با عضویت کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران در IATUL پل ارتباطی میان کتابخانه مرکزی با این سازمان برقرار شده است. عضویت در IATUL یعنی همراه بودن در شبکۀ قوی از کتابخانههای دانشگاهی و پژوهشی در محیط چالش برانگیز رشد سریع تکنولوژی و تغییر نیازهای مخاطبان کتابخانههای دانشگاهی. با این عضویت فرصتی برای کتابخانه ایجاد شده است تا چالشهای حرفهای خود را با رویکردهای بین المللی، بین مرزی و همدلی جمعی شناسایی و رفع کند.
مزایای عضویت:
1. شرکت در کنفرانسها و کارگاههای آموزشی: مطلع بودن از رویدادهای آینده IATUL در سراسر جهان
2. صرفه جویی در هزینه: هزینه شرکت در کنفرانسها و کارگاههای IATUL برای کارکنان کتابخانه کاهش یافته است
3. خدمات ویرایش انگلیسی: ترجمه و ویرایش علمی با کیفیت خوب
4. آموزش کارکنان کتابخانه: کارکنان کتابخانۀ عضو IATUL قادر هستند کارگاههای تحصیلی بین المللی درخواست کنند
5. شبکه سازی: کتابخانه عضو میتواند دانش تخصصی خود در زمینه کتابداری را در سطح جهانی افزایش دهد و با سایر کتابخانههای دانشگاهی همکاری کند.
@UT_Central_Library
مزایای عضویت:
1. شرکت در کنفرانسها و کارگاههای آموزشی: مطلع بودن از رویدادهای آینده IATUL در سراسر جهان
2. صرفه جویی در هزینه: هزینه شرکت در کنفرانسها و کارگاههای IATUL برای کارکنان کتابخانه کاهش یافته است
3. خدمات ویرایش انگلیسی: ترجمه و ویرایش علمی با کیفیت خوب
4. آموزش کارکنان کتابخانه: کارکنان کتابخانۀ عضو IATUL قادر هستند کارگاههای تحصیلی بین المللی درخواست کنند
5. شبکه سازی: کتابخانه عضو میتواند دانش تخصصی خود در زمینه کتابداری را در سطح جهانی افزایش دهد و با سایر کتابخانههای دانشگاهی همکاری کند.
@UT_Central_Library
دوفصلنامه «توسعه علوم انسانی »، نشریه تخصصی و از تازه های نشریات گروه علوم انسانی فرهنگستان علوم است که طی دو شماره در هر سال انتشار می یابد و به چاپ و نشر مقالاتی می پردازد که در زمینه های مختلف علوم انسانی در حوزه های اقتصاد، تاریخ، جامعه شناسی، جغرافیا، حقوق، دانش شناسی، روان شناسی، زبانشناسی، علم اطلاعات، علوم تربیتی، علوم سیاسی، علوم شناختی و فلسفه و مدیریت به بحث و بررسی پرداخته باشد. شماره اول این دوفصلنامه به صاحب امتیازی فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران و مدیر مسئولی و سردبیری دکتر سید مهدی الوانی در پاییز و زمستان 1397 به چاپ رسیده است. این نشریه در وبگاه http://www.ias.ac.ir نمایه و نسخه چاپی آن در بخش نشریات ادواری کتابخانه مرکزی در دسترس مراجعین محترم قرار دارد.
(فهیمیان)
(فهیمیان)
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
محمد مصدّق
#تقویم_فرهنگی امروز، ۱۴ اسفند ۱۳۹۷
۵۲ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۴۵، دکتر محمد مصدّق ـ نخستوزیر ایران در دورهی محمدرضا پهلوی ـ درگذشت.
محمد مصدق در سال ۱۲۶۱ در روستای احمدآباد در اطراف تهران به دنیا آمد. پدرش ـ میرزا هدایتالله آشتیانی ـ وزیر دفتر دربار ناصرالدین شاه قاجار بود که در زمان حیاتش پسر خود محمد را در ردیف مستوفیان حقوقبگیر قرار داد. پس از مرگ میرزا هدایتالله آشتیانی، از سوی ناصرالدین شاه لقب مصدقالسلطنه به فرزندش محمد داده شد که بعدها نام خانوادگی مصدق را از این لقب گرفت. مصدق در زمان مظفرالدین شاه، فرمان استیفای خراسان را گرفت. در پی گذراندن دروس معمول در مکتبخانه و مطالعات شخصی زیر نظر استادانی چون؛ شیخ محمدعلی کاشانی، میرزا عبدالرزاق خان بغایری، میرزا غلامحسین خان رهنما و میرزا جواد خان قریب (دیپلم مدرسهی سیاسی و ناظم مدرسهی آلمانی)، در سال ۱۲۸۷، در اواخر پادشاهی محمدعلی شاه، همراه با زن و فرزندان برای ادامهی تحصیل به فرانسه رفت. پس از پایان یافتن تحصیل علوم مالیه در مدرسهی علوم سیاسی پاریس، به سویس رفت و دورههای کارشناسی و دکتری در رشتهی حقوق را در دانشگاه نوشاتل گذراند. موضوع رسالهی دکتری مصدق در مورد «وصیت در حقوق اسلامی مذهب شیعه» بود. گفته میشود محمد مصدق نخستین ایرانی است که در رشتهی حقوق مدرک دکتری دریافت کرده است. او در مقاطع کوتاهی در دورهی احمد شاه قاجار و نخستوزیری حسن پیرنیا و احمد قوام، وزیر خارجه و معاون وزیر مالیه بود. مدتی نیز والیگری ولایات آذربایجان و فارس را در دست داشت. در دورهی پهلوی اول و دوم ۸ دوره به نمایندگی مردم تهران در مجلس شورای ملی و در زمان پهلوی دوم ۲ دوره به نخستوزیری رسید.
دکتر مصدق در دورههای چهاردهم و شانزدهم مجلس شورای ملی، برای ملی کردن صنعت نفت ایران تلاش بسیار کرد. سرانجام در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ موفق شد «قانون ملی شدن صنعت نفت ایران» را با حمایت جریانهای اسلامی به رهبری آیتالله کاشانی و گروههای ملی در مجلس، به تصویب مجلس شورای ملی و مجلس سنا برساند. در همین راستا، مصدق در اُردیبهشت ۱۳۳۰، برای اجرای این قانون و خلع ید از شرکت نفت انگلیس، نخستوزیر ایران شد، اما یک سال بعد به دلیل درخواست به دست گرفتن وزارت جنگ و عدم پذیرش آن توسط محمدرضا شاه پهلوی، از مقام خود استعفا کرد. شاه نیز بلافاصله احمد قوام را به نخستوزیری برگزید. این رویداد، موجب تحریک نیروهای مردمی به رهبری آیتالله سید ابوالقاسم کاشانی گردید و در نهایت با اخطار آیتالله کاشانی به احمد قوام برای کنار رفتن از قدرت، قیام مردمی ۳۰ تیر ۱۳۳۱ شکل گرفت. دکتر مصدق پس از این واقعه، دوباره روی کار آمد، اما دولت مستعجلش تنها تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ دوام آورد، زیرا در این روز فضلالله زاهدی به دستور شاه که به اروپا فرار کرده بود، با حمایت آمریکا و انگلیس علیه دولت دکتر مصدق کودتا کرد و او و یارانش را دستگیر نمود. دکتر مصدق محاکمه گردید و به ۳ سال زندان محکوم شد. با پایان یافتن دوران محکومیت، به زادگاهش روستای احمدآباد در غرب تهران تبعید گردید و پس از چند سال زندگی در تبعید، در ۱۴ اسفند ۱۳۴۵ در ۸۴سالگی در بیمارستان نجمیهی تهران درگذشت و در زادگاه خود ـ احمدآباد مصدق ـ به خاک سپرده شد.
دکتر مصدق مقالات و کتابهایی نوشته و تألیف کرده است، از آن میان کتابهای: «کاپیتولاسیون و ایران»، «دستور در محاکم حقوقی»، «شرکتهای سهامی در اروپا» و «اصول قواعد و قوانین مالیه در ممالک خارجه و ایران قبل از مشروطیت و دورهی مشروطه».
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
۵۲ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۴۵، دکتر محمد مصدّق ـ نخستوزیر ایران در دورهی محمدرضا پهلوی ـ درگذشت.
محمد مصدق در سال ۱۲۶۱ در روستای احمدآباد در اطراف تهران به دنیا آمد. پدرش ـ میرزا هدایتالله آشتیانی ـ وزیر دفتر دربار ناصرالدین شاه قاجار بود که در زمان حیاتش پسر خود محمد را در ردیف مستوفیان حقوقبگیر قرار داد. پس از مرگ میرزا هدایتالله آشتیانی، از سوی ناصرالدین شاه لقب مصدقالسلطنه به فرزندش محمد داده شد که بعدها نام خانوادگی مصدق را از این لقب گرفت. مصدق در زمان مظفرالدین شاه، فرمان استیفای خراسان را گرفت. در پی گذراندن دروس معمول در مکتبخانه و مطالعات شخصی زیر نظر استادانی چون؛ شیخ محمدعلی کاشانی، میرزا عبدالرزاق خان بغایری، میرزا غلامحسین خان رهنما و میرزا جواد خان قریب (دیپلم مدرسهی سیاسی و ناظم مدرسهی آلمانی)، در سال ۱۲۸۷، در اواخر پادشاهی محمدعلی شاه، همراه با زن و فرزندان برای ادامهی تحصیل به فرانسه رفت. پس از پایان یافتن تحصیل علوم مالیه در مدرسهی علوم سیاسی پاریس، به سویس رفت و دورههای کارشناسی و دکتری در رشتهی حقوق را در دانشگاه نوشاتل گذراند. موضوع رسالهی دکتری مصدق در مورد «وصیت در حقوق اسلامی مذهب شیعه» بود. گفته میشود محمد مصدق نخستین ایرانی است که در رشتهی حقوق مدرک دکتری دریافت کرده است. او در مقاطع کوتاهی در دورهی احمد شاه قاجار و نخستوزیری حسن پیرنیا و احمد قوام، وزیر خارجه و معاون وزیر مالیه بود. مدتی نیز والیگری ولایات آذربایجان و فارس را در دست داشت. در دورهی پهلوی اول و دوم ۸ دوره به نمایندگی مردم تهران در مجلس شورای ملی و در زمان پهلوی دوم ۲ دوره به نخستوزیری رسید.
دکتر مصدق در دورههای چهاردهم و شانزدهم مجلس شورای ملی، برای ملی کردن صنعت نفت ایران تلاش بسیار کرد. سرانجام در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ موفق شد «قانون ملی شدن صنعت نفت ایران» را با حمایت جریانهای اسلامی به رهبری آیتالله کاشانی و گروههای ملی در مجلس، به تصویب مجلس شورای ملی و مجلس سنا برساند. در همین راستا، مصدق در اُردیبهشت ۱۳۳۰، برای اجرای این قانون و خلع ید از شرکت نفت انگلیس، نخستوزیر ایران شد، اما یک سال بعد به دلیل درخواست به دست گرفتن وزارت جنگ و عدم پذیرش آن توسط محمدرضا شاه پهلوی، از مقام خود استعفا کرد. شاه نیز بلافاصله احمد قوام را به نخستوزیری برگزید. این رویداد، موجب تحریک نیروهای مردمی به رهبری آیتالله سید ابوالقاسم کاشانی گردید و در نهایت با اخطار آیتالله کاشانی به احمد قوام برای کنار رفتن از قدرت، قیام مردمی ۳۰ تیر ۱۳۳۱ شکل گرفت. دکتر مصدق پس از این واقعه، دوباره روی کار آمد، اما دولت مستعجلش تنها تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ دوام آورد، زیرا در این روز فضلالله زاهدی به دستور شاه که به اروپا فرار کرده بود، با حمایت آمریکا و انگلیس علیه دولت دکتر مصدق کودتا کرد و او و یارانش را دستگیر نمود. دکتر مصدق محاکمه گردید و به ۳ سال زندان محکوم شد. با پایان یافتن دوران محکومیت، به زادگاهش روستای احمدآباد در غرب تهران تبعید گردید و پس از چند سال زندگی در تبعید، در ۱۴ اسفند ۱۳۴۵ در ۸۴سالگی در بیمارستان نجمیهی تهران درگذشت و در زادگاه خود ـ احمدآباد مصدق ـ به خاک سپرده شد.
دکتر مصدق مقالات و کتابهایی نوشته و تألیف کرده است، از آن میان کتابهای: «کاپیتولاسیون و ایران»، «دستور در محاکم حقوقی»، «شرکتهای سهامی در اروپا» و «اصول قواعد و قوانین مالیه در ممالک خارجه و ایران قبل از مشروطیت و دورهی مشروطه».
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
آلینوش طَریان
#تقویم_فرهنگی امروز، ۱۴ اسفند ۱۳۹۷
۸ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۸۹، آلینوش طَریان ـ مادر نجوم و بانوی اخترفیزیک ایران ـ درگذشت.
آلینوش طریان در سال ۱۲۹۱، در تهران از پدر و مادری ارمنی متولد شد. پس از گذراندن دورههای ابتدایی و متوسطه، تحصیلات خود را در رشتهی فیزیک در دانشگاه تهران دنبال کرد و دانشنامهی لیسانس گرفت. بانو طریان پس از فارغالتحصیلی، به عنوان کارمند آزمایشگاه فیزیک دانشکدهی علوم دانشگاه تهران به کار پرداخت و در شمار دستیاران دکتر محمدباقر محمودیان درآمد. پس از ۶ سال به فرانسه رفت و در ۱۳۳۶ از دانشگاه سوربن موفق به گرفتن دانشنامهی دکتری فیزیک شد. او در آن جا یک سال با ایرن کوری دختر ماری کوری همکاری کرد، سپس به ایران بازگشت و با مرتبهی دانشیاری، در گروه فیزیک دانشکدهی علوم تهران به تدریس پرداخت.
دکتر آلینوش طریان پس از راهاندازی «مؤسسهی ژئوفیزیک دانشگاه تهران»، سرپرستی «رصدخانهی فیزیک خورشیدی» را بر عهده گرفت و در این جا بود که برای نخستین بار درس فیزیک خورشیدی و اخترفیزیک ستارگانی را ارائه کرد.
دکتر طریان در سال ۱۳۴۳ به درجهی استادی رسید. وی به پاس سالها فعالیت علمی و پژوهشی، «بانوی اخترفیزیک و مادر ستارهشناسی نوین ایران» نام گرفته است. این بانوی فیزیکدان ایرانی در شهریور ۱۳۵۸ پس از ۳۲ سال فعالیت آموزشی و پژوهشی بازنشسته شد.
استاد دکتر آلینوش طریان در ۱۴ اسفند ۱۳۸۹ در ۹۸سالگی در تهران شمع وجودش خاموش گشت.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
۸ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۸۹، آلینوش طَریان ـ مادر نجوم و بانوی اخترفیزیک ایران ـ درگذشت.
آلینوش طریان در سال ۱۲۹۱، در تهران از پدر و مادری ارمنی متولد شد. پس از گذراندن دورههای ابتدایی و متوسطه، تحصیلات خود را در رشتهی فیزیک در دانشگاه تهران دنبال کرد و دانشنامهی لیسانس گرفت. بانو طریان پس از فارغالتحصیلی، به عنوان کارمند آزمایشگاه فیزیک دانشکدهی علوم دانشگاه تهران به کار پرداخت و در شمار دستیاران دکتر محمدباقر محمودیان درآمد. پس از ۶ سال به فرانسه رفت و در ۱۳۳۶ از دانشگاه سوربن موفق به گرفتن دانشنامهی دکتری فیزیک شد. او در آن جا یک سال با ایرن کوری دختر ماری کوری همکاری کرد، سپس به ایران بازگشت و با مرتبهی دانشیاری، در گروه فیزیک دانشکدهی علوم تهران به تدریس پرداخت.
دکتر آلینوش طریان پس از راهاندازی «مؤسسهی ژئوفیزیک دانشگاه تهران»، سرپرستی «رصدخانهی فیزیک خورشیدی» را بر عهده گرفت و در این جا بود که برای نخستین بار درس فیزیک خورشیدی و اخترفیزیک ستارگانی را ارائه کرد.
دکتر طریان در سال ۱۳۴۳ به درجهی استادی رسید. وی به پاس سالها فعالیت علمی و پژوهشی، «بانوی اخترفیزیک و مادر ستارهشناسی نوین ایران» نام گرفته است. این بانوی فیزیکدان ایرانی در شهریور ۱۳۵۸ پس از ۳۲ سال فعالیت آموزشی و پژوهشی بازنشسته شد.
استاد دکتر آلینوش طریان در ۱۴ اسفند ۱۳۸۹ در ۹۸سالگی در تهران شمع وجودش خاموش گشت.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
کتاب حاضر وظیفه شناخت و تقسیمبندی جناحهای سیاسی در جمهوری اسلامی در دهه ۶۰ را برعهده گرفته است و سوال اصلی آن مطالعه محوریت و مبنای شکلگیری جناحهای سیاسی در ایران است.
اثر فوق در سه بخش سازماندهی شده است؛ در بخش اول این مجموعه، طی دو فصل بحث نظری برای تبیین مبنای تئوریک ارائه شده و پیشینه تاریخی جناحهای سیاسی در ایران مورد بررسی قرار گرفته است تا از این رهگذر، پیوند گذشته به حال صورت گیرد و ریشه ی جناحهای سیاسی مختلف شناخته شود.
بخش دوم با عنوان «ظهور جناحهای سیاسی پس از پیروزی انقلاب اسلامی» شامل دو فصل است که طی این فصول، جناحهای سیاسی مختلف از زمان استقرار دولت موقت و نیز دور اول تا چهارم انتخابات ریاست جمهوری معرفی میشود.
بخش سوم نیز مشتمل بر دو فصل است که فصل اول تشکلهای جناح ولایی را مورد واکاوی قرار میدهد و فصل دوم به معرفی جناحهای مخالف ولایت فقیه میپردازد.
کتاب به تالیف دکتر اکبر اشرفی، توسط موسسه فرهنگی هنری مرکز اسناد انقلاب اسلامی در سال ۱۳۹۷ به چاپ رسید. (مریم جعفرپور)
@UT_Central_Library
اثر فوق در سه بخش سازماندهی شده است؛ در بخش اول این مجموعه، طی دو فصل بحث نظری برای تبیین مبنای تئوریک ارائه شده و پیشینه تاریخی جناحهای سیاسی در ایران مورد بررسی قرار گرفته است تا از این رهگذر، پیوند گذشته به حال صورت گیرد و ریشه ی جناحهای سیاسی مختلف شناخته شود.
بخش دوم با عنوان «ظهور جناحهای سیاسی پس از پیروزی انقلاب اسلامی» شامل دو فصل است که طی این فصول، جناحهای سیاسی مختلف از زمان استقرار دولت موقت و نیز دور اول تا چهارم انتخابات ریاست جمهوری معرفی میشود.
بخش سوم نیز مشتمل بر دو فصل است که فصل اول تشکلهای جناح ولایی را مورد واکاوی قرار میدهد و فصل دوم به معرفی جناحهای مخالف ولایت فقیه میپردازد.
کتاب به تالیف دکتر اکبر اشرفی، توسط موسسه فرهنگی هنری مرکز اسناد انقلاب اسلامی در سال ۱۳۹۷ به چاپ رسید. (مریم جعفرپور)
@UT_Central_Library
تاریخ علم: تبیین جهان هستی، استیون واینبرگ، ترجمه جمیل آریایی، تهران، مازیار، 1397
در دهه های اخیر، بحث تاریخ علم بسیار جدی تر از قبل مورد توجه قرار گرفته است. شاید دلیل آن، نقش جدی تر علم در زندگی بشر باشد، تغییرات سریعی که در حال رخ دادن است، اما دلیل دیگر، نیازی است که جوامع به رشد علمی دارند و سعی می کنند از راه بررسی تاریخ علم به آن پی ببرند. بحث از تاریخ علم، بیش از همه مورد علاقه فیزیکدانان است، در واقع آنها هستند که به بحث از فلسفه علم و تاریخ آن، عشق بیشتری می ورزند. مثلا یک پزشک کمتر این کار را می کند، اما به دلایلی که تقریبا واضح است، فیزیکدانان به این مباحث بیشتر علاقه دارند. استیون واینبرگ یکی از همین اشخاص است که می گوید، علاقه مند به تاریخ علم شده، و با این که مرکز ثقل علاقه اش، تاریخ علم در قرن 19 و 20 است، اما در این کتاب سعی کرده است نگاهی از دیرترین ایام تا امروزگاران داشته باشد. بخش اول در پنج فصل، و بخش دوم علم یونانی است که پدر علم موجود در جهان در دو هزار و پانصد سال اخیر به شمار می آید. در بخش اول، علم فیزیک در یونان و در بخش دوم، اختر شناسی در یونان مورد بحث قرار گرفته است. بخش سوم در باره قرون وسطاست. در هزار سال سکوت پس از یونان، این اعراب [بخوانید دنیای اسلام] بود که میراث علمی را حفظ کرد. بخش چهارم، انقلاب علمی در عصر جدید است که باز محور بحث، همان فیزیک و اختر شناسی است. در لابلای کتاب، قضاوت های فراوانی در باره علت پسرفت یا پیشرفت در علم در ادوار مختلف آمده است. «جعفریان»
@UT_Central_Library
در دهه های اخیر، بحث تاریخ علم بسیار جدی تر از قبل مورد توجه قرار گرفته است. شاید دلیل آن، نقش جدی تر علم در زندگی بشر باشد، تغییرات سریعی که در حال رخ دادن است، اما دلیل دیگر، نیازی است که جوامع به رشد علمی دارند و سعی می کنند از راه بررسی تاریخ علم به آن پی ببرند. بحث از تاریخ علم، بیش از همه مورد علاقه فیزیکدانان است، در واقع آنها هستند که به بحث از فلسفه علم و تاریخ آن، عشق بیشتری می ورزند. مثلا یک پزشک کمتر این کار را می کند، اما به دلایلی که تقریبا واضح است، فیزیکدانان به این مباحث بیشتر علاقه دارند. استیون واینبرگ یکی از همین اشخاص است که می گوید، علاقه مند به تاریخ علم شده، و با این که مرکز ثقل علاقه اش، تاریخ علم در قرن 19 و 20 است، اما در این کتاب سعی کرده است نگاهی از دیرترین ایام تا امروزگاران داشته باشد. بخش اول در پنج فصل، و بخش دوم علم یونانی است که پدر علم موجود در جهان در دو هزار و پانصد سال اخیر به شمار می آید. در بخش اول، علم فیزیک در یونان و در بخش دوم، اختر شناسی در یونان مورد بحث قرار گرفته است. بخش سوم در باره قرون وسطاست. در هزار سال سکوت پس از یونان، این اعراب [بخوانید دنیای اسلام] بود که میراث علمی را حفظ کرد. بخش چهارم، انقلاب علمی در عصر جدید است که باز محور بحث، همان فیزیک و اختر شناسی است. در لابلای کتاب، قضاوت های فراوانی در باره علت پسرفت یا پیشرفت در علم در ادوار مختلف آمده است. «جعفریان»
@UT_Central_Library
Forwarded from کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران
جستاری چند در فرهنگ ایران، مهرداد بهار، تهران، آگاه، 1397
مجموعه مقالات و گفتگوهایی از مهرداد بهار، اسطوره شناس برجسته ایرانی. در این کتاب، گفتارهایی در باره اساطیر ایران، شاهنامه، ورزش باستانی ایران و ریشه های آن، ماهیت اسطوره: بیان فلسفی با استدلال تمثیلی، گفتگوهایی در باره نوروز و این که نوروز جشن آریایی نیست، مطالبی تازه در باره مزدک، مفهوم زندیق، نیز مطلبی با عنوان «زندگی محمد تقی بهار» و نیز مطلبی در باره قیام ژاندارمری خراسان به رهبری کلنل محمد تقی خان پسیان. مهرداد بهار، فرزند زنده یاد محمد تقی بهار، در اسطوره شناسی ید طولایی دارد و در این گفتارها و گفتگوها، نکات تازه ای را در باره تاریخ جشن های ایرانی، برساختگی جشن چهارشنبه سوری پس از اسلام و بی سابقه بودن آن پیش از آن، علت از میان رفتن جشن مهرگان و بسیاری از مسائل دیگر مطرح کرده است. «جعفریان».
