پدیدآورنده: محمد بن ابراهیم صدرالدین شیرازی، احمدبن محمد حسینی، به اهتمام عبدالله نورانی، مصنفات میرداماد: الافق المبین: پدیدآورنده: محمدباقر بن محمد میرداماد، به اهتمام عبدالله نورانی، مصنفات: غیاثالدین منصور حسینی دشتکی شیرازی: کتاب یازدهم تا کتاب بیستم به اهتمام عبدالله نورانی، تنها بخشی از تألیفاتی است که این استاد حوزهی علوم انسانی بر روی آنها کار کرده است.
استاد عبدالله نورانی وصال در ۷ آبان ۱۳۹۰ در ۸۲ سالگی زندگی را بدرود گفت.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی