Forwarded from اتحاد بازنشستگان
🍃🍃
کاهش جمعیت جوان کشور
🖌طبق آمارهای رسمی، جمعیت جوانان ۱۵ تا ۳۴ سال ایران که در سال ۱۳۹۶ حدود ۲۸ میلیون نفر بود، پس از یک جهش کوتاهمدت و مصنوعی به بیش از ۳۰ میلیون نفر در سال ۱۴۰۰، ناگهان وارد فاز ریزش شده و در سال ۱۴۰۴ به مرز ۲۴ میلیون نفر سقوط کرده است. این نوسان یعنی فروپاشیِ شتابان، اعلان رسمیِ خروج نسل جوان از مدار اثرگذاری اجتماعی و اقتصادی کشور است.
این ریزش میلیونی در آمار جوانان، پدیده طبیعی جمعیتی نیست بیانگر انسداد مزمن و عمیق ساختاری است که ریشه در دههها تحقیر سیستماتیکِ شان انسانی و بیاعتنایی به مطالبات نسلی دارد. آنچه از سال ۱۴۰۱ به بعد در نمودارها به شکل سقوط آزاد دیده میشود، در واقع همان خشم سرکوبشدهای است که خیابانهای ایران را لرزاند. وقتی ساختار سیاسی بهجای شنیدن و اصلاح، منطق حذف، انکار، گلوله و طناب را برمیگزیند، حاصل چیزی جز آوارگی روانیِ نسل جوان در سرزمینی نیست که قرار بود خانه باشد.
این کاهش جمعیت، برآیندِ مستقیمِ ناامیدی مطلق، خفگی افق آینده، سرکوب آرزوها و فرارِ تودهوار است؛ مهاجرتی که نه انتخاب، بلکه واکنش بقاست. جوانانی که بهوضوح دریافتند در این نظم صلب، ایدئولوژیک و امنیتزده، هیچ جایی برای رؤیا، خلاقیت و زیستِ شرافتمندانه آنها وجود ندارد و ماندن، مساوی است با تحلیل رفتن تدریجی.
نقد اصلی همیشه و در همه حال متوجه ساختاری است که مفهوم امنیت را به حفاظت از بقای خود تقلیل داده و امنیت روانی، معیشتی و وجودی آیندگان را قربانی کرده است. سقوط از قلهی ۳۰ میلیونی به ۲۴ میلیون نفر، نشانهی ورشکستگی کامل پروژهی خودیسازی و شکست فاحش در پذیرش تکثر اجتماعی و فرهنگی است. ساختاری که جوانِ متفاوت امروز را تهدید میبیند و پاسخ اعتراض را با مشت آهنین، زندان و مرگ میدهد، عملاً در حال اجرای یک خودکشی جمعیتیِ تدریجی است. ایرانِ ۱۴۰۴، کشوری است که در آن پنجرهی جمعیتی نه بهدلیل کمبود منابع، بلکه بهسبب لجاجت و کینتوزی با جامعهی جوان، در حال بستهشدن و تبدیلشدن به یک بنبست تاریخی است؛ جایی که نیروی جوان یا در مهاجرت میسوزد، یا در حبسِ خانگیِ ناخواسته فرسوده میشود، یا در اصطکاک دائمی با سیستمی متخاصم، توان خود را از دست میدهد و وقتی زبان به اعتراض میگشاید گلولهی داغ بر قلب جوانش مینشیند.
اتحاد بازنشستگان
@etehad_bazn
کاهش جمعیت جوان کشور
🖌طبق آمارهای رسمی، جمعیت جوانان ۱۵ تا ۳۴ سال ایران که در سال ۱۳۹۶ حدود ۲۸ میلیون نفر بود، پس از یک جهش کوتاهمدت و مصنوعی به بیش از ۳۰ میلیون نفر در سال ۱۴۰۰، ناگهان وارد فاز ریزش شده و در سال ۱۴۰۴ به مرز ۲۴ میلیون نفر سقوط کرده است. این نوسان یعنی فروپاشیِ شتابان، اعلان رسمیِ خروج نسل جوان از مدار اثرگذاری اجتماعی و اقتصادی کشور است.
این ریزش میلیونی در آمار جوانان، پدیده طبیعی جمعیتی نیست بیانگر انسداد مزمن و عمیق ساختاری است که ریشه در دههها تحقیر سیستماتیکِ شان انسانی و بیاعتنایی به مطالبات نسلی دارد. آنچه از سال ۱۴۰۱ به بعد در نمودارها به شکل سقوط آزاد دیده میشود، در واقع همان خشم سرکوبشدهای است که خیابانهای ایران را لرزاند. وقتی ساختار سیاسی بهجای شنیدن و اصلاح، منطق حذف، انکار، گلوله و طناب را برمیگزیند، حاصل چیزی جز آوارگی روانیِ نسل جوان در سرزمینی نیست که قرار بود خانه باشد.
این کاهش جمعیت، برآیندِ مستقیمِ ناامیدی مطلق، خفگی افق آینده، سرکوب آرزوها و فرارِ تودهوار است؛ مهاجرتی که نه انتخاب، بلکه واکنش بقاست. جوانانی که بهوضوح دریافتند در این نظم صلب، ایدئولوژیک و امنیتزده، هیچ جایی برای رؤیا، خلاقیت و زیستِ شرافتمندانه آنها وجود ندارد و ماندن، مساوی است با تحلیل رفتن تدریجی.
نقد اصلی همیشه و در همه حال متوجه ساختاری است که مفهوم امنیت را به حفاظت از بقای خود تقلیل داده و امنیت روانی، معیشتی و وجودی آیندگان را قربانی کرده است. سقوط از قلهی ۳۰ میلیونی به ۲۴ میلیون نفر، نشانهی ورشکستگی کامل پروژهی خودیسازی و شکست فاحش در پذیرش تکثر اجتماعی و فرهنگی است. ساختاری که جوانِ متفاوت امروز را تهدید میبیند و پاسخ اعتراض را با مشت آهنین، زندان و مرگ میدهد، عملاً در حال اجرای یک خودکشی جمعیتیِ تدریجی است. ایرانِ ۱۴۰۴، کشوری است که در آن پنجرهی جمعیتی نه بهدلیل کمبود منابع، بلکه بهسبب لجاجت و کینتوزی با جامعهی جوان، در حال بستهشدن و تبدیلشدن به یک بنبست تاریخی است؛ جایی که نیروی جوان یا در مهاجرت میسوزد، یا در حبسِ خانگیِ ناخواسته فرسوده میشود، یا در اصطکاک دائمی با سیستمی متخاصم، توان خود را از دست میدهد و وقتی زبان به اعتراض میگشاید گلولهی داغ بر قلب جوانش مینشیند.