مجموعه مقالات و گفتگوهایی از مهرداد بهار، اسطوره شناس برجسته ایرانی. در این کتاب، گفتارهایی در باره اساطیر ایران، شاهنامه، ورزش باستانی ایران و ریشه های آن، ماهیت اسطوره: بیان فلسفی با استدلال تمثیلی، گفتگوهایی در باره نوروز و این که نوروز جشن آریایی نیست، مطالبی تازه در باره مزدک، مفهوم زندیق، نیز مطلبی با عنوان «زندگی محمد تقی بهار» و نیز مطلبی در باره قیام ژاندارمری خراسان به رهبری کلنل محمد تقی خان پسیان. مهرداد بهار، فرزند زنده یاد محمد تقی بهار، در اسطوره شناسی ید طولایی دارد و در این گفتارها و گفتگوها، نکات تازه ای را در باره تاریخ جشن های ایرانی، برساختگی جشن چهارشنبه سوری پس از اسلام و بی سابقه بودن آن پیش از آن، علت از میان رفتن جشن مهرگان و بسیاری از مسائل دیگر مطرح کرده است. «جعفریان».
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
حسینقلی مستعان
#تقویم_فرهنگی امروز، ۱۵ اسفند ۱۳۹۷
۳۶ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۶۱، حسینقلی مستعان ـ مترجم و داستاننویس ـ درگذشت.
حسینقلی مستعان در سال ۱۲۸۳ در تهران به دنیا آمد. دورهی دبیرستان را در مدرسهی دارالفنون به پایان رساند و مدتی نیز در مدرسهی علوم سیاسی به تحصیل پرداخت. او کار روزنامهنویسی را از ۱۷سالگی آغاز کرد. ابتدا به عنوان روزنامهنگار و عکاس در روزنامهی ایران مشغول شد و چون به روزنامهنگاری علاقه داشت، به زودی به سردبیری روزنامهی ایران رسید. مستعان قصهنویسی را هم از سال ۱۳۱۴ در مجلهی مهرگان شروع کرد و در ۱۳۱۹ «مجلهی راهنمای زندگی» را منتشر نمود. پس از شهریور ۱۳۲۰ مدتی به سیاست روی آورد و سردبیر شماری از روزنامههای سیاسی آن زمان مثل؛ روزنامههای «اخبار روز»، «اخبار» و «دستور» شد.
مستعان در دههی ۱۳۲۰ برای بعضی از برنامههای رادیو مطلب مینوشت. او در سال ۱۳۲۸ رئیس شورای نویسندگان رادیو شد و میان سالهای ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۵ در «مجلهی رادیو» داستان کوتاه مینوشت. بیشتر نوشتههای وی در «مجلهی رادیو»، داستانهای پندآموز اجتماعی بود که با یک نتیجهگیری اخلاقی پایان مییافت.
مستعان دستی هم در ترجمه داشت و نخستین ترجمهی او رمان «بینوایان» شاهکار ویکتور هوگو بود که آن را در سال ۱۳۱۰ به فارسی برگرداند. او این ترجمه را ابتدا در مطبوعات منتشر کرد. مستعان نثری روان و ساده داشت و دارای تحلیلی قوی بود و در شخصیتپردازی مهارت زیادی داشت. وی در اواخر دههی ۱۳۲۰، مدتی نیز رئیس رادیو بود.
حسینقلی مستعان بدون وقفه تا سال ۱۳۵۷ قلم زد و سرانجام در ۱۵ اسفند ۱۳۶۱ در ۷۸سالگی درگذشت.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
۳۶ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۶۱، حسینقلی مستعان ـ مترجم و داستاننویس ـ درگذشت.
حسینقلی مستعان در سال ۱۲۸۳ در تهران به دنیا آمد. دورهی دبیرستان را در مدرسهی دارالفنون به پایان رساند و مدتی نیز در مدرسهی علوم سیاسی به تحصیل پرداخت. او کار روزنامهنویسی را از ۱۷سالگی آغاز کرد. ابتدا به عنوان روزنامهنگار و عکاس در روزنامهی ایران مشغول شد و چون به روزنامهنگاری علاقه داشت، به زودی به سردبیری روزنامهی ایران رسید. مستعان قصهنویسی را هم از سال ۱۳۱۴ در مجلهی مهرگان شروع کرد و در ۱۳۱۹ «مجلهی راهنمای زندگی» را منتشر نمود. پس از شهریور ۱۳۲۰ مدتی به سیاست روی آورد و سردبیر شماری از روزنامههای سیاسی آن زمان مثل؛ روزنامههای «اخبار روز»، «اخبار» و «دستور» شد.
