©️ Cinephilia
🎗@Video_Archives
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7
علی بندری که با پادکست چنل بی به نوعی پدر پادکست فارسی زبان محسوب میشود، در گذشته در قالب دو پرونده جداگانه به ماجرای کشف جنوبگان و شکلتون پرداخته است که شنیدنشان خالی از لطف نیست.
◽️اپیزود جنوبگان
◽️اپیزود سریالی شکلتون (قسمت اول)
◽️اپیزود سریالی شکلتون (قسمت دوم)
◽️اپیزود سریالی شکلتون (قسمت پایانی)
©️ Cinephilia
🎗@Video_Archives
◽️اپیزود جنوبگان
◽️اپیزود سریالی شکلتون (قسمت اول)
◽️اپیزود سریالی شکلتون (قسمت دوم)
◽️اپیزود سریالی شکلتون (قسمت پایانی)
©️ Cinephilia
🎗@Video_Archives
❤12👍4🔥1
Title: I’M NOT EVERYTHING I WANT TO BE 2024
Director: #Klára_Tasovská
Genre: #ِDocumentary
Country: 🇨🇿 ( Czech Republic )
Languages: Czech
Runtime: 1h 30m
Festival: #BerlinInternationalFilmFestival
Awards: 2 Nominations
⭐️ IMDb: 8
🟢 Letterboxd: 3,7/5
©️ Cinephilia
🎗@Video_Archives
Director: #Klára_Tasovská
Genre: #ِDocumentary
Country: 🇨🇿 ( Czech Republic )
Languages: Czech
Runtime: 1h 30m
Festival: #BerlinInternationalFilmFestival
Awards: 2 Nominations
©️ Cinephilia
🎗@Video_Archives
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥7👍2🙏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
👍4🔥3❤1🙏1
©️ Cinephilia
🎗@Video_Archives
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤4👍2👌2
Cinephilia
Title: I’M NOT EVERYTHING I WANT TO BE 2024 Director: #Klára_Tasovská Genre: #ِDocumentary Country: 🇨🇿 ( Czech Republic ) Languages: Czech Runtime: 1h 30m Festival: #BerlinInternationalFilmFestival Awards: 2 Nominations ⭐️ IMDb: 8 🟢 Letterboxd: 3,7/5 ©️…
معرفی مستند
"هنوز اون چیزی که میخوام باشم نیستم"
عنوان اصلی: Jeste nejsem, kým chci být
زندگی و هنر لیبوشا (لیبوشه) یارکووایا
کانال سینهفیلیا
مستند ساخته «کلاورا تاسوفسکا»، کارگردان اهل چک، درباره زندگی و هنر هموطنش «لیبوشا یارکووایا»، عکاس مشهور، که در بخش پانورامای هفتاد و چهارمین دوره جشنواره فیلم برلین به نمایش درآمد، حاصل یک دوستی عمیق و همکاری هنری است. لیبوشا، آرشیو عظیم عکسهایش (عادتش این بود که به طور متوالی عکس میگرفت و سپس همه آنها را چاپ و نگهداری میکرد)، دفترچههای خاطراتش و خاطرات دردناک زندگیاش را به این فیلمساز جوان سپرد.
تاسوفسکا قرار بود یک فیلم تلویزیونی برای تلویزیون چک بسازد، اما پس از پنج سال کار سخت، اثری خلق کرد که بسیار فراتر از یک خودزندگینامه است. همانطور که خودش در مصاحبهای میگوید:
Cinephilia
@Video_Archives
معرفی مستند
"هنوز اون چیزی که میخوام باشم نیستم"
عنوان اصلی: Jeste nejsem, kým chci být
زندگی و هنر لیبوشا (لیبوشه) یارکووایا
کانال سینهفیلیا
مستند ساخته «کلاورا تاسوفسکا»، کارگردان اهل چک، درباره زندگی و هنر هموطنش «لیبوشا یارکووایا»، عکاس مشهور، که در بخش پانورامای هفتاد و چهارمین دوره جشنواره فیلم برلین به نمایش درآمد، حاصل یک دوستی عمیق و همکاری هنری است. لیبوشا، آرشیو عظیم عکسهایش (عادتش این بود که به طور متوالی عکس میگرفت و سپس همه آنها را چاپ و نگهداری میکرد)، دفترچههای خاطراتش و خاطرات دردناک زندگیاش را به این فیلمساز جوان سپرد.
تاسوفسکا قرار بود یک فیلم تلویزیونی برای تلویزیون چک بسازد، اما پس از پنج سال کار سخت، اثری خلق کرد که بسیار فراتر از یک خودزندگینامه است. همانطور که خودش در مصاحبهای میگوید:
برای من، مسائل شخصی، سیاسی هستند. من میخواستم محیطی را که یارکووایا از آن آمده بود و شرایطی که او را مجبور کرد کشورش را ترک کند و ابتدا به برلین غربی و سپس به توکیو برود، نشان دهم. اما در عکسها، موضوعاتی بسیار معاصر مانند هویت جنسی نیز به چشم میخورد.
Cinephilia
@Video_Archives
👍6❤3🔥1👏1
Cinephilia
معرفی مستند "هنوز اون چیزی که میخوام باشم نیستم" عنوان اصلی: Jeste nejsem, kým chci být زندگی و هنر لیبوشا (لیبوشه) یارکووایا کانال سینهفیلیا مستند ساخته «کلاورا تاسوفسکا»، کارگردان اهل چک، درباره زندگی و هنر هموطنش «لیبوشا یارکووایا»، عکاس مشهور، که…
با استفاده از یک مونتاژ بدیع که در آن بیش از ۳۰۰۰ عکس انتخاب شده از آرشیو هنرمند با ترتیب زمانی دقیق کنار هم قرار گرفتهاند و به لطف صدای روایتگر لیبوشا، موسیقی و جلوههای صوتی، عکسها جان میگیرند و بیننده به زندگی این عکاس سفر میکند: از سرکوب بهار پراگ در سال ۱۹۶۸ تا تلاشهای او برای رسیدن به آزادی از طریق هنر، دوستی و عشق. .
هنرمندی در چالش با واقعیت
او در سالهای اعتراضات پرشور پراگ، از دوربین خود به عنوان سلاحی برای بیان و اعتراض به واقعیت استفاده میکند. او در دنیایی که انقلاب به یک توهم تبدیل شده، به تصویر کشیدنِ کارگران حاشیهنشین، همجنسگرایان در کافهها و خودِ برهنهاش که مشغول خودارضایی یا رابطه با مرد و زن است را آغاز میکند. او مشتری ثابت "تی-کلاب"، مکانی زیرزمینی و نمادین در آن زمان است. جایی که بودن یک فرد کوئیر بسیار خطرناک بوده و او در آنجا خانوادهای واقعی پیدا میکند. اما عکسهای جسورانهاش در این کلوپ، پس از یک قتل، توجه پلیس را به خود جلب میکند.
Cinephilia
@Video_Archives
با استفاده از یک مونتاژ بدیع که در آن بیش از ۳۰۰۰ عکس انتخاب شده از آرشیو هنرمند با ترتیب زمانی دقیق کنار هم قرار گرفتهاند و به لطف صدای روایتگر لیبوشا، موسیقی و جلوههای صوتی، عکسها جان میگیرند و بیننده به زندگی این عکاس سفر میکند: از سرکوب بهار پراگ در سال ۱۹۶۸ تا تلاشهای او برای رسیدن به آزادی از طریق هنر، دوستی و عشق. .
هنرمندی در چالش با واقعیت
او در سالهای اعتراضات پرشور پراگ، از دوربین خود به عنوان سلاحی برای بیان و اعتراض به واقعیت استفاده میکند. او در دنیایی که انقلاب به یک توهم تبدیل شده، به تصویر کشیدنِ کارگران حاشیهنشین، همجنسگرایان در کافهها و خودِ برهنهاش که مشغول خودارضایی یا رابطه با مرد و زن است را آغاز میکند. او مشتری ثابت "تی-کلاب"، مکانی زیرزمینی و نمادین در آن زمان است. جایی که بودن یک فرد کوئیر بسیار خطرناک بوده و او در آنجا خانوادهای واقعی پیدا میکند. اما عکسهای جسورانهاش در این کلوپ، پس از یک قتل، توجه پلیس را به خود جلب میکند.
Cinephilia
@Video_Archives
👍4🔥3❤2
Cinephilia
با استفاده از یک مونتاژ بدیع که در آن بیش از ۳۰۰۰ عکس انتخاب شده از آرشیو هنرمند با ترتیب زمانی دقیق کنار هم قرار گرفتهاند و به لطف صدای روایتگر لیبوشا، موسیقی و جلوههای صوتی، عکسها جان میگیرند و بیننده به زندگی این عکاس سفر میکند: از سرکوب بهار پراگ…
با این حال، برای عکسهای عجیب و غریب و ناراحتکننده او، نه جایی برای نمایش وجود دارد و نه کسی حاضر است آنها را بپذیرد. به همین دلیل، او با ازدواج ساختگی به برلین غربی میرود تا به آزادی برسد. اما در آلمان هم اوضاع آسان نیست و در نهایت با آخرین پساندازش به توکیو میرود، جایی که به یک عکاس مد مشهور تبدیل میشود.
جهان شرق، دنیایی جدید اما پر از مانع است. او در ژاپن هم احساس راحتی نمیکند و دوباره به دنبال اصالت هنری و وجودی خود به پراگ برمیگردد. پس از فروپاشی دیوار برلین، او به برلین رفته و لحظات مهمی از این رویداد تاریخی را ثبت میکند.
این هنرمند با شجاعت و صداقت تمام، بدون هیچ پردهپوشی فیزیکی یا مجازی، و بدون هیچ گونه شعارزدگی به هنر خود میپردازد. هنر او، که هم شاعرانه است و هم ناقص، مستقیماً به دل بیننده نفوذ میکند. بیننده نمیتواند از درک و همدلی با نیاز شدید جارکوواکا برای آزادی و تردیدهایش اجتناب کند. همان تردیدی که در آخرین جمله فیلم مستند خلاصه میشود:
لیبوشه تمام عمرش تلاش کرد آزاد بماند. به همین دلیل تصمیم گرفت خانوادهای تشکیل ندهد، کارهای سادهای مانند پیشخدمتی در هتل را بپذیرد تا مجبور نباشد برای رژیم کار کند و با آنا فارووا، مورخ و منتقد هنری درخشان، دوست شود.
آنا فارووا پس از امضای منشور ۷۷ در سال ۱۹۷۷، یعنی مانیفستی که بسیاری از روشنفکران در آن خواستار آزادیهای مدنی و سیاسی بیشتری از دولت مرکزی بودند، بلافاصله از همه سمتهای دولتی برکنار شد.
با وجود اینکه مردم از نزدیک شدن به او میترسیدند، لیبوشه به او زنگ زد و حمایت زیادی از فارووا دریافت کرد و در پروژههای مهمی که عکاسانی مانند کارتیه برسون، مارتین فرانک و ریبائو نیز در آن همکاری میکردند، شرکت داشت. اما بعداً گروه را ترک کرد زیرا معتقد بود خیلی ساختارمند است، در حالی که او میخواست آزاد باشد.
داستان زندگی هنری او از نظر شکل ساده و از نظر محتوا عمیق است. قدرتمند، جذاب و طعم مبارزه مداوم او برای رسیدن به آزادی را دارد.
Cinephilia
@Video_Archives
با این حال، برای عکسهای عجیب و غریب و ناراحتکننده او، نه جایی برای نمایش وجود دارد و نه کسی حاضر است آنها را بپذیرد. به همین دلیل، او با ازدواج ساختگی به برلین غربی میرود تا به آزادی برسد. اما در آلمان هم اوضاع آسان نیست و در نهایت با آخرین پساندازش به توکیو میرود، جایی که به یک عکاس مد مشهور تبدیل میشود.
جهان شرق، دنیایی جدید اما پر از مانع است. او در ژاپن هم احساس راحتی نمیکند و دوباره به دنبال اصالت هنری و وجودی خود به پراگ برمیگردد. پس از فروپاشی دیوار برلین، او به برلین رفته و لحظات مهمی از این رویداد تاریخی را ثبت میکند.