اتحاد بازنشستگان
@etehad_bazn
👏3❤2
Forwarded from A¹¹AD
با سلام و احترام خدمت دوستان عزیز و بزرگوار
بهمنظور انجام یک پروژه تحقیقاتی در ارتباط با حکمرانی آب پرسشنامه زیر با استفاده از چارچوب ارزیابی OECD تعبیه گردیده ، لذا مشارکت شما عزیزان در تکمیل پرسشنامه کمک حال بنده در انجام تحقیق خواهد بود .
صمیمانه از لطفتان تشکر میکنم 🌹🌹
https://survey.porsline.ir/s/GtCBwD5M
بهمنظور انجام یک پروژه تحقیقاتی در ارتباط با حکمرانی آب پرسشنامه زیر با استفاده از چارچوب ارزیابی OECD تعبیه گردیده ، لذا مشارکت شما عزیزان در تکمیل پرسشنامه کمک حال بنده در انجام تحقیق خواهد بود .
صمیمانه از لطفتان تشکر میکنم 🌹🌹
https://survey.porsline.ir/s/GtCBwD5M
Porsline
ارزیابی حکمرانی آب در ایران
با پُرسلاین به راحتی پرسشنامه خود را طراحی و ارسال کنید و با گزارشهای لحظهای آن به سرعت تصمیم بگیرید.
💯1
غمانگیز ترین توییتی که امروز دیدم..
ثروت یک کشور فقط نفت و گاز نیست، بلکه «زمان» است.
ما پنجاه سال از حیاتیترین دوران تاریخ معاصر را از دست دادیم؛ زمانی که همسایگان ما را به صدر جدول توسعه برد و ما را درگیر الفبای معیشت باقی گذاشت.
_اشکان رضایی پور_
💔💔
ثروت یک کشور فقط نفت و گاز نیست، بلکه «زمان» است.
ما پنجاه سال از حیاتیترین دوران تاریخ معاصر را از دست دادیم؛ زمانی که همسایگان ما را به صدر جدول توسعه برد و ما را درگیر الفبای معیشت باقی گذاشت.
_اشکان رضایی پور_
💔💔
👍12👎2
🔻روزنامه پیام ما گزارش داده مقایسه اعتبارات برآوردشده برای امور حفاظت محیطزیست
در سال ۴۰۵ در رتبه دهم از بین امور ۱۰ گانه قرار گرفته است. در بخش اعتبارات هزینهای،
برخی ردیفها نظیر ماده ۲۱ قانون مدیریت پسماند و مطالعه و طراحی طرح نجات
دریاچه ارومیه در لایحه بودجه سال ۱۴۰۵ حذف شدهاند.
گفتند برخی از نهادهای بی مصرف حذف می کنند؛ حریفشان نشدند، چه راحت تر از حذف بودجه دریاچه ای بی زبان؟
🔷 @WaterForUs
در سال ۴۰۵ در رتبه دهم از بین امور ۱۰ گانه قرار گرفته است. در بخش اعتبارات هزینهای،
برخی ردیفها نظیر ماده ۲۱ قانون مدیریت پسماند و مطالعه و طراحی طرح نجات
دریاچه ارومیه در لایحه بودجه سال ۱۴۰۵ حذف شدهاند.
گفتند برخی از نهادهای بی مصرف حذف می کنند؛ حریفشان نشدند، چه راحت تر از حذف بودجه دریاچه ای بی زبان؟
🔷 @WaterForUs
🤯2❤1💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ایران به شوق زندگی در مرگ رویین تن شده
مرد و زنش تلفیقی از ابریشم و آهن شده.. 🥀🥀
مرد و زنش تلفیقی از ابریشم و آهن شده.. 🥀🥀
❤1
استفاده از روایتهای «قدرتهای پنهان و ناشناخته»،«جادو»و «قدرتهای ماورایی» در سیاست چیز تازهای نبوده و
قرنهاست حکومتها، گروههای سیاسی ازش استفاده میکنن. مثلا تو سریال جومونگ هم بود.
روایتهای ماورایی اثرگذارند
چون چند تا مکانیسم روانشناختی پشتش هست:
1. ترس از ناشناخته: ذهن انسان از چیزی که نمیفهمه بیشتر میترسه تا چیزی که میشناسه. وقتی قدرت «غیرقابلدرک» جلوه داده بشه، مقاومت ذهنی کمتر میشه.
2. ایجاد احساس شکستناپذیری: اگر مردم فکرکنن قدرتی «فراتر از عقل و منطق» درحکومت خالت داره ،ممکنه به این نتیجه برسن که مقابله بیفایدهست.
3. سادهسازی واقعیت پیچیده :سیاست واقعاً پیچیدهست. نظریههای رازآلود، توضیح سادهتری داره ، بهجای شبکههای قدرت، اقتصاد، ساختار امنیتی میگن «جادو و طلسم».
4. جذابیت داستانی: روایت رازآلود مثل فیلمهای تخیلی، هیجانانگیزتر از تحلیل خشک سیاسیه. برای همین سریعتر پخش میشه.
این نوع روایتها همیشه الزاماً از طرف حکومتها ساخته نمیشن؛ گاهی مخالفان حکومت هم ناخواسته یا عمداً چنین داستانهایی رو که توجه جلب میکنه، سریع وایرال شده و
احساسات رو تحریک میکنه پخش می کنن.
قرنهاست حکومتها، گروههای سیاسی ازش استفاده میکنن. مثلا تو سریال جومونگ هم بود.
