کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
غلامرضا افشار نادری
۱۰ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۸۷، غلامرضا افشار نادری ـ متخصص قلب و عروق، و مترجم و مؤلف کتابهای پزشکی، تاریخی و فرهنگی ـ درگذشت.
غلامرضا افشارنادری در سال ۱۳۰۲ در مشهد متولد شد. تحصیلات ابتدایی و دبیرستانی را در زادگاهش گذراند و در سال ۱۳۲۹ از دانشکدهی پزشکی تهران (دانشگاه علوم پزشکی تهران) فارغالتحصیل گردید. دکتر افشار نادری در سال ۱۳۳۶ برای گذراندن دورهی تخصص در جراحی قلب و عروق به پاریس رفت و پس از پایان تحصیلات، در مهر ماه ۱۳۴۰ به تهران بازگشت. وی پس از حدود یک دهه طبابت در تهران، به لندن رفت و در
National Heart Hospital
تحت نظر «پروفسور راس» کار کرد و همزمان در «بیمارستانهای پاریس»، «مرکز پژوهشهای علمی» و «مرکز کالبدشکافی برای بهینهسازی روشهای جراحی» فعالیت داشت.
دکتر افشار نادری از نخستین جراحان قلب درایران است و «مدال طلای رازی» و «نشان ابن سینا» را پس از جراحی موفقیتآمیزی که برای نخستین بار در ایران و خاورمیانه داشت دریافت کرد. او افزون بر مقالات و کتابهای علمی پزشکی، کتابهایی را در زمینهی اجتماعی و تاریخ منتشر کرد که ترجمهی کتاب «تفتیش عقاید» و تألیف «تاریخ نادر شاه؛ آخرین کشورگشای آسیا» و پس از آن، «تاریخ دوران صفویه» از جملهی آنهاست. وی همچنین مؤسس و مدیر مسئول «مؤسسهی فرهنگی و هنری پندار» بود که از سال ۱۳۸۱ در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی زیر نظر هیأت رسیدگی به مراکز فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فعالیت میکند.
دکتر غلامرضا افشار نادری در ۱۴ آبان ۱۳۸۷ در ۸۵ سالگی در تهران بدرود زندگی گفت.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
غلامرضا افشارنادری در سال ۱۳۰۲ در مشهد متولد شد. تحصیلات ابتدایی و دبیرستانی را در زادگاهش گذراند و در سال ۱۳۲۹ از دانشکدهی پزشکی تهران (دانشگاه علوم پزشکی تهران) فارغالتحصیل گردید. دکتر افشار نادری در سال ۱۳۳۶ برای گذراندن دورهی تخصص در جراحی قلب و عروق به پاریس رفت و پس از پایان تحصیلات، در مهر ماه ۱۳۴۰ به تهران بازگشت. وی پس از حدود یک دهه طبابت در تهران، به لندن رفت و در
National Heart Hospital
تحت نظر «پروفسور راس» کار کرد و همزمان در «بیمارستانهای پاریس»، «مرکز پژوهشهای علمی» و «مرکز کالبدشکافی برای بهینهسازی روشهای جراحی» فعالیت داشت.
دکتر افشار نادری از نخستین جراحان قلب درایران است و «مدال طلای رازی» و «نشان ابن سینا» را پس از جراحی موفقیتآمیزی که برای نخستین بار در ایران و خاورمیانه داشت دریافت کرد. او افزون بر مقالات و کتابهای علمی پزشکی، کتابهایی را در زمینهی اجتماعی و تاریخ منتشر کرد که ترجمهی کتاب «تفتیش عقاید» و تألیف «تاریخ نادر شاه؛ آخرین کشورگشای آسیا» و پس از آن، «تاریخ دوران صفویه» از جملهی آنهاست. وی همچنین مؤسس و مدیر مسئول «مؤسسهی فرهنگی و هنری پندار» بود که از سال ۱۳۸۱ در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی زیر نظر هیأت رسیدگی به مراکز فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فعالیت میکند.
دکتر غلامرضا افشار نادری در ۱۴ آبان ۱۳۸۷ در ۸۵ سالگی در تهران بدرود زندگی گفت.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
ابوالقاسم غفاری
#تقویم_فرهنگی امروز، ۱۴ آبان ۱۳۹۷
۵ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۹۲، پروفسور ابوالقاسم غفاری ـ دانشمند علوم ریاضی، فیزیک و صنعت فضا ـ درگذشت.
وی نخستین ایرانی شاغل در سازمان فضایی ایالات متحدهی آمریکا ـ ناسا ـ بوده است و سالها مشغول پژوهشهایی در حوزهی علوم ریاضی و فیزیک بوده که همکاری با «آلبرت اینشتین» در «مرکز مطالعات پیشرفتهی پرینستون» در نیوجرسی ایالات متحده بر روی نظریهی «وحدت میدان (Grand Unification Theory) و الکترومغناطیس»، از برجستهترین این پژوهشهاست.
ابوالقاسم غفاری در سال ۱۲۸۶ در محلهی سرچشمهی تهران به دنیا آمد. پس از گذراندن دوران اولیهی تحصیل در مدرسهی دارالفنون، به فرانسه رفت و دانشنامهی دکتری ریاضیات و فیزیک را در سال ۱۹۳۶ میلادی از دانشگاه سوربن دریافت کرد. از ۱۹۳۷ تا ۱۹۳۹ میلادی در «ادارهی جفرافیای سازمان ارتش» مشغول بود و از سال ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵ میلادی استاد دانشسرای عالی شد، اما به عنوان استاد مدعو در «کینگز کالج» حضور یافت.
دکتر غفاری در ۱۹۵۰ میلادی با بورس فولبرایت به دانشگاه هاروارد رفت. پس از ۱ سال به «مؤسسهی مطالعات پیشرفتهی دانشگاه پرینستون» منتقل شد و در سال ۱۳۳۱ به «دانشکدهی علوم دانشگاه تهران» بازگشت، اما در ۱۳۳۵ دوباره به آمریکا رفت و ریاضیدان ارشد «بنیاد ملی استاندارد آمریکا» شد. پس از تأسیس ناسا در ۱۹۵۸ میلادی، با «هیو درایدن» آشنا شد که چندی بعد به سمت معاون ناسا برگزیده شد و همو بود که دکتر غفاری را برای «برنامهی مسیریابی آپولو به ناسا» دعوت کرد. همکاری دکتر غفاری با ناسا در ۱۹۷۱ میلادی خاتمه یافت و در ۱۹۷۲ به ایران برگشت. پروفسور ابوالقاسم غفاری در ۱۴ آبان ۱۳۹۲ در ۱۰۶ سالگی در آمریکا درگذشت.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
۵ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۹۲، پروفسور ابوالقاسم غفاری ـ دانشمند علوم ریاضی، فیزیک و صنعت فضا ـ درگذشت.
وی نخستین ایرانی شاغل در سازمان فضایی ایالات متحدهی آمریکا ـ ناسا ـ بوده است و سالها مشغول پژوهشهایی در حوزهی علوم ریاضی و فیزیک بوده که همکاری با «آلبرت اینشتین» در «مرکز مطالعات پیشرفتهی پرینستون» در نیوجرسی ایالات متحده بر روی نظریهی «وحدت میدان (Grand Unification Theory) و الکترومغناطیس»، از برجستهترین این پژوهشهاست.
ابوالقاسم غفاری در سال ۱۲۸۶ در محلهی سرچشمهی تهران به دنیا آمد. پس از گذراندن دوران اولیهی تحصیل در مدرسهی دارالفنون، به فرانسه رفت و دانشنامهی دکتری ریاضیات و فیزیک را در سال ۱۹۳۶ میلادی از دانشگاه سوربن دریافت کرد. از ۱۹۳۷ تا ۱۹۳۹ میلادی در «ادارهی جفرافیای سازمان ارتش» مشغول بود و از سال ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵ میلادی استاد دانشسرای عالی شد، اما به عنوان استاد مدعو در «کینگز کالج» حضور یافت.
دکتر غفاری در ۱۹۵۰ میلادی با بورس فولبرایت به دانشگاه هاروارد رفت. پس از ۱ سال به «مؤسسهی مطالعات پیشرفتهی دانشگاه پرینستون» منتقل شد و در سال ۱۳۳۱ به «دانشکدهی علوم دانشگاه تهران» بازگشت، اما در ۱۳۳۵ دوباره به آمریکا رفت و ریاضیدان ارشد «بنیاد ملی استاندارد آمریکا» شد. پس از تأسیس ناسا در ۱۹۵۸ میلادی، با «هیو درایدن» آشنا شد که چندی بعد به سمت معاون ناسا برگزیده شد و همو بود که دکتر غفاری را برای «برنامهی مسیریابی آپولو به ناسا» دعوت کرد. همکاری دکتر غفاری با ناسا در ۱۹۷۱ میلادی خاتمه یافت و در ۱۹۷۲ به ایران برگشت. پروفسور ابوالقاسم غفاری در ۱۴ آبان ۱۳۹۲ در ۱۰۶ سالگی در آمریکا درگذشت.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
🔸🔸🔸قابل توجه دانشجویان و مراجعین محترم
با توجه به ایام سوگواری رحلت پیامبر اکرم(ص)، شهادت امام حسن مجتبی(ع) و شهادت امام رضا(ع) به اطلاع می رساند کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران در روزهای چهارشنبه و پنج شنبه 16 و 17 آبان ماه 1397 تعطیل بوده و در روز جمعه 18 آبان ماه 1397، از ساعت 14 الی 19 آماده ارایه خدمات به مراجعین و دانشجویان محترم می باشد.