این هنرمند با شجاعت و صداقت تمام، بدون هیچ پردهپوشی فیزیکی یا مجازی، و بدون هیچ گونه شعارزدگی به هنر خود میپردازد. هنر او، که هم شاعرانه است و هم ناقص، مستقیماً به دل بیننده نفوذ میکند. بیننده نمیتواند از درک و همدلی با نیاز شدید جارکوواکا برای آزادی و تردیدهایش اجتناب کند. همان تردیدی که در آخرین جمله فیلم مستند خلاصه میشود:
فکر میکنم هیچوقت بیخیال این سوال نشم که واقعاً کی هستم.
لیبوشه تمام عمرش تلاش کرد آزاد بماند. به همین دلیل تصمیم گرفت خانوادهای تشکیل ندهد، کارهای سادهای مانند پیشخدمتی در هتل را بپذیرد تا مجبور نباشد برای رژیم کار کند و با آنا فارووا، مورخ و منتقد هنری درخشان، دوست شود.
آنا فارووا پس از امضای منشور ۷۷ در سال ۱۹۷۷، یعنی مانیفستی که بسیاری از روشنفکران در آن خواستار آزادیهای مدنی و سیاسی بیشتری از دولت مرکزی بودند، بلافاصله از همه سمتهای دولتی برکنار شد.
با وجود اینکه مردم از نزدیک شدن به او میترسیدند، لیبوشه به او زنگ زد و حمایت زیادی از فارووا دریافت کرد و در پروژههای مهمی که عکاسانی مانند کارتیه برسون، مارتین فرانک و ریبائو نیز در آن همکاری میکردند، شرکت داشت. اما بعداً گروه را ترک کرد زیرا معتقد بود خیلی ساختارمند است، در حالی که او میخواست آزاد باشد.
داستان زندگی هنری او از نظر شکل ساده و از نظر محتوا عمیق است. قدرتمند، جذاب و طعم مبارزه مداوم او برای رسیدن به آزادی را دارد.
Cinephilia
@Video_Archives
👍6❤3👌2
Cinephilia
با این حال، برای عکسهای عجیب و غریب و ناراحتکننده او، نه جایی برای نمایش وجود دارد و نه کسی حاضر است آنها را بپذیرد. به همین دلیل، او با ازدواج ساختگی به برلین غربی میرود تا به آزادی برسد. اما در آلمان هم اوضاع آسان نیست و در نهایت با آخرین پساندازش…
گفتگو با کارگردان
ترجمه اختصاصی کانال سینهفیلیا
ـ چرا تصمیم گرفتی مستندی درباره لیبوشه یارکووا بسازی؟
ایده ساخت این مستند رو دو تا از کارگردانهای تلویزیون چک به من دادن. اونا بعد از نمایشگاه معروف لیبوشه در آرل به سراغم اومدن و پیشنهاد کردن که یه فیلم درباره زندگی و کارهای لیبوشه بسازیم. من معمولا هر سفارشی قبول نمیکنم، اما وقتی پیشنهاد ساخت این فیلم رو شنیدم، خیلی هیجانزده شدم. چون قبلا کارهای لیبوشه رو دیده بودم و دوست داشتم با خودش آشنا بشم و ببینم چه آدمیه.
اولین باری که دیدمش، خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم. لیبوشه آدم خیلی رک و صریحیه و راحت درباره موضوعاتی حرف میزنه که امروزه هم خیلیها باهاشون درگیرن. زندگی و کارهای هنری لیبوشه پر از اینجور موضوعاتیه که هنوزم برای خیلی از ما جذاب و مهمه.
ـ در نهایت تصمیم گرفتی فیلم رو فقط با عکسهای خودِ لیبوشه و از دفتر خاطراتش بسازی. چه چیزی باعث این تصمیم شد؟
از اول هم توی ذهنم بود که فیلم رو فقط با عکسها بسازم. همکارام اولش خیلی تعجب کردن و گفتن خیلی حیف میشه که از خودِ لیبوشه که هنوز زندهست استفاده نکنیم. اما بعد کرونا اومد و لیبوشه خونهنشین شد و شروع کرد عکسهای قدیمی ژاپنش رو اسکن کنه.
وقتی رفتم پیشش و اون همه عکس رو دیدم، یه دنیای جدید برام باز شد. نه فقط عکسها، بلکه دفتر خاطراتش که از بچگی نوشته بود، یه داستان جذاب رو برام تعریف میکرد. گفتم دیگه همه چیز آمادهست، حالا باید این مواد رو کنار هم بچینم.