روایتهای ماورایی اثرگذارند
چون چند تا مکانیسم روانشناختی پشتش هست:
1. ترس از ناشناخته: ذهن انسان از چیزی که نمیفهمه بیشتر میترسه تا چیزی که میشناسه. وقتی قدرت «غیرقابلدرک» جلوه داده بشه، مقاومت ذهنی کمتر میشه.
2. ایجاد احساس شکستناپذیری: اگر مردم فکرکنن قدرتی «فراتر از عقل و منطق» درحکومت خالت داره ،ممکنه به این نتیجه برسن که مقابله بیفایدهست.
3. سادهسازی واقعیت پیچیده :سیاست واقعاً پیچیدهست. نظریههای رازآلود، توضیح سادهتری داره ، بهجای شبکههای قدرت، اقتصاد، ساختار امنیتی میگن «جادو و طلسم».
4. جذابیت داستانی: روایت رازآلود مثل فیلمهای تخیلی، هیجانانگیزتر از تحلیل خشک سیاسیه. برای همین سریعتر پخش میشه.
این نوع روایتها همیشه الزاماً از طرف حکومتها ساخته نمیشن؛ گاهی مخالفان حکومت هم ناخواسته یا عمداً چنین داستانهایی رو که توجه جلب میکنه، سریع وایرال شده و
احساسات رو تحریک میکنه پخش می کنن.
👏3
یک اغراق عجیب.
این نقشه در کانالها منتشر شده و میگن گرمای غیر عادی برای تهران و
حقیقت اینه که
برآورد دمای احتمالی تهران
میانگینهای اقلیمی تهران در اواخر بهمن (اواسط فوریه):
میانگین بیشینه روزانه عادی حدود م۱۱ تا ۱۳°C و روزهای گرمترِ معمولا تا حدود ۱۵° است و با این آنومالی حدود ۲۱ تا ۲۵ درجه می رسد
شروع گرما: حدود ۱۵ فوریه (۲۶ بهمن)
اوج: حدود ۱۹ فوریه (۳۰ بهمن)
یک پالس گرم حدود ۳ تا ۵ روزه
در راه است.
این نقشه در کانالها منتشر شده و میگن گرمای غیر عادی برای تهران و
حقیقت اینه که
برآورد دمای احتمالی تهران
میانگینهای اقلیمی تهران در اواخر بهمن (اواسط فوریه):
میانگین بیشینه روزانه عادی حدود م۱۱ تا ۱۳°C و روزهای گرمترِ معمولا تا حدود ۱۵° است و با این آنومالی حدود ۲۱ تا ۲۵ درجه می رسد
شروع گرما: حدود ۱۵ فوریه (۲۶ بهمن)
اوج: حدود ۱۹ فوریه (۳۰ بهمن)
یک پالس گرم حدود ۳ تا ۵ روزه
در راه است.
🙏2
Ba’ade Ma
Shervin Hajipour
بعد ما بارون میباره
عطر آزادی
پر میشه این خونه از رقص و گل و شادی
ما بریم تو سینهها
رگبار و آهن نیست
دیگه هیچ خاکستری از جنس آدم نیست..!
@shervin_hajiaghapur
عطر آزادی
پر میشه این خونه از رقص و گل و شادی
ما بریم تو سینهها
رگبار و آهن نیست
دیگه هیچ خاکستری از جنس آدم نیست..!
@shervin_hajiaghapur
بیعدالتی منطقهای؛ از اقلیم تا سیاست
این توییت دیدم که نوشته بود « نقشه پراکندگی جمعیتی در آمریکا را نگاه بکنید، اکثریت جمعیت آمریکا در چهارطرف آمریکا هستند و مرکز آمریکا بسیار کم جمعیت است چون مانند مرکز ایران مشکل آب دارد . اما اینجا برعکس است. لرستان غنی از آب ، محروم از صنعت است و یزد و اصفهان محروم از آب ، غنی از صنعت هستند/ جینجر»
مقایسه جالبی است اما نکته مهم اینه که در ایران به صورت تاریخی توسعه منطقهای اغلب مبتنی بر منطق اقلیمی نبوده، بلکه سیاسی بوده و منجر به «بی عدالتی منطقه ای» شده است. بیعدالتی منطقهای فقط عدد و آمار نیست؛ حسِ «ما دیده نمیشویم» است.
وقتی استانهایی با منابع طبیعی، نیروی انسانی و ظرفیت کشاورزی و گردشگری سالها عقب نگه داشته شده، ساکنانش احساس حذفشدن میکنند. گسل بیعدالتی منطقهای بیشتر وقتی فعال و تبدیل به اعتراض می شود که با بیکاری و بحران منابع (مثل آب، بیکاری، گرانی و تورم ) گره بخورد.
آنچه دیده می شود این است که جغرافیای ایران شدیدا درگیر با بی عدالتی منطقه ای است و چند عامل مهم در آن دخیل بوده است:
1. در ایران صنایع بزرگ به شبکههای قدرت گره خورده اند و تغییر محل سرمایهگذاری یعنی جابهجایی رانتهای عجیب و غریب که در مرکز برای آن تصمیم گیری شده و کاملا وابسته به داشتن « انسان در قدرت» محلی در مرکز است و استانهای محروم این نیروی قدرت در تصمیم گیری های مرکز نداشته اند.
2. در تفکر سیاست مداران ایرانی توسعه مرزی همیشه امنیتی دیده شده، نه اقتصادی و همین رویکرد منجر به توسعه نامتوازن و آسیب زا و محروم کننده شده است.
3. چند دهه است که آمایش سرزمین در حد سند مانده است و در نتیجه مشکل فقط اشتباه فنی نیست؛ مسئله «منافع تثبیتشده» است.
در ایالات متحده آمریکا توزیع جمعیت تا حد زیادی تابع آب، تجارت دریایی و تاریخ مهاجرت بویژه تب طلا بوده است. اما در ایران، تمرکز قدرت سیاسی وزن بیشتری از مصالح اقلیمی داشته است.
البته این مساله که همه جا بی عدالتی وجود دارد و مثلا در آمریکا هم نابرابری منطقهای وجود دارد نیز درست است و هیچ کشوری کاملاً متعادل نیست. اما تفاوت ساختاری در «قابلیت اصلاح» سیستمی است. ساختار سیاسی ایران مبتنی بر «تصمیمگیری انعطافپذیر» نیست؛ در این سیستم خطا اصلاح نمیشود، بلکه تثبیت شده و کم کم به شکل اعتراض خود را نشان می دهد.