با توجه به ایام سوگواری رحلت پیامبر اکرم(ص)، شهادت امام حسن مجتبی(ع) و شهادت امام رضا(ع) به اطلاع می رساند کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران در روزهای چهارشنبه و پنج شنبه 16 و 17 آبان ماه 1397 تعطیل بوده و در روز جمعه 18 آبان ماه 1397، از ساعت 14 الی 19 آماده ارایه خدمات به مراجعین و دانشجویان محترم می باشد.
Forwarded from دانشگاه تهران
افتتاح کتابخانه پردیس البرز در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
مشاهده خبر در: http://ut.ac.ir/fa/news/6636
@UTNEWSLINE
مشاهده خبر در: http://ut.ac.ir/fa/news/6636
@UTNEWSLINE
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
عبدالعلی دستغیب
#تقویم_فرهنگی امروز، ۱۶ آبان ۱۳۹۷
۸۷ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۱۰، عبدالعلی دستغیب ـ منتقد ادبی، مترجم و از چهرههای ماندگار ـ به دنیا آمد.
سید عبدالعلی دستغیب در ۱۶ آبان ۱۳۱۰ در شیراز زاده شد. پدرش سید جواد، کارمند وزارت معارف در شهرستانهای فیروزآباد و جهرم بود. عبدالعلی دستغیب تحصیلات ابتدایی و دورهی اول متوسطه را در فیروزآباد و جهرم به پایان رساند. سپس وارد دانشسرای مقدماتی شیراز شد و پس از فراغت از تحصیل، به تدریس در دبستانهای کازرون و نورآباد ممسنی پرداخت. به دنبال کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به دلیل فعالیت سیاسی بازداشت شد و یک سال را در زندان شیراز گذراند. دستغیب پس از آزادی از زندان، به علت ممنوعیت از مشاغل دولتی، به کار در دفتر اسناد رسمی و روزنامههای محلی شیراز پرداخت و مدت ۳ سال نیز کارمند غیررسمی ادارهی بهداشت بود.
دستغیب در سال ۱۳۳۷ برای ادامهی تحصیل در تهران وارد دانشسرای عالی شد. پس از گذراندن دورهی سهسالهی دانشسرای عالی در رشتهی فلسفه و علوم تربیتی، دورهی فوق لیسانس همین رشته را ادامه داد، اما به دلیل موانعی درس را رها کرد. از آن پس، تا سال ۱۳۵۹ به تدریس ادبیات، نقد ادبی و جامعهشناسی هنر در دبیرستانها، مدارس عالی و دانشسراهای مقدماتی در شیراز و تهران پرداخت.
عبدالعلی دستغیب در سال ۱۳۵۹ به درخواست خود بازنشسته شد و از آن پس توانست وقت بیشتری را به مطالعه و نگارش اختصاص دهد. وی از سال ۱۳۲۶ در روزنامههای شیراز همچون «پارس» و «بهار ایران» و سپس در مجلهها و روزنامههای تهران مانند «اطلاعات»، «کیهان»، «سخن»، «فردوسی»، «نگین»، «روشنفکر»، «امید ایران»، «پیام نوین»، «راهنمای کتاب»، «آینده»، «آدینه»، «کلک»، «کیهان فرهنگی»، «نیستان» و «ادبیات داستانی»، مقالهها و مطالب متعددی در زمینههای تاریخ، فلسفه، جامعهشناسی و هنر نوشته است. از دستغیب نزدیک به ۴۰ کتاب منتشر شده است. وی در سال ۱۳۷۴ از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان منتقد نمونه برگزیده شد و «لوح سپاس خدمات فرهنگی» دریافت کرد. همچنین در سال ۱۳۸۲ به عنوان «چهرهی ماندگار» در رشتهی نقد ادبی شناخته شد و موفق به دریافت لوح تقدیر و جایزه گردید.
سید عبدالعلی دستغیب امروز ۸۷امین شمع زندگانیاش روشن میشود.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
۸۷ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۱۰، عبدالعلی دستغیب ـ منتقد ادبی، مترجم و از چهرههای ماندگار ـ به دنیا آمد.
