🔸استاد سلیم نیساری درگذشت. سلیم نیساری به سال ۱۲۹۹ هجریشمسی در تبریز به دنیا آمد. پس از اتمام تحصیلات مقدماتی وارد دانشسرای تبریز شد و با رتبه اول از آن فارغالتحصیل و وارد دانشگاه تهران گردید. به دنبال اتمام تحصیلات در رشته ادبیات فارسی، در سال ۱۳۲۹ هجریشمسی عازم اروپا و آمریکا شد و در دانشگاههای لندن و ایندیانای ایالات متحده آمریکا به ادامه تحصیل پرداخت.
وی در سال ۱۳۳۶ هجریشمسی به استخدام دبیرخانه مرکزی یونسکو در پاریس درآمد و به سمت رئیس اداره کمکهای فنی یونسکو منصوب شد تا اینکه ۱۸ سال بعد به ایران بازگشت و در دانشگاه تهران به تدریس فلسفه، علوم تربیتی، روش تدریس، گزارش نویسی و روش تحقیق مشغول شد و بعد از ۳۸ سال خدمت به بازنشستگی نائل گردید.
استاد برجسته فلسفه و حافظ شناس، از سال ۱۳۳۹ هجریشمسی مدیریت مجله بنیاد فرهنگی را برعهده گرفت و ضمن آن آثار ارزشمندی را خلق نمود که بهعنوان نمونه میتوان کتابهای زیر را برشمرد:
آموزش زبان و ادبیات در دانشگاه، آموزش شعر فارسی، بررسی پندهای فردوسی از دید فرهنگ ایرانی، پیوستگی هدف، برنامه و روش آموزش زبان و ادبیات فارسی، تدریس زبان فارسی در دبستان یا آموزش هنرهای زبان، خاطراتی از کلاس درس استاد ملکالشعراء بهار، دستور خط فارسی، غزلهای حافظ، تصحیح دیوان حافظ، کلیات روش تدریس، گروهبندی افعال فارسی، نقش معلم در برابر ارزشهای اخلاقی، نمونههایی از آثار جاویدان شعر فارسی، یکسان کردن املای فارسی، تمبرهای ایران، و چندین عنوان کتاب به زبان انگلیسی.👇👇
@sahandiranmehr
وی در سال ۱۳۳۶ هجریشمسی به استخدام دبیرخانه مرکزی یونسکو در پاریس درآمد و به سمت رئیس اداره کمکهای فنی یونسکو منصوب شد تا اینکه ۱۸ سال بعد به ایران بازگشت و در دانشگاه تهران به تدریس فلسفه، علوم تربیتی، روش تدریس، گزارش نویسی و روش تحقیق مشغول شد و بعد از ۳۸ سال خدمت به بازنشستگی نائل گردید.
استاد برجسته فلسفه و حافظ شناس، از سال ۱۳۳۹ هجریشمسی مدیریت مجله بنیاد فرهنگی را برعهده گرفت و ضمن آن آثار ارزشمندی را خلق نمود که بهعنوان نمونه میتوان کتابهای زیر را برشمرد:
آموزش زبان و ادبیات در دانشگاه، آموزش شعر فارسی، بررسی پندهای فردوسی از دید فرهنگ ایرانی، پیوستگی هدف، برنامه و روش آموزش زبان و ادبیات فارسی، تدریس زبان فارسی در دبستان یا آموزش هنرهای زبان، خاطراتی از کلاس درس استاد ملکالشعراء بهار، دستور خط فارسی، غزلهای حافظ، تصحیح دیوان حافظ، کلیات روش تدریس، گروهبندی افعال فارسی، نقش معلم در برابر ارزشهای اخلاقی، نمونههایی از آثار جاویدان شعر فارسی، یکسان کردن املای فارسی، تمبرهای ایران، و چندین عنوان کتاب به زبان انگلیسی.👇👇
@sahandiranmehr
پانزدهم.xlsx
28.9 KB
لیست پایان نامه های تحویل داده شده به کتابخانه مرکزی از تاریخ پانزدهم دیماه لغایت نوزدهم دیماه 1397
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library
داخل جلد نسخه مطالع الانوار (ش 1002 مشکوه). جلد روعنی کتيبه دار. ترنج با زمینه مشکی و گل و بوته با زمینه سرخ و آراسته و کتيبهها به زر
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
سید جعفر شهیدی
#تقویم_فرهنگی امروز، ۲۳ دی ۱۳۹۷
۱۱ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۸۶، سید جعفر شهیدی درگذشت.
سید جعفر شهیدی رئیس مؤسسهی لغتنامهی دهخدا و مرکز بینالمللی آموزش زبان فارسی، استاد دانشکدهی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران و از پژوهشگران برجستهی زبان و ادبیات فارسی و تاریخ اسلام بود.
سید جعفر شهیدی در سال ۱۲۹۷ در شهر بروجرد به دنیا آمد. او فرزند سید محمد سجادی از دانشمندان و مفاخر ادبی ایران بود. شهیدی در سال ۱۳۲۰ برای تحصیل علوم دینی به نجف اشرف رفت و تحصیلات حوزوی را در آن جا تا درجهی اجتهاد ادامه داد. سپس به ایران آمد و دانشنامهی دکتری زبان و ادبیات فارسی گرفت. دوستی با دکتر محمد معین، موجب آشنایی با علّامه دهخدا و راهیابی او به مؤسسهی لغتنامهی دهخدا گردید. علّامه دهخدا دکتر سید جعفر شهیدی را در نوع خود کمنظیر خوانده بود. درک محضر و همنشینی با استادانی چون بدیعالزمان فروزانفر، جلالالدین همایی، علامه دهخدا و دکتر محمد معین، اعتبار علمی و معنوی دکتر شهیدی را دوچندان کرد. وی پس از درگذشت دکتر معین، مسئولیت ادارهی مؤسسهی لغتنامهی دهخدا را بر عهده گرفت. در کنار فعالیت در این مؤسسه، در دانشگاه نیز تدریس میکرد و سالها استاد تمام دانشگاه تهران بود.
دکتر شهیدی در سال ۱۳۷۴ خانهی مسکونیاش را در محلهی نارمک تهران به شهرداری واگذار کرد و این خانه در همان سال به کتابخانهی عمومی دکتر شهیدی تبدیل شد. کتاب «تاریخ تحلیلی اسلام» دکتر شهیدی در سال ۱۳۸۵ برندهی جایزهی کتاب سال ایران شد. «ترجمهی مسجع نهجالبلاغهی امام علی علیهالسلام» نیز از آثار ماندگار وی است. استاد دکتر سید جعفر شهیدی در ۲۳ دی ۱۳۸۶ در ۸۹سالگی در تهران شمع وجودش خاموش گشت.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
۱۱ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۸۶، سید جعفر شهیدی درگذشت.
سید جعفر شهیدی رئیس مؤسسهی لغتنامهی دهخدا و مرکز بینالمللی آموزش زبان فارسی، استاد دانشکدهی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران و از پژوهشگران برجستهی زبان و ادبیات فارسی و تاریخ اسلام بود.
سید جعفر شهیدی در سال ۱۲۹۷ در شهر بروجرد به دنیا آمد. او فرزند سید محمد سجادی از دانشمندان و مفاخر ادبی ایران بود. شهیدی در سال ۱۳۲۰ برای تحصیل علوم دینی به نجف اشرف رفت و تحصیلات حوزوی را در آن جا تا درجهی اجتهاد ادامه داد. سپس به ایران آمد و دانشنامهی دکتری زبان و ادبیات فارسی گرفت. دوستی با دکتر محمد معین، موجب آشنایی با علّامه دهخدا و راهیابی او به مؤسسهی لغتنامهی دهخدا گردید. علّامه دهخدا دکتر سید جعفر شهیدی را در نوع خود کمنظیر خوانده بود. درک محضر و همنشینی با استادانی چون بدیعالزمان فروزانفر، جلالالدین همایی، علامه دهخدا و دکتر محمد معین، اعتبار علمی و معنوی دکتر شهیدی را دوچندان کرد. وی پس از درگذشت دکتر معین، مسئولیت ادارهی مؤسسهی لغتنامهی دهخدا را بر عهده گرفت. در کنار فعالیت در این مؤسسه، در دانشگاه نیز تدریس میکرد و سالها استاد تمام دانشگاه تهران بود.
دکتر شهیدی در سال ۱۳۷۴ خانهی مسکونیاش را در محلهی نارمک تهران به شهرداری واگذار کرد و این خانه در همان سال به کتابخانهی عمومی دکتر شهیدی تبدیل شد. کتاب «تاریخ تحلیلی اسلام» دکتر شهیدی در سال ۱۳۸۵ برندهی جایزهی کتاب سال ایران شد. «ترجمهی مسجع نهجالبلاغهی امام علی علیهالسلام» نیز از آثار ماندگار وی است. استاد دکتر سید جعفر شهیدی در ۲۳ دی ۱۳۸۶ در ۸۹سالگی در تهران شمع وجودش خاموش گشت.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
Forwarded from ELSEVIER IRAN
برنامه دسترسی رایگان پسادکترا
به صرف جستجوی شغلی بعدیتان، در رقابت بازنده نباشید.
• آیا در مدت یک سال گذشته بیکار بودهاید؟ یا
• پروژهای در دست دارید که تا کمتر از شش ماه دیگر به پایان میرسد؟ و
• در طول پنج سال گذشته درگیر و دار گرفتن مدرک دکترای خود بوده اید؟
اگر این طور بوده، شما حتما فرد مناسب برای برنامه ما هستید که شامل موارد زیر است:
دسترسی رایگان به Scopus و تمامی محتوای علمی الزویر بر روی ScienceDirect (کتابها و ژورنال ها)، به مدت 6 ماه، با احتمال تمدید زمان به مدت 6 ماه دیگر.
https://www.elsevier.com/authors/journal-authors/an-opportunity-for-postdoctoral-scholars
به صرف جستجوی شغلی بعدیتان، در رقابت بازنده نباشید.
• آیا در مدت یک سال گذشته بیکار بودهاید؟ یا
• پروژهای در دست دارید که تا کمتر از شش ماه دیگر به پایان میرسد؟ و
• در طول پنج سال گذشته درگیر و دار گرفتن مدرک دکترای خود بوده اید؟
اگر این طور بوده، شما حتما فرد مناسب برای برنامه ما هستید که شامل موارد زیر است:
دسترسی رایگان به Scopus و تمامی محتوای علمی الزویر بر روی ScienceDirect (کتابها و ژورنال ها)، به مدت 6 ماه، با احتمال تمدید زمان به مدت 6 ماه دیگر.
https://www.elsevier.com/authors/journal-authors/an-opportunity-for-postdoctoral-scholars
Elsevier
An opportunity for postdoctoral scholars
Postdoc free access program | Elsevier
خرید تازه کتابخانه مرکزی که به زودی فهرست نویسی خواهد شد. 75 عنوان کتاب از منابع و مراجع حقوقی.
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library
علم ديني و انواع آن
علم ديني را ميتوان به دو مفهوم درك كرد:
الف)علم ديني تخصيصي: منظورم هنگامي است كه ما در كنار علم نوين به مفهوم عام آن اجازه ميدهيم شاخهاي از يك علم، مثلاً روانشناسي يا اقتصاد، مبتنيبر برداشتي از دين باشد، همانگونه كه مثلاً اقتصاد بازار آزاد، اقتصاد سرمايهاي، يا اقتصاد سوسياليستي يكي از مباحث علم نوین اقتصاد است و مكتبهاي مختلف علم اقتصاد در كنار هم علم اقتصاد را ميسازند. اين نوع علم ديني نه تنها ممكن است كه مطلوب هم هست و باعث رشد و خردگرايي در جامعة انساني ميشود؛ البته بايد متوجه مخاطرات آن براي دين هم بود.
ب) علم ديني انحصاري: منظورم هنگامي است كه تنها علمي را مجاز، يا دستكم مطلوب، بدانيم كه مبتني بر دين باشد. به این ترتيب، بسته به برداشت افراد در دورانهاي متفاوت، چارچوبي براي علم تعيين خواهد شد كه خروج از آن، شبيه به اعمال انساني خارج از شرع، نامشروع و گناه تلقي ميشود و عواقب اجتماعي دارد.
علم ديني تخصيصي با هيچ مفهومي از علم، از جمله مفهوم نوين آن، مغايرتي ندارد و نوعي مطالعة توصيهپذير تلقي ميشود كه خوب است افراد علاقهمند و توانا آن را پي بگيرند؛ اينكه اين نوع علم چه نتايجي براي بشر خواهد داشت، و دستاوردهاي آن چه خواهد بود، تنها پس از تحقق آن ميتوان نظر داد. اين برداشت از علم ديني، مثلاً اقتصاد اسلامي، روانشناسي اسلامي، با هيچ ارزشدهي همراه نيست، و صرفاً نوعي تجربۀ خردگرايي انساني بايد تلقي شود.
درمقابل، علم ديني انحصاري، با ارزشگذاري همراه است؛ يعني پيروان آن تفكر علمي خارج از حيطة دين را مذموم ميشمارند و درحد توان با آن مقابله ميكنند. مشابه اين تلقي را در دوران اتحاد شوروي شاهد بوديم كه علم نوين بهعنوان علم سرمايهداري طرد ميشد و تحقق علم سوسياليستي پيگيري ميشد. ليسنكو و نظرهاي وي در مورد زيستشناسي در شوروي در قرن گذشته معروف است. افراط در اين انحصارگرايي بهجايي رسید كه عدهاي از جمله فوك، نسبيتدان شوروي، نظرية نسبيت را هم بهعنوان نظريهاي امپرياليستي طرد ميكردند. گزاره¬هایی از این نوع که "این علم [اسلامی] زمانی فراهم می¬شود که اولاً علم را به حریم هندسۀ معرفت دینی راه دهیم و چتر دین را بر سر آن بگسترانیم" [8، ص141]، یا "قرارگرفتن عقل در درون خیمۀ دین" [8، ص150] متأسفانه نتایج نامنظوری دارد از نوع رویدادهای دوران کمونیسم شوروی و نازی آلمان. تأکید بر علم دینی انحصاری هم بی شک مخاطراتی برای دین و هم برای علم هر دو خواهد داشت.
(معماری علم در ایران، ص 20)
@UT_Central_Library
علم ديني را ميتوان به دو مفهوم درك كرد:
الف)علم ديني تخصيصي: منظورم هنگامي است كه ما در كنار علم نوين به مفهوم عام آن اجازه ميدهيم شاخهاي از يك علم، مثلاً روانشناسي يا اقتصاد، مبتنيبر برداشتي از دين باشد، همانگونه كه مثلاً اقتصاد بازار آزاد، اقتصاد سرمايهاي، يا اقتصاد سوسياليستي يكي از مباحث علم نوین اقتصاد است و مكتبهاي مختلف علم اقتصاد در كنار هم علم اقتصاد را ميسازند. اين نوع علم ديني نه تنها ممكن است كه مطلوب هم هست و باعث رشد و خردگرايي در جامعة انساني ميشود؛ البته بايد متوجه مخاطرات آن براي دين هم بود.
ب) علم ديني انحصاري: منظورم هنگامي است كه تنها علمي را مجاز، يا دستكم مطلوب، بدانيم كه مبتني بر دين باشد. به این ترتيب، بسته به برداشت افراد در دورانهاي متفاوت، چارچوبي براي علم تعيين خواهد شد كه خروج از آن، شبيه به اعمال انساني خارج از شرع، نامشروع و گناه تلقي ميشود و عواقب اجتماعي دارد.
علم ديني تخصيصي با هيچ مفهومي از علم، از جمله مفهوم نوين آن، مغايرتي ندارد و نوعي مطالعة توصيهپذير تلقي ميشود كه خوب است افراد علاقهمند و توانا آن را پي بگيرند؛ اينكه اين نوع علم چه نتايجي براي بشر خواهد داشت، و دستاوردهاي آن چه خواهد بود، تنها پس از تحقق آن ميتوان نظر داد. اين برداشت از علم ديني، مثلاً اقتصاد اسلامي، روانشناسي اسلامي، با هيچ ارزشدهي همراه نيست، و صرفاً نوعي تجربۀ خردگرايي انساني بايد تلقي شود.
درمقابل، علم ديني انحصاري، با ارزشگذاري همراه است؛ يعني پيروان آن تفكر علمي خارج از حيطة دين را مذموم ميشمارند و درحد توان با آن مقابله ميكنند. مشابه اين تلقي را در دوران اتحاد شوروي شاهد بوديم كه علم نوين بهعنوان علم سرمايهداري طرد ميشد و تحقق علم سوسياليستي پيگيري ميشد. ليسنكو و نظرهاي وي در مورد زيستشناسي در شوروي در قرن گذشته معروف است. افراط در اين انحصارگرايي بهجايي رسید كه عدهاي از جمله فوك، نسبيتدان شوروي، نظرية نسبيت را هم بهعنوان نظريهاي امپرياليستي طرد ميكردند. گزاره¬هایی از این نوع که "این علم [اسلامی] زمانی فراهم می¬شود که اولاً علم را به حریم هندسۀ معرفت دینی راه دهیم و چتر دین را بر سر آن بگسترانیم" [8، ص141]، یا "قرارگرفتن عقل در درون خیمۀ دین" [8، ص150] متأسفانه نتایج نامنظوری دارد از نوع رویدادهای دوران کمونیسم شوروی و نازی آلمان. تأکید بر علم دینی انحصاری هم بی شک مخاطراتی برای دین و هم برای علم هر دو خواهد داشت.
(معماری علم در ایران، ص 20)
@UT_Central_Library
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
سید ابوالحسن رفیعی قزوینی
#تقویم_فرهنگی امروز، ۲۴ دی ۱۳۹۷
۴۴ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۵۳، سید ابوالحسن رفیعی قزوینی ـ فقیه و حکیم ـ درگذشت.
سید ابوالحسن رفیعی قزوینی فرزند سید ابراهیم، در سال ۱۲۶۸ در قزوین متولد شد. مقدمات را نزد پدر و کتب فقهی و اصولی را نزد حاج ملا علی طارمی و آیتالله ملا علیاکبر تاکستانی آموخت. در سال ۱۳۳۳ در حوزهی علمیهی تهران به مجلس درس آیتالله حاج شیخ عبدالنبی نوری راه یافت و علوم عقلی و عرفانی را از او فراگرفت. همچنین از استادانی چون حاج میرزا مسیح طالقانی، آیتالله سید محمد تنکابنی و آیتالله شیخ محمدرضا نوری بهرهمند شد.
سید ابوالحسن رفیعی قزوینی علوم ریاضی را هم از میرزا ابراهیم زنجانی و شیخ علی رشتی آموخت. این حکیم فقیه در حوزهی تهران و در مدرسهی عبدالله خان به تدریس کتب فقهی و اصولی چون «شرح لُمعه» و «قوانین» و کتب فلسفی «شرح منظومهی سبزواری» و «اشارات ابن سینا» پرداخت.
استاد سید ابوالحسن رفیعی قزوینی مدتی نیز به قم رفت و در آن جا مورد عنایت حاج شیخ عبدالکریم حائری مؤسس حوزهی علمیهی آن جا قرار گرفت و به امر ایشان به تدریس «کفایةُالاصول» و «مکاسب» شیخ انصاری و دروسی دیگر مشغول شد. پس از دریافت اجازهی اجتهاد و نقل روایت، به قزوین بازگشت و در حوزهی علمیهی این شهر به تدریس متون فقهی، حکمی و سطوح عالیه پرداخت. حضرت امام خمینی، آیتالله حسنزاده آملی، آیتالله مهدوی کنی، دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی و پروفسور سید حسین نصر از شاگردان مکتب آیتالله رفیعی قزوینی در حوزههای قزوین، قم و تهران بودهاند. علامه سید ابوالحسن رفیعی قزوینی در ۲۴ دی ۱۳۵۳ در ۸۵سالگی در تهران شمع وجودش خاموش گشت و در مسجد بالاسر حرم حضرت فاطمه معصومه سلامالله علیها در قم به خاک سپرده شد.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
۴۴ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۵۳، سید ابوالحسن رفیعی قزوینی ـ فقیه و حکیم ـ درگذشت.
سید ابوالحسن رفیعی قزوینی فرزند سید ابراهیم، در سال ۱۲۶۸ در قزوین متولد شد. مقدمات را نزد پدر و کتب فقهی و اصولی را نزد حاج ملا علی طارمی و آیتالله ملا علیاکبر تاکستانی آموخت. در سال ۱۳۳۳ در حوزهی علمیهی تهران به مجلس درس آیتالله حاج شیخ عبدالنبی نوری راه یافت و علوم عقلی و عرفانی را از او فراگرفت. همچنین از استادانی چون حاج میرزا مسیح طالقانی، آیتالله سید محمد تنکابنی و آیتالله شیخ محمدرضا نوری بهرهمند شد.
سید ابوالحسن رفیعی قزوینی علوم ریاضی را هم از میرزا ابراهیم زنجانی و شیخ علی رشتی آموخت. این حکیم فقیه در حوزهی تهران و در مدرسهی عبدالله خان به تدریس کتب فقهی و اصولی چون «شرح لُمعه» و «قوانین» و کتب فلسفی «شرح منظومهی سبزواری» و «اشارات ابن سینا» پرداخت.
استاد سید ابوالحسن رفیعی قزوینی مدتی نیز به قم رفت و در آن جا مورد عنایت حاج شیخ عبدالکریم حائری مؤسس حوزهی علمیهی آن جا قرار گرفت و به امر ایشان به تدریس «کفایةُالاصول» و «مکاسب» شیخ انصاری و دروسی دیگر مشغول شد. پس از دریافت اجازهی اجتهاد و نقل روایت، به قزوین بازگشت و در حوزهی علمیهی این شهر به تدریس متون فقهی، حکمی و سطوح عالیه پرداخت. حضرت امام خمینی، آیتالله حسنزاده آملی، آیتالله مهدوی کنی، دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی و پروفسور سید حسین نصر از شاگردان مکتب آیتالله رفیعی قزوینی در حوزههای قزوین، قم و تهران بودهاند. علامه سید ابوالحسن رفیعی قزوینی در ۲۴ دی ۱۳۵۳ در ۸۵سالگی در تهران شمع وجودش خاموش گشت و در مسجد بالاسر حرم حضرت فاطمه معصومه سلامالله علیها در قم به خاک سپرده شد.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
اثری تازه در باره تنوع معماری در اسلام بر اساس ادوار مختلف. کار نویسندگان مختلف، قطع دایره المعارفی، بالغ بر 580 صفحه. به نظر می رسد دایره المعارف خوبی برای معماری اسلامی است. چاپ 1397، انتشارات سمت.
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library
گرایش جدیدی که در غرب، با جدیت دنبال می شود. هم تکنیک می خواهد و هم دانش علوم انسانی و هم خلاقیت. کاری است میان رشته ای. در این کتاب با مبانی آن آشنا می شویم. انتشارات سمت، 1357
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library
گزارشی از فعالیت های وزارت خارجه ژاپن، در سال 2018. متنوع و در بخش های مختلف. اهدایی سفارت ژاپن به کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران.
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
احمد تفضلی
#تقویم_فرهنگی امروز، ۲۴ دی ۱۳۹۷
۲۲ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۷۵، احمد تفضلی ـ استاد فرهنگ و زبانهای باستانی ایران ـ درگذشت.
احمد تفضلی در سال ۱۳۱۶ در اصفهان متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران گذراند و در سال ۱۳۳۵ از مدرسهی دارالفنون دانشنامهی دیپلم ادبی گرفت. دورهی لیسانس را نیز در ۱۳۳۸ در رشتهی زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران با رتبهی اول به پایان رساند. در همان سال دورهی دکتری زبان و ادبیات فارسی را در دانشکدهی ادبیات دانشگاه تهران آغاز کرد. تفضلی در سال ۱۳۴۰ برای ادامهی تحصیل به اروپا رفت و با تحصیل در رشتهی فرهنگ و زبانهای باستانیِ مدرسهی زبانهای شرقی و مطالعات آفریقایی دانشگاه لندن، در ۱۳۴۴ دانشنامهی فوق لیسانس گرفت. مدتی نیز در پاریس در دانشگاه سوربن از محضر استادان نامداری چون پروفسور ژان پی یر دومناش بهره برد و در سال ۱۳۴۵ با راهنمایی دکتر صادق کیا موفق به دریافت دانشنامهی دکتری در زبانهای باستانی از دانشکدهی ادبیات دانشگاه تهران گردید. دکتر احمد تفضلی به زبانهای عربی، انگلیسی، فرانسوی و آلمانی مسلّط بود و با زبان روسی نیز آشنایی داشت. آثار گوناگونی از این دانشمند فرهنگ و زبانهای باستانی ایران باقی مانده، از آن میان؛ «واژهنامهی کتاب پهلوی مینوی خرد» و «تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام» با همکاری دکتر ژاله آموزگار.
دکتر احمد تفضلی در ۲۴ دی ۱۳۷۵ در ۵۹سالگی در تهران درگذشت.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
۲۲ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۷۵، احمد تفضلی ـ استاد فرهنگ و زبانهای باستانی ایران ـ درگذشت.
احمد تفضلی در سال ۱۳۱۶ در اصفهان متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران گذراند و در سال ۱۳۳۵ از مدرسهی دارالفنون دانشنامهی دیپلم ادبی گرفت. دورهی لیسانس را نیز در ۱۳۳۸ در رشتهی زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران با رتبهی اول به پایان رساند. در همان سال دورهی دکتری زبان و ادبیات فارسی را در دانشکدهی ادبیات دانشگاه تهران آغاز کرد. تفضلی در سال ۱۳۴۰ برای ادامهی تحصیل به اروپا رفت و با تحصیل در رشتهی فرهنگ و زبانهای باستانیِ مدرسهی زبانهای شرقی و مطالعات آفریقایی دانشگاه لندن، در ۱۳۴۴ دانشنامهی فوق لیسانس گرفت. مدتی نیز در پاریس در دانشگاه سوربن از محضر استادان نامداری چون پروفسور ژان پی یر دومناش بهره برد و در سال ۱۳۴۵ با راهنمایی دکتر صادق کیا موفق به دریافت دانشنامهی دکتری در زبانهای باستانی از دانشکدهی ادبیات دانشگاه تهران گردید. دکتر احمد تفضلی به زبانهای عربی، انگلیسی، فرانسوی و آلمانی مسلّط بود و با زبان روسی نیز آشنایی داشت. آثار گوناگونی از این دانشمند فرهنگ و زبانهای باستانی ایران باقی مانده، از آن میان؛ «واژهنامهی کتاب پهلوی مینوی خرد» و «تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام» با همکاری دکتر ژاله آموزگار.
دکتر احمد تفضلی در ۲۴ دی ۱۳۷۵ در ۵۹سالگی در تهران درگذشت.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
عکس شمس العماره تهران، از مجموعه کارت پستالهای محفوظ در کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد @UT_Central_Library
دورنمای تهران از بالای شمس العماره.از مجموعه کارت پستالهای محفوظ در کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد @UT_Central_Library
اگر کمیت و کیفیت آثار ترجمه شده اندیشه غربی در ده سال اخیر را نادیده بگیرم، اکثریت ترجمههای فارسی از متون غربی با اهداف ایدئولوژیک و با سویههای مارکسیستی و نگرشهای اگزیستانسیالیستی انجام شده است. از شهریور 1320 و برقراری آزادی سیاسی و فرهنگی که البته با واقعه 28 مرداد 1332 تحت تاثیر قرار گرفت، فضای ایران تشنه دانستن و مستعد خواندن آثار غربی بود. اما از مرداد 1332 تا خرداد 1342، ترجمه به عنوان یکی از مشتقات و ملحقات جریان روشنفکری در ایران، مندرج در تحت مارکسیسم مکتبی شد. از خرداد 42 تا پایان بهمن 57 گرایش به اگزیستانسیالیسم به تب مارکسیسم افزوده شد و تا خرداد 60 جامعه ایرانی مشحون از آثار ترجمه شده شاخه روسی مارکسیسم شد. امری که تا دو دهه بعد نیز افتان و خیزان ادامه داشت و تنها در ده سال اخیر است که غلبه ترجمه آثار چپ رو به افول گذاشته است. اما در میانه غلبه چپگرایی بر ذهن و زبان روشنفکران و اندیشمندان ایرانی از دهه 1320 خورشیدی تا دهه 1360 خورشیدی، یک مثلث استثنائی در عرصه ترجمه شکل گرفت که در استقلال کامل از امراض مارکسیستی و اغراض اگزیستانسیالیستی قرار داشت. منوچهر بزرگمهر، یحیی مهدوی و عزتالله فولادوند سه ضلع این مثلث را تشکیل میدادند که طی بیش از 50 سال کوشیدند به جای اندیشه روشنفکری بر اندیشه فلسفی، به جای تفکر ایدئولوژیک بر تفکر عقلانی و به جای سوسیالیسم بر آزادیخواهی تمرکز کنند. بدون تردید در میان این سه تن، جایگاه عزتالله فولادوند، جایگاهی منحصر به فرد است. او در زمانهای نسبتا طویلالمدت که وجه بارزش سیطره افکار چپ بر اذهان روشنفکران و فعالان سیاسی بود، یکتنه و از طریق ترجمه، سخنانی از جنس دیگر را در گوش زمانه خود خواند🗞
🖍حامد زارع
🖍حامد زارع
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
مهدی سمسار
#تقویم_فرهنگی امروز، ۲۵ دی ۱۳۹۷
۱۶ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۸۱، مهدی سمسار ـ مترجم و روزنامهنگار ـ درگذشت.
مهدی سمسار در سال ۱۳۰۷ در بوشهر زاده شد. در ۱۳۴۵ از دانشگاه تهران در رشتهی داروسازی دانشنامهی دکتری گرفت و پس از آن، به تحصیل در روزنامهنگاری در همین دانشگاه پرداخت. در سال ۱۳۴۸ برای ادامهی تحصیل در روزنامهنگاری، به انستیتو «فرانس دوپرس» دانشگاه پاریس رفت و موفق به دریافت دانشنامهی فوق لیسانس شد. مهدی سمسار در نیمهی اول دههی ۵۰، از همین دانشگاه گواهی دکتری در روزنامهنگاری دریافت کرد. رسالهی دکتری او دربارهی «روزنامهنگاری در ایران میان سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ و روزنامههای ایران در دورهی جنگ دوم جهانی» بود.
دکتر سمسار در سالهای دههی ۱۳۳۰، مسئول سرویس خارجی روزنامهی کیهان و معاون سردبیر این روزنامه نیز بود. در همین زمان به تدریس در رشتهی داروسازی در دانشگاه تهران هم میپرداخت. وی حدود ۴۰ اثر را به فارسی ترجمه کرده است، از میان ترجمههای او «امپراتوری هخامنشی» از پییر بریان و «ودکاکولا» جایگاه ویژهای دارند. کتاب «ودکاکولا» دربارهی اسراری از روابط پنهانی شرکتهای چند ملیتی و دولتهای غربی با بلوک شرق در دورهی کمونیستی اتحاد جماهیر شوروی سابق است.
دکتر مهدی سمسار در ۲۵ دی ۱۳۸۱ در ۷۴سالگی در بیمارستان «تیه» در حومهی پاریس درگذشت و در گورستان «مون پارناس» فرانسه به خاک سپرده شد. پژوهشگران دکتر مهدی سمسار را از پیشگامان «روزنامهنگاری نوین در ایران» میدانند.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
۱۶ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۸۱، مهدی سمسار ـ مترجم و روزنامهنگار ـ درگذشت.
مهدی سمسار در سال ۱۳۰۷ در بوشهر زاده شد. در ۱۳۴۵ از دانشگاه تهران در رشتهی داروسازی دانشنامهی دکتری گرفت و پس از آن، به تحصیل در روزنامهنگاری در همین دانشگاه پرداخت. در سال ۱۳۴۸ برای ادامهی تحصیل در روزنامهنگاری، به انستیتو «فرانس دوپرس» دانشگاه پاریس رفت و موفق به دریافت دانشنامهی فوق لیسانس شد. مهدی سمسار در نیمهی اول دههی ۵۰، از همین دانشگاه گواهی دکتری در روزنامهنگاری دریافت کرد. رسالهی دکتری او دربارهی «روزنامهنگاری در ایران میان سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ و روزنامههای ایران در دورهی جنگ دوم جهانی» بود.
دکتر سمسار در سالهای دههی ۱۳۳۰، مسئول سرویس خارجی روزنامهی کیهان و معاون سردبیر این روزنامه نیز بود. در همین زمان به تدریس در رشتهی داروسازی در دانشگاه تهران هم میپرداخت. وی حدود ۴۰ اثر را به فارسی ترجمه کرده است، از میان ترجمههای او «امپراتوری هخامنشی» از پییر بریان و «ودکاکولا» جایگاه ویژهای دارند. کتاب «ودکاکولا» دربارهی اسراری از روابط پنهانی شرکتهای چند ملیتی و دولتهای غربی با بلوک شرق در دورهی کمونیستی اتحاد جماهیر شوروی سابق است.
دکتر مهدی سمسار در ۲۵ دی ۱۳۸۱ در ۷۴سالگی در بیمارستان «تیه» در حومهی پاریس درگذشت و در گورستان «مون پارناس» فرانسه به خاک سپرده شد. پژوهشگران دکتر مهدی سمسار را از پیشگامان «روزنامهنگاری نوین در ایران» میدانند.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی