at the wheel
معادل ‘پشت فرمان’ در زبان انگلیسی
👦He told the court how his deputy, Abel Martinson, had radioed in to say that Carl Heine's fishing boat, the Susan Marie, was in White Sand Bay, and no one was at the wheel.
وی به دادگاه گفت که معاون او ، آبل مارتینسون، از طریق بی سیم تماس گرفته و گفته که قایق ماهیگیری کارل هاینه، سوزان ماری، در خلیج وایت سند بود و کسی پشت فرمان نبود.
👩Don’t worry, Emily is at the wheel. She is very good at driving.
نگران نباش، امیلی پشت فرمونه. رانندگیش خیلی خوبه.
🧔He fell asleep at the wheel and had an accident.
او پشت فرمون خوابش برد و تصادف کرد.
نکته: در این عبارت خیلی اوقات افراد از کلمه behind به جای at استفاده می کنند، یعنی میگن:
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
Behind the wheel
پشت فرمان
: in the act of driving
عمل رانندگی
I was nervous my first time behind the wheel.
اولین باری که پشت فرمان بودم عصبی بودم.
دوستان عزیزم من کلی تحقیق کردم بین این دو عبارت هیچ تفاوتی نیست آدمها بر حسب عادت و سلیقه از یکی از این دو استفاده میکنند.
معادل ‘پشت فرمان’ در زبان انگلیسی
👦He told the court how his deputy, Abel Martinson, had radioed in to say that Carl Heine's fishing boat, the Susan Marie, was in White Sand Bay, and no one was at the wheel.
وی به دادگاه گفت که معاون او ، آبل مارتینسون، از طریق بی سیم تماس گرفته و گفته که قایق ماهیگیری کارل هاینه، سوزان ماری، در خلیج وایت سند بود و کسی پشت فرمان نبود.
👩Don’t worry, Emily is at the wheel. She is very good at driving.
نگران نباش، امیلی پشت فرمونه. رانندگیش خیلی خوبه.
🧔He fell asleep at the wheel and had an accident.
او پشت فرمون خوابش برد و تصادف کرد.
نکته: در این عبارت خیلی اوقات افراد از کلمه behind به جای at استفاده می کنند، یعنی میگن:
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
Behind the wheel
پشت فرمان
: in the act of driving
عمل رانندگی
I was nervous my first time behind the wheel.
اولین باری که پشت فرمان بودم عصبی بودم.
دوستان عزیزم من کلی تحقیق کردم بین این دو عبارت هیچ تفاوتی نیست آدمها بر حسب عادت و سلیقه از یکی از این دو استفاده میکنند.
Telegram
👈مدرسه مکالمه مبتکر روشهای آموزش زبان انگلیسی بدون کلاس
کسانی که میخواهند انگلیسی صحبت کنند ببینند
پسوند gon-
این پسوند به معنای گوشه و زاویه است که برگرفته از لغت یونانی gōnia به معنای گوشه و زاویه می باشد.
مثال ها:
1- pentagon پنج ضلعی
2- hexagon شش ضلعی
3- heptagon هفت ضلعی
4- octagon هشت ضلعی
5- decagon ده ضلعی
این پسوند به معنای گوشه و زاویه است که برگرفته از لغت یونانی gōnia به معنای گوشه و زاویه می باشد.
مثال ها:
1- pentagon پنج ضلعی
2- hexagon شش ضلعی
3- heptagon هفت ضلعی
4- octagon هشت ضلعی
5- decagon ده ضلعی
Telegram
👈مدرسه مکالمه مبتکر روشهای آموزش زبان انگلیسی بدون کلاس
کسانی که میخواهند انگلیسی صحبت کنند ببینند
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🤖 ELEVEN SEASON
MODERN FAMILY👈🇺🇸
با لذت انگلیسی بیاموزید شما میتوانید این سریال را همراه ما همزمان با دو زیر نویس فارسی و انگلیسی ببینید.👉🇺🇸
MODERN FAMILY👈🇺🇸
با لذت انگلیسی بیاموزید شما میتوانید این سریال را همراه ما همزمان با دو زیر نویس فارسی و انگلیسی ببینید.👉🇺🇸
Forwarded from English quiz
لغت formidable به چه معناست؟
Anonymous Quiz
19%
ترسناک
47%
شکل پذیر
21%
قدغن کردن
12%
میخوام جواب رو ببینم😅
Forwarded from English quiz
Forwarded from English quiz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#vocabulary
robust
adjective
ro·bust | \ rō-ˈbəst , ˈrō-(ˌ)bəst \
Essential Meaning of robust
1: strong and healthy
robust young men and women
He is in robust health.