سید عبدالعلی دستغیب در ۱۶ آبان ۱۳۱۰ در شیراز زاده شد. پدرش سید جواد، کارمند وزارت معارف در شهرستانهای فیروزآباد و جهرم بود. عبدالعلی دستغیب تحصیلات ابتدایی و دورهی اول متوسطه را در فیروزآباد و جهرم به پایان رساند. سپس وارد دانشسرای مقدماتی شیراز شد و پس از فراغت از تحصیل، به تدریس در دبستانهای کازرون و نورآباد ممسنی پرداخت. به دنبال کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به دلیل فعالیت سیاسی بازداشت شد و یک سال را در زندان شیراز گذراند. دستغیب پس از آزادی از زندان، به علت ممنوعیت از مشاغل دولتی، به کار در دفتر اسناد رسمی و روزنامههای محلی شیراز پرداخت و مدت ۳ سال نیز کارمند غیررسمی ادارهی بهداشت بود.
دستغیب در سال ۱۳۳۷ برای ادامهی تحصیل در تهران وارد دانشسرای عالی شد. پس از گذراندن دورهی سهسالهی دانشسرای عالی در رشتهی فلسفه و علوم تربیتی، دورهی فوق لیسانس همین رشته را ادامه داد، اما به دلیل موانعی درس را رها کرد. از آن پس، تا سال ۱۳۵۹ به تدریس ادبیات، نقد ادبی و جامعهشناسی هنر در دبیرستانها، مدارس عالی و دانشسراهای مقدماتی در شیراز و تهران پرداخت.
عبدالعلی دستغیب در سال ۱۳۵۹ به درخواست خود بازنشسته شد و از آن پس توانست وقت بیشتری را به مطالعه و نگارش اختصاص دهد. وی از سال ۱۳۲۶ در روزنامههای شیراز همچون «پارس» و «بهار ایران» و سپس در مجلهها و روزنامههای تهران مانند «اطلاعات»، «کیهان»، «سخن»، «فردوسی»، «نگین»، «روشنفکر»، «امید ایران»، «پیام نوین»، «راهنمای کتاب»، «آینده»، «آدینه»، «کلک»، «کیهان فرهنگی»، «نیستان» و «ادبیات داستانی»، مقالهها و مطالب متعددی در زمینههای تاریخ، فلسفه، جامعهشناسی و هنر نوشته است. از دستغیب نزدیک به ۴۰ کتاب منتشر شده است. وی در سال ۱۳۷۴ از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان منتقد نمونه برگزیده شد و «لوح سپاس خدمات فرهنگی» دریافت کرد. همچنین در سال ۱۳۸۲ به عنوان «چهرهی ماندگار» در رشتهی نقد ادبی شناخته شد و موفق به دریافت لوح تقدیر و جایزه گردید.
سید عبدالعلی دستغیب امروز ۸۷امین شمع زندگانیاش روشن میشود.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
پوری سلطانی
#تقویم_فرهنگی امروز، ۱۶ آبان ۱۳۹۷
۳ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۹۴، پوری سلطانی ـ کتابدار و مترجم ـ درگذشت.
پوراندخت سلطانی شیرازی (معروف به پوری سلطانی)، در سال ۱۳۱۰ در همدان زاده شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران گذارند و تحصیلات دانشگاهی را در رشتهی زبان و ادبیات فارسیِ دانشسرای عالی و دانشکدهی ادبیات دانشگاه تهران در سال ۱۳۳۱ به پایان برد و در همان سال در وزارت فرهنگ با رتبهی دبیری استخدام شد و به ساری اعزام گردید. در سال ۱۳۳۵ به لندن رفت و به توصیهی دکتر محمدجعفر محجوب و زیر نظر پروفسور والتر هنینگ، چندی به فراگیری زبانهای آرامی پرداخت، اما مشکلات مالی مانع از ادامهی تحصیل او شد و بهناچار مدتی را به فراگیری زبان انگلیسی و تبحر در آن سپری کرد و با دیپلم کیمبریج، در سال ۱۳۴۳ به ایران بازگشت و مدتی معلم زبان انگلیسی در کلاسهای شبانهی مدرسهی هدف بود.
پوری سلطانی در سال ۱۳۴۴ به راهنمایی مهرداد بهار به استخدام کتابخانهی مرکزی درآمد. در ۱۳۴۵ دانشجوی دورهی کارشناسی ارشد گروه جدیدالتأسیس کتابداری دانشگاه تهران و در ۱۳۴۷ یکی از سیزده فارغالتحصیل نخستین دورهی کارشناسی ارشد این رشته در ایران شد.
پوری سلطانی از کوشندگان پرتوان و مؤثر در تأسیس مرکز مدارک علمی و مرکز خدمات کتابداری و اطلاعرسانی ـ مؤسسهای که در زمان اولین وزیر علوم و آموزش عالی، مجید رهنما بنیان نهاده شد ـ و اولین مدیر بخش تحقیقات آن مرکز بود. مرکزی که در سال ۱۳۶۲ با کتابخانهی ملی ادغام شد و موجب پیوستن پوری سلطانی به کتابخانهی ملی گردید که تا زمان بازنشستگیاش در سال ۱۳۸۰، ادامه داشت.
