کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
عبدالعلی دستغیب
#تقویم_فرهنگی امروز، ۱۶ آبان ۱۳۹۷
۸۷ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۱۰، عبدالعلی دستغیب ـ منتقد ادبی، مترجم و از چهرههای ماندگار ـ به دنیا آمد.
سید عبدالعلی دستغیب در ۱۶ آبان ۱۳۱۰ در شیراز زاده شد. پدرش سید جواد، کارمند وزارت معارف در شهرستانهای فیروزآباد و جهرم بود. عبدالعلی دستغیب تحصیلات ابتدایی و دورهی اول متوسطه را در فیروزآباد و جهرم به پایان رساند. سپس وارد دانشسرای مقدماتی شیراز شد و پس از فراغت از تحصیل، به تدریس در دبستانهای کازرون و نورآباد ممسنی پرداخت. به دنبال کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به دلیل فعالیت سیاسی بازداشت شد و یک سال را در زندان شیراز گذراند. دستغیب پس از آزادی از زندان، به علت ممنوعیت از مشاغل دولتی، به کار در دفتر اسناد رسمی و روزنامههای محلی شیراز پرداخت و مدت ۳ سال نیز کارمند غیررسمی ادارهی بهداشت بود.
دستغیب در سال ۱۳۳۷ برای ادامهی تحصیل در تهران وارد دانشسرای عالی شد. پس از گذراندن دورهی سهسالهی دانشسرای عالی در رشتهی فلسفه و علوم تربیتی، دورهی فوق لیسانس همین رشته را ادامه داد، اما به دلیل موانعی درس را رها کرد. از آن پس، تا سال ۱۳۵۹ به تدریس ادبیات، نقد ادبی و جامعهشناسی هنر در دبیرستانها، مدارس عالی و دانشسراهای مقدماتی در شیراز و تهران پرداخت.
عبدالعلی دستغیب در سال ۱۳۵۹ به درخواست خود بازنشسته شد و از آن پس توانست وقت بیشتری را به مطالعه و نگارش اختصاص دهد. وی از سال ۱۳۲۶ در روزنامههای شیراز همچون «پارس» و «بهار ایران» و سپس در مجلهها و روزنامههای تهران مانند «اطلاعات»، «کیهان»، «سخن»، «فردوسی»، «نگین»، «روشنفکر»، «امید ایران»، «پیام نوین»، «راهنمای کتاب»، «آینده»، «آدینه»، «کلک»، «کیهان فرهنگی»، «نیستان» و «ادبیات داستانی»، مقالهها و مطالب متعددی در زمینههای تاریخ، فلسفه، جامعهشناسی و هنر نوشته است. از دستغیب نزدیک به ۴۰ کتاب منتشر شده است. وی در سال ۱۳۷۴ از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان منتقد نمونه برگزیده شد و «لوح سپاس خدمات فرهنگی» دریافت کرد. همچنین در سال ۱۳۸۲ به عنوان «چهرهی ماندگار» در رشتهی نقد ادبی شناخته شد و موفق به دریافت لوح تقدیر و جایزه گردید.
سید عبدالعلی دستغیب امروز ۸۷امین شمع زندگانیاش روشن میشود.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
۸۷ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۱۰، عبدالعلی دستغیب ـ منتقد ادبی، مترجم و از چهرههای ماندگار ـ به دنیا آمد.
سید عبدالعلی دستغیب در ۱۶ آبان ۱۳۱۰ در شیراز زاده شد. پدرش سید جواد، کارمند وزارت معارف در شهرستانهای فیروزآباد و جهرم بود. عبدالعلی دستغیب تحصیلات ابتدایی و دورهی اول متوسطه را در فیروزآباد و جهرم به پایان رساند. سپس وارد دانشسرای مقدماتی شیراز شد و پس از فراغت از تحصیل، به تدریس در دبستانهای کازرون و نورآباد ممسنی پرداخت. به دنبال کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به دلیل فعالیت سیاسی بازداشت شد و یک سال را در زندان شیراز گذراند. دستغیب پس از آزادی از زندان، به علت ممنوعیت از مشاغل دولتی، به کار در دفتر اسناد رسمی و روزنامههای محلی شیراز پرداخت و مدت ۳ سال نیز کارمند غیررسمی ادارهی بهداشت بود.
دستغیب در سال ۱۳۳۷ برای ادامهی تحصیل در تهران وارد دانشسرای عالی شد. پس از گذراندن دورهی سهسالهی دانشسرای عالی در رشتهی فلسفه و علوم تربیتی، دورهی فوق لیسانس همین رشته را ادامه داد، اما به دلیل موانعی درس را رها کرد. از آن پس، تا سال ۱۳۵۹ به تدریس ادبیات، نقد ادبی و جامعهشناسی هنر در دبیرستانها، مدارس عالی و دانشسراهای مقدماتی در شیراز و تهران پرداخت.
عبدالعلی دستغیب در سال ۱۳۵۹ به درخواست خود بازنشسته شد و از آن پس توانست وقت بیشتری را به مطالعه و نگارش اختصاص دهد. وی از سال ۱۳۲۶ در روزنامههای شیراز همچون «پارس» و «بهار ایران» و سپس در مجلهها و روزنامههای تهران مانند «اطلاعات»، «کیهان»، «سخن»، «فردوسی»، «نگین»، «روشنفکر»، «امید ایران»، «پیام نوین»، «راهنمای کتاب»، «آینده»، «آدینه»، «کلک»، «کیهان فرهنگی»، «نیستان» و «ادبیات داستانی»، مقالهها و مطالب متعددی در زمینههای تاریخ، فلسفه، جامعهشناسی و هنر نوشته است. از دستغیب نزدیک به ۴۰ کتاب منتشر شده است. وی در سال ۱۳۷۴ از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان منتقد نمونه برگزیده شد و «لوح سپاس خدمات فرهنگی» دریافت کرد. همچنین در سال ۱۳۸۲ به عنوان «چهرهی ماندگار» در رشتهی نقد ادبی شناخته شد و موفق به دریافت لوح تقدیر و جایزه گردید.
سید عبدالعلی دستغیب امروز ۸۷امین شمع زندگانیاش روشن میشود.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
پوری سلطانی
#تقویم_فرهنگی امروز، ۱۶ آبان ۱۳۹۷
۳ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۹۴، پوری سلطانی ـ کتابدار و مترجم ـ درگذشت.
پوراندخت سلطانی شیرازی (معروف به پوری سلطانی)، در سال ۱۳۱۰ در همدان زاده شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران گذارند و تحصیلات دانشگاهی را در رشتهی زبان و ادبیات فارسیِ دانشسرای عالی و دانشکدهی ادبیات دانشگاه تهران در سال ۱۳۳۱ به پایان برد و در همان سال در وزارت فرهنگ با رتبهی دبیری استخدام شد و به ساری اعزام گردید. در سال ۱۳۳۵ به لندن رفت و به توصیهی دکتر محمدجعفر محجوب و زیر نظر پروفسور والتر هنینگ، چندی به فراگیری زبانهای آرامی پرداخت، اما مشکلات مالی مانع از ادامهی تحصیل او شد و بهناچار مدتی را به فراگیری زبان انگلیسی و تبحر در آن سپری کرد و با دیپلم کیمبریج، در سال ۱۳۴۳ به ایران بازگشت و مدتی معلم زبان انگلیسی در کلاسهای شبانهی مدرسهی هدف بود.
پوری سلطانی در سال ۱۳۴۴ به راهنمایی مهرداد بهار به استخدام کتابخانهی مرکزی درآمد. در ۱۳۴۵ دانشجوی دورهی کارشناسی ارشد گروه جدیدالتأسیس کتابداری دانشگاه تهران و در ۱۳۴۷ یکی از سیزده فارغالتحصیل نخستین دورهی کارشناسی ارشد این رشته در ایران شد.
پوری سلطانی از کوشندگان پرتوان و مؤثر در تأسیس مرکز مدارک علمی و مرکز خدمات کتابداری و اطلاعرسانی ـ مؤسسهای که در زمان اولین وزیر علوم و آموزش عالی، مجید رهنما بنیان نهاده شد ـ و اولین مدیر بخش تحقیقات آن مرکز بود. مرکزی که در سال ۱۳۶۲ با کتابخانهی ملی ادغام شد و موجب پیوستن پوری سلطانی به کتابخانهی ملی گردید که تا زمان بازنشستگیاش در سال ۱۳۸۰، ادامه داشت.
مدیریت کمیتهی انتشارات در انجمن کتابداری ایران، نظارت بر انتشار مجلههای نامهی انجمن کتابداران و خبرنامهی داخلی انجمن (۱۳۵۷ ـ ۱۳۴۹)، سرپرستی گروه علوم کتابداری و بخش تحقیقات (۱۳۴۹)، از مشاوران اصلی طرح تأسیس کتابخانهی ملی پهلوی (۱۳۵۷ ـ ۱۳۵۲)، تدریس در مقطع کارشناسی ارشد رشتهی کتابداری دانشگاه تهران (۱۳۵۸ ـ ۱۳۴۸)، تدریس در کلاسهای کارآموزی مرکز خدمات کتابداری (۱۳۶۲ ـ ۱۳۴۹)، تدریس سازماندهی مواد سمعی و بصری در صدا و سیمای جمهوری اسلامی (۱۳۶۱)، و تدریس شیوهی سازماندهی مواد دیداری و شنیداری در کتابخانهی ملی (۱۳۶۹ ـ ۱۳۶۲)، از کوشندگیها و مسئولیتهای این بانوی پرتلاش عرصهی کتابداری در ایران بوده است.
ترجمهی کتاب «هنر عشق ورزیدن» اثر اریک فروم، فرصت حضور؛ مجموعه مقالههای کتابداری، تألیف ۱۳۸۳، «نشانه مؤلف»؛ برای استفادهی ردهبندی کتابخانهی کنگره، تألیف (با همکاری زهره علوی) ۱۳۵۷، «سرعنوانهای موضوعی فارسی» (زیر نظر پوری سلطانی و کامران فانی)، ۱۳۷۵، اصطلاحنامهی کتابداری (فارسی به انگلیسی و انگلیسی به فارسی)، تألیف (با همکاری فروردین راستین) ۱۳۷۲، بخشی از آثار وی است. پوری سلطلانی در ۱۶ آبان ۱۳۹۴ در ۸۴سالگی درگذشت.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
۳ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۹۴، پوری سلطانی ـ کتابدار و مترجم ـ درگذشت.
پوراندخت سلطانی شیرازی (معروف به پوری سلطانی)، در سال ۱۳۱۰ در همدان زاده شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران گذارند و تحصیلات دانشگاهی را در رشتهی زبان و ادبیات فارسیِ دانشسرای عالی و دانشکدهی ادبیات دانشگاه تهران در سال ۱۳۳۱ به پایان برد و در همان سال در وزارت فرهنگ با رتبهی دبیری استخدام شد و به ساری اعزام گردید. در سال ۱۳۳۵ به لندن رفت و به توصیهی دکتر محمدجعفر محجوب و زیر نظر پروفسور والتر هنینگ، چندی به فراگیری زبانهای آرامی پرداخت، اما مشکلات مالی مانع از ادامهی تحصیل او شد و بهناچار مدتی را به فراگیری زبان انگلیسی و تبحر در آن سپری کرد و با دیپلم کیمبریج، در سال ۱۳۴۳ به ایران بازگشت و مدتی معلم زبان انگلیسی در کلاسهای شبانهی مدرسهی هدف بود.
پوری سلطانی در سال ۱۳۴۴ به راهنمایی مهرداد بهار به استخدام کتابخانهی مرکزی درآمد. در ۱۳۴۵ دانشجوی دورهی کارشناسی ارشد گروه جدیدالتأسیس کتابداری دانشگاه تهران و در ۱۳۴۷ یکی از سیزده فارغالتحصیل نخستین دورهی کارشناسی ارشد این رشته در ایران شد.
پوری سلطانی از کوشندگان پرتوان و مؤثر در تأسیس مرکز مدارک علمی و مرکز خدمات کتابداری و اطلاعرسانی ـ مؤسسهای که در زمان اولین وزیر علوم و آموزش عالی، مجید رهنما بنیان نهاده شد ـ و اولین مدیر بخش تحقیقات آن مرکز بود. مرکزی که در سال ۱۳۶۲ با کتابخانهی ملی ادغام شد و موجب پیوستن پوری سلطانی به کتابخانهی ملی گردید که تا زمان بازنشستگیاش در سال ۱۳۸۰، ادامه داشت.
مدیریت کمیتهی انتشارات در انجمن کتابداری ایران، نظارت بر انتشار مجلههای نامهی انجمن کتابداران و خبرنامهی داخلی انجمن (۱۳۵۷ ـ ۱۳۴۹)، سرپرستی گروه علوم کتابداری و بخش تحقیقات (۱۳۴۹)، از مشاوران اصلی طرح تأسیس کتابخانهی ملی پهلوی (۱۳۵۷ ـ ۱۳۵۲)، تدریس در مقطع کارشناسی ارشد رشتهی کتابداری دانشگاه تهران (۱۳۵۸ ـ ۱۳۴۸)، تدریس در کلاسهای کارآموزی مرکز خدمات کتابداری (۱۳۶۲ ـ ۱۳۴۹)، تدریس سازماندهی مواد سمعی و بصری در صدا و سیمای جمهوری اسلامی (۱۳۶۱)، و تدریس شیوهی سازماندهی مواد دیداری و شنیداری در کتابخانهی ملی (۱۳۶۹ ـ ۱۳۶۲)، از کوشندگیها و مسئولیتهای این بانوی پرتلاش عرصهی کتابداری در ایران بوده است.
ترجمهی کتاب «هنر عشق ورزیدن» اثر اریک فروم، فرصت حضور؛ مجموعه مقالههای کتابداری، تألیف ۱۳۸۳، «نشانه مؤلف»؛ برای استفادهی ردهبندی کتابخانهی کنگره، تألیف (با همکاری زهره علوی) ۱۳۵۷، «سرعنوانهای موضوعی فارسی» (زیر نظر پوری سلطانی و کامران فانی)، ۱۳۷۵، اصطلاحنامهی کتابداری (فارسی به انگلیسی و انگلیسی به فارسی)، تألیف (با همکاری فروردین راستین) ۱۳۷۲، بخشی از آثار وی است. پوری سلطلانی در ۱۶ آبان ۱۳۹۴ در ۸۴سالگی درگذشت.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
محمدعلی جمالزاده
#تقویم_فرهنگی امروز، ۱۷ آبان ۱۳۹۷
۲۱ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۷۶، سید محمدعلی جمالزاده ـ نویسنده و مترجم ـ درگذشت.
