🇮🇷 وکیل مدافع ایران 🇮🇷
فضیل عیاض گوید: اگر دعای من مستجاب گشتی جز بر سلطان عادل نکردمی زیرا که صلاح وی صلاح جهان است و آرایش بندگان. نصیحتالملوک غزالی
جاودان شاد باد شاه جهان
دولت او قوی و بخت جوان
تندرستیش باد و روزبهی
کامکاری و قدرت و امکان
همچو دلها بدو فروخته باد
صدر ایوان و مجلس و میدان
از شهان خدمتست و زو خلعت
از جهان طاعتست و زو فرمان
ایزد او را بقای عمر دهاد
تا نگردد جهان ما ویران
شکر او گویدی جهان شب و روز
گر چو ما باشدی گشادهزبان
بر همه مردمان روی زمین
مِهر او واجبست چون ایمان
کافر است آنکه او به پنج نماز
جان او را نخواهد از یزدان
جانهای جهانیان بستهست
در بقا و سلامت سلطان
این جهان را جمال و قدرت ازوست
زان چنین ساختهست و آبادان
گر تو او را دعا کنی چه سپاس؟
درد خود را همی کنی درمان
فرّخی سیستانی
دولت او قوی و بخت جوان
تندرستیش باد و روزبهی
کامکاری و قدرت و امکان
همچو دلها بدو فروخته باد
صدر ایوان و مجلس و میدان
از شهان خدمتست و زو خلعت
از جهان طاعتست و زو فرمان
ایزد او را بقای عمر دهاد
تا نگردد جهان ما ویران
شکر او گویدی جهان شب و روز
گر چو ما باشدی گشادهزبان
بر همه مردمان روی زمین
مِهر او واجبست چون ایمان
کافر است آنکه او به پنج نماز
جان او را نخواهد از یزدان
جانهای جهانیان بستهست
در بقا و سلامت سلطان
این جهان را جمال و قدرت ازوست
زان چنین ساختهست و آبادان
گر تو او را دعا کنی چه سپاس؟
درد خود را همی کنی درمان
فرّخی سیستانی
👏3
Forwarded from 🇮🇷 وکیل مدافع ایران 🇮🇷
فدرالیسمخواهی در ایران مساوی تجزیهطلبی است
وحید داروگری، ۱۳۹۸/۹/۸
یکی از مفاهیم بسیاری که در ایران و در ظلمت ذهنی نسبت به غرب دچار بدفهمی و بلکه وارونهفهمی شده، مفهوم فدرالیسم است. واژهی فدرال از ریشهی لاتین foedus و به معنی عهد و پیمان و میثاق است. معنای اصطلاحی این واژه نیز از معنی لغوی آن چندان دور نیست و اصطلاح فدرال به واحدهای سیاسی اطلاق میشود که در نتیجهی انعقاد قرارداد و میثاق برای ائتلاف و پیوند میان چند واحد سیاسی کوچکتر ایجاد شدهاند. هنگامی که سخن از «قرارداد» به میان میآید طبیعتاً مفهوم «شخصیت حقوقی» مطرح میشود و طرفین قرارداد صرفاً جماعاتِ نامتعیّن مانند گروههای مذهبی و زبانی و یا حتی استانهای اداری به عنوان عوامل و کارگزاران یک دولت نیستند بلکه طرفین عقد باید دارای شخصیت و اراده و حاکمیت مستقل باشند. همهی کشورهای فدرال نتیجهی پروسهی شراکت و ترکیب شخصیتهای حقوقی مستقل در یک موجودیت عامّ و به این اعتبار، واحدهای سیاسی مرکّب و متکثّر از لحاظ حقوقی و حکومتی بودهاند. این کشورها یا از ابتدا با به هم پیوستن ارادیِ دولتهای جداگانه تشکیل شدهاند (مانند ایالات متّحده آمریکا و جمهوری فدرال آلمان) و یا پس از جنگ داخلی و فروپاشی و تقسیم و تجزیهی یک کشور به چند کشور مستقل، با پیوند زدن اجباری کشورهای جدیدالتأسیس به یکدیگر ایجاد گردیده و بنابراین پایدار هم نماندهاند (نظیر اتّحاد جماهیر شوروی و جمهوری فدراتیو یوگوسلاوی). نمونههای آسیایی فدرالیسم نیز از این قاعده مستثنا نیستند. مالزی و امارات متحدهی عربی از قبل از استعمار دارای پادشاهان و شیوخ مستقل بودهاند و در زمان استقلال و تحت نظارت بریتانیا پیمان اتحاد امضاء کردهاند. هند علاوه بر آنکه در آستانهی مستعمره شدن فاقد وحدت سیاسی بود (امپراتوری گورکانی هرگز شامل سراسر هندوستان نشد و در زمان سقوط نیز فقط بخش کوچکی از کشور را در بر میگرفت)، در زمان سلطهی بریتانیا نیز به واحدهای پراکندهی جدا از هم شامل ایالات و مهاراجهنشینهای مستقل از هم تقسیم شد که تنها عامل وحدتشان، امپراتوری بریتانیایی بود.
بنابراین، فدرالیسم نه به معنی تقسیم حاکمیتِ یکپارچهی یک کشور متّحد میان واحدهای کوچکتر بلکه به معنای ایجاد پیوستگی و وحدت میان چند کشور مستقل و تبدیل آنان به یک کشور بزرگتر است و سخن گفتن از فدرالیسم در کشوری مانند ایران که دارای وحدتِ از پیش حاصل و ساختار حاکمیتی بسیط میباشد، یا نشانهی جهل مرکّب است و یا پوششی برای پیامدهای پنهان و ناگزیر چنین طرحی که لاجرم مستلزم آن است که ابتدا مملکت را به چند کشور مستقل تجزیه کنیم تا دارای شخصیت حقوقی برای انعقاد پیمان شوند و آنگاه اگر صلاح دیدند و اراده کردند برای ایجاد کشوری جدید به نام ایران، راه اتّحاد و فدرالیسم را طی کنند!
وحید داروگری، ۱۳۹۸/۹/۸
یکی از مفاهیم بسیاری که در ایران و در ظلمت ذهنی نسبت به غرب دچار بدفهمی و بلکه وارونهفهمی شده، مفهوم فدرالیسم است. واژهی فدرال از ریشهی لاتین foedus و به معنی عهد و پیمان و میثاق است. معنای اصطلاحی این واژه نیز از معنی لغوی آن چندان دور نیست و اصطلاح فدرال به واحدهای سیاسی اطلاق میشود که در نتیجهی انعقاد قرارداد و میثاق برای ائتلاف و پیوند میان چند واحد سیاسی کوچکتر ایجاد شدهاند. هنگامی که سخن از «قرارداد» به میان میآید طبیعتاً مفهوم «شخصیت حقوقی» مطرح میشود و طرفین قرارداد صرفاً جماعاتِ نامتعیّن مانند گروههای مذهبی و زبانی و یا حتی استانهای اداری به عنوان عوامل و کارگزاران یک دولت نیستند بلکه طرفین عقد باید دارای شخصیت و اراده و حاکمیت مستقل باشند. همهی کشورهای فدرال نتیجهی پروسهی شراکت و ترکیب شخصیتهای حقوقی مستقل در یک موجودیت عامّ و به این اعتبار، واحدهای سیاسی مرکّب و متکثّر از لحاظ حقوقی و حکومتی بودهاند. این کشورها یا از ابتدا با به هم پیوستن ارادیِ دولتهای جداگانه تشکیل شدهاند (مانند ایالات متّحده آمریکا و جمهوری فدرال آلمان) و یا پس از جنگ داخلی و فروپاشی و تقسیم و تجزیهی یک کشور به چند کشور مستقل، با پیوند زدن اجباری کشورهای جدیدالتأسیس به یکدیگر ایجاد گردیده و بنابراین پایدار هم نماندهاند (نظیر اتّحاد جماهیر شوروی و جمهوری فدراتیو یوگوسلاوی). نمونههای آسیایی فدرالیسم نیز از این قاعده مستثنا نیستند. مالزی و امارات متحدهی عربی از قبل از استعمار دارای پادشاهان و شیوخ مستقل بودهاند و در زمان استقلال و تحت نظارت بریتانیا پیمان اتحاد امضاء کردهاند. هند علاوه بر آنکه در آستانهی مستعمره شدن فاقد وحدت سیاسی بود (امپراتوری گورکانی هرگز شامل سراسر هندوستان نشد و در زمان سقوط نیز فقط بخش کوچکی از کشور را در بر میگرفت)، در زمان سلطهی بریتانیا نیز به واحدهای پراکندهی جدا از هم شامل ایالات و مهاراجهنشینهای مستقل از هم تقسیم شد که تنها عامل وحدتشان، امپراتوری بریتانیایی بود.
بنابراین، فدرالیسم نه به معنی تقسیم حاکمیتِ یکپارچهی یک کشور متّحد میان واحدهای کوچکتر بلکه به معنای ایجاد پیوستگی و وحدت میان چند کشور مستقل و تبدیل آنان به یک کشور بزرگتر است و سخن گفتن از فدرالیسم در کشوری مانند ایران که دارای وحدتِ از پیش حاصل و ساختار حاکمیتی بسیط میباشد، یا نشانهی جهل مرکّب است و یا پوششی برای پیامدهای پنهان و ناگزیر چنین طرحی که لاجرم مستلزم آن است که ابتدا مملکت را به چند کشور مستقل تجزیه کنیم تا دارای شخصیت حقوقی برای انعقاد پیمان شوند و آنگاه اگر صلاح دیدند و اراده کردند برای ایجاد کشوری جدید به نام ایران، راه اتّحاد و فدرالیسم را طی کنند!
👍4👏2👌1
Forwarded from 🇮🇷 وکیل مدافع ایران 🇮🇷
آمریکا، «دولت واحد» است نه «دولتهای متّحده»
وحید داروگری، ۱۳۹۸/۱۲/۱۱
پس از تصویب قانون اساسی فدرال در سال ۱۷۸۶ و تبدیل «کنفدراسیون آمریکای شمالی» به «فدراسیون یا دولت فدرال»، دیگر واژهی States در عنوان United States of America فقط یک تعارف و عادت زبانی است زیرا از آن به بعد، نه تعدادی states بلکه تنها یک state، یعنی Federal State وجود داشته است و اگر کوچکترین تردیدی هم در این مورد وجود داشت، با جنگ داخلی ۱۸۶۵_۱۸۶۱ کاملاً برطرف شد. عنوان state، به حکومت مستقلی اطلاق میشود که هیچ مرجعیت و حاکمیتی فراتر از خود ندارد و به رسمیت نمیشناسد و با این ویژگی، در سرزمین آمریکا فقط یک state وجود دارد که در واشنگتن دیسی مستقر است. اصطلاح «ایالت» که در ایران برای اشاره به پنجاه بخش تشکیل دهندهی آمریکا به کار میرود، مترادف استان است و برخلاف تصوّر عدهای از ما، پدیدهای ماهیتاً متفاوت با استان نیست؛ چنانکه در کشور فدرال کانادا، به آنچه در آمریکا state گفته میشود، province میگویند. تفاوت میان قوانین و مقرّرات ایالتها و برخورداربودن آنان از حکومتهای (goverments) ایالتی نیز تغییری در این واقعیت ایجاد نمیکند. زیرا چنانکه ژان بُدَن نیز تصریح نموده است: «کشور [state] را با توجه به وحدت حاکمیت (imperio) در آن میتوان بازشناخت اما مدینه (civitate)، افزون بر وحدت حاکمیت، دارای وحدت قانونها نیز هست» و آمریکا کشوری است امپراتوری که علیرغم تنوع در قوانین، دارای وحدت حاکمیت است و در غیر این صورت اصلاً کشور نبود. بر این اساس، کشور آمریکا یک کشور از نوع امپراتوری است و نه اتّحادی بین چند کشور و ماهیت حقیقی آن نیز، مانند هر کشور دیگری، نه United States بلکه Unit State میباشد.
وحید داروگری، ۱۳۹۸/۱۲/۱۱
پس از تصویب قانون اساسی فدرال در سال ۱۷۸۶ و تبدیل «کنفدراسیون آمریکای شمالی» به «فدراسیون یا دولت فدرال»، دیگر واژهی States در عنوان United States of America فقط یک تعارف و عادت زبانی است زیرا از آن به بعد، نه تعدادی states بلکه تنها یک state، یعنی Federal State وجود داشته است و اگر کوچکترین تردیدی هم در این مورد وجود داشت، با جنگ داخلی ۱۸۶۵_۱۸۶۱ کاملاً برطرف شد. عنوان state، به حکومت مستقلی اطلاق میشود که هیچ مرجعیت و حاکمیتی فراتر از خود ندارد و به رسمیت نمیشناسد و با این ویژگی، در سرزمین آمریکا فقط یک state وجود دارد که در واشنگتن دیسی مستقر است. اصطلاح «ایالت» که در ایران برای اشاره به پنجاه بخش تشکیل دهندهی آمریکا به کار میرود، مترادف استان است و برخلاف تصوّر عدهای از ما، پدیدهای ماهیتاً متفاوت با استان نیست؛ چنانکه در کشور فدرال کانادا، به آنچه در آمریکا state گفته میشود، province میگویند. تفاوت میان قوانین و مقرّرات ایالتها و برخورداربودن آنان از حکومتهای (goverments) ایالتی نیز تغییری در این واقعیت ایجاد نمیکند. زیرا چنانکه ژان بُدَن نیز تصریح نموده است: «کشور [state] را با توجه به وحدت حاکمیت (imperio) در آن میتوان بازشناخت اما مدینه (civitate)، افزون بر وحدت حاکمیت، دارای وحدت قانونها نیز هست» و آمریکا کشوری است امپراتوری که علیرغم تنوع در قوانین، دارای وحدت حاکمیت است و در غیر این صورت اصلاً کشور نبود. بر این اساس، کشور آمریکا یک کشور از نوع امپراتوری است و نه اتّحادی بین چند کشور و ماهیت حقیقی آن نیز، مانند هر کشور دیگری، نه United States بلکه Unit State میباشد.
👍6
Forwarded from 🇮🇷 وکیل مدافع ایران 🇮🇷 (وحید داروگری)
چه باید کرد؟
وحید داروگری، ۱۴۰۱/۸/۹
فرانسیس بیکن به درستی اشاره میکند، و تمام صنعت و تکنولوژی جدید گواه درستی سخن او است، که «دانش، قدرت است». غرب جدید طیّ چهار قرن پس از بیکن با عمل به این گزاره و تلاش برای شناخت طبیعت و انسان، بر اوّلی کمابیش و بر دوّمی تا حدّی مسلّط شده است.
آنچه میتواند انسان ایرانی را نجات دهد نه سیاست است، نه اعتراض، نه انقلاب، نه جمهوری، نه سلطنت، نه عمامه، نه کراوات، نه اسلام ناب، نه سکولاریسم خالص و نه هیچ اقدام جاهلانه و سادهانگارانهی دیگر.
سیاستبازی، خود بخشی از بیماری است نه راه درمان و هر اقدامی جز تلاش بیوقفه برای شناخت و آگاهی، بهویژه اقدام از نوع ضدّحکومتی و امید واهی بستن به حکومتهای بعدی، جز طولانیتر کردن مسیر یا از بین بردن کامل امکان حرکت هیچ نتیجهی دیگری ندارد.
انسان ایرانی نیازمند «علم انسانی» است که برخلاف فیزیک و شیمی و ریاضی، مکانمند و زمانمند و در نتیجه غیرقابل تقلید است.
اوضاع سیاست و اقتصاد و فرهنگ و جامعهمان خوب نیست چون علوم انسانی نداریم و علوم انسانی مکانیک و پزشکی و هوافضا نیست که بتوان از روی دست آلمان و ژاپن و بلژیک و ... کپی کرد و در آسیا و آفریقا تکثیر نمود. به تعداد جوامع و ملّتها علم انسانی وجود دارد و هر ملّتی ناچار و ناگزیر است که علم انسانی مخصوص خود را «تولید» کند؛ یک سال طول بکشد یا صد سال، مطلقاً هیچ میانبُر و راه چارهی دیگری وجود ندارد.
#زمان_مکان #علوم_انسانی
وحید داروگری، ۱۴۰۱/۸/۹
فرانسیس بیکن به درستی اشاره میکند، و تمام صنعت و تکنولوژی جدید گواه درستی سخن او است، که «دانش، قدرت است». غرب جدید طیّ چهار قرن پس از بیکن با عمل به این گزاره و تلاش برای شناخت طبیعت و انسان، بر اوّلی کمابیش و بر دوّمی تا حدّی مسلّط شده است.
آنچه میتواند انسان ایرانی را نجات دهد نه سیاست است، نه اعتراض، نه انقلاب، نه جمهوری، نه سلطنت، نه عمامه، نه کراوات، نه اسلام ناب، نه سکولاریسم خالص و نه هیچ اقدام جاهلانه و سادهانگارانهی دیگر.
سیاستبازی، خود بخشی از بیماری است نه راه درمان و هر اقدامی جز تلاش بیوقفه برای شناخت و آگاهی، بهویژه اقدام از نوع ضدّحکومتی و امید واهی بستن به حکومتهای بعدی، جز طولانیتر کردن مسیر یا از بین بردن کامل امکان حرکت هیچ نتیجهی دیگری ندارد.
انسان ایرانی نیازمند «علم انسانی» است که برخلاف فیزیک و شیمی و ریاضی، مکانمند و زمانمند و در نتیجه غیرقابل تقلید است.
اوضاع سیاست و اقتصاد و فرهنگ و جامعهمان خوب نیست چون علوم انسانی نداریم و علوم انسانی مکانیک و پزشکی و هوافضا نیست که بتوان از روی دست آلمان و ژاپن و بلژیک و ... کپی کرد و در آسیا و آفریقا تکثیر نمود. به تعداد جوامع و ملّتها علم انسانی وجود دارد و هر ملّتی ناچار و ناگزیر است که علم انسانی مخصوص خود را «تولید» کند؛ یک سال طول بکشد یا صد سال، مطلقاً هیچ میانبُر و راه چارهی دیگری وجود ندارد.
#زمان_مکان #علوم_انسانی
👍4👌1
🇮🇷 وکیل مدافع ایران 🇮🇷
شرکت کردن یا نکردن در این انتخابات یا هر انتخابات دیگری، حق هر شهروند است و نه نشانه یا علامت رضایت یا نارضایتی از یک نظام سیاسی. کما اینکه طرفدار دوآتشه جمهوری اسلامی ممکن است به هر دلیلی از جمله تنبلی و بیقیدی یا بیماری و هر علّت دیگری رأی ندهد و یک مخالف…
آیا شرکت مردم ایران در انتخابات برای حکومت اهمیت دارد؟
اگر بله، پس انتخابات تقلّبی نیست. در انتخابات تقلّبی نیازی به تبلیغ و تهییج نیست بلکه خیلی راحت آمارسازی میشود؛ مثلاً میزان آراء به جای ۳۵ درصد، ۷۳ درصد اعلام میشود. اگر حکومت تعداد شرکتکنندگان در انتخابات را هر قدر که بخواهد اعلام میکند، پس اساساً فایدهی این همه تلاش مخالفان برای شرکت نکردن مردم در انتخابات چیست؟
اگر شعار تحریم انتخابات میدهید و رأی ندادن را تنبیه حکومت میدانید، پس منطقاً باور دارید که انتخابات سالم و آراء واقعی است.