البته اعتراضات در ایران معمولاً تکعلتی نیستند و معمولاً ترکیبی از چالشهایی است روی هم انباشته شدهاند؛ اما احساس بیعدالتی منطقهای قطعا یکی ازسوختهاست.
حتی اگر فردا تحریم برداشته شود و پولهای هنگفتی وارد کشور شود، اگر الگوی توزیع تغییر نکند و شبکه «منافع تتبیت شده» شکسته نگردد؛ پدیده «تصميم گيري محرومیت زا» حل نشده باقی خواهد ماند.
🔷 @WaterForUs
این توییت دیدم که نوشته بود « نقشه پراکندگی جمعیتی در آمریکا را نگاه بکنید، اکثریت جمعیت آمریکا در چهارطرف آمریکا هستند و مرکز آمریکا بسیار کم جمعیت است چون مانند مرکز ایران مشکل آب دارد . اما اینجا برعکس است. لرستان غنی از آب ، محروم از صنعت است و یزد و اصفهان محروم از آب ، غنی از صنعت هستند/ جینجر»
مقایسه جالبی است اما نکته مهم اینه که در ایران به صورت تاریخی توسعه منطقهای اغلب مبتنی بر منطق اقلیمی نبوده، بلکه سیاسی بوده و منجر به «بی عدالتی منطقه ای» شده است. بیعدالتی منطقهای فقط عدد و آمار نیست؛ حسِ «ما دیده نمیشویم» است.
وقتی استانهایی با منابع طبیعی، نیروی انسانی و ظرفیت کشاورزی و گردشگری سالها عقب نگه داشته شده، ساکنانش احساس حذفشدن میکنند. گسل بیعدالتی منطقهای بیشتر وقتی فعال و تبدیل به اعتراض می شود که با بیکاری و بحران منابع (مثل آب، بیکاری، گرانی و تورم ) گره بخورد.
آنچه دیده می شود این است که جغرافیای ایران شدیدا درگیر با بی عدالتی منطقه ای است و چند عامل مهم در آن دخیل بوده است:
1. در ایران صنایع بزرگ به شبکههای قدرت گره خورده اند و تغییر محل سرمایهگذاری یعنی جابهجایی رانتهای عجیب و غریب که در مرکز برای آن تصمیم گیری شده و کاملا وابسته به داشتن « انسان در قدرت» محلی در مرکز است و استانهای محروم این نیروی قدرت در تصمیم گیری های مرکز نداشته اند.
2. در تفکر سیاست مداران ایرانی توسعه مرزی همیشه امنیتی دیده شده، نه اقتصادی و همین رویکرد منجر به توسعه نامتوازن و آسیب زا و محروم کننده شده است.
3. چند دهه است که آمایش سرزمین در حد سند مانده است و در نتیجه مشکل فقط اشتباه فنی نیست؛ مسئله «منافع تثبیتشده» است.
در ایالات متحده آمریکا توزیع جمعیت تا حد زیادی تابع آب، تجارت دریایی و تاریخ مهاجرت بویژه تب طلا بوده است. اما در ایران، تمرکز قدرت سیاسی وزن بیشتری از مصالح اقلیمی داشته است.
البته این مساله که همه جا بی عدالتی وجود دارد و مثلا در آمریکا هم نابرابری منطقهای وجود دارد نیز درست است و هیچ کشوری کاملاً متعادل نیست. اما تفاوت ساختاری در «قابلیت اصلاح» سیستمی است. ساختار سیاسی ایران مبتنی بر «تصمیمگیری انعطافپذیر» نیست؛ در این سیستم خطا اصلاح نمیشود، بلکه تثبیت شده و کم کم به شکل اعتراض خود را نشان می دهد.
البته اعتراضات در ایران معمولاً تکعلتی نیستند و معمولاً ترکیبی از چالشهایی است روی هم انباشته شدهاند؛ اما احساس بیعدالتی منطقهای قطعا یکی ازسوختهاست.
حتی اگر فردا تحریم برداشته شود و پولهای هنگفتی وارد کشور شود، اگر الگوی توزیع تغییر نکند و شبکه «منافع تتبیت شده» شکسته نگردد؛ پدیده «تصميم گيري محرومیت زا» حل نشده باقی خواهد ماند.
🔷 @WaterForUs
👏2❤1
Forwarded from دورنمای اقتصاد
🔵 آینده #فناوری_آب: تحولات سال ۲۰۲۵ و چشمانداز امنیت آبی ۲۰۲۶
آیا #هوش_مصنوعی ناجی آب است یا تهدید آن؟ در ۲۰۲۵، رشد انفجاری دیتاسنترها با افزایش ۳۴٪ مصرف آب، عملاً به تشدید #بحران_آب دامن زده است.
همزمان، شکاف ۶.۷ تریلیون دلاری سرمایهگذاری زیرساختی تا ۲۰۳۰ نشان میدهد دولتها بهتنهایی قادر به حل بحران نیستند و آب باید بهعنوان یک فرصت اقتصادی برای جذب سرمایه در #تکنولوژی_آب دیده شود.
دوران سدسازی رو به پایان است؛ آینده #امنیت_آبی در داده، سنسور، الگوریتم و فناوریهای نوین تصفیه (از جمله مقابله با PFAS) رقم میخورد.
برای #ایران پیام روشن است: گذار به حکمرانی هوشمند آب یا تشدید ناترازیهای بازگشتناپذیر.
برای مطالعه متن کامل خبر کلیک کنید.
@iranianwaterhub
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
آیا #هوش_مصنوعی ناجی آب است یا تهدید آن؟ در ۲۰۲۵، رشد انفجاری دیتاسنترها با افزایش ۳۴٪ مصرف آب، عملاً به تشدید #بحران_آب دامن زده است.
همزمان، شکاف ۶.۷ تریلیون دلاری سرمایهگذاری زیرساختی تا ۲۰۳۰ نشان میدهد دولتها بهتنهایی قادر به حل بحران نیستند و آب باید بهعنوان یک فرصت اقتصادی برای جذب سرمایه در #تکنولوژی_آب دیده شود.