مدیریت کمیتهی انتشارات در انجمن کتابداری ایران، نظارت بر انتشار مجلههای نامهی انجمن کتابداران و خبرنامهی داخلی انجمن (۱۳۵۷ ـ ۱۳۴۹)، سرپرستی گروه علوم کتابداری و بخش تحقیقات (۱۳۴۹)، از مشاوران اصلی طرح تأسیس کتابخانهی ملی پهلوی (۱۳۵۷ ـ ۱۳۵۲)، تدریس در مقطع کارشناسی ارشد رشتهی کتابداری دانشگاه تهران (۱۳۵۸ ـ ۱۳۴۸)، تدریس در کلاسهای کارآموزی مرکز خدمات کتابداری (۱۳۶۲ ـ ۱۳۴۹)، تدریس سازماندهی مواد سمعی و بصری در صدا و سیمای جمهوری اسلامی (۱۳۶۱)، و تدریس شیوهی سازماندهی مواد دیداری و شنیداری در کتابخانهی ملی (۱۳۶۹ ـ ۱۳۶۲)، از کوشندگیها و مسئولیتهای این بانوی پرتلاش عرصهی کتابداری در ایران بوده است.
ترجمهی کتاب «هنر عشق ورزیدن» اثر اریک فروم، فرصت حضور؛ مجموعه مقالههای کتابداری، تألیف ۱۳۸۳، «نشانه مؤلف»؛ برای استفادهی ردهبندی کتابخانهی کنگره، تألیف (با همکاری زهره علوی) ۱۳۵۷، «سرعنوانهای موضوعی فارسی» (زیر نظر پوری سلطانی و کامران فانی)، ۱۳۷۵، اصطلاحنامهی کتابداری (فارسی به انگلیسی و انگلیسی به فارسی)، تألیف (با همکاری فروردین راستین) ۱۳۷۲، بخشی از آثار وی است. پوری سلطلانی در ۱۶ آبان ۱۳۹۴ در ۸۴سالگی درگذشت.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
۳ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۹۴، پوری سلطانی ـ کتابدار و مترجم ـ درگذشت.
پوراندخت سلطانی شیرازی (معروف به پوری سلطانی)، در سال ۱۳۱۰ در همدان زاده شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران گذارند و تحصیلات دانشگاهی را در رشتهی زبان و ادبیات فارسیِ دانشسرای عالی و دانشکدهی ادبیات دانشگاه تهران در سال ۱۳۳۱ به پایان برد و در همان سال در وزارت فرهنگ با رتبهی دبیری استخدام شد و به ساری اعزام گردید. در سال ۱۳۳۵ به لندن رفت و به توصیهی دکتر محمدجعفر محجوب و زیر نظر پروفسور والتر هنینگ، چندی به فراگیری زبانهای آرامی پرداخت، اما مشکلات مالی مانع از ادامهی تحصیل او شد و بهناچار مدتی را به فراگیری زبان انگلیسی و تبحر در آن سپری کرد و با دیپلم کیمبریج، در سال ۱۳۴۳ به ایران بازگشت و مدتی معلم زبان انگلیسی در کلاسهای شبانهی مدرسهی هدف بود.
پوری سلطانی در سال ۱۳۴۴ به راهنمایی مهرداد بهار به استخدام کتابخانهی مرکزی درآمد. در ۱۳۴۵ دانشجوی دورهی کارشناسی ارشد گروه جدیدالتأسیس کتابداری دانشگاه تهران و در ۱۳۴۷ یکی از سیزده فارغالتحصیل نخستین دورهی کارشناسی ارشد این رشته در ایران شد.
پوری سلطانی از کوشندگان پرتوان و مؤثر در تأسیس مرکز مدارک علمی و مرکز خدمات کتابداری و اطلاعرسانی ـ مؤسسهای که در زمان اولین وزیر علوم و آموزش عالی، مجید رهنما بنیان نهاده شد ـ و اولین مدیر بخش تحقیقات آن مرکز بود. مرکزی که در سال ۱۳۶۲ با کتابخانهی ملی ادغام شد و موجب پیوستن پوری سلطانی به کتابخانهی ملی گردید که تا زمان بازنشستگیاش در سال ۱۳۸۰، ادامه داشت.