به جز شرکت در انتخابات راه دیگری، اعمّ از بهتر و بدتر، برای اثرگذاری بر سیاست کشور سراغ دارید؟
بر فرض، ۹۹ درصد مردم در انتخابات شرکت نکنند. انتظار دارید بر اثر این عدم شرکت چه تغییری در سیاستهای حکومت رخ دهد؟
اگر مخالف سیاستهای حکومت هستید، کدام راهکار بهتر است؟ رأی ندادن و کمک غیرمستقیم به تحکیم همین سیاستهای فعلی یا رأی دادن به کسی که حتی ۱ درصد متفاوت است؟ نامزدهای انتخابات چنگی به دل نمیزنند؟ درست است. اما مگر قرار است قدیس یا قهرمان انتخاب کنیم یا طبق معمول منتظر ورود ابرمرد هستیم؟
سیاست، میدان نمایش لجاجت یا حوزهای برای خیالبافی نیست. سیاست، علم شناخت امکانات و عمل در حوزهی ممکنات است.
وحید داروگری، ۱۴۰۲/۱۲/۹
اگر بله، پس انتخابات تقلّبی نیست. در انتخابات تقلّبی نیازی به تبلیغ و تهییج نیست بلکه خیلی راحت آمارسازی میشود؛ مثلاً میزان آراء به جای ۳۵ درصد، ۷۳ درصد اعلام میشود. اگر حکومت تعداد شرکتکنندگان در انتخابات را هر قدر که بخواهد اعلام میکند، پس اساساً فایدهی این همه تلاش مخالفان برای شرکت نکردن مردم در انتخابات چیست؟
اگر شعار تحریم انتخابات میدهید و رأی ندادن را تنبیه حکومت میدانید، پس منطقاً باور دارید که انتخابات سالم و آراء واقعی است.
به جز شرکت در انتخابات راه دیگری، اعمّ از بهتر و بدتر، برای اثرگذاری بر سیاست کشور سراغ دارید؟
بر فرض، ۹۹ درصد مردم در انتخابات شرکت نکنند. انتظار دارید بر اثر این عدم شرکت چه تغییری در سیاستهای حکومت رخ دهد؟
اگر مخالف سیاستهای حکومت هستید، کدام راهکار بهتر است؟ رأی ندادن و کمک غیرمستقیم به تحکیم همین سیاستهای فعلی یا رأی دادن به کسی که حتی ۱ درصد متفاوت است؟ نامزدهای انتخابات چنگی به دل نمیزنند؟ درست است. اما مگر قرار است قدیس یا قهرمان انتخاب کنیم یا طبق معمول منتظر ورود ابرمرد هستیم؟
سیاست، میدان نمایش لجاجت یا حوزهای برای خیالبافی نیست. سیاست، علم شناخت امکانات و عمل در حوزهی ممکنات است.
وحید داروگری، ۱۴۰۲/۱۲/۹
👏8👍1
Forwarded from خرمگس
↕️
- این هشتاد ساله ها در نسبت آن جوانانی که ذهنشان به زبالهدان شبکههای فارسیزبان و شبکههای مجازی تبدیل شده، شناخت درستتری از مسائل دارند.
- این هشتاد ساله ها هشت سال برابر صدام و دشمنان این سرزمین ایستادهاند و بهتر میدانند که شعار حقوق بشر و دموکراسی غربیها چه معنایی دارد.
- به این هشتاد ساله ها نمیتوان هر لوده و دلقک و ابله و تروریست و مزدوری را به اسم آزادیخواه و فعال حقوق بشر و فعال سیاسی و امثالهم قالب کرد.
◀️ آنچه در این مملکت به وضوح قابل مشاهده است این است که عموم روستاییان، پیرمردها و پیرزنان و در کل افرادی که دسترسی کمتری به شبکه های ماهواره ای و اینترنت دارند، درک به مراتب واقعی تر و دقیقتری از واقعیات جامعه و جهان دارند.
◀️ به شخصه یک تار موی گندیده این چهرههای آفتاب سوختهِ روستایی را که در هر شرایطی پای بد و خوب این مملکت ایستادهاند را با کسانی که از نوجوانی (با اینکه بیشترین استفاده را از منابع و امکانات کشور دارند) در فکر فرار از کشورند و آرزوی تحریم بیشتر و حمله خارجی به ایران را در سر دارند و چکمه لیس پوتین و ترامپ و امثالهم شدهاند، عوض نمیکنم.
@kharmagaas
- این هشتاد ساله ها در نسبت آن جوانانی که ذهنشان به زبالهدان شبکههای فارسیزبان و شبکههای مجازی تبدیل شده، شناخت درستتری از مسائل دارند.
- این هشتاد ساله ها هشت سال برابر صدام و دشمنان این سرزمین ایستادهاند و بهتر میدانند که شعار حقوق بشر و دموکراسی غربیها چه معنایی دارد.
- به این هشتاد ساله ها نمیتوان هر لوده و دلقک و ابله و تروریست و مزدوری را به اسم آزادیخواه و فعال حقوق بشر و فعال سیاسی و امثالهم قالب کرد.
◀️ آنچه در این مملکت به وضوح قابل مشاهده است این است که عموم روستاییان، پیرمردها و پیرزنان و در کل افرادی که دسترسی کمتری به شبکه های ماهواره ای و اینترنت دارند، درک به مراتب واقعی تر و دقیقتری از واقعیات جامعه و جهان دارند.
◀️ به شخصه یک تار موی گندیده این چهرههای آفتاب سوختهِ روستایی را که در هر شرایطی پای بد و خوب این مملکت ایستادهاند را با کسانی که از نوجوانی (با اینکه بیشترین استفاده را از منابع و امکانات کشور دارند) در فکر فرار از کشورند و آرزوی تحریم بیشتر و حمله خارجی به ایران را در سر دارند و چکمه لیس پوتین و ترامپ و امثالهم شدهاند، عوض نمیکنم.
@kharmagaas
👍13👎3
تمدّنهای دریایی چون بر مکان و مرزهای عینی استوارند، به زمانگرایی و عرفان و امپریالیسم روی میآورند و تمدّنهای قارّهای چون سیّال و عرفانی و فاقد مکاناند به ایدئولوژی و مرزهای ذهنی پناه میبرند.
حکومتهای کشورهای قارّهای به ناچار باید همیشه به درجاتی از مذهب یا ایدئولوژی بهره بگیرند تا علیرغم فرهنگ بیشکل عرفانی، بتوانند قالبی ذهنی برای موجودیتشان فراهم سازند زیرا این سرزمینها فاقد مرزهای عینی طبیعی هستند.
حکومتهای سرزمینهای دریایی برای غلبه بر پوستهی سخت و انزواطلب درونی، به عرفان بیشکل و جهانوطن و امپریالیستی روی میآورند و ایدئولوژی را پس میزنند و از همین روست که دموکراسی لیبرال جامهای دوختهشده بر قامت تمدّنهای دریایی است.
دموکراسی سبب فروپاشی تمدّنهای قارّهای میگردد اما شکوفایی تمدّنهای دریایی به آن بستگی دارد. اقتدارگرایی موجب انزوای تمدّنهای دریایی میشود اما امنیت تمدّنهای قارّهای به آن وابسته است.