2: strongly formed or built
robust furniture
3: successful or impressive and not likely to fail or weaken
♻️♻️♻️♻️♻️♻️♻️
se·crete | \ si-ˈkrēt \
secreted; secreting
Definition of secrete (Entry 1 of 2)
transitive verb
: to form and give off (a secretion)
secrete verb (2)
se·crete | \ si-ˈkrēt , ˈsē-krət \
secreted; secreting
Definition of secrete (Entry 2 of 2)
transitive verb
1: to deposit or conceal in a hiding place
2: to appropriate secretly : ABSTRACT
کاملترین مجموعه آموزش گرامر👉
robust
adjective
ro·bust | \ rō-ˈbəst , ˈrō-(ˌ)bəst \
Essential Meaning of robust
1: strong and healthy
robust young men and women
He is in robust health.
2: strongly formed or built
robust furniture
3: successful or impressive and not likely to fail or weaken
♻️♻️♻️♻️♻️♻️♻️
se·crete | \ si-ˈkrēt \
secreted; secreting
Definition of secrete (Entry 1 of 2)
transitive verb
: to form and give off (a secretion)
secrete verb (2)
se·crete | \ si-ˈkrēt , ˈsē-krət \
secreted; secreting
Definition of secrete (Entry 2 of 2)
transitive verb
1: to deposit or conceal in a hiding place
2: to appropriate secretly : ABSTRACT
کاملترین مجموعه آموزش گرامر👉
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🤖 "The United Nations has exerted its authority to restore peace in the area."
.
"According to the packet, these vitamin pills will restore lost vitality."
.
"The army was called in to restore order."
#vocabulary
🤖 "سازمان ملل اقتدار خود را برای بازگرداندن صلح در منطقه اعمال کرده است."
.
با توجه به (نوشته) پاکت، این قرص های ویتامین نشاط از دست رفته را باز می گرداند.
.
ارتش برای برقراری نظم فراخوانده شد.
آموزش #لغات مخصوص سطوح بالا و آیلتس
.
"According to the packet, these vitamin pills will restore lost vitality."
.
"The army was called in to restore order."
#vocabulary
🤖 "سازمان ملل اقتدار خود را برای بازگرداندن صلح در منطقه اعمال کرده است."
.
با توجه به (نوشته) پاکت، این قرص های ویتامین نشاط از دست رفته را باز می گرداند.
.
ارتش برای برقراری نظم فراخوانده شد.
آموزش #لغات مخصوص سطوح بالا و آیلتس
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠Suit
جامه، درخواست، نوع، مرافعه، تسلسل، توالی، تقاضا، خواستگاری، دادخواست، عرضحال، یک دست لباس، خواست دادن، لباس دادن به، خواستگاری کردن، مناسب بودن، وفق دادن، جور کردن، (جامه) دست، کت و شلوار، پیراهن و ...
#vocabulary
یادگیری انگلیسی با فیلم و سریال
جامه، درخواست، نوع، مرافعه، تسلسل، توالی، تقاضا، خواستگاری، دادخواست، عرضحال، یک دست لباس، خواست دادن، لباس دادن به، خواستگاری کردن، مناسب بودن، وفق دادن، جور کردن، (جامه) دست، کت و شلوار، پیراهن و ...
#vocabulary
یادگیری انگلیسی با فیلم و سریال
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🤖 Confusing English words
END vs FINISH
#END
1 . پایان 2 . به پایان رسیدن
[اسم]end
/end/
قابل شمارش
1 پایان آخر
♻️Our house is the third from the end on the left.
خانه ما از آخر سومی در سمت چپ است.
♻️ at the end of something
در پایان چیزی
♻️at the end of the week
در پایان هفته
#TO_FINISH
/ˈfɪn.ɪʃ/
فعل گذرا و ناگذر
[گذشته: finished] [گذشته: finished] [گذشته کامل: finished]
تمام کردن کامل کردن، به پایان رساندن
💠‘How’s the decorating going?’ ‘We’ve nearly finished.’
💠«چیدمان [دکوراسیون] چطور پیش میرود؟» «تقریباً تمام کردهایم.»
💠 thought you'd never finish!
💠فکر میکردم که هرگز تمام نمیکنی!
کاملترین مجموعه آموزش گرامر 👉
END vs FINISH
#END
1 . پایان 2 . به پایان رسیدن
[اسم]end
/end/
قابل شمارش
1 پایان آخر
♻️Our house is the third from the end on the left.
خانه ما از آخر سومی در سمت چپ است.
♻️ at the end of something
در پایان چیزی
♻️at the end of the week
در پایان هفته
#TO_FINISH
/ˈfɪn.ɪʃ/
فعل گذرا و ناگذر
[گذشته: finished] [گذشته: finished] [گذشته کامل: finished]
تمام کردن کامل کردن، به پایان رساندن
💠‘How’s the decorating going?’ ‘We’ve nearly finished.’
💠«چیدمان [دکوراسیون] چطور پیش میرود؟» «تقریباً تمام کردهایم.»
💠 thought you'd never finish!
💠فکر میکردم که هرگز تمام نمیکنی!
کاملترین مجموعه آموزش گرامر 👉