Forwarded from انتشارات فرهنگ جاوید
تجدیدچاپ شد.
•
«پرسهزنی و زندگی روزمرهٔ ایرانی»
عباس کاظمی
چاپ چهارم: آبان ۱۴۰۱
۱۶۰ ص.، رقعی
۸۹۰۰۰ تومان
موضوع: جامعهشناسی، مطالعات فرهنگی
•
سفارش آنلاین:
farhangejavid.com
•
@farhangejavidpub
•
«پرسهزنی و زندگی روزمرهٔ ایرانی»
عباس کاظمی
چاپ چهارم: آبان ۱۴۰۱
۱۶۰ ص.، رقعی
۸۹۰۰۰ تومان
موضوع: جامعهشناسی، مطالعات فرهنگی
•
سفارش آنلاین:
farhangejavid.com
•
@farhangejavidpub
👍12❤3👎1
👇قطعهای از کتاب پرسهزنی و زندگیروزمره ایرانی:
📘"زندگیروزمره صرفا نمایشدهنده و بازنمای اراده قدرت نیست، بلکه نمایش "جغرافیای فراموششدگان" نیز است. زندگی روزمره، بازنمای این امر است که درنتیجهٔ برنامههای توسعه و نوسازی، حیطه فراموششدگان و حاشیهنشینها نهتنها کاهش نیافته، بلکه گسترش نیز یافته است... اقلیتهایی که در عوض جایگیری در مکانهای رسمی (ادارات، عرصهعمومی، محیط کار) در فضای عمومی زندگی سنگر گرفتهاند. و قلمرو خود را پدید آوردهاند: قلمرو زنانه که دوشادوش قلمرو مردانهاست!قلمرو نوجوانانی که در کنار قلمرو بزرگسالان قرار دارد، قلمرو گروههای فرودست جنوب شهری که درون فضای فرادستان طبقاتی است. قلمرو "علافان" و بیکارانی که بهموازات افرادی که برای خرید و کار به پاساژ میآیند، شکل گرفتهاست و در یک کلام قلمرو همه فراموششدگانی که مرکز خرید، محیطی برای نمایش آنهاست. آنچه مراکز خرید به نمایش گذاشتند، شکلگیری "مستضعفان جدیدی" است که از دل طبقه متوسط ایران پدید آمدهاند.... درمجموع، مردم در مکانهایی چون مراکز خرید، تشکیل شبکه و جبههای از حاشیهایها را میدهند."( صص ۱۳۴_۱۳۵)
🏔کتاب پرسهزنی و زندگی روزمره برای اولینبار در بهار ۱۳۸۸ از روی رساله دکتری (1384) من تدوین و توسط انتشارات آشتیان منتشر شد. این کتاب، جبهه ناراضیانی که از فضاهای رسمی به دور انداخته شدند را نشان دادهاست که در آن سالها از عرصههایی چون مراکز خرید برای حضور و معناسازی استفاده میکردند و در سالهای بعد خیابان را عرصه نمایش خود ساختهاند.
🔸مفاهیمی چون اقلیت فرهنگی، فرودست، مصرف، جغرافیای فراموششدگان و... در چارچوب ادبیات مطالعات فرهنگی استفاده شده است. بهطورخاص مفهوم اقلیت، معنای عددی و کمی ندارد، بلکه به گروههایی که روایتهای رسمی به حاشیه رانده و نادیده گرفتهاند اشاره دارد.
🔷در دهههای گذشته عمدهی نقد کتاب ذیل پارادایم نقد نولیبرالیسم انجام شده است. اشکال عمده آنها به درک محدود از مصرف بوده است. برای این کتاب، مرکز خرید و مصرف به معنای مرسوم، موضوع مطالعه نبودهاست، بلکه نشاندادن موقعیت "فراموششدگان" و نحوهی جایگیریشان در فضاهای شهری اولویت داشتهاست.
♦️چاپ چهارم نشر فرهنگ جاوید آبان ۱۴۰۱ منتشر شد.
@varijkazemi
#نقد_کتاب
📘"زندگیروزمره صرفا نمایشدهنده و بازنمای اراده قدرت نیست، بلکه نمایش "جغرافیای فراموششدگان" نیز است. زندگی روزمره، بازنمای این امر است که درنتیجهٔ برنامههای توسعه و نوسازی، حیطه فراموششدگان و حاشیهنشینها نهتنها کاهش نیافته، بلکه گسترش نیز یافته است... اقلیتهایی که در عوض جایگیری در مکانهای رسمی (ادارات، عرصهعمومی، محیط کار) در فضای عمومی زندگی سنگر گرفتهاند. و قلمرو خود را پدید آوردهاند: قلمرو زنانه که دوشادوش قلمرو مردانهاست!قلمرو نوجوانانی که در کنار قلمرو بزرگسالان قرار دارد، قلمرو گروههای فرودست جنوب شهری که درون فضای فرادستان طبقاتی است. قلمرو "علافان" و بیکارانی که بهموازات افرادی که برای خرید و کار به پاساژ میآیند، شکل گرفتهاست و در یک کلام قلمرو همه فراموششدگانی که مرکز خرید، محیطی برای نمایش آنهاست. آنچه مراکز خرید به نمایش گذاشتند، شکلگیری "مستضعفان جدیدی" است که از دل طبقه متوسط ایران پدید آمدهاند.... درمجموع، مردم در مکانهایی چون مراکز خرید، تشکیل شبکه و جبههای از حاشیهایها را میدهند."( صص ۱۳۴_۱۳۵)
🏔کتاب پرسهزنی و زندگی روزمره برای اولینبار در بهار ۱۳۸۸ از روی رساله دکتری (1384) من تدوین و توسط انتشارات آشتیان منتشر شد. این کتاب، جبهه ناراضیانی که از فضاهای رسمی به دور انداخته شدند را نشان دادهاست که در آن سالها از عرصههایی چون مراکز خرید برای حضور و معناسازی استفاده میکردند و در سالهای بعد خیابان را عرصه نمایش خود ساختهاند.
🔸مفاهیمی چون اقلیت فرهنگی، فرودست، مصرف، جغرافیای فراموششدگان و... در چارچوب ادبیات مطالعات فرهنگی استفاده شده است. بهطورخاص مفهوم اقلیت، معنای عددی و کمی ندارد، بلکه به گروههایی که روایتهای رسمی به حاشیه رانده و نادیده گرفتهاند اشاره دارد.
🔷در دهههای گذشته عمدهی نقد کتاب ذیل پارادایم نقد نولیبرالیسم انجام شده است. اشکال عمده آنها به درک محدود از مصرف بوده است. برای این کتاب، مرکز خرید و مصرف به معنای مرسوم، موضوع مطالعه نبودهاست، بلکه نشاندادن موقعیت "فراموششدگان" و نحوهی جایگیریشان در فضاهای شهری اولویت داشتهاست.
♦️چاپ چهارم نشر فرهنگ جاوید آبان ۱۴۰۱ منتشر شد.
@varijkazemi
#نقد_کتاب
❤8👍6👎1
Forwarded from ندارضویزاده|نيمنگاهجامعهشناختی
گفتگوی یورونیوز با دارون عجماوغلو اقتصاددان و استاد دانشگاه ام آی تی آمریکا و نویسنده کتاب «چرا ملتها شکست میخورند»؛ آینده ایران بدون جمهوری اسلامی چگونه است؟
🔺🔺🔺 برشهایی از متن:
🔹جیمز رابینسون و من در کتاب «چرا ملتها شکست میخورند» رژیمهای استخراجی را، رژیمهایی تعریف کردیم که منابع را از جمعیت خود استخراج میکنند تا نخبگان کوچک وفادار به حاکمیت را غنی کنند. این استخراج میتواند از نفت یا سایر منابع طبیعی یا استخراج کلی ارزش اقتصادی باشد.
🔹 طبق این تعریف، حکومت کنونی ایران یک رژیم استخراجی آشکار است. همچنین به نظر من و بر اساس گزارشها و تحقیقاتی که درباره ایران خواندهام، میتوان گفت که حکومت از قدرت خود برای ثروتمند کردن یاران وفادارش استفاده کرده است. تاریخ مملو از رژیم های دیگر از این دست است و بیشتر آنها در نهایت به دولتهای درمانده تبدیل میشوند. نهادها دست از کار میکشند و نخبگان حکومتی روز به روز درنده و بی تفاوتتر نسبت به مصیبت مردم می شوند. این نیز مرحلهای است در آن اغلب خشونت و سرکوب به شکل شدیدتری ظاهر می شود. بنابراین بله، من میترسم که ایران هم در حال حرکت به این سمت باشد.
🔹ارزیابی من این است که جنبشهای اعتراضی ایران بسیار مسالمتآمیز رفتار کرده و در مقایسه با نمونههای لیبی و سوریه بیشتر نماینده جامعه مدنی کشور بودهاند اما با این حال رژیم جمهوری اسلامی ذرهای به معترضان امتیاز نداده است.
🔹ایران یکی از نمونههای پیشرو در میان کشورهای در حال توسعه در «ساختن نهادهای دموکراتیک» بود که متاسفانه [در کودتای ۲۸ مرداد] سرنگون شد؛ از آن بدتر اینکه این سرنگونی با حمایت ایالات متحده آمریکا صورت گرفت. آنچه پس از آن در ایران مشاهده شد، رژیم فاسد و سرکوبگر محمدرضا پهلوی بود و بعدتر زمانی که شاه سرنگون شد، رژیمی به همان اندازه سرکوبگر یعنی جمهوری اسلامی به جای آن ظهور کرد.
🔹من این [به خشونت گراییدن معترضان] را گزینه مطلوبی نمیدانم. اگر رژیم ایران همچنان به شکل بیرحمانه معترضان را سرکوب کند، نتیجه چندانی از اعتراضات به دست نمیآید و تنها جان بیگناهان بیشتری از دست خواهد رفت. در مقابل اگر معترضان، رادیکال شوند و شروع به استفاده از تاکتیکهای خشونتآمیز کنند، این روند احتمالا به خشونت بیشتر رژیم و افزایش تلفات جانی و بیشتر شدن مشکلات معیشتی مردم خواهد انجامید.
🔹 من کسی نیستم که انتخابم برخورد خشونتآمیز متقابل با رژیم باشم. غریزه من همیشه تظاهرات مسالمت آمیز است با این امید که رژیمهایی که به سرکوب خشونتآمیز معترضان مشغول هستند، پس از مدتی تمام مشروعیت خود را از دست میدهد و عناصر درون رژیم به فکر مصالحه بیفتند. البته در شرایط فعلی ممکن است این ایده در مورد ایران تنها یک تفکر امیدوارانه باشد.
🔹واقعیت این است که نفت کارها را پیچیده می کند. هنگامی که به منابعی دسترسی پیدا کردید که می توانید بدون پیشرفتهای تکنولوژیکی عمده و همکاری مردم از آنها بهره برداری کنید، آنگاه رفتار درنده و فاسد آسانتر و امکان پذیرتر میشود .
🔹بحرانهای پیش روی ایران شدید است در نتیجه من فکر نمیکنم که انتظار اینکه حکومت جدید بتواند به طور معجزه آسایی این مشکلات را ظرف یک یا دو سال حل کند، واقع بینانه باشد.
🔹 متاسفانه باید پذیرفت که مردم ایران باید سالهای سختی را تحمل کنند. اما این بدان معنا نیست که این کشور نمیتواند آیندهای مطلوبتر با حکومتهای بهتر و نهادهای قویتر و فراگیرتر بسازد. در واقع من متقاعد شدهام که ایران میتواند این کار را انجام دهد.
🔺🔺🔺 برشهایی از متن:
🔹جیمز رابینسون و من در کتاب «چرا ملتها شکست میخورند» رژیمهای استخراجی را، رژیمهایی تعریف کردیم که منابع را از جمعیت خود استخراج میکنند تا نخبگان کوچک وفادار به حاکمیت را غنی کنند. این استخراج میتواند از نفت یا سایر منابع طبیعی یا استخراج کلی ارزش اقتصادی باشد.
🔹 طبق این تعریف، حکومت کنونی ایران یک رژیم استخراجی آشکار است. همچنین به نظر من و بر اساس گزارشها و تحقیقاتی که درباره ایران خواندهام، میتوان گفت که حکومت از قدرت خود برای ثروتمند کردن یاران وفادارش استفاده کرده است. تاریخ مملو از رژیم های دیگر از این دست است و بیشتر آنها در نهایت به دولتهای درمانده تبدیل میشوند. نهادها دست از کار میکشند و نخبگان حکومتی روز به روز درنده و بی تفاوتتر نسبت به مصیبت مردم می شوند. این نیز مرحلهای است در آن اغلب خشونت و سرکوب به شکل شدیدتری ظاهر می شود. بنابراین بله، من میترسم که ایران هم در حال حرکت به این سمت باشد.
🔹ارزیابی من این است که جنبشهای اعتراضی ایران بسیار مسالمتآمیز رفتار کرده و در مقایسه با نمونههای لیبی و سوریه بیشتر نماینده جامعه مدنی کشور بودهاند اما با این حال رژیم جمهوری اسلامی ذرهای به معترضان امتیاز نداده است.
🔹ایران یکی از نمونههای پیشرو در میان کشورهای در حال توسعه در «ساختن نهادهای دموکراتیک» بود که متاسفانه [در کودتای ۲۸ مرداد] سرنگون شد؛ از آن بدتر اینکه این سرنگونی با حمایت ایالات متحده آمریکا صورت گرفت. آنچه پس از آن در ایران مشاهده شد، رژیم فاسد و سرکوبگر محمدرضا پهلوی بود و بعدتر زمانی که شاه سرنگون شد، رژیمی به همان اندازه سرکوبگر یعنی جمهوری اسلامی به جای آن ظهور کرد.
🔹من این [به خشونت گراییدن معترضان] را گزینه مطلوبی نمیدانم. اگر رژیم ایران همچنان به شکل بیرحمانه معترضان را سرکوب کند، نتیجه چندانی از اعتراضات به دست نمیآید و تنها جان بیگناهان بیشتری از دست خواهد رفت. در مقابل اگر معترضان، رادیکال شوند و شروع به استفاده از تاکتیکهای خشونتآمیز کنند، این روند احتمالا به خشونت بیشتر رژیم و افزایش تلفات جانی و بیشتر شدن مشکلات معیشتی مردم خواهد انجامید.
🔹 من کسی نیستم که انتخابم برخورد خشونتآمیز متقابل با رژیم باشم. غریزه من همیشه تظاهرات مسالمت آمیز است با این امید که رژیمهایی که به سرکوب خشونتآمیز معترضان مشغول هستند، پس از مدتی تمام مشروعیت خود را از دست میدهد و عناصر درون رژیم به فکر مصالحه بیفتند. البته در شرایط فعلی ممکن است این ایده در مورد ایران تنها یک تفکر امیدوارانه باشد.
🔹واقعیت این است که نفت کارها را پیچیده می کند. هنگامی که به منابعی دسترسی پیدا کردید که می توانید بدون پیشرفتهای تکنولوژیکی عمده و همکاری مردم از آنها بهره برداری کنید، آنگاه رفتار درنده و فاسد آسانتر و امکان پذیرتر میشود .
🔹بحرانهای پیش روی ایران شدید است در نتیجه من فکر نمیکنم که انتظار اینکه حکومت جدید بتواند به طور معجزه آسایی این مشکلات را ظرف یک یا دو سال حل کند، واقع بینانه باشد.
🔹 متاسفانه باید پذیرفت که مردم ایران باید سالهای سختی را تحمل کنند. اما این بدان معنا نیست که این کشور نمیتواند آیندهای مطلوبتر با حکومتهای بهتر و نهادهای قویتر و فراگیرتر بسازد. در واقع من متقاعد شدهام که ایران میتواند این کار را انجام دهد.
euronews
گفتگوی اختصاصی با نویسنده کتاب «چرا ملتها شکست میخورند»؛ آینده ایران بدون جمهوری اسلامی چگونه است؟
دارون عجم اوغلو، نویسنده کتاب پرفروش «چرا ملتها شکست میخورند» در گفتگوی اختصاصی با یورونیوز میگوید که به خشونت کشیده شدن اعتراضات توسط مردم باعث خواهد شد تا «جمهوری اسلامی با شکل خشنتری اعتراضات را سرکوب کند و تنها باعث خواهد شد جان بیگناهان بیشتری از…
👍25👎1
Forwarded from انجمن جامعه شناسی ایران
💢انجمن جامعه شناسی ایران، سلسله نشستهای «اعتراضات 1401، ماهیت، چیستی و چرایی » را برگزار می کند.
نشست اول: ماهیت اعتراضات
با حضور :
دکتر سعید معیدفر
دکتر حسین سراجزاده
دکتر میرطاهر موسوی
اسماعیل خلیلی
دبیر نشست: دکتر سمیه توحیدلو
زمان: چهارشنبه 25 آبان 1401 - ساعت 15 الی 17:30
نشست به طور زنده در صفحات انجمن در شبکه های اجتماعی پخش میشود.
▪️آپارات:
www.aparat.com/iran_sociology
▪️اینستاگرام : Isa13_99
@iran_sociology
#انجمن_جامعه_شناسی_ایران
نشست اول: ماهیت اعتراضات
با حضور :
دکتر سعید معیدفر
دکتر حسین سراجزاده
دکتر میرطاهر موسوی
اسماعیل خلیلی
دبیر نشست: دکتر سمیه توحیدلو
زمان: چهارشنبه 25 آبان 1401 - ساعت 15 الی 17:30
نشست به طور زنده در صفحات انجمن در شبکه های اجتماعی پخش میشود.
▪️آپارات:
www.aparat.com/iran_sociology
▪️اینستاگرام : Isa13_99
@iran_sociology
#انجمن_جامعه_شناسی_ایران
Forwarded from نگاه متفاوت (احمد زیدآبادی)
لحظۀ خداحافظی!
بازتاب مطلبی که خطاب به حامد اسماعیلیون نوشتم، مرا نسبت به آیندۀ این کشور از هر جهت روشن کرد؛ گرچه پیش از آن هم، برایم کم و بیش روشن بود.
از فحاشی چارپاداری تا تهدید به قتل و تجاوزِ جنسی، بخشی از واکنش افرادی بود که در فضای مجازی و غیرمجازی به حمایت از آقای اسماعیلیون نثارم کردند.
من این سرزمین را سرزمین عطار و سنایی و مولوی و خیام و حافظ و سعدی میدانستم. هرگز فکر نمیکردم بخشی از مردم این سرزمین روزی به این نقطه برسند. حالا که رسیدهاند، دیگر جای حضور من نیست. به هر حال، من هم از پوست و گوشت و خون و عصب ساخته شدهام. فشارها از همه سوست و من چنان تنها و غریب ماندهام که مرگ را بر هموطنی با چنین افرادی ترجیح میدهم.
این لحظه، لحظۀ خداحافظی من با سیاستی است که میخواهد با این شیوه و روش پیش برود. من این صحنه را ترک میکنم، چون هیچ رگی در وجودم با آن سنخیت ندارد و با سرتاسرش بیگانهام.
از این به بعد، بر نوشتن کتابهایم متمرکر میشوم و در این کانال نیز فقط در بارۀ تاریخ و امور انتزاعی مینویسم و کلامی از آنچه در این کشور میگذرد و خواهد گذشت، نخواهم نوشت. این تصمیم برگشتناپذیر است.
اگر ممنوعالخروج نبودم و پاسپورت داشتم، برای مدتی به یاد دوران شکوفایی فرهنگ ایران، به سمرقند یا بخارا میرفتم و یا راهی عراق میشدم و به یادِ لحظههای غربت و مظلومیت علی در جوار مسجد کوفه ساکن میشدم.
با این همه، من عاشق وطنم هستم. برایش دعای خیر میکنم و این تنها کاری است که فعلاً از دستم برمیآید.
#احمد_زیدآبادی
#حامد_اسماعیلیون
#خدا_حافظی
#فرهنگ_ایران
#آینده_کشور
@ahmadzeidabad
https://instagram.com/ahmadzeidabadiii
بازتاب مطلبی که خطاب به حامد اسماعیلیون نوشتم، مرا نسبت به آیندۀ این کشور از هر جهت روشن کرد؛ گرچه پیش از آن هم، برایم کم و بیش روشن بود.
از فحاشی چارپاداری تا تهدید به قتل و تجاوزِ جنسی، بخشی از واکنش افرادی بود که در فضای مجازی و غیرمجازی به حمایت از آقای اسماعیلیون نثارم کردند.
من این سرزمین را سرزمین عطار و سنایی و مولوی و خیام و حافظ و سعدی میدانستم. هرگز فکر نمیکردم بخشی از مردم این سرزمین روزی به این نقطه برسند. حالا که رسیدهاند، دیگر جای حضور من نیست. به هر حال، من هم از پوست و گوشت و خون و عصب ساخته شدهام. فشارها از همه سوست و من چنان تنها و غریب ماندهام که مرگ را بر هموطنی با چنین افرادی ترجیح میدهم.
این لحظه، لحظۀ خداحافظی من با سیاستی است که میخواهد با این شیوه و روش پیش برود. من این صحنه را ترک میکنم، چون هیچ رگی در وجودم با آن سنخیت ندارد و با سرتاسرش بیگانهام.
از این به بعد، بر نوشتن کتابهایم متمرکر میشوم و در این کانال نیز فقط در بارۀ تاریخ و امور انتزاعی مینویسم و کلامی از آنچه در این کشور میگذرد و خواهد گذشت، نخواهم نوشت. این تصمیم برگشتناپذیر است.
اگر ممنوعالخروج نبودم و پاسپورت داشتم، برای مدتی به یاد دوران شکوفایی فرهنگ ایران، به سمرقند یا بخارا میرفتم و یا راهی عراق میشدم و به یادِ لحظههای غربت و مظلومیت علی در جوار مسجد کوفه ساکن میشدم.
با این همه، من عاشق وطنم هستم. برایش دعای خیر میکنم و این تنها کاری است که فعلاً از دستم برمیآید.
#احمد_زیدآبادی
#حامد_اسماعیلیون
#خدا_حافظی
#فرهنگ_ایران
#آینده_کشور
@ahmadzeidabad
https://instagram.com/ahmadzeidabadiii
👎9👍6
عباس وریج کاظمی pinned «📝 چرا تصنیفهای عصر مشروطه هنوز زمزمه میشوند؟ ✍ عباس کاظمی @varijkazemi در طول این دو ماه که اعتراضات درگرفته است، «مرغ سحر» دیگر زمزمه نمیشود. بهجایش «از خون جوانان وطن» است که شنیده و خوانده میشود. تصنیف «از خون جوانان وطن لاله دمیده»، بارها در اعتراضات…»
عباس وریج کاظمی
عباس کاظمی جنبشی که سرانجام نیکویی دارد از ابتدای مسیر خودش را نشان میدهد. اما شورشی که از سر استیصال است و با خشم گره بخورد به مسیری میرود که به حذف آدمها و جریانها ختم میشود. بوی آشنای خشم و خشونت بیپایان از همین ابتدای راه به مشام میرسد. اتهام زدن…
آقای زیدآبادی در این احساس تنها نیست، روشنفکران و اهل فکر زیادی از دو سو وادار به سکوت شدند. ازیکطرف، فشار حاکمیت و ازدیگرسو فشار بخشی از مردم معترض.
ابتدای اعتراضات، از خشونتی گفتم که بر یکدیگر روا میداریم و همچنان معتقدم که نقطهضعف مهم را باید در همین اشکال پیچیدهٔ خشونت نمادین و آشکار جستجو کرد.
اندکی فکر کنیم،چگونه فردی که از زندان و تبعید و تهدید حکومت کم نیاورده،از پیامدهای زندان جامعه، تصمیم به انصراف از کنشگری سیاسی گرفتهاست.
ابتدای اعتراضات، از خشونتی گفتم که بر یکدیگر روا میداریم و همچنان معتقدم که نقطهضعف مهم را باید در همین اشکال پیچیدهٔ خشونت نمادین و آشکار جستجو کرد.
اندکی فکر کنیم،چگونه فردی که از زندان و تبعید و تهدید حکومت کم نیاورده،از پیامدهای زندان جامعه، تصمیم به انصراف از کنشگری سیاسی گرفتهاست.
👍45👎16❤3
💢انجمن جامعه شناسی ایران، سلسله نشستهای «اعتراضات 1401، ماهیت، چیستی و چرایی » را برگزار میکند:
🔸نشست دوم؛ چیستی و چرایی اعتراضات
🔹با حضور :
دکتر هادی خانیکی
دکتر مقصود فراستخواه
دکتر افسانه کمالی
دکتر ابوالفضل مرشدی
🔹دبیر نشست: دکتر سمیه توحیدلو
🔻زمان: چهارشنبه 2 آذر 1401 - ساعت 15 الی 17:30
🔻نشست به طور زنده در صفحات انجمن در شبکه های اجتماعی پخش میشود.
🔹آپارات:
www.aparat.com/iran_sociology
🔹اینستاگرام :
instagram.com/isa13_99
🔸نشست دوم؛ چیستی و چرایی اعتراضات
🔹با حضور :
دکتر هادی خانیکی
دکتر مقصود فراستخواه
دکتر افسانه کمالی
دکتر ابوالفضل مرشدی
🔹دبیر نشست: دکتر سمیه توحیدلو
🔻زمان: چهارشنبه 2 آذر 1401 - ساعت 15 الی 17:30
🔻نشست به طور زنده در صفحات انجمن در شبکه های اجتماعی پخش میشود.
🔹آپارات:
www.aparat.com/iran_sociology
🔹اینستاگرام :
instagram.com/isa13_99
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
آپارات | انجمن جامعه شناسی ایران
این صفحه مربوط به انجمن جامعه شناسی ایران می باشد.
نشانی انجمن: تهران، بزرگراه جلال آل احمد، زیر پل گیشا، دان
نشانی انجمن: تهران، بزرگراه جلال آل احمد، زیر پل گیشا، دان
👍5👎1
جابجاییهای_عظیم_فرهنگی_و_اجتماعی_و_جنبشزندگیروزمره_در_ایران.pdf
1.8 MB
عباس کاظمی
آبان ۱۴۰۱
🔸عنوان: جابجاییهای عظیم فرهنگی و اجتماعی و جنبشزندگیروزمره در ایران
🔷چگونه جنبش آرام زندگیروزمره به سطحی رادیکال در ابتدای دهه ۱۴۰۰ رسید؟ برای توضیح آن به پنج تحول و جابجایی عمده در جامعه ایران در اواخر دهه ۹۰ اشاره کردم.
📘دوماهنامه چشم انداز ایران
شماره ۱۳۶
فایل پیدیاف ضمیمه است
@varijkazemi
آبان ۱۴۰۱
🔸عنوان: جابجاییهای عظیم فرهنگی و اجتماعی و جنبشزندگیروزمره در ایران
🔷چگونه جنبش آرام زندگیروزمره به سطحی رادیکال در ابتدای دهه ۱۴۰۰ رسید؟ برای توضیح آن به پنج تحول و جابجایی عمده در جامعه ایران در اواخر دهه ۹۰ اشاره کردم.
📘دوماهنامه چشم انداز ایران
شماره ۱۳۶
فایل پیدیاف ضمیمه است
@varijkazemi
👍19
Forwarded from مطالعات فرهنگی ایرانی
نگاهی به تحولات تونس و بازگشت اقتدارگرایی
🖋خدیجه کشاورز
《این روزها یکی از نگرانیهای برخی از روشنفکران ایرانی در برابر اعتراضاتی که خیابانهای ایران را در برگرفته است، نگرانی از سرنوشت کشورمان در فردای تحولات احتمالی است. یکی از دلایل نگرانی آنان، سرنوشت کشورهای عربی پس از بهار عربی است. اعتراضاتی که به بهار عربی موسوم شد چهرۀ برخی از کشورهای عربی را دگرگون کرد.》
ادامهی مطلب را میتوانید در اینجا بخوانید.
https://news.1rj.ru/str/culturalstudies_usc
کانال مطالعاتفرهنگی ایرانی
🖋خدیجه کشاورز
《این روزها یکی از نگرانیهای برخی از روشنفکران ایرانی در برابر اعتراضاتی که خیابانهای ایران را در برگرفته است، نگرانی از سرنوشت کشورمان در فردای تحولات احتمالی است. یکی از دلایل نگرانی آنان، سرنوشت کشورهای عربی پس از بهار عربی است. اعتراضاتی که به بهار عربی موسوم شد چهرۀ برخی از کشورهای عربی را دگرگون کرد.》
ادامهی مطلب را میتوانید در اینجا بخوانید.
https://news.1rj.ru/str/culturalstudies_usc
کانال مطالعاتفرهنگی ایرانی
Telegraph
نگاهی به تحولات تونس و بازگشت اقتدارگرایی
این روزها یکی از نگرانیهای برخی از روشنفکران ایرانی در برابر اعتراضاتی که خیابانهای ایران را در برگرفته است، نگرانی از سرنوشت کشورمان در فردای تحولات احتمالی است. یکی از دلایل نگرانی آنان، سرنوشت کشورهای عربی پس از بهار عربی است. اعتراضاتی که به بهار عربی…
👏5👍1
📄جابجاییهای عظیم فرهنگی و اجتماعی و جنبشزندگیروزمره در ایران
✍️عباس کاظمی
🔷چگونه جنبش آرام زندگیروزمره به سطحی رادیکال در ابتدای دهه ۱۴۰۰ رسید؟ برای توضیح آن به پنج تحول و جابجایی عمده در جامعه ایران در اواخر دهه ۹۰ اشاره کردم.
📘دوماهنامه چشم انداز ایران
@varijkazemi
این جستار در شمارۀ 136 دوماهنامۀ چشمانداز ایران چاپ شده و پیشازاین در کانال بارگذاری شده است. بهمنظور آسانترشدن مطالعه متن، نسخهٔ باکیفیتتری از آن را در اینجا بارگذاری کردیم.
فایل پیدیاف نسخۀ جدید، ضمیمه است.
#مقاله
@varijkazemi
✍️عباس کاظمی
🔷چگونه جنبش آرام زندگیروزمره به سطحی رادیکال در ابتدای دهه ۱۴۰۰ رسید؟ برای توضیح آن به پنج تحول و جابجایی عمده در جامعه ایران در اواخر دهه ۹۰ اشاره کردم.
📘دوماهنامه چشم انداز ایران
@varijkazemi
این جستار در شمارۀ 136 دوماهنامۀ چشمانداز ایران چاپ شده و پیشازاین در کانال بارگذاری شده است. بهمنظور آسانترشدن مطالعه متن، نسخهٔ باکیفیتتری از آن را در اینجا بارگذاری کردیم.
فایل پیدیاف نسخۀ جدید، ضمیمه است.
#مقاله
@varijkazemi
Telegram
attach 📎
👍11
18.pdf
219.1 KB
📘تاملی بر کتاب سفر نظریهها؛
سفرهای بیبازگشت
🔸دکتر جبار رحمانی
🔷روزنامه ایران، ۱۳ آذر ۱۴۰۱👆
🧊لینک خرید آنلاین کتاب
https://idebook.ir/books/237758/سفر-نظریه-ها-اگر
#سفر_نظریه_ها #کتاب #نقد_کتاب
https://news.1rj.ru/str/Varijkazemi
سفرهای بیبازگشت
🔸دکتر جبار رحمانی
🔷روزنامه ایران، ۱۳ آذر ۱۴۰۱👆
🧊لینک خرید آنلاین کتاب
https://idebook.ir/books/237758/سفر-نظریه-ها-اگر
#سفر_نظریه_ها #کتاب #نقد_کتاب
https://news.1rj.ru/str/Varijkazemi
👍2
Forwarded from مطالعات فرهنگی ایرانی
پادکست روزها در راه
خاطرات شاهرخ مسکوب از روزهای انقلاب را اینجا بشنوید
کانال مطالعات فرهنگی ایرانی
https://news.1rj.ru/str/culturalstudies_usc
خاطرات شاهرخ مسکوب از روزهای انقلاب را اینجا بشنوید
کانال مطالعات فرهنگی ایرانی
https://news.1rj.ru/str/culturalstudies_usc
Google Podcasts
روزها در راه
پادپخش روزها در راه، روایت بیست سال از آفتابهای غروب کرده و خورشیدهای برآمده بر سر این سرزمین است. از آذر 57 تا آذر 76. ما بیست سال را از دریچه چشم شاهرخ مسکوب نگاه میکنیم. مسکوب را میتوان با عناوینی مثل روشنفکر و نویسنده و مترجم معرفی کرد، اما برای ما…
👍5❤1
Forwarded from پاتوقهای دیالوگوس
" فرد در چنین جامعهای ناچار است تنها با همان نهاد سنتی خانواده که اکنون بارِ تمامی نیروهای واسط اجتماعی را بر دوش می کشد سر کند. اما حقیقت آن است که فرد در جامعهای بدون پشتوانه زندگی میکند. این داستان همان چیزی است که فیلم جدایی نادر از سیمین آن را روایت میکند و هشداری مهم برای جامعهای است که هنوز قصه جداییها را باور نکرده است."
در روز یکشنبهی پیشرو قرار است از کتاب "امر روزمره در جامعه پساانقلابی بحث و گفتوگو کنیم.
در این جلسه دکتر عباس کاظمی نیز مهمان ما خواهد بود.
همچنین شرکت در پاتوق تا اطلاع ثانوی رایگان خواهد بود.
آیدی تلگرام برای نامنویسی و هماهنگی:
@patoqadmin
تاریخ: یکشنبه ۲۰ آذر.
ساعت برگزاری: ۱۶:۰۰
مکان برگزاری: تهران-کریمخان-خیابان ایرانشهر-خیابان کلانتری-پلاک 48-بالای کافه آپآرتمان-کتابفروشی دی.
در روز یکشنبهی پیشرو قرار است از کتاب "امر روزمره در جامعه پساانقلابی بحث و گفتوگو کنیم.
در این جلسه دکتر عباس کاظمی نیز مهمان ما خواهد بود.
همچنین شرکت در پاتوق تا اطلاع ثانوی رایگان خواهد بود.
آیدی تلگرام برای نامنویسی و هماهنگی:
@patoqadmin
تاریخ: یکشنبه ۲۰ آذر.
ساعت برگزاری: ۱۶:۰۰
مکان برگزاری: تهران-کریمخان-خیابان ایرانشهر-خیابان کلانتری-پلاک 48-بالای کافه آپآرتمان-کتابفروشی دی.
👍11
Forwarded from دکتر نعمت الله فاضلی
@Drnematallahfazeli
📝 صدای بلوچ؛ در رثا و ثنای محمود زندمقدم
🔻نعمت الله فاضلی، روزنامه هم میهن، 17 آذر 1401
✅ محمود زندمقدم مردمنگار ایرانی تمامعیار بود. مردمنگاری «نوشتن فرهنگ» و به سخن درآوردن تجربههای زیسته قوم، ملت یا گروهی از مردم است؛ و او از قهرمانان این قبیله مردمنگاران بود. سنت مردمنگاری ایرانی دیرین است و با ناصرخسرو و سفرنامهاش آغاز می شود، سنتی که انسان ایرانی در بستر زبان و ادبیات فارسی میبالد و تداوم مییابد تا معنای نهفته در فرهنگ ایرانی در گوشهگوشه ایران و در میان اقوام و گروههای ساکن این سرزمین را روایت و حکایت کند؛ و خلاقیتها، عاملیتها، نوآوریها، دردها، رنجها، خواستها، شیوههای انطباق با طبیعت، تاریخ و تمدن ایرانی را با تمام شباهتها و تفاوتهایش در کلمات بگنجاند.
✅ سده سیزدهم این سنت با برآمدن و بالنده شدن تجدد ایرانی احیا شد و جانی و جهانی تازه یافت. زندمقدم فرزند زبان، زمینه و زمانه خود بود. دانشها و علوم مدرن را میشناخت و از نخستین دانشآموختگان برنامهریزی توسعه در ایران بود که برای «آمارگیری هزینه و درآمد خانوارهای روستایی» در 1343 عازم بلوچستان شد؛ سفری که او را «سخت تحتتاثیر حال و هوای بلوچستان» قرار داد؛ تاثیری که عشق و شوق مادالعمر در او برای آموختن، اندیشیدن، روایت کردن و نوشتن فرهنگ و مردم بلوچ خلق کرد چنان عشق شورانگیزی که 58سال از عمر هشت84 سالهاش را وقف بلوچها کرد.
✅ راوی خلاق، جسور، صادق، دانا و نقاد مردم و سرزمین و فرهنگ سیستانوبلوچستان شد. بیش از هر کس دیگری با جان و جهان بلوچ مأنوس و آشنا بود. وجب به وجب بلوچستان را زیسته و دریا، خاک، دیار و انسان بلوچ را عاشقانه لمسیده و فهمیده بود و با جادوی قلم، آنها را ترسیم و توصیف کرد. مردی که ماموریتش در این جهان را شناخت و عمرش را تمام و کمال و شرافتمندانه در خدمت آن قرار داد. آمده بود صدای بلوچ و دردها و رنج های آن شود و شد. به قول خودش «خطهای دورافتاده» که در آن روزگار «نه هواپیما بود و پروازهای منظم، نه جاده و آسفالت و رفتوآمد منظم». بارها و بارها به آنجا سفر و اقامت کرد تا «فضای بیهمتایی که بلوچ در آن نفس میکشد، زندگی میکند و...» مردمنگارانه و ادیبانه به جهان زبان انتقال دهد. او شرافتمندانه و آزادهوار نوشت و زیست. سختیهای بیشمار کشید تا راوی سختیهای سختی کشیدگان و رنجدیدگان جهان باشد.
✅ او مردمنگار بود؛ و مردمنگاری شرافت را نگاشت و آفرید. در حالی دوشنبه چهاردهم آذرماه (1401) از میان ما رفت که بلوچها بیش از هر زمانی نیازمند او بودند، او که صدای بلوچ بود خالق یکی از ماندگارترین شاهکارهای زبان فارسی و مردمشناسی ایران شد. «حکایت بلوچ» را در هفت جلد نوشت. هر جلد سفری است به جهان پر نقش و نگار و انباشته از رنج و فلاکت؛ فلاکت انسانها، بلوچها.
✅ «از ایرانشهر که بیرون آمدیم، جاده باریکی میگذشت از میان کشتزارهای پراکنده. رسیدیم به بمپور. دهی مثل همه دهات بلوچستان؛ مردمی سیاه سوخته، با موهای وز کرده و غبار گرفته و چشمان آفتاب زده و سفیدیها: کدر و بیمارگونه؛ سیاهیها مات؛ صورتها؛ زرد و چروکیده- مانند پوست گرمکی که میان خاک و گل لگدمال کرده باشند؛ پیکرها تکیده و لاغر؛ تا بخواهی کور و کچل و افلیج. ثلثی از مردم زمینگیر. بچهها تراخمی و نزار. لول میزدند توی گل، لجن و خاک. خوب بود گوشتی نبود زیر پوستها- پوستی که سیاه بود و ترکیده بود روی استخوان- که اگر گوشتی بود، میان گل و لجن و بخار، گندانده بودش آفتاب. چند دکان بقالی: لانه مگس، زنبور و پشه. کلبههای گلی با درهای حصیری: دملهای چرکی که تاول زده بودند روی تن زمین. راهی خاکی و باریک که میگذشت از میان دو جوی لجن و کلبههای حصیری و گلی» (جلد اول ص 33).
✅ این قطعه نهتنها نمونهای از سبک و نثر او، بلکه بازنماییای است از شیوه مردمنگاری انتقادی که زندمقدم خالق آن شد و توانست سنگبنای تازهای در عمارت مردمنگاری ایرانی بنهد. اما مقصود او حتی این نبود که شاهکاری بیافریند یا مردمنگاری انتقادی ایرانی را گامی بلند به جلو ببرد، او میگوید صرفا «ادای دِین» است: «نه قصد تاریخنگاری، نه تحلیلهای اجتماعی و اقتصادی و از این دست کارها. احساس دِین میکردم به مردم بلوچ، میخواستم ادایدین کنم و بس» (همان 16).
📝 صدای بلوچ؛ در رثا و ثنای محمود زندمقدم
🔻نعمت الله فاضلی، روزنامه هم میهن، 17 آذر 1401
✅ محمود زندمقدم مردمنگار ایرانی تمامعیار بود. مردمنگاری «نوشتن فرهنگ» و به سخن درآوردن تجربههای زیسته قوم، ملت یا گروهی از مردم است؛ و او از قهرمانان این قبیله مردمنگاران بود. سنت مردمنگاری ایرانی دیرین است و با ناصرخسرو و سفرنامهاش آغاز می شود، سنتی که انسان ایرانی در بستر زبان و ادبیات فارسی میبالد و تداوم مییابد تا معنای نهفته در فرهنگ ایرانی در گوشهگوشه ایران و در میان اقوام و گروههای ساکن این سرزمین را روایت و حکایت کند؛ و خلاقیتها، عاملیتها، نوآوریها، دردها، رنجها، خواستها، شیوههای انطباق با طبیعت، تاریخ و تمدن ایرانی را با تمام شباهتها و تفاوتهایش در کلمات بگنجاند.
✅ سده سیزدهم این سنت با برآمدن و بالنده شدن تجدد ایرانی احیا شد و جانی و جهانی تازه یافت. زندمقدم فرزند زبان، زمینه و زمانه خود بود. دانشها و علوم مدرن را میشناخت و از نخستین دانشآموختگان برنامهریزی توسعه در ایران بود که برای «آمارگیری هزینه و درآمد خانوارهای روستایی» در 1343 عازم بلوچستان شد؛ سفری که او را «سخت تحتتاثیر حال و هوای بلوچستان» قرار داد؛ تاثیری که عشق و شوق مادالعمر در او برای آموختن، اندیشیدن، روایت کردن و نوشتن فرهنگ و مردم بلوچ خلق کرد چنان عشق شورانگیزی که 58سال از عمر هشت84 سالهاش را وقف بلوچها کرد.
✅ راوی خلاق، جسور، صادق، دانا و نقاد مردم و سرزمین و فرهنگ سیستانوبلوچستان شد. بیش از هر کس دیگری با جان و جهان بلوچ مأنوس و آشنا بود. وجب به وجب بلوچستان را زیسته و دریا، خاک، دیار و انسان بلوچ را عاشقانه لمسیده و فهمیده بود و با جادوی قلم، آنها را ترسیم و توصیف کرد. مردی که ماموریتش در این جهان را شناخت و عمرش را تمام و کمال و شرافتمندانه در خدمت آن قرار داد. آمده بود صدای بلوچ و دردها و رنج های آن شود و شد. به قول خودش «خطهای دورافتاده» که در آن روزگار «نه هواپیما بود و پروازهای منظم، نه جاده و آسفالت و رفتوآمد منظم». بارها و بارها به آنجا سفر و اقامت کرد تا «فضای بیهمتایی که بلوچ در آن نفس میکشد، زندگی میکند و...» مردمنگارانه و ادیبانه به جهان زبان انتقال دهد. او شرافتمندانه و آزادهوار نوشت و زیست. سختیهای بیشمار کشید تا راوی سختیهای سختی کشیدگان و رنجدیدگان جهان باشد.
