Forwarded from طنز تلخ تاریخ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هرکه شود صید عشق، کی شود او صید مرگ
چون سپرش مه بود، کی رسدش زخم تیر
جمله جان های پاک، گشته اسیران خاک
عشق فروریخت زر، تا برهاند اسیر
قسمتی از غزل ۱۱۲۹ مولانا، از آهنگ «عاشقانهها»، کنسرت بزرگداشت مولانا در یونسکو با صدای وحید تاج و آهنگسازی آرش فولادوند..
@tanz_talkh_tarikh طنز تلخ تاریخ
چون سپرش مه بود، کی رسدش زخم تیر
جمله جان های پاک، گشته اسیران خاک
عشق فروریخت زر، تا برهاند اسیر
قسمتی از غزل ۱۱۲۹ مولانا، از آهنگ «عاشقانهها»، کنسرت بزرگداشت مولانا در یونسکو با صدای وحید تاج و آهنگسازی آرش فولادوند..
@tanz_talkh_tarikh طنز تلخ تاریخ
❤2
Forwarded from M. Shourian
طنز تلخ تاریخ
هرکه شود صید عشق، کی شود او صید مرگ چون سپرش مه بود، کی رسدش زخم تیر جمله جان های پاک، گشته اسیران خاک عشق فروریخت زر، تا برهاند اسیر قسمتی از غزل ۱۱۲۹ مولانا، از آهنگ «عاشقانهها»، کنسرت بزرگداشت مولانا در یونسکو با صدای وحید تاج و آهنگسازی آرش فولادوند..…
افتخار می کنیم به ادبیات و فرهنگ غنی کشورمان ❤️🌹
❤1
خرید و آزادسازی اراضی کشاورزی: راهکاری استراتژیک برای مقابله با تنش آبی در ایران
✍️ مجتبی شوریان
عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی
ایران به عنوان کشوری خشک با میانگین بارش سالانه حدود ۲۵۰ میلیمتر، یکی از آسیبپذیرترین کشورهای جهان در برابر بحران آب است. بر اساس گزارشهای سازمان ملل متحد، ایران در رتبه ۱۴ جهانی از نظر تنش آبی قرار دارد و بیش از ۸۵ درصد مناطق کشور با درجاتی از کمبود آب مواجه هستند. این بحران نه تنها زندگی شهری و صنعتی را تهدید میکند، بلکه بخش کشاورزی – که ۸۰ تا ۹۰ درصد منابع آبی کشور را مصرف میکند – را به چالش کشیده است. کشاورزی سنتی، با الگوهای کشت ناکارآمد مانند برنجکاری در مناطق خشک، منجر به هدررفت گسترده آب شده و بهرهوری پایین (کمتر از ۱ کیلوگرم محصول به ازای هر مترمکعب آب در برخی موارد) را به همراه دارد و هیچ گونه توجیه اقتصادی، زیستمحیطی و اجتماعی ندارد.
خرید و آزادسازی اراضی کشاورزی، به ویژه اراضی کمبازده، یک راهکار استراتژیک برای حل بحران تنش آبی در ایران است. این رویکرد نه تنها مصرف آب را کاهش میدهد، بلکه امکان بازگرداندن زمینها به اکوسیستمهای طبیعی و احیای آبخوانها و تغییر پارادایم کشاورزی به سمت کشاورزی پایدار را فراهم میکند. ایران دارای حدود ۱۷.۳۸ میلیون هکتار اراضی کشاورزی است که ۸۹ درصد آن را اراضی زراعی و ۱۱ درصد را باغها تشکیل میدهد. با این حال، بیش از ۷۰ درصد این اراضی مساحتی کمتر از ۵ هکتار دارند و به عنوان "کمبازده" طبقهبندی میشوند و بهرهوری اقتصادی و آبی آنها پایین است. این اراضی اغلب در مناطق شیبدار، شور یا با دسترسی محدود به آب قرار دارند و حدود ۹۰ درصد منابع آبی کشاورزی را بدون بازدهی متناسب مصرف میکنند. اراضی کمبازده نه تنها عامل اصلی تنش آبی هستند، بلکه به فرونشست زمین (تا ۳۰ سانتیمتر در سال در برخی دشتها) و آلودگی منابع آب زیرزمینی منجر شدهاند. بر اساس داده های مرکز آمار ایران، در ۱۰ سال آینده، ۹۰ درصد اراضی به زیر ۳ هکتار خواهند رسید که این روند، امنیت غذایی را نیز تهدید میکند. بنابراین، آزادسازی این اراضی میتواند سالانه میلیونها مترمکعب آب صرفهجویی کند (بعنوان مثال هر هکتار اراضی کمبازده دیم حدود ۳۰۰۰ مترمکعب آب مصرف میکند).
مزایای خرید و آزادسازی اراضی کشاورزی کم بازده موارد ذیل هستند:
۱. صرفهجویی در منابع آبی
آزادسازی اراضی کمبازده کشاورزی تا حدود ۳۰% از اراضی تحت کشت میتواند مصرف آب کشاورزی را تا ۳۰% کاهش دهد. اگر مصرف فعلی آب در بخش کشاورزی را 75 میلیارد متر مکعب در نظر بگیریم در اثر این آزادسازی مصرف آب به حدود 50 میلیارد متر مکعب خواهد رسید که با اهداف نقشه راه آب کشور نیز سازگار است.
۲. حفاظت محیط زیستی و احیای اکوسیستم
بازگرداندن اراضی آزاد شده به طبیعت و رهاسازی آب صرفه جویی در اکوسیستم و آبخوان نه جابجایی آن برای مصارف دیگر، فرسایش خاک را کاهش داده، تنوع زیستی را افزایش داده و منجر به احیای آبخوانها و کاهش فرونشست خواهد شد. این آزادسازی میتواند به احیای تالابها و دریاچه ها کمک کند. همچنین، این رویکرد به کاهش انتشار گازهای گلخانهای (از طریق کشاورزی ناکارآمد) کمک میکند.
۳. حمایت اقتصادی از کشاورزان و امنیت غذایی
خرید اراضی با قیمت منصفانه و حمایت از کشاورزان، آنها را به سمت مشاغل همراستا با توسعه پایدار (مانند گردشگری اکوتوریسم یا فرآوری محصولات) هدایت میکند. در بلندمدت، تمرکز تولید روی اراضی پربازده بهرهوری را افزایش داده و برنامه ریزی برای امنیت غذایی را نیز تسهیل مینماید.
* چالشها و ارزیابی ریسکها
هرچند این راهکار بسیار مؤثر است، اما چالشهای جدی برای اجرای آن وجود دارد:
۱. مسائل اقتصادی و مالی
هزینه خرید اراضی، بزرگترین مانع است. بودجه دولت محدود است و تأمین مالی از طریق اوراق یا صندوقهای بینالمللی ضروری است.
۲. مقاومت اجتماعی و حقوقی
کشاورزان ممکن است مقاومت کنند، زیرا کشاورزی منبع درآمد اصلی آنهاست.
۳. ریسکهای اجرایی
عدم نظارت میتواند به دلالی زمین منجر شود، همانند آنچه در طرحهای تغییر کاربری اراضی رخ داده است.
در یک ارزیابی کلی مزایای این راهکار (صرفهجویی ۲۰-۳۰ درصدی در مصرف آب) بر چالشهای آن (هزینه بالا و مشکلات اجرا) مشروط به اجرای تدریجی و مشارکتی با توجه به شرایط بحرانی آب در ایران غلبه دارد.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/36
✍️ مجتبی شوریان
عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی
ایران به عنوان کشوری خشک با میانگین بارش سالانه حدود ۲۵۰ میلیمتر، یکی از آسیبپذیرترین کشورهای جهان در برابر بحران آب است. بر اساس گزارشهای سازمان ملل متحد، ایران در رتبه ۱۴ جهانی از نظر تنش آبی قرار دارد و بیش از ۸۵ درصد مناطق کشور با درجاتی از کمبود آب مواجه هستند. این بحران نه تنها زندگی شهری و صنعتی را تهدید میکند، بلکه بخش کشاورزی – که ۸۰ تا ۹۰ درصد منابع آبی کشور را مصرف میکند – را به چالش کشیده است. کشاورزی سنتی، با الگوهای کشت ناکارآمد مانند برنجکاری در مناطق خشک، منجر به هدررفت گسترده آب شده و بهرهوری پایین (کمتر از ۱ کیلوگرم محصول به ازای هر مترمکعب آب در برخی موارد) را به همراه دارد و هیچ گونه توجیه اقتصادی، زیستمحیطی و اجتماعی ندارد.
خرید و آزادسازی اراضی کشاورزی، به ویژه اراضی کمبازده، یک راهکار استراتژیک برای حل بحران تنش آبی در ایران است. این رویکرد نه تنها مصرف آب را کاهش میدهد، بلکه امکان بازگرداندن زمینها به اکوسیستمهای طبیعی و احیای آبخوانها و تغییر پارادایم کشاورزی به سمت کشاورزی پایدار را فراهم میکند. ایران دارای حدود ۱۷.۳۸ میلیون هکتار اراضی کشاورزی است که ۸۹ درصد آن را اراضی زراعی و ۱۱ درصد را باغها تشکیل میدهد. با این حال، بیش از ۷۰ درصد این اراضی مساحتی کمتر از ۵ هکتار دارند و به عنوان "کمبازده" طبقهبندی میشوند و بهرهوری اقتصادی و آبی آنها پایین است. این اراضی اغلب در مناطق شیبدار، شور یا با دسترسی محدود به آب قرار دارند و حدود ۹۰ درصد منابع آبی کشاورزی را بدون بازدهی متناسب مصرف میکنند. اراضی کمبازده نه تنها عامل اصلی تنش آبی هستند، بلکه به فرونشست زمین (تا ۳۰ سانتیمتر در سال در برخی دشتها) و آلودگی منابع آب زیرزمینی منجر شدهاند. بر اساس داده های مرکز آمار ایران، در ۱۰ سال آینده، ۹۰ درصد اراضی به زیر ۳ هکتار خواهند رسید که این روند، امنیت غذایی را نیز تهدید میکند. بنابراین، آزادسازی این اراضی میتواند سالانه میلیونها مترمکعب آب صرفهجویی کند (بعنوان مثال هر هکتار اراضی کمبازده دیم حدود ۳۰۰۰ مترمکعب آب مصرف میکند).
مزایای خرید و آزادسازی اراضی کشاورزی کم بازده موارد ذیل هستند:
۱. صرفهجویی در منابع آبی
آزادسازی اراضی کمبازده کشاورزی تا حدود ۳۰% از اراضی تحت کشت میتواند مصرف آب کشاورزی را تا ۳۰% کاهش دهد. اگر مصرف فعلی آب در بخش کشاورزی را 75 میلیارد متر مکعب در نظر بگیریم در اثر این آزادسازی مصرف آب به حدود 50 میلیارد متر مکعب خواهد رسید که با اهداف نقشه راه آب کشور نیز سازگار است.
۲. حفاظت محیط زیستی و احیای اکوسیستم
بازگرداندن اراضی آزاد شده به طبیعت و رهاسازی آب صرفه جویی در اکوسیستم و آبخوان نه جابجایی آن برای مصارف دیگر، فرسایش خاک را کاهش داده، تنوع زیستی را افزایش داده و منجر به احیای آبخوانها و کاهش فرونشست خواهد شد. این آزادسازی میتواند به احیای تالابها و دریاچه ها کمک کند. همچنین، این رویکرد به کاهش انتشار گازهای گلخانهای (از طریق کشاورزی ناکارآمد) کمک میکند.
۳. حمایت اقتصادی از کشاورزان و امنیت غذایی
خرید اراضی با قیمت منصفانه و حمایت از کشاورزان، آنها را به سمت مشاغل همراستا با توسعه پایدار (مانند گردشگری اکوتوریسم یا فرآوری محصولات) هدایت میکند. در بلندمدت، تمرکز تولید روی اراضی پربازده بهرهوری را افزایش داده و برنامه ریزی برای امنیت غذایی را نیز تسهیل مینماید.
* چالشها و ارزیابی ریسکها
هرچند این راهکار بسیار مؤثر است، اما چالشهای جدی برای اجرای آن وجود دارد:
۱. مسائل اقتصادی و مالی
هزینه خرید اراضی، بزرگترین مانع است. بودجه دولت محدود است و تأمین مالی از طریق اوراق یا صندوقهای بینالمللی ضروری است.
۲. مقاومت اجتماعی و حقوقی
کشاورزان ممکن است مقاومت کنند، زیرا کشاورزی منبع درآمد اصلی آنهاست.
۳. ریسکهای اجرایی
عدم نظارت میتواند به دلالی زمین منجر شود، همانند آنچه در طرحهای تغییر کاربری اراضی رخ داده است.
در یک ارزیابی کلی مزایای این راهکار (صرفهجویی ۲۰-۳۰ درصدی در مصرف آب) بر چالشهای آن (هزینه بالا و مشکلات اجرا) مشروط به اجرای تدریجی و مشارکتی با توجه به شرایط بحرانی آب در ایران غلبه دارد.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/36
Telegram
پالس آب
خرید و آزادسازی اراضی کشاورزی: راهکاری استراتژیک برای مقابله با تنش آبی در ایران
✍️ مجتبی شوریان
عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی
ایران به عنوان کشوری خشک با میانگین بارش سالانه حدود ۲۵۰ میلیمتر، یکی از آسیبپذیرترین کشورهای جهان در برابر بحران آب است.…
✍️ مجتبی شوریان
عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی
ایران به عنوان کشوری خشک با میانگین بارش سالانه حدود ۲۵۰ میلیمتر، یکی از آسیبپذیرترین کشورهای جهان در برابر بحران آب است.…
* برآورد هزینه طرح
برای آزادسازی سالانه ۳ درصد از اراضی کشاورزی به مدت ۱۰ سال که منجر به آزادسازی ۳۰% از اراضی کشاورزی کشور شود، اگر مساحت کل اراضی را ۱۷ میلیون هکتار فرض کنیم و قیمت متوسط هر هکتار اراضی کمبازده را ۳۰۰ میلیون تومان میانگین در نظر بگیریم، هر سال حدود ۵۲۰ هزار هکتار زمین بایستی خریداری و آزادسازی شود که هزینه سالانه ای در حدود ۱۵۶ هزار میلیارد تومان خواهد داشت که برای ۱۰ سال متوالی بدون در نظر گرفتن تورم رقمی معادل ۱.۵ میلیون میلیارد تومان خواهد شد. با درنظرگیری نرخ تورم ۳۰% این رقم برای ۱۰ سال به بودجه ای در حدود ۳ میلیون میلیارد تومان نیاز خواهد داشت که دولت بایستی برای تأمین آن برنامه ریزی لازم را داشته باشد.
خرید و آزادسازی اراضی کشاورزی کمبازده، بیش از یک راهکار فنی، یک پارادایم تغییر در مدیریت منابع است. با صرفهجویی عظیم آب، حفاظت محیط زیست و حمایت از کشاورزان، این طرح میتواند تنش آبی را تا ۳۰ درصد در دهه آینده کاهش دهد. با این حال، موفقیت آن به سیاستگذاری قوی، جبران عادلانه و نظارت دقیق بستگی دارد. دولت باید فوراً لایحهای برای اجرای آزمایشی در استانهای فوق بحرانی (مانند اصفهان و خراسان رضوی) تدوین کند. این رویکرد در شرایطی که وضعیت منابع آبی ایران به نقطه بی بازگشت نزدیک است نه تنها بحران را مدیریت میکند، بلکه ایران را به سمت کشاورزی هوشمند و پایدار که گامی ضروری برای نسلهای آینده است سوق میدهد.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/36
برای آزادسازی سالانه ۳ درصد از اراضی کشاورزی به مدت ۱۰ سال که منجر به آزادسازی ۳۰% از اراضی کشاورزی کشور شود، اگر مساحت کل اراضی را ۱۷ میلیون هکتار فرض کنیم و قیمت متوسط هر هکتار اراضی کمبازده را ۳۰۰ میلیون تومان میانگین در نظر بگیریم، هر سال حدود ۵۲۰ هزار هکتار زمین بایستی خریداری و آزادسازی شود که هزینه سالانه ای در حدود ۱۵۶ هزار میلیارد تومان خواهد داشت که برای ۱۰ سال متوالی بدون در نظر گرفتن تورم رقمی معادل ۱.۵ میلیون میلیارد تومان خواهد شد. با درنظرگیری نرخ تورم ۳۰% این رقم برای ۱۰ سال به بودجه ای در حدود ۳ میلیون میلیارد تومان نیاز خواهد داشت که دولت بایستی برای تأمین آن برنامه ریزی لازم را داشته باشد.
خرید و آزادسازی اراضی کشاورزی کمبازده، بیش از یک راهکار فنی، یک پارادایم تغییر در مدیریت منابع است. با صرفهجویی عظیم آب، حفاظت محیط زیست و حمایت از کشاورزان، این طرح میتواند تنش آبی را تا ۳۰ درصد در دهه آینده کاهش دهد. با این حال، موفقیت آن به سیاستگذاری قوی، جبران عادلانه و نظارت دقیق بستگی دارد. دولت باید فوراً لایحهای برای اجرای آزمایشی در استانهای فوق بحرانی (مانند اصفهان و خراسان رضوی) تدوین کند. این رویکرد در شرایطی که وضعیت منابع آبی ایران به نقطه بی بازگشت نزدیک است نه تنها بحران را مدیریت میکند، بلکه ایران را به سمت کشاورزی هوشمند و پایدار که گامی ضروری برای نسلهای آینده است سوق میدهد.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/36
Telegram
پالس آب
خرید و آزادسازی اراضی کشاورزی: راهکاری استراتژیک برای مقابله با تنش آبی در ایران
✍️ مجتبی شوریان
عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی
ایران به عنوان کشوری خشک با میانگین بارش سالانه حدود ۲۵۰ میلیمتر، یکی از آسیبپذیرترین کشورهای جهان در برابر بحران آب است.…
✍️ مجتبی شوریان
عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی
ایران به عنوان کشوری خشک با میانگین بارش سالانه حدود ۲۵۰ میلیمتر، یکی از آسیبپذیرترین کشورهای جهان در برابر بحران آب است.…
Forwarded from IRCOLD_ClimateChange
کمیته تخصصی تغییر اقلیم IRCOLD برگزار می کند:
هشتمین وبینار علمی:
برنامهریزی کلان منابع آب: چالشها و راهکارهای پایدار
با نگرشی بر برنامههای آب در دولت چهاردهم
ارائه دهنده:
آقای دکتر عیسی بزرگ زاده
مدیرکل دفتر برنامه ریزی کلان منابع آب و تلفیق بودجه شرکت مدیریت منابع آب ایران
سخنگوی صنعت آب کشور
زمان برگزاری:
چهارشنبه 23 مهر 1404، ساعت 14:00
آدرس وبینار:
https://www.skyroom.online/ch/wrm/ircold
شرکت در وبینار برای کلیه علاقمندان آزاد است.
کانال تغییر اقلیم کمیته ملی سدهای بزرگ ایران:
https://news.1rj.ru/str/IRCOLD_ClimateChange
هشتمین وبینار علمی:
برنامهریزی کلان منابع آب: چالشها و راهکارهای پایدار
با نگرشی بر برنامههای آب در دولت چهاردهم
ارائه دهنده:
آقای دکتر عیسی بزرگ زاده
مدیرکل دفتر برنامه ریزی کلان منابع آب و تلفیق بودجه شرکت مدیریت منابع آب ایران
سخنگوی صنعت آب کشور
زمان برگزاری:
چهارشنبه 23 مهر 1404، ساعت 14:00
آدرس وبینار:
https://www.skyroom.online/ch/wrm/ircold
شرکت در وبینار برای کلیه علاقمندان آزاد است.
کانال تغییر اقلیم کمیته ملی سدهای بزرگ ایران:
https://news.1rj.ru/str/IRCOLD_ClimateChange
❤🔥2❤1🙏1
Forwarded from IRCOLD_ClimateChange
کمیته تخصصی تغییر اقلیم IRCOLD برگزار می کند:
دهمین وبینار علمی:
پایش دریاچه ها و مخازن سدها با استفاده از مأموریت ماهواره ای توپوگرافی آبهای سطحی و اقیانوسها (SWOT)
ارائه دهنده:
آقای دکتر محمد جواد طوریان
عضو هیأت علمی دانشگاه اشتوتگارت آلمان
زمان برگزاری:
چهارشنبه 12 آذر 1404، ساعت 16:30
آدرس وبینار:
https://www.skyroom.online/ch/wrm/ircold
شرکت در وبینار برای کلیه علاقمندان آزاد است.
کانال تغییر اقلیم کمیته ملی سدهای بزرگ ایران:
https://news.1rj.ru/str/IRCOLD_ClimateChange
دهمین وبینار علمی:
پایش دریاچه ها و مخازن سدها با استفاده از مأموریت ماهواره ای توپوگرافی آبهای سطحی و اقیانوسها (SWOT)
ارائه دهنده:
آقای دکتر محمد جواد طوریان
عضو هیأت علمی دانشگاه اشتوتگارت آلمان
زمان برگزاری:
چهارشنبه 12 آذر 1404، ساعت 16:30
آدرس وبینار:
https://www.skyroom.online/ch/wrm/ircold
شرکت در وبینار برای کلیه علاقمندان آزاد است.
