Forwarded from حسین ایمانی جاجرمي
📍بازهم مساله فساد در مديريت شهري
📝حسين ايماني جاجرمي
اين روزها دوباره مساله فساد در شهرداري تهران در دورههاي گذشته مطرح شده است. تامل در اين باره و توجه به ريشههاي موضوع به عقيده من بهتر ميتواند ما را به سرمنزل مقصود برساند. شهرداريها تابعي از نظام اداري كشورند و طبيعتا فساد فقط محدود به شهرداريها نيست و رتبه پايين ايران در شاخصهاي بين المللي مربوط به شفافيت هم گوياي همين وضعيت است. بايد توجه كنيم كه شهرداريها از قديم با مساله فساد درگير بودهاند. پيش از انقلاب در تهران هم تعدادي از شهرداران به اتهام فساد به زندان رفتند. پس اين مساله جديد نيست. به نظر ميرسد ما با وجود اينكه شهرداريها و شوراها را به عنوان بخشي از نظام اداره كشور قبول كردهايم اما كمبود حلقههاي تكميلي در اين حوزه جايش خالي است. شكلگيري اين حلقهها بايد منجر به شفافيت بيشتر شود.
به عنوان مثال ما دادستان شهر نداريم، خزانهدار شهر نداريم. اينها جايشان خالي است. نظام شهرداريهاي ما فاقد نظام پايش بيروني است. يعني شهرداري خودش خرج ميكند و خودش هم نظارت ميكند. مقام ناظر از مقام اجرا بايد جدا شوند. شهرداريها هر ميزان كه دموكراتيكتر شوند؛ از فساد
كاسته ميشود.
به اين منظور بايد شوراهاي محلهاي كه در قانون اساسي هم به آن اشاره شده شكل بگيرند. براي اين كار بايد قانون شوراها را اصلاح كنيم. وقتي قدرت در دست عده معدودي متمركز باشد امكان سوءاستفاده افزايش مييابد. وقتي تعداد بازيگران در موقعيت هاي قدرت بيشتر شود مساله سوءاستفاده احتمالش كاهش مييابد. در تهران چرا نبايد شوراي منطقه داشته باشيم؟ يا شوراي محله داشته باشيم؟ نه مثل شوراياريها كه زير دست شهردار منطقه و ناحيه باشند كه هر بازياي خواست با اينها بكند. در يك شوراي هفت نفره يا نه نفره كار سخت ميشود و امكان بروز فساد كاهش مييابد.
نكته ديگر اين است كه ما با سوپرمن سرو كار نداريم. كدام آدم عادي مي تواند در برابر يك پيشنهاد رشوه ٥ ميليارد توماني مقاومت كند؟ همه جاي دنيا بر همين اساس سيستم را تنظيم ميكنند. بايد بدانيم در نظام اداري ما با عارف و زاهد سر و كار نداريم بلكه با انسان هاي عادي روبهرو هستيم. يكي ديگر از حلقهها رسانههاي قدرتمند و مستقل است. نقش رسانهها خيلي مهم است ما بايد همين مقدار از طرح مباحث را هم قدردان دوستان رسانهاي باشيم. شايد اگر رسانهها نبودند با وضعيت بدتري روبهرو بوديم. بخشي از موضوع هم به وزارت كشور برميگردد. وزارت كشور مهمترين دستگاه سياسي رسيدگيكننده به امور داخلي كشور است. قانون شهرداريها را نگاه كنيد سازمان شهرداريها وظايف گسترده دارد. آيا وزارت كشور اينقدر كه اتوبوس خريده به همين نسبت مساله آموزش را جدي گرفته است؟ از سوي ديگر خلأ آموزش در احزاب هم احساس ميشود. احزاب و جناحهاي حامي كانديداها هم بايد جوابگو باشند كه چرا در دوره مديريت نامزد مورد حمايتشان اين اتفاقات افتاده است. آموزش بخشي از وظايف حزب است. راحتترين كار اين است چند نفر را متهم كنيم. اگر واقعبينانه نگاه كنيم بخشي از دلايل به عملكرد ناقص احزاب و گروههاي سياسي برميگردد.
@imani_jajarmi
📝حسين ايماني جاجرمي
اين روزها دوباره مساله فساد در شهرداري تهران در دورههاي گذشته مطرح شده است. تامل در اين باره و توجه به ريشههاي موضوع به عقيده من بهتر ميتواند ما را به سرمنزل مقصود برساند. شهرداريها تابعي از نظام اداري كشورند و طبيعتا فساد فقط محدود به شهرداريها نيست و رتبه پايين ايران در شاخصهاي بين المللي مربوط به شفافيت هم گوياي همين وضعيت است. بايد توجه كنيم كه شهرداريها از قديم با مساله فساد درگير بودهاند. پيش از انقلاب در تهران هم تعدادي از شهرداران به اتهام فساد به زندان رفتند. پس اين مساله جديد نيست. به نظر ميرسد ما با وجود اينكه شهرداريها و شوراها را به عنوان بخشي از نظام اداره كشور قبول كردهايم اما كمبود حلقههاي تكميلي در اين حوزه جايش خالي است. شكلگيري اين حلقهها بايد منجر به شفافيت بيشتر شود.
به عنوان مثال ما دادستان شهر نداريم، خزانهدار شهر نداريم. اينها جايشان خالي است. نظام شهرداريهاي ما فاقد نظام پايش بيروني است. يعني شهرداري خودش خرج ميكند و خودش هم نظارت ميكند. مقام ناظر از مقام اجرا بايد جدا شوند. شهرداريها هر ميزان كه دموكراتيكتر شوند؛ از فساد
كاسته ميشود.
به اين منظور بايد شوراهاي محلهاي كه در قانون اساسي هم به آن اشاره شده شكل بگيرند. براي اين كار بايد قانون شوراها را اصلاح كنيم. وقتي قدرت در دست عده معدودي متمركز باشد امكان سوءاستفاده افزايش مييابد. وقتي تعداد بازيگران در موقعيت هاي قدرت بيشتر شود مساله سوءاستفاده احتمالش كاهش مييابد. در تهران چرا نبايد شوراي منطقه داشته باشيم؟ يا شوراي محله داشته باشيم؟ نه مثل شوراياريها كه زير دست شهردار منطقه و ناحيه باشند كه هر بازياي خواست با اينها بكند. در يك شوراي هفت نفره يا نه نفره كار سخت ميشود و امكان بروز فساد كاهش مييابد.
نكته ديگر اين است كه ما با سوپرمن سرو كار نداريم. كدام آدم عادي مي تواند در برابر يك پيشنهاد رشوه ٥ ميليارد توماني مقاومت كند؟ همه جاي دنيا بر همين اساس سيستم را تنظيم ميكنند. بايد بدانيم در نظام اداري ما با عارف و زاهد سر و كار نداريم بلكه با انسان هاي عادي روبهرو هستيم. يكي ديگر از حلقهها رسانههاي قدرتمند و مستقل است. نقش رسانهها خيلي مهم است ما بايد همين مقدار از طرح مباحث را هم قدردان دوستان رسانهاي باشيم. شايد اگر رسانهها نبودند با وضعيت بدتري روبهرو بوديم. بخشي از موضوع هم به وزارت كشور برميگردد. وزارت كشور مهمترين دستگاه سياسي رسيدگيكننده به امور داخلي كشور است. قانون شهرداريها را نگاه كنيد سازمان شهرداريها وظايف گسترده دارد. آيا وزارت كشور اينقدر كه اتوبوس خريده به همين نسبت مساله آموزش را جدي گرفته است؟ از سوي ديگر خلأ آموزش در احزاب هم احساس ميشود. احزاب و جناحهاي حامي كانديداها هم بايد جوابگو باشند كه چرا در دوره مديريت نامزد مورد حمايتشان اين اتفاقات افتاده است. آموزش بخشي از وظايف حزب است. راحتترين كار اين است چند نفر را متهم كنيم. اگر واقعبينانه نگاه كنيم بخشي از دلايل به عملكرد ناقص احزاب و گروههاي سياسي برميگردد.
@imani_jajarmi
Forwarded from انتشارات فرهنگ جاوید
تجدید چاپ شد:
چاپ چهارم «پرسهزنی و زندگی روزمرۀ ایرانی» و چاپ سوم «امر روزمره در جامعۀ پساانقلابی» منتشر شد.
•ارسال به تمام نقاط كشور•
تلفن دفتر فروش: ٦٦٤٨١٦٣٧
مشخصات:
goo.gl/5az8gw
goo.gl/PMcC4r
چاپ چهارم «پرسهزنی و زندگی روزمرۀ ایرانی» و چاپ سوم «امر روزمره در جامعۀ پساانقلابی» منتشر شد.
•ارسال به تمام نقاط كشور•
تلفن دفتر فروش: ٦٦٤٨١٦٣٧
مشخصات:
goo.gl/5az8gw
goo.gl/PMcC4r
ضرورت تحول دروس عمومی دانشگاهها
عباس کاظمی
@varijkazemi
بسیاری از تحقیقات و پژوهشهای انجام شده همکارانم و از جمله پیمایش ملی دانشجویی کلاس درس (دکتر صدیقیان) نشان داده است که دروس عمومی نه تنها تاثیر و فایده ای در بالابردن اگاهی و شناخت دانشجویان ندارد بلکه موجب نارضایتی های و بی انگیزه گیهای زیادی هم شده است. از سویی دیگر، وضعیت سواد عمومی و فرهنگی دانشجویان در ایران نگران کننده است. بنابراین ضرورت دارد دروس عمومی تحولی اساسی یابند و در جهت بالابردن سواد عمومی و فرهنگی از نو طراحی شوند.
نکته دیگر اینکه، همیشه دروسی ضروری است که توانمندی نسل جدید را بالا ببرند و در عین حال بخشی از برنامه آموزش شهروندی و تفکر انتقادی باشند. دروس عمومی می تواند از نو بر اساس اهداف کاربردی در وضعیت فعلی طراحی شوند. اکنون که دانشگاهها دیگر برای اشتغال و کار افرینی موفق عمل نمی کنند حداقل شهروندانی خوب تربیت کنند. از این رو،تحول دروس عمومی در دانشگاهها یکی از بهترین راههای بهبود وضع کارکردی دانشگاهها می توانند به حساب آیند.
ضعیف ترین بعد اموزش دانشگاهی ما می تواند قوی ترین بعد آموزشی شود.
عباس کاظمی
@varijkazemi
#یاد_داشت
عباس کاظمی
@varijkazemi
بسیاری از تحقیقات و پژوهشهای انجام شده همکارانم و از جمله پیمایش ملی دانشجویی کلاس درس (دکتر صدیقیان) نشان داده است که دروس عمومی نه تنها تاثیر و فایده ای در بالابردن اگاهی و شناخت دانشجویان ندارد بلکه موجب نارضایتی های و بی انگیزه گیهای زیادی هم شده است. از سویی دیگر، وضعیت سواد عمومی و فرهنگی دانشجویان در ایران نگران کننده است. بنابراین ضرورت دارد دروس عمومی تحولی اساسی یابند و در جهت بالابردن سواد عمومی و فرهنگی از نو طراحی شوند.
نکته دیگر اینکه، همیشه دروسی ضروری است که توانمندی نسل جدید را بالا ببرند و در عین حال بخشی از برنامه آموزش شهروندی و تفکر انتقادی باشند. دروس عمومی می تواند از نو بر اساس اهداف کاربردی در وضعیت فعلی طراحی شوند. اکنون که دانشگاهها دیگر برای اشتغال و کار افرینی موفق عمل نمی کنند حداقل شهروندانی خوب تربیت کنند. از این رو،تحول دروس عمومی در دانشگاهها یکی از بهترین راههای بهبود وضع کارکردی دانشگاهها می توانند به حساب آیند.
ضعیف ترین بعد اموزش دانشگاهی ما می تواند قوی ترین بعد آموزشی شود.
عباس کاظمی
@varijkazemi
#یاد_داشت
Forwarded from اتحادیه انجمنهای علمی علوم اجتماعی
📣 فراخوان نخستین سمپوزیوم کشوری آثار دانشجویی علوم اجتماعی
🕓اردیبهشت ماه ۹۷ دانشگاه تربیت مدرس
✅اطلاعات بیشتر در سایت همایش به نشانی : socialsymposium.ir
🔻🔻🔻🔻
@SocialUnion
@Socialsymposium
🕓اردیبهشت ماه ۹۷ دانشگاه تربیت مدرس
✅اطلاعات بیشتر در سایت همایش به نشانی : socialsymposium.ir
🔻🔻🔻🔻
@SocialUnion
@Socialsymposium
Forwarded from فردای بهتر (مصطفی تاجزاده)
📝📝📝دلالت های معنا شناختی جین پوشی
عباس کاظمی✍🏼
✅اگر جین پوشی را به عنوان یک نشانه در نظر بگیریم، باید بگوییم که هر نشانه ای فی نفسه فاقد معناست. مهم این است که در چه شبکه ای از نظام معنایی جای گرفته باشد. بنابراین، در متن هر فرهنگی، جین پوشی می تواند معنای متفاوتی داشته باشد. حتی دوره های تاریخی می توانند معنای جین پوشی را در همان بستر فرهنگی متحول کنند اما اینکه چگونه یک نشانه به اسطوره تبدیل می شود و به تعبیر رولان بارت معانی انگیزشی و سیاسی بر آن «بار» می شوند خود حدیثی متفاوت است. به نظر می رسد در ایران جین پوشی به یک اسطوره مبدل شده است؛ یعنی معنایی که به آن نسبت داده شده نه از راه روابط طبیعی میان دال و مدلول بلکه از طریق نسبتی عامدانه و به واسطۀ الگوهای قدرت بوده است، تا آن چیزی را نمایندگی کند که در نهایت به بازتولید ساختارهای ایدئولوژیک یاری رساند. این گونه است که جین همچون دالِ نیمه تهی، به نشانه ای جدید بدل شده که قرار بوده (یا قرار است) بارِ همۀ آنچه را «فرهنگ فاسد غرب» نامیده می شود بردوش کشد.
📗برشی از کتاب «امر روزمره در جامعه پسا انقلابی»
@MostafaTajzadeh
اطلاعات بیشتر درمورد کتاب:
https://news.1rj.ru/str/iransociology/7735
عباس کاظمی✍🏼
✅اگر جین پوشی را به عنوان یک نشانه در نظر بگیریم، باید بگوییم که هر نشانه ای فی نفسه فاقد معناست. مهم این است که در چه شبکه ای از نظام معنایی جای گرفته باشد. بنابراین، در متن هر فرهنگی، جین پوشی می تواند معنای متفاوتی داشته باشد. حتی دوره های تاریخی می توانند معنای جین پوشی را در همان بستر فرهنگی متحول کنند اما اینکه چگونه یک نشانه به اسطوره تبدیل می شود و به تعبیر رولان بارت معانی انگیزشی و سیاسی بر آن «بار» می شوند خود حدیثی متفاوت است. به نظر می رسد در ایران جین پوشی به یک اسطوره مبدل شده است؛ یعنی معنایی که به آن نسبت داده شده نه از راه روابط طبیعی میان دال و مدلول بلکه از طریق نسبتی عامدانه و به واسطۀ الگوهای قدرت بوده است، تا آن چیزی را نمایندگی کند که در نهایت به بازتولید ساختارهای ایدئولوژیک یاری رساند. این گونه است که جین همچون دالِ نیمه تهی، به نشانه ای جدید بدل شده که قرار بوده (یا قرار است) بارِ همۀ آنچه را «فرهنگ فاسد غرب» نامیده می شود بردوش کشد.
📗برشی از کتاب «امر روزمره در جامعه پسا انقلابی»
@MostafaTajzadeh
اطلاعات بیشتر درمورد کتاب:
https://news.1rj.ru/str/iransociology/7735
Telegram
جامعهشناسی
📘 کتاب جدیدِ عباس کاظمی منتشر شد
@IsBookStore
🔸تازه ترین اثر عباس کاظمی، استادیار پژوهشکده مطالعات فرهنگی اجتماعی وزارت علوم با نام «امر روزمره در جامعه پسا انقلابی» امروز منتشر شد.
🔸به گزارش خبرنگار مهر، کتاب «امر روزمره در جامعه پسا انقلابی» محصول پنج…
@IsBookStore
🔸تازه ترین اثر عباس کاظمی، استادیار پژوهشکده مطالعات فرهنگی اجتماعی وزارت علوم با نام «امر روزمره در جامعه پسا انقلابی» امروز منتشر شد.
🔸به گزارش خبرنگار مهر، کتاب «امر روزمره در جامعه پسا انقلابی» محصول پنج…
Forwarded from ماهنامه اندیشه پویا
🔴عباس کاظمی جامعه شناس، پنجشنبه عصر یازدهم آبان در غرفه اندیشه پویا حضور خواهد داشت.
ساعت ۱۵ . مصلای تهران . راهروی ۶ . غرفه ۲۲
@andishepouya
ساعت ۱۵ . مصلای تهران . راهروی ۶ . غرفه ۲۲
@andishepouya
Forwarded from Abbas Varij kazemi
Audio
کارگاه اتنوگرافی سفر
عباس کاظمی
@varijkazemi
کارگاه moving methodsبه توصیه پژوهشگاه فرهنگ،هنر و ارتباطات برای گروهی از محققان عازم به پیاده روی اربعین برگزار شده است.
عباس کاظمی
@varijkazemi
کارگاه moving methodsبه توصیه پژوهشگاه فرهنگ،هنر و ارتباطات برای گروهی از محققان عازم به پیاده روی اربعین برگزار شده است.
Forwarded from دین، فرهنگ، جامعه | محسنحسام مظاهری (محسن حسام مظاهری)
🔸در دفاع از مطالعات اجتماعی تشیع🔸
بهبهانهی جنجال اخیر پیرامون تحلیلهای جامعهشناسانهی اربعین
محسن حسام مظاهری
[قسمت ۱ از ۲]
🔻یک
در جامعهی ما، انصافاً جامعهشناسی را باید ازجمله مشاغل پرخطر دانست. البته منظورم از جامعهشناسی بهمعنای کنشگریِ علمی و مسألهمند و فعال با دغدغهی فهم مسایل مردم و جامعه و تلاش برای بهبودبخشیِ روشمند آنهاست. نه جامعهشناسی برای جامعهشناسی، و نه جامعهشناسی فارغ از تعهد و مسئولیت اجتماعی، و نه یک دانش بیخطرِ منفعلِ پشتمیزی یا یک پوزیشین آکادمیک برای کارمندان نهادِ وابسته به حکومتِ دانشگاه که برایشان فرقی نمیکند حکومت اعلاحضرت آریامهر است یا حکومت ولایت فقیه. حقوقشان را میگیرند و کارشان را میکنند و بههیچجای عالم هم بود و نبودشان برنمیخورد.
جامعهشناسبودن پیشهی پرخطری است در کشوری که حکومتش ـ به غلط ـ علوم انسانی و اجتماعی را دشمن خود فرض کرده و ترجیح میدهد اساتید و دانشجویان و محققان علوم اجتماعی در درون زندانِ «دانشگاه» یا نهایتاً مؤسسات پژوهشیِ بیخطر تحت کنترل باشند و به موضوعات کمتر حساس یا شبهمسألههای بیخاصیتِ تئوریکِ محض سرگرم شوند تا آنکه بخواهند در مورد مسایل و معضلات جدی جامعه اظهارنظر کنند، و حاضر است میلیونها تومان از پول نفت خرج پژوهشهای اجتماعی کند؛ منتها پژوهشهایی که با جلد گالینگور و زرکوب، در قفسههای اداری بایگانی شوند و خاک بخورند یا نهایتاً به مقالهی علمی ـ پژوهشی و علمی ـ ترویجی و علمی ـ تخصصی تبدیل شوند، محبوس در ژورنالهای بیشماری که قرار نیست کسی بخواندشان. ارتقای سازمانی و ارتقای علمی، حقالسکوتی است که سیستم معیوب دانشگاهِ نانخورِ حکومت به پژوهشگران اجتماعی میدهد تا حد و حدود گلیم دستش باشد. کافیست کمی لولهی تغذیهشان را تنگتر بگیرد تا دغدغهی معاش نگذارد هیچ فکر و ذکری برایشان باقی بماند.
🔻دو
اما بین شاخههای جامعهشناسی ـ به گمان من ـ پرخطرترین و پرریسکترین شاخه، جامعهشناسی دین است. جامعهشناسی دین حتا از سیاست هم خطرخیزتر است. زیرا در سیاست نهایتاً طرف حساب، حکومت است. ولی جامعهشناس دین هم با حکومت (که خود را متولی دین رسمی میداند) طرف است و هم با سازمان دین (روحانیت) و بدنهی دینداران. هم در معرض تحدید سلطهی سیاسی است و هم در معرض تهدید تعصب مذهبی. یکی از دلایل نحیفبودن این شاخه و فقر شدید مطالعات اجتماعی و انتقادی تشیع در جامعهی ما همین شرایط دشوار و پرهزینهای است که طبعاً هرکسی توانایی پذیرش و تحمل آن را ندارد.
شاهد مثال واکنشهای منفی گستردهای است که در این چند روز، انتشار چند یادداشت با موضوع تحلیل جامعهشناسانه و انتقادی پیادهروی اربعین، به دنبال داشته و مستمسکی تازه شده است برای انتقامگیری و هجمه به کل جامعهشناسی و جامعهشناسان. از فلان سخنران مذهبی و مداح تا بهمان مدیر رسانهای و سیاستمدار و روزنامهنگار و کارشناس همهفنحریف و همهجا حاضر شبکههای تلویزیونی و تا حتی برخی از علوماجتماعیخواندههای قایل به مرگِ جامعهشناسی (که معلوم نیست چرا دست از سرِ این ـ بهقول خودشان ـ «میت» برنمیدارند)، همه احساس تکلیف کردهاند تا خردهحسابهایشان با جامعهشناسی و جامعهشناسان را یکجا تسویه کنند.
این هجمهها البته دور از انتظار نبود. مسیر مطالعات اجتماعی تشیع، مسیر پرسنگلاخی است و کسی که در این راه پا میگذارد باید به عواقب آن اندیشیده باشد. به تجربه دریافتهام که در چنین فضای مسمومی، خصوصاً وقتی غلیان مذهبی و عاطفی هم در آن دخیل باشد، امکان مفاهمه به پایینترین سطح خود میرسد. حرف حقی هم اگر گفته شود، شنیده نخواهد شد. بنا بر جدل و مراء است تا نهایتاً یک طرف در موضع انفعال قرار گیرد و عقبنشینی کند تا رضایتخاطر هجمهکنندگان فراهم آید و حساب کار دست بقیه بیاید.
(بهعنوان مثال واقعاً باعث تأسف است که یک استاد جامعهشناسی دانشگاه بعد از نوشتن دو یادداشت تحلیلی دربارهی اربعین براثر فشارها مجبور میشود فایل صوتی منتشر کند که بگوید گرچه تحلیلی کرده که به مذاق برخی خوش نیامده، اما خودش شیعه است و به عاشورا معتقد است و حسرت زیارت کربلا دارد و خانواده و پدرش مذهبی بودهاندو ... من البته با لحن و ادبیات و برخی مفاد یادداشت ایشان موافق نیستم و معتقدم مواجههی سیاسی با مقولات دینی، مخرب است. ولی بسیاری از هجمهها به آن یادداشت را هم غیرمنصفانه میدانم.)
[ادامه 👇🏻]
#مطالعات_فرهنگ_شیعی
#جامعه_شناسی_تشیع
#دین_در_جامعه_ایرانی
@mohsenhesammazaheri
بهبهانهی جنجال اخیر پیرامون تحلیلهای جامعهشناسانهی اربعین
محسن حسام مظاهری
[قسمت ۱ از ۲]
🔻یک
در جامعهی ما، انصافاً جامعهشناسی را باید ازجمله مشاغل پرخطر دانست. البته منظورم از جامعهشناسی بهمعنای کنشگریِ علمی و مسألهمند و فعال با دغدغهی فهم مسایل مردم و جامعه و تلاش برای بهبودبخشیِ روشمند آنهاست. نه جامعهشناسی برای جامعهشناسی، و نه جامعهشناسی فارغ از تعهد و مسئولیت اجتماعی، و نه یک دانش بیخطرِ منفعلِ پشتمیزی یا یک پوزیشین آکادمیک برای کارمندان نهادِ وابسته به حکومتِ دانشگاه که برایشان فرقی نمیکند حکومت اعلاحضرت آریامهر است یا حکومت ولایت فقیه. حقوقشان را میگیرند و کارشان را میکنند و بههیچجای عالم هم بود و نبودشان برنمیخورد.
جامعهشناسبودن پیشهی پرخطری است در کشوری که حکومتش ـ به غلط ـ علوم انسانی و اجتماعی را دشمن خود فرض کرده و ترجیح میدهد اساتید و دانشجویان و محققان علوم اجتماعی در درون زندانِ «دانشگاه» یا نهایتاً مؤسسات پژوهشیِ بیخطر تحت کنترل باشند و به موضوعات کمتر حساس یا شبهمسألههای بیخاصیتِ تئوریکِ محض سرگرم شوند تا آنکه بخواهند در مورد مسایل و معضلات جدی جامعه اظهارنظر کنند، و حاضر است میلیونها تومان از پول نفت خرج پژوهشهای اجتماعی کند؛ منتها پژوهشهایی که با جلد گالینگور و زرکوب، در قفسههای اداری بایگانی شوند و خاک بخورند یا نهایتاً به مقالهی علمی ـ پژوهشی و علمی ـ ترویجی و علمی ـ تخصصی تبدیل شوند، محبوس در ژورنالهای بیشماری که قرار نیست کسی بخواندشان. ارتقای سازمانی و ارتقای علمی، حقالسکوتی است که سیستم معیوب دانشگاهِ نانخورِ حکومت به پژوهشگران اجتماعی میدهد تا حد و حدود گلیم دستش باشد. کافیست کمی لولهی تغذیهشان را تنگتر بگیرد تا دغدغهی معاش نگذارد هیچ فکر و ذکری برایشان باقی بماند.
🔻دو
اما بین شاخههای جامعهشناسی ـ به گمان من ـ پرخطرترین و پرریسکترین شاخه، جامعهشناسی دین است. جامعهشناسی دین حتا از سیاست هم خطرخیزتر است. زیرا در سیاست نهایتاً طرف حساب، حکومت است. ولی جامعهشناس دین هم با حکومت (که خود را متولی دین رسمی میداند) طرف است و هم با سازمان دین (روحانیت) و بدنهی دینداران. هم در معرض تحدید سلطهی سیاسی است و هم در معرض تهدید تعصب مذهبی. یکی از دلایل نحیفبودن این شاخه و فقر شدید مطالعات اجتماعی و انتقادی تشیع در جامعهی ما همین شرایط دشوار و پرهزینهای است که طبعاً هرکسی توانایی پذیرش و تحمل آن را ندارد.
شاهد مثال واکنشهای منفی گستردهای است که در این چند روز، انتشار چند یادداشت با موضوع تحلیل جامعهشناسانه و انتقادی پیادهروی اربعین، به دنبال داشته و مستمسکی تازه شده است برای انتقامگیری و هجمه به کل جامعهشناسی و جامعهشناسان. از فلان سخنران مذهبی و مداح تا بهمان مدیر رسانهای و سیاستمدار و روزنامهنگار و کارشناس همهفنحریف و همهجا حاضر شبکههای تلویزیونی و تا حتی برخی از علوماجتماعیخواندههای قایل به مرگِ جامعهشناسی (که معلوم نیست چرا دست از سرِ این ـ بهقول خودشان ـ «میت» برنمیدارند)، همه احساس تکلیف کردهاند تا خردهحسابهایشان با جامعهشناسی و جامعهشناسان را یکجا تسویه کنند.
این هجمهها البته دور از انتظار نبود. مسیر مطالعات اجتماعی تشیع، مسیر پرسنگلاخی است و کسی که در این راه پا میگذارد باید به عواقب آن اندیشیده باشد. به تجربه دریافتهام که در چنین فضای مسمومی، خصوصاً وقتی غلیان مذهبی و عاطفی هم در آن دخیل باشد، امکان مفاهمه به پایینترین سطح خود میرسد. حرف حقی هم اگر گفته شود، شنیده نخواهد شد. بنا بر جدل و مراء است تا نهایتاً یک طرف در موضع انفعال قرار گیرد و عقبنشینی کند تا رضایتخاطر هجمهکنندگان فراهم آید و حساب کار دست بقیه بیاید.
(بهعنوان مثال واقعاً باعث تأسف است که یک استاد جامعهشناسی دانشگاه بعد از نوشتن دو یادداشت تحلیلی دربارهی اربعین براثر فشارها مجبور میشود فایل صوتی منتشر کند که بگوید گرچه تحلیلی کرده که به مذاق برخی خوش نیامده، اما خودش شیعه است و به عاشورا معتقد است و حسرت زیارت کربلا دارد و خانواده و پدرش مذهبی بودهاندو ... من البته با لحن و ادبیات و برخی مفاد یادداشت ایشان موافق نیستم و معتقدم مواجههی سیاسی با مقولات دینی، مخرب است. ولی بسیاری از هجمهها به آن یادداشت را هم غیرمنصفانه میدانم.)
[ادامه 👇🏻]
#مطالعات_فرهنگ_شیعی
#جامعه_شناسی_تشیع
#دین_در_جامعه_ایرانی
@mohsenhesammazaheri
Forwarded from دین، فرهنگ، جامعه | محسنحسام مظاهری (محسن حسام مظاهری)
🔸در دفاع از مطالعات اجتماعی تشیع🔸
بهبهانهی جنجال اخیر پیرامون تحلیلهای جامعهشناسانهی اربعین
محسن حسام مظاهری
[قسمت ۲ و پایانی]
🔻سه
اما روی سخنم با آن دسته از منتقدان منصف است که اغراض سیاسی و باندی در مخالفتشان با مطالعات اجتماعی تشیع دخیل نیست. پدیدههایی مثل دین و جنگ، همزمان واجد چند ساحت متفاوتاند که یکی از آن ساحات، وجه بشری و دنیوی و محسوس آنها است. قایلبودن به وجود چنین ساحتی و تلاش برای شناخت و تحلیل آن، [الزاماً] بهمعنای نفی ساحت فوقطبیعی آنها نیست. همچنانکه با قدسیدانستن این پدیدهها، وجوه بشریشان از بین نمیبرد.
بهعنوان مثال جنگ، چه اسمش «دفاع مقدس» و «جهاد» باشد چه نباشد، چه رزمندگانش باور مذهبی داشته باشند چه نداشته باشند، لاجرم به حیث بشریاش ابعاد و پیامدهای محسوس اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی دارد که بررسی و تحلیل آنها وظیفهی علوم انسانی است. این وجه بشری و جهانی و مشترک همهی جنگهاست. چه جنگ جهانی اول، چه دفاع مقدس هشتساله، ناگزیر پیامدهایی مثل حاشیهنشینی و مهاجرت و تغییرات نسلی دربر داشتند. اشتباه است اگر گمان کنیم با قدسیدانستن جنگ این پیامدها مرتفع میشوند.
دین و دینداری هم دقیقاً همینطور است. مطالعات جامعهشناسانهی پدیدههایی مثل عزاداری یا اربعین، با هدف بررسی ابعاد بشری و انسانی و محسوس آنهاست. طبعاً از یک جامعهشناس انتظار نمیرود در باب پدیدههای دینی، مواجههای الاهیاتی داشته باشد یا درباب مشروعیت این مقولات سخن بگوید.
بهعنوان مثال از آیین پرشکوه پیادهروی اربعین، هر برداشت و تحلیل مذهبی داشته باشیم، چه «مانور قدرت شیعه» باشد چه نباشد، چه «بزرگترین اجتماع انسانی» باشد چه نباشد، چه «زمینهساز ظهور امامزمان(ع) و تجربهی محدود زیست مهدوی» باشد چه نباشد، چه «تجلی حضور خدا روی زمین و معجزه و واقعهای فراطبیعی» باشد چه نباشد، چه «بنیان تمدن جهانی شیعی» باشد چه نباشد، درهرحال یکسری وجوه غیرقدسی و مادی و بشری دارد که نباید از نظر دور داشت.
بیشترین بهرهبرداری و استفاده از مطالعات اجتماعی دین و دیگر مقولاتی که «مقدس» فرض میشوند از قضا میتواند عاید حکومت دینی و سازمان رسمی دین (روحانیت) و در مرحلهی بعد خود دینداران شود. یعنی دقیقاً همینها که در صف اول مخالفان این مطالعات جا خوش کردهاند.
🔻چهار
درهرحال متولیان رسمی و سنتی تشیع در مواجهه با مطالعات اجتماعی دین دو راه در پیش دارند:
یا کمافیالسابق به موضع بدبینی و طرد این مطالعات ادامه دهند و از فواید ـ ولو فرض کنید اندکِ ـ این مطالعات خود را محروم سازند و درعوض به تولید ادبیات انتزاعی و شبهدانشهای اجتماعی توسط گروهی از حامیان خود دل خوش کنند (که عملاً دردی را دوا نمیکند)؛ و یا راه دیگری را در پیش گیرند و از این مطالعات حمایت و بهرهبرداری کنند و بستری برای ارتقا و غنای آنها فراهم آورند و به پژوهشگران برای رفع نواقص کار خود یاری رسانند.
گرچه انتخاب این متولیان هرچه باشد، مطالعات اجتماعی دین و تشیع به راه خود ادامه خواهد داد. با همهی دشواریها و هزینهها و موانع.
#مطالعات_فرهنگ_شیعی
#جامعه_شناسی_تشیع
#دین_در_جامعه_ایرانی
@mohsenhesammazaheri
بهبهانهی جنجال اخیر پیرامون تحلیلهای جامعهشناسانهی اربعین
محسن حسام مظاهری
[قسمت ۲ و پایانی]
🔻سه
اما روی سخنم با آن دسته از منتقدان منصف است که اغراض سیاسی و باندی در مخالفتشان با مطالعات اجتماعی تشیع دخیل نیست. پدیدههایی مثل دین و جنگ، همزمان واجد چند ساحت متفاوتاند که یکی از آن ساحات، وجه بشری و دنیوی و محسوس آنها است. قایلبودن به وجود چنین ساحتی و تلاش برای شناخت و تحلیل آن، [الزاماً] بهمعنای نفی ساحت فوقطبیعی آنها نیست. همچنانکه با قدسیدانستن این پدیدهها، وجوه بشریشان از بین نمیبرد.
بهعنوان مثال جنگ، چه اسمش «دفاع مقدس» و «جهاد» باشد چه نباشد، چه رزمندگانش باور مذهبی داشته باشند چه نداشته باشند، لاجرم به حیث بشریاش ابعاد و پیامدهای محسوس اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی دارد که بررسی و تحلیل آنها وظیفهی علوم انسانی است. این وجه بشری و جهانی و مشترک همهی جنگهاست. چه جنگ جهانی اول، چه دفاع مقدس هشتساله، ناگزیر پیامدهایی مثل حاشیهنشینی و مهاجرت و تغییرات نسلی دربر داشتند. اشتباه است اگر گمان کنیم با قدسیدانستن جنگ این پیامدها مرتفع میشوند.
دین و دینداری هم دقیقاً همینطور است. مطالعات جامعهشناسانهی پدیدههایی مثل عزاداری یا اربعین، با هدف بررسی ابعاد بشری و انسانی و محسوس آنهاست. طبعاً از یک جامعهشناس انتظار نمیرود در باب پدیدههای دینی، مواجههای الاهیاتی داشته باشد یا درباب مشروعیت این مقولات سخن بگوید.
بهعنوان مثال از آیین پرشکوه پیادهروی اربعین، هر برداشت و تحلیل مذهبی داشته باشیم، چه «مانور قدرت شیعه» باشد چه نباشد، چه «بزرگترین اجتماع انسانی» باشد چه نباشد، چه «زمینهساز ظهور امامزمان(ع) و تجربهی محدود زیست مهدوی» باشد چه نباشد، چه «تجلی حضور خدا روی زمین و معجزه و واقعهای فراطبیعی» باشد چه نباشد، چه «بنیان تمدن جهانی شیعی» باشد چه نباشد، درهرحال یکسری وجوه غیرقدسی و مادی و بشری دارد که نباید از نظر دور داشت.
بیشترین بهرهبرداری و استفاده از مطالعات اجتماعی دین و دیگر مقولاتی که «مقدس» فرض میشوند از قضا میتواند عاید حکومت دینی و سازمان رسمی دین (روحانیت) و در مرحلهی بعد خود دینداران شود. یعنی دقیقاً همینها که در صف اول مخالفان این مطالعات جا خوش کردهاند.
🔻چهار
درهرحال متولیان رسمی و سنتی تشیع در مواجهه با مطالعات اجتماعی دین دو راه در پیش دارند:
یا کمافیالسابق به موضع بدبینی و طرد این مطالعات ادامه دهند و از فواید ـ ولو فرض کنید اندکِ ـ این مطالعات خود را محروم سازند و درعوض به تولید ادبیات انتزاعی و شبهدانشهای اجتماعی توسط گروهی از حامیان خود دل خوش کنند (که عملاً دردی را دوا نمیکند)؛ و یا راه دیگری را در پیش گیرند و از این مطالعات حمایت و بهرهبرداری کنند و بستری برای ارتقا و غنای آنها فراهم آورند و به پژوهشگران برای رفع نواقص کار خود یاری رسانند.
گرچه انتخاب این متولیان هرچه باشد، مطالعات اجتماعی دین و تشیع به راه خود ادامه خواهد داد. با همهی دشواریها و هزینهها و موانع.