بر پهنهی دریاها نمیتوان با فلسفه از خود دفاع کرد. استراتژی دفاعی دریایی، عرفان تهاجمی (استعمار) است.
در درون قارّهها نمیشود با عرفان از خود دفاع کرد. استراتژی دفاعی قارّهای، فلسفهی تهاجمی (ایدئولوژی) است.
نقطهی قوّت جمهوری اسلامی اتفاقاً و دقیقاً داشتن نوعی شبهایدئولوژی است که مخالفانش فاقد آن هستند. کسانی که میگویند جمهوری اسلامی با ایدئولوژیزدایی از خود مقبولیت و استمرار خواهد یافت یا گوشدرازند یا موریانه.
وحید داروگری، ۱۴۰۲/۱۲/۱۲
#زمان_مکان
حکومتهای کشورهای قارّهای به ناچار باید همیشه به درجاتی از مذهب یا ایدئولوژی بهره بگیرند تا علیرغم فرهنگ بیشکل عرفانی، بتوانند قالبی ذهنی برای موجودیتشان فراهم سازند زیرا این سرزمینها فاقد مرزهای عینی طبیعی هستند.
حکومتهای سرزمینهای دریایی برای غلبه بر پوستهی سخت و انزواطلب درونی، به عرفان بیشکل و جهانوطن و امپریالیستی روی میآورند و ایدئولوژی را پس میزنند و از همین روست که دموکراسی لیبرال جامهای دوختهشده بر قامت تمدّنهای دریایی است.
دموکراسی سبب فروپاشی تمدّنهای قارّهای میگردد اما شکوفایی تمدّنهای دریایی به آن بستگی دارد. اقتدارگرایی موجب انزوای تمدّنهای دریایی میشود اما امنیت تمدّنهای قارّهای به آن وابسته است.
بر پهنهی دریاها نمیتوان با فلسفه از خود دفاع کرد. استراتژی دفاعی دریایی، عرفان تهاجمی (استعمار) است.
در درون قارّهها نمیشود با عرفان از خود دفاع کرد. استراتژی دفاعی قارّهای، فلسفهی تهاجمی (ایدئولوژی) است.
نقطهی قوّت جمهوری اسلامی اتفاقاً و دقیقاً داشتن نوعی شبهایدئولوژی است که مخالفانش فاقد آن هستند. کسانی که میگویند جمهوری اسلامی با ایدئولوژیزدایی از خود مقبولیت و استمرار خواهد یافت یا گوشدرازند یا موریانه.
وحید داروگری، ۱۴۰۲/۱۲/۱۲
#زمان_مکان
👍3🤔1
Forwarded from زهردارو| رضا شیبانی
پانکردیسم به اندازه پانترکیسم بد است. بلکه بدتر. آنچه در ارومیه اتفاق افتاده نتیجه ایده غلطی ست که به نظام انداختند و گفتند می توان با آزاد گذاشتن فکر پانترکی جلوی پانکردیسم را گرفت. غافل از این که راه مقابله با قوم گرایی، قوم گرایی نیست. بلکه ایراندوستی ست. نتیجه این شد که امروز در ارومیه، شهر تمدن شیعه می رقصند و می خوانند ارومیه کردستانه! نمی گویند ایران است. می گویند کردستان است و کردستانی که مدنظرشان است کردائیل است و بس. آنچه اسرائیل خوابش را دیده!
آقایان نمی خواهید بیدار شوید؟؟؟
به جای نشر اندیشه ایراندوستی و تفکر ملی و دیانت، آذربایجان را به میدان جنگ دوقطبی های کاذب مانند ترک_کرد، ترک_ایرانشهری و ... وانهادید و حاصل این شد. آقایانی که برای تعصبات پانترکی خود، تئوری هایی چون "ایران موزاییک اقوام" و "ایران کشور کثیرالمله" صادر کردند ارومیه را به این روز رساندند. کسانی که هر هشدار دهنده ی انقلابی را با مارک ایرانشهری نواختند و چهره های وجیه المله را با پروژه ی" برچسب ایرانشهری" هتک حیثیت کردند، میدان را برای این رقص ها خالی کردند.
به خود بیایید وبه جای خوابیدن در باد رای اولی تبریز و ارقام متزلزل ناشی از فحاشی به کوروش! میدان را از تفکرات قومی، از هر جانبی که باشد، بگیرید و به ایراندوستی واگذار کنید. مبادا فضا را به متعصب های نادانی وانهید که تا دیروز قره باغ آزاد می کردند و امروز قرمه سبزی !! این ها ایران را عرصه جدال تعصب و قومیت می خواهند....
آخر و عاقبت میدانداری نادرقاضی پورها و حضرت پورها در ارومیه و نابود کردن و تکفیرِ ایراندوستی ، رقص پانکردیسم در خیابان های ارومیه شد و آخر و عاقبت ورژن های تبریزی، خدا می داند چه فتنه ای خواهد بود....
#رضا_شیبانی
@zahrdaroo
آقایان نمی خواهید بیدار شوید؟؟؟
به جای نشر اندیشه ایراندوستی و تفکر ملی و دیانت، آذربایجان را به میدان جنگ دوقطبی های کاذب مانند ترک_کرد، ترک_ایرانشهری و ... وانهادید و حاصل این شد. آقایانی که برای تعصبات پانترکی خود، تئوری هایی چون "ایران موزاییک اقوام" و "ایران کشور کثیرالمله" صادر کردند ارومیه را به این روز رساندند. کسانی که هر هشدار دهنده ی انقلابی را با مارک ایرانشهری نواختند و چهره های وجیه المله را با پروژه ی" برچسب ایرانشهری" هتک حیثیت کردند، میدان را برای این رقص ها خالی کردند.
به خود بیایید وبه جای خوابیدن در باد رای اولی تبریز و ارقام متزلزل ناشی از فحاشی به کوروش! میدان را از تفکرات قومی، از هر جانبی که باشد، بگیرید و به ایراندوستی واگذار کنید. مبادا فضا را به متعصب های نادانی وانهید که تا دیروز قره باغ آزاد می کردند و امروز قرمه سبزی !! این ها ایران را عرصه جدال تعصب و قومیت می خواهند....
آخر و عاقبت میدانداری نادرقاضی پورها و حضرت پورها در ارومیه و نابود کردن و تکفیرِ ایراندوستی ، رقص پانکردیسم در خیابان های ارومیه شد و آخر و عاقبت ورژن های تبریزی، خدا می داند چه فتنه ای خواهد بود....
#رضا_شیبانی
@zahrdaroo
👍6👏3
«نسلکشی ویژگی استبداد نیست بلکه در شرایط دموکراتیکشدن ناقص رخ میدهد. نسلکشی سال ۱۹۱۵ ارامنه نه به وسیلهی دولت استبدادی و امپراتوری چندقومی عثمانی بلکه توسط «ترکهای جوان» سکولار و متمایل به غرب طرحریزی و اجرا شد. این نسلکشی که یکی از نخستین نسلکشیهای قرن بیستم بود به نام «خدا» یا برای «شکوه امپراتوری عثمانی» انجام نشد، بلکه عمدتاً به نام «مردم» انجام گرفت که با اصطلاحات ملّی_قومی مدرن معرفی میشدند.»
سینیشا مالشویچ، «هویت به مثابه ایدئولوژی»
«اگر یک جامعهی فاقد حاکمیت قانون، شبهدموکراتیک شود، سیاستمداران برای دستیابی به قدرت دست و پا میزنند و برای کسب رأی به چیزی متوسل میشوند که در نهایت، مستقیمترین و مؤثرترین ابزار است؛ یعنی استفاده از همبستگی یک گروه در مخالفت با گروههای دیگر. این امر اغلب آتش درگیریهای قومی و مذهبی را شعلهور میکند و گاهی این درگیریها به یک جنگ تمامعیار تبدیل میگردد. ورود دموکراسی به جوامع ناهمگون و فاقد سابقهی لیبرالیزمِ قانونسالار، در واقع به قومگرایی، درگیری قومی و جنگ دامن میزند.»
فرید زکریا، «آیندهی آزادی»
یکی از آسیبها و خطرات بزرگ انتخابات بدون حزب، جایگزین شدن ایدئولوژی با قومیتگرایی در فرایند هویتیابی سیاسی است.
اگر قرار بر شکلگیری احزاب واقعی نباشد، همان بهتر که بساط رأیگیری و انتخابات جمع شود و با در پیش گرفتن شیوههای دیگر حکمرانی، بیهوده تیشه بر ریشهی وحدت ملّی زده نشود.
سینیشا مالشویچ، «هویت به مثابه ایدئولوژی»
«اگر یک جامعهی فاقد حاکمیت قانون، شبهدموکراتیک شود، سیاستمداران برای دستیابی به قدرت دست و پا میزنند و برای کسب رأی به چیزی متوسل میشوند که در نهایت، مستقیمترین و مؤثرترین ابزار است؛ یعنی استفاده از همبستگی یک گروه در مخالفت با گروههای دیگر. این امر اغلب آتش درگیریهای قومی و مذهبی را شعلهور میکند و گاهی این درگیریها به یک جنگ تمامعیار تبدیل میگردد. ورود دموکراسی به جوامع ناهمگون و فاقد سابقهی لیبرالیزمِ قانونسالار، در واقع به قومگرایی، درگیری قومی و جنگ دامن میزند.»
فرید زکریا، «آیندهی آزادی»
یکی از آسیبها و خطرات بزرگ انتخابات بدون حزب، جایگزین شدن ایدئولوژی با قومیتگرایی در فرایند هویتیابی سیاسی است.
اگر قرار بر شکلگیری احزاب واقعی نباشد، همان بهتر که بساط رأیگیری و انتخابات جمع شود و با در پیش گرفتن شیوههای دیگر حکمرانی، بیهوده تیشه بر ریشهی وحدت ملّی زده نشود.
👍9
🇮🇷 وکیل مدافع ایران 🇮🇷
توهّمات «طبقهی متوسط ایرانی» وحید داروگری، ۱۴۰۱/۸/۶ شبهطبقهی متوسط ایرانی که بر محور فرهنگ شبهغربی و نه دقیقاً بر مبنای اقتصادی شکل گرفته و در ارجاع به آن محور شکلگیری، خیلی هم «ایرانی» محسوب نمیشود، از آغاز تولّد در دوران پهلوی و به استناد شباهت نرمالهای…
«بهطور خلاصه من دریافتهام که تمام ملل حقیقت گفتار و قدرت اندیشه را در جنگ آموختهاند و در صلح از دست دادهاند، از جنگ درس گرفتهاند و در صلح فریب خوردهاند، در جنگ پرورش یافتهاند و در صلح دچار انحطاط شدهاند؛ در یک کلمه، در جنگ متولّد شدهاند و رو به تکامل رفتهاند و در صلح انحطاط یافتهاند و نابود شدهاند.»
جان راسکین
«یک جنگ طولانی را تنها تعدادی معدود میتوانند تحمل کنند، ولی صلح طولانی را هيچکس نمیتواند تحمل کند.»
اسوالد اشپنگلر
یکی از عوامل مهم احساس بدبختی و فلاکت، بیاطلاعی از واقعیت بدبختی و فلاکت است. کسی که تاریخ میداند، همیشه نسبت به آنکه از تاریخ بیاطلاع است از وضعیت خود راضیتر و سپاسگزارتر است.
جمهوری اسلامی در عرصهی افکار عمومی قربانی موفقیتهای خود شده است: استقلال، صلح، امنیّت و رفاه نسبی دهههای اخیر برای مردمانی که بردگی و ناامنی و فقر مطلق را ندیدهاند و تجربه نکردهاند و علاقهای هم به آگاهی از تاریخ ندارند، تبدیل به امری طبیعی و بدیهی شده است. «طبقهی متوسط» ایرانی در توهّم مطلق نسبت به جایگاه، وضعیت و سرنوشت خود فرو رفته است.
جان راسکین
«یک جنگ طولانی را تنها تعدادی معدود میتوانند تحمل کنند، ولی صلح طولانی را هيچکس نمیتواند تحمل کند.»
اسوالد اشپنگلر
یکی از عوامل مهم احساس بدبختی و فلاکت، بیاطلاعی از واقعیت بدبختی و فلاکت است. کسی که تاریخ میداند، همیشه نسبت به آنکه از تاریخ بیاطلاع است از وضعیت خود راضیتر و سپاسگزارتر است.
جمهوری اسلامی در عرصهی افکار عمومی قربانی موفقیتهای خود شده است: استقلال، صلح، امنیّت و رفاه نسبی دهههای اخیر برای مردمانی که بردگی و ناامنی و فقر مطلق را ندیدهاند و تجربه نکردهاند و علاقهای هم به آگاهی از تاریخ ندارند، تبدیل به امری طبیعی و بدیهی شده است. «طبقهی متوسط» ایرانی در توهّم مطلق نسبت به جایگاه، وضعیت و سرنوشت خود فرو رفته است.
👍9🤔3
مکان افسردگی و زمان اضطراب
وحید داروگری، ۱۴۰۲/۱۲/۱۴
«این پیکار است که نامش زندگیست». زندگی کردن به معنای دقیق کلمه و منطبق با تعریف فریدریش ویلهلم نیچه، مساوی است با تاریخمندی و کنشگری و کنشگری در این جهان یعنی تغییر و تغییر مستلزم بریدن از جهان آشنا برای رفتن به دل ناشناختهها است که به خودی خود دلهرهآور و ترسناک است. پس ترس همراه ناگزیر تغییر و در نتیجه، لازمهی زندگی است.
ترس و اضطراب رنجآور است اما یک پاداش بزرگ و در واقع تنها پاداش ممکن را به همراه دارد: زندگی کردن پیش از مرگ. اما بیشتر انسانها شهامت رنجکشیدن و شجاعت مواجه شدن با ترس را ندارند و در نتیجهی این بُزدلی به دامان سکون، افسردگی و مرگ پیش از مرگ پناه میبرند.
تمام آنچه «بیخیالی»، «عشق و حال»، «در لحظه زندگی کردن» و امثال آن خوانده میشود، چیزی نیست جز صورتهای مختلف افسردگی عمیق؛ افسردگی و وادادگی ترسوهایی که به قول کنفوسیوس از «بدترین شکل بُزدلی، یعنی انجام ندادن کاری که میدانیم درست است» رنج میبرند. این ستایش بیخیالی و خوابآلودگی مزمن، این دل بستن هولناک به زندگی توهّمی و زمان تخیّلی و بیمکان (مواد مخدر، الکل، سکس، فضای مجازی و ...) به جای زندگی واقعی، در آرزوی آرامش ناشی از سکون و بیتغییری است و به کُشتن زندگی عشق میورزد و نهایت آرزوی ناخودآگاهش پایان زمان و مستقر شدن در آن مکان مطلق و محتوم است؛ یعنی گورستان.
#زمان_مکان
وحید داروگری، ۱۴۰۲/۱۲/۱۴
«این پیکار است که نامش زندگیست». زندگی کردن به معنای دقیق کلمه و منطبق با تعریف فریدریش ویلهلم نیچه، مساوی است با تاریخمندی و کنشگری و کنشگری در این جهان یعنی تغییر و تغییر مستلزم بریدن از جهان آشنا برای رفتن به دل ناشناختهها است که به خودی خود دلهرهآور و ترسناک است. پس ترس همراه ناگزیر تغییر و در نتیجه، لازمهی زندگی است.
ترس و اضطراب رنجآور است اما یک پاداش بزرگ و در واقع تنها پاداش ممکن را به همراه دارد: زندگی کردن پیش از مرگ. اما بیشتر انسانها شهامت رنجکشیدن و شجاعت مواجه شدن با ترس را ندارند و در نتیجهی این بُزدلی به دامان سکون، افسردگی و مرگ پیش از مرگ پناه میبرند.
تمام آنچه «بیخیالی»، «عشق و حال»، «در لحظه زندگی کردن» و امثال آن خوانده میشود، چیزی نیست جز صورتهای مختلف افسردگی عمیق؛ افسردگی و وادادگی ترسوهایی که به قول کنفوسیوس از «بدترین شکل بُزدلی، یعنی انجام ندادن کاری که میدانیم درست است» رنج میبرند. این ستایش بیخیالی و خوابآلودگی مزمن، این دل بستن هولناک به زندگی توهّمی و زمان تخیّلی و بیمکان (مواد مخدر، الکل، سکس، فضای مجازی و ...) به جای زندگی واقعی، در آرزوی آرامش ناشی از سکون و بیتغییری است و به کُشتن زندگی عشق میورزد و نهایت آرزوی ناخودآگاهش پایان زمان و مستقر شدن در آن مکان مطلق و محتوم است؛ یعنی گورستان.
#زمان_مکان
👍3👌2🤔1
🇮🇷 وکیل مدافع ایران 🇮🇷
مکان افسردگی و زمان اضطراب وحید داروگری، ۱۴۰۲/۱۲/۱۴ «این پیکار است که نامش زندگیست». زندگی کردن به معنای دقیق کلمه و منطبق با تعریف فریدریش ویلهلم نیچه، مساوی است با تاریخمندی و کنشگری و کنشگری در این جهان یعنی تغییر و تغییر مستلزم بریدن از جهان آشنا…
«مادرِ هرزگی اندوه و افسردگی است.»
نیچه
«در این جهان دیگر هیچکس به هیچچیز اعتقاد ندارد و هرکسی با هرکس دیگری که خواست عشق میورزد چون کار بهتری ندارد که انجام دهد، یعنی از روی بیکارگی و بیهودگی و سر رفتن حوصله!»
برنارد شاو
«ماجراجویی جنسی ناشی از بیکاری و بیحوصلگی است.»
استالین
نیچه
«در این جهان دیگر هیچکس به هیچچیز اعتقاد ندارد و هرکسی با هرکس دیگری که خواست عشق میورزد چون کار بهتری ندارد که انجام دهد، یعنی از روی بیکارگی و بیهودگی و سر رفتن حوصله!»
برنارد شاو
«ماجراجویی جنسی ناشی از بیکاری و بیحوصلگی است.»
استالین
👍6🤔3
🇮🇷 وکیل مدافع ایران 🇮🇷
مسیحیت کاتولیک و لائیسیتهی برآمده از آن، تجسّم جدایی زمان (کلیسا) از مکان (دولت) است. مسیحیت پروتستان این دو را در هم ادغام نمود اما زمان را بر مکان غلبه داد و امپریالیسم زاده شد. غرب کاتولیک به ناسیونالیسم و محلّیگرایی روی آورد و غرب پروتستان به امپریالیسم…
سکولاریسم فقط در مسیحیت مفهوم دارد چون فقط مسیحیت به تفکیک خیالی روح زمان از جسم مکان باور دارد و نیازمند بازگشت به واقعیت زمان_مکان و دنیویکردن (سکولاریزاسیون) دین است و لائیسیته فقط در کشورهای کاتولیک معنا مییابد چون فقط کشورهای کاتولیک از دوگانگی دولت و کلیسا و مرجعیت و حاکمیت تقسیمشده بین آن دو رنج میبرند.
وحید داروگری، ۱۴۰۲/۱۲/۱۵
#زمان_مکان
وحید داروگری، ۱۴۰۲/۱۲/۱۵
#زمان_مکان
👏5👍1🤔1
«بر اساس مشاهدات میدانی، بخش قابل توجهی از کسانی که به اینجانب رأی دادند نیروهای انقلابی و وفاداری بودند که در تمامی بزنگاهها، در میدان حضور دارند که از آنها به طور خاص سپاسگزارم اما برخلاف برخی محاسبات، بخشی از رأی دهندگان به بنده حقیر نیز عزیزانی بودند که در ظاهر، شباهت های کمتری با آنها وجود دارد اما به هر علّت لطف داشته و به اینجانب اعتماد کردند. لذا به خوبی میدانم که دیگر فقط نماینده دوستان و همفکرانم نیستم و به همین خاطر تلاش خواهم کرد تا هر آنچه که مورد رضایت خدا، به سود عموم مردم و در راستای منافع ملّی است را در اولویت گذاشته و برای تحقق آنها تلاش کنم.
