علی بندری که با پادکست چنل بی به نوعی پدر پادکست فارسی زبان محسوب میشود، در گذشته در قالب دو پرونده جداگانه به ماجرای کشف جنوبگان و شکلتون پرداخته است که شنیدنشان خالی از لطف نیست.
◽️اپیزود جنوبگان
◽️اپیزود سریالی شکلتون (قسمت اول)
◽️اپیزود سریالی شکلتون (قسمت دوم)
◽️اپیزود سریالی شکلتون (قسمت پایانی)
©️ Cinephilia
🎗@Video_Archives
◽️اپیزود جنوبگان
◽️اپیزود سریالی شکلتون (قسمت اول)
◽️اپیزود سریالی شکلتون (قسمت دوم)
◽️اپیزود سریالی شکلتون (قسمت پایانی)
©️ Cinephilia
🎗@Video_Archives
❤12👍4🔥1
Title: I’M NOT EVERYTHING I WANT TO BE 2024
Director: #Klára_Tasovská
Genre: #ِDocumentary
Country: 🇨🇿 ( Czech Republic )
Languages: Czech
Runtime: 1h 30m
Festival: #BerlinInternationalFilmFestival
Awards: 2 Nominations
⭐️ IMDb: 8
🟢 Letterboxd: 3,7/5
©️ Cinephilia
🎗@Video_Archives
Director: #Klára_Tasovská
Genre: #ِDocumentary
Country: 🇨🇿 ( Czech Republic )
Languages: Czech
Runtime: 1h 30m
Festival: #BerlinInternationalFilmFestival
Awards: 2 Nominations
©️ Cinephilia
🎗@Video_Archives
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥7👍2🙏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
👍4🔥3❤1🙏1
©️ Cinephilia
🎗@Video_Archives
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤4👍2👌2
Cinephilia
Title: I’M NOT EVERYTHING I WANT TO BE 2024 Director: #Klára_Tasovská Genre: #ِDocumentary Country: 🇨🇿 ( Czech Republic ) Languages: Czech Runtime: 1h 30m Festival: #BerlinInternationalFilmFestival Awards: 2 Nominations ⭐️ IMDb: 8 🟢 Letterboxd: 3,7/5 ©️…
معرفی مستند
"هنوز اون چیزی که میخوام باشم نیستم"
عنوان اصلی: Jeste nejsem, kým chci být
زندگی و هنر لیبوشا (لیبوشه) یارکووایا
کانال سینهفیلیا
مستند ساخته «کلاورا تاسوفسکا»، کارگردان اهل چک، درباره زندگی و هنر هموطنش «لیبوشا یارکووایا»، عکاس مشهور، که در بخش پانورامای هفتاد و چهارمین دوره جشنواره فیلم برلین به نمایش درآمد، حاصل یک دوستی عمیق و همکاری هنری است. لیبوشا، آرشیو عظیم عکسهایش (عادتش این بود که به طور متوالی عکس میگرفت و سپس همه آنها را چاپ و نگهداری میکرد)، دفترچههای خاطراتش و خاطرات دردناک زندگیاش را به این فیلمساز جوان سپرد.
تاسوفسکا قرار بود یک فیلم تلویزیونی برای تلویزیون چک بسازد، اما پس از پنج سال کار سخت، اثری خلق کرد که بسیار فراتر از یک خودزندگینامه است. همانطور که خودش در مصاحبهای میگوید:
Cinephilia
@Video_Archives
معرفی مستند
"هنوز اون چیزی که میخوام باشم نیستم"
عنوان اصلی: Jeste nejsem, kým chci být
زندگی و هنر لیبوشا (لیبوشه) یارکووایا
کانال سینهفیلیا
مستند ساخته «کلاورا تاسوفسکا»، کارگردان اهل چک، درباره زندگی و هنر هموطنش «لیبوشا یارکووایا»، عکاس مشهور، که در بخش پانورامای هفتاد و چهارمین دوره جشنواره فیلم برلین به نمایش درآمد، حاصل یک دوستی عمیق و همکاری هنری است. لیبوشا، آرشیو عظیم عکسهایش (عادتش این بود که به طور متوالی عکس میگرفت و سپس همه آنها را چاپ و نگهداری میکرد)، دفترچههای خاطراتش و خاطرات دردناک زندگیاش را به این فیلمساز جوان سپرد.
تاسوفسکا قرار بود یک فیلم تلویزیونی برای تلویزیون چک بسازد، اما پس از پنج سال کار سخت، اثری خلق کرد که بسیار فراتر از یک خودزندگینامه است. همانطور که خودش در مصاحبهای میگوید:
برای من، مسائل شخصی، سیاسی هستند. من میخواستم محیطی را که یارکووایا از آن آمده بود و شرایطی که او را مجبور کرد کشورش را ترک کند و ابتدا به برلین غربی و سپس به توکیو برود، نشان دهم. اما در عکسها، موضوعاتی بسیار معاصر مانند هویت جنسی نیز به چشم میخورد.
Cinephilia
@Video_Archives
👍6❤3🔥1👏1
Cinephilia
معرفی مستند "هنوز اون چیزی که میخوام باشم نیستم" عنوان اصلی: Jeste nejsem, kým chci být زندگی و هنر لیبوشا (لیبوشه) یارکووایا کانال سینهفیلیا مستند ساخته «کلاورا تاسوفسکا»، کارگردان اهل چک، درباره زندگی و هنر هموطنش «لیبوشا یارکووایا»، عکاس مشهور، که…
با استفاده از یک مونتاژ بدیع که در آن بیش از ۳۰۰۰ عکس انتخاب شده از آرشیو هنرمند با ترتیب زمانی دقیق کنار هم قرار گرفتهاند و به لطف صدای روایتگر لیبوشا، موسیقی و جلوههای صوتی، عکسها جان میگیرند و بیننده به زندگی این عکاس سفر میکند: از سرکوب بهار پراگ در سال ۱۹۶۸ تا تلاشهای او برای رسیدن به آزادی از طریق هنر، دوستی و عشق. .
هنرمندی در چالش با واقعیت
او در سالهای اعتراضات پرشور پراگ، از دوربین خود به عنوان سلاحی برای بیان و اعتراض به واقعیت استفاده میکند. او در دنیایی که انقلاب به یک توهم تبدیل شده، به تصویر کشیدنِ کارگران حاشیهنشین، همجنسگرایان در کافهها و خودِ برهنهاش که مشغول خودارضایی یا رابطه با مرد و زن است را آغاز میکند. او مشتری ثابت "تی-کلاب"، مکانی زیرزمینی و نمادین در آن زمان است. جایی که بودن یک فرد کوئیر بسیار خطرناک بوده و او در آنجا خانوادهای واقعی پیدا میکند. اما عکسهای جسورانهاش در این کلوپ، پس از یک قتل، توجه پلیس را به خود جلب میکند.
Cinephilia
@Video_Archives
با استفاده از یک مونتاژ بدیع که در آن بیش از ۳۰۰۰ عکس انتخاب شده از آرشیو هنرمند با ترتیب زمانی دقیق کنار هم قرار گرفتهاند و به لطف صدای روایتگر لیبوشا، موسیقی و جلوههای صوتی، عکسها جان میگیرند و بیننده به زندگی این عکاس سفر میکند: از سرکوب بهار پراگ در سال ۱۹۶۸ تا تلاشهای او برای رسیدن به آزادی از طریق هنر، دوستی و عشق. .
هنرمندی در چالش با واقعیت
او در سالهای اعتراضات پرشور پراگ، از دوربین خود به عنوان سلاحی برای بیان و اعتراض به واقعیت استفاده میکند. او در دنیایی که انقلاب به یک توهم تبدیل شده، به تصویر کشیدنِ کارگران حاشیهنشین، همجنسگرایان در کافهها و خودِ برهنهاش که مشغول خودارضایی یا رابطه با مرد و زن است را آغاز میکند. او مشتری ثابت "تی-کلاب"، مکانی زیرزمینی و نمادین در آن زمان است. جایی که بودن یک فرد کوئیر بسیار خطرناک بوده و او در آنجا خانوادهای واقعی پیدا میکند. اما عکسهای جسورانهاش در این کلوپ، پس از یک قتل، توجه پلیس را به خود جلب میکند.
Cinephilia
@Video_Archives
👍4🔥3❤2
Cinephilia
با استفاده از یک مونتاژ بدیع که در آن بیش از ۳۰۰۰ عکس انتخاب شده از آرشیو هنرمند با ترتیب زمانی دقیق کنار هم قرار گرفتهاند و به لطف صدای روایتگر لیبوشا، موسیقی و جلوههای صوتی، عکسها جان میگیرند و بیننده به زندگی این عکاس سفر میکند: از سرکوب بهار پراگ…
با این حال، برای عکسهای عجیب و غریب و ناراحتکننده او، نه جایی برای نمایش وجود دارد و نه کسی حاضر است آنها را بپذیرد. به همین دلیل، او با ازدواج ساختگی به برلین غربی میرود تا به آزادی برسد. اما در آلمان هم اوضاع آسان نیست و در نهایت با آخرین پساندازش به توکیو میرود، جایی که به یک عکاس مد مشهور تبدیل میشود.
جهان شرق، دنیایی جدید اما پر از مانع است. او در ژاپن هم احساس راحتی نمیکند و دوباره به دنبال اصالت هنری و وجودی خود به پراگ برمیگردد. پس از فروپاشی دیوار برلین، او به برلین رفته و لحظات مهمی از این رویداد تاریخی را ثبت میکند.
این هنرمند با شجاعت و صداقت تمام، بدون هیچ پردهپوشی فیزیکی یا مجازی، و بدون هیچ گونه شعارزدگی به هنر خود میپردازد. هنر او، که هم شاعرانه است و هم ناقص، مستقیماً به دل بیننده نفوذ میکند. بیننده نمیتواند از درک و همدلی با نیاز شدید جارکوواکا برای آزادی و تردیدهایش اجتناب کند. همان تردیدی که در آخرین جمله فیلم مستند خلاصه میشود:
لیبوشه تمام عمرش تلاش کرد آزاد بماند. به همین دلیل تصمیم گرفت خانوادهای تشکیل ندهد، کارهای سادهای مانند پیشخدمتی در هتل را بپذیرد تا مجبور نباشد برای رژیم کار کند و با آنا فارووا، مورخ و منتقد هنری درخشان، دوست شود.
آنا فارووا پس از امضای منشور ۷۷ در سال ۱۹۷۷، یعنی مانیفستی که بسیاری از روشنفکران در آن خواستار آزادیهای مدنی و سیاسی بیشتری از دولت مرکزی بودند، بلافاصله از همه سمتهای دولتی برکنار شد.
با وجود اینکه مردم از نزدیک شدن به او میترسیدند، لیبوشه به او زنگ زد و حمایت زیادی از فارووا دریافت کرد و در پروژههای مهمی که عکاسانی مانند کارتیه برسون، مارتین فرانک و ریبائو نیز در آن همکاری میکردند، شرکت داشت. اما بعداً گروه را ترک کرد زیرا معتقد بود خیلی ساختارمند است، در حالی که او میخواست آزاد باشد.
داستان زندگی هنری او از نظر شکل ساده و از نظر محتوا عمیق است. قدرتمند، جذاب و طعم مبارزه مداوم او برای رسیدن به آزادی را دارد.
Cinephilia
@Video_Archives
با این حال، برای عکسهای عجیب و غریب و ناراحتکننده او، نه جایی برای نمایش وجود دارد و نه کسی حاضر است آنها را بپذیرد. به همین دلیل، او با ازدواج ساختگی به برلین غربی میرود تا به آزادی برسد. اما در آلمان هم اوضاع آسان نیست و در نهایت با آخرین پساندازش به توکیو میرود، جایی که به یک عکاس مد مشهور تبدیل میشود.
جهان شرق، دنیایی جدید اما پر از مانع است. او در ژاپن هم احساس راحتی نمیکند و دوباره به دنبال اصالت هنری و وجودی خود به پراگ برمیگردد. پس از فروپاشی دیوار برلین، او به برلین رفته و لحظات مهمی از این رویداد تاریخی را ثبت میکند.
این هنرمند با شجاعت و صداقت تمام، بدون هیچ پردهپوشی فیزیکی یا مجازی، و بدون هیچ گونه شعارزدگی به هنر خود میپردازد. هنر او، که هم شاعرانه است و هم ناقص، مستقیماً به دل بیننده نفوذ میکند. بیننده نمیتواند از درک و همدلی با نیاز شدید جارکوواکا برای آزادی و تردیدهایش اجتناب کند. همان تردیدی که در آخرین جمله فیلم مستند خلاصه میشود:
فکر میکنم هیچوقت بیخیال این سوال نشم که واقعاً کی هستم.
لیبوشه تمام عمرش تلاش کرد آزاد بماند. به همین دلیل تصمیم گرفت خانوادهای تشکیل ندهد، کارهای سادهای مانند پیشخدمتی در هتل را بپذیرد تا مجبور نباشد برای رژیم کار کند و با آنا فارووا، مورخ و منتقد هنری درخشان، دوست شود.
آنا فارووا پس از امضای منشور ۷۷ در سال ۱۹۷۷، یعنی مانیفستی که بسیاری از روشنفکران در آن خواستار آزادیهای مدنی و سیاسی بیشتری از دولت مرکزی بودند، بلافاصله از همه سمتهای دولتی برکنار شد.
با وجود اینکه مردم از نزدیک شدن به او میترسیدند، لیبوشه به او زنگ زد و حمایت زیادی از فارووا دریافت کرد و در پروژههای مهمی که عکاسانی مانند کارتیه برسون، مارتین فرانک و ریبائو نیز در آن همکاری میکردند، شرکت داشت. اما بعداً گروه را ترک کرد زیرا معتقد بود خیلی ساختارمند است، در حالی که او میخواست آزاد باشد.
داستان زندگی هنری او از نظر شکل ساده و از نظر محتوا عمیق است. قدرتمند، جذاب و طعم مبارزه مداوم او برای رسیدن به آزادی را دارد.
Cinephilia
@Video_Archives
👍6❤3👌2
Cinephilia
با این حال، برای عکسهای عجیب و غریب و ناراحتکننده او، نه جایی برای نمایش وجود دارد و نه کسی حاضر است آنها را بپذیرد. به همین دلیل، او با ازدواج ساختگی به برلین غربی میرود تا به آزادی برسد. اما در آلمان هم اوضاع آسان نیست و در نهایت با آخرین پساندازش…
گفتگو با کارگردان
ترجمه اختصاصی کانال سینهفیلیا
ـ چرا تصمیم گرفتی مستندی درباره لیبوشه یارکووا بسازی؟
ایده ساخت این مستند رو دو تا از کارگردانهای تلویزیون چک به من دادن. اونا بعد از نمایشگاه معروف لیبوشه در آرل به سراغم اومدن و پیشنهاد کردن که یه فیلم درباره زندگی و کارهای لیبوشه بسازیم. من معمولا هر سفارشی قبول نمیکنم، اما وقتی پیشنهاد ساخت این فیلم رو شنیدم، خیلی هیجانزده شدم. چون قبلا کارهای لیبوشه رو دیده بودم و دوست داشتم با خودش آشنا بشم و ببینم چه آدمیه.
اولین باری که دیدمش، خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم. لیبوشه آدم خیلی رک و صریحیه و راحت درباره موضوعاتی حرف میزنه که امروزه هم خیلیها باهاشون درگیرن. زندگی و کارهای هنری لیبوشه پر از اینجور موضوعاتیه که هنوزم برای خیلی از ما جذاب و مهمه.
ـ در نهایت تصمیم گرفتی فیلم رو فقط با عکسهای خودِ لیبوشه و از دفتر خاطراتش بسازی. چه چیزی باعث این تصمیم شد؟
از اول هم توی ذهنم بود که فیلم رو فقط با عکسها بسازم. همکارام اولش خیلی تعجب کردن و گفتن خیلی حیف میشه که از خودِ لیبوشه که هنوز زندهست استفاده نکنیم. اما بعد کرونا اومد و لیبوشه خونهنشین شد و شروع کرد عکسهای قدیمی ژاپنش رو اسکن کنه.
وقتی رفتم پیشش و اون همه عکس رو دیدم، یه دنیای جدید برام باز شد. نه فقط عکسها، بلکه دفتر خاطراتش که از بچگی نوشته بود، یه داستان جذاب رو برام تعریف میکرد. گفتم دیگه همه چیز آمادهست، حالا باید این مواد رو کنار هم بچینم.
یه جایی شنیدم که گفتن هر عکاس باید یه فیلم درباره خودش داشته باشه که فقط از عکسهاش ساخته شده باشه. این ایده خیلی جالب بود. بهترین راه برای اینکه بفهمیم یه عکاس به دنیا چطوری نگاه میکنه، اینه که عکسهاش رو ببینیم. نمیخواستم فیلم رو با عکسهای خودم پر کنم یا اینکه لیبوشه رو ببرم به جاهایی که قبلاً زندگی کرده و ازش فیلم بگیرم که داره اونجا رو نشون میده و خاطراتش رو تعریف میکنه.
برام جذابتر بود که داستان زندگی لیبوشه رو از نگاه خودش ببینم. داستانی که پر از اتفاقات عجیب و غریب بود و خودش همه رو توی دفتر خاطراتش نوشته بود. به نظرم بهترین کار این بود که دنیا رو از چشمهای لیبوشه ببینیم و این حس رو به بینندهها منتقل کنیم.
Cinephilia
@Video_Archives
گفتگو با کارگردان
ترجمه اختصاصی کانال سینهفیلیا
ـ چرا تصمیم گرفتی مستندی درباره لیبوشه یارکووا بسازی؟
ایده ساخت این مستند رو دو تا از کارگردانهای تلویزیون چک به من دادن. اونا بعد از نمایشگاه معروف لیبوشه در آرل به سراغم اومدن و پیشنهاد کردن که یه فیلم درباره زندگی و کارهای لیبوشه بسازیم. من معمولا هر سفارشی قبول نمیکنم، اما وقتی پیشنهاد ساخت این فیلم رو شنیدم، خیلی هیجانزده شدم. چون قبلا کارهای لیبوشه رو دیده بودم و دوست داشتم با خودش آشنا بشم و ببینم چه آدمیه.
اولین باری که دیدمش، خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم. لیبوشه آدم خیلی رک و صریحیه و راحت درباره موضوعاتی حرف میزنه که امروزه هم خیلیها باهاشون درگیرن. زندگی و کارهای هنری لیبوشه پر از اینجور موضوعاتیه که هنوزم برای خیلی از ما جذاب و مهمه.
ـ در نهایت تصمیم گرفتی فیلم رو فقط با عکسهای خودِ لیبوشه و از دفتر خاطراتش بسازی. چه چیزی باعث این تصمیم شد؟
از اول هم توی ذهنم بود که فیلم رو فقط با عکسها بسازم. همکارام اولش خیلی تعجب کردن و گفتن خیلی حیف میشه که از خودِ لیبوشه که هنوز زندهست استفاده نکنیم. اما بعد کرونا اومد و لیبوشه خونهنشین شد و شروع کرد عکسهای قدیمی ژاپنش رو اسکن کنه.
وقتی رفتم پیشش و اون همه عکس رو دیدم، یه دنیای جدید برام باز شد. نه فقط عکسها، بلکه دفتر خاطراتش که از بچگی نوشته بود، یه داستان جذاب رو برام تعریف میکرد. گفتم دیگه همه چیز آمادهست، حالا باید این مواد رو کنار هم بچینم.
یه جایی شنیدم که گفتن هر عکاس باید یه فیلم درباره خودش داشته باشه که فقط از عکسهاش ساخته شده باشه. این ایده خیلی جالب بود. بهترین راه برای اینکه بفهمیم یه عکاس به دنیا چطوری نگاه میکنه، اینه که عکسهاش رو ببینیم. نمیخواستم فیلم رو با عکسهای خودم پر کنم یا اینکه لیبوشه رو ببرم به جاهایی که قبلاً زندگی کرده و ازش فیلم بگیرم که داره اونجا رو نشون میده و خاطراتش رو تعریف میکنه.
برام جذابتر بود که داستان زندگی لیبوشه رو از نگاه خودش ببینم. داستانی که پر از اتفاقات عجیب و غریب بود و خودش همه رو توی دفتر خاطراتش نوشته بود. به نظرم بهترین کار این بود که دنیا رو از چشمهای لیبوشه ببینیم و این حس رو به بینندهها منتقل کنیم.
Cinephilia
@Video_Archives
👍6🙏3🔥2❤1
Cinephilia
گفتگو با کارگردان ترجمه اختصاصی کانال سینهفیلیا ـ چرا تصمیم گرفتی مستندی درباره لیبوشه یارکووا بسازی؟ ایده ساخت این مستند رو دو تا از کارگردانهای تلویزیون چک به من دادن. اونا بعد از نمایشگاه معروف لیبوشه در آرل به سراغم اومدن و پیشنهاد کردن که یه فیلم…
ـ هیچوقت تو مرحله تدوین پشیمون نشدی که اینجوری داستانو تعریف کردی؟
حتی یه لحظه هم شک نداشتم و هنوزم ندارم. البته که کار خیلی سخت و طولانیای بود، اما خیلی هم خلاقانه بود. خیلی خوش شانس بودم که با یه تدوینگر خیلی خوب به اسم الکساندر کاشچف همکاری کردم. اون ایدههای منو خیلی جلوتر برد و حتی طراحی صدا رو هم خودش انجام داد. به خاطر همینم بود که اونقدر تو تدوین موندیم چون اولش هیچی نداشتیم و باید همه چیز رو خودمون میساختیم.
ـ تو فیلمت زندگی لیبوشه رو از ۱۶ سالگی تا سقوط دیوار برلین دنبال کردی. یعنی حدود بیست سال. کار کردن با این همه عکس و دفتر خاطره چه حسی داشت؟
خیلی خوش شانس بودیم که لیبوشه بهمون اجازه داد آزادانه از همه چیز استفاده کنیم. میتونستیم همه عکسها و دفتر خاطراتش رو ببینیم و هرجوری که دوست داریم داستان رو تعریف کنیم. خودش هم خیلی کنجکاو بود که ببینه من از زندگیش چه برداشتی میکنم.
حدود دو سال طول کشید تا همه چیز رو آماده کنیم و بعدش هم دو سال دیگه مشغول تدوین بودیم. هزاران عکس رو بررسی کردیم. یه جاهایی تعداد عکسها تو کامپیوتر به هفتاد هزار تا رسیده بود! و این جدا از نگاتیوهایی بود که باید خودم میدیدم چون همهشون دیجیتالی نشده بودن.
ـ از اون هفتاد هزار تا عکس، چندتاش توی فیلم اومدن؟
حدود سه هزار تا.
Cinephilia
@Video_Archives
ـ هیچوقت تو مرحله تدوین پشیمون نشدی که اینجوری داستانو تعریف کردی؟
حتی یه لحظه هم شک نداشتم و هنوزم ندارم. البته که کار خیلی سخت و طولانیای بود، اما خیلی هم خلاقانه بود. خیلی خوش شانس بودم که با یه تدوینگر خیلی خوب به اسم الکساندر کاشچف همکاری کردم. اون ایدههای منو خیلی جلوتر برد و حتی طراحی صدا رو هم خودش انجام داد. به خاطر همینم بود که اونقدر تو تدوین موندیم چون اولش هیچی نداشتیم و باید همه چیز رو خودمون میساختیم.
ـ تو فیلمت زندگی لیبوشه رو از ۱۶ سالگی تا سقوط دیوار برلین دنبال کردی. یعنی حدود بیست سال. کار کردن با این همه عکس و دفتر خاطره چه حسی داشت؟
خیلی خوش شانس بودیم که لیبوشه بهمون اجازه داد آزادانه از همه چیز استفاده کنیم. میتونستیم همه عکسها و دفتر خاطراتش رو ببینیم و هرجوری که دوست داریم داستان رو تعریف کنیم. خودش هم خیلی کنجکاو بود که ببینه من از زندگیش چه برداشتی میکنم.
حدود دو سال طول کشید تا همه چیز رو آماده کنیم و بعدش هم دو سال دیگه مشغول تدوین بودیم. هزاران عکس رو بررسی کردیم. یه جاهایی تعداد عکسها تو کامپیوتر به هفتاد هزار تا رسیده بود! و این جدا از نگاتیوهایی بود که باید خودم میدیدم چون همهشون دیجیتالی نشده بودن.
ـ از اون هفتاد هزار تا عکس، چندتاش توی فیلم اومدن؟
حدود سه هزار تا.
Cinephilia
@Video_Archives
👍6❤3👏1
Cinephilia
ـ هیچوقت تو مرحله تدوین پشیمون نشدی که اینجوری داستانو تعریف کردی؟ حتی یه لحظه هم شک نداشتم و هنوزم ندارم. البته که کار خیلی سخت و طولانیای بود، اما خیلی هم خلاقانه بود. خیلی خوش شانس بودم که با یه تدوینگر خیلی خوب به اسم الکساندر کاشچف همکاری کردم. اون…
ـ با این همه عکس، چطوری تونستی تشخیص بدی کدوم عکس مهمه و کدوم نه؟
وقتی با لیبوشه حرف میزدم و داستان زندگیشو میشنیدم، خود به خود داستانش به چند قسمت تقسیم میشد. اول پراگ بود، بعد برلین، توکیو و دوباره برلین... هر قسمت از اونجا شروع میشد که لیبوشه تصمیم میگرفت زندگیش رو تغییر بده و یه جای جدید بره. این کار، کار ما رو راحتتر کرد. دیگه لازم نبود به کل داستان فکر کنیم، میتونستیم روی هر قسمت جداگانه کار کنیم.
از طرفی میخواستم داستان رو به ترتیب زمانی تعریف کنم، مثل یه سفر برای رسیدن به آزادی. اولش فکر میکردم فیلم رو خیلی تجربی بسازم، اما بعد تصمیم گرفتم سادهتر و مستقیمتر باشه. اولش میخواستیم فیلم رو تا امروز ادامه بدیم، اما شد دو ساعت و نیم! خیلی طولانی بود.
یه مدت هم فکر کردیم که بشه این داستان رو به صورت سریال ساخت، اما آخر سر تصمیم گرفتیم که داستان رو تا اوایل دهه نود تموم کنیم. چون برای من این فیلم فقط یه زندگینامه نیست، بلکه یه مقاله درباره آزادی فردی و پیدا کردن خونه واقعی هم هست. و فیلم ما هم همون جایی تموم میشه که لیبوشه به این دو تا چیز میرسه.
Cinephilia
@Video_Archives
ـ با این همه عکس، چطوری تونستی تشخیص بدی کدوم عکس مهمه و کدوم نه؟
وقتی با لیبوشه حرف میزدم و داستان زندگیشو میشنیدم، خود به خود داستانش به چند قسمت تقسیم میشد. اول پراگ بود، بعد برلین، توکیو و دوباره برلین... هر قسمت از اونجا شروع میشد که لیبوشه تصمیم میگرفت زندگیش رو تغییر بده و یه جای جدید بره. این کار، کار ما رو راحتتر کرد. دیگه لازم نبود به کل داستان فکر کنیم، میتونستیم روی هر قسمت جداگانه کار کنیم.
از طرفی میخواستم داستان رو به ترتیب زمانی تعریف کنم، مثل یه سفر برای رسیدن به آزادی. اولش فکر میکردم فیلم رو خیلی تجربی بسازم، اما بعد تصمیم گرفتم سادهتر و مستقیمتر باشه. اولش میخواستیم فیلم رو تا امروز ادامه بدیم، اما شد دو ساعت و نیم! خیلی طولانی بود.
یه مدت هم فکر کردیم که بشه این داستان رو به صورت سریال ساخت، اما آخر سر تصمیم گرفتیم که داستان رو تا اوایل دهه نود تموم کنیم. چون برای من این فیلم فقط یه زندگینامه نیست، بلکه یه مقاله درباره آزادی فردی و پیدا کردن خونه واقعی هم هست. و فیلم ما هم همون جایی تموم میشه که لیبوشه به این دو تا چیز میرسه.
Cinephilia
@Video_Archives
👍6❤3👏2
Cinephilia
ـ با این همه عکس، چطوری تونستی تشخیص بدی کدوم عکس مهمه و کدوم نه؟ وقتی با لیبوشه حرف میزدم و داستان زندگیشو میشنیدم، خود به خود داستانش به چند قسمت تقسیم میشد. اول پراگ بود، بعد برلین، توکیو و دوباره برلین... هر قسمت از اونجا شروع میشد که لیبوشه تصمیم…
ـ حالا که راجع به زندگی لیبوشه بعد از سقوط دیوار برلین صحبت شد، دوست نداشتی به اون دوران هم بپردازی؟
چند تا ایده هم برای این قسمت داشتم. مثلاً لیبوشه قبل از مرگ مادرش ازش خیلی مراقبت میکرد و عکسهای خیلی قشنگی با هم گرفته بودن. میشد با این عکسها یه فیلم مستقل درباره پیری ساخت. از طرفی، بعد از اینکه دوربینهای دیجیتال اومد، سبک عکسهای لیبوشه خیلی تغییر کرد و اگه این عکسها رو هم به فیلممون اضافه میکردیم، انگار یه فیلم دیگه به فیلممون چسبونده بودیم.
