کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران – Telegram
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
23.7K subscribers
7.62K photos
298 videos
3.28K files
4.77K links
وب سايت کتابخانه مرکزی:
Library.ut.ac.ir

آدرس:
خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، داخل پردیس مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه مرکزی، مرکز اسناد و تامین منابع علمی.
Download Telegram
با توجه به اهميت نشريات فارسي قديمي در حوزه هاي مختلف پژوهش و عدم دسترسي آسان به آنها همچنين لزوم ارائه خدمات اطلاع‌رسانی روزآمد ، كتابخانه مركزي مركز اسناد و تامين منابع علمي دانشگاه تهران ، طي يك فرايند چند مرحله اي، در حال تبديل موجودي نشريات مذكور در اين كتابخانه به شكل الكترونيكي مي باشد و امكان دسترسي آسان كاربران محترم به اين نشريات را فراهم نموده است. علاقمندان جهت دريافت اطلاعات بيشتر و همچنین خرید نشریات دیجیتال مي توانند با شماره تلفن 61112842 تماس حاصل فرمايند.
برای دسترسی به فایل عناوین و موجودی نشریات الکترونیکی به وب سايت کتابخانه مرکزی مراجعه فرماييد.
نشريه تحقيقات كتابداري و اطلاع رساني دانشگاهي :
نشريه تحقيقات كتابداري و اطلاع رساني دانشگاهي نشريه اي علمي – پژوهشي است كه در آن مقالات ، نقدها و بررسي هاي مربوط به كتاب، اطلاع رساني آموزشي و دانشگاهي منتشر مي شود.

شناسنامه نشريه:
مدير مسئول: آقای دکتر علی اصغر پورعزت
سردبير: خانم دکتر فاطمه فهیم نیا
مدير داخلي: علي شعباني
دوره انتشار: فصلنامه
آدرس: تهران - صندوق پستي: 6575-14155
تلفن : 61112930
آدرس سايت : http://jlib.ut.ac.ir

رسالت نشريه تحقيقات کتابداري و اطلاع رساني دانشگاهي :
نشريه تحقيقات كتابداري و اطلاع رساني دانشگاهي محوري براي فراهم ساختن شرايط تبادل يافته هاي علمي ميان صاحبان تجربه و پژوهندگاني است كه به مسائل مربوط به كتابداري و اطلاع رساني دانشگاهي علاقه‌مندند به منظور تحقق اين مهم ، اهداف مشخص زير مورد توجه اين مجله است :
- انتشار مقاله هاي علمي ، پژوهشي ، تحليلي و عرضه نتايج تحقيقات در زمينه كتابداري و اطلاع‌رساني دانشگاهي و آموزشي و مباحث وابسته
- ايجاد ارتباط با مراكز آموزشي ، علمي و پژوهشي و نيز با محققان در جهت پيشبرد علوم كتابداري و اطلاع رساني دانشگاهي و حل مسائل مرتبط با آن در كشور
- ايجاد زمينه هاي ارتقاي سطح پژوهش و دانش علمي و فني در زمينه كتابداري و اطلاع‌رساني آموزشي و مباحث وابسته
- معرفي انديشه‌ها ، نوآوري و خلاقيت‌هاي علمي و حرفه اي كتابداري و اطلاع رساني آموزشي
- انتقال و تبادل آموخته ها، انديشه ها ، نوآوري ، تجربه ها و كسب دستاوردهاي تازه علمي مرتبط در سطح ملي و بين المللي
کلیه اعضای محترم هیات علمی و دانشجویان مقاطع ارشد و دکتری دانشگاه تهران، که پست الکترونیک دانشگاه تهران را دریافت نموده اند، می توانند خارج از دانشگاه تهران ، پس از نصب نرم افزار (Cisco AnyConnect…) gate، به شبکه دانشگاه متصل شده و از منابع علمی و سایر سامانه های داخلی دانشگاه استفاده نمایند.
اساتيد و دانشجويان محترم دانشگاه تهران :
جهت دستيابی به منابع لاتينی که توسط دانشگاه تهران خريداری نشده اند ، می توانند از طريق ارسال درخواست (با پست الکترونيک دانشگاه تهران) به سامانه تحويل مدرک ، اقدام نمايند. البته مشمول هزينه خواهد بود : به ازای دريافت هر مقاله يا فصل از کتاب 50000 ريال.
DSS@ut.ac.ir
http://library.ut.ac.ir/ducuments-submission
ایستگاه تامل ؛ قدری بیاندیشیم ... از کتابفروشی پرسیدند:
وضع کسب و کارت چگونه است؟
گفت: بسیار بد، چون آنهایی که پول دارند اهل مطالعه نیستند و آنهایی هم که سواد دارند، پول ندارند !!!
دانشجویان عزیز! اگر علاقمند به مطالعه داستان های کوتاه هستید کتاب «در جستجوی واقعیت » اثر محمد علی سپانلو را به شما معرفی می کنیم . این کتاب، مجموعه‌ای از ۲۹ داستان کوتاه از ۲۹ نویسنده‌ی معاصر ایرانی است که انتخاب و حاشیه‌نویسیِ آن‌ها با محمدعلی سپانلو بوده است.
در جستجوی واقعیت شامل داستان‌هایی از شهرنوش پارسی‌پور، گلی ترقی، غزاله علیزاده، اصغر الهی، امیرحسن چهل‌تن، محمد محمدعلی، عباس معروفی، ابراهیم نبوی، منیرو روانی‌پور، علی خدایی، شهریار مندنی‌پور، ابوتراب خسروی، محمدرضا صفدری، علی مؤذنی و ... است و گزارش مختصر و مفیدی را درباره‌ی وضعیّتِ داستان‌نویسی ایران منعکس می‌کند.
به مناسبت زادروز محمود دولت آبادی نویسنده توانای معاصر ، کتاب "جای خالی سلوچ" ایشان را ورق میزدم. جایی از کتاب نوشته بود :

🔸"روزگار همیشه بر یک قرار نمیماند. روز و شب دارد، روشنی دارد، تاریکی دارد، کم دارد، بیش دارد.
دیگر چیزی از زمستان باقی نمانده، تمام میشود، بهار می آید".

از یک جایی به بعد، آدم آرام میگیرد، بزرگ میشود، بالغ میشود، پای تمام اشتباهاتش می ایستد، سنگینی تصمیمی که گرفته را گردن دیگری نمی اندازد، دنبال مقصر نمیگردد، قبول میکند گذشته اش را، انکار نمیکند آن را، نادیده اش نمیگیرد، حذفش نمیکند، اجازه میدهد هرچه هست، هرچه بوده در همان گذشته بماند، حالا باید آینده را بسازد، از نو، به نوعی دیگر.
یاد میگیرد زندگی یک موهبت است، غنیمت است، نعمت است، باید قدرش را بداند و آن را فدای آدمهای بی مقدار نکند...

همه ی اینها را که فهمید یک آرامشی می آید مینشیند توی دلش، توی روح و روانش.

اینجای زندگی همان جایی است که دولت آبادی گفته اصلا از یک جایی به بعد حال ادم خوب میشود...
به اطلاع می رساند کارگاه های آموزشی منابع علمی طی تابستان 1395 هر هفته ، روزهای دوشنبه و سه شنبه از ساعت 13:15 لغایت 14:15 در محل طبقه اول کتابخانه مرکزی ، کارگاه شماره 3 ، برگزار می گردد.
ایستگاه تامل ؛ قدری بیاندیشیم... شاگردی از عابدی پرسید:
تقوا را برایم توصیف کن؟
عابد گفت:
اگر در زمینی که پر از خار و خاشاک بود مجبور به راه رفتن شدی چه می کنی؟
شاگرد گفت:
پیوسته مواظب هستم و با احتیاط راه می روم تا خود را از آسیب حفظ کنم.
عابد گفت:
در دنیا نیز چنین کن ، تقوا همین است.

از گناهان کوچک و بزرگ پرهیز کن و هیچ گناهی را کوچک مشمار
زیرا کوهها با آن عظمت و بزرگی از سنگهای کوچک درست شده اند.
با یار مهربان،مهربان تر باشیم...
کتاب را به نحوی مطالعه کنید که انگار می خواهید آن را نقد کنید
با این روش مطالب در ذهنتان خواهند ماند.
"هانس کریستین اندرسن" پدر افسانه های نو است

او با آمیختن قصه های عامیانه با تخیل خود، ۱۶۸ افسانه نو نوشته است. "دخترک کبریت فروش" ، "جوجه اردک زشت" ، " لباس جدید پادشاه" ، "بند انگشتی" ، "پری دریایی" و ... از جمله داستان هایی هستند که سالیان زیادیست درس زندگی به کودکان میاموزد

قصه هایی که شاید خواندنشان شروع آشنایی ما با دنیای کتاب بود و بخش مهمی از خاطرات کودکی مان را رقم زده است.
منبع : کتاب "غلط ننویسیم" نوشته "ابوالحسن نجفی"
ایستگاه تامل ؛ قدری بیاندیشیم...فردی چندین سال شاگرد نقاش بزرگی بود و تمامی فنون و هنر نقاشی را آموخت.
روزی استاد به او گفت که دیگر شما استاد نقاشی شده ای و من چیزی ندارم که به تو بیاموزم.

شاگرد فکری به سرش رسید، یک نقاشی فوق العاده کشید و آنرا در میدان شهر قرار داد ، مقداری رنگ و قلمی در کنار آن قرار داد و از رهگذران خواهش کرد اگر هرجایی ایرادی می بینند یک علامت × بزنند . غروب که برگشت دید که تمامی تابلو علامت خورده است و بسیار ناراحت و افسرده به استاد خود مراجعه کرد .

استاد به او گفت: آیا می توانی عین همان نقاشی را برایم بکشی؟ شاگرد نیز چنان کرد و استاد آن نقاشی را در همان میدان شهر قرار داد ، و این بار نیز رنگ و قلم نقاشی را کنار تابلو نقاشی قرار داد و در گوشه ای از تابلو نوشت:
""اگر جایی از نقاشی ایراد دارد با این رنگ و قلم اصلاح بفرمایید""

غروب که برگشتند دیدند تابلو دست نخورده مانده است. استاد به شاگردش گفت:
"" همه انسانها قدرت انتقاد دارند ولی جرات اصلاح نه ""