در پایان امیدوارم عملکرد مجلس دوازدهم مشکل گشا و امیدآفرین باشد تا نتیجه آن در افزایش مشارکت مردم در انتخابات مجلس سیزدهم آشکار شود.
از همه شما تقاضای دعای خیر برای موفقیت و عاقبت به خیری دارم.
امیرحسین ثابتی منفرد، ۱۵ اسفند ۱۴۰۲
👆👆👆 این درست است!
محور سیاست فقط منافع ملّی باید باشد، نه هیچ شکلی از فکر و اندیشه و ایدئولوژی.
فکر و اندیشه و ایدئولوژی فقط میتواند ابزار و وسیله و در خدمت تأمین منافع ملّی باشد و لاغیر.
در پایان امیدوارم عملکرد مجلس دوازدهم مشکل گشا و امیدآفرین باشد تا نتیجه آن در افزایش مشارکت مردم در انتخابات مجلس سیزدهم آشکار شود.
از همه شما تقاضای دعای خیر برای موفقیت و عاقبت به خیری دارم.
امیرحسین ثابتی منفرد، ۱۵ اسفند ۱۴۰۲
👆👆👆 این درست است!
محور سیاست فقط منافع ملّی باید باشد، نه هیچ شکلی از فکر و اندیشه و ایدئولوژی.
فکر و اندیشه و ایدئولوژی فقط میتواند ابزار و وسیله و در خدمت تأمین منافع ملّی باشد و لاغیر.
👏7👍4
Forwarded from 🇮🇷 وکیل مدافع ایران 🇮🇷 (وحید داروگری)
کسی که به یک ایده و آرمان سیاسی واحد در همهی زمانها و مکانها باور دارد، مانند رانندهای است که میخواهد تمام راه را به خطّ مستقیم طی کند و در نتیجه، به هنگام پیچیدن جادّه از پیچاندن فرمان خودداری میکند و دیر یا زود در مسیر پُرپیچ و خم سیاست به ته درّهی ایدئولوژی سقوط خواهد کرد.
قلّه و غایت سیاست، مصالح کشور و منافع ملّی است و ایدهها ممکن است بخشی از مسیر صعود را تشکیل دهند اما از هر کدام آنها باید تا مدّتی معیّن و محدود بهره گرفت و به موقع هم عوضشان کرد تا وقتی که دوباره مورد نیاز واقع شوند؛ همانطور که در جادّه گاهی از راست به چپ و زمانی از چپ به راست میپیچیم.
وحید داروگری، ۱۴۰۱/۱۱/۲۱
#زمان_مکان #سیاست #ایدئولوژی #میهن_پرستی
قلّه و غایت سیاست، مصالح کشور و منافع ملّی است و ایدهها ممکن است بخشی از مسیر صعود را تشکیل دهند اما از هر کدام آنها باید تا مدّتی معیّن و محدود بهره گرفت و به موقع هم عوضشان کرد تا وقتی که دوباره مورد نیاز واقع شوند؛ همانطور که در جادّه گاهی از راست به چپ و زمانی از چپ به راست میپیچیم.
وحید داروگری، ۱۴۰۱/۱۱/۲۱
#زمان_مکان #سیاست #ایدئولوژی #میهن_پرستی
👏5👍4
🇮🇷 وکیل مدافع ایران 🇮🇷
فیلم ویل هانتینگ خوب محصول سال ۱۹۹۷ فیلمی درخشان دربارهی تضاد نظم و نبوغ در دنیای پیش از سرمایهداری، حتی جنون نیز شکلی از نبوغ محسوب میشد اما در دنیای کمّی و حسابگر کنونی، نبوغ فقط اگر در قالب نظم مدرن جای بگیرد و قابل تبدیل به پول باشد ارزشمند است…
«برای فرومایگان محیط علم، پیدایش چیزهای نوین از دو جهت تهدیدآمیز است: از طرفی اعتبار و سندیت سخن آنان را به خطر میاندازد و از طرف دیگر این بیم عمیق را برمیانگیزد که بنای فکری آنان که به زحمت بر پا شده است فرو ریزد. عقبافتادگان محیط علم از زمان آریستارخوس تا عصر داروین و فروید همواره بلای نبوغ بودهاند.»
آرتور کوستلر
آرتور کوستلر
👍4
«برنامهی روزانهی منظّم، نشانهی جاهطلبی یک انسان هوشمند است. آدم خویشتندار میداند که مطمئنترین راه برای نظم دادن به احساسات، نظم دادن به وقت است: تصمیم بگیرید که در طول روز مایل یا مجبور به انجام چه کاری هستید، بعد آن کار را هر روز سر ساعتش انجام دهید، آنوقت خواهید دید که احساساتتان مایهی دردسرتان نخواهد شد.»
دبلیو، اچ. آودن
دبلیو، اچ. آودن
👍2👌2
عنوان «وکیل مدافع ایران» خیلی پُرمسؤولیت و سنگین و متکبرانه است. ان شاء اللّه همچنان در حدّ توان ناچیزم مدافع ایرانم.
❤8👍3👏2👌1
Forwarded from 🇮🇷 وکیل مدافع ایران 🇮🇷
🔥۲۱ اسفند ماه روز بزرگداشت نظامی گنجوی
گر کیان را به طالع فرّخ/ هفتخوان بود با دوازده رخ
آسمان با بروج او به درست/ هفتخوان و دوازده رخ تُست
همه عالم تن است و «ایران» دل/ نیست گوینده زین قیاس خجل
چون که «ایران» دلِ زمین باشد/ دل ز تن بِه بُوَد، یقین باشد
زان ولایت که مهتران دارند/ بهترین جای بهتران دارند
مَیَنگیز فتنه مَیَفروز کین/ خرابی میاور در ایرانزمین
تو را مُلکی آسوده بیداغ و رنج/ مکُن ناسپاسی در آن مال و گنج
گر کیان را به طالع فرّخ/ هفتخوان بود با دوازده رخ
آسمان با بروج او به درست/ هفتخوان و دوازده رخ تُست
همه عالم تن است و «ایران» دل/ نیست گوینده زین قیاس خجل
چون که «ایران» دلِ زمین باشد/ دل ز تن بِه بُوَد، یقین باشد
زان ولایت که مهتران دارند/ بهترین جای بهتران دارند
مَیَنگیز فتنه مَیَفروز کین/ خرابی میاور در ایرانزمین
تو را مُلکی آسوده بیداغ و رنج/ مکُن ناسپاسی در آن مال و گنج
👍9😍1