دوران سدسازی رو به پایان است؛ آینده #امنیت_آبی در داده، سنسور، الگوریتم و فناوریهای نوین تصفیه (از جمله مقابله با PFAS) رقم میخورد.
برای #ایران پیام روشن است: گذار به حکمرانی هوشمند آب یا تشدید ناترازیهای بازگشتناپذیر.
برای مطالعه متن کامل خبر کلیک کنید.
@iranianwaterhub
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
اینستاگرام:
👇👇
https://www.instagram.com/econ.views
Forwarded from کتابخانه بزرگ ادیان و فرهنگ باستان
آبهای مقدس ایران.pdf
23.8 MB
📘 آبهای مقدس ایران
✍️ جمشید صداقتکیش
🌾 کتابخانه بزرگ ادیان و فرهنگ باستان 🌾
@Zardoshti_book
@Zardoshti_book
✍️ جمشید صداقتکیش
🌾 کتابخانه بزرگ ادیان و فرهنگ باستان 🌾
@Zardoshti_book
@Zardoshti_book
Forwarded from شبکه کمک
❇️رويداد «زندگي در سايه جنگ» با هدف افزايش تابآوري، پذيرندگي مراقبت و همراهي برگزار شد.
يك بدن مگر چقدر جان دارد؟
🔹روزهايي كه گذرانديم و روزهايي كه پيشرو داريم، روزهاي سختي محسوب ميشوند. چه 12 روز آخر بهار و اول تابستان كه ناخواسته وارد جنگ شديم و چه الان كه ماه سختي را گذرانديم و چه روزهاي پيشرو كه هر لحظهاش ممكن است اعلان جنگ شود. زندگي آدمها در اين تلاطمات جامعه بالا و پايين ميشود و از نظم خارج ميشود. آنچه در اين ميان مهم است، تابآوري و عبور از بحران است؛ بحراني كه جمعي 90 ميليوني ناخواسته با آن درگيرند و روز و شب ميكنند. تابآوري و مراقبت از خود، مبحثي است كه آدمها بايد اين روزها بيشتر پياش باشند. آنها به خاطر سوگواري جمعي، خود را رها ميكنند و گمان ميكنند اگر خودشان را از ياد نبرند، اگر ساعتي ذهنشان را از غم و رنج خلاص كنند، در حق رفتگان خيانت كردهاند.
🔹صبح جمعه، رويدادي با عنوان «زندگي در سايه جنگ» در مجموعه رعد برگزار شد. موسسه آيقصه و مدرسه دايناماينا، اين رويداد را با هدف با هم فكر كردن و ياد گرفتن برگزار كرد. «ميخواهيم در سايه جنگ از «زندگي» حرف بزنيم؛ نه از موضع انكار يا اميدسازي، بلكه با پذيرش واقعيت و تمركز بر آنچه در توان ماست. درباره مواجهه و ارتباط با كودكان و نوجوانان در اين فضا صحبت خواهيم كرد؛ اينكه چه بگوييم، چه نگوييم، و چطور پناه امنتري برايشان باشيم.»
🔹اين موسسه اعلام كرد «هدف اين رويداد اين نيست كه ترس را از زندگي خودمان حذف كنيم، ميخواهيم ياد بگيريم چطور با ترس مواجه شويم و زندگي كنيم، بدون اينكه تمام زندگيمان را ببلعد.»
آيا بچهها بايد درباره جنگ بدانند؟
سايه جنگ شايد دستكمي از خود جنگ نداشته باشد. ما آدم بزرگها اين را ميفهميم، ترس از جنگ را، حس ناامني حاصل از نزديك شدن به جنگ را، بالا رفتن اضطرابمان و راههاي مقابله با آن را. اما كودكان چيز زيادي در اين باره نميدانند. آنها در دنياي ديگري سير ميكنند كه از اقبال بدشان، با دنياي ما گره خورده و بايد همراه با ما از اين بحرانها عبور كنند.
🔹بحث مهم اين رويداد، نگاهي به زندگي و حال و روز كودكان در سايه جنگ بود. «نازنين عيناليقين»، روانشناس و فعال حوزه كودك در خصوص اطلاعات دادن به كودكان در خصوص جنگ اعلام كرد «اينكه ما در اين رويداد هستيم، نشان از اين دارد كه ما داريم سعي ميكنيم زندگي را ادامه دهيم. از دست دادن و بازداشت نوجوانان ما در ماه گذشته دردناك بود. اما براي بچههايي كه كنار ما هستند چه ميتوانيم بكنيم. آيا درباره جنگ بايد با بچهها حرف بزنيم؟ همه نگرانند كه امشب ميزنند، چه ساعتي ميزنند، ساعت 3 ميزنند يا صبح. ما در سايه جنگ داريم زندگي ميكنيم.
🔹متن کامل:
https://B2n.ir/ww3387
❇️ روابط عمومی شبکه کمک
@KomakNetwork
يك بدن مگر چقدر جان دارد؟
🔹روزهايي كه گذرانديم و روزهايي كه پيشرو داريم، روزهاي سختي محسوب ميشوند. چه 12 روز آخر بهار و اول تابستان كه ناخواسته وارد جنگ شديم و چه الان كه ماه سختي را گذرانديم و چه روزهاي پيشرو كه هر لحظهاش ممكن است اعلان جنگ شود. زندگي آدمها در اين تلاطمات جامعه بالا و پايين ميشود و از نظم خارج ميشود. آنچه در اين ميان مهم است، تابآوري و عبور از بحران است؛ بحراني كه جمعي 90 ميليوني ناخواسته با آن درگيرند و روز و شب ميكنند. تابآوري و مراقبت از خود، مبحثي است كه آدمها بايد اين روزها بيشتر پياش باشند. آنها به خاطر سوگواري جمعي، خود را رها ميكنند و گمان ميكنند اگر خودشان را از ياد نبرند، اگر ساعتي ذهنشان را از غم و رنج خلاص كنند، در حق رفتگان خيانت كردهاند.
