چاپ دوم کتاب مطالعات فرهنگی دانشگاهی بزودی توسط انتشارات پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی منتشر می شود. این کتاب جریان مطالعات فرهنگی در دانشگاههای ایران را در دهه 80 شمسی مورد بررسی انتقادی قرار داده است.برای نوشتن این کتاب کلیه پایان نامه های دانشجویی این رشته و کلیه مقالات چاپ شده در دو مجله تحقیقات فرهنگی و مجله مطالعات فرهنگی و ارتباطات مطالعه شده اند. همین طور با تعدادی از فارغ التحصیلان این رشته و استادان و مدرسان دانشگاهی مصاحبه شده است.
تحقیق ما نشان داد که نه تنها مطالعات متنی در تحقیقات ایرانی غالب است بلکه این تحقیقات معطوف به طبقات متوسط بالای شهری است. این در حالی است که طبقات متوسط پایین و طبقات کارگری به کل مورد غفلت قرار گرفته است.
در سالهای اخیر مطالعات فرهنگی به خصوص در دانشگاه علم و فرهنگ رویکرد خود را تغییر داده است و تلاش کرده است به کل برنامه درسی خود را متحول کند و توجه بیشتری به موضوعات مورد نیاز جامعه کند. یکی از جهت گیری های جدید را می توان در موضوعات تحقیقاتی معطوف به فرودستان شهری ملاحظه کرد.
تحقیق ما نشان داد که نه تنها مطالعات متنی در تحقیقات ایرانی غالب است بلکه این تحقیقات معطوف به طبقات متوسط بالای شهری است. این در حالی است که طبقات متوسط پایین و طبقات کارگری به کل مورد غفلت قرار گرفته است.
در سالهای اخیر مطالعات فرهنگی به خصوص در دانشگاه علم و فرهنگ رویکرد خود را تغییر داده است و تلاش کرده است به کل برنامه درسی خود را متحول کند و توجه بیشتری به موضوعات مورد نیاز جامعه کند. یکی از جهت گیری های جدید را می توان در موضوعات تحقیقاتی معطوف به فرودستان شهری ملاحظه کرد.
گزارش جلسه اول نظریه و سفر
عباس کاظمی
@varijkazemi
نظریه ها به خصوص نظریه های علوم اجتماعی درواقع نگاهی خیره به واقعیت هستند یعنی همیشه از زاویه ای و عینکی خاص به واقعیت می نگرند و شکل جدیدی از واقعیت را برای ما می آفرینند. اما داستان وقتی جالب تر می شود که بدانیم ما هم به نظریه ها نگاهی خیره داریم، گاهی تصور می کنیم آنها ما را بهتر از خودمان توضیح می دهند، گاهی برای آنها نقشی استعلائی قائل می شویم.گاهی غافل می شویم که نظریه ها از زمینه هایی برخاسته اند که بیشتر توضیح دهنده همان وضعیت هستند و چندان مناسب اوضاع و احوال ما نیستند. اما این سخن به معنای قیاس ناپذیر بودن فرهنگ ها هم نیست. برای اینکه یک نظریه ای برای مقصدی جدید توضیح پذیر باشد نباید به عنوان توریست در آنجا حضور یابد بلکه باید تلاش کنید مقیم شود، پاسپورت کشور مقصد را بگیرد و در نهایت بتواند بر اساس شرایط جدید اقامتی خود را تعدیل کند.
بر مبنای این توضیحات، در جلسه اول، ابتدا به این پرداختیم که چرا سفر استعاره خوبی برای تامل در باب نظریه هاست. برای تشریح این داستان به بوطیقا و سیاست سفر پرداختیم تا از طریق تامل در اصطلاح سفر رابطه اش را با بحث نظریه فهم کنیم. برای توضیح، هم ریشه لغت سفر که با درد و رنج و مشقت همراه است را تشریح کردیم و همه به بسترهای ایرانی اسلامی سفر که با تحول نفس گره خورده است اشاره شده است. سپس کتاب خارج پاول فوسل تشریح شد و به گونه های متفاوت مسافر، توریست و کاشف پرداخته شد. در نهایت رابطه این مباحث با نظریه به عنوان سفر و نظریه پرداز به عنوان مسافر شرح داده شد. اینکه نظریه پردازی جدید تا چه اندازه به نگاه توریستی و چه اندازه به نگاه ماجراجویانه ی یک کاشف نیاز دارد مورد بحث قرار گرفت؟ بحث پایانی ما در خصوص مناقشه در مفهوم خانه و مکان در سفر است، یعنی تحولی که امروزه در نتیجه تحولات جهانی برای ما پدید آمده، چه پیامدی برای نظریه پردازای داشته است؟ اینکه دیگر سفر ضروتا به معنای دور شدن از خانه و بازگشت مجدد بدان نیست بلکه مفاهیمی چون آوارگی، تبعید و بی خانمانی اساسا معنای جدیدی از سفر را برای ما فراهم کرده است. چنین تحولی نظریه پردازی خانه محور، جنسیت محور و اروپایی مدار را به چالش کشیده است.
جلسه آینده به شرح دو مقالات ادوارد سعید در خصوص سفر نظریه ها اختصاص خواهد داشت و بعد تر به مناقشاتی که حول نظریه او شکل گرفته است خواهیم پرداخت.
برای شرکت در این درسگفتار یا از طریق سایت موسسه پرسش اقدام کنید یا حضوری در کلاس ثبت نام کنید.
http://qporsesh.com
در صورت داشتن سوال با لینک زیر در تماس باشید
@Abbasvarijkazemi
عباس کاظمی
@varijkazemi
نظریه ها به خصوص نظریه های علوم اجتماعی درواقع نگاهی خیره به واقعیت هستند یعنی همیشه از زاویه ای و عینکی خاص به واقعیت می نگرند و شکل جدیدی از واقعیت را برای ما می آفرینند. اما داستان وقتی جالب تر می شود که بدانیم ما هم به نظریه ها نگاهی خیره داریم، گاهی تصور می کنیم آنها ما را بهتر از خودمان توضیح می دهند، گاهی برای آنها نقشی استعلائی قائل می شویم.گاهی غافل می شویم که نظریه ها از زمینه هایی برخاسته اند که بیشتر توضیح دهنده همان وضعیت هستند و چندان مناسب اوضاع و احوال ما نیستند. اما این سخن به معنای قیاس ناپذیر بودن فرهنگ ها هم نیست. برای اینکه یک نظریه ای برای مقصدی جدید توضیح پذیر باشد نباید به عنوان توریست در آنجا حضور یابد بلکه باید تلاش کنید مقیم شود، پاسپورت کشور مقصد را بگیرد و در نهایت بتواند بر اساس شرایط جدید اقامتی خود را تعدیل کند.
بر مبنای این توضیحات، در جلسه اول، ابتدا به این پرداختیم که چرا سفر استعاره خوبی برای تامل در باب نظریه هاست. برای تشریح این داستان به بوطیقا و سیاست سفر پرداختیم تا از طریق تامل در اصطلاح سفر رابطه اش را با بحث نظریه فهم کنیم. برای توضیح، هم ریشه لغت سفر که با درد و رنج و مشقت همراه است را تشریح کردیم و همه به بسترهای ایرانی اسلامی سفر که با تحول نفس گره خورده است اشاره شده است. سپس کتاب خارج پاول فوسل تشریح شد و به گونه های متفاوت مسافر، توریست و کاشف پرداخته شد. در نهایت رابطه این مباحث با نظریه به عنوان سفر و نظریه پرداز به عنوان مسافر شرح داده شد. اینکه نظریه پردازی جدید تا چه اندازه به نگاه توریستی و چه اندازه به نگاه ماجراجویانه ی یک کاشف نیاز دارد مورد بحث قرار گرفت؟ بحث پایانی ما در خصوص مناقشه در مفهوم خانه و مکان در سفر است، یعنی تحولی که امروزه در نتیجه تحولات جهانی برای ما پدید آمده، چه پیامدی برای نظریه پردازای داشته است؟ اینکه دیگر سفر ضروتا به معنای دور شدن از خانه و بازگشت مجدد بدان نیست بلکه مفاهیمی چون آوارگی، تبعید و بی خانمانی اساسا معنای جدیدی از سفر را برای ما فراهم کرده است. چنین تحولی نظریه پردازی خانه محور، جنسیت محور و اروپایی مدار را به چالش کشیده است.
جلسه آینده به شرح دو مقالات ادوارد سعید در خصوص سفر نظریه ها اختصاص خواهد داشت و بعد تر به مناقشاتی که حول نظریه او شکل گرفته است خواهیم پرداخت.
برای شرکت در این درسگفتار یا از طریق سایت موسسه پرسش اقدام کنید یا حضوری در کلاس ثبت نام کنید.
http://qporsesh.com
در صورت داشتن سوال با لینک زیر در تماس باشید
@Abbasvarijkazemi
موسسه تبادلات آکادمیک آلمان (دآآد) برای اولین بار، وبینار 2 روزه ای را جهت معرفی دانشگاه های آلمان برگزار می کند. علاقمندان به تحصیل در آلمان می توانند در این سری وبینارها که به زبان انگلیسی برگزار خواهد شد شرکت نمایند. در این وبینار 13 دانشگاه و موسسه آموزش عالی در آلمان به معرفی برنامه های تحصیلی خود می پردازند. شرکت کنندگان این امکان را دارند سوالات خود را در زمینه ی تحصیل و تحقیق در این دانشگاه ها مطرح کنند و اطلاعات لازم را از کارشناسان حاضر در وبینار دریافت نمایند.زمان برگزاری: 3 و 4 آبان ماه 1396، ساعت 16:00
Forwarded from DAAD Teheran
Forwarded from کلاسهای آزادفکری
📝جایگاه کلاس درس در دانشگاه ایرانی | مقدمه #عباس_کاظمی بر کتاب پژوهشی «مطالعات فرهنگی و اجتماعی کلاس درس دانشگاهی»
🔷کلاس عرصه ای چندبعدی و در ساده ترین شکلی، دریچهای است برای فهم تحولات، تغییرات و به طورکلی آنچه در دانشگاه های ما می گذرد. آموزش عالی و دانشگاه های ما حول کلاس های درس معنا می یابند، استادان برای تدریس در کلاس استخدام می شوند و از آن طریق مورد ارزیابی قرار می گیرند و دانشجویان از طریق حضور در کلاس درس، دوره های تحصیلی خود را می گذرانند.
🔷اگر این حلقه، یعنی کلاس درسی به درستی کار نکند، دانشگاه ها در تولید متخصصین و همچنین تولید دانش، دچار مشکل میشوند، اما این یک بعد از فهم تجربه کلاس درس در دانشگاه ها است، یعنی کلاس ها به عنوان عرصه یادگیری و آموزش.
🔷کلاس ها، گاهی به عنوان فرصتی دیده می شوند که از طریق آنها مدرک های دانشگاهی کسب می شوند، یعنی کلاسی، به معنای جایگاه دریافت نمره و در نهایت، کسب مدرک.
🔷تجاری شدن علم و سیاست، انبوه سازی دانشجو در ایران موضوع دشوار بازار کار، کلاس های درسی را تنها به مناسک گذار و محل عبور از درس ها و گرفتن نمره تبدیل کرده است. در عین حال برای برخی حضور در کلاس، تنها بخشی از فرایند کسب منزلت، یعنی زیستن ذیل نام دانشجو و دریافت مدرک است، به این معنا، کلاس جنبه اقتصادی ندارد، بلکه نوعی برساختن منزلت فرهنگی است که از طریق حضور در آن و گذراندن واحدها ممکن می شود.
🔷کلاس ها، همچنین قلمروهایی هستند که از طریق آنها، فضاهای اجتماعی جدیدی تولید می شوند،دانشجویانی که از شهرهای کوچک و بزرگ می آیند، حضور در دانشگاه ها و همچنین در کلاس را بخشی از فضای میانیای می بینند که تجربه بالغ شدن و جوانی خود را در آن طی می کنند. هویت های جدیدی شکل می گیرد، نگرش ها و شبکه های ارتباطی جدیدی به وجود می آید. همه کسانی که کلاس درس را به عنوان فضایی اجتماعی مطالعه می کنند، به خلق تعاملات اجتماعی، شبکه ها، روابط، و در نتیجه برساخته شدن هویت های جدید می پردازند.
🔷کلاس در این دیدگاه، صرفاً عرصه یادگیری و تبادل دانش نیست، بلکه قلمرو جامعه پذیری و اجتماعی شدن است.
🔷و در پایان، چهارمین رویکرد ما به کلاس درس این است که کلاس به عنوان فضایی مرتبط با کلیت جامعه ایرانی دیده شوند. کلاس ها بخشی از فضای کلی جامعه هستند و بنابراین میتوان شکلی های روابط و تغییرات فرهنگی در جامعه را از طریق کلاس مطالعه کرد. چگونه از طریق مطالعه کلاس های درس می توان درباره جامعه در حال تغییر ایران تأمل کرد؟ چگونه فضاهای کلاس های درس می توانند بخشی از فرایند بازتولید فرهنگ حاکم در ایران در نظر گرفته شوند؟
📸 l1l.ir/2mv0
@azadfekriclasses
🔷کلاس عرصه ای چندبعدی و در ساده ترین شکلی، دریچهای است برای فهم تحولات، تغییرات و به طورکلی آنچه در دانشگاه های ما می گذرد. آموزش عالی و دانشگاه های ما حول کلاس های درس معنا می یابند، استادان برای تدریس در کلاس استخدام می شوند و از آن طریق مورد ارزیابی قرار می گیرند و دانشجویان از طریق حضور در کلاس درس، دوره های تحصیلی خود را می گذرانند.
🔷اگر این حلقه، یعنی کلاس درسی به درستی کار نکند، دانشگاه ها در تولید متخصصین و همچنین تولید دانش، دچار مشکل میشوند، اما این یک بعد از فهم تجربه کلاس درس در دانشگاه ها است، یعنی کلاس ها به عنوان عرصه یادگیری و آموزش.
🔷کلاس ها، گاهی به عنوان فرصتی دیده می شوند که از طریق آنها مدرک های دانشگاهی کسب می شوند، یعنی کلاسی، به معنای جایگاه دریافت نمره و در نهایت، کسب مدرک.
🔷تجاری شدن علم و سیاست، انبوه سازی دانشجو در ایران موضوع دشوار بازار کار، کلاس های درسی را تنها به مناسک گذار و محل عبور از درس ها و گرفتن نمره تبدیل کرده است. در عین حال برای برخی حضور در کلاس، تنها بخشی از فرایند کسب منزلت، یعنی زیستن ذیل نام دانشجو و دریافت مدرک است، به این معنا، کلاس جنبه اقتصادی ندارد، بلکه نوعی برساختن منزلت فرهنگی است که از طریق حضور در آن و گذراندن واحدها ممکن می شود.
🔷کلاس ها، همچنین قلمروهایی هستند که از طریق آنها، فضاهای اجتماعی جدیدی تولید می شوند،دانشجویانی که از شهرهای کوچک و بزرگ می آیند، حضور در دانشگاه ها و همچنین در کلاس را بخشی از فضای میانیای می بینند که تجربه بالغ شدن و جوانی خود را در آن طی می کنند. هویت های جدیدی شکل می گیرد، نگرش ها و شبکه های ارتباطی جدیدی به وجود می آید. همه کسانی که کلاس درس را به عنوان فضایی اجتماعی مطالعه می کنند، به خلق تعاملات اجتماعی، شبکه ها، روابط، و در نتیجه برساخته شدن هویت های جدید می پردازند.
🔷کلاس در این دیدگاه، صرفاً عرصه یادگیری و تبادل دانش نیست، بلکه قلمرو جامعه پذیری و اجتماعی شدن است.
🔷و در پایان، چهارمین رویکرد ما به کلاس درس این است که کلاس به عنوان فضایی مرتبط با کلیت جامعه ایرانی دیده شوند. کلاس ها بخشی از فضای کلی جامعه هستند و بنابراین میتوان شکلی های روابط و تغییرات فرهنگی در جامعه را از طریق کلاس مطالعه کرد. چگونه از طریق مطالعه کلاس های درس می توان درباره جامعه در حال تغییر ایران تأمل کرد؟ چگونه فضاهای کلاس های درس می توانند بخشی از فرایند بازتولید فرهنگ حاکم در ایران در نظر گرفته شوند؟
📸 l1l.ir/2mv0
@azadfekriclasses
Forwarded from دین و فلسفه/عظیم محمودآبادی
تكوين طبقه كارگر انگلستان در سخنراني محمد مالجو و هاشم آقاجري
صداي بيصدايان تاريخ
آقاجری: تامپسون در متن كنش سياسي و اجتماعي آثارش را توليد كرده است، بر خلاف نگرش امروزه رايج شده كه متفكر بايد از متن اين كنشها بيرون بيايد و آثارش را خلق كند. تامپسون از جواني به مردم تعهد داشته است و همين احساس مسووليت او را به كنشگري سياسي سوق ميدهد و در جريان مبارزه وقتي تاريخ ميخواند، همراه ديگر هم حزبيها مثل هابسباوم و كريستوفر هيل گروه مورخان حزب كمونيست بريتانيا را تشكيل ميدهند.... .
متن كامل اين گزارش را در لينك زير بخوانيد؛
http://www.etemaad.ir/Default.aspx?NPN_Id=834&PageNO=7
"سياستنامه" صفحه اي از روزنامه "اعتماد" است كه به فلسفه، تاريخ، سياست و جامعه شناسي مي پردازد.
https://news.1rj.ru/str/siyasatnamehetemad
دبير؛ عظيم محمودآبادي
خبرنگاران؛محسن آزموده، بامداد لاجوردي
آدرس تلگرام دبير صفحه؛
@azimmahmoodabady
صداي بيصدايان تاريخ
آقاجری: تامپسون در متن كنش سياسي و اجتماعي آثارش را توليد كرده است، بر خلاف نگرش امروزه رايج شده كه متفكر بايد از متن اين كنشها بيرون بيايد و آثارش را خلق كند. تامپسون از جواني به مردم تعهد داشته است و همين احساس مسووليت او را به كنشگري سياسي سوق ميدهد و در جريان مبارزه وقتي تاريخ ميخواند، همراه ديگر هم حزبيها مثل هابسباوم و كريستوفر هيل گروه مورخان حزب كمونيست بريتانيا را تشكيل ميدهند.... .