✅ او مردمنگار بود؛ و مردمنگاری شرافت را نگاشت و آفرید. در حالی دوشنبه چهاردهم آذرماه (1401) از میان ما رفت که بلوچها بیش از هر زمانی نیازمند او بودند، او که صدای بلوچ بود خالق یکی از ماندگارترین شاهکارهای زبان فارسی و مردمشناسی ایران شد. «حکایت بلوچ» را در هفت جلد نوشت. هر جلد سفری است به جهان پر نقش و نگار و انباشته از رنج و فلاکت؛ فلاکت انسانها، بلوچها.
✅ «از ایرانشهر که بیرون آمدیم، جاده باریکی میگذشت از میان کشتزارهای پراکنده. رسیدیم به بمپور. دهی مثل همه دهات بلوچستان؛ مردمی سیاه سوخته، با موهای وز کرده و غبار گرفته و چشمان آفتاب زده و سفیدیها: کدر و بیمارگونه؛ سیاهیها مات؛ صورتها؛ زرد و چروکیده- مانند پوست گرمکی که میان خاک و گل لگدمال کرده باشند؛ پیکرها تکیده و لاغر؛ تا بخواهی کور و کچل و افلیج. ثلثی از مردم زمینگیر. بچهها تراخمی و نزار. لول میزدند توی گل، لجن و خاک. خوب بود گوشتی نبود زیر پوستها- پوستی که سیاه بود و ترکیده بود روی استخوان- که اگر گوشتی بود، میان گل و لجن و بخار، گندانده بودش آفتاب. چند دکان بقالی: لانه مگس، زنبور و پشه. کلبههای گلی با درهای حصیری: دملهای چرکی که تاول زده بودند روی تن زمین. راهی خاکی و باریک که میگذشت از میان دو جوی لجن و کلبههای حصیری و گلی» (جلد اول ص 33).
✅ این قطعه نهتنها نمونهای از سبک و نثر او، بلکه بازنماییای است از شیوه مردمنگاری انتقادی که زندمقدم خالق آن شد و توانست سنگبنای تازهای در عمارت مردمنگاری ایرانی بنهد. اما مقصود او حتی این نبود که شاهکاری بیافریند یا مردمنگاری انتقادی ایرانی را گامی بلند به جلو ببرد، او میگوید صرفا «ادای دِین» است: «نه قصد تاریخنگاری، نه تحلیلهای اجتماعی و اقتصادی و از این دست کارها. احساس دِین میکردم به مردم بلوچ، میخواستم ادایدین کنم و بس» (همان 16).
👍2❤1
👍1
Forwarded from زیر سقف آسمان
چشماندازی_نظری_در_بارهی_خیزشهای_اجتماعیی_ایران.pdf
1.4 MB
♦️چشماندازی نظری در بارهی خیزشهای اجتماعیی ایران / نسخهی کامل و ویرایش شده
✍️حسن محدّثیی گیلوایی
۱۷ آذر ۱۴۰۱
🔻درآمد
نوشتن این بحث بلند و طولانی را در بحبوجهی یک جنبش اجتماعیی سراسری و از ۲۸ مهر ۱۴۰۱ آغاز کرده ام و در ۱۱ آذر به پایان رسانده ام. الان که این نوشته را برای بازنشر کامل آن ویرایش میکنم، ۱۷ آذر ۱۴۰۱ است و جنبش همچنان ادامه دارد. نوشتن در بحبوحهی یک جنبش همراه با پیگیریی اخبار هر روزهی آن و نیز همراه با مطالعهی دیگر خیزشهای اجتماعی و جنبشهای اجتماعی در دهههای اخیر در ایران، به من این امکان را داده است که به زمینهی اجتماعیی بروز آنها بیشتر توجّه کنم. کوشیدم تا جاییکه ممکن است در عین مفهومسازیی لازم برای تبیین و توضیح این پدیده، مفاهیمی قابل فهم برای مخاطب عام را بهکار بگیرم و تا جاییکه ممکن است دقیق سخن بگویم و از کلّیگویی پرهیز کنم. امیدوار ام این نوشته مورد توجّه مخاطبان ارجمند قرار گیرد. انتشار عمومیی آن به من فرصت دریافت نقدهای صاحبنظران ارجمند و آموختن بیشتر را میدهد.
#رژیم_سیاسی
#خیزش_اجتماعی
#جنبش_اجتماعی
@NewHasanMohaddesi
✍️حسن محدّثیی گیلوایی
۱۷ آذر ۱۴۰۱
🔻درآمد
نوشتن این بحث بلند و طولانی را در بحبوجهی یک جنبش اجتماعیی سراسری و از ۲۸ مهر ۱۴۰۱ آغاز کرده ام و در ۱۱ آذر به پایان رسانده ام. الان که این نوشته را برای بازنشر کامل آن ویرایش میکنم، ۱۷ آذر ۱۴۰۱ است و جنبش همچنان ادامه دارد. نوشتن در بحبوحهی یک جنبش همراه با پیگیریی اخبار هر روزهی آن و نیز همراه با مطالعهی دیگر خیزشهای اجتماعی و جنبشهای اجتماعی در دهههای اخیر در ایران، به من این امکان را داده است که به زمینهی اجتماعیی بروز آنها بیشتر توجّه کنم. کوشیدم تا جاییکه ممکن است در عین مفهومسازیی لازم برای تبیین و توضیح این پدیده، مفاهیمی قابل فهم برای مخاطب عام را بهکار بگیرم و تا جاییکه ممکن است دقیق سخن بگویم و از کلّیگویی پرهیز کنم. امیدوار ام این نوشته مورد توجّه مخاطبان ارجمند قرار گیرد. انتشار عمومیی آن به من فرصت دریافت نقدهای صاحبنظران ارجمند و آموختن بیشتر را میدهد.
#رژیم_سیاسی
#خیزش_اجتماعی
#جنبش_اجتماعی
@NewHasanMohaddesi
👍8👎1