سید محمدعلی جمالزاده فرزند سید جمالالدین واعظ اصفهانی، در سال ۱۲۷۰ در اصفهان زاده شد. پدر جمالزاده ـ سید جمالالدین واعظ ـ از روحانیان بنام دورهی مشروطه بود که در مبارزه با محمدعلی شاه قاجار دستگیر شد و به حکم او در بروجرد به شهادت رسید. جمالزاده تحصیلات خود را در بیروت آغاز کرد، سپس به فرانسه رفت و آن را ادامه داد. پس از مدتی، به پیشنهاد ممتازالسلطنه ـ سفیر ایران در فرانسه ـ به لوزان سویس رفت. بعد از این مرحله، دوباره به فرانسه رفت و در دانشگاه شهر «دیژون» در رشتهی حقوق تحصیل کرد و در ۱۲۹۰ دانشنامهی دیپلم حقوق گرفت.
جمالزاده در گیرودار جنگ جهانی اول به دعوت ملّیون ایران به رهبری سید حسن تقیزاده، برای مبارزه بر ضد روسیه و انگلیس به برلین رفت. در آن جا با ابراهیم پورداوود، محمد قزوینی و حسین کاظمزادهی ایرانشهر آشنا شد. او در آلمان با «مجلهی کاوه» همکاری میکرد که تا تعطیلی این مجله در سال ۱۳۰۱ ادامه داشت. مدتی هم در سفارت ایران در برلین خدمت کرد. در ۱۳۱۱ نیز به «دفتر بینالمللی کار» وابسته به جامعهی ملل پیوست.
جمالزاده در مجموع فقط ۱۳ سال از عمر طولانی خود را در ایران گذراند. او در دوران جنگ جهانی دوم در ژنو ساکن شد و در گوشهی تنهایی به نوشتن مقالات و داستانهای خود مشغول گردید. در دوران حکومت رضا شاه پهلوی، کم و بیش خاموشی گزیده بود، اگرچه در مواردی کارهایی به انجام رساند، مانند نشر «مجلهی علم و هنر» در ژنو. محمدعلی جمالزاده ابداعکنندهی «قصهنویسی نوین فارسی» است. وی برای حفظ فرهنگ عامه و نشان دادن زبان مردم کوچه و بازار، در داستانهایش از لغات و اصطلاحات روزمرهی مردم استفاده میکرد. شخصیتهای داستانی او نیز هر یک نمایندهای از گروههای مختلف جامعه هستند و این، ویژگی خاص نوشتههای او بود. جمالزاده نخستین کتاب خود ـ گنج شایگان ـ را در سال ۱۲۹۶ به چاپ رساند و پس از آن، نخستین نوشتهی داستانیاش را با نام «فارسی شکر است» در سال ۱۳۰۰ در «مجلهی کاوه» منتشر کرد. او پیش از روی آوردن به داستاننویسی، نویسندهی مباحث تاریخی، اجتماعی و سیاسی در «مجلهی کاوه» بود. جمالزاده ترجمه هم میکرد. «ویلهلم تل» اثر شیلر، «داستان بشر» اثر هندریک وان لون، و «دون کارلوس» و «خسیس» ِ مولیر از آثاری است که او به فارسی برگردانده است. داستانهای وی انتقادی، ساده، طنزآمیز و آکنده از ضربالمثلها و اصطلاحات عامیانه است. این نویسندهی نامدار معاصر ایران، در سال ۱۳۵۵ بخشی از کتابهای کتابخانهی خود را در ۳ مرحله به «کتابخانهی مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران» بخشید. از دیگر آثار وی: «فرهنگ لغات عامیانه» و داستانهای: «یکی بود یکی نبود»، «دارُالمجانین»، «صحرای محشر» و «قُلتَشَن دیوان» است.
سید محمدعلی جمالزاده در ۱۷ آبان ۱۳۷۶ در ژنو سویس در حالی که بیش از یک سده از عمر خود را پشت سر گذاشته بود، درگذشت و در همان جا به خاک سپرده شد.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
۲۱ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۷۶، سید محمدعلی جمالزاده ـ نویسنده و مترجم ـ درگذشت.
سید محمدعلی جمالزاده فرزند سید جمالالدین واعظ اصفهانی، در سال ۱۲۷۰ در اصفهان زاده شد. پدر جمالزاده ـ سید جمالالدین واعظ ـ از روحانیان بنام دورهی مشروطه بود که در مبارزه با محمدعلی شاه قاجار دستگیر شد و به حکم او در بروجرد به شهادت رسید. جمالزاده تحصیلات خود را در بیروت آغاز کرد، سپس به فرانسه رفت و آن را ادامه داد. پس از مدتی، به پیشنهاد ممتازالسلطنه ـ سفیر ایران در فرانسه ـ به لوزان سویس رفت. بعد از این مرحله، دوباره به فرانسه رفت و در دانشگاه شهر «دیژون» در رشتهی حقوق تحصیل کرد و در ۱۲۹۰ دانشنامهی دیپلم حقوق گرفت.