🔹صبح جمعه، رويدادي با عنوان «زندگي در سايه جنگ» در مجموعه رعد برگزار شد. موسسه آيقصه و مدرسه دايناماينا، اين رويداد را با هدف با هم فكر كردن و ياد گرفتن برگزار كرد. «ميخواهيم در سايه جنگ از «زندگي» حرف بزنيم؛ نه از موضع انكار يا اميدسازي، بلكه با پذيرش واقعيت و تمركز بر آنچه در توان ماست. درباره مواجهه و ارتباط با كودكان و نوجوانان در اين فضا صحبت خواهيم كرد؛ اينكه چه بگوييم، چه نگوييم، و چطور پناه امنتري برايشان باشيم.»
🔹اين موسسه اعلام كرد «هدف اين رويداد اين نيست كه ترس را از زندگي خودمان حذف كنيم، ميخواهيم ياد بگيريم چطور با ترس مواجه شويم و زندگي كنيم، بدون اينكه تمام زندگيمان را ببلعد.»
آيا بچهها بايد درباره جنگ بدانند؟
سايه جنگ شايد دستكمي از خود جنگ نداشته باشد. ما آدم بزرگها اين را ميفهميم، ترس از جنگ را، حس ناامني حاصل از نزديك شدن به جنگ را، بالا رفتن اضطرابمان و راههاي مقابله با آن را. اما كودكان چيز زيادي در اين باره نميدانند. آنها در دنياي ديگري سير ميكنند كه از اقبال بدشان، با دنياي ما گره خورده و بايد همراه با ما از اين بحرانها عبور كنند.
🔹بحث مهم اين رويداد، نگاهي به زندگي و حال و روز كودكان در سايه جنگ بود. «نازنين عيناليقين»، روانشناس و فعال حوزه كودك در خصوص اطلاعات دادن به كودكان در خصوص جنگ اعلام كرد «اينكه ما در اين رويداد هستيم، نشان از اين دارد كه ما داريم سعي ميكنيم زندگي را ادامه دهيم. از دست دادن و بازداشت نوجوانان ما در ماه گذشته دردناك بود. اما براي بچههايي كه كنار ما هستند چه ميتوانيم بكنيم. آيا درباره جنگ بايد با بچهها حرف بزنيم؟ همه نگرانند كه امشب ميزنند، چه ساعتي ميزنند، ساعت 3 ميزنند يا صبح. ما در سايه جنگ داريم زندگي ميكنيم.
🔹متن کامل:
https://B2n.ir/ww3387
❇️ روابط عمومی شبکه کمک
@KomakNetwork
روزنامه اعتماد
يك بدن مگر چقدر جان دارد
اعتماد
❤1
حدود ۱۱۰ میلیارد انسان تا امروز به دنیا آمدهاند.
بیش از ۹۰٪شان حالا زیر خاکاند. همهشان بعد از خلقت آمدند، نفس کشیدند، جنگیدند، عاشق شدند، خراج و مالیات دادند… و رفتند. هرکدام فکر میکردند زمانهشان خاص است. ما هم همینطور فکر میکنیم.
تاریخ، قبرستانِ اعتمادبهنفس بشر است.
_smile_
بیش از ۹۰٪شان حالا زیر خاکاند. همهشان بعد از خلقت آمدند، نفس کشیدند، جنگیدند، عاشق شدند، خراج و مالیات دادند… و رفتند. هرکدام فکر میکردند زمانهشان خاص است. ما هم همینطور فکر میکنیم.
تاریخ، قبرستانِ اعتمادبهنفس بشر است.
_smile_
👍1
سامانه خبرچینی مردمی برای گزارش سقط جنین!!
این خبر من رو یاد فیلم چهار ماه، سه هفته و دو روز انداخت که ، داستان آن در دهه هشتاد میلادی و در کشور کمونیستی رومانی اتفاق میافتد که سقط جنین در آن ممنوع و جرم امنیتی بود و مجازات های شدید داشت.
فیلم داستان زنی است که به دوستش کمک کرده تا بهطور غیرقانونی سقط جنین انجام دهد اما خود گرفتار رنج بزرگتری شد..
امنیتی کردن مسائل اجتماعی؛ پیچیده کردن و انداختن جامعه در مسیر های خطرناک است..
این خبر من رو یاد فیلم چهار ماه، سه هفته و دو روز انداخت که ، داستان آن در دهه هشتاد میلادی و در کشور کمونیستی رومانی اتفاق میافتد که سقط جنین در آن ممنوع و جرم امنیتی بود و مجازات های شدید داشت.
فیلم داستان زنی است که به دوستش کمک کرده تا بهطور غیرقانونی سقط جنین انجام دهد اما خود گرفتار رنج بزرگتری شد..
امنیتی کردن مسائل اجتماعی؛ پیچیده کردن و انداختن جامعه در مسیر های خطرناک است..
🤬3👍2
📝📝سه افسانه دربارۀ فقر
♈️ محال است نبینیمشان. با وجود آنکه جوامع انسانی امروزه بیش از هر نقطۀ دیگری از تاریخ ثروت دارند، فقرا همهجا هستند. خیلی وقتها آنها در همسایگی یا اصلاً در خانۀ ثروتمندان زندگی میکنند. شاید به خاطر همین حضور همهجایی آنهاست که کمکم این پدیدۀ عجیب و غیرطبیعی برایمان عادی شده است. گویی همیشه چنین بوده است که عدهای دارا و عدهای بیچیز باشند. اما آیا این واقعیت که فقر را همهجا میبینیم، توجیهی برای وجود همیشگی آن است؟ آیا فقر چیزی طبیعی است؟
♈️جواب دادن به این سوال، به یک معنا، ساده است. قاطعانه میتوانیم بگوییم: خیر. فقر طبیعی نیست. بهترین دلیلش این است که در بخش بسیار بزرگی از تاریخ چندهزار سالۀ زندگی بشر روی زمین، اصلاً انسانها نمیدانستهاند فقر چیست. فقر اختراعی است که چندان هم سابقهای طولانی ندارد.