متن كامل اين گزارش را در لينك زير بخوانيد؛
http://www.etemaad.ir/Default.aspx?NPN_Id=834&PageNO=7
"سياستنامه" صفحه اي از روزنامه "اعتماد" است كه به فلسفه، تاريخ، سياست و جامعه شناسي مي پردازد.
https://news.1rj.ru/str/siyasatnamehetemad
دبير؛ عظيم محمودآبادي
خبرنگاران؛محسن آزموده، بامداد لاجوردي
آدرس تلگرام دبير صفحه؛
@azimmahmoodabady
www.etemaad.ir
روزنامه اعتماد
روزنامه اعتماد,اعتماد, Etemad
Forwarded from حسین ایمانی جاجرمي
📍بازهم مساله فساد در مديريت شهري
📝حسين ايماني جاجرمي
اين روزها دوباره مساله فساد در شهرداري تهران در دورههاي گذشته مطرح شده است. تامل در اين باره و توجه به ريشههاي موضوع به عقيده من بهتر ميتواند ما را به سرمنزل مقصود برساند. شهرداريها تابعي از نظام اداري كشورند و طبيعتا فساد فقط محدود به شهرداريها نيست و رتبه پايين ايران در شاخصهاي بين المللي مربوط به شفافيت هم گوياي همين وضعيت است. بايد توجه كنيم كه شهرداريها از قديم با مساله فساد درگير بودهاند. پيش از انقلاب در تهران هم تعدادي از شهرداران به اتهام فساد به زندان رفتند. پس اين مساله جديد نيست. به نظر ميرسد ما با وجود اينكه شهرداريها و شوراها را به عنوان بخشي از نظام اداره كشور قبول كردهايم اما كمبود حلقههاي تكميلي در اين حوزه جايش خالي است. شكلگيري اين حلقهها بايد منجر به شفافيت بيشتر شود.
به عنوان مثال ما دادستان شهر نداريم، خزانهدار شهر نداريم. اينها جايشان خالي است. نظام شهرداريهاي ما فاقد نظام پايش بيروني است. يعني شهرداري خودش خرج ميكند و خودش هم نظارت ميكند. مقام ناظر از مقام اجرا بايد جدا شوند. شهرداريها هر ميزان كه دموكراتيكتر شوند؛ از فساد
كاسته ميشود.
به اين منظور بايد شوراهاي محلهاي كه در قانون اساسي هم به آن اشاره شده شكل بگيرند. براي اين كار بايد قانون شوراها را اصلاح كنيم. وقتي قدرت در دست عده معدودي متمركز باشد امكان سوءاستفاده افزايش مييابد. وقتي تعداد بازيگران در موقعيت هاي قدرت بيشتر شود مساله سوءاستفاده احتمالش كاهش مييابد. در تهران چرا نبايد شوراي منطقه داشته باشيم؟ يا شوراي محله داشته باشيم؟ نه مثل شوراياريها كه زير دست شهردار منطقه و ناحيه باشند كه هر بازياي خواست با اينها بكند. در يك شوراي هفت نفره يا نه نفره كار سخت ميشود و امكان بروز فساد كاهش مييابد.
نكته ديگر اين است كه ما با سوپرمن سرو كار نداريم. كدام آدم عادي مي تواند در برابر يك پيشنهاد رشوه ٥ ميليارد توماني مقاومت كند؟ همه جاي دنيا بر همين اساس سيستم را تنظيم ميكنند. بايد بدانيم در نظام اداري ما با عارف و زاهد سر و كار نداريم بلكه با انسان هاي عادي روبهرو هستيم. يكي ديگر از حلقهها رسانههاي قدرتمند و مستقل است. نقش رسانهها خيلي مهم است ما بايد همين مقدار از طرح مباحث را هم قدردان دوستان رسانهاي باشيم. شايد اگر رسانهها نبودند با وضعيت بدتري روبهرو بوديم. بخشي از موضوع هم به وزارت كشور برميگردد. وزارت كشور مهمترين دستگاه سياسي رسيدگيكننده به امور داخلي كشور است. قانون شهرداريها را نگاه كنيد سازمان شهرداريها وظايف گسترده دارد. آيا وزارت كشور اينقدر كه اتوبوس خريده به همين نسبت مساله آموزش را جدي گرفته است؟ از سوي ديگر خلأ آموزش در احزاب هم احساس ميشود. احزاب و جناحهاي حامي كانديداها هم بايد جوابگو باشند كه چرا در دوره مديريت نامزد مورد حمايتشان اين اتفاقات افتاده است. آموزش بخشي از وظايف حزب است. راحتترين كار اين است چند نفر را متهم كنيم. اگر واقعبينانه نگاه كنيم بخشي از دلايل به عملكرد ناقص احزاب و گروههاي سياسي برميگردد.
@imani_jajarmi
📝حسين ايماني جاجرمي
اين روزها دوباره مساله فساد در شهرداري تهران در دورههاي گذشته مطرح شده است. تامل در اين باره و توجه به ريشههاي موضوع به عقيده من بهتر ميتواند ما را به سرمنزل مقصود برساند. شهرداريها تابعي از نظام اداري كشورند و طبيعتا فساد فقط محدود به شهرداريها نيست و رتبه پايين ايران در شاخصهاي بين المللي مربوط به شفافيت هم گوياي همين وضعيت است. بايد توجه كنيم كه شهرداريها از قديم با مساله فساد درگير بودهاند. پيش از انقلاب در تهران هم تعدادي از شهرداران به اتهام فساد به زندان رفتند. پس اين مساله جديد نيست. به نظر ميرسد ما با وجود اينكه شهرداريها و شوراها را به عنوان بخشي از نظام اداره كشور قبول كردهايم اما كمبود حلقههاي تكميلي در اين حوزه جايش خالي است. شكلگيري اين حلقهها بايد منجر به شفافيت بيشتر شود.
به عنوان مثال ما دادستان شهر نداريم، خزانهدار شهر نداريم. اينها جايشان خالي است. نظام شهرداريهاي ما فاقد نظام پايش بيروني است. يعني شهرداري خودش خرج ميكند و خودش هم نظارت ميكند. مقام ناظر از مقام اجرا بايد جدا شوند. شهرداريها هر ميزان كه دموكراتيكتر شوند؛ از فساد
كاسته ميشود.
به اين منظور بايد شوراهاي محلهاي كه در قانون اساسي هم به آن اشاره شده شكل بگيرند. براي اين كار بايد قانون شوراها را اصلاح كنيم. وقتي قدرت در دست عده معدودي متمركز باشد امكان سوءاستفاده افزايش مييابد. وقتي تعداد بازيگران در موقعيت هاي قدرت بيشتر شود مساله سوءاستفاده احتمالش كاهش مييابد. در تهران چرا نبايد شوراي منطقه داشته باشيم؟ يا شوراي محله داشته باشيم؟ نه مثل شوراياريها كه زير دست شهردار منطقه و ناحيه باشند كه هر بازياي خواست با اينها بكند. در يك شوراي هفت نفره يا نه نفره كار سخت ميشود و امكان بروز فساد كاهش مييابد.
نكته ديگر اين است كه ما با سوپرمن سرو كار نداريم. كدام آدم عادي مي تواند در برابر يك پيشنهاد رشوه ٥ ميليارد توماني مقاومت كند؟ همه جاي دنيا بر همين اساس سيستم را تنظيم ميكنند. بايد بدانيم در نظام اداري ما با عارف و زاهد سر و كار نداريم بلكه با انسان هاي عادي روبهرو هستيم. يكي ديگر از حلقهها رسانههاي قدرتمند و مستقل است. نقش رسانهها خيلي مهم است ما بايد همين مقدار از طرح مباحث را هم قدردان دوستان رسانهاي باشيم. شايد اگر رسانهها نبودند با وضعيت بدتري روبهرو بوديم. بخشي از موضوع هم به وزارت كشور برميگردد. وزارت كشور مهمترين دستگاه سياسي رسيدگيكننده به امور داخلي كشور است. قانون شهرداريها را نگاه كنيد سازمان شهرداريها وظايف گسترده دارد. آيا وزارت كشور اينقدر كه اتوبوس خريده به همين نسبت مساله آموزش را جدي گرفته است؟ از سوي ديگر خلأ آموزش در احزاب هم احساس ميشود. احزاب و جناحهاي حامي كانديداها هم بايد جوابگو باشند كه چرا در دوره مديريت نامزد مورد حمايتشان اين اتفاقات افتاده است. آموزش بخشي از وظايف حزب است. راحتترين كار اين است چند نفر را متهم كنيم. اگر واقعبينانه نگاه كنيم بخشي از دلايل به عملكرد ناقص احزاب و گروههاي سياسي برميگردد.
@imani_jajarmi
Forwarded from انتشارات فرهنگ جاوید
تجدید چاپ شد:
چاپ چهارم «پرسهزنی و زندگی روزمرۀ ایرانی» و چاپ سوم «امر روزمره در جامعۀ پساانقلابی» منتشر شد.
•ارسال به تمام نقاط كشور•
تلفن دفتر فروش: ٦٦٤٨١٦٣٧
مشخصات:
goo.gl/5az8gw
goo.gl/PMcC4r
چاپ چهارم «پرسهزنی و زندگی روزمرۀ ایرانی» و چاپ سوم «امر روزمره در جامعۀ پساانقلابی» منتشر شد.
•ارسال به تمام نقاط كشور•
تلفن دفتر فروش: ٦٦٤٨١٦٣٧
مشخصات:
goo.gl/5az8gw
goo.gl/PMcC4r
ضرورت تحول دروس عمومی دانشگاهها
عباس کاظمی
@varijkazemi
بسیاری از تحقیقات و پژوهشهای انجام شده همکارانم و از جمله پیمایش ملی دانشجویی کلاس درس (دکتر صدیقیان) نشان داده است که دروس عمومی نه تنها تاثیر و فایده ای در بالابردن اگاهی و شناخت دانشجویان ندارد بلکه موجب نارضایتی های و بی انگیزه گیهای زیادی هم شده است. از سویی دیگر، وضعیت سواد عمومی و فرهنگی دانشجویان در ایران نگران کننده است. بنابراین ضرورت دارد دروس عمومی تحولی اساسی یابند و در جهت بالابردن سواد عمومی و فرهنگی از نو طراحی شوند.
نکته دیگر اینکه، همیشه دروسی ضروری است که توانمندی نسل جدید را بالا ببرند و در عین حال بخشی از برنامه آموزش شهروندی و تفکر انتقادی باشند. دروس عمومی می تواند از نو بر اساس اهداف کاربردی در وضعیت فعلی طراحی شوند. اکنون که دانشگاهها دیگر برای اشتغال و کار افرینی موفق عمل نمی کنند حداقل شهروندانی خوب تربیت کنند. از این رو،تحول دروس عمومی در دانشگاهها یکی از بهترین راههای بهبود وضع کارکردی دانشگاهها می توانند به حساب آیند.
ضعیف ترین بعد اموزش دانشگاهی ما می تواند قوی ترین بعد آموزشی شود.
عباس کاظمی
@varijkazemi
#یاد_داشت
عباس کاظمی
@varijkazemi
بسیاری از تحقیقات و پژوهشهای انجام شده همکارانم و از جمله پیمایش ملی دانشجویی کلاس درس (دکتر صدیقیان) نشان داده است که دروس عمومی نه تنها تاثیر و فایده ای در بالابردن اگاهی و شناخت دانشجویان ندارد بلکه موجب نارضایتی های و بی انگیزه گیهای زیادی هم شده است. از سویی دیگر، وضعیت سواد عمومی و فرهنگی دانشجویان در ایران نگران کننده است. بنابراین ضرورت دارد دروس عمومی تحولی اساسی یابند و در جهت بالابردن سواد عمومی و فرهنگی از نو طراحی شوند.
نکته دیگر اینکه، همیشه دروسی ضروری است که توانمندی نسل جدید را بالا ببرند و در عین حال بخشی از برنامه آموزش شهروندی و تفکر انتقادی باشند. دروس عمومی می تواند از نو بر اساس اهداف کاربردی در وضعیت فعلی طراحی شوند. اکنون که دانشگاهها دیگر برای اشتغال و کار افرینی موفق عمل نمی کنند حداقل شهروندانی خوب تربیت کنند. از این رو،تحول دروس عمومی در دانشگاهها یکی از بهترین راههای بهبود وضع کارکردی دانشگاهها می توانند به حساب آیند.
ضعیف ترین بعد اموزش دانشگاهی ما می تواند قوی ترین بعد آموزشی شود.
عباس کاظمی
@varijkazemi
#یاد_داشت
Forwarded from اتحادیه انجمنهای علمی علوم اجتماعی
📣 فراخوان نخستین سمپوزیوم کشوری آثار دانشجویی علوم اجتماعی
🕓اردیبهشت ماه ۹۷ دانشگاه تربیت مدرس
✅اطلاعات بیشتر در سایت همایش به نشانی : socialsymposium.ir
🔻🔻🔻🔻
@SocialUnion
@Socialsymposium
🕓اردیبهشت ماه ۹۷ دانشگاه تربیت مدرس
✅اطلاعات بیشتر در سایت همایش به نشانی : socialsymposium.ir
🔻🔻🔻🔻
@SocialUnion
@Socialsymposium
Forwarded from فردای بهتر (مصطفی تاجزاده)
📝📝📝دلالت های معنا شناختی جین پوشی
عباس کاظمی✍🏼
✅اگر جین پوشی را به عنوان یک نشانه در نظر بگیریم، باید بگوییم که هر نشانه ای فی نفسه فاقد معناست. مهم این است که در چه شبکه ای از نظام معنایی جای گرفته باشد. بنابراین، در متن هر فرهنگی، جین پوشی می تواند معنای متفاوتی داشته باشد. حتی دوره های تاریخی می توانند معنای جین پوشی را در همان بستر فرهنگی متحول کنند اما اینکه چگونه یک نشانه به اسطوره تبدیل می شود و به تعبیر رولان بارت معانی انگیزشی و سیاسی بر آن «بار» می شوند خود حدیثی متفاوت است. به نظر می رسد در ایران جین پوشی به یک اسطوره مبدل شده است؛ یعنی معنایی که به آن نسبت داده شده نه از راه روابط طبیعی میان دال و مدلول بلکه از طریق نسبتی عامدانه و به واسطۀ الگوهای قدرت بوده است، تا آن چیزی را نمایندگی کند که در نهایت به بازتولید ساختارهای ایدئولوژیک یاری رساند. این گونه است که جین همچون دالِ نیمه تهی، به نشانه ای جدید بدل شده که قرار بوده (یا قرار است) بارِ همۀ آنچه را «فرهنگ فاسد غرب» نامیده می شود بردوش کشد.
📗برشی از کتاب «امر روزمره در جامعه پسا انقلابی»
@MostafaTajzadeh
اطلاعات بیشتر درمورد کتاب:
https://news.1rj.ru/str/iransociology/7735
عباس کاظمی✍🏼
✅اگر جین پوشی را به عنوان یک نشانه در نظر بگیریم، باید بگوییم که هر نشانه ای فی نفسه فاقد معناست. مهم این است که در چه شبکه ای از نظام معنایی جای گرفته باشد. بنابراین، در متن هر فرهنگی، جین پوشی می تواند معنای متفاوتی داشته باشد. حتی دوره های تاریخی می توانند معنای جین پوشی را در همان بستر فرهنگی متحول کنند اما اینکه چگونه یک نشانه به اسطوره تبدیل می شود و به تعبیر رولان بارت معانی انگیزشی و سیاسی بر آن «بار» می شوند خود حدیثی متفاوت است. به نظر می رسد در ایران جین پوشی به یک اسطوره مبدل شده است؛ یعنی معنایی که به آن نسبت داده شده نه از راه روابط طبیعی میان دال و مدلول بلکه از طریق نسبتی عامدانه و به واسطۀ الگوهای قدرت بوده است، تا آن چیزی را نمایندگی کند که در نهایت به بازتولید ساختارهای ایدئولوژیک یاری رساند. این گونه است که جین همچون دالِ نیمه تهی، به نشانه ای جدید بدل شده که قرار بوده (یا قرار است) بارِ همۀ آنچه را «فرهنگ فاسد غرب» نامیده می شود بردوش کشد.
📗برشی از کتاب «امر روزمره در جامعه پسا انقلابی»
@MostafaTajzadeh
اطلاعات بیشتر درمورد کتاب:
https://news.1rj.ru/str/iransociology/7735
Telegram
جامعهشناسی
📘 کتاب جدیدِ عباس کاظمی منتشر شد
@IsBookStore
🔸تازه ترین اثر عباس کاظمی، استادیار پژوهشکده مطالعات فرهنگی اجتماعی وزارت علوم با نام «امر روزمره در جامعه پسا انقلابی» امروز منتشر شد.
🔸به گزارش خبرنگار مهر، کتاب «امر روزمره در جامعه پسا انقلابی» محصول پنج…
@IsBookStore
🔸تازه ترین اثر عباس کاظمی، استادیار پژوهشکده مطالعات فرهنگی اجتماعی وزارت علوم با نام «امر روزمره در جامعه پسا انقلابی» امروز منتشر شد.
🔸به گزارش خبرنگار مهر، کتاب «امر روزمره در جامعه پسا انقلابی» محصول پنج…
Forwarded from ماهنامه اندیشه پویا
🔴عباس کاظمی جامعه شناس، پنجشنبه عصر یازدهم آبان در غرفه اندیشه پویا حضور خواهد داشت.
ساعت ۱۵ . مصلای تهران . راهروی ۶ . غرفه ۲۲
@andishepouya
ساعت ۱۵ . مصلای تهران . راهروی ۶ . غرفه ۲۲
@andishepouya
Forwarded from Abbas Varij kazemi
Audio
کارگاه اتنوگرافی سفر
عباس کاظمی
@varijkazemi
کارگاه moving methodsبه توصیه پژوهشگاه فرهنگ،هنر و ارتباطات برای گروهی از محققان عازم به پیاده روی اربعین برگزار شده است.