مدیریت کمیتهی انتشارات در انجمن کتابداری ایران، نظارت بر انتشار مجلههای نامهی انجمن کتابداران و خبرنامهی داخلی انجمن (۱۳۵۷ ـ ۱۳۴۹)، سرپرستی گروه علوم کتابداری و بخش تحقیقات (۱۳۴۹)، از مشاوران اصلی طرح تأسیس کتابخانهی ملی پهلوی (۱۳۵۷ ـ ۱۳۵۲)، تدریس در مقطع کارشناسی ارشد رشتهی کتابداری دانشگاه تهران (۱۳۵۸ ـ ۱۳۴۸)، تدریس در کلاسهای کارآموزی مرکز خدمات کتابداری (۱۳۶۲ ـ ۱۳۴۹)، تدریس سازماندهی مواد سمعی و بصری در صدا و سیمای جمهوری اسلامی (۱۳۶۱)، و تدریس شیوهی سازماندهی مواد دیداری و شنیداری در کتابخانهی ملی (۱۳۶۹ ـ ۱۳۶۲)، از کوشندگیها و مسئولیتهای این بانوی پرتلاش عرصهی کتابداری در ایران بوده است.
ترجمهی کتاب «هنر عشق ورزیدن» اثر اریک فروم، فرصت حضور؛ مجموعه مقالههای کتابداری، تألیف ۱۳۸۳، «نشانه مؤلف»؛ برای استفادهی ردهبندی کتابخانهی کنگره، تألیف (با همکاری زهره علوی) ۱۳۵۷، «سرعنوانهای موضوعی فارسی» (زیر نظر پوری سلطانی و کامران فانی)، ۱۳۷۵، اصطلاحنامهی کتابداری (فارسی به انگلیسی و انگلیسی به فارسی)، تألیف (با همکاری فروردین راستین) ۱۳۷۲، بخشی از آثار وی است. پوری سلطلانی در ۱۶ آبان ۱۳۹۴ در ۸۴سالگی درگذشت.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
محمدعلی جمالزاده
#تقویم_فرهنگی امروز، ۱۷ آبان ۱۳۹۷
۲۱ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۷۶، سید محمدعلی جمالزاده ـ نویسنده و مترجم ـ درگذشت.
سید محمدعلی جمالزاده فرزند سید جمالالدین واعظ اصفهانی، در سال ۱۲۷۰ در اصفهان زاده شد. پدر جمالزاده ـ سید جمالالدین واعظ ـ از روحانیان بنام دورهی مشروطه بود که در مبارزه با محمدعلی شاه قاجار دستگیر شد و به حکم او در بروجرد به شهادت رسید. جمالزاده تحصیلات خود را در بیروت آغاز کرد، سپس به فرانسه رفت و آن را ادامه داد. پس از مدتی، به پیشنهاد ممتازالسلطنه ـ سفیر ایران در فرانسه ـ به لوزان سویس رفت. بعد از این مرحله، دوباره به فرانسه رفت و در دانشگاه شهر «دیژون» در رشتهی حقوق تحصیل کرد و در ۱۲۹۰ دانشنامهی دیپلم حقوق گرفت.
جمالزاده در گیرودار جنگ جهانی اول به دعوت ملّیون ایران به رهبری سید حسن تقیزاده، برای مبارزه بر ضد روسیه و انگلیس به برلین رفت. در آن جا با ابراهیم پورداوود، محمد قزوینی و حسین کاظمزادهی ایرانشهر آشنا شد. او در آلمان با «مجلهی کاوه» همکاری میکرد که تا تعطیلی این مجله در سال ۱۳۰۱ ادامه داشت. مدتی هم در سفارت ایران در برلین خدمت کرد. در ۱۳۱۱ نیز به «دفتر بینالمللی کار» وابسته به جامعهی ملل پیوست.
جمالزاده در مجموع فقط ۱۳ سال از عمر طولانی خود را در ایران گذراند. او در دوران جنگ جهانی دوم در ژنو ساکن شد و در گوشهی تنهایی به نوشتن مقالات و داستانهای خود مشغول گردید. در دوران حکومت رضا شاه پهلوی، کم و بیش خاموشی گزیده بود، اگرچه در مواردی کارهایی به انجام رساند، مانند نشر «مجلهی علم و هنر» در ژنو. محمدعلی جمالزاده ابداعکنندهی «قصهنویسی نوین فارسی» است. وی برای حفظ فرهنگ عامه و نشان دادن زبان مردم کوچه و بازار، در داستانهایش از لغات و اصطلاحات روزمرهی مردم استفاده میکرد. شخصیتهای داستانی او نیز هر یک نمایندهای از گروههای مختلف جامعه هستند و این، ویژگی خاص نوشتههای او بود. جمالزاده نخستین کتاب خود ـ گنج شایگان ـ را در سال ۱۲۹۶ به چاپ رساند و پس از آن، نخستین نوشتهی داستانیاش را با نام «فارسی شکر است» در سال ۱۳۰۰ در «مجلهی کاوه» منتشر کرد. او پیش از روی آوردن به داستاننویسی، نویسندهی مباحث تاریخی، اجتماعی و سیاسی در «مجلهی کاوه» بود. جمالزاده ترجمه هم میکرد. «ویلهلم تل» اثر شیلر، «داستان بشر» اثر هندریک وان لون، و «دون کارلوس» و «خسیس» ِ مولیر از آثاری است که او به فارسی برگردانده است. داستانهای وی انتقادی، ساده، طنزآمیز و آکنده از ضربالمثلها و اصطلاحات عامیانه است. این نویسندهی نامدار معاصر ایران، در سال ۱۳۵۵ بخشی از کتابهای کتابخانهی خود را در ۳ مرحله به «کتابخانهی مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران» بخشید. از دیگر آثار وی: «فرهنگ لغات عامیانه» و داستانهای: «یکی بود یکی نبود»، «دارُالمجانین»، «صحرای محشر» و «قُلتَشَن دیوان» است.
