چرا باید از مدلهای تغییر اقلیم استفاده کرد؟
۱. پیشبینی شرایط آینده:
مدلهای تغییر اقلیم، مانند مدلهای اقلیمی جهانی (GCMs) و مدلهای مقیاسکاهشیافته منطقهای (RCMs)، با استفاده از سناریوهای مختلف انتشار گازهای گلخانهای میتوانند تغییرات آینده در بارش، دما، و آبدهی رودخانهها را پیشبینی کنند. این مدلها امکان شبیهسازی الگوهای هیدرولوژیکی در دهههای آینده را فراهم میکنند و به مهندسان کمک میکنند تا طراحی سدها و سیستمهای مدیریت آب را با شرایط اقلیمی آینده هماهنگ کنند. برای مثال، مدلهای اقلیمی نشان دادهاند که در ایران تا سال ۲۰۵۰، کاهش ۱۰ تا ۲۰ درصدی بارش در برخی حوضهها و افزایش دما تا ۲ درجه سانتیگراد محتمل است.
۲. مدلسازی عدم قطعیت:
مدلهای تغییر اقلیم با ارائه سناریوهای مختلف، امکان بررسی عدم قطعیتها را فراهم میکنند. این امر به برنامهریزان اجازه میدهد تا بدترین حالتهای محتمل را در نظر بگیرند. این رویکرد به جای تکیه بر دادههای تاریخی ثابت، طراحیهای انعطافپذیرتری را ممکن میسازد.
۳. تطبیق با تغییرات هیدرولوژیکی:
مدلهای هیدرولوژیکی مانند SWAT یا HEC-HMS که با دادههای اقلیمی تغذیه میشوند، میتوانند اثرات تغییر اقلیم بر آبدهی رودخانهها را شبیهسازی کنند. این مدلها با در نظر گرفتن تغییرات بارش، تبخیر، و ذوب برف، جریانهای سطحی و زیرزمینی آینده را پیشبینی میکنند. برای مثال، در حوضه زایندهرود، مدلهای هیدرولوژیکی پیشبینی کردهاند که کاهش جریان ورودی به سد زایندهرود تا سال ۲۰۴۰ ممکن است تا ۳۰ درصد باشد، که این امر در دادههای تاریخی دیده نمیشود.
۴. مدیریت ریسک و پایداری:
استفاده از مدلهای تغییر اقلیم به برنامهریزان کمک میکند تا ریسکهای مرتبط با کمبود آب یا سیل را بهتر مدیریت کنند. برای مثال، طراحی سد با ظرفیت ذخیرهسازی بیش از حد بر اساس دادههای تاریخی ممکن است در آینده به دلیل کاهش جریان، غیراقتصادی باشد. در مقابل، مدلهای اقلیمی میتوانند به طراحی سدهایی با ظرفیت بهینه و سازگار با تغییرات آینده کمک کنند.
مثال عملی:
فرض کنید برای طراحی سد جدید در حوضه کارون بزرگ از دادههای تاریخی آبدهی (مثلاً میانگین ۵۰۰ متر مکعب در ثانیه در دهههای گذشته) استفاده شود. اما مدلهای تغییر اقلیم پیشبینی میکنند که تا سال ۲۰۵۰، آبدهی این رودخانه به دلیل کاهش بارش و افزایش تبخیر ممکن است به ۳۵۰ متر مکعب در ثانیه کاهش یابد. اگر سد بر اساس دادههای تاریخی طراحی شود، ظرفیت ذخیرهسازی آن بیش از حد خواهد بود، که منجر به هزینههای غیرضروری و ناکارآمدی اقتصادی میشود. در مقابل، استفاده از مدلهای اقلیمی میتواند ظرفیت بهینهای را پیشنهاد دهد که با جریانهای آینده سازگار باشد و ریسکهای کمبود آب یا سیل را بهتر مدیریت کند.
نتیجهگیری:
دادههای تاریخی آبدهی رودخانهها در ایران به دلیل اثرات تغییر اقلیم، از جمله کاهش بارش، افزایش دما، تغییر زمانبندی جریانها، و رخدادهای حدی، دیگر ملاک مناسبی برای برنامهریزی منابع آب و یا طراحی سدهایی جدید نیستند. این دادهها شرایط گذشته را نشان میدهند، اما نمیتوانند تغییرات آینده را نمایندگی کنند. در مقابل، مدلهای تغییر اقلیم با شبیهسازی سناریوهای مختلف و تلفیق با مدلهای هیدرولوژیکی، ابزار قدرتمندتری برای پیشبینی آبدهی آینده و طراحی زیرساختهای پایدار ارائه میدهند. در ایران، با توجه به آسیبپذیری بالای اقلیمی، استفاده از این مدلها نه تنها توصیه میشود، بلکه برای تضمین پایداری منابع آب و کاهش ریسکهای اقتصادی و زیستمحیطی ضروری است. برنامهریزان و تصمیم گیران بایستی با توجه بیش از پیش به مدلسازی تغییرات اقلیمی در کنار استفاده از داده های تاریخی، تصمیمگیریهای مبتنی بر روندهای آینده را در اولویت قرار دهند.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/28
۱. پیشبینی شرایط آینده:
مدلهای تغییر اقلیم، مانند مدلهای اقلیمی جهانی (GCMs) و مدلهای مقیاسکاهشیافته منطقهای (RCMs)، با استفاده از سناریوهای مختلف انتشار گازهای گلخانهای میتوانند تغییرات آینده در بارش، دما، و آبدهی رودخانهها را پیشبینی کنند. این مدلها امکان شبیهسازی الگوهای هیدرولوژیکی در دهههای آینده را فراهم میکنند و به مهندسان کمک میکنند تا طراحی سدها و سیستمهای مدیریت آب را با شرایط اقلیمی آینده هماهنگ کنند. برای مثال، مدلهای اقلیمی نشان دادهاند که در ایران تا سال ۲۰۵۰، کاهش ۱۰ تا ۲۰ درصدی بارش در برخی حوضهها و افزایش دما تا ۲ درجه سانتیگراد محتمل است.
۲. مدلسازی عدم قطعیت:
مدلهای تغییر اقلیم با ارائه سناریوهای مختلف، امکان بررسی عدم قطعیتها را فراهم میکنند. این امر به برنامهریزان اجازه میدهد تا بدترین حالتهای محتمل را در نظر بگیرند. این رویکرد به جای تکیه بر دادههای تاریخی ثابت، طراحیهای انعطافپذیرتری را ممکن میسازد.
۳. تطبیق با تغییرات هیدرولوژیکی:
مدلهای هیدرولوژیکی مانند SWAT یا HEC-HMS که با دادههای اقلیمی تغذیه میشوند، میتوانند اثرات تغییر اقلیم بر آبدهی رودخانهها را شبیهسازی کنند. این مدلها با در نظر گرفتن تغییرات بارش، تبخیر، و ذوب برف، جریانهای سطحی و زیرزمینی آینده را پیشبینی میکنند. برای مثال، در حوضه زایندهرود، مدلهای هیدرولوژیکی پیشبینی کردهاند که کاهش جریان ورودی به سد زایندهرود تا سال ۲۰۴۰ ممکن است تا ۳۰ درصد باشد، که این امر در دادههای تاریخی دیده نمیشود.
