دانشجویان عزیز! اگر علاقمند به مطالعه داستان های کوتاه هستید کتاب «در جستجوی واقعیت » اثر محمد علی سپانلو را به شما معرفی می کنیم . این کتاب، مجموعهای از ۲۹ داستان کوتاه از ۲۹ نویسندهی معاصر ایرانی است که انتخاب و حاشیهنویسیِ آنها با محمدعلی سپانلو بوده است.
در جستجوی واقعیت شامل داستانهایی از شهرنوش پارسیپور، گلی ترقی، غزاله علیزاده، اصغر الهی، امیرحسن چهلتن، محمد محمدعلی، عباس معروفی، ابراهیم نبوی، منیرو روانیپور، علی خدایی، شهریار مندنیپور، ابوتراب خسروی، محمدرضا صفدری، علی مؤذنی و ... است و گزارش مختصر و مفیدی را دربارهی وضعیّتِ داستاننویسی ایران منعکس میکند.
در جستجوی واقعیت شامل داستانهایی از شهرنوش پارسیپور، گلی ترقی، غزاله علیزاده، اصغر الهی، امیرحسن چهلتن، محمد محمدعلی، عباس معروفی، ابراهیم نبوی، منیرو روانیپور، علی خدایی، شهریار مندنیپور، ابوتراب خسروی، محمدرضا صفدری، علی مؤذنی و ... است و گزارش مختصر و مفیدی را دربارهی وضعیّتِ داستاننویسی ایران منعکس میکند.
به مناسبت زادروز محمود دولت آبادی نویسنده توانای معاصر ، کتاب "جای خالی سلوچ" ایشان را ورق میزدم. جایی از کتاب نوشته بود :
🔸"روزگار همیشه بر یک قرار نمیماند. روز و شب دارد، روشنی دارد، تاریکی دارد، کم دارد، بیش دارد.
دیگر چیزی از زمستان باقی نمانده، تمام میشود، بهار می آید".
از یک جایی به بعد، آدم آرام میگیرد، بزرگ میشود، بالغ میشود، پای تمام اشتباهاتش می ایستد، سنگینی تصمیمی که گرفته را گردن دیگری نمی اندازد، دنبال مقصر نمیگردد، قبول میکند گذشته اش را، انکار نمیکند آن را، نادیده اش نمیگیرد، حذفش نمیکند، اجازه میدهد هرچه هست، هرچه بوده در همان گذشته بماند، حالا باید آینده را بسازد، از نو، به نوعی دیگر.
یاد میگیرد زندگی یک موهبت است، غنیمت است، نعمت است، باید قدرش را بداند و آن را فدای آدمهای بی مقدار نکند...
همه ی اینها را که فهمید یک آرامشی می آید مینشیند توی دلش، توی روح و روانش.
اینجای زندگی همان جایی است که دولت آبادی گفته اصلا از یک جایی به بعد حال ادم خوب میشود...
🔸"روزگار همیشه بر یک قرار نمیماند. روز و شب دارد، روشنی دارد، تاریکی دارد، کم دارد، بیش دارد.
دیگر چیزی از زمستان باقی نمانده، تمام میشود، بهار می آید".
از یک جایی به بعد، آدم آرام میگیرد، بزرگ میشود، بالغ میشود، پای تمام اشتباهاتش می ایستد، سنگینی تصمیمی که گرفته را گردن دیگری نمی اندازد، دنبال مقصر نمیگردد، قبول میکند گذشته اش را، انکار نمیکند آن را، نادیده اش نمیگیرد، حذفش نمیکند، اجازه میدهد هرچه هست، هرچه بوده در همان گذشته بماند، حالا باید آینده را بسازد، از نو، به نوعی دیگر.
یاد میگیرد زندگی یک موهبت است، غنیمت است، نعمت است، باید قدرش را بداند و آن را فدای آدمهای بی مقدار نکند...
همه ی اینها را که فهمید یک آرامشی می آید مینشیند توی دلش، توی روح و روانش.
اینجای زندگی همان جایی است که دولت آبادی گفته اصلا از یک جایی به بعد حال ادم خوب میشود...
به اطلاع می رساند کارگاه های آموزشی منابع علمی طی تابستان 1395 هر هفته ، روزهای دوشنبه و سه شنبه از ساعت 13:15 لغایت 14:15 در محل طبقه اول کتابخانه مرکزی ، کارگاه شماره 3 ، برگزار می گردد.