سید محمدعلی جمالزاده در ۱۷ آبان ۱۳۷۶ در ژنو سویس در حالی که بیش از یک سده از عمر خود را پشت سر گذاشته بود، درگذشت و در همان جا به خاک سپرده شد.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
۲۱ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۷۶، سید محمدعلی جمالزاده ـ نویسنده و مترجم ـ درگذشت.
سید محمدعلی جمالزاده فرزند سید جمالالدین واعظ اصفهانی، در سال ۱۲۷۰ در اصفهان زاده شد. پدر جمالزاده ـ سید جمالالدین واعظ ـ از روحانیان بنام دورهی مشروطه بود که در مبارزه با محمدعلی شاه قاجار دستگیر شد و به حکم او در بروجرد به شهادت رسید. جمالزاده تحصیلات خود را در بیروت آغاز کرد، سپس به فرانسه رفت و آن را ادامه داد. پس از مدتی، به پیشنهاد ممتازالسلطنه ـ سفیر ایران در فرانسه ـ به لوزان سویس رفت. بعد از این مرحله، دوباره به فرانسه رفت و در دانشگاه شهر «دیژون» در رشتهی حقوق تحصیل کرد و در ۱۲۹۰ دانشنامهی دیپلم حقوق گرفت.
جمالزاده در گیرودار جنگ جهانی اول به دعوت ملّیون ایران به رهبری سید حسن تقیزاده، برای مبارزه بر ضد روسیه و انگلیس به برلین رفت. در آن جا با ابراهیم پورداوود، محمد قزوینی و حسین کاظمزادهی ایرانشهر آشنا شد. او در آلمان با «مجلهی کاوه» همکاری میکرد که تا تعطیلی این مجله در سال ۱۳۰۱ ادامه داشت. مدتی هم در سفارت ایران در برلین خدمت کرد. در ۱۳۱۱ نیز به «دفتر بینالمللی کار» وابسته به جامعهی ملل پیوست.
جمالزاده در مجموع فقط ۱۳ سال از عمر طولانی خود را در ایران گذراند. او در دوران جنگ جهانی دوم در ژنو ساکن شد و در گوشهی تنهایی به نوشتن مقالات و داستانهای خود مشغول گردید. در دوران حکومت رضا شاه پهلوی، کم و بیش خاموشی گزیده بود، اگرچه در مواردی کارهایی به انجام رساند، مانند نشر «مجلهی علم و هنر» در ژنو. محمدعلی جمالزاده ابداعکنندهی «قصهنویسی نوین فارسی» است. وی برای حفظ فرهنگ عامه و نشان دادن زبان مردم کوچه و بازار، در داستانهایش از لغات و اصطلاحات روزمرهی مردم استفاده میکرد. شخصیتهای داستانی او نیز هر یک نمایندهای از گروههای مختلف جامعه هستند و این، ویژگی خاص نوشتههای او بود. جمالزاده نخستین کتاب خود ـ گنج شایگان ـ را در سال ۱۲۹۶ به چاپ رساند و پس از آن، نخستین نوشتهی داستانیاش را با نام «فارسی شکر است» در سال ۱۳۰۰ در «مجلهی کاوه» منتشر کرد. او پیش از روی آوردن به داستاننویسی، نویسندهی مباحث تاریخی، اجتماعی و سیاسی در «مجلهی کاوه» بود. جمالزاده ترجمه هم میکرد. «ویلهلم تل» اثر شیلر، «داستان بشر» اثر هندریک وان لون، و «دون کارلوس» و «خسیس» ِ مولیر از آثاری است که او به فارسی برگردانده است. داستانهای وی انتقادی، ساده، طنزآمیز و آکنده از ضربالمثلها و اصطلاحات عامیانه است. این نویسندهی نامدار معاصر ایران، در سال ۱۳۵۵ بخشی از کتابهای کتابخانهی خود را در ۳ مرحله به «کتابخانهی مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران» بخشید. از دیگر آثار وی: «فرهنگ لغات عامیانه» و داستانهای: «یکی بود یکی نبود»، «دارُالمجانین»، «صحرای محشر» و «قُلتَشَن دیوان» است.