ـ تو آرشیو، عکسهایی پیدا کردید که خود لیبوشه هم یادش رفته بود؟
آره، یه بار که رفته بودم خونهش، لیبوشه یه عکس از خودش پیدا کرد که سرش رو گذاشته بود تو لامپ. خودش هم تعجب کرده بود که این عکس رو یادش رفته. پس هم اون چیزای جدیدی پیدا کرد و هم ما. حتی وقتی فیلم تقریباً آماده شده بود، چند تا عکس خیلی خوب دیگه از برلین پیدا کردیم و مجبور شدیم دوباره بریم سر کار تدوین و اونها رو به فیلم اضافه کنیم.
Cinephilia
@Video_Archives
ـ حالا که راجع به زندگی لیبوشه بعد از سقوط دیوار برلین صحبت شد، دوست نداشتی به اون دوران هم بپردازی؟
چند تا ایده هم برای این قسمت داشتم. مثلاً لیبوشه قبل از مرگ مادرش ازش خیلی مراقبت میکرد و عکسهای خیلی قشنگی با هم گرفته بودن. میشد با این عکسها یه فیلم مستقل درباره پیری ساخت. از طرفی، بعد از اینکه دوربینهای دیجیتال اومد، سبک عکسهای لیبوشه خیلی تغییر کرد و اگه این عکسها رو هم به فیلممون اضافه میکردیم، انگار یه فیلم دیگه به فیلممون چسبونده بودیم.
ـ تو آرشیو، عکسهایی پیدا کردید که خود لیبوشه هم یادش رفته بود؟
آره، یه بار که رفته بودم خونهش، لیبوشه یه عکس از خودش پیدا کرد که سرش رو گذاشته بود تو لامپ. خودش هم تعجب کرده بود که این عکس رو یادش رفته. پس هم اون چیزای جدیدی پیدا کرد و هم ما. حتی وقتی فیلم تقریباً آماده شده بود، چند تا عکس خیلی خوب دیگه از برلین پیدا کردیم و مجبور شدیم دوباره بریم سر کار تدوین و اونها رو به فیلم اضافه کنیم.
Cinephilia
@Video_Archives
👍5❤4👏1
Cinephilia
ـ حالا که راجع به زندگی لیبوشه بعد از سقوط دیوار برلین صحبت شد، دوست نداشتی به اون دوران هم بپردازی؟ چند تا ایده هم برای این قسمت داشتم. مثلاً لیبوشه قبل از مرگ مادرش ازش خیلی مراقبت میکرد و عکسهای خیلی قشنگی با هم گرفته بودن. میشد با این عکسها یه فیلم…
ـ از نظر تو این فیلم برای چه کسانی ساخته شده؟ آیا موقع ساخت، به مخاطب خارجی هم فکر میکردی؟
ما اصلاً به این موضوع فکر نمیکردیم. فقط میخواستیم فیلمی بسازیم که خودمون دوست داشته باشیم. ولی فکر میکنم این فیلم برای همه جذاب باشه، چه جوون چه پیر. خیلی از جوونها و آدمهای مسنتر فیلم رو دوست داشتن.
میخوایم این فیلم رو بهعنوان اثری معرفی کنیم که همه باهاش ارتباط برقرار کنن، چون درباره مبارزه روزمره آدمها برای زندگیه. ما این فیلم رو بیشتر یه فیلم بیوگرافی نمیبینیم، بلکه یه بیان قوی از زندگی یه آدم خاصه.
ـ بعد از این فیلم، چه برنامههایی برای ساخت فیلم داری؟
من و تهیهکننده فیلم، دو تا فیلم بلند دیگه هم در دست ساخت داریم. یکی بر اساس زندگی لیبوشه ساخته میشه و اتفاقاتش توی یک شب و در یک کلاب شبانه رخ میده. ایده این فیلم از فیلم «آگراندیسمان» آنتونیونی گرفته شده.
فیلم دیگه درباره یه خانواده چِکیه که با ماشینشون رفتن لهستان و توی راه ماشینشون خراب میشه. چهار روز توی یه پارکینگ کنار بزرگراه گیر میکنن و اتفاقات جالبی براشون میافته. این فیلم بیشتر درباره فقر و سختیهای زندگیه.
ـ اسم فیلمت «هنوز اون چیزی که میخوام باشم نیستم» هست. خودت چی؟ به اون چیزی که میخواستی رسیدی؟
فکر میکنم الان به جایی رسیدم که میخواستم. خیلی از ساختن این فیلم لذت بردم و خیلی خوشحالم که با لیبوشه آشنا شدم. این فیلم باعث شد به خیلی از موضوعات مهم فکر کنم.
از طرفی دوست دارم فیلمهای داستانی بسازم و یه کارگردان مستقل باشم. البته همیشه دنبال چالشهای جدیدم و همین باعث میشه که کارهام طولانیتر بشه. چون من از ساختن فیلمهای معمولی خوشم نمیاد و دیگه حوصله ندارم با دوربین به مردم نگاه کنم.
(پرش به ابتدای مطلب)
(دانلود مستند از کانال)
ـــ کانال سینهفیلیا
Cinephilia
@Video_Archives
ـ از نظر تو این فیلم برای چه کسانی ساخته شده؟ آیا موقع ساخت، به مخاطب خارجی هم فکر میکردی؟
ما اصلاً به این موضوع فکر نمیکردیم. فقط میخواستیم فیلمی بسازیم که خودمون دوست داشته باشیم. ولی فکر میکنم این فیلم برای همه جذاب باشه، چه جوون چه پیر. خیلی از جوونها و آدمهای مسنتر فیلم رو دوست داشتن.
میخوایم این فیلم رو بهعنوان اثری معرفی کنیم که همه باهاش ارتباط برقرار کنن، چون درباره مبارزه روزمره آدمها برای زندگیه. ما این فیلم رو بیشتر یه فیلم بیوگرافی نمیبینیم، بلکه یه بیان قوی از زندگی یه آدم خاصه.
ـ بعد از این فیلم، چه برنامههایی برای ساخت فیلم داری؟
من و تهیهکننده فیلم، دو تا فیلم بلند دیگه هم در دست ساخت داریم. یکی بر اساس زندگی لیبوشه ساخته میشه و اتفاقاتش توی یک شب و در یک کلاب شبانه رخ میده. ایده این فیلم از فیلم «آگراندیسمان» آنتونیونی گرفته شده.
فیلم دیگه درباره یه خانواده چِکیه که با ماشینشون رفتن لهستان و توی راه ماشینشون خراب میشه. چهار روز توی یه پارکینگ کنار بزرگراه گیر میکنن و اتفاقات جالبی براشون میافته. این فیلم بیشتر درباره فقر و سختیهای زندگیه.
ـ اسم فیلمت «هنوز اون چیزی که میخوام باشم نیستم» هست. خودت چی؟ به اون چیزی که میخواستی رسیدی؟
فکر میکنم الان به جایی رسیدم که میخواستم. خیلی از ساختن این فیلم لذت بردم و خیلی خوشحالم که با لیبوشه آشنا شدم. این فیلم باعث شد به خیلی از موضوعات مهم فکر کنم.
از طرفی دوست دارم فیلمهای داستانی بسازم و یه کارگردان مستقل باشم. البته همیشه دنبال چالشهای جدیدم و همین باعث میشه که کارهام طولانیتر بشه. چون من از ساختن فیلمهای معمولی خوشم نمیاد و دیگه حوصله ندارم با دوربین به مردم نگاه کنم.
(پرش به ابتدای مطلب)
(دانلود مستند از کانال)
ـــ کانال سینهفیلیا
Cinephilia
@Video_Archives
❤6🔥2👏2👍1
Cinephilia
Title: I’M NOT EVERYTHING I WANT TO BE 2024 Director: #Klára_Tasovská Genre: #ِDocumentary Country: 🇨🇿 ( Czech Republic ) Languages: Czech Runtime: 1h 30m Festival: #BerlinInternationalFilmFestival Awards: 2 Nominations ⭐️ IMDb: 8 🟢 Letterboxd: 3,7/5 ©️…
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🙏4👍1🔥1👏1
Title: Sekai no Okiku aka Okiku and the World 2023
Director: #Junji_Sakamoto
Genre: #Drama
Country: 🇯🇵 ( Japan )
Languages: Japanese
Runtime: 1h 30m
Festival: #RotterdamFilmFestival
Awards: 2 Nominations
⭐️ IMDb: 6,9
🟢 Letterboxd: 3,5/5
خلاصه داستان: ملودرامی عاشقانه از افرادی که در قرن نوزدهم ژاپن فضولات انسانی را جمعآوری میکنند.
©️ Cinephilia
🎗@Video_Archives
Director: #Junji_Sakamoto
Genre: #Drama
Country: 🇯🇵 ( Japan )
Languages: Japanese
Runtime: 1h 30m
Festival: #RotterdamFilmFestival
Awards: 2 Nominations
⭐️ IMDb: 6,9
🟢 Letterboxd: 3,5/5
خلاصه داستان: ملودرامی عاشقانه از افرادی که در قرن نوزدهم ژاپن فضولات انسانی را جمعآوری میکنند.
©️ Cinephilia
🎗@Video_Archives
❤4👍1🙏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Title: Sekai no Okiku aka Okiku and the World 2023
Director: Junji Sakamoto
Quality: 1080p.WEB-DL.AAC.x264
Encoder: JPTVclub
Language: Japanese
Subnoscript: English (SoftSub)
Festival: Rotterdam Film Festival
©️ Cinephilia
🎗@Video_Archives
Director: Junji Sakamoto
Quality: 1080p.WEB-DL.AAC.x264
Encoder: JPTVclub
Language: Japanese
Subnoscript: English (SoftSub)
Festival: Rotterdam Film Festival
©️ Cinephilia
🎗@Video_Archives
❤3👍1🔥1