عباس کاظمی
@varijkazemi
کارگاه moving methodsبه توصیه پژوهشگاه فرهنگ،هنر و ارتباطات برای گروهی از محققان عازم به پیاده روی اربعین برگزار شده است.
Forwarded from دین، فرهنگ، جامعه | محسنحسام مظاهری (محسن حسام مظاهری)
🔸در دفاع از مطالعات اجتماعی تشیع🔸
بهبهانهی جنجال اخیر پیرامون تحلیلهای جامعهشناسانهی اربعین
محسن حسام مظاهری
[قسمت ۱ از ۲]
🔻یک
در جامعهی ما، انصافاً جامعهشناسی را باید ازجمله مشاغل پرخطر دانست. البته منظورم از جامعهشناسی بهمعنای کنشگریِ علمی و مسألهمند و فعال با دغدغهی فهم مسایل مردم و جامعه و تلاش برای بهبودبخشیِ روشمند آنهاست. نه جامعهشناسی برای جامعهشناسی، و نه جامعهشناسی فارغ از تعهد و مسئولیت اجتماعی، و نه یک دانش بیخطرِ منفعلِ پشتمیزی یا یک پوزیشین آکادمیک برای کارمندان نهادِ وابسته به حکومتِ دانشگاه که برایشان فرقی نمیکند حکومت اعلاحضرت آریامهر است یا حکومت ولایت فقیه. حقوقشان را میگیرند و کارشان را میکنند و بههیچجای عالم هم بود و نبودشان برنمیخورد.
جامعهشناسبودن پیشهی پرخطری است در کشوری که حکومتش ـ به غلط ـ علوم انسانی و اجتماعی را دشمن خود فرض کرده و ترجیح میدهد اساتید و دانشجویان و محققان علوم اجتماعی در درون زندانِ «دانشگاه» یا نهایتاً مؤسسات پژوهشیِ بیخطر تحت کنترل باشند و به موضوعات کمتر حساس یا شبهمسألههای بیخاصیتِ تئوریکِ محض سرگرم شوند تا آنکه بخواهند در مورد مسایل و معضلات جدی جامعه اظهارنظر کنند، و حاضر است میلیونها تومان از پول نفت خرج پژوهشهای اجتماعی کند؛ منتها پژوهشهایی که با جلد گالینگور و زرکوب، در قفسههای اداری بایگانی شوند و خاک بخورند یا نهایتاً به مقالهی علمی ـ پژوهشی و علمی ـ ترویجی و علمی ـ تخصصی تبدیل شوند، محبوس در ژورنالهای بیشماری که قرار نیست کسی بخواندشان. ارتقای سازمانی و ارتقای علمی، حقالسکوتی است که سیستم معیوب دانشگاهِ نانخورِ حکومت به پژوهشگران اجتماعی میدهد تا حد و حدود گلیم دستش باشد. کافیست کمی لولهی تغذیهشان را تنگتر بگیرد تا دغدغهی معاش نگذارد هیچ فکر و ذکری برایشان باقی بماند.
🔻دو
اما بین شاخههای جامعهشناسی ـ به گمان من ـ پرخطرترین و پرریسکترین شاخه، جامعهشناسی دین است. جامعهشناسی دین حتا از سیاست هم خطرخیزتر است. زیرا در سیاست نهایتاً طرف حساب، حکومت است. ولی جامعهشناس دین هم با حکومت (که خود را متولی دین رسمی میداند) طرف است و هم با سازمان دین (روحانیت) و بدنهی دینداران. هم در معرض تحدید سلطهی سیاسی است و هم در معرض تهدید تعصب مذهبی. یکی از دلایل نحیفبودن این شاخه و فقر شدید مطالعات اجتماعی و انتقادی تشیع در جامعهی ما همین شرایط دشوار و پرهزینهای است که طبعاً هرکسی توانایی پذیرش و تحمل آن را ندارد.
شاهد مثال واکنشهای منفی گستردهای است که در این چند روز، انتشار چند یادداشت با موضوع تحلیل جامعهشناسانه و انتقادی پیادهروی اربعین، به دنبال داشته و مستمسکی تازه شده است برای انتقامگیری و هجمه به کل جامعهشناسی و جامعهشناسان. از فلان سخنران مذهبی و مداح تا بهمان مدیر رسانهای و سیاستمدار و روزنامهنگار و کارشناس همهفنحریف و همهجا حاضر شبکههای تلویزیونی و تا حتی برخی از علوماجتماعیخواندههای قایل به مرگِ جامعهشناسی (که معلوم نیست چرا دست از سرِ این ـ بهقول خودشان ـ «میت» برنمیدارند)، همه احساس تکلیف کردهاند تا خردهحسابهایشان با جامعهشناسی و جامعهشناسان را یکجا تسویه کنند.
این هجمهها البته دور از انتظار نبود. مسیر مطالعات اجتماعی تشیع، مسیر پرسنگلاخی است و کسی که در این راه پا میگذارد باید به عواقب آن اندیشیده باشد. به تجربه دریافتهام که در چنین فضای مسمومی، خصوصاً وقتی غلیان مذهبی و عاطفی هم در آن دخیل باشد، امکان مفاهمه به پایینترین سطح خود میرسد. حرف حقی هم اگر گفته شود، شنیده نخواهد شد. بنا بر جدل و مراء است تا نهایتاً یک طرف در موضع انفعال قرار گیرد و عقبنشینی کند تا رضایتخاطر هجمهکنندگان فراهم آید و حساب کار دست بقیه بیاید.
(بهعنوان مثال واقعاً باعث تأسف است که یک استاد جامعهشناسی دانشگاه بعد از نوشتن دو یادداشت تحلیلی دربارهی اربعین براثر فشارها مجبور میشود فایل صوتی منتشر کند که بگوید گرچه تحلیلی کرده که به مذاق برخی خوش نیامده، اما خودش شیعه است و به عاشورا معتقد است و حسرت زیارت کربلا دارد و خانواده و پدرش مذهبی بودهاندو ... من البته با لحن و ادبیات و برخی مفاد یادداشت ایشان موافق نیستم و معتقدم مواجههی سیاسی با مقولات دینی، مخرب است. ولی بسیاری از هجمهها به آن یادداشت را هم غیرمنصفانه میدانم.)