سید محمدعلی جمالزاده در ۱۷ آبان ۱۳۷۶ در ژنو سویس در حالی که بیش از یک سده از عمر خود را پشت سر گذاشته بود، درگذشت و در همان جا به خاک سپرده شد.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
🎯کار گاه آشنایی با بزرگترین دانشنامه جهان
📆 پنجشنبه، اول آذرماه 1397
🏢 کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
🎓 هزینه ثبت نام ویژه اعضای سازمان: 5 هزار تومان
+ 📜 ارائه گواهی نامه شرکت در همایش
🖥 سامانه ثبت نام: Reg.isic.ir
🎯@isic_ir
📆 پنجشنبه، اول آذرماه 1397
🏢 کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
🎓 هزینه ثبت نام ویژه اعضای سازمان: 5 هزار تومان
+ 📜 ارائه گواهی نامه شرکت در همایش
🖥 سامانه ثبت نام: Reg.isic.ir
🎯@isic_ir
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
مهدی سحابی
#تقویم_فرهنگی امروز، ۱۸ آبان ۱۳۹۷
۹ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۸۸، مهدی سحابی ـ مترجم، نقاش و مجسمهساز و عکاس ـ درگذشت.
مهدی سحابی در سال ۱۳۲۳ در قزوین زاده شد. تحصیلات متوسطه را در تهران گذراند، بعد به دانشکدهی هنرهای زیبای دانشگاه تهران رفت و در رشتهی نقاشی به تحصیل پرداخت، ولی پس از مدتی آن را نیمهکاره رها کرد. آنگاه به ایتالیا رفت و در رشتهی کارگردانی سینما، در فرهنگستان هنرهای زیبای رُم مشغول تحصیل شد. سحابی این بار هم پس از مدتی تحصیل را رها کرد و به روزنامهنگاری، بازیگری و عکاسی پرداخت. سرانجام ادبیات، نقاشی و ترجمهی ادبی را برگزید.
سحابی از آنجا که به زبانهای ایتالیایی، فرانسوی و انگلیسی تسلط داشت، آثار متعددی را از نویسندگان غربی ترجمه کرد. از آن میان: «دانهی زیر برف» از اینیاتسیو سیلونه، «همه میمیرند» ِ سیمون دوبوار، «دیوید کاپرفیلد» و «آرزوهای بزرگ» ِ چارلز دیکنز، مجموعهی هشتجلدیِ «زمان از دست رفته» از مارسل پروست، و «دور دنیا در هشتاد روز» ِ ژول ورن. وی چند دوره نمایشگاه هنری نیز در ایران و جهان با مضمون صورتکهای متعدد انسانی برپا کرد. مهدی سحابی در ۱۸ آبان ۱۳۸۸ در ۶۵ سالگی در پاریس درگذشت.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
۹ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۸۸، مهدی سحابی ـ مترجم، نقاش و مجسمهساز و عکاس ـ درگذشت.
مهدی سحابی در سال ۱۳۲۳ در قزوین زاده شد. تحصیلات متوسطه را در تهران گذراند، بعد به دانشکدهی هنرهای زیبای دانشگاه تهران رفت و در رشتهی نقاشی به تحصیل پرداخت، ولی پس از مدتی آن را نیمهکاره رها کرد. آنگاه به ایتالیا رفت و در رشتهی کارگردانی سینما، در فرهنگستان هنرهای زیبای رُم مشغول تحصیل شد. سحابی این بار هم پس از مدتی تحصیل را رها کرد و به روزنامهنگاری، بازیگری و عکاسی پرداخت. سرانجام ادبیات، نقاشی و ترجمهی ادبی را برگزید.
سحابی از آنجا که به زبانهای ایتالیایی، فرانسوی و انگلیسی تسلط داشت، آثار متعددی را از نویسندگان غربی ترجمه کرد. از آن میان: «دانهی زیر برف» از اینیاتسیو سیلونه، «همه میمیرند» ِ سیمون دوبوار، «دیوید کاپرفیلد» و «آرزوهای بزرگ» ِ چارلز دیکنز، مجموعهی هشتجلدیِ «زمان از دست رفته» از مارسل پروست، و «دور دنیا در هشتاد روز» ِ ژول ورن. وی چند دوره نمایشگاه هنری نیز در ایران و جهان با مضمون صورتکهای متعدد انسانی برپا کرد. مهدی سحابی در ۱۸ آبان ۱۳۸۸ در ۶۵ سالگی در پاریس درگذشت.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی