هزینهْ فرصت از دست رفتهی رژیمهای غذاییِ حیوانی از تمام اتلافهای مواد غذایی پیشی میگیرد
اهمیت موضوع
با توجه به اینکه یک سوم تمام تولید غذایی از طریق زنجیرههای تامینِ نشتکننده یا فساد از دست میرود، اتلاف مواد غذایی، عاملی کلیدی در ناامنی غذایی جهانی است. تقاضا برای غذای حیوانی شدیدا منابعبرْ دسترسی غذایی را بیشتر محدود میکند. در این مقاله، نشان میدهیم که جایگزینهای گیاهپایه برای هر کدام از گروههای اصلیِ [اقلام] حیوانی در ایالات متحده (گوشت گاو، گوشت خوک، لبنیات و تخممرغ) میتواند به ازای هر واحد زمین زراعی، دو تا بیست برابر غذای مشابه از نظر ارزش غذایی تولید کند. تعویض تمام اقلام حیوانی با رژیمهای گیاهپایهی جایگزین میتواند غذای کافی برای 350 میلیون نفر بیشتر فراهم کند، که از فواید موردانتظار حذف تمام اتلاف موادغذایی در زنجیرهی تامین بیشتر است.
چکیده
اتلاف غذاییْ بهطور گستردهای بهعنوان عامل تضعیفکنندهی امنیت غذایی و پایداری محیطزیستی شناخته میشود. با این حال، مصرف اقلام غذایی شدیدا منابعبر بهجای گزینههایی که بهرهوری بیشتری دارند و به همان میزان مغذیاند نیز میتواند بهعنوان اتلاف غذاییِ اثرگذاری محسوب شود. در اینجا ما این [هزینهْ] فرصت اتلافهای مواد غذایی را به مثابهی اتلاف غذاییِ مرتبط با مصرف اقلام غذاییِ شدیدا منابعبر بهجای گزینههای گیاهپایهای که از نظر ارزش غذایی قابل قیاساند، بهعنوان مثال بر حسب مقدار پروتئینشان، تعریف کرده و کمیت آن را تعیین میکنیم.
جایگزینهایی که استفادهی زمین زراعی برای هرکدام از گروههای اصلی غذاهای حیوانیِ ایالات متحده را بهحداقل میرساند مورد بررسی قرار دادیم. دریافتیم باوجود اینکه اتلافهای مختص مرسوم مواد غذایی از خردهفروش به مصرفکننده برای محصولات گیاهی و حیوانی حدودا 30% است، هزینهْ فرصت اتلافهای غذایی برای گوشت گاو، گوشت خوک، لبنیات، طیور و تخممرغ بهترتیب 96%، 90%، 75%، 50% و 40% است. این امر برخاسته از این است که بهجای گوشتِ گاو و تخممرغ، یعنی مواد حیوانی با بیشترین و کمترین مصرف منابع، رژیمهای گیاهپایهی جایگزین میتوانند به ازای هر واحد زمین زراعی بهترتیب 20برابر و دو برابر غذای مشابه از نظر ارزش غذایی تولید کنند. باوجود اینکه اتلافهای غذایی مرسوم و [هزینهْ] فرصت آن، هر دو اهدافی برای بهبود وضعیت موجودند، اتلافهای غذایی با [هزینهْ] فرصت زیاد، صرفهجویی بالقوه بزرگی را فراتر از اتلافهای غذایی با تعریف مرسوم نمایان میکند. جایگزینی همزمان تمام اقلام حیوانی در رژیم غذایی ایالات متحده با گزینههای گیاهپایه باعث افزودن غذای کافی بهطور کامل، برای تغذیهی 350 میلیون نفر بیشتر میشود که بسیار بالاتر از فواید موردانتظارِ حذف تمام هدررفتهای غذایی است. این نتایج اهمیت دگرگونیهای تغذیهای بهمنظور افزایش دسترسی و امنیت غذایی را برجسته میکند.
https://goo.gl/XGMQp2
#محیط_زیست
#اقتصادی
▪️لینک مطلب در وبسایت:
http://iranveg.ir/هزینه-فرصت-غذا/
@IranVEG
@VEGReferences
منبع:
The opportunity cost of animal based diets exceeds all food losses, Alon Shepon. Gidon Eshel. Elad Noor. Ron Milo, Proceedings of the National Academy of Sciences Mar 2018, 201713820
دسترسی مستقیم به مقاله:
https://doi.org/10.1073/pnas.1713820115
اهمیت موضوع
با توجه به اینکه یک سوم تمام تولید غذایی از طریق زنجیرههای تامینِ نشتکننده یا فساد از دست میرود، اتلاف مواد غذایی، عاملی کلیدی در ناامنی غذایی جهانی است. تقاضا برای غذای حیوانی شدیدا منابعبرْ دسترسی غذایی را بیشتر محدود میکند. در این مقاله، نشان میدهیم که جایگزینهای گیاهپایه برای هر کدام از گروههای اصلیِ [اقلام] حیوانی در ایالات متحده (گوشت گاو، گوشت خوک، لبنیات و تخممرغ) میتواند به ازای هر واحد زمین زراعی، دو تا بیست برابر غذای مشابه از نظر ارزش غذایی تولید کند. تعویض تمام اقلام حیوانی با رژیمهای گیاهپایهی جایگزین میتواند غذای کافی برای 350 میلیون نفر بیشتر فراهم کند، که از فواید موردانتظار حذف تمام اتلاف موادغذایی در زنجیرهی تامین بیشتر است.
چکیده
اتلاف غذاییْ بهطور گستردهای بهعنوان عامل تضعیفکنندهی امنیت غذایی و پایداری محیطزیستی شناخته میشود. با این حال، مصرف اقلام غذایی شدیدا منابعبر بهجای گزینههایی که بهرهوری بیشتری دارند و به همان میزان مغذیاند نیز میتواند بهعنوان اتلاف غذاییِ اثرگذاری محسوب شود. در اینجا ما این [هزینهْ] فرصت اتلافهای مواد غذایی را به مثابهی اتلاف غذاییِ مرتبط با مصرف اقلام غذاییِ شدیدا منابعبر بهجای گزینههای گیاهپایهای که از نظر ارزش غذایی قابل قیاساند، بهعنوان مثال بر حسب مقدار پروتئینشان، تعریف کرده و کمیت آن را تعیین میکنیم.
جایگزینهایی که استفادهی زمین زراعی برای هرکدام از گروههای اصلی غذاهای حیوانیِ ایالات متحده را بهحداقل میرساند مورد بررسی قرار دادیم. دریافتیم باوجود اینکه اتلافهای مختص مرسوم مواد غذایی از خردهفروش به مصرفکننده برای محصولات گیاهی و حیوانی حدودا 30% است، هزینهْ فرصت اتلافهای غذایی برای گوشت گاو، گوشت خوک، لبنیات، طیور و تخممرغ بهترتیب 96%، 90%، 75%، 50% و 40% است. این امر برخاسته از این است که بهجای گوشتِ گاو و تخممرغ، یعنی مواد حیوانی با بیشترین و کمترین مصرف منابع، رژیمهای گیاهپایهی جایگزین میتوانند به ازای هر واحد زمین زراعی بهترتیب 20برابر و دو برابر غذای مشابه از نظر ارزش غذایی تولید کنند. باوجود اینکه اتلافهای غذایی مرسوم و [هزینهْ] فرصت آن، هر دو اهدافی برای بهبود وضعیت موجودند، اتلافهای غذایی با [هزینهْ] فرصت زیاد، صرفهجویی بالقوه بزرگی را فراتر از اتلافهای غذایی با تعریف مرسوم نمایان میکند. جایگزینی همزمان تمام اقلام حیوانی در رژیم غذایی ایالات متحده با گزینههای گیاهپایه باعث افزودن غذای کافی بهطور کامل، برای تغذیهی 350 میلیون نفر بیشتر میشود که بسیار بالاتر از فواید موردانتظارِ حذف تمام هدررفتهای غذایی است. این نتایج اهمیت دگرگونیهای تغذیهای بهمنظور افزایش دسترسی و امنیت غذایی را برجسته میکند.
https://goo.gl/XGMQp2
#محیط_زیست
#اقتصادی
▪️لینک مطلب در وبسایت:
http://iranveg.ir/هزینه-فرصت-غذا/
@IranVEG
@VEGReferences
منبع:
The opportunity cost of animal based diets exceeds all food losses, Alon Shepon. Gidon Eshel. Elad Noor. Ron Milo, Proceedings of the National Academy of Sciences Mar 2018, 201713820
دسترسی مستقیم به مقاله:
https://doi.org/10.1073/pnas.1713820115
ساختار تغذیه در اسطورهی مشی و مشیانه براساس متون زبانهای باستانی ایران
چکیده
در این مقاله، اسطورهی ایرانی نخستین جفت انسان، مشی و مشیانه، بررسی و نقش تغذیه در این اسطوره در شکلگیری فرهنگ و ارزشگذاری مربوط به آن توضیح داده میشود. با مطابقهی صورتهای مختلف، نشان میدهیم که صورت آرمانی تغذیه، در فرهنگ ایران پیش از اسلام، تغذیهی گیاهی و صورت متقابل و اسفل آن تغذیهی گوشتی است. واسطهای که میان این دو صورت متضاد در نظر گرفته شده است، تغذیه با شیر و تخممرغ است که نه غذایی گیاهیاند نه غذایی گوشتی. بررسی منطقی که این اسطوره در شکل دادن این روند بهکار میگیرد هدف مقاله است.
نتیجهگیری
در اين نوشته، كوشيدم، با تحليل عناصر سازندهی اسطورهی نخستين انسان، روند منطقي موضوع تغذيه و نقش فرهنگي آن را در اين اسطوره نشان دهم. با مقايسهی روايتهاي مشابه، روشن شد كه تغذيه عامل ساختدهندهی درونمايههاي مختلفي در چنين روايتهايي است. فرهنگ ايراني، با ارزشگذاري خاص خود نسبت به نوع تغذيه، حد آرماني آن را گياهي و حد متقابل و اسفل آن را گوشتي معرفي ميكند. تغذيهی ميانجي، در بين اين دو حدِ متقابل، تغذيه با شير و تخممرغ است. اين ساختار، كه در فرهنگ ايران پيش از اسلام وجود داشته، عامل سازندهی بسياري از آيينها و باورها شده است. در هر حال، اگر چنين تحليلي درست باشد، ميتوان بر اساس آن اساطير ديگري را كه داراي چنين بنمايهاي هستند، در اين الگو جاي داد. براي درك منطق اسطورهاي، بد نيست سخن خود را با گفتاري از لوي استروس به پايان برم:
«منطق تفكر اسطورهاي، بهسان منطق علوم جديد، دقيق است و تفاوت نه در كيفيتِ فرايند ذهني بلكه در سرشت چيزهايي است كه موضوع اين فرايندند. اين امر در تطـابق شرايط مأنوسي است كه در تكنولوژي غالب است: سبب برتري تبر آهني از تبر سنگي در اين نيست كه يكي بهتر از ديگري ساخته شده است، هردو خوب ساخته شدهاند، اما آهن چيزي است و سنگ چيزي ديگر. به همين قياس، شايد بتوان نشان داد كه در اسطوره و علم روند منطقي واحدي در كار است. تحول نه در پيشرفتي است كه ادعا ميشود در ذهن بشر روي داده است، بلكه در كشف عرصههاي تازهاي است كه آدمي نيروهاي ثابت و پايدار خويش را در آنها بهكار ميگيرد».
#اسطوره_شناسی
@IranVEG
@VEGReferences
منبع:
مختاریان, بهار. (1390). ساختار تغذیه در اسطورة مشی و مشیانه براساس متون زبانهای باستانی ایران. زبانشناخت, 1(2), 107-120.
قابل دسترسی در:
https://goo.gl/cSFLQD
❗️جمشيد، نخستين شاه فرهمند ایرانی، با آموزش دادن گوشتخواري به آدميان، فرّه خود را از دست ميدهد.
چکیده
در این مقاله، اسطورهی ایرانی نخستین جفت انسان، مشی و مشیانه، بررسی و نقش تغذیه در این اسطوره در شکلگیری فرهنگ و ارزشگذاری مربوط به آن توضیح داده میشود. با مطابقهی صورتهای مختلف، نشان میدهیم که صورت آرمانی تغذیه، در فرهنگ ایران پیش از اسلام، تغذیهی گیاهی و صورت متقابل و اسفل آن تغذیهی گوشتی است. واسطهای که میان این دو صورت متضاد در نظر گرفته شده است، تغذیه با شیر و تخممرغ است که نه غذایی گیاهیاند نه غذایی گوشتی. بررسی منطقی که این اسطوره در شکل دادن این روند بهکار میگیرد هدف مقاله است.
نتیجهگیری
در اين نوشته، كوشيدم، با تحليل عناصر سازندهی اسطورهی نخستين انسان، روند منطقي موضوع تغذيه و نقش فرهنگي آن را در اين اسطوره نشان دهم. با مقايسهی روايتهاي مشابه، روشن شد كه تغذيه عامل ساختدهندهی درونمايههاي مختلفي در چنين روايتهايي است. فرهنگ ايراني، با ارزشگذاري خاص خود نسبت به نوع تغذيه، حد آرماني آن را گياهي و حد متقابل و اسفل آن را گوشتي معرفي ميكند. تغذيهی ميانجي، در بين اين دو حدِ متقابل، تغذيه با شير و تخممرغ است. اين ساختار، كه در فرهنگ ايران پيش از اسلام وجود داشته، عامل سازندهی بسياري از آيينها و باورها شده است. در هر حال، اگر چنين تحليلي درست باشد، ميتوان بر اساس آن اساطير ديگري را كه داراي چنين بنمايهاي هستند، در اين الگو جاي داد. براي درك منطق اسطورهاي، بد نيست سخن خود را با گفتاري از لوي استروس به پايان برم:
«منطق تفكر اسطورهاي، بهسان منطق علوم جديد، دقيق است و تفاوت نه در كيفيتِ فرايند ذهني بلكه در سرشت چيزهايي است كه موضوع اين فرايندند. اين امر در تطـابق شرايط مأنوسي است كه در تكنولوژي غالب است: سبب برتري تبر آهني از تبر سنگي در اين نيست كه يكي بهتر از ديگري ساخته شده است، هردو خوب ساخته شدهاند، اما آهن چيزي است و سنگ چيزي ديگر. به همين قياس، شايد بتوان نشان داد كه در اسطوره و علم روند منطقي واحدي در كار است. تحول نه در پيشرفتي است كه ادعا ميشود در ذهن بشر روي داده است، بلكه در كشف عرصههاي تازهاي است كه آدمي نيروهاي ثابت و پايدار خويش را در آنها بهكار ميگيرد».
#اسطوره_شناسی
@IranVEG
@VEGReferences
منبع:
مختاریان, بهار. (1390). ساختار تغذیه در اسطورة مشی و مشیانه براساس متون زبانهای باستانی ایران. زبانشناخت, 1(2), 107-120.
قابل دسترسی در:
https://goo.gl/cSFLQD
❗️جمشيد، نخستين شاه فرهمند ایرانی، با آموزش دادن گوشتخواري به آدميان، فرّه خود را از دست ميدهد.
رژیم گیاهپایهی سالم واقعا به چه معناست؟
▪️باوجود بهبود نرخ مرگومیر قلبی-عروقی در چند دههی گذشته، بیماریهای قلبی-عروقی (CVD) هنوز یک عامل اصلیِ مرگومیر در ایالات متحدهاند. چندین مطالعه، الگوهای تغذیهای را با بروز بیماریهای قلبی-عروقی پیوند داده و دریافتهاند گروههایی که بهجای غذاهای حیوانی، عمدتا غذاهای گیاهپایه مصرف میکنند، میزان بیماریهای قلبیِ پایینتری دارند. رژیمهای غذایی گیاهپایه بهدلیل گسترهای از فواید سلامتیبخششان برای سلامت عمومی و بهطور خاص بیماریهای قلبی-عروقی و احتمال خطر آن، بهطور فزایندهای درحال محبوب شدناند.
▫️با این وجود، تعریف مفهوم «رژیم گیاهپایه» بهطور گستردهای متنوع است و گروههای شِبهوجترین [رژیم معمول آمریکایی با مقادیر یا فراوانیِ کمتر غذاهای حیوانی]، آبزیخواری [غذای دریایی با یا بدون تخممرغ و لبنیات]، لاکتو-اُوو وجترین [تخممرغ و لبنیات] و وگن [بدون محصولات حیوانی] را در برمیگیرد.
▪️کارآزماییهای بالینیِ تصادفیِ کنترلشده و مطالعات همهگیرشناسانه حاکی از آناند که رژیمهای گیاهپایه، بهطور خاص رژیمهای وگن، با بهبود قابلتوجه در اتفاقات بیماریهای قلبی-عروقی، پایین آوردن عوامل خطرآفرینی همچون دیابت و فشارخون و کاستن از ایسکمی میوکاردی علامتدار و نیز مواردی که با سینتیگرافی تشخیص داده شدهاند و بیماریهای سرخرگ کرونری ارتباط داده شدهاند؛ درنتیجه، فهم ما را از الگوهای غذاییِ سلامتیبخشِ قلبی و سازوکارهای زیستشناختیِ پیونددهندهی عوامل تغذیهای و بیماریهای قلبی-عروقی، بهکلی متحول کردهاند.
▫️اما آیا همهی رژیمهای گیاهپایه به یک اندازه برای سلامتی مفیدند؟
شواهد فراوانی حاکی از ایناند که رژیمی عمدتا گیاهپایه با بهبود عوامل خطرآفرینِ بیماریهای قلبی-عروقی، کاهش بروز بیماریهای کرونری قلبی و پیشرفت آن در ارتباط است. همهی غذاهای گیاهپایه به یک میزان سالم نیستند: در عوض، رژیمهای گیاهپایهای که شامل غلات کامل بهعنوان منبع اصلی کربوهیدراتشان، چربی غیراشباع بهعنوان نوع عمدهی چربیِ تغذیهایشان، مقادیر فراوانی از میوه و سبزیجات، و اسیدهای چرب امگا3 کافی میشوند، میتوانند نقشی مهم در پیشگیری از بیماریهای قلبی-عروقی ایفا کنند. چنین رژیمهایی که دارای بسیاری فواید سلامتیبخش دیگر شامل پیشگیری از چندین بیماری مزمناند، شایستهی تاکید بیشتر در توصیههای تغذیهایاند.
▪️چنانچه بخواهیم به اصل مساله بپردازیم، آیا این امر بهاین معناست که تغذیهی سالم پدیدهای صفر و صدی است؟
این ذهنیتِ «همه یا هیچ» در عادات غذایی دیده میشود. شاید تاکید بر شروع با دستکاریهای کوچک تغذیهای بهجای تغییرات عمده، برای افرادی که سختشان است تغییری کامل و شتابناک در عادات تغذیهایشان بدهند، ترغیبکنندهتر و ادامهپذیرتر باشد. بهتازگی رویکردی ساده توسط مایکل پولان ابداع شده است: «غذا بخورید. نهچندان زیاد. عمدتا گیاهی».
▫️پس شاخص گیاهپایهی سالم واقعا به چه معناست؟ همزمان به معنی چالش و فرصتی برای کاردیولوژیست. تا همین اواخر متخصصین قلب بهعنوان یک گروه، در تغذیه کاوش جدیای نکرده بودند و آثار پسینی بیماریهای قلبی-عروقی را بهجای خشکاندن ریشههای آن، درمان میکردند که فرصتهای موجود پیشگیرانهی اولیه و ثانویه را وامیگذاشت. زمان آن فرا رسیده است که خودمان را دربارهی الگوها، خطرها و پیامدهای تغذیهای آموزش دهیم و بهجای «پاک کردن کف زمین» بیشتر روی «بستن شیر» تمرکز کنیم.
– کیم اَلان ویلیامز و هِنا پَتِل
منبع:
Kim Allan Williams, Hena Patel, Healthy Plant-Based Diet: What Does it Really Mean?, Journal of the American College of Cardiology, Volume 70, Issue 4, 2017, Pages 423-425, ISSN 0735-1097
قابل دسترسی در:
http://dx.doi.org/10.1016/j.jacc.2017.06.006
پینوشت مترجم:
دکتر ویلیامز، مدیر انجمن کاردیولوژی آمریکا، از سال 2003 وگن شده است و به تمام مراجعین خود، رژیمی گیاهپایه را توصیه میکند. گزینگویهی معروفی از او نقل میشود که «دو نوع پزشک قلب وجود دارد: وگنها و آنهایی که دادهها را نخواندهاند.» خود او در این باره میگوید قصدش از ابراز این جمله دعوت همکارانش به مرور دادهها بوده و با لحنی آمیخته به شوخی و جدی بیانش کرده، با اینحال از موقع مطرح شدنش، 9 نفر از پزشکان قلبِ همکار او در دانشگاه راشِ آمریکا وگن شدهاند.
#سلامتی #بیماری_قلبی
@IranVEG
@VEGReferences
▪️مطالعهی متن کامل سرمقاله در وبسایت:
iranveg.ir/رژیم-گیاهپایهی-سالم/
▫️دریافت متن کامل به صورت pdf:
t.me/VEGBooks/45
▪️باوجود بهبود نرخ مرگومیر قلبی-عروقی در چند دههی گذشته، بیماریهای قلبی-عروقی (CVD) هنوز یک عامل اصلیِ مرگومیر در ایالات متحدهاند. چندین مطالعه، الگوهای تغذیهای را با بروز بیماریهای قلبی-عروقی پیوند داده و دریافتهاند گروههایی که بهجای غذاهای حیوانی، عمدتا غذاهای گیاهپایه مصرف میکنند، میزان بیماریهای قلبیِ پایینتری دارند. رژیمهای غذایی گیاهپایه بهدلیل گسترهای از فواید سلامتیبخششان برای سلامت عمومی و بهطور خاص بیماریهای قلبی-عروقی و احتمال خطر آن، بهطور فزایندهای درحال محبوب شدناند.
▫️با این وجود، تعریف مفهوم «رژیم گیاهپایه» بهطور گستردهای متنوع است و گروههای شِبهوجترین [رژیم معمول آمریکایی با مقادیر یا فراوانیِ کمتر غذاهای حیوانی]، آبزیخواری [غذای دریایی با یا بدون تخممرغ و لبنیات]، لاکتو-اُوو وجترین [تخممرغ و لبنیات] و وگن [بدون محصولات حیوانی] را در برمیگیرد.
▪️کارآزماییهای بالینیِ تصادفیِ کنترلشده و مطالعات همهگیرشناسانه حاکی از آناند که رژیمهای گیاهپایه، بهطور خاص رژیمهای وگن، با بهبود قابلتوجه در اتفاقات بیماریهای قلبی-عروقی، پایین آوردن عوامل خطرآفرینی همچون دیابت و فشارخون و کاستن از ایسکمی میوکاردی علامتدار و نیز مواردی که با سینتیگرافی تشخیص داده شدهاند و بیماریهای سرخرگ کرونری ارتباط داده شدهاند؛ درنتیجه، فهم ما را از الگوهای غذاییِ سلامتیبخشِ قلبی و سازوکارهای زیستشناختیِ پیونددهندهی عوامل تغذیهای و بیماریهای قلبی-عروقی، بهکلی متحول کردهاند.
▫️اما آیا همهی رژیمهای گیاهپایه به یک اندازه برای سلامتی مفیدند؟
شواهد فراوانی حاکی از ایناند که رژیمی عمدتا گیاهپایه با بهبود عوامل خطرآفرینِ بیماریهای قلبی-عروقی، کاهش بروز بیماریهای کرونری قلبی و پیشرفت آن در ارتباط است. همهی غذاهای گیاهپایه به یک میزان سالم نیستند: در عوض، رژیمهای گیاهپایهای که شامل غلات کامل بهعنوان منبع اصلی کربوهیدراتشان، چربی غیراشباع بهعنوان نوع عمدهی چربیِ تغذیهایشان، مقادیر فراوانی از میوه و سبزیجات، و اسیدهای چرب امگا3 کافی میشوند، میتوانند نقشی مهم در پیشگیری از بیماریهای قلبی-عروقی ایفا کنند. چنین رژیمهایی که دارای بسیاری فواید سلامتیبخش دیگر شامل پیشگیری از چندین بیماری مزمناند، شایستهی تاکید بیشتر در توصیههای تغذیهایاند.
▪️چنانچه بخواهیم به اصل مساله بپردازیم، آیا این امر بهاین معناست که تغذیهی سالم پدیدهای صفر و صدی است؟
این ذهنیتِ «همه یا هیچ» در عادات غذایی دیده میشود. شاید تاکید بر شروع با دستکاریهای کوچک تغذیهای بهجای تغییرات عمده، برای افرادی که سختشان است تغییری کامل و شتابناک در عادات تغذیهایشان بدهند، ترغیبکنندهتر و ادامهپذیرتر باشد. بهتازگی رویکردی ساده توسط مایکل پولان ابداع شده است: «غذا بخورید. نهچندان زیاد. عمدتا گیاهی».
▫️پس شاخص گیاهپایهی سالم واقعا به چه معناست؟ همزمان به معنی چالش و فرصتی برای کاردیولوژیست. تا همین اواخر متخصصین قلب بهعنوان یک گروه، در تغذیه کاوش جدیای نکرده بودند و آثار پسینی بیماریهای قلبی-عروقی را بهجای خشکاندن ریشههای آن، درمان میکردند که فرصتهای موجود پیشگیرانهی اولیه و ثانویه را وامیگذاشت. زمان آن فرا رسیده است که خودمان را دربارهی الگوها، خطرها و پیامدهای تغذیهای آموزش دهیم و بهجای «پاک کردن کف زمین» بیشتر روی «بستن شیر» تمرکز کنیم.
– کیم اَلان ویلیامز و هِنا پَتِل
منبع:
Kim Allan Williams, Hena Patel, Healthy Plant-Based Diet: What Does it Really Mean?, Journal of the American College of Cardiology, Volume 70, Issue 4, 2017, Pages 423-425, ISSN 0735-1097
قابل دسترسی در:
http://dx.doi.org/10.1016/j.jacc.2017.06.006
پینوشت مترجم:
دکتر ویلیامز، مدیر انجمن کاردیولوژی آمریکا، از سال 2003 وگن شده است و به تمام مراجعین خود، رژیمی گیاهپایه را توصیه میکند. گزینگویهی معروفی از او نقل میشود که «دو نوع پزشک قلب وجود دارد: وگنها و آنهایی که دادهها را نخواندهاند.» خود او در این باره میگوید قصدش از ابراز این جمله دعوت همکارانش به مرور دادهها بوده و با لحنی آمیخته به شوخی و جدی بیانش کرده، با اینحال از موقع مطرح شدنش، 9 نفر از پزشکان قلبِ همکار او در دانشگاه راشِ آمریکا وگن شدهاند.
#سلامتی #بیماری_قلبی
@IranVEG
@VEGReferences
▪️مطالعهی متن کامل سرمقاله در وبسایت:
iranveg.ir/رژیم-گیاهپایهی-سالم/
▫️دریافت متن کامل به صورت pdf:
t.me/VEGBooks/45
وگنها علائم وازوموتور و نشانگان فیزیکی یائسگی کمتر آزاردهندهای نسبت به همهچیزخوارها گزارش میدهند.
(ترجمهی چکیده مقاله)
اهداف: اصلاحاتی در سبک زندگی که ممکن است علائم یائسگی را کاهش دهند علاقهمندان زیادی پیدا کرده است. رژیم غذایی گیاهخواری با خطر کمتر ابتلا به بیماریهای مزمن و همچنین محیط هورمونی سالمتر ارتباط داده شده است. هدف ما در این مطالعهی مقطعی نظرسنجی از زنان یائسه و پیشیائسه برای تحقیق دربارهی علائم قاعدگی و الگوی تغذیهای بود.
طراحی مطالعه: توزیع نظرسنجی در سال 2016-2015 زنان وگن، وجترین و همهچیزخوارِ 45 تا 80 ساله را هدف قرار داده بود که در وبسایتهای اجتماعیِ سالمندی و وجترین و رستورانها و رویدادهای وگن فعال بودند.
معیارهای اصلی نتیجهگیری: وازوموتور [برای مثال گُرگرفتگی و تعرق شبانه] و علائم فیزیکی را منطبق بر پرسشنامهی کیفیت زندگیِ مختص یائسگی (MENQOL) و الگوی تغذیهای طبقهبندی شده بر اساس مصرف پروتئین حیوانی که در پاسخ به سوالاتی درمورد فراوانی غذاها بود بررسی کردیم.
یافتهها: از میان 754 شرکتکنندهای که پرسشنامه را تکمیل کردند، 604 نفر گزارش دادند که پیشیائسه (n = 121) یا یائسه (n = 483) بودند که 539 نفرشان سوالات فراوانیِ غذاها را نیز تکمیل کردند. وازوموتور و علائم فیزیکی [یائسگی] درهمهچیزخواران (n = 304، حداقل ماهانه گوشت و یا گوشتمرغ مصرف میکردند) و وگنها (n = 125، از تمام پروتئینهای حیوانی دوری میکردند) با استفاده از مدلهای خطی عمومی مقایسه شد. متغیرهای کمکی شامل سن، ورزش، درمان جایگزینی هورمون، داشتن یا نداشتن ارگانهای تولیدمثل و سنِ یائسگی میشد. در میان زنان پیشیائسه، وگنها وازوموتور (p < 0.01) و علائم فیزیکیِ (p <0.01) کمتر آزاردهندهی ای گزارش دادند. در مورد هر دو نوع نشانگان، سبزیجات بیشتر و غذاهای گوشتی کمتر با علائم کمتر آزاردهنده پیوند داشتند (مقادیر p < 0.05).
نتیجهگیری: رژیم غذایی گیاهپایه ممکن است برای زنانی که در دورهی گذارِ یائسگیشان بهسر میبرند و راهحلی طبیعی را برای مدیریت علائمشان ترجیح میدهند مفید باشد.
#یائسگی
#سلامت_زنان
@IranVEG
@VEGReferences
منبع:
Bonnie Beezhold, Cynthia Radnitz, Robert E. McGrath, Arielle Feldman, Vegans report less bothersome vasomotor and physical menopausal symptoms than omnivores, Maturitas, Volume 112, 2018, Pages 12-17, ISSN 0378-5122.
قابل دسترسی در:
https://doi.org/10.1016/j.maturitas.2018.03.009
(ترجمهی چکیده مقاله)
اهداف: اصلاحاتی در سبک زندگی که ممکن است علائم یائسگی را کاهش دهند علاقهمندان زیادی پیدا کرده است. رژیم غذایی گیاهخواری با خطر کمتر ابتلا به بیماریهای مزمن و همچنین محیط هورمونی سالمتر ارتباط داده شده است. هدف ما در این مطالعهی مقطعی نظرسنجی از زنان یائسه و پیشیائسه برای تحقیق دربارهی علائم قاعدگی و الگوی تغذیهای بود.
طراحی مطالعه: توزیع نظرسنجی در سال 2016-2015 زنان وگن، وجترین و همهچیزخوارِ 45 تا 80 ساله را هدف قرار داده بود که در وبسایتهای اجتماعیِ سالمندی و وجترین و رستورانها و رویدادهای وگن فعال بودند.
معیارهای اصلی نتیجهگیری: وازوموتور [برای مثال گُرگرفتگی و تعرق شبانه] و علائم فیزیکی را منطبق بر پرسشنامهی کیفیت زندگیِ مختص یائسگی (MENQOL) و الگوی تغذیهای طبقهبندی شده بر اساس مصرف پروتئین حیوانی که در پاسخ به سوالاتی درمورد فراوانی غذاها بود بررسی کردیم.
یافتهها: از میان 754 شرکتکنندهای که پرسشنامه را تکمیل کردند، 604 نفر گزارش دادند که پیشیائسه (n = 121) یا یائسه (n = 483) بودند که 539 نفرشان سوالات فراوانیِ غذاها را نیز تکمیل کردند. وازوموتور و علائم فیزیکی [یائسگی] درهمهچیزخواران (n = 304، حداقل ماهانه گوشت و یا گوشتمرغ مصرف میکردند) و وگنها (n = 125، از تمام پروتئینهای حیوانی دوری میکردند) با استفاده از مدلهای خطی عمومی مقایسه شد. متغیرهای کمکی شامل سن، ورزش، درمان جایگزینی هورمون، داشتن یا نداشتن ارگانهای تولیدمثل و سنِ یائسگی میشد. در میان زنان پیشیائسه، وگنها وازوموتور (p < 0.01) و علائم فیزیکیِ (p <0.01) کمتر آزاردهندهی ای گزارش دادند. در مورد هر دو نوع نشانگان، سبزیجات بیشتر و غذاهای گوشتی کمتر با علائم کمتر آزاردهنده پیوند داشتند (مقادیر p < 0.05).
نتیجهگیری: رژیم غذایی گیاهپایه ممکن است برای زنانی که در دورهی گذارِ یائسگیشان بهسر میبرند و راهحلی طبیعی را برای مدیریت علائمشان ترجیح میدهند مفید باشد.
#یائسگی
#سلامت_زنان
@IranVEG
@VEGReferences
منبع:
Bonnie Beezhold, Cynthia Radnitz, Robert E. McGrath, Arielle Feldman, Vegans report less bothersome vasomotor and physical menopausal symptoms than omnivores, Maturitas, Volume 112, 2018, Pages 12-17, ISSN 0378-5122.
قابل دسترسی در:
https://doi.org/10.1016/j.maturitas.2018.03.009
لذت حیوان و اهمیت اخلاقی آن
(ترجمهی چکیده و نتیجه گیری مقاله)
🔹چکیده
در این مقاله دربارهٔ نقش مهم لذت در زندگی حیوانات استدلالهایی آورده، در حمایت از آن شواهدی ارائه شده و اهمیت قابلتوجه آن در رابطهی بشر با دیگر حیوانات بهطور خلاصه بیان میشود. در قلمروهای حسمندی حیوان، تقریبا تمام گفتوگوهای علمی حول جنبههای منفی آن میگردد: درد، استرس، اضطراب و رنج. در مقابل، دانشمندان جنبههای مثبت حسمندی –پاداشها و لذتها– را بهندرت پیش کشیدهاند. با این حال در اصول تکاملی پیشبینی میشود حیوانات، مثل انسانها، مشتاق [دریافت] پاداشاند و تنها از درد و رنج دوری نمیکنند. انتخاب طبیعی از رفتارهایی حمایت میکند که بقا و زایش را افزایش میدهند. در حیوانِ آگاهِ حسمند، انگیزههای محافظت از غذا، پناهگاه، ارتباط اجتماعی و جفتها با میل (رفتار اشتیاقی) برانگیخته شده و با لذت (رفتار مصرفی) تقویت میشوند. در رفتار حیوان این موضوع در قلمروهای بازی، غذا، سکس و لمس منعکس میشود. با وجود ارزشمندی روش اکتشافی تفسیر رفتار حیوانات از نظرگاه (تجربی) مستقیم، مطالعات علمی روی حیوانات تقریبا منحصرا در سنگر عرصهی (تکاملی) نهایی باقی میمانند. نه فقط علم بلکه اخلاقیات نیز به همین دلیل در رنج است؛ چرا که وقتی حیوانات را تنها به مثابهی محصولات تنازع رقابتی برای بقا میبینیم، خطر کردهایم که کیفیتهای مثبت زندگیشان را نادیده بگیریم. لذت در فعالیتهای دامپروری صنعتی و پژوهشهای آزمایشگاهی اهمیتی اخلاقی دارد چرا که بر بار اخلاقی محرومسازی حیوانات از فرصتِ داشتن زندگیهایی لذتبخش و ارضاکننده میافزاید.
🔹نتیجهگیری
با حذف تابوهای رفتارگرایانهی سابق علیه تجربیات سوبژکتیوِ حیوانات و رشد پیآیند رفتارشناسی شناختی، حالا انباشت فزایندهای از اطلاعات در حمایت از حسمندی و آگاهی حیوان وجود دارد. موشها همدلی نشان میدهند، گوسفندان به وضعیت احساسی دیگر گوسفندان پاسخ میدهند، میمونها درکی از عدالت نشان میدهند، سارها میتوانند خوشبین یا بدبین شوند و موشهای صحرایی نسبت به غلغلک واکنشهای شاد میدهند. علم به ما نشان میدهد که انسانها تنها موجودات مستقلِ حسمند یا تنها لذتگرایان نیستند. بسیاری از دیگر حیوانات نیز زندگیهایی مستحق زیستن دارند. حیوانات مثل ما صحبت نمیکنند اما دعوی علمی، مبنی بر اینکه تجربیاتی [زبانی] دارند بسیار قویتر از آن است که ندارند.
این پرسش اخلاقیِ اجتنابناپذیر پیش میآید: چگونه میتوانیم با این دانش، رفتار کنونیمان را در قبال حیوانات بپذیریم؟ به باور من پاسخ قطعا این است که نمیتوانیم. دلیل آن در پس اصولی نهفته است که سیاستگذاری و قانون بشر را شکل میدهد. بهعنوان موجودات مستقل حسمند، انسانها ارزش ذاتی دارند. در ادامهی آن ما دارای حقوقی مانند حق آزادی و حق زندگیایم، که حقوقی اساسی و تخطی ناپذیرند (با این پیشفرض که ما در حدود قانون رفتار میکنیم). آنچه که این حقوق را برایمان تضمین میکند ارزش ذاتی ما است. تواناییهای استدلالی و زبانی ما اساس چنان حقوقی نیستند، وگرنه میبایست حقوق انسانهایی را که فاقد این تواناییهایند انکار میکردیم.
خلاف این، رفتار ما با حیوانات همچنان در چارچوبی دکارتی درحال تیره و تار شدن است. چارچوبی که مجوز قربانی کردن ارزشمندترین داشتههای حیوانات (آزادی و زندگیشان) را برای اهداف پیشپاافتادهی انسانی چون لذت چشایی و تفریح صادر میکند. هر مرغ در مرغداریهای باتریای* که 30000 فرد [مرغ] در آنها جا داده میشوند، استعداد و ظرفیت انجام گسترهای از رفتارهای بسیار مشتاقانه و ارضاء کننده دارد مانند خاراندن، حمام خاک گرفتن، بیان کردن و پاسخ دادن به گنجینهی وسیعی از درخواستهای اجتماعی. اینکه او از انجام آنها ناتوان است مساوی انکار لذتها بهوسیلهی مداخلهی انسانی است. رنج او با ناکامی از [دستیابی به] پاداشها تشدید میشود. اگر منافع حیوانات را تنها بر حسب خودداری از درد و رنج ببینیم، قضیه برای حفاظت اخلاقی آنها صحیح بهنظر میرسد. هنگامی که استعدادشان برای لذت را بهحساب آوریم این قضیه قویتر میشود.
#اخلاقی
#حسمندی
@IranVEG
@VEGReferences
* قفسهایی سیمی با مساحتی کمتر از یک برگهی A4 که در دامپروری صنعتی برای بالابردن بهرهوری استفاده میشوند.
منبع:
Jonathan Balcombe, Animal pleasure and its moral significance, Applied Animal Behaviour Science, Volume 118, Issues 3–4, 2009, Pages 208-216.
قابل دسترسی در:
https://doi.org/10.1016/j.applanim.2009.02.012
(ترجمهی چکیده و نتیجه گیری مقاله)
🔹چکیده
در این مقاله دربارهٔ نقش مهم لذت در زندگی حیوانات استدلالهایی آورده، در حمایت از آن شواهدی ارائه شده و اهمیت قابلتوجه آن در رابطهی بشر با دیگر حیوانات بهطور خلاصه بیان میشود. در قلمروهای حسمندی حیوان، تقریبا تمام گفتوگوهای علمی حول جنبههای منفی آن میگردد: درد، استرس، اضطراب و رنج. در مقابل، دانشمندان جنبههای مثبت حسمندی –پاداشها و لذتها– را بهندرت پیش کشیدهاند. با این حال در اصول تکاملی پیشبینی میشود حیوانات، مثل انسانها، مشتاق [دریافت] پاداشاند و تنها از درد و رنج دوری نمیکنند. انتخاب طبیعی از رفتارهایی حمایت میکند که بقا و زایش را افزایش میدهند. در حیوانِ آگاهِ حسمند، انگیزههای محافظت از غذا، پناهگاه، ارتباط اجتماعی و جفتها با میل (رفتار اشتیاقی) برانگیخته شده و با لذت (رفتار مصرفی) تقویت میشوند. در رفتار حیوان این موضوع در قلمروهای بازی، غذا، سکس و لمس منعکس میشود. با وجود ارزشمندی روش اکتشافی تفسیر رفتار حیوانات از نظرگاه (تجربی) مستقیم، مطالعات علمی روی حیوانات تقریبا منحصرا در سنگر عرصهی (تکاملی) نهایی باقی میمانند. نه فقط علم بلکه اخلاقیات نیز به همین دلیل در رنج است؛ چرا که وقتی حیوانات را تنها به مثابهی محصولات تنازع رقابتی برای بقا میبینیم، خطر کردهایم که کیفیتهای مثبت زندگیشان را نادیده بگیریم. لذت در فعالیتهای دامپروری صنعتی و پژوهشهای آزمایشگاهی اهمیتی اخلاقی دارد چرا که بر بار اخلاقی محرومسازی حیوانات از فرصتِ داشتن زندگیهایی لذتبخش و ارضاکننده میافزاید.
🔹نتیجهگیری
با حذف تابوهای رفتارگرایانهی سابق علیه تجربیات سوبژکتیوِ حیوانات و رشد پیآیند رفتارشناسی شناختی، حالا انباشت فزایندهای از اطلاعات در حمایت از حسمندی و آگاهی حیوان وجود دارد. موشها همدلی نشان میدهند، گوسفندان به وضعیت احساسی دیگر گوسفندان پاسخ میدهند، میمونها درکی از عدالت نشان میدهند، سارها میتوانند خوشبین یا بدبین شوند و موشهای صحرایی نسبت به غلغلک واکنشهای شاد میدهند. علم به ما نشان میدهد که انسانها تنها موجودات مستقلِ حسمند یا تنها لذتگرایان نیستند. بسیاری از دیگر حیوانات نیز زندگیهایی مستحق زیستن دارند. حیوانات مثل ما صحبت نمیکنند اما دعوی علمی، مبنی بر اینکه تجربیاتی [زبانی] دارند بسیار قویتر از آن است که ندارند.
این پرسش اخلاقیِ اجتنابناپذیر پیش میآید: چگونه میتوانیم با این دانش، رفتار کنونیمان را در قبال حیوانات بپذیریم؟ به باور من پاسخ قطعا این است که نمیتوانیم. دلیل آن در پس اصولی نهفته است که سیاستگذاری و قانون بشر را شکل میدهد. بهعنوان موجودات مستقل حسمند، انسانها ارزش ذاتی دارند. در ادامهی آن ما دارای حقوقی مانند حق آزادی و حق زندگیایم، که حقوقی اساسی و تخطی ناپذیرند (با این پیشفرض که ما در حدود قانون رفتار میکنیم). آنچه که این حقوق را برایمان تضمین میکند ارزش ذاتی ما است. تواناییهای استدلالی و زبانی ما اساس چنان حقوقی نیستند، وگرنه میبایست حقوق انسانهایی را که فاقد این تواناییهایند انکار میکردیم.
خلاف این، رفتار ما با حیوانات همچنان در چارچوبی دکارتی درحال تیره و تار شدن است. چارچوبی که مجوز قربانی کردن ارزشمندترین داشتههای حیوانات (آزادی و زندگیشان) را برای اهداف پیشپاافتادهی انسانی چون لذت چشایی و تفریح صادر میکند. هر مرغ در مرغداریهای باتریای* که 30000 فرد [مرغ] در آنها جا داده میشوند، استعداد و ظرفیت انجام گسترهای از رفتارهای بسیار مشتاقانه و ارضاء کننده دارد مانند خاراندن، حمام خاک گرفتن، بیان کردن و پاسخ دادن به گنجینهی وسیعی از درخواستهای اجتماعی. اینکه او از انجام آنها ناتوان است مساوی انکار لذتها بهوسیلهی مداخلهی انسانی است. رنج او با ناکامی از [دستیابی به] پاداشها تشدید میشود. اگر منافع حیوانات را تنها بر حسب خودداری از درد و رنج ببینیم، قضیه برای حفاظت اخلاقی آنها صحیح بهنظر میرسد. هنگامی که استعدادشان برای لذت را بهحساب آوریم این قضیه قویتر میشود.
#اخلاقی
#حسمندی
@IranVEG
@VEGReferences
* قفسهایی سیمی با مساحتی کمتر از یک برگهی A4 که در دامپروری صنعتی برای بالابردن بهرهوری استفاده میشوند.
منبع:
Jonathan Balcombe, Animal pleasure and its moral significance, Applied Animal Behaviour Science, Volume 118, Issues 3–4, 2009, Pages 208-216.
قابل دسترسی در:
https://doi.org/10.1016/j.applanim.2009.02.012
رژیم گیاهپایهای معین در یک کلینکِ قلبی-عروقی سرپایی بهشکل موثری بیشبود کلسترول و فشار خون را درمان میکند و از میزان داروها میکاهد
زمینه: بیماریهای قلبی-عروقی (CVD) بارِ عمدهای بر اقتصاد ایالاتمتحده وارد میکنند. عوامل خطر-آفرین این بیماریها، مخصوصا فشارخون و بیشبود کلسترول، معمولا با دارو-درمانی معالجه میشوند. اثربخشی پنجسالهی چنین داروهایی برای پیشگیری از بیماریهای قلبی-عروقی، 5% تخمین زده میشود. رژیمهای گیاهپایه بهعنوان کاهندهی موثر این عواملِ خطرآفرین ظهور کردهاند.
فرضیه: اجرایی کردن رژیم گیاهپایهای معین برای چهار هفته در کلینیکی سرپایی، ممکن است عوامل خطرآفرینِ بیماریهای قلبی-عروقی را کاهش داده و از بارِ داروهای بیمار بکاهد.
روشها: مشارکتکنندگان رژیمی گیاهپایه را دنبال میکردند شامل غذاهایی که با روشی مشخص، متناسب با یک سیستم طبقهبندی مواد غذایی، آماده شده بود. آنها میوهها، سبزیجات، دانهها و آووکادو را به شکل خام استفاده کردند. تمام فراوردههای حیوانی از رژیم غذایی حذف شده بود. دادههای آنتروپومتریک [انسانسنجانه] و هِموداینامیک [پویایی جریان خون] بهطور هفتگی و به مدت چهار هفته بهدست آمد. نشانگرهای زیستیِ آزمایشگاهی در ابتدای مطالعه و [در طول] چهار هفته جمعآوری شد. نیازهای دارویی هر هفته ارزیابی شد. دادهها با آزمون T زوجی و اندازهگیریهای تکراری یک طرفه ANOVA تحلیل شد.
نتایج: کاهش قابل توجهی در فشارخونِ (P < 0.0005) سیستولیک (16.6mmHg-) و دیاستولیک (9.1mmHg-)، لیپیدهای سرم (P ≤ 0.008) و مصرف کلی داروها (P < 0.0005) مشاهده شد. دیگر عوامل خطرآفرینِ بیماریهای قلبی-عروقی، شامل وزن (P < 0.0005)، [اندازهی] دور کمر (P < 0.0005)، ضربان قلب (P = 0.018)، انسولین (P < 0.0005)، هموگلوبین گلیکوزی شده (P = 0.002) و پروتئین واکنشی C با حساسیت بالا (P = 0.001) نیز کاهش پیدا کردند.
نتیجهگیری: میتوان رژیم گیاهپایهای معین را بهعنوان راهبردِ درمانیِ موثری برای کاهش عوامل خطرآفرین بیماریهای قلبی-عروقی و کاستن از بار داروی بیمار در کلینیک سرپایی بهکار برد.
http://i63.tinypic.com/293egt1.png
✅ مشارکتکنندگان پس از 4 هفته اتخاذ یک رژیم گیاهپایهی معین، بهطور متوسط 6.7 کیلوگرم کاهش وزن داشتند... کاهش در فشارخون با کم شدن مصرف داروهای فشارخون (پس از چهار هفته، 33% کاهش) همراه بود. علاوهبراین، آنهایی که داروهای پایینآورندهی قند خون، شامل انسولین داشتند، مصرف داروییشان را تا 87% کاهش دادند. روی هم رفته، مصرف کل داروها پس از چهار هفته تا 40 درصد کاهش یافت.
#بیماریهای_قلبی #فشار_خون #کلسترول
#خام_گیاهخواری
@IranVEG
@VEGReferences
منبع:
Najjar RS, Moore CE,Montgomery BD. A defined, plant-based diet utilized in anoutpatient cardiovascular clinic effectively treats hypercholes-terolemia and hypertension and reduces medications. Clin Car-diol. 2018;41:307–
قابل دسترسی در:
https://doi.org/10.1002/clc.22863
زمینه: بیماریهای قلبی-عروقی (CVD) بارِ عمدهای بر اقتصاد ایالاتمتحده وارد میکنند. عوامل خطر-آفرین این بیماریها، مخصوصا فشارخون و بیشبود کلسترول، معمولا با دارو-درمانی معالجه میشوند. اثربخشی پنجسالهی چنین داروهایی برای پیشگیری از بیماریهای قلبی-عروقی، 5% تخمین زده میشود. رژیمهای گیاهپایه بهعنوان کاهندهی موثر این عواملِ خطرآفرین ظهور کردهاند.
فرضیه: اجرایی کردن رژیم گیاهپایهای معین برای چهار هفته در کلینیکی سرپایی، ممکن است عوامل خطرآفرینِ بیماریهای قلبی-عروقی را کاهش داده و از بارِ داروهای بیمار بکاهد.
روشها: مشارکتکنندگان رژیمی گیاهپایه را دنبال میکردند شامل غذاهایی که با روشی مشخص، متناسب با یک سیستم طبقهبندی مواد غذایی، آماده شده بود. آنها میوهها، سبزیجات، دانهها و آووکادو را به شکل خام استفاده کردند. تمام فراوردههای حیوانی از رژیم غذایی حذف شده بود. دادههای آنتروپومتریک [انسانسنجانه] و هِموداینامیک [پویایی جریان خون] بهطور هفتگی و به مدت چهار هفته بهدست آمد. نشانگرهای زیستیِ آزمایشگاهی در ابتدای مطالعه و [در طول] چهار هفته جمعآوری شد. نیازهای دارویی هر هفته ارزیابی شد. دادهها با آزمون T زوجی و اندازهگیریهای تکراری یک طرفه ANOVA تحلیل شد.
نتایج: کاهش قابل توجهی در فشارخونِ (P < 0.0005) سیستولیک (16.6mmHg-) و دیاستولیک (9.1mmHg-)، لیپیدهای سرم (P ≤ 0.008) و مصرف کلی داروها (P < 0.0005) مشاهده شد. دیگر عوامل خطرآفرینِ بیماریهای قلبی-عروقی، شامل وزن (P < 0.0005)، [اندازهی] دور کمر (P < 0.0005)، ضربان قلب (P = 0.018)، انسولین (P < 0.0005)، هموگلوبین گلیکوزی شده (P = 0.002) و پروتئین واکنشی C با حساسیت بالا (P = 0.001) نیز کاهش پیدا کردند.
نتیجهگیری: میتوان رژیم گیاهپایهای معین را بهعنوان راهبردِ درمانیِ موثری برای کاهش عوامل خطرآفرین بیماریهای قلبی-عروقی و کاستن از بار داروی بیمار در کلینیک سرپایی بهکار برد.
http://i63.tinypic.com/293egt1.png
✅ مشارکتکنندگان پس از 4 هفته اتخاذ یک رژیم گیاهپایهی معین، بهطور متوسط 6.7 کیلوگرم کاهش وزن داشتند... کاهش در فشارخون با کم شدن مصرف داروهای فشارخون (پس از چهار هفته، 33% کاهش) همراه بود. علاوهبراین، آنهایی که داروهای پایینآورندهی قند خون، شامل انسولین داشتند، مصرف داروییشان را تا 87% کاهش دادند. روی هم رفته، مصرف کل داروها پس از چهار هفته تا 40 درصد کاهش یافت.
#بیماریهای_قلبی #فشار_خون #کلسترول
#خام_گیاهخواری
@IranVEG
@VEGReferences
منبع:
Najjar RS, Moore CE,Montgomery BD. A defined, plant-based diet utilized in anoutpatient cardiovascular clinic effectively treats hypercholes-terolemia and hypertension and reduces medications. Clin Car-diol. 2018;41:307–
قابل دسترسی در:
https://doi.org/10.1002/clc.22863
چگونه در زندگی روزمرهمان گازهای گلخانهای کمتری تولید کنیم تا با #گرمایش_جهانی و خشکسالی کشورمان ایران مقابله کنیم؟
#تغییر_اقلیم #محیط_زیست
منبع:
https://goo.gl/SJJxDm
@IranVEG
@VEGReferences
#تغییر_اقلیم #محیط_زیست
منبع:
https://goo.gl/SJJxDm
@IranVEG
@VEGReferences
💧چه میزان آب برای صبحانهی ما مصرف میشود؟
ممکن است فکر کنید که هیچ آبی برای صبحانه مصرف نمیکنید. اما بعد شاید به یاد آورید که برای تهیهی چای یا قهوه از آب استفاده میکنید، و البته شیری که میخورید. آیا بهلحاظ فنی مقداری آب در آن بهکار برده نشده؟ درمجموع، شما حداقل 300 تا 400 میلیلیتر آب مصرف میکنید. درست است؟
بیایید مسئله را کمی دقیقتر بررسی کنیم. یک صبحانهی معمولی در آمریکا یا بریتانیا را درنظر بگیرید؛ یک فنجان چای یا قهوه، یک یا دو تکه نانِ تُست، شاید مقداری گوشتِ خوک و تخممرغ، یک لیوان شیر، و شاید کمی میوه بهعنوان گوشهی چشمی به سلامت و باریکی دور کمر. حال باید دید برای تهیهی این مواد غذایی چه میزان آب مصرف شده است. با قهوه شروع میکنیم؛ خب، ممکن است بگویید من قهوهی پررنگ را ترجیح میدهم و شک ندارم که در این قهوه آب بهکار رفته است. چرا که بخش زیادی از لیوان از آب پر میشود. شاید... اما اگر به شما بگویم که در فنجان قهوهی اسپرسوی شما 140 لیتر آب بهکار رفته است، چطور؟ بله، 140 لیتر! ممکن است فکر کنید پرت و پلا میگویم، اما این 140 لیتر همان آب پنهانی است که در قهوهی شما نهفته است. همان مقدار آبی که برای پرورش، تولید، بستهبندی و حملونقل دانههای قهوه بهکار رفته است. این یک مثال ساده است که منظور ما از «آب پنهانِ» بهکار رفته در هرچیز چیست. مطمئنم شما هم با من موافقید که این مقدار، بسیار بیشتر از چیزی است که ابتدا فکر میکردید. اما این تنها نوک کوه یخی از آب پنهان است که شما در صبحانهتان مصرف میکنید.
نان تُست. برای آنکه یک نان تُست روی میز ما گذاشته شود، معادل 40 لیتر آب مصرف میشود. این عدد مقدار آبی است که برای تولید، حملونقل و سرانجام پختن نان استفاده شده. این یعنی برآورد هزینه از زبان آب. برای یک عدد سیب، 70 لیتر. تخممرغ 120 لیتر. یک لیوان شیر 240 لیتر، و برای یک بُرشِ گوشت خوک 480 لیتر. درمجموع، این صبحانهی انگلیسی، 1100 لیتر هزینه دارد؛ این یعنی کمی بیشتر از یک متر مکعب آب. اگر تصور یک متر مکعب آب برایتان دشوار است، سه وان حمام پر از آب را درنظر بگیرید، سه وان آب؛ این برابر است با هزینهی صبحانهی شما از زبان آب.
از این سه وانِ پرآب که صرف یک وعده صبحانه میشود، بیشتر از دوسوم آن صرف تهیهی فرآوردههای حیوانی میشود_ یعنی چیزهایی مثل شیر، تخممرغ و گوشت خوک. گوشتی که افراد گوشتخوار مصرف میکنند، عامل مصرف بیشترین میزان آب در زندگیشان است. برای رژیم یک فرد گوشتخوار در آمریکا و اروپا، بهطور متوسط روزانه حدود 5 متر مکعب آب مصرف میشود. این رقم به این معنی است که تنها برای سیرکردن و سیراب کردن هر فرد گوشتخوار روزانه حدود 15 وان پرآب مصرف میشود.
گیاهخوارها(۱)، در رابطه با مصرف آب، میتوانند خود را اندکی صرفهجوتر بدانند؛ آنها روزانه تنها حدود 8 وان پُرآب مصرف دارند. میلیونها نفر افرادی را که در جوامع غربی زندگی میکنند درنظر آورید و همینطور تمامی آن وانهای پر از آب را، این یک رقم بسیار بزرگ است(۲).
http://i64.tinypic.com/33o0dq1.jpg
#آب #محیط_زیست
منبع:
آب پنهان: نگاهی متفاوت به گرانبهاترین دارایی زمین - نوشتهی تونی اَلِن - ترجمهی آرش حسینیان - ۱۳۹۴
۱. بایستی توجه داشت که بخش اعظم ردپای آب یک شخصِ وجترین، مربوط به آب پنهان موجود در شیر لبنی و فرآوردههای آن است. پس چنانچه بهجای مقایسهی رژیم غذایی همهچیزخوارانه و وجترین که دربالا صورت گرفته است، رژیم غذایی همهچیزخواری و وگن را در نظر بگیریم، این اختلاف بسیار بیشتر و چشمگیرتر میشود. یک رژیم وگن نسبت به رژیمی وجترین، محیطزیستیتر است و البته، اخلاقی؛ با کنار گذاشتن شیر لبنی، از تجاوز مکرر به گاوهای ماده برای تهیه شیر و همچنین کشتار گوسالههای نر، برای تغذیهتان جلوگیری میکنید. برای مبارزه با خشکیدگی کشورمان و حفظ آن برای نسلهای آینده، وگن شویم. این تحول برای سلامتیمان نیز آثار مهمی خواهد داشت.🌱
۲. تونی اَلِن، جغرافیدان بریتانیایی، بابت طرح مفهوم انقلابی «آب پنهان»، برندهی جایزه «آب استکهلم» شد. او استاد کینگز کالج لندن و دانشکدهی مطالعات شرقی و آفریقایی دانشگاه لندن است.
@IranVEG
@VEGReferences
ممکن است فکر کنید که هیچ آبی برای صبحانه مصرف نمیکنید. اما بعد شاید به یاد آورید که برای تهیهی چای یا قهوه از آب استفاده میکنید، و البته شیری که میخورید. آیا بهلحاظ فنی مقداری آب در آن بهکار برده نشده؟ درمجموع، شما حداقل 300 تا 400 میلیلیتر آب مصرف میکنید. درست است؟
بیایید مسئله را کمی دقیقتر بررسی کنیم. یک صبحانهی معمولی در آمریکا یا بریتانیا را درنظر بگیرید؛ یک فنجان چای یا قهوه، یک یا دو تکه نانِ تُست، شاید مقداری گوشتِ خوک و تخممرغ، یک لیوان شیر، و شاید کمی میوه بهعنوان گوشهی چشمی به سلامت و باریکی دور کمر. حال باید دید برای تهیهی این مواد غذایی چه میزان آب مصرف شده است. با قهوه شروع میکنیم؛ خب، ممکن است بگویید من قهوهی پررنگ را ترجیح میدهم و شک ندارم که در این قهوه آب بهکار رفته است. چرا که بخش زیادی از لیوان از آب پر میشود. شاید... اما اگر به شما بگویم که در فنجان قهوهی اسپرسوی شما 140 لیتر آب بهکار رفته است، چطور؟ بله، 140 لیتر! ممکن است فکر کنید پرت و پلا میگویم، اما این 140 لیتر همان آب پنهانی است که در قهوهی شما نهفته است. همان مقدار آبی که برای پرورش، تولید، بستهبندی و حملونقل دانههای قهوه بهکار رفته است. این یک مثال ساده است که منظور ما از «آب پنهانِ» بهکار رفته در هرچیز چیست. مطمئنم شما هم با من موافقید که این مقدار، بسیار بیشتر از چیزی است که ابتدا فکر میکردید. اما این تنها نوک کوه یخی از آب پنهان است که شما در صبحانهتان مصرف میکنید.
نان تُست. برای آنکه یک نان تُست روی میز ما گذاشته شود، معادل 40 لیتر آب مصرف میشود. این عدد مقدار آبی است که برای تولید، حملونقل و سرانجام پختن نان استفاده شده. این یعنی برآورد هزینه از زبان آب. برای یک عدد سیب، 70 لیتر. تخممرغ 120 لیتر. یک لیوان شیر 240 لیتر، و برای یک بُرشِ گوشت خوک 480 لیتر. درمجموع، این صبحانهی انگلیسی، 1100 لیتر هزینه دارد؛ این یعنی کمی بیشتر از یک متر مکعب آب. اگر تصور یک متر مکعب آب برایتان دشوار است، سه وان حمام پر از آب را درنظر بگیرید، سه وان آب؛ این برابر است با هزینهی صبحانهی شما از زبان آب.
از این سه وانِ پرآب که صرف یک وعده صبحانه میشود، بیشتر از دوسوم آن صرف تهیهی فرآوردههای حیوانی میشود_ یعنی چیزهایی مثل شیر، تخممرغ و گوشت خوک. گوشتی که افراد گوشتخوار مصرف میکنند، عامل مصرف بیشترین میزان آب در زندگیشان است. برای رژیم یک فرد گوشتخوار در آمریکا و اروپا، بهطور متوسط روزانه حدود 5 متر مکعب آب مصرف میشود. این رقم به این معنی است که تنها برای سیرکردن و سیراب کردن هر فرد گوشتخوار روزانه حدود 15 وان پرآب مصرف میشود.
گیاهخوارها(۱)، در رابطه با مصرف آب، میتوانند خود را اندکی صرفهجوتر بدانند؛ آنها روزانه تنها حدود 8 وان پُرآب مصرف دارند. میلیونها نفر افرادی را که در جوامع غربی زندگی میکنند درنظر آورید و همینطور تمامی آن وانهای پر از آب را، این یک رقم بسیار بزرگ است(۲).
http://i64.tinypic.com/33o0dq1.jpg
#آب #محیط_زیست
منبع:
آب پنهان: نگاهی متفاوت به گرانبهاترین دارایی زمین - نوشتهی تونی اَلِن - ترجمهی آرش حسینیان - ۱۳۹۴
۱. بایستی توجه داشت که بخش اعظم ردپای آب یک شخصِ وجترین، مربوط به آب پنهان موجود در شیر لبنی و فرآوردههای آن است. پس چنانچه بهجای مقایسهی رژیم غذایی همهچیزخوارانه و وجترین که دربالا صورت گرفته است، رژیم غذایی همهچیزخواری و وگن را در نظر بگیریم، این اختلاف بسیار بیشتر و چشمگیرتر میشود. یک رژیم وگن نسبت به رژیمی وجترین، محیطزیستیتر است و البته، اخلاقی؛ با کنار گذاشتن شیر لبنی، از تجاوز مکرر به گاوهای ماده برای تهیه شیر و همچنین کشتار گوسالههای نر، برای تغذیهتان جلوگیری میکنید. برای مبارزه با خشکیدگی کشورمان و حفظ آن برای نسلهای آینده، وگن شویم. این تحول برای سلامتیمان نیز آثار مهمی خواهد داشت.🌱
۲. تونی اَلِن، جغرافیدان بریتانیایی، بابت طرح مفهوم انقلابی «آب پنهان»، برندهی جایزه «آب استکهلم» شد. او استاد کینگز کالج لندن و دانشکدهی مطالعات شرقی و آفریقایی دانشگاه لندن است.
@IranVEG
@VEGReferences
💧ردپای آبِ فرآوردههای زراعی و حیوانی: یک مقایسه
محتمل است که افزایش برآورد شده در تولید و مصرف فرآوردههای حیوانی فشار مضاعفی بر منابع جهانی آب شیرین وارد کند. اندازه و ویژگیهای ردپای آب بین انواع [فرآوردههای] حیوانی و سامانههای تولید متفاوت است.
http://i66.tinypic.com/acx18n.png
ردپای آبِ گوشت گاوِ پرواری (15400 مترمکعب در هر تن به عنوان یک میانگین جهانی) بسیار بیشتر از ردپای گوشتِ گوسفند (10400 مترمکعب در هر تن)، گوشت خوک (6000 مترمکعب در هر تن)، گوشت بز (5500 مترمکعب در هر تن)، یا گوشت مرغ (4300 متر مکعب در هر تن) است. متوسط ردپای جهانی تخممرغ 3300 مترمکعب در هر تن است، درحالیکه ردپای آبِ شیر گاو به 1000 مترمکعب در هر تن میرسد.
بهازای هر تن فرآورده، فرآوردههای حیوانی بهطور کلی ردپای آبِ بیشتری از محصولات زراعی دارند. وقتی به ردپای آب بهازای هر کالری مینگریم هم همین امر صادق است. متوسط ردپای آب در هر کالری برای گوشتِ گاو بیست برابر بیشتر از غلات و ریشههای نشاستهای است. هنگامی که به نیازهای آبی برای پروتئین نگاه میکنیم، مشخص میشود که ردپای آب بهازای هر گرم پروتئین برای شیر، تخممرغ و گوشتِ مرغ، حدود 1.5 برابر از حبوبات بیشتر است. ردپای آبِ گوشت گاو بهازای هر گرم پروتئین 6 برابر بیشتر از حبوبات است. در مورد چربی، کره ردپای آبِ نسبتا کمی بهازای هر گرم چربی دارد، حتی کمتر از محصولات زراعیِ روغنی. با این حال همهٔ فرآوردههای حیوانی دیگر بهازای هر گرم چربی در مقایسه با محصولات زراعی روغنی ردپای آب بزرگتری دارند. از لحاظ منابع آب شیرین، دریافت کالریها، پروتئین و چربی، از طریق فرآوردههای زراعی بهجای فرآوردههای حیوانی کارآمدتر است.
#آب
منبع:
شبکهٔ ردپای آب
پینوشت: هر مترمکعب برابر است با 1000 لیتر، یعنی 2000 بطریِ آبمعدنی کوچک.
برای کسب اطلاعات بیشتر دربارهی پیوند بشقاب غذایتان و مصرف آب، پستهای زیر را ببینید:
مقایسهٔ میزان آب مصرفی یک فرد همهچیزخوار و وجترین، مقایسهٔ میزان آب مصرفی رژیمهای غذایی مختلف، ضرورت تغییر الگوهای غذایی برای مقابله با کمآبی و مشاهدهٔ پوستر مقایسهٔ آب مورد نیاز برای تولید یک کیلوگرم از هر مادهٔ غذایی.
@IranVEG
@VEGReferences
محتمل است که افزایش برآورد شده در تولید و مصرف فرآوردههای حیوانی فشار مضاعفی بر منابع جهانی آب شیرین وارد کند. اندازه و ویژگیهای ردپای آب بین انواع [فرآوردههای] حیوانی و سامانههای تولید متفاوت است.
http://i66.tinypic.com/acx18n.png
ردپای آبِ گوشت گاوِ پرواری (15400 مترمکعب در هر تن به عنوان یک میانگین جهانی) بسیار بیشتر از ردپای گوشتِ گوسفند (10400 مترمکعب در هر تن)، گوشت خوک (6000 مترمکعب در هر تن)، گوشت بز (5500 مترمکعب در هر تن)، یا گوشت مرغ (4300 متر مکعب در هر تن) است. متوسط ردپای جهانی تخممرغ 3300 مترمکعب در هر تن است، درحالیکه ردپای آبِ شیر گاو به 1000 مترمکعب در هر تن میرسد.
بهازای هر تن فرآورده، فرآوردههای حیوانی بهطور کلی ردپای آبِ بیشتری از محصولات زراعی دارند. وقتی به ردپای آب بهازای هر کالری مینگریم هم همین امر صادق است. متوسط ردپای آب در هر کالری برای گوشتِ گاو بیست برابر بیشتر از غلات و ریشههای نشاستهای است. هنگامی که به نیازهای آبی برای پروتئین نگاه میکنیم، مشخص میشود که ردپای آب بهازای هر گرم پروتئین برای شیر، تخممرغ و گوشتِ مرغ، حدود 1.5 برابر از حبوبات بیشتر است. ردپای آبِ گوشت گاو بهازای هر گرم پروتئین 6 برابر بیشتر از حبوبات است. در مورد چربی، کره ردپای آبِ نسبتا کمی بهازای هر گرم چربی دارد، حتی کمتر از محصولات زراعیِ روغنی. با این حال همهٔ فرآوردههای حیوانی دیگر بهازای هر گرم چربی در مقایسه با محصولات زراعی روغنی ردپای آب بزرگتری دارند. از لحاظ منابع آب شیرین، دریافت کالریها، پروتئین و چربی، از طریق فرآوردههای زراعی بهجای فرآوردههای حیوانی کارآمدتر است.
#آب
منبع:
شبکهٔ ردپای آب
پینوشت: هر مترمکعب برابر است با 1000 لیتر، یعنی 2000 بطریِ آبمعدنی کوچک.
برای کسب اطلاعات بیشتر دربارهی پیوند بشقاب غذایتان و مصرف آب، پستهای زیر را ببینید:
مقایسهٔ میزان آب مصرفی یک فرد همهچیزخوار و وجترین، مقایسهٔ میزان آب مصرفی رژیمهای غذایی مختلف، ضرورت تغییر الگوهای غذایی برای مقابله با کمآبی و مشاهدهٔ پوستر مقایسهٔ آب مورد نیاز برای تولید یک کیلوگرم از هر مادهٔ غذایی.
@IranVEG
@VEGReferences
🔸ردپای اقلیمیِ تعجببرانگیز ابرشرکتهای گوشتی و لبنی🔸
🔺سه شرکت گوشتی – جیبیاس، کارگیل و تایسون – در سال گذشته بیشتر از کل کشور فرانسه گاز گلخانهای منتشر کردهاند که تقریبا چیزی به اندازهٔ بزرگترین شرکتهای نفتی مانند اگزون، بیپی و شل بوده است.
🔺انتشار گازهای گلخانهای این شرکتها، ممکن است ما را به نقطهای غیرقابلبازگشت بکشاند.
🔺در سال 2016 بیست شرکت برتر گوشتی و لبنیْ گازهای گلخانهایِ بیشتری نسبت به کشور آلمان، که تابهحال بزرگترین آلودهکنندهٔ اقلیمی در اتحادیه اروپا بوده، تولید کردهاند. اگر این شرکتها یک کشور میبودند، هفتمین کشور آلودهکنندهٔ جهان میشدند. هماکنون واضح است که دنیا نمیتواند بدون پرداختن به انتشار سرسامآور گازهای گلخانهایِ بزرگترین شرکتهای مختلط گوشتی و لبنی از فاجعهٔ اقلیمی جلوگیری کند.
🔺درحال حاضر تولیدات دامی باعث حدود 15 درصدِ کل انتشار گازهای گلخانهای دنیا میشود، که حتی از بخش حملونقل هم بیشتر است. اگر مطابق پیشنگری فائو تولید [گوشت و لبنیات] همچنان افزایش یابد، انتشار گازهای گلخانهای از آستانهای خواهد گذشت که تولیدات گوشتی و لبنی بهتنهایی، فاتحهٔ توانایی ما در نگه داشتن دما زیر سناریوهای مصیبتبار را خواهد خواند.
🔺بزرگترین شرکتهای گوشتی و لبنی داستان دیگری برای شما خواهند گفت. آنها توضیح خواهند داد که تولیداتشان برای امنیت غذایی جهانی ضروری است و درنتیجه باید از این مخصمه [ردپای بزرگ اقلیمی] خلاص شوند و حتی بهتر از آن، مشوقهایی مالی برای سرهمبندی کردن انتشار گازهای گلخانهایشان دریافت کنند. چنین چیزی واقعیت ندارد. این شرکتها مقادیر گستردهای گوشت و لبنیاتِ یارانهای در کشورهایی انگشتشمار تولید میکنند که تولیداتشان همین حالا بیشتر از اندازه مصرف میشود.
http://i67.tinypic.com/2m6nxpu.png
#محیط_زیست
#تغییر_اقلیم
▪️برای مشاهدهٔ راهحلهای این مسأله گزارش کامل پژوهش را که حاصل همکاری سازمانها و نهادهای GRAIN, IATP و Heinrich Böll است در لینک زیر بخوانید و یا نتایج پژوهش دانشگاه آکسفورد را دربارهٔ اثرات تغییر رژیم غذاییمان اینجا ببینید.
منبع:
Big meat and dairy’s supersized climate footprint – GRAIN, IATP and Heinrich Böll Foundation – 2017
@IranVEG
@VEGReferences
🔺سه شرکت گوشتی – جیبیاس، کارگیل و تایسون – در سال گذشته بیشتر از کل کشور فرانسه گاز گلخانهای منتشر کردهاند که تقریبا چیزی به اندازهٔ بزرگترین شرکتهای نفتی مانند اگزون، بیپی و شل بوده است.
🔺انتشار گازهای گلخانهای این شرکتها، ممکن است ما را به نقطهای غیرقابلبازگشت بکشاند.
🔺در سال 2016 بیست شرکت برتر گوشتی و لبنیْ گازهای گلخانهایِ بیشتری نسبت به کشور آلمان، که تابهحال بزرگترین آلودهکنندهٔ اقلیمی در اتحادیه اروپا بوده، تولید کردهاند. اگر این شرکتها یک کشور میبودند، هفتمین کشور آلودهکنندهٔ جهان میشدند. هماکنون واضح است که دنیا نمیتواند بدون پرداختن به انتشار سرسامآور گازهای گلخانهایِ بزرگترین شرکتهای مختلط گوشتی و لبنی از فاجعهٔ اقلیمی جلوگیری کند.
🔺درحال حاضر تولیدات دامی باعث حدود 15 درصدِ کل انتشار گازهای گلخانهای دنیا میشود، که حتی از بخش حملونقل هم بیشتر است. اگر مطابق پیشنگری فائو تولید [گوشت و لبنیات] همچنان افزایش یابد، انتشار گازهای گلخانهای از آستانهای خواهد گذشت که تولیدات گوشتی و لبنی بهتنهایی، فاتحهٔ توانایی ما در نگه داشتن دما زیر سناریوهای مصیبتبار را خواهد خواند.
🔺بزرگترین شرکتهای گوشتی و لبنی داستان دیگری برای شما خواهند گفت. آنها توضیح خواهند داد که تولیداتشان برای امنیت غذایی جهانی ضروری است و درنتیجه باید از این مخصمه [ردپای بزرگ اقلیمی] خلاص شوند و حتی بهتر از آن، مشوقهایی مالی برای سرهمبندی کردن انتشار گازهای گلخانهایشان دریافت کنند. چنین چیزی واقعیت ندارد. این شرکتها مقادیر گستردهای گوشت و لبنیاتِ یارانهای در کشورهایی انگشتشمار تولید میکنند که تولیداتشان همین حالا بیشتر از اندازه مصرف میشود.
http://i67.tinypic.com/2m6nxpu.png
#محیط_زیست
#تغییر_اقلیم
▪️برای مشاهدهٔ راهحلهای این مسأله گزارش کامل پژوهش را که حاصل همکاری سازمانها و نهادهای GRAIN, IATP و Heinrich Böll است در لینک زیر بخوانید و یا نتایج پژوهش دانشگاه آکسفورد را دربارهٔ اثرات تغییر رژیم غذاییمان اینجا ببینید.
منبع:
Big meat and dairy’s supersized climate footprint – GRAIN, IATP and Heinrich Böll Foundation – 2017
@IranVEG
@VEGReferences
🔹راهنمای بالینیِ رژیمهای وگن برای پزشکان🔹
مشخصهٔ رژیمهای وگن*، نبودِ فرآوردههای حیوانی شامل گوشت[قرمز]، طیور، شیر و ماهی است. تعداد نسبتاً کمی از آمریکاییها پیرو یک رژیم غذایی وگناند**؛ درحال حاضر 2 درصد خود را وگن اعلام کردهاند، بیش از 1٪ اعلام شده در دههٔ 1970. با این حال، احتمالا شمار افراد علاقهمند به اتخاذ الگوی غذاییای وگن، با انبوه فزایندهای از پژوهشهایی که خبر از فواید این رژیمها برای سلامتی و محیطزیست میدهند، افزایش یابد. بهطور خاص، پیروی از رژیمی وگن با کاهش وزن در بزرگسالانِ دارای اضافهوزن ارتباط داده شده است. افزون بر این، تغذیهٔ وگن فواید روشنی مبنی بر کاهش گازهای گلخانهای و مصرف آب برای تولید غذا دارد. برای مثال، به ازای هر کالری غذای تولید شده، گوشت گاو 20 برابر آبِ بیشتری از غلات و سبزیجات ریشهای مصرف میکند، و مدلسازی سیستمها نمایانگر این است که استفادهٔ جهانی از رژیمهای گیاهپایهٔ همسو با راهبردهای تغذیهای کنونی، میتواند انتشار گازهای گلخانهای ناشی از غذا را 29 تا 70 درصد کاهش دهد.(1)
🔺 پینوشتهای مجموعه وگ:
* منظور از رژیمهای وگن سه الگوی تغذیهای مشابه اما نه کاملا یکسان است که در کتاب مزایا و معایبشان ذکر شدهاند و شامل وگن (عمومی)، وگنِ غذاهای کامل و خاموگن میشود.
** آمار اشاره شده مربوط به سال 2012 است، درحالیکه رژیمهای وگن، دُرست در چند سال اخیر رشد خیره کنندهای داشتهاند. تا جاییکه در گزارش جدیدتری که سال 2017 منتشر شد، آمده است:
«رژیمهای غذاییِ مصرف کنندگان متنوع است و درحالیکه اغلبِ آنها نمیگویند رژیمی خاص را دنبال میکنند، در پاسخ به جریانهای سلامتی، گذاری تدریجی درحال وقوع است. بهطور قابلتوجهی، 44 درصدِ مصرفکنندگان در آلمان رژیمی کمگوشت را دنبال میکنند که این رقم از سال 2014 (26 درصد) افزایش چشمگیری داشته است. بهگونهای مشابه، 6 درصدِ مصرفکنندگانِ آمریکا حالا میگویند رژیمی وگن دارند، که بیشتر از فقط یک درصدِ گزارش شده در سال 2014 است.»(2)
#سلامتی #محیط_زیست #راهنمای_پزشکان
منابع:
1. Apovian, C., Brouillard, E., Young, L. (2018). Clinical Guide to Popular Diets. Boca Raton: CRC Press.
چکیدهٔ ارائه شده از فصل «رژیمهای وگن» در کتاب «راهنمای بالینی برای رژیمهای غذایی پرطرفدار».
2. Top Trends in Prepared Foods 2017: Exploring trends in meat, fish and seafood; pasta, noodles and rice; prepared meals; savory deli food; soup; and meat substitutes. 2017. Report ID: 4959853.
@IranVEG
@VEGReferences
مشخصهٔ رژیمهای وگن*، نبودِ فرآوردههای حیوانی شامل گوشت[قرمز]، طیور، شیر و ماهی است. تعداد نسبتاً کمی از آمریکاییها پیرو یک رژیم غذایی وگناند**؛ درحال حاضر 2 درصد خود را وگن اعلام کردهاند، بیش از 1٪ اعلام شده در دههٔ 1970. با این حال، احتمالا شمار افراد علاقهمند به اتخاذ الگوی غذاییای وگن، با انبوه فزایندهای از پژوهشهایی که خبر از فواید این رژیمها برای سلامتی و محیطزیست میدهند، افزایش یابد. بهطور خاص، پیروی از رژیمی وگن با کاهش وزن در بزرگسالانِ دارای اضافهوزن ارتباط داده شده است. افزون بر این، تغذیهٔ وگن فواید روشنی مبنی بر کاهش گازهای گلخانهای و مصرف آب برای تولید غذا دارد. برای مثال، به ازای هر کالری غذای تولید شده، گوشت گاو 20 برابر آبِ بیشتری از غلات و سبزیجات ریشهای مصرف میکند، و مدلسازی سیستمها نمایانگر این است که استفادهٔ جهانی از رژیمهای گیاهپایهٔ همسو با راهبردهای تغذیهای کنونی، میتواند انتشار گازهای گلخانهای ناشی از غذا را 29 تا 70 درصد کاهش دهد.(1)
🔺 پینوشتهای مجموعه وگ:
* منظور از رژیمهای وگن سه الگوی تغذیهای مشابه اما نه کاملا یکسان است که در کتاب مزایا و معایبشان ذکر شدهاند و شامل وگن (عمومی)، وگنِ غذاهای کامل و خاموگن میشود.
** آمار اشاره شده مربوط به سال 2012 است، درحالیکه رژیمهای وگن، دُرست در چند سال اخیر رشد خیره کنندهای داشتهاند. تا جاییکه در گزارش جدیدتری که سال 2017 منتشر شد، آمده است:
«رژیمهای غذاییِ مصرف کنندگان متنوع است و درحالیکه اغلبِ آنها نمیگویند رژیمی خاص را دنبال میکنند، در پاسخ به جریانهای سلامتی، گذاری تدریجی درحال وقوع است. بهطور قابلتوجهی، 44 درصدِ مصرفکنندگان در آلمان رژیمی کمگوشت را دنبال میکنند که این رقم از سال 2014 (26 درصد) افزایش چشمگیری داشته است. بهگونهای مشابه، 6 درصدِ مصرفکنندگانِ آمریکا حالا میگویند رژیمی وگن دارند، که بیشتر از فقط یک درصدِ گزارش شده در سال 2014 است.»(2)
#سلامتی #محیط_زیست #راهنمای_پزشکان
منابع:
1. Apovian, C., Brouillard, E., Young, L. (2018). Clinical Guide to Popular Diets. Boca Raton: CRC Press.
چکیدهٔ ارائه شده از فصل «رژیمهای وگن» در کتاب «راهنمای بالینی برای رژیمهای غذایی پرطرفدار».
2. Top Trends in Prepared Foods 2017: Exploring trends in meat, fish and seafood; pasta, noodles and rice; prepared meals; savory deli food; soup; and meat substitutes. 2017. Report ID: 4959853.
@IranVEG
@VEGReferences
وگن شدن یکی از موثرترین راهها برای کاهش گازهای گلخانهای است.
#تغییر_اقلیم #گرمایش_جهانی
@IranVEG
@VEGReferences
#تغییر_اقلیم #گرمایش_جهانی
@IranVEG
@VEGReferences
🔹راهی کمتر شناخته شده برای مقابله با بحران آب🔹
🔺برای اینکه تصویری کلی از میزان مصرف آب سالانهتان داشته باشید، خانهی سه طبقهی بزرگ و زیبایی را تصور کنید، با سه اتاق جادار در هر طبقه. این خانه 10 متر بلندا و 10 متر پهنا دارد. خانهای بزرگ و اشرافی و مناسب برای یک خانواده. بسیار خوب، این خانه را تا آخرین اتاق و راهرو پر از آب کنید تا پنجرهها تحت فشار آب قرار بگیرند و همهی اشیاء خبر از آن بدهند که خانه درحال ترکیدن است-این همان مقدار آبی است که شما سالانه مصرف میکنید. بهطور کلی این مقدار آب صرف چهارمقوله میشود:
1⃣ تنها حجم کمی از این آب را مینوشیم. آب مورد نیاز برای رفع تشنگی فقط به اندازهی یک کمد بزرگ در این خانه است. حتی اگر فرد بسیار آب بنوشد.
2⃣ زمانهای دیگری که آشکارا، آگاهانه و مستقیم به مصرف آب میپردازیم -حمام، آشپزی، شستوشوی ظرف و لباس، دستشویی رفتن- تنها کمی بیشتر از زمانی که برای رفع تشنگی، آب مینوشیم، آب مصرف میکنیم. شاید به اندازهی یک اتاق پر از آب.
3⃣ غیر از مواد غذایی برای تمام چیزهای دیگری که میخریم، حدود یک اتاقِ دیگر آب مصرف میشود.
4⃣ بقیهی آب مصرفی، بهشکلی باورنکردنی، صرف مواد غذایی میشوند. هرچه بگویم باز هم کم است. بیشترین آبی که مصرف میکنید، صرف خوراکتان میشود.
گذاشتن آجر داخل سیفون برای صرفهجویی در مصرف آب را فراموش کنید:
کنار گذاشتن گوشت از رژیم غذاییتان بخش اعظم دفعات سیفون کشیدن شما را جبران خواهد کرد. خوشبختانه، در آمریکا و اروپا، مشاغل تاحدی از نظر میزان مصرف آب بهینهاند، مثلا حقوق سالانه در بخش خدمات -در این مشاغل آبِ چندانی مصرف نمیشود- بین 30 تا 150هزار دلار است، و این درآمدی بسیار مناسب برای وارد کردن مواد غذاییِ آببَر از دیگر نقاط جهان است. بنابراین بهتر است بدانید که این تصادفی نیست که ما در جهان توسعهیافته میتوانیم با مصرف کمترین مقادیر آب چنین درآمدهایی داشته باشیم؛ دلیلش این است که ما مشغول وارد کردن آب پنهان هستیم. حتی میتوان از این مسئله برای معرفی کردن کشورهای صنعتیِ ثروتمند بهره گرفت: طبق این تعریف، یک کشور صنعتی ثروتمند، کشوری است که درآمدهای مالی خود را بهازای مصرف هر لیتر مکعب آب به حداکثر رسانده است.
...
🔺80 درصد از تمام مصرف آب ما، صرف تولید مواد غذایی میشود. بنابراین، هیچ چیزی به اندازهی عادات غذایی ما اهمیت ندارد. ما میتوانیم تقریبا همهی آن آبِ اضافی که برای برآوردن نیازهای اوج جمعیت در سال 2050 پیشبینی شده را فراهم کنیم. چطور؟ با گیاهخوار شدن. این همهی کاری است که لازم است. ما با چهاردهه میانهروی، میتوانیم مشکل معضل آبی آینده را حل کنیم.
...
🔺زمان آن رسیده که این معیار را به شکلی جدی و عملی پیاده کنیم. انجام این کار، به ما در مدیریت سیاستهای غذایی جهانی و همینطور سیاستهای شخصیمان کمک میکند. اگر ما رویکرد خود به تغذیه و مواد غذایی را تغییر دهیم میتوانیم بهجای تهدیدگر، تبدیل به یک حامیِ امنیتِ آب جهان شویم و این مستلزم فداکاری است. پس باید، کمربندهایمان را سفتتر ببندیم و نه فقط به شکل استعاری (چرا که در این مسیر، واقعا هم قدری لاغرتر میشویم) و یک حرکت واقعی انجام دهیم. این تغییر در رژیم غذایی و متعاقبش قدری لاغرتر شدن، برای امنیت منابع آب نیز بسیار خوب خواهد بود.
#آب
منبع:
آب پنهان: نگاهی متفاوت به گرانبهاترین دارایی زمین - نوشتهی تونی اَلِن - ترجمهی آرش حسینیان - جلد اول صص ۲۹-۲۸ و جلد دوم صص ۱۹۲-۱۹۱.
@IranVEG
@VEGReferences
🔺برای اینکه تصویری کلی از میزان مصرف آب سالانهتان داشته باشید، خانهی سه طبقهی بزرگ و زیبایی را تصور کنید، با سه اتاق جادار در هر طبقه. این خانه 10 متر بلندا و 10 متر پهنا دارد. خانهای بزرگ و اشرافی و مناسب برای یک خانواده. بسیار خوب، این خانه را تا آخرین اتاق و راهرو پر از آب کنید تا پنجرهها تحت فشار آب قرار بگیرند و همهی اشیاء خبر از آن بدهند که خانه درحال ترکیدن است-این همان مقدار آبی است که شما سالانه مصرف میکنید. بهطور کلی این مقدار آب صرف چهارمقوله میشود:
1⃣ تنها حجم کمی از این آب را مینوشیم. آب مورد نیاز برای رفع تشنگی فقط به اندازهی یک کمد بزرگ در این خانه است. حتی اگر فرد بسیار آب بنوشد.
2⃣ زمانهای دیگری که آشکارا، آگاهانه و مستقیم به مصرف آب میپردازیم -حمام، آشپزی، شستوشوی ظرف و لباس، دستشویی رفتن- تنها کمی بیشتر از زمانی که برای رفع تشنگی، آب مینوشیم، آب مصرف میکنیم. شاید به اندازهی یک اتاق پر از آب.
3⃣ غیر از مواد غذایی برای تمام چیزهای دیگری که میخریم، حدود یک اتاقِ دیگر آب مصرف میشود.
4⃣ بقیهی آب مصرفی، بهشکلی باورنکردنی، صرف مواد غذایی میشوند. هرچه بگویم باز هم کم است. بیشترین آبی که مصرف میکنید، صرف خوراکتان میشود.
گذاشتن آجر داخل سیفون برای صرفهجویی در مصرف آب را فراموش کنید:
کنار گذاشتن گوشت از رژیم غذاییتان بخش اعظم دفعات سیفون کشیدن شما را جبران خواهد کرد. خوشبختانه، در آمریکا و اروپا، مشاغل تاحدی از نظر میزان مصرف آب بهینهاند، مثلا حقوق سالانه در بخش خدمات -در این مشاغل آبِ چندانی مصرف نمیشود- بین 30 تا 150هزار دلار است، و این درآمدی بسیار مناسب برای وارد کردن مواد غذاییِ آببَر از دیگر نقاط جهان است. بنابراین بهتر است بدانید که این تصادفی نیست که ما در جهان توسعهیافته میتوانیم با مصرف کمترین مقادیر آب چنین درآمدهایی داشته باشیم؛ دلیلش این است که ما مشغول وارد کردن آب پنهان هستیم. حتی میتوان از این مسئله برای معرفی کردن کشورهای صنعتیِ ثروتمند بهره گرفت: طبق این تعریف، یک کشور صنعتی ثروتمند، کشوری است که درآمدهای مالی خود را بهازای مصرف هر لیتر مکعب آب به حداکثر رسانده است.
...
🔺80 درصد از تمام مصرف آب ما، صرف تولید مواد غذایی میشود. بنابراین، هیچ چیزی به اندازهی عادات غذایی ما اهمیت ندارد. ما میتوانیم تقریبا همهی آن آبِ اضافی که برای برآوردن نیازهای اوج جمعیت در سال 2050 پیشبینی شده را فراهم کنیم. چطور؟ با گیاهخوار شدن. این همهی کاری است که لازم است. ما با چهاردهه میانهروی، میتوانیم مشکل معضل آبی آینده را حل کنیم.
...
🔺زمان آن رسیده که این معیار را به شکلی جدی و عملی پیاده کنیم. انجام این کار، به ما در مدیریت سیاستهای غذایی جهانی و همینطور سیاستهای شخصیمان کمک میکند. اگر ما رویکرد خود به تغذیه و مواد غذایی را تغییر دهیم میتوانیم بهجای تهدیدگر، تبدیل به یک حامیِ امنیتِ آب جهان شویم و این مستلزم فداکاری است. پس باید، کمربندهایمان را سفتتر ببندیم و نه فقط به شکل استعاری (چرا که در این مسیر، واقعا هم قدری لاغرتر میشویم) و یک حرکت واقعی انجام دهیم. این تغییر در رژیم غذایی و متعاقبش قدری لاغرتر شدن، برای امنیت منابع آب نیز بسیار خوب خواهد بود.
#آب
منبع:
آب پنهان: نگاهی متفاوت به گرانبهاترین دارایی زمین - نوشتهی تونی اَلِن - ترجمهی آرش حسینیان - جلد اول صص ۲۹-۲۸ و جلد دوم صص ۱۹۲-۱۹۱.
@IranVEG
@VEGReferences
🔹زبالهدان بزرگ اقیانوسِ آرام با شتاب درحال انباشت پلاستیک است🔹
🔺 زبالههای اقیانوسی میتوانند در آبهای سطحی دریا باقی بمانند و سرانجام درنواحی دوری از اقیانوسهای دنیا تجمع پیدا کنند.
🔺 حداقل 79 (45-129) هزار تن زبالۀ پلاستیکیِ اقیانوسها درون ناحیهای به مساحت 1.6 میلیون کیلومتر مربع شناور است؛ رقمی که چهار تا شش برابر بیشتر از آن چیزی است که پیشتر گزارش شده بود.
🔺 درحال حاضر این ناحیهِٔ تجمعِ 1.6 کیلومترمربعی، حدود 42 کیلو تن ابرپلاستیک (مثلا تورهای ماهیگیری که بیش از 46 درصدِ بارِ زبالهدان بزرگ اقیانوس آرام را تشکیل میدهند)، حدود 20 کیلوتن بزرگپلاستیک (مثلا جعبهها، تلههای مخروطی مارماهی، بطریها)، حدود 10 کیلوتن خردپلاستیک (مثلا دربهای بطری، جداکنندههای صدف) و حدود 6.4 کیلوتن ریزپلاستیک (مثلا تکههای اشیاء پلاستیکی سخت، طنابها و تورهای ماهیگیری) را در خود نگه میدارد.
🔺 تورهای ماهیگیریِ گمشده یا رها شده، معروف به روحتورها، نگرانی ویژهای اند زیرا اثرات منفی مستقیمی بر اقتصاد و زیستگاههای دریایی در سراسر جهان دارند.
#ماهی #انقراض #بی_زباله #محیط_زیست
منبع:
Lebreton L, Slat B, Ferrari F, Sainte-Rose B, Aitken J, Marthouse R et al. Evidence that the Great Pacific Garbage Patch is rapidly accumulating plastic. Scientific Reports. 2018 Mar 22;8(4666).
@IranVEG
@VEGReferences
🔺 زبالههای اقیانوسی میتوانند در آبهای سطحی دریا باقی بمانند و سرانجام درنواحی دوری از اقیانوسهای دنیا تجمع پیدا کنند.
🔺 حداقل 79 (45-129) هزار تن زبالۀ پلاستیکیِ اقیانوسها درون ناحیهای به مساحت 1.6 میلیون کیلومتر مربع شناور است؛ رقمی که چهار تا شش برابر بیشتر از آن چیزی است که پیشتر گزارش شده بود.
🔺 درحال حاضر این ناحیهِٔ تجمعِ 1.6 کیلومترمربعی، حدود 42 کیلو تن ابرپلاستیک (مثلا تورهای ماهیگیری که بیش از 46 درصدِ بارِ زبالهدان بزرگ اقیانوس آرام را تشکیل میدهند)، حدود 20 کیلوتن بزرگپلاستیک (مثلا جعبهها، تلههای مخروطی مارماهی، بطریها)، حدود 10 کیلوتن خردپلاستیک (مثلا دربهای بطری، جداکنندههای صدف) و حدود 6.4 کیلوتن ریزپلاستیک (مثلا تکههای اشیاء پلاستیکی سخت، طنابها و تورهای ماهیگیری) را در خود نگه میدارد.
🔺 تورهای ماهیگیریِ گمشده یا رها شده، معروف به روحتورها، نگرانی ویژهای اند زیرا اثرات منفی مستقیمی بر اقتصاد و زیستگاههای دریایی در سراسر جهان دارند.
#ماهی #انقراض #بی_زباله #محیط_زیست
منبع:
Lebreton L, Slat B, Ferrari F, Sainte-Rose B, Aitken J, Marthouse R et al. Evidence that the Great Pacific Garbage Patch is rapidly accumulating plastic. Scientific Reports. 2018 Mar 22;8(4666).
@IranVEG
@VEGReferences
رژیمهای گیاهخواری و خطر ابتلا به دیابت
(ترجمهٔ بخشی از نتیجهگیری مقاله)
فواید همهٔ انواع رژیمهای گیاهخواری در پیشگیری و درمانِ دیابت، بهخوبی تثبیت شده است. پزشکان بالینی و ارائهدهندگان مراقبت سلامت، در توصیهٔ یک رژیم گیاهخواری به بیمارانشان که پیشدیابت یا دیابت نوع دو دارند، بایستی خاطرجمع باشند. با اینحال، نوع غذاهایی که باید هنگام پیروی از این رژیم مصرف شوند، در دستیابی به آثار درمانی، نقش قطعی دارد. همچنانکه ساتیجا و همکاران نشان دادهاند، رژیمی گیاهخواری که سرشار از غذاهای ناسالم مانند غلات فرآوری شده، چربیهای اشباع و شکرهای افزوده است، در مقایسه با رژیم گیاهخواریای که مقادیر کمتری از این مواد مغذی دارد، بهطور مثبتی با [احتمال ابتلا به] دیابت نوع دو در ارتباط است. هنگام دنبال کردن رژیمی گیاهخواری برای درمان دیابت، غذاهایی که مصرفشان مهم است غلات کامل، میوهها، سبزیها، مغزها، حبوبات و چربیهای غیراشباعاند. هرکدام از این غذاها، ترکیبات عملکردیای دارند که علائم دیابت را کاهش میدهد. به این دلایل، دانش پزشک بالینی و آموزش بیمار، برای تضمین تبعیت از یک رژیم سالم گیاهخواری، عمیقا مهم است. بدون درنظر گرفتن نوع رژیم گیاهخواریای که دنبال میشود، آثار درمانی [در چنین رژیمهایی] وجود دارند. بااینحال، شواهدی هست که رژیمی وگن، برای کاهش سطح قندخونِ ناشتای افرادی که دیابت و مشکلات دیگری، مانند خطر ابتلا به بیماریهای قلبی-عروقی دارند، بیشترین فواید را داراست.
#دیابت
منبع:
Olfert, M.D. & Wattick, R.A. Curr Diab Rep (2018) 18: 101. https://doi.org/10.1007/s11892-018-1070-9
@IranVEG
@VEGReferences
(ترجمهٔ بخشی از نتیجهگیری مقاله)
فواید همهٔ انواع رژیمهای گیاهخواری در پیشگیری و درمانِ دیابت، بهخوبی تثبیت شده است. پزشکان بالینی و ارائهدهندگان مراقبت سلامت، در توصیهٔ یک رژیم گیاهخواری به بیمارانشان که پیشدیابت یا دیابت نوع دو دارند، بایستی خاطرجمع باشند. با اینحال، نوع غذاهایی که باید هنگام پیروی از این رژیم مصرف شوند، در دستیابی به آثار درمانی، نقش قطعی دارد. همچنانکه ساتیجا و همکاران نشان دادهاند، رژیمی گیاهخواری که سرشار از غذاهای ناسالم مانند غلات فرآوری شده، چربیهای اشباع و شکرهای افزوده است، در مقایسه با رژیم گیاهخواریای که مقادیر کمتری از این مواد مغذی دارد، بهطور مثبتی با [احتمال ابتلا به] دیابت نوع دو در ارتباط است. هنگام دنبال کردن رژیمی گیاهخواری برای درمان دیابت، غذاهایی که مصرفشان مهم است غلات کامل، میوهها، سبزیها، مغزها، حبوبات و چربیهای غیراشباعاند. هرکدام از این غذاها، ترکیبات عملکردیای دارند که علائم دیابت را کاهش میدهد. به این دلایل، دانش پزشک بالینی و آموزش بیمار، برای تضمین تبعیت از یک رژیم سالم گیاهخواری، عمیقا مهم است. بدون درنظر گرفتن نوع رژیم گیاهخواریای که دنبال میشود، آثار درمانی [در چنین رژیمهایی] وجود دارند. بااینحال، شواهدی هست که رژیمی وگن، برای کاهش سطح قندخونِ ناشتای افرادی که دیابت و مشکلات دیگری، مانند خطر ابتلا به بیماریهای قلبی-عروقی دارند، بیشترین فواید را داراست.
#دیابت
منبع:
Olfert, M.D. & Wattick, R.A. Curr Diab Rep (2018) 18: 101. https://doi.org/10.1007/s11892-018-1070-9
@IranVEG
@VEGReferences
11 میلیون کیلومترمربع زمینی که برای تهیۀ محصولات زراعی مصرف میشود، بیش از مساحت حدودا 4 برابر بزرگتری که برای دامپروری صرف میشود، کالری و پروتئین برای مردم دنیا تامین میکند.
@IranVEG
@VEGReferences
@IranVEG
@VEGReferences
🔹مقاومت آنتیبیوتیکی و رژیم غذایی🔹
(ترجمه بخشهایی از مقاله)
🔎 کاربرد گستردهٔ ضدمیکروبها در دامپروری، بزرگترین عامل تاثیرگذار بر حضور باکتریهای مقاوم به ضدمیکروب (ARB) در غذاهایی با منشأ حیوانی است. بااینوجود، ممکن است فاضلابِ حیوانات پرورش داده شده بر سبزیجاتِ حاصل از زمینهایی که با کود حیوانی بارور شده اند اثر بگذارد، ولی عمدتاً این امر ناشناخته باقی مانده است که آیا باکتریهای مقاوم به ضدمیکروب (ARB) به سبزیجات و رودۀ انسان منتقل میشود یا نه و میزان آن چقدر است. میتوان چنین فرضیهسازی کرد که غذاهایی با منشأ حیوانی و گیاهی نقشی متفاوت در انتقال باکتریهای مقاوم به ضدمیکروب، به رودۀ انسان دارند و رژیمهای غذایی گوناگون را میتوان با بارهای متفاوتِ ژن مقاومت ضدمیکروبی (ARG) مشخص کرد.
⛔️ نتایجْ تاییدکنندۀ نقش رژیمهای همهچیزخوارانه و وجترین در انباشتِ ژنهای مقاومت ضدمیکروبی (ARGs) است و به نقشی محتمل برای مصرف غذاهایی با منشأ حیوانی اشاره میکند.
✅ سبک زندگی وگن با کاهشِ بارِ ژنهای مقاومت ضدمیکروبی در رودۀ انسان پیوند دارد.
🔖 یافتههای این مطالعه، نقش رژیم غذایی در انباشت ژنهای مقاومت ضدمیکروبی را روشن میکند و حاکی از این است که غذاهای دارای منشأ حیوانی در حمایت از گسترش و تثبیت ژنهای مقاومت ضدمیکروبی درون جمعیت میکروبی رودۀ انسان دخالت دارند.
http://i67.tinypic.com/29vbia1.jpg
#وجترین #مقاومت_آنتیبیوتیکی #سلامتی
منبع:
Losasso Carmen , Di Cesare Andrea , Mastrorilli Eleonora , Patuzzi Ilaria , Cibin Veronica , Eckert Ester M , Fontaneto Diego , Vanzo Angiola , Ricci Antonia , Corno Gianluca , Assessing antibiotic resistance gene load in vegan, vegetarian and omnivore human gut microbiota, International Journal of Antimicrobial Agents (2018).
🔊 پیشبینی شده است که تا سال 2050 مرگومیر ناشی از مقاومت آنتیبیوتیکی، از مرگومیر ناشی از سرطان هم پیشی خواهد گرفت. اطلاعات بیشتر از مضرات مقاومتآنتیبیوتیکی را در اینجا بخوانید.
⚠️ در ایران و در سال 1389 برای تولید یک کیلوگرم گوشت، شیر و تخم مرغ 133 میلیگرم آنتیبیوتیک در مزارع دام و طیور مصرف شد. نتایج حاکی از این است که میزان استفاده از آنتیبیوتیک در ایران بالاتر از کشورهای توسعه یافته است.
@IranVEG
@VEGReferences
(ترجمه بخشهایی از مقاله)
🔎 کاربرد گستردهٔ ضدمیکروبها در دامپروری، بزرگترین عامل تاثیرگذار بر حضور باکتریهای مقاوم به ضدمیکروب (ARB) در غذاهایی با منشأ حیوانی است. بااینوجود، ممکن است فاضلابِ حیوانات پرورش داده شده بر سبزیجاتِ حاصل از زمینهایی که با کود حیوانی بارور شده اند اثر بگذارد، ولی عمدتاً این امر ناشناخته باقی مانده است که آیا باکتریهای مقاوم به ضدمیکروب (ARB) به سبزیجات و رودۀ انسان منتقل میشود یا نه و میزان آن چقدر است. میتوان چنین فرضیهسازی کرد که غذاهایی با منشأ حیوانی و گیاهی نقشی متفاوت در انتقال باکتریهای مقاوم به ضدمیکروب، به رودۀ انسان دارند و رژیمهای غذایی گوناگون را میتوان با بارهای متفاوتِ ژن مقاومت ضدمیکروبی (ARG) مشخص کرد.
⛔️ نتایجْ تاییدکنندۀ نقش رژیمهای همهچیزخوارانه و وجترین در انباشتِ ژنهای مقاومت ضدمیکروبی (ARGs) است و به نقشی محتمل برای مصرف غذاهایی با منشأ حیوانی اشاره میکند.
✅ سبک زندگی وگن با کاهشِ بارِ ژنهای مقاومت ضدمیکروبی در رودۀ انسان پیوند دارد.
🔖 یافتههای این مطالعه، نقش رژیم غذایی در انباشت ژنهای مقاومت ضدمیکروبی را روشن میکند و حاکی از این است که غذاهای دارای منشأ حیوانی در حمایت از گسترش و تثبیت ژنهای مقاومت ضدمیکروبی درون جمعیت میکروبی رودۀ انسان دخالت دارند.
http://i67.tinypic.com/29vbia1.jpg
#وجترین #مقاومت_آنتیبیوتیکی #سلامتی
منبع:
Losasso Carmen , Di Cesare Andrea , Mastrorilli Eleonora , Patuzzi Ilaria , Cibin Veronica , Eckert Ester M , Fontaneto Diego , Vanzo Angiola , Ricci Antonia , Corno Gianluca , Assessing antibiotic resistance gene load in vegan, vegetarian and omnivore human gut microbiota, International Journal of Antimicrobial Agents (2018).
🔊 پیشبینی شده است که تا سال 2050 مرگومیر ناشی از مقاومت آنتیبیوتیکی، از مرگومیر ناشی از سرطان هم پیشی خواهد گرفت. اطلاعات بیشتر از مضرات مقاومتآنتیبیوتیکی را در اینجا بخوانید.
⚠️ در ایران و در سال 1389 برای تولید یک کیلوگرم گوشت، شیر و تخم مرغ 133 میلیگرم آنتیبیوتیک در مزارع دام و طیور مصرف شد. نتایج حاکی از این است که میزان استفاده از آنتیبیوتیک در ایران بالاتر از کشورهای توسعه یافته است.
@IranVEG
@VEGReferences
پیامدهای سلامتی و پایداریِ الگوهای تغذیهای گیاهخواری: بازبینی مطالعات همگروهیِ EPIC-Oxford و Adventist Health Study-2
(ترجمۀ بخشهایی از مقاله)
🔸یافتههایی از هر دو مطالعۀ همگروهی تصدیق میکند وقتی بحثِ سلامت فردی و جمعی به میان میآید، گیاهخواری دارای مزایایی است. مباحثهها دربارۀ فواید، کفایت تغذیهای و آثار سلامتی الگوهای رژیمیِ متفاوت، غالبا مبتنی بر میزان غذاهای گیاهی در رژیم غذایی است. در سرتاسر دنیا، بیماریهای کاردیومتابولیکی، شامل اضافهوزن و چاقی و بیماریهای مزمن شیوع کمتری در میان گیاهخواران دارد. گیاهخواران همچنین برای طولعمرشان شناخته شدهاند. از آنجا که پژوهشها شواهد انبوهی را مبنی بر پیامدهای مثبت غذاهای گیاهی بر سلامتیِ انسان و تاثیرات مخرب گوشتها نشان میدهند، غیاب یا محدود بودن گوشت و غنی بودن غذاهای گیاهی از نظر تنوع و مقدار در رژیمهای گیاهخواری، ممکن است بهطور مستقل توضیحی برای فواید مشاهده شدۀ آن برای سلامتی باشد. با اینحال، نشان داده شده است رژیمهای گیاهپایۀ متعادلی که شامل مقادیر نسبتاً کمی غذاهای حیوانی، مانند تخممرغ، لبنیات و/یا ماهیاند نیز برای سلامتی فوایدی دارند.
🔸مقایسهای از انتشار گازهای گلخانهایِ (GHG) مرتبط با رژیم غذایی استانداردِ 8368 کیلوژول (2000 کیلوکالری) بین الگوهای تغذیهای در Adventist Health Study-2 (گیاهخواری، شبه-گیاهخواری، غیرگیاهخواری) و EPIC-Oxford (وگن، وجترین، ماهیخوارها، کمگوشتخوارها، گوشتخوارهای میانهرو، شدیداً گوشتخوارها) با استفاده از ارزیابیهای چرخۀ حیات در تصویر شمارۀ سه [ضمیمه شده در انتهای پست] نشان داده شده است. در هر دو مورد، کاهش یا حذف گوشت از رژیمهای غذایی میتواند باعث کاهش انتشار گازهای گلخانهای شود: در [پژوهشِ] AHS-2 در گیاهخواری و شبه-گیاهخواری در مقایسه با غیرگیاهخواری بهترتیب حدود 29 و 22 درصد، و در [پژوهشِ] EPIC-Oxford در گوشتخواری بهشکلی میانهروانه (روزانه 50 تا 99 گرم گوشت) 22 درصد، و در رژیمی بدون گوشت یا وگن در مقایسه با شدیداً گوشتخواری (روزانه بیشترمساوی 100 گرم گوشت) تا 60 درصد [کاهش گازهای گلخانهای مشاهده شده است].
🔸مسلم میدانیم که جانبداری از رژیمهای گیاهپایه در سطحی جهانی مغتنم است. تحولِ رژیمهای غذایی در سرتاسر دنیا از حیوانپایه به گیاهپایه، در دستیابی به امنیت غذایی و اهداف پایداری* اهمیتی فوقالعاده دارد. کاستن از مصرف گوشت و دیگر محصولات حیوانی باعث خواهد شد که مقادیر قابلتوجهی غذا برای مصرف مستقیم انسان دردسترس قرار گیرد، روشی کارآمدتر و پایدارتر برای تغذیۀ مردم که میتواند از ناامنی غذایی نیز بکاهد. علاوهبراین، شواهدِ مبنی بر وجود ارتباط بین مصرف گوشت بهویژه گوشت قرمز و فرآوری شده با پیامدهای مضر بر سلامتی، در حال افزایش است. صرفا از دیدگاه سلامتی، هیچ نیازی به مصرف گوشت نیست. پذیرش کامل رژیمهای بدون گوشت (گیاهخواری) در سطحی جهانی این پتانسیل را دارد که کاملا بهطور همزمان عرضۀ غذا را بهینه کند، سلامتی را ارتقا دهد، پایداری محیطزیستی را افزایش بخشد و پیامدهای عدالت اجتماعی را بهپیش ببرد.
http://i68.tinypic.com/2a9pgl2.png
#سلامتی
#تغییر_اقلیم
منبع:
Siapco, Gina & Sabaté, Joan. (2018). Health and sustainability outcomes of vegetarian dietary patterns: a revisit of the EPIC-Oxford and the Adventist Health Study-2 cohorts. European Journal of Clinical Nutrition.
*سازمان ملل، پایداری را چنین تعریف کرده است: «تامین نیازهای کنونی بدون بهخطر انداختن توانایی نسلهای آینده برای تامین نیازهای خودشان». برای مطالعۀ بیشتر دربارۀ اهداف توسعه پایدار سازمان ملل، اینجا را بخوانید.
@IranVEG
@VEGReferences
(ترجمۀ بخشهایی از مقاله)
🔸یافتههایی از هر دو مطالعۀ همگروهی تصدیق میکند وقتی بحثِ سلامت فردی و جمعی به میان میآید، گیاهخواری دارای مزایایی است. مباحثهها دربارۀ فواید، کفایت تغذیهای و آثار سلامتی الگوهای رژیمیِ متفاوت، غالبا مبتنی بر میزان غذاهای گیاهی در رژیم غذایی است. در سرتاسر دنیا، بیماریهای کاردیومتابولیکی، شامل اضافهوزن و چاقی و بیماریهای مزمن شیوع کمتری در میان گیاهخواران دارد. گیاهخواران همچنین برای طولعمرشان شناخته شدهاند. از آنجا که پژوهشها شواهد انبوهی را مبنی بر پیامدهای مثبت غذاهای گیاهی بر سلامتیِ انسان و تاثیرات مخرب گوشتها نشان میدهند، غیاب یا محدود بودن گوشت و غنی بودن غذاهای گیاهی از نظر تنوع و مقدار در رژیمهای گیاهخواری، ممکن است بهطور مستقل توضیحی برای فواید مشاهده شدۀ آن برای سلامتی باشد. با اینحال، نشان داده شده است رژیمهای گیاهپایۀ متعادلی که شامل مقادیر نسبتاً کمی غذاهای حیوانی، مانند تخممرغ، لبنیات و/یا ماهیاند نیز برای سلامتی فوایدی دارند.
🔸مقایسهای از انتشار گازهای گلخانهایِ (GHG) مرتبط با رژیم غذایی استانداردِ 8368 کیلوژول (2000 کیلوکالری) بین الگوهای تغذیهای در Adventist Health Study-2 (گیاهخواری، شبه-گیاهخواری، غیرگیاهخواری) و EPIC-Oxford (وگن، وجترین، ماهیخوارها، کمگوشتخوارها، گوشتخوارهای میانهرو، شدیداً گوشتخوارها) با استفاده از ارزیابیهای چرخۀ حیات در تصویر شمارۀ سه [ضمیمه شده در انتهای پست] نشان داده شده است. در هر دو مورد، کاهش یا حذف گوشت از رژیمهای غذایی میتواند باعث کاهش انتشار گازهای گلخانهای شود: در [پژوهشِ] AHS-2 در گیاهخواری و شبه-گیاهخواری در مقایسه با غیرگیاهخواری بهترتیب حدود 29 و 22 درصد، و در [پژوهشِ] EPIC-Oxford در گوشتخواری بهشکلی میانهروانه (روزانه 50 تا 99 گرم گوشت) 22 درصد، و در رژیمی بدون گوشت یا وگن در مقایسه با شدیداً گوشتخواری (روزانه بیشترمساوی 100 گرم گوشت) تا 60 درصد [کاهش گازهای گلخانهای مشاهده شده است].
🔸مسلم میدانیم که جانبداری از رژیمهای گیاهپایه در سطحی جهانی مغتنم است. تحولِ رژیمهای غذایی در سرتاسر دنیا از حیوانپایه به گیاهپایه، در دستیابی به امنیت غذایی و اهداف پایداری* اهمیتی فوقالعاده دارد. کاستن از مصرف گوشت و دیگر محصولات حیوانی باعث خواهد شد که مقادیر قابلتوجهی غذا برای مصرف مستقیم انسان دردسترس قرار گیرد، روشی کارآمدتر و پایدارتر برای تغذیۀ مردم که میتواند از ناامنی غذایی نیز بکاهد. علاوهبراین، شواهدِ مبنی بر وجود ارتباط بین مصرف گوشت بهویژه گوشت قرمز و فرآوری شده با پیامدهای مضر بر سلامتی، در حال افزایش است. صرفا از دیدگاه سلامتی، هیچ نیازی به مصرف گوشت نیست. پذیرش کامل رژیمهای بدون گوشت (گیاهخواری) در سطحی جهانی این پتانسیل را دارد که کاملا بهطور همزمان عرضۀ غذا را بهینه کند، سلامتی را ارتقا دهد، پایداری محیطزیستی را افزایش بخشد و پیامدهای عدالت اجتماعی را بهپیش ببرد.
http://i68.tinypic.com/2a9pgl2.png
#سلامتی
#تغییر_اقلیم
منبع:
Siapco, Gina & Sabaté, Joan. (2018). Health and sustainability outcomes of vegetarian dietary patterns: a revisit of the EPIC-Oxford and the Adventist Health Study-2 cohorts. European Journal of Clinical Nutrition.
*سازمان ملل، پایداری را چنین تعریف کرده است: «تامین نیازهای کنونی بدون بهخطر انداختن توانایی نسلهای آینده برای تامین نیازهای خودشان». برای مطالعۀ بیشتر دربارۀ اهداف توسعه پایدار سازمان ملل، اینجا را بخوانید.
@IranVEG
@VEGReferences
اثربخشی رژیمهای گیاهپایه برای ارتقای بهزیستی در مدیریت دیابت نوع دو: مروری نظاممند
(ترجمۀ بخشهایی از چکیدۀ مقاله)
مداخلات تغذیهای، حاکی از وجود ارتباطی میان رژیمهای گیاهپایه و بهبود بهزیستی روانی، کیفیت زندگی و کنترل هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1c) در مبتلایان به دیابت بودهاند. مقاصد این مرور [مقالات]، تحلیل نظاممند پیشینه پژوهشیِ موجود دربارۀ مداخلات رژیم گیاهپایه با هدفِ بررسی دیابت در بزرگسالان و تشریح روشنِ فواید چنین مداخلاتی روی بهزیستی است. این [مقالۀ حاضر] مروری نظاممند از کارآزماییهای کنترل شده است.
در مقایسه با راهبردهای مختلف و رسمیِ انجمنهای دیابت و دیگر رژیمهای غذایی قابلقیاس، رژیمهای گیاهپایه با بهبود قابلتوجه در بهزیستی هیجانی، تندرستیِ فیزیکی، افسردگی، کیفیت زندگی، سلامت عمومی، سطوح HbA1c، وزن، کلسترولِ کل و الدیال پیوند داده شدهاند. رژیمهای گیاهپایه میتوانند بهطور قابلتوجهی سلامت روانی، کیفیت زندگی، سطوح HbA1c و وزن و درنتیجه مدیریت دیابت را بهبود بخشند.
#دیابت
#سلامتی
Toumpanakis A, Turnbull T, Alba-Barba I. Effectiveness of plant-based diets in promoting well-being in the management of type 2 diabetes: a systematic review. BMJ Open Diabetes Research and Care 2018;6:e000534.
@IranVEG
@VEGReferences
(ترجمۀ بخشهایی از چکیدۀ مقاله)
مداخلات تغذیهای، حاکی از وجود ارتباطی میان رژیمهای گیاهپایه و بهبود بهزیستی روانی، کیفیت زندگی و کنترل هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1c) در مبتلایان به دیابت بودهاند. مقاصد این مرور [مقالات]، تحلیل نظاممند پیشینه پژوهشیِ موجود دربارۀ مداخلات رژیم گیاهپایه با هدفِ بررسی دیابت در بزرگسالان و تشریح روشنِ فواید چنین مداخلاتی روی بهزیستی است. این [مقالۀ حاضر] مروری نظاممند از کارآزماییهای کنترل شده است.
در مقایسه با راهبردهای مختلف و رسمیِ انجمنهای دیابت و دیگر رژیمهای غذایی قابلقیاس، رژیمهای گیاهپایه با بهبود قابلتوجه در بهزیستی هیجانی، تندرستیِ فیزیکی، افسردگی، کیفیت زندگی، سلامت عمومی، سطوح HbA1c، وزن، کلسترولِ کل و الدیال پیوند داده شدهاند. رژیمهای گیاهپایه میتوانند بهطور قابلتوجهی سلامت روانی، کیفیت زندگی، سطوح HbA1c و وزن و درنتیجه مدیریت دیابت را بهبود بخشند.
#دیابت
#سلامتی
Toumpanakis A, Turnbull T, Alba-Barba I. Effectiveness of plant-based diets in promoting well-being in the management of type 2 diabetes: a systematic review. BMJ Open Diabetes Research and Care 2018;6:e000534.
@IranVEG
@VEGReferences
🔹رژیمهای غذایی گیاهپایه برای ایمنی قلبی-عروقی و عملکرد در ورزشهای استقامتی🔹
(ترجمۀ چکیده و نتیجهگیری مقاله)
مطالعات حاکی از آن است که ورزشکارانِ استقامتی، بیشتر از حد متوسط در معرض خطر ابتلا به تصلب شرایین و آسیب میوکاردیاند. [در این مقاله] قابلیت رژیمهای گیاهپایه در کاهش خطر و تاثیرگذاری بر عملکرد [ورزشی]، مرور شد. رژیمهای گیاهپایه با تاثیر بر عوامل خطرآفرینِ بیماریهای قلبی-عروقی، بهویژه تراکم چربی پلاسما، وزن بدن و فشار خون، و بهعنوان بخشی از سبک زندگیای سلامتیبخش، با پسراندن آسیبهای تصلب شرایینِ موجود، ممکن است روشی قابلتوجه برای حفاظت قلبی-عروقی فراهم کنند. افزون بر این، رژیمهای غذایی گیاهپایه ممکن است مزایای عملکردی عرضه کنند. همواره نشان داده شده [رژیمهای گیاهپایه] چربی بدن را کاهش میدهند که خود منجر به ترکیبِ بدنی لاغرتری میشود. از آنجا که گیاهان معمولاً کربوهیدرات بالایی دارند، باعث ذخیرۀ گلیکوژن موثرتری میشوند. انتظار میرود گیاهان با کاهش گرانرویِ خون و افزایش انعطافپذیری شریانها و عملکرد اِندوتیلیال، جریان خونِ عروقی و اکسیژناسیونِ بافت را بهبود بخشند. چون بسیاری از سبزیجات، میوهها و سایر غذاهای گیاهپایه از آنتیاکسیدانها غنیاند به کاهش استرس اکسیداتیو کمک میکنند. همچنین نشان داده شده رژیمهای متمرکز بر غذاهای گیاهی، نشانگرهای التهابی را کاهش میدهند. این ویژگیهای رژیمهای گیاهپایه ممکن است مزایایی برای ایمنی و عملکردِ ورزشکاران استقامتی ارائه دهند. هدف این مرور [مقالات] بررسی نقش تغذیه در تامین حفاظت قلبی، با تاکید بر رژیمهایی گیاهپایه بود که پیشتر نشان داده شده برای قلب فوایدی دارند.
📌نتیجهگیری
رژیمهای گیاهپایه در سلامتِ قلبی-عروقی نقشی کلیدی ایفا میکنند که برای ورزشکارانِ استقامتی بسیار مهم است. بهویژه، این رژیمهای غذایی وضعیتِ تراکم چربی پلاسما، فشار خون، وزن بدن و کنترل گلوکز خون را بهتر میکنند و نشان داده شده است که بهعنوان بخشی از سبک زندگیای سلامتیبخش، قادر به پسراندنِ تصلب شراییناند. به دلیل آثار چنین رژیمهای تغذیهای بر جریان خون، ترکیب بدن، ظرفیت آنتیاکسیدانی، التهاب سیستماتیک و ذخیرۀ گلیکوژن، این احتمال مطرح شده است که در ورزشهای استقامتی میتوانند به ارتقای عملکرد ورزشی و تسریع ریکاوری نیز کمک کنند. این مشخصات مبنایی علمی برای افزایش استفاده از رژیمهای گیاهپایه توسط ورزشکاران استقامتی فراهم میکند.
#ورزشکاران_گیاهخوار
#سلامتی
منبع:
Barnard, N.D.; Goldman, D.M.; Loomis, J.F.; Kahleova, H.; Levin, S.M.; Neabore, S.; Batts, T.C. Plant-Based Diets for Cardiovascular Safety and Performance in Endurance Sports. Nutrients 2019, 11, 130.
@IranVEG
@VEGReferences
(ترجمۀ چکیده و نتیجهگیری مقاله)
مطالعات حاکی از آن است که ورزشکارانِ استقامتی، بیشتر از حد متوسط در معرض خطر ابتلا به تصلب شرایین و آسیب میوکاردیاند. [در این مقاله] قابلیت رژیمهای گیاهپایه در کاهش خطر و تاثیرگذاری بر عملکرد [ورزشی]، مرور شد. رژیمهای گیاهپایه با تاثیر بر عوامل خطرآفرینِ بیماریهای قلبی-عروقی، بهویژه تراکم چربی پلاسما، وزن بدن و فشار خون، و بهعنوان بخشی از سبک زندگیای سلامتیبخش، با پسراندن آسیبهای تصلب شرایینِ موجود، ممکن است روشی قابلتوجه برای حفاظت قلبی-عروقی فراهم کنند. افزون بر این، رژیمهای غذایی گیاهپایه ممکن است مزایای عملکردی عرضه کنند. همواره نشان داده شده [رژیمهای گیاهپایه] چربی بدن را کاهش میدهند که خود منجر به ترکیبِ بدنی لاغرتری میشود. از آنجا که گیاهان معمولاً کربوهیدرات بالایی دارند، باعث ذخیرۀ گلیکوژن موثرتری میشوند. انتظار میرود گیاهان با کاهش گرانرویِ خون و افزایش انعطافپذیری شریانها و عملکرد اِندوتیلیال، جریان خونِ عروقی و اکسیژناسیونِ بافت را بهبود بخشند. چون بسیاری از سبزیجات، میوهها و سایر غذاهای گیاهپایه از آنتیاکسیدانها غنیاند به کاهش استرس اکسیداتیو کمک میکنند. همچنین نشان داده شده رژیمهای متمرکز بر غذاهای گیاهی، نشانگرهای التهابی را کاهش میدهند. این ویژگیهای رژیمهای گیاهپایه ممکن است مزایایی برای ایمنی و عملکردِ ورزشکاران استقامتی ارائه دهند. هدف این مرور [مقالات] بررسی نقش تغذیه در تامین حفاظت قلبی، با تاکید بر رژیمهایی گیاهپایه بود که پیشتر نشان داده شده برای قلب فوایدی دارند.
📌نتیجهگیری
رژیمهای گیاهپایه در سلامتِ قلبی-عروقی نقشی کلیدی ایفا میکنند که برای ورزشکارانِ استقامتی بسیار مهم است. بهویژه، این رژیمهای غذایی وضعیتِ تراکم چربی پلاسما، فشار خون، وزن بدن و کنترل گلوکز خون را بهتر میکنند و نشان داده شده است که بهعنوان بخشی از سبک زندگیای سلامتیبخش، قادر به پسراندنِ تصلب شراییناند. به دلیل آثار چنین رژیمهای تغذیهای بر جریان خون، ترکیب بدن، ظرفیت آنتیاکسیدانی، التهاب سیستماتیک و ذخیرۀ گلیکوژن، این احتمال مطرح شده است که در ورزشهای استقامتی میتوانند به ارتقای عملکرد ورزشی و تسریع ریکاوری نیز کمک کنند. این مشخصات مبنایی علمی برای افزایش استفاده از رژیمهای گیاهپایه توسط ورزشکاران استقامتی فراهم میکند.
#ورزشکاران_گیاهخوار
#سلامتی
منبع:
Barnard, N.D.; Goldman, D.M.; Loomis, J.F.; Kahleova, H.; Levin, S.M.; Neabore, S.; Batts, T.C. Plant-Based Diets for Cardiovascular Safety and Performance in Endurance Sports. Nutrients 2019, 11, 130.
@IranVEG
@VEGReferences