#مطالعات_فرهنگ_شیعی
#جامعه_شناسی_تشیع
#دین_در_جامعه_ایرانی
@mohsenhesammazaheri
Forwarded from حسین ایمانی جاجرمي
📍آیا کاری غیر از تسلیت گفتن از ما بر می آید؟ 🖌حسین ایمانی جاجرمی با آن که کشور زلزله خیزی هستیم و از خطرات زندگی در کنار گسل های فراوان آگاه هستیم متاسفانه از انبوه زلزله هایی که در کشور آمده و تعداد زیادی از هموطنان را کشته و مصدوم کرده درس نمی گیریم. زلزله طبس، زلزله رودبار، زلزله بم هر کدام به فاصله سال ها آمده اند و غیر از چند روز اول که همه هیجان زده در گیر آن شده اند، پس از چند روز زلزله غرب کشور هم مانند خیلی از امور مهم دیگر مثل تعداد وحشتناک کشته و مصدوم شده گان تصادفات رانندگی به فراموشی سپرده شده و جریان عادی امور و موضوعات پیش پا افتاده در صدر مسائل قرار می گیرد. در کشوری با شرایط ما باید مهترین سازمان دولتی مدیریت بحران باشد، تمامی مدیران و مسوولان آموزش های لازم را برای پیشگیری و مقابله با زلزله و حوادث طبیعی دیگر فرا گرفته باشند و مردم هم در قالب تیم های محله ای کاملا آموزش دیده، آماده و مجهز باشند. مگر ژاپن، نیوزیلند و حتی خود آمریکا زلزله خیر نیستند و بد نیست مقایسه ای میان رفتارهای خودمان با آن ها در مورد زلزله داشته باشیم. جالب است می دانیم بیشتر خانه های روستایی و بخش قابل توجهی از بافت های شهری در کشور فرسوده و آسیب پذیرند اما منابع مالی که باید برای مقاوم سازی و یا نوسازی آن ها هزینه شود عموما خرج پروژه های غیر ضرور و بدون تناسبی می شود که در معامله میان سیاست مداران ملی و محلی تعیین می شوند. عکس ها و فیلم ها از مناطق زلزله زده نشان می دهد بناهای نوساز هم ریخته و نابود شده اند، پس دانش مهندس محاسب و سازنده و نظارت سازمان های پرخرج شهرداری و دهیاری کجا بوده؟ به جای کار جدی هر روز برای یک حرفه نه چندان حرفه ای روز تعیین کرده و مرتب برای دانش ها و تخصص های مختلف که نقش چندانی در توسعه آن ها نداشته ایم، پدر پیدا می کنیم! به خودمان بیاییم، نه آموزش دیده ایم و نه کاری از دستمان بر می آید، فقط می توانیم تسلیت بگوییم و بعد هم که یادمان می رود، همانطور که طبس، رودبار و بم را از یاد بردیم. اما بدانیم که روزی نوبت خود ما هم خواهد شد. @imani_jajarmi
Forwarded from کنفرانس ملی سیاست گزاری در آموزش عالی ایران (Armita shiroodi)
چهارمین کنفرانس ملی انجمن آموزش عالی ایران با محوریت سیاستگذاری در آموزش عالی ایران در چابهار برگزار می شود.
روابط عمومی کنفرانس
@Am25264
سایت کنفرانس:
http://pmhei.ir/Home/Index
🆔 @HEchabahariran
روابط عمومی کنفرانس
@Am25264
سایت کنفرانس:
http://pmhei.ir/Home/Index
🆔 @HEchabahariran
Forwarded from گروه گیان
#فراخوان اهدای کتاب کودک، وسایل نقاشی و اسباب بازی به کودکان روستاهای زلزلهزده کرمانشاه 📚🎨⚽️
پژوهشها نشان میدهند که کودکان در بلایای طبیعی مانند زلزله از دیگران آسیبپذیرترند و فشارهای روانی بیشتری را تجربه میکنند.
به همین دلیل، در گروه «گیان»، هدایای نقدی و غیرنقدی شما را جمع میکنیم و آنها را فقط به دست کودکان روستاهای آسیب دیده میرسانیم.
@giaann
همچنین با همکاری و هماهنگی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، کارگاههایی را در قالب آموزش و بازی برای کودکان روستایی مناطق زلزلهزده برگزار خواهیم کرد.
منتظر کالاهای فرهنگی اهدایی و کمکهای نقدی شما هستیم. به گیان بپیوندید.
مکان: دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، بزرگراه جلال آل احمد، پل نصر (گیشا)، جنب بیمارستان شریعتی
⏰زمان: چهارشنبه و پنجشنبه 8 و 9 آذر 1396 از ساعت 10 تا 17
@giaann
http://instagram.com/giaangroup
پژوهشها نشان میدهند که کودکان در بلایای طبیعی مانند زلزله از دیگران آسیبپذیرترند و فشارهای روانی بیشتری را تجربه میکنند.
به همین دلیل، در گروه «گیان»، هدایای نقدی و غیرنقدی شما را جمع میکنیم و آنها را فقط به دست کودکان روستاهای آسیب دیده میرسانیم.
@giaann
همچنین با همکاری و هماهنگی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، کارگاههایی را در قالب آموزش و بازی برای کودکان روستایی مناطق زلزلهزده برگزار خواهیم کرد.
منتظر کالاهای فرهنگی اهدایی و کمکهای نقدی شما هستیم. به گیان بپیوندید.
مکان: دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، بزرگراه جلال آل احمد، پل نصر (گیشا)، جنب بیمارستان شریعتی
⏰زمان: چهارشنبه و پنجشنبه 8 و 9 آذر 1396 از ساعت 10 تا 17
@giaann
http://instagram.com/giaangroup
Forwarded from *S*
خبرگزاری ایلنا
دوران دیکتاتوری نخبهها به سر آمده/سلبریتیها تهدید نیستند
عباس کاظمی (جامعهشناس) میگوید: چیزی که جامعه به آن احتیاج دارد خرد انتقادی و عقلانیت انتقادی است. اینکه چه کسی سراغ چه سلبریتی یا سوپراستار یا روشنفکری میرود یا خودش الگوی خودش را میسازد، مساله فرعی است. مساله اصلی این است که جامعه چقدر توان انتقادی دارد.
Forwarded from دانشگاه نو
اخبار نشست ها و رویدادهای های دانشگاهی/بررسی تازه ترین اثر دکتر مقصود فراستخواه / با حضور صاحب نظران و اساتید
.
جزئیات در👇👇
@daneshgaheno
.
جزئیات در👇👇
@daneshgaheno
Forwarded from Manuchehr Sabeti
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تاریخچه بازارچه های تهران به روایت مسعودبهنود