جمالزاده در گیرودار جنگ جهانی اول به دعوت ملّیون ایران به رهبری سید حسن تقیزاده، برای مبارزه بر ضد روسیه و انگلیس به برلین رفت. در آن جا با ابراهیم پورداوود، محمد قزوینی و حسین کاظمزادهی ایرانشهر آشنا شد. او در آلمان با «مجلهی کاوه» همکاری میکرد که تا تعطیلی این مجله در سال ۱۳۰۱ ادامه داشت. مدتی هم در سفارت ایران در برلین خدمت کرد. در ۱۳۱۱ نیز به «دفتر بینالمللی کار» وابسته به جامعهی ملل پیوست.
جمالزاده در مجموع فقط ۱۳ سال از عمر طولانی خود را در ایران گذراند. او در دوران جنگ جهانی دوم در ژنو ساکن شد و در گوشهی تنهایی به نوشتن مقالات و داستانهای خود مشغول گردید. در دوران حکومت رضا شاه پهلوی، کم و بیش خاموشی گزیده بود، اگرچه در مواردی کارهایی به انجام رساند، مانند نشر «مجلهی علم و هنر» در ژنو. محمدعلی جمالزاده ابداعکنندهی «قصهنویسی نوین فارسی» است. وی برای حفظ فرهنگ عامه و نشان دادن زبان مردم کوچه و بازار، در داستانهایش از لغات و اصطلاحات روزمرهی مردم استفاده میکرد. شخصیتهای داستانی او نیز هر یک نمایندهای از گروههای مختلف جامعه هستند و این، ویژگی خاص نوشتههای او بود. جمالزاده نخستین کتاب خود ـ گنج شایگان ـ را در سال ۱۲۹۶ به چاپ رساند و پس از آن، نخستین نوشتهی داستانیاش را با نام «فارسی شکر است» در سال ۱۳۰۰ در «مجلهی کاوه» منتشر کرد. او پیش از روی آوردن به داستاننویسی، نویسندهی مباحث تاریخی، اجتماعی و سیاسی در «مجلهی کاوه» بود. جمالزاده ترجمه هم میکرد. «ویلهلم تل» اثر شیلر، «داستان بشر» اثر هندریک وان لون، و «دون کارلوس» و «خسیس» ِ مولیر از آثاری است که او به فارسی برگردانده است. داستانهای وی انتقادی، ساده، طنزآمیز و آکنده از ضربالمثلها و اصطلاحات عامیانه است. این نویسندهی نامدار معاصر ایران، در سال ۱۳۵۵ بخشی از کتابهای کتابخانهی خود را در ۳ مرحله به «کتابخانهی مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران» بخشید. از دیگر آثار وی: «فرهنگ لغات عامیانه» و داستانهای: «یکی بود یکی نبود»، «دارُالمجانین»، «صحرای محشر» و «قُلتَشَن دیوان» است.
سید محمدعلی جمالزاده در ۱۷ آبان ۱۳۷۶ در ژنو سویس در حالی که بیش از یک سده از عمر خود را پشت سر گذاشته بود، درگذشت و در همان جا به خاک سپرده شد.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
🎯کار گاه آشنایی با بزرگترین دانشنامه جهان
📆 پنجشنبه، اول آذرماه 1397
🏢 کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
🎓 هزینه ثبت نام ویژه اعضای سازمان: 5 هزار تومان
+ 📜 ارائه گواهی نامه شرکت در همایش
🖥 سامانه ثبت نام: Reg.isic.ir
🎯@isic_ir
📆 پنجشنبه، اول آذرماه 1397
🏢 کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
🎓 هزینه ثبت نام ویژه اعضای سازمان: 5 هزار تومان
+ 📜 ارائه گواهی نامه شرکت در همایش
🖥 سامانه ثبت نام: Reg.isic.ir
🎯@isic_ir
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
مهدی سحابی
#تقویم_فرهنگی امروز، ۱۸ آبان ۱۳۹۷
۹ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۸۸، مهدی سحابی ـ مترجم، نقاش و مجسمهساز و عکاس ـ درگذشت.
مهدی سحابی در سال ۱۳۲۳ در قزوین زاده شد. تحصیلات متوسطه را در تهران گذراند، بعد به دانشکدهی هنرهای زیبای دانشگاه تهران رفت و در رشتهی نقاشی به تحصیل پرداخت، ولی پس از مدتی آن را نیمهکاره رها کرد. آنگاه به ایتالیا رفت و در رشتهی کارگردانی سینما، در فرهنگستان هنرهای زیبای رُم مشغول تحصیل شد. سحابی این بار هم پس از مدتی تحصیل را رها کرد و به روزنامهنگاری، بازیگری و عکاسی پرداخت. سرانجام ادبیات، نقاشی و ترجمهی ادبی را برگزید.