یه جایی شنیدم که گفتن هر عکاس باید یه فیلم درباره خودش داشته باشه که فقط از عکسهاش ساخته شده باشه. این ایده خیلی جالب بود. بهترین راه برای اینکه بفهمیم یه عکاس به دنیا چطوری نگاه میکنه، اینه که عکسهاش رو ببینیم. نمیخواستم فیلم رو با عکسهای خودم پر کنم یا اینکه لیبوشه رو ببرم به جاهایی که قبلاً زندگی کرده و ازش فیلم بگیرم که داره اونجا رو نشون میده و خاطراتش رو تعریف میکنه.
برام جذابتر بود که داستان زندگی لیبوشه رو از نگاه خودش ببینم. داستانی که پر از اتفاقات عجیب و غریب بود و خودش همه رو توی دفتر خاطراتش نوشته بود. به نظرم بهترین کار این بود که دنیا رو از چشمهای لیبوشه ببینیم و این حس رو به بینندهها منتقل کنیم.
Cinephilia
@Video_Archives
گفتگو با کارگردان
ترجمه اختصاصی کانال سینهفیلیا
ـ چرا تصمیم گرفتی مستندی درباره لیبوشه یارکووا بسازی؟
ایده ساخت این مستند رو دو تا از کارگردانهای تلویزیون چک به من دادن. اونا بعد از نمایشگاه معروف لیبوشه در آرل به سراغم اومدن و پیشنهاد کردن که یه فیلم درباره زندگی و کارهای لیبوشه بسازیم. من معمولا هر سفارشی قبول نمیکنم، اما وقتی پیشنهاد ساخت این فیلم رو شنیدم، خیلی هیجانزده شدم. چون قبلا کارهای لیبوشه رو دیده بودم و دوست داشتم با خودش آشنا بشم و ببینم چه آدمیه.
اولین باری که دیدمش، خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم. لیبوشه آدم خیلی رک و صریحیه و راحت درباره موضوعاتی حرف میزنه که امروزه هم خیلیها باهاشون درگیرن. زندگی و کارهای هنری لیبوشه پر از اینجور موضوعاتیه که هنوزم برای خیلی از ما جذاب و مهمه.
ـ در نهایت تصمیم گرفتی فیلم رو فقط با عکسهای خودِ لیبوشه و از دفتر خاطراتش بسازی. چه چیزی باعث این تصمیم شد؟
از اول هم توی ذهنم بود که فیلم رو فقط با عکسها بسازم. همکارام اولش خیلی تعجب کردن و گفتن خیلی حیف میشه که از خودِ لیبوشه که هنوز زندهست استفاده نکنیم. اما بعد کرونا اومد و لیبوشه خونهنشین شد و شروع کرد عکسهای قدیمی ژاپنش رو اسکن کنه.
وقتی رفتم پیشش و اون همه عکس رو دیدم، یه دنیای جدید برام باز شد. نه فقط عکسها، بلکه دفتر خاطراتش که از بچگی نوشته بود، یه داستان جذاب رو برام تعریف میکرد. گفتم دیگه همه چیز آمادهست، حالا باید این مواد رو کنار هم بچینم.
یه جایی شنیدم که گفتن هر عکاس باید یه فیلم درباره خودش داشته باشه که فقط از عکسهاش ساخته شده باشه. این ایده خیلی جالب بود. بهترین راه برای اینکه بفهمیم یه عکاس به دنیا چطوری نگاه میکنه، اینه که عکسهاش رو ببینیم. نمیخواستم فیلم رو با عکسهای خودم پر کنم یا اینکه لیبوشه رو ببرم به جاهایی که قبلاً زندگی کرده و ازش فیلم بگیرم که داره اونجا رو نشون میده و خاطراتش رو تعریف میکنه.
برام جذابتر بود که داستان زندگی لیبوشه رو از نگاه خودش ببینم. داستانی که پر از اتفاقات عجیب و غریب بود و خودش همه رو توی دفتر خاطراتش نوشته بود. به نظرم بهترین کار این بود که دنیا رو از چشمهای لیبوشه ببینیم و این حس رو به بینندهها منتقل کنیم.
Cinephilia
@Video_Archives
👍6🙏3🔥2❤1