مستعان در دههی ۱۳۲۰ برای بعضی از برنامههای رادیو مطلب مینوشت. او در سال ۱۳۲۸ رئیس شورای نویسندگان رادیو شد و میان سالهای ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۵ در «مجلهی رادیو» داستان کوتاه مینوشت. بیشتر نوشتههای وی در «مجلهی رادیو»، داستانهای پندآموز اجتماعی بود که با یک نتیجهگیری اخلاقی پایان مییافت.
مستعان دستی هم در ترجمه داشت و نخستین ترجمهی او رمان «بینوایان» شاهکار ویکتور هوگو بود که آن را در سال ۱۳۱۰ به فارسی برگرداند. او این ترجمه را ابتدا در مطبوعات منتشر کرد. مستعان نثری روان و ساده داشت و دارای تحلیلی قوی بود و در شخصیتپردازی مهارت زیادی داشت. وی در اواخر دههی ۱۳۲۰، مدتی نیز رئیس رادیو بود.
حسینقلی مستعان بدون وقفه تا سال ۱۳۵۷ قلم زد و سرانجام در ۱۵ اسفند ۱۳۶۱ در ۷۸سالگی درگذشت.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
Photo
#تقویم_فرهنگی امروز، ۱۵ اسفند ۱۳۹۷
۱۸ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۷۹، پرویز داریوش ـ نویسنده، شاعر و مترجم ـ درگذشت.
پرویز داریوش در اسفند ۱۳۰۱ در مشهد زاده شد. تحصیلات ابتدایی را در تهران گذراند و پس از دریافت مدرک دیپلم از مدرسهی نظام، برای تحصیلات عالی راهی آمریکا شد. در آن جا در رشتههای روانشناسی فلسفه و انگلیسی به تحصیل پرداخت، اما پس از مدتی تحصیل را ناتمام رها کرد. در سال ۱۳۲۸ به ایران بازگشت و در وزارت امور خارجه و گمرک به عنوان مترجم به کار مشغول شد. فعالیتهای ادبی او نیز در همان سالها آغاز شد.
پرویز داریوش در مدرسه همشاگردی ایرج افشار ایرانشناس و از بزرگان کتابداری ایران بود و در سالهای بعد، از دوستان صمیمی جلال آل احمد شد که ترجمههای مشترک آن دو از این دوستی آغاز شد. «مائدههای زمینی» اثر آندره ژید از ترجمههای مشترک داریوش و آل احمد است. پرویز داریوش برخی از آثار بزرگان ادبیات جهان را به فارسی برگردانده است، اما عمدهی شهرت وی را به سبب ترجمههای «خانم دالووی» و «خیزابها» اثر ویرجینیا وولف میدانند که موجب شناسانده شدن این بانوی نویسندهی انگلیسی به فارسیزبانان شد. پرویز داریوش در ۱۵ اسفند ۱۳۷۹، در ۷۸سالگی در تهران درگذشت.
برخی دیگر از ترجمههای داریوش عبارتاند از: «سیمای مرد هنرآفرین در جوانی» اثر جیمز جویس، «سیذاراتا» اثر هرمان هسه، «ماجراهای تام سایر» اثر مارک تواین، «آوای وحش» اثر جک لندن، «ماه و شش پشیز» اثر سامرست موام، «داشتن و نداشتن» اثر همینگوی، «موشها و آدمها» اثر جان اشتاین بک، «پرواز شبانه» اثر اگزوپری، «تسخیرناپذیر» اثر ویلیام فاکنر، «مأمور سرّی» از جوزف کنراد، «باراباس» اثر پارلاگر کویست و نیز ترجمهی شگفتانگیز «موبی دیک» از هرمان ملویل که به نظر بسیاری از منتقدان و صاحبنظران حوزهی ترجمه، از بهترین ترجمههای پرویز داریوش به شمار میآید.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
۱۸ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۷۹، پرویز داریوش ـ نویسنده، شاعر و مترجم ـ درگذشت.
پرویز داریوش در اسفند ۱۳۰۱ در مشهد زاده شد. تحصیلات ابتدایی را در تهران گذراند و پس از دریافت مدرک دیپلم از مدرسهی نظام، برای تحصیلات عالی راهی آمریکا شد. در آن جا در رشتههای روانشناسی فلسفه و انگلیسی به تحصیل پرداخت، اما پس از مدتی تحصیل را ناتمام رها کرد. در سال ۱۳۲۸ به ایران بازگشت و در وزارت امور خارجه و گمرک به عنوان مترجم به کار مشغول شد. فعالیتهای ادبی او نیز در همان سالها آغاز شد.
پرویز داریوش در مدرسه همشاگردی ایرج افشار ایرانشناس و از بزرگان کتابداری ایران بود و در سالهای بعد، از دوستان صمیمی جلال آل احمد شد که ترجمههای مشترک آن دو از این دوستی آغاز شد. «مائدههای زمینی» اثر آندره ژید از ترجمههای مشترک داریوش و آل احمد است. پرویز داریوش برخی از آثار بزرگان ادبیات جهان را به فارسی برگردانده است، اما عمدهی شهرت وی را به سبب ترجمههای «خانم دالووی» و «خیزابها» اثر ویرجینیا وولف میدانند که موجب شناسانده شدن این بانوی نویسندهی انگلیسی به فارسیزبانان شد. پرویز داریوش در ۱۵ اسفند ۱۳۷۹، در ۷۸سالگی در تهران درگذشت.
برخی دیگر از ترجمههای داریوش عبارتاند از: «سیمای مرد هنرآفرین در جوانی» اثر جیمز جویس، «سیذاراتا» اثر هرمان هسه، «ماجراهای تام سایر» اثر مارک تواین، «آوای وحش» اثر جک لندن، «ماه و شش پشیز» اثر سامرست موام، «داشتن و نداشتن» اثر همینگوی، «موشها و آدمها» اثر جان اشتاین بک، «پرواز شبانه» اثر اگزوپری، «تسخیرناپذیر» اثر ویلیام فاکنر، «مأمور سرّی» از جوزف کنراد، «باراباس» اثر پارلاگر کویست و نیز ترجمهی شگفتانگیز «موبی دیک» از هرمان ملویل که به نظر بسیاری از منتقدان و صاحبنظران حوزهی ترجمه، از بهترین ترجمههای پرویز داریوش به شمار میآید.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
بازديد جناب آقاي دكتر " پيتر مارتي ( مديريت گروه توسعه مناطق روستايي دانشگاه ZHAW زوريخ سوييس ) " از كتابخانه مركزي دانشگاه تهران، چهارشنبه ٩٧/١٢/١٥
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library
کتاب "فرمان و دیوان: سیاست خارجی آمریکا و نظریه پردازان آن" درباره ی لیبرال دموکراسی یعنی منسجم ترین و باثبات ترین دولت نولیبرال در جهان است. کتاب حاضر دارای دو بخش است: بخش اول به این می پردازد که آمریکا چگونه امپراطوری خود را به تدریج در چهار یا پنج قاره ساخته است (فرمان). بخش دوم به ادبیات مربوط به استراتژی کلان می پردازد (دیوان).
نویسنده ی این کتاب تحلیل خود را بر منابع دست اول و گفته ها و نوشته های مقامات آمریکایی و طراحان سیاست خارجی این کشور استوار کرده است. از این رو این کتاب برای پی بردن به ریشه های تاریخی و فکری سیاست خارجی آمریکا بسیار مفید است. با این حال کتاب از دیدگاه غربی نگاشته شده و طبعا در آن مطالب و تحلیل هایی یافت می شود که کاملا با واقعیات تاریخی سازگار نیست و باید آن را نظر شخصی نویسنده تلقی کرد.
این اثر به نگارش پری اندرسون و ترجمه ی شاپور اعتماد در سال ۱۳۹۷ توسط انتشارات فرهنگ معاصر به چاپ رسید. (مریم جعفرپور)
@UT_Central_Library
نویسنده ی این کتاب تحلیل خود را بر منابع دست اول و گفته ها و نوشته های مقامات آمریکایی و طراحان سیاست خارجی این کشور استوار کرده است. از این رو این کتاب برای پی بردن به ریشه های تاریخی و فکری سیاست خارجی آمریکا بسیار مفید است. با این حال کتاب از دیدگاه غربی نگاشته شده و طبعا در آن مطالب و تحلیل هایی یافت می شود که کاملا با واقعیات تاریخی سازگار نیست و باید آن را نظر شخصی نویسنده تلقی کرد.
این اثر به نگارش پری اندرسون و ترجمه ی شاپور اعتماد در سال ۱۳۹۷ توسط انتشارات فرهنگ معاصر به چاپ رسید. (مریم جعفرپور)
@UT_Central_Library
پروفسور دو فوشه کور (ایرانشناس برجسته فرانسوی)، مرحوم ایرج افشار (درگذشته 18 اسفند 1389) دکتر شفیعی کدکنی و جناب آقای مطلبی کاشانی.
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library
بازید رئیس دانشگاه تهران جناب دکتر نیلی احمدآبادی و دکتر رحیمیان معاونت پژوهشی دانشگاه تهران از مرکز کامپیوتری علوم اسلامی نور در قم. امروز با حضور آقای دکتر شهریاری مدیر مرکز نور
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library