ایستگاه تامل ؛ قدری بیاندیشیم... شاگردی از عابدی پرسید:
تقوا را برایم توصیف کن؟
عابد گفت:
اگر در زمینی که پر از خار و خاشاک بود مجبور به راه رفتن شدی چه می کنی؟
شاگرد گفت:
پیوسته مواظب هستم و با احتیاط راه می روم تا خود را از آسیب حفظ کنم.
عابد گفت:
در دنیا نیز چنین کن ، تقوا همین است.
از گناهان کوچک و بزرگ پرهیز کن و هیچ گناهی را کوچک مشمار
زیرا کوهها با آن عظمت و بزرگی از سنگهای کوچک درست شده اند.
تقوا را برایم توصیف کن؟
عابد گفت:
اگر در زمینی که پر از خار و خاشاک بود مجبور به راه رفتن شدی چه می کنی؟
شاگرد گفت:
پیوسته مواظب هستم و با احتیاط راه می روم تا خود را از آسیب حفظ کنم.
عابد گفت:
در دنیا نیز چنین کن ، تقوا همین است.
از گناهان کوچک و بزرگ پرهیز کن و هیچ گناهی را کوچک مشمار
زیرا کوهها با آن عظمت و بزرگی از سنگهای کوچک درست شده اند.
کتاب را به نحوی مطالعه کنید که انگار می خواهید آن را نقد کنید
با این روش مطالب در ذهنتان خواهند ماند.
با این روش مطالب در ذهنتان خواهند ماند.
"هانس کریستین اندرسن" پدر افسانه های نو است
او با آمیختن قصه های عامیانه با تخیل خود، ۱۶۸ افسانه نو نوشته است. "دخترک کبریت فروش" ، "جوجه اردک زشت" ، " لباس جدید پادشاه" ، "بند انگشتی" ، "پری دریایی" و ... از جمله داستان هایی هستند که سالیان زیادیست درس زندگی به کودکان میاموزد
قصه هایی که شاید خواندنشان شروع آشنایی ما با دنیای کتاب بود و بخش مهمی از خاطرات کودکی مان را رقم زده است.
او با آمیختن قصه های عامیانه با تخیل خود، ۱۶۸ افسانه نو نوشته است. "دخترک کبریت فروش" ، "جوجه اردک زشت" ، " لباس جدید پادشاه" ، "بند انگشتی" ، "پری دریایی" و ... از جمله داستان هایی هستند که سالیان زیادیست درس زندگی به کودکان میاموزد
قصه هایی که شاید خواندنشان شروع آشنایی ما با دنیای کتاب بود و بخش مهمی از خاطرات کودکی مان را رقم زده است.
ایستگاه تامل ؛ قدری بیاندیشیم...فردی چندین سال شاگرد نقاش بزرگی بود و تمامی فنون و هنر نقاشی را آموخت.
روزی استاد به او گفت که دیگر شما استاد نقاشی شده ای و من چیزی ندارم که به تو بیاموزم.
شاگرد فکری به سرش رسید، یک نقاشی فوق العاده کشید و آنرا در میدان شهر قرار داد ، مقداری رنگ و قلمی در کنار آن قرار داد و از رهگذران خواهش کرد اگر هرجایی ایرادی می بینند یک علامت × بزنند . غروب که برگشت دید که تمامی تابلو علامت خورده است و بسیار ناراحت و افسرده به استاد خود مراجعه کرد .
استاد به او گفت: آیا می توانی عین همان نقاشی را برایم بکشی؟ شاگرد نیز چنان کرد و استاد آن نقاشی را در همان میدان شهر قرار داد ، و این بار نیز رنگ و قلم نقاشی را کنار تابلو نقاشی قرار داد و در گوشه ای از تابلو نوشت:
""اگر جایی از نقاشی ایراد دارد با این رنگ و قلم اصلاح بفرمایید""
غروب که برگشتند دیدند تابلو دست نخورده مانده است. استاد به شاگردش گفت:
"" همه انسانها قدرت انتقاد دارند ولی جرات اصلاح نه ""
روزی استاد به او گفت که دیگر شما استاد نقاشی شده ای و من چیزی ندارم که به تو بیاموزم.
شاگرد فکری به سرش رسید، یک نقاشی فوق العاده کشید و آنرا در میدان شهر قرار داد ، مقداری رنگ و قلمی در کنار آن قرار داد و از رهگذران خواهش کرد اگر هرجایی ایرادی می بینند یک علامت × بزنند . غروب که برگشت دید که تمامی تابلو علامت خورده است و بسیار ناراحت و افسرده به استاد خود مراجعه کرد .
استاد به او گفت: آیا می توانی عین همان نقاشی را برایم بکشی؟ شاگرد نیز چنان کرد و استاد آن نقاشی را در همان میدان شهر قرار داد ، و این بار نیز رنگ و قلم نقاشی را کنار تابلو نقاشی قرار داد و در گوشه ای از تابلو نوشت:
""اگر جایی از نقاشی ایراد دارد با این رنگ و قلم اصلاح بفرمایید""
غروب که برگشتند دیدند تابلو دست نخورده مانده است. استاد به شاگردش گفت:
"" همه انسانها قدرت انتقاد دارند ولی جرات اصلاح نه ""
پیرمرد و دریا (به انگلیسی: The Old Man and the Sea) نام رمان کوتاهی است از "ارنست همینگوی" ، نویسنده سرشناس آمریکایی. این رمان در سال ۱۹۵۱ در کوبا نوشته شد و در ۱۹۵۲ به چاپ رسید. پیرمرد و دریا واپسین اثر مهم داستانی همینگوی بود که در دوره زندگیاش به چاپ رسید. این داستان، که یکی ازمشهورترین آثار اوست، شرح تلاشهای یک ماهیگیر پیر کوبایی است که در دل دریاهای دور برای به دام انداختن یک نیزهماهی بسیار بزرگ با آن وارد مبارزهٔ مرگ و زندگی میگردد. نوشتن این کتاب یکی از دلایل عمده اهدای جایزه ادبی نوبل سال ۱۹۵۴ به ارنست همینگوی بودهاست.
تفاوت خوشی و رضایت از نگاه دکتر آرش نراقی:
«خوشی» حالی است که زود می آید و زود می رود.
«رضایت» مقامی است که دیر می آید و دیرمی پاید.
«خوشی» دست می دهد، یعنی عاطفه ای انفعالی است. «رضایت» را اما باید به دست آورد، یعنی بودنی فعالانه است.
انسان خوش، لزوماً از خودش و زندگی اش راضی نیست. می خندد، اما تهِ خنده اش طعم گس ملال و افسردگی است. «خوشی» اندوه را می زداید، اما ملال و افسردگی را نه.
«رضایت» اما گاه ته رنگ اندوه دارد. انسان راضی همیشه شاد نیست، اما ملول و افسرده هم نیست. «خوشی» واکنش عاطفی ماست نسبت به حضور «لذّت». «رضایت» اما نوع بودن ماست در حضور «معنا». «لذّت» های زندگی خوشی می آورد، «معنا»ی زندگی رضایت.
"از بدی های روزگار ما این است که بیشترمان از رضایت به خوشی بسنده کرده ایم"
«خوشی» حالی است که زود می آید و زود می رود.
«رضایت» مقامی است که دیر می آید و دیرمی پاید.
«خوشی» دست می دهد، یعنی عاطفه ای انفعالی است. «رضایت» را اما باید به دست آورد، یعنی بودنی فعالانه است.
انسان خوش، لزوماً از خودش و زندگی اش راضی نیست. می خندد، اما تهِ خنده اش طعم گس ملال و افسردگی است. «خوشی» اندوه را می زداید، اما ملال و افسردگی را نه.
«رضایت» اما گاه ته رنگ اندوه دارد. انسان راضی همیشه شاد نیست، اما ملول و افسرده هم نیست. «خوشی» واکنش عاطفی ماست نسبت به حضور «لذّت». «رضایت» اما نوع بودن ماست در حضور «معنا». «لذّت» های زندگی خوشی می آورد، «معنا»ی زندگی رضایت.
"از بدی های روزگار ما این است که بیشترمان از رضایت به خوشی بسنده کرده ایم"
هفت روز فراق...مراسم هفتمین روز درگذشت همکار عزیزمان شادروان «محمد رضا رنجبر» سرپرست بخش خدمات ارجاعی و مدیر داخلی کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد روز سه شنبه مورخ 95/6/2 با حضور جمعی از اساتید،همکاران و دانشجویان دانشگاه تهران و همچنین خانواده محترم آن مرحوم در مسجد دانشگاه تهران برگزار شد. در این مراسم دکتر نیلی احمد آبادی«رئیس دانشگاه تهران»، دکتر محمد رحیمیان «معاونت پژوهشی دانشگاه»، دکتر ابراهیم کلانتری«رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه تهران»، دکتر علی اصغر پورعزت«رئیس کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد» و جمع کثیری از اساتید و همکاران آن مرحوم حضور داشتند. . . .