[ادامه 👇🏻]
#مطالعات_فرهنگ_شیعی
#جامعه_شناسی_تشیع
#دین_در_جامعه_ایرانی
@mohsenhesammazaheri
بهبهانهی جنجال اخیر پیرامون تحلیلهای جامعهشناسانهی اربعین
محسن حسام مظاهری
[قسمت ۱ از ۲]
🔻یک
در جامعهی ما، انصافاً جامعهشناسی را باید ازجمله مشاغل پرخطر دانست. البته منظورم از جامعهشناسی بهمعنای کنشگریِ علمی و مسألهمند و فعال با دغدغهی فهم مسایل مردم و جامعه و تلاش برای بهبودبخشیِ روشمند آنهاست. نه جامعهشناسی برای جامعهشناسی، و نه جامعهشناسی فارغ از تعهد و مسئولیت اجتماعی، و نه یک دانش بیخطرِ منفعلِ پشتمیزی یا یک پوزیشین آکادمیک برای کارمندان نهادِ وابسته به حکومتِ دانشگاه که برایشان فرقی نمیکند حکومت اعلاحضرت آریامهر است یا حکومت ولایت فقیه. حقوقشان را میگیرند و کارشان را میکنند و بههیچجای عالم هم بود و نبودشان برنمیخورد.
جامعهشناسبودن پیشهی پرخطری است در کشوری که حکومتش ـ به غلط ـ علوم انسانی و اجتماعی را دشمن خود فرض کرده و ترجیح میدهد اساتید و دانشجویان و محققان علوم اجتماعی در درون زندانِ «دانشگاه» یا نهایتاً مؤسسات پژوهشیِ بیخطر تحت کنترل باشند و به موضوعات کمتر حساس یا شبهمسألههای بیخاصیتِ تئوریکِ محض سرگرم شوند تا آنکه بخواهند در مورد مسایل و معضلات جدی جامعه اظهارنظر کنند، و حاضر است میلیونها تومان از پول نفت خرج پژوهشهای اجتماعی کند؛ منتها پژوهشهایی که با جلد گالینگور و زرکوب، در قفسههای اداری بایگانی شوند و خاک بخورند یا نهایتاً به مقالهی علمی ـ پژوهشی و علمی ـ ترویجی و علمی ـ تخصصی تبدیل شوند، محبوس در ژورنالهای بیشماری که قرار نیست کسی بخواندشان. ارتقای سازمانی و ارتقای علمی، حقالسکوتی است که سیستم معیوب دانشگاهِ نانخورِ حکومت به پژوهشگران اجتماعی میدهد تا حد و حدود گلیم دستش باشد. کافیست کمی لولهی تغذیهشان را تنگتر بگیرد تا دغدغهی معاش نگذارد هیچ فکر و ذکری برایشان باقی بماند.
🔻دو
اما بین شاخههای جامعهشناسی ـ به گمان من ـ پرخطرترین و پرریسکترین شاخه، جامعهشناسی دین است. جامعهشناسی دین حتا از سیاست هم خطرخیزتر است. زیرا در سیاست نهایتاً طرف حساب، حکومت است. ولی جامعهشناس دین هم با حکومت (که خود را متولی دین رسمی میداند) طرف است و هم با سازمان دین (روحانیت) و بدنهی دینداران. هم در معرض تحدید سلطهی سیاسی است و هم در معرض تهدید تعصب مذهبی. یکی از دلایل نحیفبودن این شاخه و فقر شدید مطالعات اجتماعی و انتقادی تشیع در جامعهی ما همین شرایط دشوار و پرهزینهای است که طبعاً هرکسی توانایی پذیرش و تحمل آن را ندارد.
شاهد مثال واکنشهای منفی گستردهای است که در این چند روز، انتشار چند یادداشت با موضوع تحلیل جامعهشناسانه و انتقادی پیادهروی اربعین، به دنبال داشته و مستمسکی تازه شده است برای انتقامگیری و هجمه به کل جامعهشناسی و جامعهشناسان. از فلان سخنران مذهبی و مداح تا بهمان مدیر رسانهای و سیاستمدار و روزنامهنگار و کارشناس همهفنحریف و همهجا حاضر شبکههای تلویزیونی و تا حتی برخی از علوماجتماعیخواندههای قایل به مرگِ جامعهشناسی (که معلوم نیست چرا دست از سرِ این ـ بهقول خودشان ـ «میت» برنمیدارند)، همه احساس تکلیف کردهاند تا خردهحسابهایشان با جامعهشناسی و جامعهشناسان را یکجا تسویه کنند.
این هجمهها البته دور از انتظار نبود. مسیر مطالعات اجتماعی تشیع، مسیر پرسنگلاخی است و کسی که در این راه پا میگذارد باید به عواقب آن اندیشیده باشد. به تجربه دریافتهام که در چنین فضای مسمومی، خصوصاً وقتی غلیان مذهبی و عاطفی هم در آن دخیل باشد، امکان مفاهمه به پایینترین سطح خود میرسد. حرف حقی هم اگر گفته شود، شنیده نخواهد شد. بنا بر جدل و مراء است تا نهایتاً یک طرف در موضع انفعال قرار گیرد و عقبنشینی کند تا رضایتخاطر هجمهکنندگان فراهم آید و حساب کار دست بقیه بیاید.
(بهعنوان مثال واقعاً باعث تأسف است که یک استاد جامعهشناسی دانشگاه بعد از نوشتن دو یادداشت تحلیلی دربارهی اربعین براثر فشارها مجبور میشود فایل صوتی منتشر کند که بگوید گرچه تحلیلی کرده که به مذاق برخی خوش نیامده، اما خودش شیعه است و به عاشورا معتقد است و حسرت زیارت کربلا دارد و خانواده و پدرش مذهبی بودهاندو ... من البته با لحن و ادبیات و برخی مفاد یادداشت ایشان موافق نیستم و معتقدم مواجههی سیاسی با مقولات دینی، مخرب است. ولی بسیاری از هجمهها به آن یادداشت را هم غیرمنصفانه میدانم.)
[ادامه 👇🏻]
#مطالعات_فرهنگ_شیعی
#جامعه_شناسی_تشیع
#دین_در_جامعه_ایرانی
@mohsenhesammazaheri