کانال تغییر اقلیم کمیته ملی سدهای بزرگ ایران:
https://news.1rj.ru/str/IRCOLD_ClimateChange
❤1
آزادسازی اراضی کشاورزی و توسعه نیروگاههای خورشیدی کوچکمقیاس راهکاری برای حل بحران منابع آب در ایران
✍️ مجتبی شوریان، عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی
ایران به عنوان یکی از کشورهای خشک جهان، با بحران شدید منابع آب روبرو است. این بحران نه تنها به دلیل تغییرات اقلیمی و کاهش بارندگیها تشدید شده، بلکه مدیریت ناکارآمد منابع آب، برداشت بیش از حد از آبهای زیرزمینی و تمرکز بر کشاورزی کمبازده نیز نقش عمدهای در آن ایفا میکنند. کشاورزی در ایران بیش از ۹۰ درصد از منابع آب کشور را مصرف میکند، در حالی که سهم آن در تولید ناخالص داخلی تنها حدود ۱۲ درصد است. این وضعیت منجر به خشک شدن رودخانهها، افت سطح آبهای زیرزمینی، مهاجرت روستاییان و حتی ناآرامیهای اجتماعی شده است. در این میان، یک راهکار پیشنهادی اساسی، آزادسازی اراضی کشاورزی، ارائه تسهیلات برای احداث نیروگاههای خورشیدی کوچکمقیاس و خرید تضمینی برق تولیدی از کشاورزان به عنوان مشوق اقتصادی و معیشت جایگزین است. این رویکرد نه تنها میتواند مصرف آب را کاهش دهد، بلکه به توسعه انرژیهای تجدیدپذیر کمک کرده و درآمد پایداری برای کشاورزان فراهم کند.
بحران آب در ایران ریشه در عوامل متعددی دارد. تغییرات اقلیمی منجر به کاهش ۴۵ درصدی بارندگی نسبت به میانگین بلندمدت شده و ۱۹ استان از ۳۱ استان کشور را در وضعیت بحرانی قرار داده است. با این حال، مدیریت ضعیف منابع آب، اصلیترین عامل است. کشاورزی، به عنوان بزرگترین مصرفکننده آب، حدود ۹۳ درصد از کل مصرف آب کشور (معادل ۸۸.۵ میلیارد مترمکعب در سال) را به خود اختصاص میدهد. این در حالی است که روشهای آبیاری سنتی و کمبازده، مانند آبیاری غرقابی، باعث هدررفت گسترده آب میشود. بر اساس برآوردها، مصرف خالص آب در کشاورزی ایران حدود ۴۲.۴۳ میلیارد مترمکعب در سال است. کشاورزان با کمبود آب مواجه شدهاند که منجر به کاهش تولید، آسیب به معیشت و مهاجرت اجباری از روستاها به شهرها شده است. همچنین، این وضعیت امنیت غذایی کشور را تهدید میکند و میتواند به عنوان یک تهدید امنیت ملی عمل کند. دولت در تلاش برای خودکفایی غذایی، کشاورزی را اولویت داده، اما این سیاست منجر به مصرف بیش از حد آب شده و بحران را تشدید کرده است. بنابراین، نیاز به تغییر الگوی مصرف آب در کشاورزی ضروری است، و آزادسازی اراضی میتواند بخشی از این تغییر باشد.
سیاست بازنشستگی و آزادسازی اراضی کشاورزی می تواند یک راهکار مؤثر و راهگشا برای حل بحران آب در ایران به کار گرفته شود. کشاورزان یا حمایتهای مالی، کل یا بخشی از اراضی تحت کشت را آزاد میکنند. این اراضی میتواند با استفاده از مدلهای ترکیبی مانند آگروولتائیک برای احداث نیروگاههای خورشیدی استفاده شود، بدون اینکه کاملاً از تولید خارج شود. در این راستا دولت بایستی تسهیلات مالی، وامهای کمبهره و تجهیزات یارانهای ارائه دهد تا کشاورزان بتوانند پنلهای خورشیدی (در مقیاس ۱۰-۱۰۰ کیلووات) نصب کنند. همچنین خرید تضمینی برق تولیدی از طرف دولت منبع درآمد پایدار جایگزین برای کشاورزان فراهم میکند. این رویکرد میتواند مصرف آب را به میزان قابل توجهی کاهش دهد، زیرا کشاورزی آببر را با تولید انرژی پاک جایگزین میکند. اگر ۱۰ درصد از اراضی کشاورزی (که حدود ۱۸ میلیون هکتار است) آزاد شود، میتواند مصرف آب را تا ۸-۹ میلیارد مترمکعب کاهش دهد، که این میزان میتواند کل نیازهای آبی شهری و توسعه صنعتی را پوشش دهد.
همچنین توسعه تولید انرژی تجدیدپذیر از دیگر مزایای این سیاست ترکیبی در بخش آب و برق است. ایران پتانسیل بالایی در تولید انرژی خورشیدی دارد. میانگین تابش خورشیدی در کشور ۱۸۰۰-۲۲۰۰ کیلوواتساعت بر مترمربع در سال است، که بالاتر از میانگین جهانی است. با وجود ظرفیت فعلی کم (حدود ۸۰۰ مگاوات تا سال ۲۰۲۵)، دولت مجوزهایی برای ۱۰۰ گیگاوات پروژه خورشیدی صادر کرده است. تبدیل اراضی کشاورزی به خورشیدی میتواند این ظرفیت را افزایش دهد و به کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی کمک کند. این راهکار انتشار گازهای گلخانهای را نیز کاهش میدهد و میتواند با مدل آگروولتائیک (ترکیب کشت کشاورزی و نصب پنل خورشیدی در بخشی از اراضی) تولید غذا را حفظ کند. مثالهای جهانی نشان میدهد که پنلهای خورشیدی میتوانند سایهای برای محصولات ایجاد کنند و بهرهوری را افزایش دهند.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/48
✍️ مجتبی شوریان، عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی
ایران به عنوان یکی از کشورهای خشک جهان، با بحران شدید منابع آب روبرو است. این بحران نه تنها به دلیل تغییرات اقلیمی و کاهش بارندگیها تشدید شده، بلکه مدیریت ناکارآمد منابع آب، برداشت بیش از حد از آبهای زیرزمینی و تمرکز بر کشاورزی کمبازده نیز نقش عمدهای در آن ایفا میکنند. کشاورزی در ایران بیش از ۹۰ درصد از منابع آب کشور را مصرف میکند، در حالی که سهم آن در تولید ناخالص داخلی تنها حدود ۱۲ درصد است. این وضعیت منجر به خشک شدن رودخانهها، افت سطح آبهای زیرزمینی، مهاجرت روستاییان و حتی ناآرامیهای اجتماعی شده است. در این میان، یک راهکار پیشنهادی اساسی، آزادسازی اراضی کشاورزی، ارائه تسهیلات برای احداث نیروگاههای خورشیدی کوچکمقیاس و خرید تضمینی برق تولیدی از کشاورزان به عنوان مشوق اقتصادی و معیشت جایگزین است. این رویکرد نه تنها میتواند مصرف آب را کاهش دهد، بلکه به توسعه انرژیهای تجدیدپذیر کمک کرده و درآمد پایداری برای کشاورزان فراهم کند.
بحران آب در ایران ریشه در عوامل متعددی دارد. تغییرات اقلیمی منجر به کاهش ۴۵ درصدی بارندگی نسبت به میانگین بلندمدت شده و ۱۹ استان از ۳۱ استان کشور را در وضعیت بحرانی قرار داده است. با این حال، مدیریت ضعیف منابع آب، اصلیترین عامل است. کشاورزی، به عنوان بزرگترین مصرفکننده آب، حدود ۹۳ درصد از کل مصرف آب کشور (معادل ۸۸.۵ میلیارد مترمکعب در سال) را به خود اختصاص میدهد. این در حالی است که روشهای آبیاری سنتی و کمبازده، مانند آبیاری غرقابی، باعث هدررفت گسترده آب میشود. بر اساس برآوردها، مصرف خالص آب در کشاورزی ایران حدود ۴۲.۴۳ میلیارد مترمکعب در سال است. کشاورزان با کمبود آب مواجه شدهاند که منجر به کاهش تولید، آسیب به معیشت و مهاجرت اجباری از روستاها به شهرها شده است. همچنین، این وضعیت امنیت غذایی کشور را تهدید میکند و میتواند به عنوان یک تهدید امنیت ملی عمل کند. دولت در تلاش برای خودکفایی غذایی، کشاورزی را اولویت داده، اما این سیاست منجر به مصرف بیش از حد آب شده و بحران را تشدید کرده است. بنابراین، نیاز به تغییر الگوی مصرف آب در کشاورزی ضروری است، و آزادسازی اراضی میتواند بخشی از این تغییر باشد.
سیاست بازنشستگی و آزادسازی اراضی کشاورزی می تواند یک راهکار مؤثر و راهگشا برای حل بحران آب در ایران به کار گرفته شود. کشاورزان یا حمایتهای مالی، کل یا بخشی از اراضی تحت کشت را آزاد میکنند. این اراضی میتواند با استفاده از مدلهای ترکیبی مانند آگروولتائیک برای احداث نیروگاههای خورشیدی استفاده شود، بدون اینکه کاملاً از تولید خارج شود. در این راستا دولت بایستی تسهیلات مالی، وامهای کمبهره و تجهیزات یارانهای ارائه دهد تا کشاورزان بتوانند پنلهای خورشیدی (در مقیاس ۱۰-۱۰۰ کیلووات) نصب کنند. همچنین خرید تضمینی برق تولیدی از طرف دولت منبع درآمد پایدار جایگزین برای کشاورزان فراهم میکند. این رویکرد میتواند مصرف آب را به میزان قابل توجهی کاهش دهد، زیرا کشاورزی آببر را با تولید انرژی پاک جایگزین میکند. اگر ۱۰ درصد از اراضی کشاورزی (که حدود ۱۸ میلیون هکتار است) آزاد شود، میتواند مصرف آب را تا ۸-۹ میلیارد مترمکعب کاهش دهد، که این میزان میتواند کل نیازهای آبی شهری و توسعه صنعتی را پوشش دهد.
همچنین توسعه تولید انرژی تجدیدپذیر از دیگر مزایای این سیاست ترکیبی در بخش آب و برق است. ایران پتانسیل بالایی در تولید انرژی خورشیدی دارد. میانگین تابش خورشیدی در کشور ۱۸۰۰-۲۲۰۰ کیلوواتساعت بر مترمربع در سال است، که بالاتر از میانگین جهانی است. با وجود ظرفیت فعلی کم (حدود ۸۰۰ مگاوات تا سال ۲۰۲۵)، دولت مجوزهایی برای ۱۰۰ گیگاوات پروژه خورشیدی صادر کرده است. تبدیل اراضی کشاورزی به خورشیدی میتواند این ظرفیت را افزایش دهد و به کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی کمک کند. این راهکار انتشار گازهای گلخانهای را نیز کاهش میدهد و میتواند با مدل آگروولتائیک (ترکیب کشت کشاورزی و نصب پنل خورشیدی در بخشی از اراضی) تولید غذا را حفظ کند. مثالهای جهانی نشان میدهد که پنلهای خورشیدی میتوانند سایهای برای محصولات ایجاد کنند و بهرهوری را افزایش دهند.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/48
Telegram
پالس آب
آزادسازی اراضی کشاورزی و توسعه نیروگاههای خورشیدی کوچکمقیاس راهکاری برای حل بحران منابع آب در ایران
✍️ مجتبی شوریان، عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی
ایران به عنوان یکی از کشورهای خشک جهان، با بحران شدید منابع آب روبرو است. این بحران نه تنها به دلیل تغییرات…
✍️ مجتبی شوریان، عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی
ایران به عنوان یکی از کشورهای خشک جهان، با بحران شدید منابع آب روبرو است. این بحران نه تنها به دلیل تغییرات…
❤3
چالشها و موانع
هزینه اولیه احداث نیروگاههای خورشیدی بالا است (حدود ۱۰۰۰ دلار بر کیلووات). تحریمهای بینالمللی، کمبود بودجه و نوسانات ارزی این چالش را تشدید میکند. همچنین، کشاورزان ممکن است نیاز به آموزش فنی داشته باشند. همچنین، گرد و غبار در مناطق خشک میتواند کارایی پنلها را کاهش دهد. در شرایط بحرانی فعلی منابع آب در ایران، قطعاً این راهکار میتواند تحولی اساسی در مدیریت منابع آب و انرژی کشور ایجاد کند، اما نیاز به برنامهریزی دقیق دارد. اجرای پایلوت در استانهای بحرانی مانند اصفهان یا کرمان، در کنار تدوین و تصویب افزایش مشوقهای دولتی، مانند وامهای بدون بهره و آموزش رایگان، ترکیب سیاست با آگروولتائیک برای حفظ تولید غذا و همکاری بینالمللی برای غلبه بر تحریمها میتواند منجر به اجرای موفقیت آمیز این سیاست گردد. با اجرای این رویکرد، نه تنها بحران آب مدیریت میشود، بلکه اقتصاد کشاورزی به سمت اقتصاد سبز نیز حرکت خواهد کرد. این تغییر راهبردی اساسی در وهله اول نیازمند اراده سیاسی قوی و سپس مدیریت مشارکتی با جامعه محلی است تا به موفقیت برسد.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/48
هزینه اولیه احداث نیروگاههای خورشیدی بالا است (حدود ۱۰۰۰ دلار بر کیلووات). تحریمهای بینالمللی، کمبود بودجه و نوسانات ارزی این چالش را تشدید میکند. همچنین، کشاورزان ممکن است نیاز به آموزش فنی داشته باشند. همچنین، گرد و غبار در مناطق خشک میتواند کارایی پنلها را کاهش دهد. در شرایط بحرانی فعلی منابع آب در ایران، قطعاً این راهکار میتواند تحولی اساسی در مدیریت منابع آب و انرژی کشور ایجاد کند، اما نیاز به برنامهریزی دقیق دارد. اجرای پایلوت در استانهای بحرانی مانند اصفهان یا کرمان، در کنار تدوین و تصویب افزایش مشوقهای دولتی، مانند وامهای بدون بهره و آموزش رایگان، ترکیب سیاست با آگروولتائیک برای حفظ تولید غذا و همکاری بینالمللی برای غلبه بر تحریمها میتواند منجر به اجرای موفقیت آمیز این سیاست گردد. با اجرای این رویکرد، نه تنها بحران آب مدیریت میشود، بلکه اقتصاد کشاورزی به سمت اقتصاد سبز نیز حرکت خواهد کرد. این تغییر راهبردی اساسی در وهله اول نیازمند اراده سیاسی قوی و سپس مدیریت مشارکتی با جامعه محلی است تا به موفقیت برسد.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/48
Telegram
پالس آب
آزادسازی اراضی کشاورزی و توسعه نیروگاههای خورشیدی کوچکمقیاس راهکاری برای حل بحران منابع آب در ایران
✍️ مجتبی شوریان، عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی
ایران به عنوان یکی از کشورهای خشک جهان، با بحران شدید منابع آب روبرو است. این بحران نه تنها به دلیل تغییرات…
✍️ مجتبی شوریان، عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی
ایران به عنوان یکی از کشورهای خشک جهان، با بحران شدید منابع آب روبرو است. این بحران نه تنها به دلیل تغییرات…
❤3
اسارت انسان در زنجیرهای نامرئی: جبر زمان، جغرافیا و خانواده
✍️ مجتبی شوریان، عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی
در عمق شبهای بیانتهای وجود، جایی که سایههای فلسفه بر دیوارهای ذهن میرقصند، انسان همچون پروانهای اسیر در تار عنکبوت سرنوشت، دست و پا میزند. این مفهوم که انسان اسیر سه جبر است – جبر زمان، جبر جغرافیا و جبر خانواده – نه تنها یک گزاره فلسفی، بلکه یک تراژدی ادبی است که از اعماق تاریخ بشر برمیخیزد. شکسپیر در "هملت" میگوید: "زمان از بند خارج شده"، و این کلام، همچون نگینی بر انگشتر این بحث، نشاندهنده آن است که زندگی ما نه تنها محصول ارادهمان، بلکه بیشتر میوهای از باغی است که بذرهایش را بادهای تصادفی کاشتهاند. آیا انسان میتواند از این زنجیرها رهایی یابد، یا این اسارت، بخشی جداییناپذیر از تراژدی انسانی است؟
جبر زمان: زندانی در ساعتهای تاریخ
زمان، آن رودخانه خروشان که هرکولیتوس آن را "پانتا ری" (همه چیز جریان دارد) نامید، نخستین جبر است که انسان را در آغوش خویش میفشارد. تصور کنید اگر آلبرت اینشتین در قرون وسطی زاده میشد، آیا میتوانست نظریه نسبیت را بپروراند؟ یا اگر لئوناردو دا وینچی در عصر دیجیتال زندگی میکرد، آیا شاهکارهایش فراتر از "مونالیزا" نمیرفت؟ جبر زمان، نه تنها بر دانش و فناوری تأثیر میگذارد، بلکه بر ارزشها، باورها و حتی رویاهای ما سایه میافکند. در دوران جنگهای جهانی، میلیونها استعداد در خاک دفن شدند، در حالی که در عصر رنسانس، شکوفایی هنر و علم، میوههایی شیرین به بار آورد.
از منظر فلسفی، این جبر با مفهوم "دترمینیسم تاریخی" هگل همخوانی دارد؛ جایی که روح جهان (Geist) در گذر زمان تکامل مییابد، اما فرد، تنها مهرهای در این شطرنج کیهانی است. ادبیات نیز این جبر را به تصویر میکشد: در "صد سال تنهایی" گابریل گارسیا مارکز، خانواده بوئندیا اسیر چرخههای تکراری تاریخ میشوند، گویی زمان نه خطی، بلکه دایرهای است که انسان را در خود میچرخاند. اما جوانب منفی این جبر چیست؟ آن، آزادی عمل را محدود میکند؛ تلاش یک نابغه در دوران تاریک، همچون شمعی در طوفان، خاموش میشود. با این حال، جنبه مثبت آن، الهامبخشی است: زمانهای بحران، قهرمانانی چون نلسون ماندلا میسازد که از دل تاریکی، نوری میتابانند. بنابراین، شانس تولد در "زمان مناسب"، بیش از تلاش شخصی، مسیر موفقیت را هموار میکند.
جبر جغرافیا: مرزهای نامرئی خاک
دومین جبر، جغرافیا، همچون دیواری نامرئی، انسان را در قفس مکان محبوس میکند. چرا یک کودک در سیلیکون ولی، با دسترسی به اینترنت پرسرعت و دانشگاههای برتر، شانس بیشتری برای نوآوری دارد تا کودکی در صحرای آفریقا که حتی آب پاکیزه ندارد؟ جرد دایموند در "اسلحهها، میکروبها و فولاد"، این جبر را به عوامل جغرافیایی مانند آب و هوا، منابع طبیعی و موقعیت جغرافیایی نسبت میدهد. تولد در یک کشور توسعهیافته، دریایی از فرصتها میگشاید، در حالی که در مناطق جنگزده یا فقیر، زندگی همچون کشتیای در طوفان، به گل مینشیند.
از دیدگاه ادبی، این جبر در آثار جوزف کنراد، مانند "قلب تاریکی"، نمود مییابد؛ جایی که آفریقا نه تنها مکانی جغرافیایی، بلکه نمادی از اسارت انسان در چنگال محیط است. فلسفه اگزیستانسیالیستی کامو نیز این را تأیید میکند: در "طاعون"، شهر اوران اسیر جغرافیای خود میشود، و انسانها در برابر نیروهای بیرونی، بیقدرتاند. بررسی جوانب نشان میدهد که این جبر، نابرابریهای جهانی را تشدید میکند؛ مهاجرت، تلاشی برای فرار از آن است، اما حتی مهاجران، سایه جغرافیای مبدأ را با خود حمل میکنند. با این وجود، تاریخ مثالهایی چون استیو جابز – فرزند مهاجران سوری – را نشان میدهد که جغرافیا را به چالش کشیدهاند، هرچند این موارد استثنا هستند و بیشتر به شانس بستگی دارند تا اراده محض.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/50
✍️ مجتبی شوریان، عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی
در عمق شبهای بیانتهای وجود، جایی که سایههای فلسفه بر دیوارهای ذهن میرقصند، انسان همچون پروانهای اسیر در تار عنکبوت سرنوشت، دست و پا میزند. این مفهوم که انسان اسیر سه جبر است – جبر زمان، جبر جغرافیا و جبر خانواده – نه تنها یک گزاره فلسفی، بلکه یک تراژدی ادبی است که از اعماق تاریخ بشر برمیخیزد. شکسپیر در "هملت" میگوید: "زمان از بند خارج شده"، و این کلام، همچون نگینی بر انگشتر این بحث، نشاندهنده آن است که زندگی ما نه تنها محصول ارادهمان، بلکه بیشتر میوهای از باغی است که بذرهایش را بادهای تصادفی کاشتهاند. آیا انسان میتواند از این زنجیرها رهایی یابد، یا این اسارت، بخشی جداییناپذیر از تراژدی انسانی است؟
جبر زمان: زندانی در ساعتهای تاریخ
زمان، آن رودخانه خروشان که هرکولیتوس آن را "پانتا ری" (همه چیز جریان دارد) نامید، نخستین جبر است که انسان را در آغوش خویش میفشارد. تصور کنید اگر آلبرت اینشتین در قرون وسطی زاده میشد، آیا میتوانست نظریه نسبیت را بپروراند؟ یا اگر لئوناردو دا وینچی در عصر دیجیتال زندگی میکرد، آیا شاهکارهایش فراتر از "مونالیزا" نمیرفت؟ جبر زمان، نه تنها بر دانش و فناوری تأثیر میگذارد، بلکه بر ارزشها، باورها و حتی رویاهای ما سایه میافکند. در دوران جنگهای جهانی، میلیونها استعداد در خاک دفن شدند، در حالی که در عصر رنسانس، شکوفایی هنر و علم، میوههایی شیرین به بار آورد.
از منظر فلسفی، این جبر با مفهوم "دترمینیسم تاریخی" هگل همخوانی دارد؛ جایی که روح جهان (Geist) در گذر زمان تکامل مییابد، اما فرد، تنها مهرهای در این شطرنج کیهانی است. ادبیات نیز این جبر را به تصویر میکشد: در "صد سال تنهایی" گابریل گارسیا مارکز، خانواده بوئندیا اسیر چرخههای تکراری تاریخ میشوند، گویی زمان نه خطی، بلکه دایرهای است که انسان را در خود میچرخاند. اما جوانب منفی این جبر چیست؟ آن، آزادی عمل را محدود میکند؛ تلاش یک نابغه در دوران تاریک، همچون شمعی در طوفان، خاموش میشود. با این حال، جنبه مثبت آن، الهامبخشی است: زمانهای بحران، قهرمانانی چون نلسون ماندلا میسازد که از دل تاریکی، نوری میتابانند. بنابراین، شانس تولد در "زمان مناسب"، بیش از تلاش شخصی، مسیر موفقیت را هموار میکند.
جبر جغرافیا: مرزهای نامرئی خاک
دومین جبر، جغرافیا، همچون دیواری نامرئی، انسان را در قفس مکان محبوس میکند. چرا یک کودک در سیلیکون ولی، با دسترسی به اینترنت پرسرعت و دانشگاههای برتر، شانس بیشتری برای نوآوری دارد تا کودکی در صحرای آفریقا که حتی آب پاکیزه ندارد؟ جرد دایموند در "اسلحهها، میکروبها و فولاد"، این جبر را به عوامل جغرافیایی مانند آب و هوا، منابع طبیعی و موقعیت جغرافیایی نسبت میدهد. تولد در یک کشور توسعهیافته، دریایی از فرصتها میگشاید، در حالی که در مناطق جنگزده یا فقیر، زندگی همچون کشتیای در طوفان، به گل مینشیند.
از دیدگاه ادبی، این جبر در آثار جوزف کنراد، مانند "قلب تاریکی"، نمود مییابد؛ جایی که آفریقا نه تنها مکانی جغرافیایی، بلکه نمادی از اسارت انسان در چنگال محیط است. فلسفه اگزیستانسیالیستی کامو نیز این را تأیید میکند: در "طاعون"، شهر اوران اسیر جغرافیای خود میشود، و انسانها در برابر نیروهای بیرونی، بیقدرتاند. بررسی جوانب نشان میدهد که این جبر، نابرابریهای جهانی را تشدید میکند؛ مهاجرت، تلاشی برای فرار از آن است، اما حتی مهاجران، سایه جغرافیای مبدأ را با خود حمل میکنند. با این وجود، تاریخ مثالهایی چون استیو جابز – فرزند مهاجران سوری – را نشان میدهد که جغرافیا را به چالش کشیدهاند، هرچند این موارد استثنا هستند و بیشتر به شانس بستگی دارند تا اراده محض.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/50
Telegram
پالس آب
اسارت انسان در زنجیرهای نامرئی: جبر زمان، جغرافیا و خانواده
✍️ مجتبی شوریان، عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی
در عمق شبهای بیانتهای وجود، جایی که سایههای فلسفه بر دیوارهای ذهن میرقصند، انسان همچون پروانهای اسیر در تار عنکبوت سرنوشت، دست و پا میزند.…
✍️ مجتبی شوریان، عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی
در عمق شبهای بیانتهای وجود، جایی که سایههای فلسفه بر دیوارهای ذهن میرقصند، انسان همچون پروانهای اسیر در تار عنکبوت سرنوشت، دست و پا میزند.…
جبر خانواده: میراث خون و تربیت
سومین جبر، خانواده، عمیقترین زنجیر است؛ زیرا از لحظه تولد، DNA و فرهنگ خانوادگی، مسیر زندگی را ترسیم میکند. خانوادهای ثروتمند، آموزش عالی، شبکههای اجتماعی و حمایت عاطفی فراهم میآورد، در حالی که خانوادهای فقیر یا ناکارآمد، چرخهای از محرومیت ایجاد میکند. بوردیو، جامعهشناس فرانسوی، این را "سرمایه فرهنگی" مینامد: میراثی که از والدین به فرزندان منتقل میشود و موفقیت را تعیین میکند.
در ادبیات، این جبر در "آنا کارنینا" تولستوی برجسته است: "همه خانوادههای خوشبخت شبیه هماند، اما خانوادههای بدبخت هر کدام به شیوه خود بدبختاند." فلسفه نیچه نیز با "اراده معطوف به قدرت"، تلاش برای غلبه بر این جبر را پیشنهاد میکند، اما حتی او اذعان دارد که ریشههای خانوادگی، سایهای بلند بر فرد میافکنند. جوانب این جبر پیچیده است: از یک سو، حمایت خانواده میتواند تلاش را تقویت کند، اما از سوی دیگر، خانوادههای سمی، استعدادها را خفه میکنند. روانشناسی مدرن، با مفهوم "ترومای intergenerational"، نشان میدهد که زخمهای والدین، به فرزندان ارث میرسد. با این حال، داستانهایی چون زندگی اپرا وینفری – که از خانوادهای فقیر و پرآشوب برخاست – یادآور میشود که تلاش، گاه میتواند این جبر را بشکند، هرچند چنین مواردی نادر و اغلب با عنصر شانس همراهاند.
شانس در برابر تلاش: رقصی فلسفی میان جبر و آزادی
حال، به هسته بحث میرسیم: آیا موفقیت بیشتر به شانس بستگی دارد تا تلاش؟ فلسفه دترمینیسم لاپلاس، جهان را ماشینی پیشبینیپذیر میبیند که در آن، همه چیز – از زمان تولد تا مرگ – از پیش تعیینشده است. در مقابل، اگزیستانسیالیسم سارتر فریاد میزند: "انسان محکوم به آزادی است"، و تلاش میتواند جبرها را دگرگون کند. اما واقعیت، میانهای است: شانس (تولد در زمان، مکان و خانواده مناسب) بستر را فراهم میکند، و تلاش، ساختمان را میسازد. بدون بستر، ساختمان فرومیریزد.
ادبیات این دوگانگی را در "گتسبی بزرگ" اسکات فیتزجرالد نشان میدهد: گتسبی با تلاش فراوان، از فقر به ثروت میرسد، اما جبرهای اجتماعی و خانوادگی، او را نابود میکنند. بررسی جوانب نشان میدهد که این جبرها، نابرابری را توجیه نمیکنند، بلکه دعوتی به همدلیاند: موفقیت یک فرد، اغلب میوه شانس اوست، نه برتری اخلاقی. با این حال، جنبه امیدبخش آن، مفهوم "تاب آوری" (resilience) است؛ جایی که انسان، همچون بامبو در باد، خم میشود اما نمیشکند.
بررسی انتقادها و جوانب پنهان
نمیتوان این موضوع را بدون بررسی انتقادها رها کرد. منتقدان میگویند این دیدگاه، انسان را به قربانی تبدیل میکند و مسئولیت شخصی را نفی میکند. فلسفه استوییک اپیکتتوس پاسخ میدهد: "آنچه در کنترل ماست، نه سرنوشت، بلکه واکنش به آن است." علاوه بر این، در عصر جهانیسازی، جبرها کمرنگتر شدهاند: اینترنت، جغرافیا را کماثر میکند، و آموزش آنلاین، خانواده را جبران. اما این تغییرات، همچنان به شانس دسترسی بستگی دارند.
جوانب فرهنگی نیز مهماند: در شرق، مفهوم "کارما" این جبرها را به زندگیهای پیشین نسبت میدهد، در حالی که در غرب، "رویای آمریکایی" تلاش را برتر میشمارد. جنسیت، نژاد و طبقه نیز لایههایی به این جبرها میافزایند؛ یک زن در جامعه مردسالار، جبر مضاعفی تحمل میکند.
نتیجه: رهایی در آگاهی
در نهایت، این سه جبر، همچون سه خواهر سرنوشت در اساطیر یونانی، نخ زندگی ما را میتنند. موفقیت، بیشتر به شانس بستگی دارد، اما این آگاهی، خود رهایی است. همچون سیزیف کامو که سنگ را با شادی به بالا میبرد، انسان میتواند در اسارت، آزادی بیابد. ادبیات و فلسفه به ما میآموزند که زندگی، نه تنها مبارزه با جبرها، بلکه رقصی با آنهاست. شاید نتوانیم زمان، مکان یا خانوادهمان را انتخاب کنیم، اما میتوانیم داستانمان را بنویسیم – حتی اگر با قلمی شکسته. این، زیبایی تراژدی انسانی است: در عمق اسارت، جرقهای از آزادی میدرخشد.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/50
سومین جبر، خانواده، عمیقترین زنجیر است؛ زیرا از لحظه تولد، DNA و فرهنگ خانوادگی، مسیر زندگی را ترسیم میکند. خانوادهای ثروتمند، آموزش عالی، شبکههای اجتماعی و حمایت عاطفی فراهم میآورد، در حالی که خانوادهای فقیر یا ناکارآمد، چرخهای از محرومیت ایجاد میکند. بوردیو، جامعهشناس فرانسوی، این را "سرمایه فرهنگی" مینامد: میراثی که از والدین به فرزندان منتقل میشود و موفقیت را تعیین میکند.
در ادبیات، این جبر در "آنا کارنینا" تولستوی برجسته است: "همه خانوادههای خوشبخت شبیه هماند، اما خانوادههای بدبخت هر کدام به شیوه خود بدبختاند." فلسفه نیچه نیز با "اراده معطوف به قدرت"، تلاش برای غلبه بر این جبر را پیشنهاد میکند، اما حتی او اذعان دارد که ریشههای خانوادگی، سایهای بلند بر فرد میافکنند. جوانب این جبر پیچیده است: از یک سو، حمایت خانواده میتواند تلاش را تقویت کند، اما از سوی دیگر، خانوادههای سمی، استعدادها را خفه میکنند. روانشناسی مدرن، با مفهوم "ترومای intergenerational"، نشان میدهد که زخمهای والدین، به فرزندان ارث میرسد. با این حال، داستانهایی چون زندگی اپرا وینفری – که از خانوادهای فقیر و پرآشوب برخاست – یادآور میشود که تلاش، گاه میتواند این جبر را بشکند، هرچند چنین مواردی نادر و اغلب با عنصر شانس همراهاند.
شانس در برابر تلاش: رقصی فلسفی میان جبر و آزادی
حال، به هسته بحث میرسیم: آیا موفقیت بیشتر به شانس بستگی دارد تا تلاش؟ فلسفه دترمینیسم لاپلاس، جهان را ماشینی پیشبینیپذیر میبیند که در آن، همه چیز – از زمان تولد تا مرگ – از پیش تعیینشده است. در مقابل، اگزیستانسیالیسم سارتر فریاد میزند: "انسان محکوم به آزادی است"، و تلاش میتواند جبرها را دگرگون کند. اما واقعیت، میانهای است: شانس (تولد در زمان، مکان و خانواده مناسب) بستر را فراهم میکند، و تلاش، ساختمان را میسازد. بدون بستر، ساختمان فرومیریزد.
ادبیات این دوگانگی را در "گتسبی بزرگ" اسکات فیتزجرالد نشان میدهد: گتسبی با تلاش فراوان، از فقر به ثروت میرسد، اما جبرهای اجتماعی و خانوادگی، او را نابود میکنند. بررسی جوانب نشان میدهد که این جبرها، نابرابری را توجیه نمیکنند، بلکه دعوتی به همدلیاند: موفقیت یک فرد، اغلب میوه شانس اوست، نه برتری اخلاقی. با این حال، جنبه امیدبخش آن، مفهوم "تاب آوری" (resilience) است؛ جایی که انسان، همچون بامبو در باد، خم میشود اما نمیشکند.
بررسی انتقادها و جوانب پنهان
نمیتوان این موضوع را بدون بررسی انتقادها رها کرد. منتقدان میگویند این دیدگاه، انسان را به قربانی تبدیل میکند و مسئولیت شخصی را نفی میکند. فلسفه استوییک اپیکتتوس پاسخ میدهد: "آنچه در کنترل ماست، نه سرنوشت، بلکه واکنش به آن است." علاوه بر این، در عصر جهانیسازی، جبرها کمرنگتر شدهاند: اینترنت، جغرافیا را کماثر میکند، و آموزش آنلاین، خانواده را جبران. اما این تغییرات، همچنان به شانس دسترسی بستگی دارند.
جوانب فرهنگی نیز مهماند: در شرق، مفهوم "کارما" این جبرها را به زندگیهای پیشین نسبت میدهد، در حالی که در غرب، "رویای آمریکایی" تلاش را برتر میشمارد. جنسیت، نژاد و طبقه نیز لایههایی به این جبرها میافزایند؛ یک زن در جامعه مردسالار، جبر مضاعفی تحمل میکند.
نتیجه: رهایی در آگاهی
در نهایت، این سه جبر، همچون سه خواهر سرنوشت در اساطیر یونانی، نخ زندگی ما را میتنند. موفقیت، بیشتر به شانس بستگی دارد، اما این آگاهی، خود رهایی است. همچون سیزیف کامو که سنگ را با شادی به بالا میبرد، انسان میتواند در اسارت، آزادی بیابد. ادبیات و فلسفه به ما میآموزند که زندگی، نه تنها مبارزه با جبرها، بلکه رقصی با آنهاست. شاید نتوانیم زمان، مکان یا خانوادهمان را انتخاب کنیم، اما میتوانیم داستانمان را بنویسیم – حتی اگر با قلمی شکسته. این، زیبایی تراژدی انسانی است: در عمق اسارت، جرقهای از آزادی میدرخشد.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/50
Telegram
پالس آب
اسارت انسان در زنجیرهای نامرئی: جبر زمان، جغرافیا و خانواده
✍️ مجتبی شوریان، عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی
در عمق شبهای بیانتهای وجود، جایی که سایههای فلسفه بر دیوارهای ذهن میرقصند، انسان همچون پروانهای اسیر در تار عنکبوت سرنوشت، دست و پا میزند.…
✍️ مجتبی شوریان، عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی
در عمق شبهای بیانتهای وجود، جایی که سایههای فلسفه بر دیوارهای ذهن میرقصند، انسان همچون پروانهای اسیر در تار عنکبوت سرنوشت، دست و پا میزند.…
❤5