سحابی از آنجا که به زبانهای ایتالیایی، فرانسوی و انگلیسی تسلط داشت، آثار متعددی را از نویسندگان غربی ترجمه کرد. از آن میان: «دانهی زیر برف» از اینیاتسیو سیلونه، «همه میمیرند» ِ سیمون دوبوار، «دیوید کاپرفیلد» و «آرزوهای بزرگ» ِ چارلز دیکنز، مجموعهی هشتجلدیِ «زمان از دست رفته» از مارسل پروست، و «دور دنیا در هشتاد روز» ِ ژول ورن. وی چند دوره نمایشگاه هنری نیز در ایران و جهان با مضمون صورتکهای متعدد انسانی برپا کرد. مهدی سحابی در ۱۸ آبان ۱۳۸۸ در ۶۵ سالگی در پاریس درگذشت.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
۹ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۸۸، مهدی سحابی ـ مترجم، نقاش و مجسمهساز و عکاس ـ درگذشت.
مهدی سحابی در سال ۱۳۲۳ در قزوین زاده شد. تحصیلات متوسطه را در تهران گذراند، بعد به دانشکدهی هنرهای زیبای دانشگاه تهران رفت و در رشتهی نقاشی به تحصیل پرداخت، ولی پس از مدتی آن را نیمهکاره رها کرد. آنگاه به ایتالیا رفت و در رشتهی کارگردانی سینما، در فرهنگستان هنرهای زیبای رُم مشغول تحصیل شد. سحابی این بار هم پس از مدتی تحصیل را رها کرد و به روزنامهنگاری، بازیگری و عکاسی پرداخت. سرانجام ادبیات، نقاشی و ترجمهی ادبی را برگزید.
سحابی از آنجا که به زبانهای ایتالیایی، فرانسوی و انگلیسی تسلط داشت، آثار متعددی را از نویسندگان غربی ترجمه کرد. از آن میان: «دانهی زیر برف» از اینیاتسیو سیلونه، «همه میمیرند» ِ سیمون دوبوار، «دیوید کاپرفیلد» و «آرزوهای بزرگ» ِ چارلز دیکنز، مجموعهی هشتجلدیِ «زمان از دست رفته» از مارسل پروست، و «دور دنیا در هشتاد روز» ِ ژول ورن. وی چند دوره نمایشگاه هنری نیز در ایران و جهان با مضمون صورتکهای متعدد انسانی برپا کرد. مهدی سحابی در ۱۸ آبان ۱۳۸۸ در ۶۵ سالگی در پاریس درگذشت.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
توران میرهادی
#تقویم_فرهنگی امروز، ۱۸ آبان ۱۳۹۷
۲ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۹۵، توران میرهادی ـ نویسنده در حوزهی ادبیات کودک و از مفاخر فرهنگی ایران ـ درگذشت.
توران میرهادی در سال ۱۳۰۶ در تهران از پدری با تبار تفرشی و مادری آلمانی متولد شد. پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی و آموختن زبانهای آلمانی و انگلیسی نزد مادر و سپس در دبیرستان، به آموختن موسیقی و نقاشی پرداخت. تحصیلات متوسطه را که به پایان رساند، در سال ۱۳۲۴ برای تحصیل در رشتهی روانشناسی و تعلیم و تربیتِ پیش از دبستان، راهی فرانسه شد. در سال ۱۳۳۰ تحصیلاتش را در این زمینه با موفقیت پشت سر گذاشت و به ایران بازگشت.
توران میرهادی در ۱۳۳۴ «کودکستان فرهاد» را تأسیس کرد که بعدها «مجتمع آموزشی تجربی فرهاد» نام گرفت. وی همچنین یکی از بنیانگذاران «شورای کتاب کودک» در سال ۱۳۴۱ بوده است. بانو میرهادی در کنگرههای بینالمللی مختلفی شرکت فعال داشت. وی همچنین دبیر «فرهنگنامهی کودکان و نوجوانان» بود که تا کنون هفده جلد از آن به چاپ رسیده است. در عین حال پایاننامههای فراوانی به راهنمایی این استاد تدوین شده است. آثار متعددی نیز از خانم میرهادی تا کنون منتشر شده، از آن میان: تألیف کتابهای «گذری در ادبیات کودکان»، «کتاب کار مربی کودک»، «جستجو در راهها» و «روشهای تربیت». انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، به پاس سالها خدمات علمی و فرهنگی، توران میرهادی را به عنوان یکی از مفاخر فرهنگی ایرانزمین معرفی کرده است.
توران میرهادی ـ مادر ادبیات کودکان و نوجوانان ایران ـ در ۱۸ آبان ۱۳۹۵ در ۸۹ سالگی شمع وجودش خاموش گشت و در آرامگاه امامزاده عبدالله شهر ری در خاک آرمید.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
۲ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۹۵، توران میرهادی ـ نویسنده در حوزهی ادبیات کودک و از مفاخر فرهنگی ایران ـ درگذشت.
توران میرهادی در سال ۱۳۰۶ در تهران از پدری با تبار تفرشی و مادری آلمانی متولد شد. پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی و آموختن زبانهای آلمانی و انگلیسی نزد مادر و سپس در دبیرستان، به آموختن موسیقی و نقاشی پرداخت. تحصیلات متوسطه را که به پایان رساند، در سال ۱۳۲۴ برای تحصیل در رشتهی روانشناسی و تعلیم و تربیتِ پیش از دبستان، راهی فرانسه شد. در سال ۱۳۳۰ تحصیلاتش را در این زمینه با موفقیت پشت سر گذاشت و به ایران بازگشت.
توران میرهادی در ۱۳۳۴ «کودکستان فرهاد» را تأسیس کرد که بعدها «مجتمع آموزشی تجربی فرهاد» نام گرفت. وی همچنین یکی از بنیانگذاران «شورای کتاب کودک» در سال ۱۳۴۱ بوده است. بانو میرهادی در کنگرههای بینالمللی مختلفی شرکت فعال داشت. وی همچنین دبیر «فرهنگنامهی کودکان و نوجوانان» بود که تا کنون هفده جلد از آن به چاپ رسیده است. در عین حال پایاننامههای فراوانی به راهنمایی این استاد تدوین شده است. آثار متعددی نیز از خانم میرهادی تا کنون منتشر شده، از آن میان: تألیف کتابهای «گذری در ادبیات کودکان»، «کتاب کار مربی کودک»، «جستجو در راهها» و «روشهای تربیت». انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، به پاس سالها خدمات علمی و فرهنگی، توران میرهادی را به عنوان یکی از مفاخر فرهنگی ایرانزمین معرفی کرده است.
توران میرهادی ـ مادر ادبیات کودکان و نوجوانان ایران ـ در ۱۸ آبان ۱۳۹۵ در ۸۹ سالگی شمع وجودش خاموش گشت و در آرامگاه امامزاده عبدالله شهر ری در خاک آرمید.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
📝 سلسله یادداشت های دکتر رضا منصوری درباره علم نوین
What is Science?
علم چیست؟
🔸بخش دوم: علم در جامعه های بدون اجتماع علمی
II. Science in the societies withou scientific community
🔸یادداشت هفتم:
🔹علم به عنوان کالای عمومی
Science as public good
كالایي عمومي است كه در اختیار همه باشد و هر كس بتواند از آن استفاده كند. مثلاً هواي پاكيزه در شهرها و يا بوستانهاي شهري كالاي عمومي است: همه ميتوانند از آن استفاده كنند. کوه هم کالای عمومی است گرچه شاید هر کس توان استفاده از آن را ندارد مگر کوه نورد باشد. اما هنگامي كه از علم يا دانش به عنوان يك كالاي عمومي صحبت ميكنيم بايد به چگونگي و جمعيت توانا در استفاده از آن توجه داشته باشيم؛ و نیز توجه داشته باشیم که منظور از علم در این جا دانش است نه آن فرایندی که در آن دانش آفریده می شود؛ همان گونه که صنعت یک کالای عمومی نیست اما کالاهای صنعتی می تواند در اختیار همه باشد، دانش هم نوعی برونداد صریح وکتبی فرایند علمی است. در این معنی، علم/ دانش كالايی عمومي است که نتيجة ابداعها و كشفهاي دانشگران است و در اختيار همه. حتی بیش از این، روالها و روشهای علمی را هم می توان کالای عمومی دانست.
آيا همگان توان استفاده از اين كالا را دارند؟ جايي كه اجتماع علمي وجود دارد امکان استفاده از اين كالا برای هر عضو که توان استفاده از آن دانش را داشته باشد وجود دارد. توان دانشآفريني دانشگران چگونگي استفاده از اين كالا و تبديل آن به سود نمادين صريح را تعیین می کند. جایی كه اجتماع علمي وجود ندارد اين كالا نقش عمومي خود را از دست ميدهد و می شود کالایی خاص برای اعضای اجتماع علمیِ کشورهای خاص یا دانشگرانی که عضو اجتماع علمی جهانی باشند. پس این کالا صرفاً در اختيار تعداد اندكي از كشورهاي صنعتی است كه اجتماع علمي دارند و ميتوانند با نوآوري اين كالا را به انواع سرمايههاي نمادين و نانمادين اقتصادي تبديل كنند. كشورهاي جهان سوم در استفاده از اين كالا محرومند، گرچه دانشگران آن ها توان استفاده از این کالا را دارند. توان فردی دانشگر به معنی توان جامعه در استفاده از این کالا نیست؛ استفاده از این کالا موکول است به سیاست گذاری و اجرای سیاست های هوشمندانه. کشور ما از این سیاست ها غافل است.
🔹 این سلسله یادداشتها هرهفته عصر جمعه در همین صفحه منتشر می شود.
@UT_Central_Library
yon.ir/oYrou
What is Science?
علم چیست؟
🔸بخش دوم: علم در جامعه های بدون اجتماع علمی
II. Science in the societies withou scientific community
🔸یادداشت هفتم:
🔹علم به عنوان کالای عمومی
Science as public good
كالایي عمومي است كه در اختیار همه باشد و هر كس بتواند از آن استفاده كند. مثلاً هواي پاكيزه در شهرها و يا بوستانهاي شهري كالاي عمومي است: همه ميتوانند از آن استفاده كنند. کوه هم کالای عمومی است گرچه شاید هر کس توان استفاده از آن را ندارد مگر کوه نورد باشد. اما هنگامي كه از علم يا دانش به عنوان يك كالاي عمومي صحبت ميكنيم بايد به چگونگي و جمعيت توانا در استفاده از آن توجه داشته باشيم؛ و نیز توجه داشته باشیم که منظور از علم در این جا دانش است نه آن فرایندی که در آن دانش آفریده می شود؛ همان گونه که صنعت یک کالای عمومی نیست اما کالاهای صنعتی می تواند در اختیار همه باشد، دانش هم نوعی برونداد صریح وکتبی فرایند علمی است. در این معنی، علم/ دانش كالايی عمومي است که نتيجة ابداعها و كشفهاي دانشگران است و در اختيار همه. حتی بیش از این، روالها و روشهای علمی را هم می توان کالای عمومی دانست.
آيا همگان توان استفاده از اين كالا را دارند؟ جايي كه اجتماع علمي وجود دارد امکان استفاده از اين كالا برای هر عضو که توان استفاده از آن دانش را داشته باشد وجود دارد. توان دانشآفريني دانشگران چگونگي استفاده از اين كالا و تبديل آن به سود نمادين صريح را تعیین می کند. جایی كه اجتماع علمي وجود ندارد اين كالا نقش عمومي خود را از دست ميدهد و می شود کالایی خاص برای اعضای اجتماع علمیِ کشورهای خاص یا دانشگرانی که عضو اجتماع علمی جهانی باشند. پس این کالا صرفاً در اختيار تعداد اندكي از كشورهاي صنعتی است كه اجتماع علمي دارند و ميتوانند با نوآوري اين كالا را به انواع سرمايههاي نمادين و نانمادين اقتصادي تبديل كنند. كشورهاي جهان سوم در استفاده از اين كالا محرومند، گرچه دانشگران آن ها توان استفاده از این کالا را دارند. توان فردی دانشگر به معنی توان جامعه در استفاده از این کالا نیست؛ استفاده از این کالا موکول است به سیاست گذاری و اجرای سیاست های هوشمندانه. کشور ما از این سیاست ها غافل است.
🔹 این سلسله یادداشتها هرهفته عصر جمعه در همین صفحه منتشر می شود.
@UT_Central_Library
yon.ir/oYrou
TITLES FOR E-JOURNALS.xls
110.5 KB
🔹قابل توجه پژوهشگران محترم
کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد اقدام به دیجیتال سازی بعضی عناوین نشریات قدیمی خود نموده است . علاقمندان جهت خرید یا کسب اطلاعات بیشتر با شماره 61112842 تماس حاصل نمایند.
کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد اقدام به دیجیتال سازی بعضی عناوین نشریات قدیمی خود نموده است . علاقمندان جهت خرید یا کسب اطلاعات بیشتر با شماره 61112842 تماس حاصل نمایند.
هیچ نوع کارگاهی تحت عنوان «کارگاه جامع اپلای» در دانشگاه تهران برگزار نمی شود
بدنبال درج اطلاعیه ای از سوی يك گروه تلگرامي ناشناس به نام «رسانه دانشجویی دانشگاه تهران» درباره برگزاری سومین کارگاه جامع اپلای در كتابخانه مركزي اين دانشگاه، كتابخانه مركزي دانشگاه اعلام نمود هيچ گونه مجوزي تحت اين عنوان يا عناوين مشابه، به هيچ شركت يا موسسه اي داده نشده و طبیعی است که دانشگاه تهران و موسسات وابسته در اين زمينه مسئوليتي ندارند.
@UT_Central_Library
بدنبال درج اطلاعیه ای از سوی يك گروه تلگرامي ناشناس به نام «رسانه دانشجویی دانشگاه تهران» درباره برگزاری سومین کارگاه جامع اپلای در كتابخانه مركزي اين دانشگاه، كتابخانه مركزي دانشگاه اعلام نمود هيچ گونه مجوزي تحت اين عنوان يا عناوين مشابه، به هيچ شركت يا موسسه اي داده نشده و طبیعی است که دانشگاه تهران و موسسات وابسته در اين زمينه مسئوليتي ندارند.
@UT_Central_Library