۴. مدیریت ریسک و پایداری:
استفاده از مدلهای تغییر اقلیم به برنامهریزان کمک میکند تا ریسکهای مرتبط با کمبود آب یا سیل را بهتر مدیریت کنند. برای مثال، طراحی سد با ظرفیت ذخیرهسازی بیش از حد بر اساس دادههای تاریخی ممکن است در آینده به دلیل کاهش جریان، غیراقتصادی باشد. در مقابل، مدلهای اقلیمی میتوانند به طراحی سدهایی با ظرفیت بهینه و سازگار با تغییرات آینده کمک کنند.
مثال عملی:
فرض کنید برای طراحی سد جدید در حوضه کارون بزرگ از دادههای تاریخی آبدهی (مثلاً میانگین ۵۰۰ متر مکعب در ثانیه در دهههای گذشته) استفاده شود. اما مدلهای تغییر اقلیم پیشبینی میکنند که تا سال ۲۰۵۰، آبدهی این رودخانه به دلیل کاهش بارش و افزایش تبخیر ممکن است به ۳۵۰ متر مکعب در ثانیه کاهش یابد. اگر سد بر اساس دادههای تاریخی طراحی شود، ظرفیت ذخیرهسازی آن بیش از حد خواهد بود، که منجر به هزینههای غیرضروری و ناکارآمدی اقتصادی میشود. در مقابل، استفاده از مدلهای اقلیمی میتواند ظرفیت بهینهای را پیشنهاد دهد که با جریانهای آینده سازگار باشد و ریسکهای کمبود آب یا سیل را بهتر مدیریت کند.
نتیجهگیری:
دادههای تاریخی آبدهی رودخانهها در ایران به دلیل اثرات تغییر اقلیم، از جمله کاهش بارش، افزایش دما، تغییر زمانبندی جریانها، و رخدادهای حدی، دیگر ملاک مناسبی برای برنامهریزی منابع آب و یا طراحی سدهایی جدید نیستند. این دادهها شرایط گذشته را نشان میدهند، اما نمیتوانند تغییرات آینده را نمایندگی کنند. در مقابل، مدلهای تغییر اقلیم با شبیهسازی سناریوهای مختلف و تلفیق با مدلهای هیدرولوژیکی، ابزار قدرتمندتری برای پیشبینی آبدهی آینده و طراحی زیرساختهای پایدار ارائه میدهند. در ایران، با توجه به آسیبپذیری بالای اقلیمی، استفاده از این مدلها نه تنها توصیه میشود، بلکه برای تضمین پایداری منابع آب و کاهش ریسکهای اقتصادی و زیستمحیطی ضروری است. برنامهریزان و تصمیم گیران بایستی با توجه بیش از پیش به مدلسازی تغییرات اقلیمی در کنار استفاده از داده های تاریخی، تصمیمگیریهای مبتنی بر روندهای آینده را در اولویت قرار دهند.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/28
❤2👍2
Forwarded from IRCOLD_ClimateChange
کمیته تخصصی تغییر اقلیم برگزار می کند:
ششمین وبینار علمی:
چالشها و دیدگاههای جهانی در امنیت آبی و غذایی
ارائه دهنده:
دکتر دینش کومار
مدیر موسسه تحلیل و سیاست گذاری منابع هندوستان
Dr. Dinesh Kumar
Executive Director
Institute for Resource Analysis and Policy (IRAP India)
زمان برگزاری:
سه شنبه 18 شهریور 1404، ساعت 14:00
آدرس وبینار:
https://www.skyroom.online/ch/wrm/ircold
وبینار به زبان انگلیسی برگزار می شود.
شرکت در وبینار برای کلیه علاقمندان آزاد است.
کانال تغییر اقلیم کمیته ملی سدهای بزرگ ایران:
https://news.1rj.ru/str/IRCOLD_ClimateChange
ششمین وبینار علمی:
چالشها و دیدگاههای جهانی در امنیت آبی و غذایی
ارائه دهنده:
دکتر دینش کومار
مدیر موسسه تحلیل و سیاست گذاری منابع هندوستان
Dr. Dinesh Kumar
Executive Director
Institute for Resource Analysis and Policy (IRAP India)
زمان برگزاری:
سه شنبه 18 شهریور 1404، ساعت 14:00
آدرس وبینار:
https://www.skyroom.online/ch/wrm/ircold
وبینار به زبان انگلیسی برگزار می شود.
شرکت در وبینار برای کلیه علاقمندان آزاد است.
کانال تغییر اقلیم کمیته ملی سدهای بزرگ ایران:
https://news.1rj.ru/str/IRCOLD_ClimateChange
Forwarded from IRCOLD_ClimateChange
کمیته تخصصی تغییر اقلیم برگزار می کند:
هفتمین وبینار علمی:
نقش سدها در سارگاری با تغییر اقلیم
ارائه دهنده:
دکتر لوئیز گاروت
استاد دانشگاه پلی تکنیک مادرید اسپانیا
رئیس کمیته فنی سد و سیلاب کمیته ملی سدهای بزرگ اسپانبا
Dr. Luis Garrote
Professor at Poly-Technical University of Madrid, Spain
Director of the Dams and Floods Committee of SPANCOLD
زمان برگزاری:
سه شنبه 25 شهریور 1404، ساعت 15:00
آدرس وبینار:
https://www.skyroom.online/ch/wrm/ircold
وبینار به زبان انگلیسی برگزار می شود.
شرکت در وبینار برای کلیه علاقمندان آزاد است.
کانال تغییر اقلیم کمیته ملی سدهای بزرگ ایران:
https://news.1rj.ru/str/IRCOLD_ClimateChange
هفتمین وبینار علمی:
نقش سدها در سارگاری با تغییر اقلیم
ارائه دهنده:
دکتر لوئیز گاروت
استاد دانشگاه پلی تکنیک مادرید اسپانیا
رئیس کمیته فنی سد و سیلاب کمیته ملی سدهای بزرگ اسپانبا
Dr. Luis Garrote
Professor at Poly-Technical University of Madrid, Spain
Director of the Dams and Floods Committee of SPANCOLD
زمان برگزاری:
سه شنبه 25 شهریور 1404، ساعت 15:00
آدرس وبینار:
https://www.skyroom.online/ch/wrm/ircold
وبینار به زبان انگلیسی برگزار می شود.
شرکت در وبینار برای کلیه علاقمندان آزاد است.
کانال تغییر اقلیم کمیته ملی سدهای بزرگ ایران:
https://news.1rj.ru/str/IRCOLD_ClimateChange
❤1
لزوم انقلاب در حکمرانی آب ایران
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
بحران حکمرانی آب در ایران که ریشه در عوامل ساختاری، مدیریتی و انسانی دارد، یکی از پیچیدهترین چالشهای کشور است. برای حل این چالش برگزاری جلسات متعدد با مدیران قدیمی (که اغلب از دوران پیشین سیاستگذاری آب در دهههای ۱۳۳۰ تا ۱۳۸۰ سابقه دارند) معمولاً به دلیل وابستگی این جلسات به الگوهای تکراری و عدم مواجهه با ریشههای عمیقتر مشکل، به نتیجه مطلوب نرسیده است. در این جلسات بیشتر به تکرار تجربیات گذشته پرداخته می شود بدون اینکه تغییرات ساختاری یا نوآوریهای لازم را ایجاد کنند. دلایل اصلی این ناکارآمدی و نقش مدیران قدیمی در وضعیت وخیم فعلی حکمرانی آب در ایران موارد ذیل هستند:
۱. عدم وجود متولی واحد و پراکندگی مسئولیتها
حکمرانی آب در ایران فاقد یک نهاد مرکزی و پاسخگو است. مدیران قدیمی اغلب از دورانی میآیند که سیاستها بر اساس مدلهای منطقهای یا استانی (مانند تغییرات در سالهای ۱۳۸۲-۱۳۸۳ از مدیریت حوضهمحور به استانی) اجرا شده، اما این تغییرات بدون ارزیابی اثرات بلند مدت بوده و منجر به ناکارآمدی شده است. جلسات با مدیران قدیمی، بدون ایجاد یک ساختار یکپارچه، فقط به بحثهای پراکنده ختم میشود و فرصت برای تصمیمگیری قاطع را از دست میدهد. هشدارهای مکرر درباره نیاز به حکمرانی مبتنی بر حوضههای آبریز و آمایش سرزمین نادیده گرفته شده و جلسات به جای حل این خلأ به تکرار سیاستهای گذشته میپردازد.
۲. ذینفعان و منافع متعارض در عدم اصلاح حکمرانی آب
بحران آب نه تنها ناشی از کمبود منابع، بلکه از سوءمدیریت و نقش ذینفعان (مانند شرکتهای پیمانکار، مشاوران و مافیای آب وابسته به نهادهای حکومتی) است. مدیران قدیمی، که اغلب بخشی از این سیستم هستند، در جلسات تمایل به حفظ وضعیت موجود دارند، زیرا تغییرات میتواند منافع اقتصادی گروههای خاص (مانند سدسازی و انتقال آب پرهزینه) را تهدید کند. این جلسات به جای چالش با این ذینفعان، به روایتهای "رویافروشی" (مانند تکیه بر شیرینسازی آب دریا بدون ارزیابی اثرات زیستمحیطی) دامن میزند.
۳. ایدئولوژیک شدن مسئله و عدم توجه به عوامل انسانی و اقلیمی
سیاستهای نادرست، مانند توسعه صنایع آببر در مناطق کمآب (مثل اصفهان و یزد) یا نبود سند آمایش سرزمین، ریشه در تصمیمگیریهای ایدئولوژیک و سیاسی دارد. مدیران قدیمی، که تجربیاتشان بر اساس مدلهای توسعه دهههای پیش (مانند اصلاحات ارضی با عوامل سیاسی) است، اغلب این عوامل را نادیده میگیرند و جلسات را به سطح فنی محدود میکنند، در حالی که بحران آب پدیدهای اقتصادی، اجتماعی و دیپلماتیک است. در وضعیت فعلی منابع آب تغییرات اقلیمی نقش دارد، اما سوءمدیریت (مانند توسعه بی رویه صنایع و یا خودکفایی در کشاورزی) عامل اصلی است. جلسات بدون ادغام دانش نوین نمیتواند این تعارضات را حل کند.
بر اساس آنچه که تا کنون رخ داده، نظرات مدیران قدیمی میتواند کمککننده باشد، اما تنها در صورتی که به عنوان درسهای تاریخی برای جلوگیری از تکرار اشتباهات استفاده شود، نه به عنوان الگوی غالب. استفاده از نظرات مدیران قدیمی برای اصلاح حکمرانی آب بدون ترکیب با نوآوریهای مدرن (مانند مدیریت مشارکتی مبتنی بر مردم و فناوریهای هوشمند)، به "بحران رهاشدگی مصرف" دامن میزند، جایی که مردم از تصمیمگیری حذف میشوند. این نظرات اغلب به دلیل وابستگی به پارادایمهای شکستخورده (مانند هویتی کردن مسئله با تکیه بر انتقال آب)، مانع پیشرفت میشود. حکمرانی خوب نیاز به مدیران متخصص و آگاه به علم روز دارد، نه تکرار تجربیات قدیمی. برای خروج از این چرخه، نیاز به انقلاب در حکمرانی است که لازمه آن ایجاد متولی واحد آب، ارزیابی اثرات زیستمحیطی واقعی برای پروژهها، مشارکت مردمی در تصمیمگیری، و تمرکز بر مدیریت محلی و پایدار (مانند تبدیل سیلاب به ذخایر زیرزمینی) است. بدون تغییرات ساختاری، برگزاری جلسات هرچند متعدد فقط زمان را هدر میدهد.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/32
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
بحران حکمرانی آب در ایران که ریشه در عوامل ساختاری، مدیریتی و انسانی دارد، یکی از پیچیدهترین چالشهای کشور است. برای حل این چالش برگزاری جلسات متعدد با مدیران قدیمی (که اغلب از دوران پیشین سیاستگذاری آب در دهههای ۱۳۳۰ تا ۱۳۸۰ سابقه دارند) معمولاً به دلیل وابستگی این جلسات به الگوهای تکراری و عدم مواجهه با ریشههای عمیقتر مشکل، به نتیجه مطلوب نرسیده است. در این جلسات بیشتر به تکرار تجربیات گذشته پرداخته می شود بدون اینکه تغییرات ساختاری یا نوآوریهای لازم را ایجاد کنند. دلایل اصلی این ناکارآمدی و نقش مدیران قدیمی در وضعیت وخیم فعلی حکمرانی آب در ایران موارد ذیل هستند:
۱. عدم وجود متولی واحد و پراکندگی مسئولیتها
حکمرانی آب در ایران فاقد یک نهاد مرکزی و پاسخگو است. مدیران قدیمی اغلب از دورانی میآیند که سیاستها بر اساس مدلهای منطقهای یا استانی (مانند تغییرات در سالهای ۱۳۸۲-۱۳۸۳ از مدیریت حوضهمحور به استانی) اجرا شده، اما این تغییرات بدون ارزیابی اثرات بلند مدت بوده و منجر به ناکارآمدی شده است. جلسات با مدیران قدیمی، بدون ایجاد یک ساختار یکپارچه، فقط به بحثهای پراکنده ختم میشود و فرصت برای تصمیمگیری قاطع را از دست میدهد. هشدارهای مکرر درباره نیاز به حکمرانی مبتنی بر حوضههای آبریز و آمایش سرزمین نادیده گرفته شده و جلسات به جای حل این خلأ به تکرار سیاستهای گذشته میپردازد.
۲. ذینفعان و منافع متعارض در عدم اصلاح حکمرانی آب
بحران آب نه تنها ناشی از کمبود منابع، بلکه از سوءمدیریت و نقش ذینفعان (مانند شرکتهای پیمانکار، مشاوران و مافیای آب وابسته به نهادهای حکومتی) است. مدیران قدیمی، که اغلب بخشی از این سیستم هستند، در جلسات تمایل به حفظ وضعیت موجود دارند، زیرا تغییرات میتواند منافع اقتصادی گروههای خاص (مانند سدسازی و انتقال آب پرهزینه) را تهدید کند. این جلسات به جای چالش با این ذینفعان، به روایتهای "رویافروشی" (مانند تکیه بر شیرینسازی آب دریا بدون ارزیابی اثرات زیستمحیطی) دامن میزند.