♈️سه افسانۀ خیلی قدرتمند گرداگرد فقر را گرفتهاند. اولین افسانه میگوید: «فقر همیشه با ما بوده و خواهد بود.» اما واقعیت این است: فقر تنها وقتی به وجود آمد که شکاف طبقاتی، انحصار و اقتصاد پولی شکل گرفت. وقتی پول به شرط لازم برای دسترسی به منابع ضروری، مثل زمین و آب و غذا تبدیل میشود، این شکاف عمیقتر هم میشود. جوامعی که پول و انحصار در آنها رایج نبوده، با برابری بیشتری از مواهب فراوان طبیعت بهرهمند میشدند و فقر را تجربه نمیکردند. فقر جایی پدید میآید که مجبور باشی همهچیز را بخری، اما پولی نداشته باشی.
♈️دومین افسانه همینجا از راه میرسد. طبق این افسانه، «فقر کمبود پول است». اگر فقر فقط نداشتن پول بود، میشد با انتقال مقداری پول، مسئله را حل کرد. اما واقعیت این است که فقر شبکهای درهمتنیده از محرومیتهاست که فراتر از حساب بانکیِ اشخاص است. فقر هم «نیازی رفعنشده» است، هم «آرزویی برآوردهنشده».
♈️فقر در قدم اول، یعنی نداشتن غذا، سرپناه و امنیت، یعنی مریض شوی و نتوانی پیش دکتر بروی، و یا فرزندت را بهخاطر یک بیماری قابلپیشگیری از دست بدهی. فقر پوشیدن لباسهایی است که اندازهات نیست، آشامیدن آبی است که برای آشامیدن نیست. اما فراتر از این، فقر ناتوانیای است که فرد را دربرابر دروغ، دسیسه و استثمار بیدفاع میکند. فقر ترس و اضطراب و تحقیر و سرکوب است. یک کلام، فقر ناشی از موانع ساختاری است: ممانعت از دسترسی به منابعی که جامعه و کرۀ زمین مملو از آناند.
♈️سومین افسانه این است که «مقصر خودِ فقرا هستند». این حرف تکراری دربارۀ ثروت و فقر را زیاد شنیدهایم. واقعیت این است که مجموعهای پیچیده از عوامل مختلف، از نابرابریهای سیستمی گرفته تا ساختارهای اقتصادی، ثروت و فقر را شکل میدهند و درنهایت تعیین میکنند که چه کسی فقیر باشد و چه کسی غنی.
♈️مثالی ساده کافی است: دو دختر را تصور کنید که تازه به دنیا آمدهاند. یکی در فنلاند، دیگری در افغانستان. بهنظرتان کدامشان آیندۀ بهتری دارد؟ و چقدر از این تفاوت به تلاشها و ویژگیهای شخصی آنها مربوط است؟ فقر چیزی است که نه یک شخص، بلکه جامعه آن را تحمیل میکند. سیستمها و سیاستها شرایطی را رقم میزنند که افراد را در دام فقر میاندازد. این ساختارها افراد را آسیبپذیر و نابرابری را دائمی میکنند و رهایی از دام فقر را دشوار میسازنند. تا وقتی فقر را اینگونه نفهمیم، راهی برای تسکین آن نداریم.
♈️آنچه خواندید مروری کوتاه است بر مطلب «فقر نه تقدیر است، نه تنبلی» که در سیوپنجمین شمارۀ مجلۀ ترجمان علوم انسانی منتشر شده است. این مطلب نوشتۀ آنیرود کریشنا و دِرک فیلیپسِن است و محمد مهدیپور آن را ترجمه کرده است.
♈️ محال است نبینیمشان. با وجود آنکه جوامع انسانی امروزه بیش از هر نقطۀ دیگری از تاریخ ثروت دارند، فقرا همهجا هستند. خیلی وقتها آنها در همسایگی یا اصلاً در خانۀ ثروتمندان زندگی میکنند. شاید به خاطر همین حضور همهجایی آنهاست که کمکم این پدیدۀ عجیب و غیرطبیعی برایمان عادی شده است. گویی همیشه چنین بوده است که عدهای دارا و عدهای بیچیز باشند. اما آیا این واقعیت که فقر را همهجا میبینیم، توجیهی برای وجود همیشگی آن است؟ آیا فقر چیزی طبیعی است؟
♈️جواب دادن به این سوال، به یک معنا، ساده است. قاطعانه میتوانیم بگوییم: خیر. فقر طبیعی نیست. بهترین دلیلش این است که در بخش بسیار بزرگی از تاریخ چندهزار سالۀ زندگی بشر روی زمین، اصلاً انسانها نمیدانستهاند فقر چیست. فقر اختراعی است که چندان هم سابقهای طولانی ندارد.
♈️سه افسانۀ خیلی قدرتمند گرداگرد فقر را گرفتهاند. اولین افسانه میگوید: «فقر همیشه با ما بوده و خواهد بود.» اما واقعیت این است: فقر تنها وقتی به وجود آمد که شکاف طبقاتی، انحصار و اقتصاد پولی شکل گرفت. وقتی پول به شرط لازم برای دسترسی به منابع ضروری، مثل زمین و آب و غذا تبدیل میشود، این شکاف عمیقتر هم میشود. جوامعی که پول و انحصار در آنها رایج نبوده، با برابری بیشتری از مواهب فراوان طبیعت بهرهمند میشدند و فقر را تجربه نمیکردند. فقر جایی پدید میآید که مجبور باشی همهچیز را بخری، اما پولی نداشته باشی.
♈️دومین افسانه همینجا از راه میرسد. طبق این افسانه، «فقر کمبود پول است». اگر فقر فقط نداشتن پول بود، میشد با انتقال مقداری پول، مسئله را حل کرد. اما واقعیت این است که فقر شبکهای درهمتنیده از محرومیتهاست که فراتر از حساب بانکیِ اشخاص است. فقر هم «نیازی رفعنشده» است، هم «آرزویی برآوردهنشده».
♈️فقر در قدم اول، یعنی نداشتن غذا، سرپناه و امنیت، یعنی مریض شوی و نتوانی پیش دکتر بروی، و یا فرزندت را بهخاطر یک بیماری قابلپیشگیری از دست بدهی. فقر پوشیدن لباسهایی است که اندازهات نیست، آشامیدن آبی است که برای آشامیدن نیست. اما فراتر از این، فقر ناتوانیای است که فرد را دربرابر دروغ، دسیسه و استثمار بیدفاع میکند. فقر ترس و اضطراب و تحقیر و سرکوب است. یک کلام، فقر ناشی از موانع ساختاری است: ممانعت از دسترسی به منابعی که جامعه و کرۀ زمین مملو از آناند.
♈️سومین افسانه این است که «مقصر خودِ فقرا هستند». این حرف تکراری دربارۀ ثروت و فقر را زیاد شنیدهایم. واقعیت این است که مجموعهای پیچیده از عوامل مختلف، از نابرابریهای سیستمی گرفته تا ساختارهای اقتصادی، ثروت و فقر را شکل میدهند و درنهایت تعیین میکنند که چه کسی فقیر باشد و چه کسی غنی.
♈️مثالی ساده کافی است: دو دختر را تصور کنید که تازه به دنیا آمدهاند. یکی در فنلاند، دیگری در افغانستان. بهنظرتان کدامشان آیندۀ بهتری دارد؟ و چقدر از این تفاوت به تلاشها و ویژگیهای شخصی آنها مربوط است؟ فقر چیزی است که نه یک شخص، بلکه جامعه آن را تحمیل میکند. سیستمها و سیاستها شرایطی را رقم میزنند که افراد را در دام فقر میاندازد. این ساختارها افراد را آسیبپذیر و نابرابری را دائمی میکنند و رهایی از دام فقر را دشوار میسازنند. تا وقتی فقر را اینگونه نفهمیم، راهی برای تسکین آن نداریم.
♈️آنچه خواندید مروری کوتاه است بر مطلب «فقر نه تقدیر است، نه تنبلی» که در سیوپنجمین شمارۀ مجلۀ ترجمان علوم انسانی منتشر شده است. این مطلب نوشتۀ آنیرود کریشنا و دِرک فیلیپسِن است و محمد مهدیپور آن را ترجمه کرده است.
ترجمان
فقر نه تقدیر است، نه تنبلی
آنیرود کریشنا و دِرک فیلیپسِن، ایان— محال است که نبینیمشان. با وجود رشد اقتصادیِ مداوم و سطوح بیسابقۀ انباشت ثروت در دنیای امروز، افراد فقیر همهجا هستند. در هر جامعهای فقر دیده میشود و معمولاً هم درست در همسایگی (یا حتی درون خانههای) افراد متمول زندگی…
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چهل روزه که بوی گل نیومد.. وای..
🥀🥀🥀🥀🥀💔💔
🥀🥀🥀🥀🥀💔💔
🕊2💔2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اعتراف
جشنهای ۲۵۰۰ ساله کمک کرد ایران از یک کشور نسبتاً ناشناخته برای گردشگران غربی، به یکی از مقاصد مهم گردشگری فرهنگی جهان تبدیل شود. این اثر فقط اقتصادی نبود، بلکه فرهنگی و نمادین هم بود، تا جایی که ایران وارد سینما، رسانه و تخیل جهانی شد.
در دهه ۱۳۵۰ شمسی، ایران یکی از سریعترین رشدها را در جذب گردشگر تجربه کرد. تعداد گردشگران خارجی از چند صد هزار نفر در اوایل دهه ۴۰، به بیش از یک میلیون نفر در اواسط دهه ۵۰ رسید.
اما این جشنها در زمان خودش درک نشد و استان فارس که روی گنجی از میراث جهانی نشسته، از نظر اقتصادی بهجای تکیه بر «گردشگری پایدار»؛ به برداشت وحشتناک آبهای زیرزمینی، مخصوصاً برای کشاورزی، وابسته شد.
این انتخاب پیامدهای سنگینی همچون فرونشست زمین داشت. استانی که میتوانست با تکیه بر تاریخ ۲۵۰۰ سالهاش با تکیه برگردشگری نه تنهاخود دوام آورد بلکه موتور پیشرفت و درآمد زایی برای سایر استانها شود، امروز با اتکا به کشاورزی در معرض خطر فرونشست همان میراث و سرمایه سرزمینی است.
🔷 @WaterForUs
جشنهای ۲۵۰۰ ساله کمک کرد ایران از یک کشور نسبتاً ناشناخته برای گردشگران غربی، به یکی از مقاصد مهم گردشگری فرهنگی جهان تبدیل شود. این اثر فقط اقتصادی نبود، بلکه فرهنگی و نمادین هم بود، تا جایی که ایران وارد سینما، رسانه و تخیل جهانی شد.
در دهه ۱۳۵۰ شمسی، ایران یکی از سریعترین رشدها را در جذب گردشگر تجربه کرد. تعداد گردشگران خارجی از چند صد هزار نفر در اوایل دهه ۴۰، به بیش از یک میلیون نفر در اواسط دهه ۵۰ رسید.
اما این جشنها در زمان خودش درک نشد و استان فارس که روی گنجی از میراث جهانی نشسته، از نظر اقتصادی بهجای تکیه بر «گردشگری پایدار»؛ به برداشت وحشتناک آبهای زیرزمینی، مخصوصاً برای کشاورزی، وابسته شد.
این انتخاب پیامدهای سنگینی همچون فرونشست زمین داشت. استانی که میتوانست با تکیه بر تاریخ ۲۵۰۰ سالهاش با تکیه برگردشگری نه تنهاخود دوام آورد بلکه موتور پیشرفت و درآمد زایی برای سایر استانها شود، امروز با اتکا به کشاورزی در معرض خطر فرونشست همان میراث و سرمایه سرزمینی است.
🔷 @WaterForUs
👏3
قالیباف اظهار کرد ۳۴ درصد جمعیت کشور در فقر مطلق هستند./ سال ۸۴ سندی تصویب شد که بر اساس اون قرار بود ایران در سال ۱۴۰۴ جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه رو داشته باشه! و امسال در انتهای سال ۱۴۰۴ به اون اهداف که نرسیدن هیچ، طبق فرمایش رئیس مجلس الان ۳۴٪ جمعیت کشور هم در فقر مطلق هستند.
_Hadi_
🔷 @WaterForUs
_Hadi_
🔷 @WaterForUs
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مشکل این است که ما تاریخ نخواندیم.. هنوز هم نمی خوانیم....
❤3🕊2👍1