۳. ایدئولوژیک شدن مسئله و عدم توجه به عوامل انسانی و اقلیمی
سیاستهای نادرست، مانند توسعه صنایع آببر در مناطق کمآب (مثل اصفهان و یزد) یا نبود سند آمایش سرزمین، ریشه در تصمیمگیریهای ایدئولوژیک و سیاسی دارد. مدیران قدیمی، که تجربیاتشان بر اساس مدلهای توسعه دهههای پیش (مانند اصلاحات ارضی با عوامل سیاسی) است، اغلب این عوامل را نادیده میگیرند و جلسات را به سطح فنی محدود میکنند، در حالی که بحران آب پدیدهای اقتصادی، اجتماعی و دیپلماتیک است. در وضعیت فعلی منابع آب تغییرات اقلیمی نقش دارد، اما سوءمدیریت (مانند توسعه بی رویه صنایع و یا خودکفایی در کشاورزی) عامل اصلی است. جلسات بدون ادغام دانش نوین نمیتواند این تعارضات را حل کند.
بر اساس آنچه که تا کنون رخ داده، نظرات مدیران قدیمی میتواند کمککننده باشد، اما تنها در صورتی که به عنوان درسهای تاریخی برای جلوگیری از تکرار اشتباهات استفاده شود، نه به عنوان الگوی غالب. استفاده از نظرات مدیران قدیمی برای اصلاح حکمرانی آب بدون ترکیب با نوآوریهای مدرن (مانند مدیریت مشارکتی مبتنی بر مردم و فناوریهای هوشمند)، به "بحران رهاشدگی مصرف" دامن میزند، جایی که مردم از تصمیمگیری حذف میشوند. این نظرات اغلب به دلیل وابستگی به پارادایمهای شکستخورده (مانند هویتی کردن مسئله با تکیه بر انتقال آب)، مانع پیشرفت میشود. حکمرانی خوب نیاز به مدیران متخصص و آگاه به علم روز دارد، نه تکرار تجربیات قدیمی. برای خروج از این چرخه، نیاز به انقلاب در حکمرانی است که لازمه آن ایجاد متولی واحد آب، ارزیابی اثرات زیستمحیطی واقعی برای پروژهها، مشارکت مردمی در تصمیمگیری، و تمرکز بر مدیریت محلی و پایدار (مانند تبدیل سیلاب به ذخایر زیرزمینی) است. بدون تغییرات ساختاری، برگزاری جلسات هرچند متعدد فقط زمان را هدر میدهد.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/32
Telegram
پالس آب
لزوم انقلاب در حکمرانی آب ایران
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
بحران حکمرانی آب در ایران که ریشه در عوامل ساختاری، مدیریتی و انسانی دارد، یکی از پیچیدهترین چالشهای کشور است. برای حل این چالش برگزاری جلسات متعدد با مدیران قدیمی (که اغلب از…
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
بحران حکمرانی آب در ایران که ریشه در عوامل ساختاری، مدیریتی و انسانی دارد، یکی از پیچیدهترین چالشهای کشور است. برای حل این چالش برگزاری جلسات متعدد با مدیران قدیمی (که اغلب از…
❤3
انقلاب در حکمرانی آب ایران نیازمند یک تحول اساسی و ساختاری است که فراتر از تغییرات جزئی و بر پایه پایداری، عدالت و دانش نوین بنا شود. این انقلاب نمیتواند صرفاً از بالا به پایین باشد، بلکه باید با مشارکت مردم، متخصصان و نهادهای محلی همراه شود تا از تکرار اشتباهات گذشته مانند سوءمدیریت، فساد و تمرکز بر پروژههای پرهزینه و ناپایدار (مانند سدسازی بیش از حد یا انتقال آب بدون ارزیابی) جلوگیری کند. این تحول میتواند از طریق مراحل زیر اتفاق بیفتد، که ترکیبی از راهکارهای داخلی و تجربیات موفق جهانی است.
۱. ایجاد ساختار حکمرانی یکپارچه و متمرکز بر حوضههای آبریز
حکمرانی فعلی آب در ایران پراکنده و استانی است، که منجر به تعارضات بیناستانی (مانند اصفهان و یزد) شده است. حکمرانی آب باید با بازگشت به مدیریت مبتنی بر حوضههای آبریز (مانند مدل پیش از ۱۳۸۲) آغاز شود، جایی که یک نهاد مرکزی مستقل و پاسخگو (مانند شورای عالی آب حوضه آبریز با حضور متخصصان غیرحکومتی) مسئولیت هماهنگی را بر عهده گیرد. این نهاد باید از ذینفعان مانند کشاورزان، صنایع و جوامع محلی تشکیل شود تا تصمیمگیریها شفاف و عادلانه باشد. برای این منظور، تصویب قانونی جامع برای حکمرانی آب که روابط دولت، بخش خصوصی و جامعه مدنی را تنظیم کند، با تمرکز بر ارزیابی اثرات زیستمحیطی هر پروژه ضروری است.
۲. مشارکت مردمی و مدیریت محلی برای جلوگیری از رهاشدگی مصرف
یکی از مشکلات اصلی، حذف مردم از تصمیمگیریهاست. حکمرانی نوین آب باید با احیای سیستمهای سنتی مانند میراب (توزیع عادلانه آب) و ترکیب آن با فناوریهای مدرن (مانند سنسورهای هوشمند برای نظارت بر مصرف) پیش رود. جوامع محلی باید در مدیریت منابع آب سهیم شوند، مثلاً از طریق شوراهای محلی که بر چاهها و مصرف نظارت کنند. بعنوان نمونه احیای قناتها به عنوان راهکاری پایدار در مناطق خشک، که میتواند منابع آب زیرزمینی را بدون هزینههای بالا بازسازی کند. این رویکرد در استانهایی مانند خراسان رضوی موفق بوده و میتواند الگویی برای کل کشور باشد. همچنین، آموزش عمومی برای کاهش مصرف (مانند کمپینهای فرهنگی) ضروری است، زیرا بحران آب نه تنها فنی، بلکه اجتماعی و فرهنگی است.
۳. اصلاح بخش کشاورزی و صنایع با تمرکز بر پایداری
کشاورزی ۹۰ درصد مصرف آب ایران را تشکیل میدهد، بنابراین حکمرانی نوین باید با گذار به کشت کمآببر (مانند پسته و زعفران به جای هندوانه و برنج در مناطق کمآب) و آبیاری نوین (قطرهای و تحت فشار) با شرط عدم توسعه سطح زیر کشت و فروش آب ذخیره شده همراه باشد. این شامل سرمایهگذاری در فناوریهای سبز و کاهش یارانههای آب برای صنایع آببر است. بازچرخانی آب (تصفیه فاضلاب برای استفاده مجدد) و نوسازی تجهیزات فرسوده شبکه آبرسانی، که میتواند تا ۴۰ درصد هدررفت را کاهش دهد و همچنین جانمایی صنایع آببر در مناطق ساحلی برای استفاده از آبشیرینکنها بدون آسیب به اکوسیستم داخلی از راهکارهای موثر در این زمینه هستند.
۴. ادغام فناوری و دانش نوین با ارزیابی ریسکهای اقلیمی
برای حل چالشهای بخش آب باید از فناوریهای مانند تغذیه مصنوعی آبخوانها (تبدیل سیلاب به ذخایر زیرزمینی) و سیستمهای هوشمند مدیریت آب استفاده کرد. این رویکردها میتوانند منابع قابل توجه آب را ذخیره کنند، بدون اینکه نیاز به پروژههای پرهزینه مانند انتقال آب از خلیج فارس داشته باشد.
۵. دیپلماسی آب و مقابله با فساد و مافیای آب
بحران آب ایران جنبه دیپلماتیک نیز دارد، بنابراین انقلاب در حکمرانی آب باید شامل مذاکرات منطقهای برای مدیریت رودخانههای مشترک (مانند هیرمند با افغانستان) باشد. معاهدات بینالمللی با نظارت سازمان ملل میتواند عدالت در توزیع آب را تضمین کند. برای این هدف، شفافسازی در قراردادهای پیمانکاری و حذف منافع گروههای خاص (مانند مافیای آب وابسته به نهادهای حکومتی) از طریق قوانین ضدرانت و نظارت عمومی بسیار مؤثر است.
انقلاب در حکمرانی آب ایران نیازمند اراده سیاسی برای تغییر پارادایم از "رویافروشی" (مانند تکیه صرف بر آبشیرینکنها) به رویکردهای واقعی و پایدار است. بدون آشتی منافع متعارض و حفظ زیستپذیری سرزمین، ایران به سمت غیرقابلزیست شدن پیش میرود. تجربیات تاریخی ایرانیان در مدیریت آب (مانند قناتها) میتواند پایه این تحول باشد، اما نیاز به ترکیب با دانش مدرن دارد. اگر این تغییرات اجرا شود، نه تنها بحران آب حل میشود، بلکه عدالت اجتماعی و اقتصادی نیز تقویت خواهد شد.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/32
۱. ایجاد ساختار حکمرانی یکپارچه و متمرکز بر حوضههای آبریز
حکمرانی فعلی آب در ایران پراکنده و استانی است، که منجر به تعارضات بیناستانی (مانند اصفهان و یزد) شده است. حکمرانی آب باید با بازگشت به مدیریت مبتنی بر حوضههای آبریز (مانند مدل پیش از ۱۳۸۲) آغاز شود، جایی که یک نهاد مرکزی مستقل و پاسخگو (مانند شورای عالی آب حوضه آبریز با حضور متخصصان غیرحکومتی) مسئولیت هماهنگی را بر عهده گیرد. این نهاد باید از ذینفعان مانند کشاورزان، صنایع و جوامع محلی تشکیل شود تا تصمیمگیریها شفاف و عادلانه باشد. برای این منظور، تصویب قانونی جامع برای حکمرانی آب که روابط دولت، بخش خصوصی و جامعه مدنی را تنظیم کند، با تمرکز بر ارزیابی اثرات زیستمحیطی هر پروژه ضروری است.
۲. مشارکت مردمی و مدیریت محلی برای جلوگیری از رهاشدگی مصرف
یکی از مشکلات اصلی، حذف مردم از تصمیمگیریهاست. حکمرانی نوین آب باید با احیای سیستمهای سنتی مانند میراب (توزیع عادلانه آب) و ترکیب آن با فناوریهای مدرن (مانند سنسورهای هوشمند برای نظارت بر مصرف) پیش رود. جوامع محلی باید در مدیریت منابع آب سهیم شوند، مثلاً از طریق شوراهای محلی که بر چاهها و مصرف نظارت کنند. بعنوان نمونه احیای قناتها به عنوان راهکاری پایدار در مناطق خشک، که میتواند منابع آب زیرزمینی را بدون هزینههای بالا بازسازی کند. این رویکرد در استانهایی مانند خراسان رضوی موفق بوده و میتواند الگویی برای کل کشور باشد. همچنین، آموزش عمومی برای کاهش مصرف (مانند کمپینهای فرهنگی) ضروری است، زیرا بحران آب نه تنها فنی، بلکه اجتماعی و فرهنگی است.
۳. اصلاح بخش کشاورزی و صنایع با تمرکز بر پایداری
کشاورزی ۹۰ درصد مصرف آب ایران را تشکیل میدهد، بنابراین حکمرانی نوین باید با گذار به کشت کمآببر (مانند پسته و زعفران به جای هندوانه و برنج در مناطق کمآب) و آبیاری نوین (قطرهای و تحت فشار) با شرط عدم توسعه سطح زیر کشت و فروش آب ذخیره شده همراه باشد. این شامل سرمایهگذاری در فناوریهای سبز و کاهش یارانههای آب برای صنایع آببر است. بازچرخانی آب (تصفیه فاضلاب برای استفاده مجدد) و نوسازی تجهیزات فرسوده شبکه آبرسانی، که میتواند تا ۴۰ درصد هدررفت را کاهش دهد و همچنین جانمایی صنایع آببر در مناطق ساحلی برای استفاده از آبشیرینکنها بدون آسیب به اکوسیستم داخلی از راهکارهای موثر در این زمینه هستند.
۴. ادغام فناوری و دانش نوین با ارزیابی ریسکهای اقلیمی
برای حل چالشهای بخش آب باید از فناوریهای مانند تغذیه مصنوعی آبخوانها (تبدیل سیلاب به ذخایر زیرزمینی) و سیستمهای هوشمند مدیریت آب استفاده کرد. این رویکردها میتوانند منابع قابل توجه آب را ذخیره کنند، بدون اینکه نیاز به پروژههای پرهزینه مانند انتقال آب از خلیج فارس داشته باشد.
۵. دیپلماسی آب و مقابله با فساد و مافیای آب
بحران آب ایران جنبه دیپلماتیک نیز دارد، بنابراین انقلاب در حکمرانی آب باید شامل مذاکرات منطقهای برای مدیریت رودخانههای مشترک (مانند هیرمند با افغانستان) باشد. معاهدات بینالمللی با نظارت سازمان ملل میتواند عدالت در توزیع آب را تضمین کند. برای این هدف، شفافسازی در قراردادهای پیمانکاری و حذف منافع گروههای خاص (مانند مافیای آب وابسته به نهادهای حکومتی) از طریق قوانین ضدرانت و نظارت عمومی بسیار مؤثر است.
انقلاب در حکمرانی آب ایران نیازمند اراده سیاسی برای تغییر پارادایم از "رویافروشی" (مانند تکیه صرف بر آبشیرینکنها) به رویکردهای واقعی و پایدار است. بدون آشتی منافع متعارض و حفظ زیستپذیری سرزمین، ایران به سمت غیرقابلزیست شدن پیش میرود. تجربیات تاریخی ایرانیان در مدیریت آب (مانند قناتها) میتواند پایه این تحول باشد، اما نیاز به ترکیب با دانش مدرن دارد. اگر این تغییرات اجرا شود، نه تنها بحران آب حل میشود، بلکه عدالت اجتماعی و اقتصادی نیز تقویت خواهد شد.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/32
Telegram
پالس آب
لزوم انقلاب در حکمرانی آب ایران
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
بحران حکمرانی آب در ایران که ریشه در عوامل ساختاری، مدیریتی و انسانی دارد، یکی از پیچیدهترین چالشهای کشور است. برای حل این چالش برگزاری جلسات متعدد با مدیران قدیمی (که اغلب از…
مجتبی شوریان
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
بحران حکمرانی آب در ایران که ریشه در عوامل ساختاری، مدیریتی و انسانی دارد، یکی از پیچیدهترین چالشهای کشور است. برای حل این چالش برگزاری جلسات متعدد با مدیران قدیمی (که اغلب از…
❤5
Forwarded from طنز تلخ تاریخ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هرکه شود صید عشق، کی شود او صید مرگ
چون سپرش مه بود، کی رسدش زخم تیر
جمله جان های پاک، گشته اسیران خاک
عشق فروریخت زر، تا برهاند اسیر
قسمتی از غزل ۱۱۲۹ مولانا، از آهنگ «عاشقانهها»، کنسرت بزرگداشت مولانا در یونسکو با صدای وحید تاج و آهنگسازی آرش فولادوند..
@tanz_talkh_tarikh طنز تلخ تاریخ
چون سپرش مه بود، کی رسدش زخم تیر
جمله جان های پاک، گشته اسیران خاک
عشق فروریخت زر، تا برهاند اسیر
قسمتی از غزل ۱۱۲۹ مولانا، از آهنگ «عاشقانهها»، کنسرت بزرگداشت مولانا در یونسکو با صدای وحید تاج و آهنگسازی آرش فولادوند..
@tanz_talkh_tarikh طنز تلخ تاریخ
❤2
Forwarded from M. Shourian
طنز تلخ تاریخ
هرکه شود صید عشق، کی شود او صید مرگ چون سپرش مه بود، کی رسدش زخم تیر جمله جان های پاک، گشته اسیران خاک عشق فروریخت زر، تا برهاند اسیر قسمتی از غزل ۱۱۲۹ مولانا، از آهنگ «عاشقانهها»، کنسرت بزرگداشت مولانا در یونسکو با صدای وحید تاج و آهنگسازی آرش فولادوند..…
افتخار می کنیم به ادبیات و فرهنگ غنی کشورمان ❤️🌹
❤1
خرید و آزادسازی اراضی کشاورزی: راهکاری استراتژیک برای مقابله با تنش آبی در ایران
✍️ مجتبی شوریان
عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی
ایران به عنوان کشوری خشک با میانگین بارش سالانه حدود ۲۵۰ میلیمتر، یکی از آسیبپذیرترین کشورهای جهان در برابر بحران آب است. بر اساس گزارشهای سازمان ملل متحد، ایران در رتبه ۱۴ جهانی از نظر تنش آبی قرار دارد و بیش از ۸۵ درصد مناطق کشور با درجاتی از کمبود آب مواجه هستند. این بحران نه تنها زندگی شهری و صنعتی را تهدید میکند، بلکه بخش کشاورزی – که ۸۰ تا ۹۰ درصد منابع آبی کشور را مصرف میکند – را به چالش کشیده است. کشاورزی سنتی، با الگوهای کشت ناکارآمد مانند برنجکاری در مناطق خشک، منجر به هدررفت گسترده آب شده و بهرهوری پایین (کمتر از ۱ کیلوگرم محصول به ازای هر مترمکعب آب در برخی موارد) را به همراه دارد و هیچ گونه توجیه اقتصادی، زیستمحیطی و اجتماعی ندارد.
خرید و آزادسازی اراضی کشاورزی، به ویژه اراضی کمبازده، یک راهکار استراتژیک برای حل بحران تنش آبی در ایران است. این رویکرد نه تنها مصرف آب را کاهش میدهد، بلکه امکان بازگرداندن زمینها به اکوسیستمهای طبیعی و احیای آبخوانها و تغییر پارادایم کشاورزی به سمت کشاورزی پایدار را فراهم میکند. ایران دارای حدود ۱۷.۳۸ میلیون هکتار اراضی کشاورزی است که ۸۹ درصد آن را اراضی زراعی و ۱۱ درصد را باغها تشکیل میدهد. با این حال، بیش از ۷۰ درصد این اراضی مساحتی کمتر از ۵ هکتار دارند و به عنوان "کمبازده" طبقهبندی میشوند و بهرهوری اقتصادی و آبی آنها پایین است. این اراضی اغلب در مناطق شیبدار، شور یا با دسترسی محدود به آب قرار دارند و حدود ۹۰ درصد منابع آبی کشاورزی را بدون بازدهی متناسب مصرف میکنند. اراضی کمبازده نه تنها عامل اصلی تنش آبی هستند، بلکه به فرونشست زمین (تا ۳۰ سانتیمتر در سال در برخی دشتها) و آلودگی منابع آب زیرزمینی منجر شدهاند. بر اساس داده های مرکز آمار ایران، در ۱۰ سال آینده، ۹۰ درصد اراضی به زیر ۳ هکتار خواهند رسید که این روند، امنیت غذایی را نیز تهدید میکند. بنابراین، آزادسازی این اراضی میتواند سالانه میلیونها مترمکعب آب صرفهجویی کند (بعنوان مثال هر هکتار اراضی کمبازده دیم حدود ۳۰۰۰ مترمکعب آب مصرف میکند).
مزایای خرید و آزادسازی اراضی کشاورزی کم بازده موارد ذیل هستند:
۱. صرفهجویی در منابع آبی
آزادسازی اراضی کمبازده کشاورزی تا حدود ۳۰% از اراضی تحت کشت میتواند مصرف آب کشاورزی را تا ۳۰% کاهش دهد. اگر مصرف فعلی آب در بخش کشاورزی را 75 میلیارد متر مکعب در نظر بگیریم در اثر این آزادسازی مصرف آب به حدود 50 میلیارد متر مکعب خواهد رسید که با اهداف نقشه راه آب کشور نیز سازگار است.
۲. حفاظت محیط زیستی و احیای اکوسیستم
بازگرداندن اراضی آزاد شده به طبیعت و رهاسازی آب صرفه جویی در اکوسیستم و آبخوان نه جابجایی آن برای مصارف دیگر، فرسایش خاک را کاهش داده، تنوع زیستی را افزایش داده و منجر به احیای آبخوانها و کاهش فرونشست خواهد شد. این آزادسازی میتواند به احیای تالابها و دریاچه ها کمک کند. همچنین، این رویکرد به کاهش انتشار گازهای گلخانهای (از طریق کشاورزی ناکارآمد) کمک میکند.
۳. حمایت اقتصادی از کشاورزان و امنیت غذایی
خرید اراضی با قیمت منصفانه و حمایت از کشاورزان، آنها را به سمت مشاغل همراستا با توسعه پایدار (مانند گردشگری اکوتوریسم یا فرآوری محصولات) هدایت میکند. در بلندمدت، تمرکز تولید روی اراضی پربازده بهرهوری را افزایش داده و برنامه ریزی برای امنیت غذایی را نیز تسهیل مینماید.
* چالشها و ارزیابی ریسکها
هرچند این راهکار بسیار مؤثر است، اما چالشهای جدی برای اجرای آن وجود دارد:
۱. مسائل اقتصادی و مالی
هزینه خرید اراضی، بزرگترین مانع است. بودجه دولت محدود است و تأمین مالی از طریق اوراق یا صندوقهای بینالمللی ضروری است.
۲. مقاومت اجتماعی و حقوقی
کشاورزان ممکن است مقاومت کنند، زیرا کشاورزی منبع درآمد اصلی آنهاست.
۳. ریسکهای اجرایی
عدم نظارت میتواند به دلالی زمین منجر شود، همانند آنچه در طرحهای تغییر کاربری اراضی رخ داده است.
در یک ارزیابی کلی مزایای این راهکار (صرفهجویی ۲۰-۳۰ درصدی در مصرف آب) بر چالشهای آن (هزینه بالا و مشکلات اجرا) مشروط به اجرای تدریجی و مشارکتی با توجه به شرایط بحرانی آب در ایران غلبه دارد.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/36
✍️ مجتبی شوریان
عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی
ایران به عنوان کشوری خشک با میانگین بارش سالانه حدود ۲۵۰ میلیمتر، یکی از آسیبپذیرترین کشورهای جهان در برابر بحران آب است. بر اساس گزارشهای سازمان ملل متحد، ایران در رتبه ۱۴ جهانی از نظر تنش آبی قرار دارد و بیش از ۸۵ درصد مناطق کشور با درجاتی از کمبود آب مواجه هستند. این بحران نه تنها زندگی شهری و صنعتی را تهدید میکند، بلکه بخش کشاورزی – که ۸۰ تا ۹۰ درصد منابع آبی کشور را مصرف میکند – را به چالش کشیده است. کشاورزی سنتی، با الگوهای کشت ناکارآمد مانند برنجکاری در مناطق خشک، منجر به هدررفت گسترده آب شده و بهرهوری پایین (کمتر از ۱ کیلوگرم محصول به ازای هر مترمکعب آب در برخی موارد) را به همراه دارد و هیچ گونه توجیه اقتصادی، زیستمحیطی و اجتماعی ندارد.
خرید و آزادسازی اراضی کشاورزی، به ویژه اراضی کمبازده، یک راهکار استراتژیک برای حل بحران تنش آبی در ایران است. این رویکرد نه تنها مصرف آب را کاهش میدهد، بلکه امکان بازگرداندن زمینها به اکوسیستمهای طبیعی و احیای آبخوانها و تغییر پارادایم کشاورزی به سمت کشاورزی پایدار را فراهم میکند. ایران دارای حدود ۱۷.۳۸ میلیون هکتار اراضی کشاورزی است که ۸۹ درصد آن را اراضی زراعی و ۱۱ درصد را باغها تشکیل میدهد. با این حال، بیش از ۷۰ درصد این اراضی مساحتی کمتر از ۵ هکتار دارند و به عنوان "کمبازده" طبقهبندی میشوند و بهرهوری اقتصادی و آبی آنها پایین است. این اراضی اغلب در مناطق شیبدار، شور یا با دسترسی محدود به آب قرار دارند و حدود ۹۰ درصد منابع آبی کشاورزی را بدون بازدهی متناسب مصرف میکنند. اراضی کمبازده نه تنها عامل اصلی تنش آبی هستند، بلکه به فرونشست زمین (تا ۳۰ سانتیمتر در سال در برخی دشتها) و آلودگی منابع آب زیرزمینی منجر شدهاند. بر اساس داده های مرکز آمار ایران، در ۱۰ سال آینده، ۹۰ درصد اراضی به زیر ۳ هکتار خواهند رسید که این روند، امنیت غذایی را نیز تهدید میکند. بنابراین، آزادسازی این اراضی میتواند سالانه میلیونها مترمکعب آب صرفهجویی کند (بعنوان مثال هر هکتار اراضی کمبازده دیم حدود ۳۰۰۰ مترمکعب آب مصرف میکند).
مزایای خرید و آزادسازی اراضی کشاورزی کم بازده موارد ذیل هستند:
۱. صرفهجویی در منابع آبی
آزادسازی اراضی کمبازده کشاورزی تا حدود ۳۰% از اراضی تحت کشت میتواند مصرف آب کشاورزی را تا ۳۰% کاهش دهد. اگر مصرف فعلی آب در بخش کشاورزی را 75 میلیارد متر مکعب در نظر بگیریم در اثر این آزادسازی مصرف آب به حدود 50 میلیارد متر مکعب خواهد رسید که با اهداف نقشه راه آب کشور نیز سازگار است.
۲. حفاظت محیط زیستی و احیای اکوسیستم
بازگرداندن اراضی آزاد شده به طبیعت و رهاسازی آب صرفه جویی در اکوسیستم و آبخوان نه جابجایی آن برای مصارف دیگر، فرسایش خاک را کاهش داده، تنوع زیستی را افزایش داده و منجر به احیای آبخوانها و کاهش فرونشست خواهد شد. این آزادسازی میتواند به احیای تالابها و دریاچه ها کمک کند. همچنین، این رویکرد به کاهش انتشار گازهای گلخانهای (از طریق کشاورزی ناکارآمد) کمک میکند.
۳. حمایت اقتصادی از کشاورزان و امنیت غذایی
خرید اراضی با قیمت منصفانه و حمایت از کشاورزان، آنها را به سمت مشاغل همراستا با توسعه پایدار (مانند گردشگری اکوتوریسم یا فرآوری محصولات) هدایت میکند. در بلندمدت، تمرکز تولید روی اراضی پربازده بهرهوری را افزایش داده و برنامه ریزی برای امنیت غذایی را نیز تسهیل مینماید.
* چالشها و ارزیابی ریسکها
هرچند این راهکار بسیار مؤثر است، اما چالشهای جدی برای اجرای آن وجود دارد:
۱. مسائل اقتصادی و مالی
هزینه خرید اراضی، بزرگترین مانع است. بودجه دولت محدود است و تأمین مالی از طریق اوراق یا صندوقهای بینالمللی ضروری است.
۲. مقاومت اجتماعی و حقوقی
کشاورزان ممکن است مقاومت کنند، زیرا کشاورزی منبع درآمد اصلی آنهاست.
۳. ریسکهای اجرایی
عدم نظارت میتواند به دلالی زمین منجر شود، همانند آنچه در طرحهای تغییر کاربری اراضی رخ داده است.
در یک ارزیابی کلی مزایای این راهکار (صرفهجویی ۲۰-۳۰ درصدی در مصرف آب) بر چالشهای آن (هزینه بالا و مشکلات اجرا) مشروط به اجرای تدریجی و مشارکتی با توجه به شرایط بحرانی آب در ایران غلبه دارد.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/36
Telegram
پالس آب
خرید و آزادسازی اراضی کشاورزی: راهکاری استراتژیک برای مقابله با تنش آبی در ایران
✍️ مجتبی شوریان
عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی
ایران به عنوان کشوری خشک با میانگین بارش سالانه حدود ۲۵۰ میلیمتر، یکی از آسیبپذیرترین کشورهای جهان در برابر بحران آب است.…
✍️ مجتبی شوریان
عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی
ایران به عنوان کشوری خشک با میانگین بارش سالانه حدود ۲۵۰ میلیمتر، یکی از آسیبپذیرترین کشورهای جهان در برابر بحران آب است.…
* برآورد هزینه طرح
برای آزادسازی سالانه ۳ درصد از اراضی کشاورزی به مدت ۱۰ سال که منجر به آزادسازی ۳۰% از اراضی کشاورزی کشور شود، اگر مساحت کل اراضی را ۱۷ میلیون هکتار فرض کنیم و قیمت متوسط هر هکتار اراضی کمبازده را ۳۰۰ میلیون تومان میانگین در نظر بگیریم، هر سال حدود ۵۲۰ هزار هکتار زمین بایستی خریداری و آزادسازی شود که هزینه سالانه ای در حدود ۱۵۶ هزار میلیارد تومان خواهد داشت که برای ۱۰ سال متوالی بدون در نظر گرفتن تورم رقمی معادل ۱.۵ میلیون میلیارد تومان خواهد شد. با درنظرگیری نرخ تورم ۳۰% این رقم برای ۱۰ سال به بودجه ای در حدود ۳ میلیون میلیارد تومان نیاز خواهد داشت که دولت بایستی برای تأمین آن برنامه ریزی لازم را داشته باشد.
خرید و آزادسازی اراضی کشاورزی کمبازده، بیش از یک راهکار فنی، یک پارادایم تغییر در مدیریت منابع است. با صرفهجویی عظیم آب، حفاظت محیط زیست و حمایت از کشاورزان، این طرح میتواند تنش آبی را تا ۳۰ درصد در دهه آینده کاهش دهد. با این حال، موفقیت آن به سیاستگذاری قوی، جبران عادلانه و نظارت دقیق بستگی دارد. دولت باید فوراً لایحهای برای اجرای آزمایشی در استانهای فوق بحرانی (مانند اصفهان و خراسان رضوی) تدوین کند. این رویکرد در شرایطی که وضعیت منابع آبی ایران به نقطه بی بازگشت نزدیک است نه تنها بحران را مدیریت میکند، بلکه ایران را به سمت کشاورزی هوشمند و پایدار که گامی ضروری برای نسلهای آینده است سوق میدهد.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/36
برای آزادسازی سالانه ۳ درصد از اراضی کشاورزی به مدت ۱۰ سال که منجر به آزادسازی ۳۰% از اراضی کشاورزی کشور شود، اگر مساحت کل اراضی را ۱۷ میلیون هکتار فرض کنیم و قیمت متوسط هر هکتار اراضی کمبازده را ۳۰۰ میلیون تومان میانگین در نظر بگیریم، هر سال حدود ۵۲۰ هزار هکتار زمین بایستی خریداری و آزادسازی شود که هزینه سالانه ای در حدود ۱۵۶ هزار میلیارد تومان خواهد داشت که برای ۱۰ سال متوالی بدون در نظر گرفتن تورم رقمی معادل ۱.۵ میلیون میلیارد تومان خواهد شد. با درنظرگیری نرخ تورم ۳۰% این رقم برای ۱۰ سال به بودجه ای در حدود ۳ میلیون میلیارد تومان نیاز خواهد داشت که دولت بایستی برای تأمین آن برنامه ریزی لازم را داشته باشد.
خرید و آزادسازی اراضی کشاورزی کمبازده، بیش از یک راهکار فنی، یک پارادایم تغییر در مدیریت منابع است. با صرفهجویی عظیم آب، حفاظت محیط زیست و حمایت از کشاورزان، این طرح میتواند تنش آبی را تا ۳۰ درصد در دهه آینده کاهش دهد. با این حال، موفقیت آن به سیاستگذاری قوی، جبران عادلانه و نظارت دقیق بستگی دارد. دولت باید فوراً لایحهای برای اجرای آزمایشی در استانهای فوق بحرانی (مانند اصفهان و خراسان رضوی) تدوین کند. این رویکرد در شرایطی که وضعیت منابع آبی ایران به نقطه بی بازگشت نزدیک است نه تنها بحران را مدیریت میکند، بلکه ایران را به سمت کشاورزی هوشمند و پایدار که گامی ضروری برای نسلهای آینده است سوق میدهد.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/36
Telegram
پالس آب
خرید و آزادسازی اراضی کشاورزی: راهکاری استراتژیک برای مقابله با تنش آبی در ایران
✍️ مجتبی شوریان
عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی
ایران به عنوان کشوری خشک با میانگین بارش سالانه حدود ۲۵۰ میلیمتر، یکی از آسیبپذیرترین کشورهای جهان در برابر بحران آب است.…
✍️ مجتبی شوریان
عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی
ایران به عنوان کشوری خشک با میانگین بارش سالانه حدود ۲۵۰ میلیمتر، یکی از آسیبپذیرترین کشورهای جهان در برابر بحران آب است.…
Forwarded from IRCOLD_ClimateChange
کمیته تخصصی تغییر اقلیم IRCOLD برگزار می کند:
هشتمین وبینار علمی:
برنامهریزی کلان منابع آب: چالشها و راهکارهای پایدار
با نگرشی بر برنامههای آب در دولت چهاردهم
ارائه دهنده:
آقای دکتر عیسی بزرگ زاده
مدیرکل دفتر برنامه ریزی کلان منابع آب و تلفیق بودجه شرکت مدیریت منابع آب ایران
سخنگوی صنعت آب کشور
زمان برگزاری:
چهارشنبه 23 مهر 1404، ساعت 14:00
آدرس وبینار:
https://www.skyroom.online/ch/wrm/ircold
شرکت در وبینار برای کلیه علاقمندان آزاد است.
کانال تغییر اقلیم کمیته ملی سدهای بزرگ ایران:
https://news.1rj.ru/str/IRCOLD_ClimateChange
هشتمین وبینار علمی:
برنامهریزی کلان منابع آب: چالشها و راهکارهای پایدار
با نگرشی بر برنامههای آب در دولت چهاردهم
ارائه دهنده:
آقای دکتر عیسی بزرگ زاده
مدیرکل دفتر برنامه ریزی کلان منابع آب و تلفیق بودجه شرکت مدیریت منابع آب ایران
سخنگوی صنعت آب کشور
زمان برگزاری:
چهارشنبه 23 مهر 1404، ساعت 14:00
آدرس وبینار:
https://www.skyroom.online/ch/wrm/ircold
شرکت در وبینار برای کلیه علاقمندان آزاد است.
کانال تغییر اقلیم کمیته ملی سدهای بزرگ ایران:
https://news.1rj.ru/str/IRCOLD_ClimateChange
❤🔥2❤1🙏1
Forwarded from IRCOLD_ClimateChange
کمیته تخصصی تغییر اقلیم IRCOLD برگزار می کند:
دهمین وبینار علمی:
پایش دریاچه ها و مخازن سدها با استفاده از مأموریت ماهواره ای توپوگرافی آبهای سطحی و اقیانوسها (SWOT)
ارائه دهنده:
آقای دکتر محمد جواد طوریان
عضو هیأت علمی دانشگاه اشتوتگارت آلمان
زمان برگزاری:
چهارشنبه 12 آذر 1404، ساعت 16:30
آدرس وبینار:
https://www.skyroom.online/ch/wrm/ircold
شرکت در وبینار برای کلیه علاقمندان آزاد است.
کانال تغییر اقلیم کمیته ملی سدهای بزرگ ایران:
https://news.1rj.ru/str/IRCOLD_ClimateChange
دهمین وبینار علمی:
پایش دریاچه ها و مخازن سدها با استفاده از مأموریت ماهواره ای توپوگرافی آبهای سطحی و اقیانوسها (SWOT)
ارائه دهنده:
آقای دکتر محمد جواد طوریان
عضو هیأت علمی دانشگاه اشتوتگارت آلمان
زمان برگزاری:
چهارشنبه 12 آذر 1404، ساعت 16:30
آدرس وبینار:
https://www.skyroom.online/ch/wrm/ircold
شرکت در وبینار برای کلیه علاقمندان آزاد است.
کانال تغییر اقلیم کمیته ملی سدهای بزرگ ایران:
https://news.1rj.ru/str/IRCOLD_ClimateChange
❤1
آزادسازی اراضی کشاورزی و توسعه نیروگاههای خورشیدی کوچکمقیاس راهکاری برای حل بحران منابع آب در ایران
✍️ مجتبی شوریان، عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی
ایران به عنوان یکی از کشورهای خشک جهان، با بحران شدید منابع آب روبرو است. این بحران نه تنها به دلیل تغییرات اقلیمی و کاهش بارندگیها تشدید شده، بلکه مدیریت ناکارآمد منابع آب، برداشت بیش از حد از آبهای زیرزمینی و تمرکز بر کشاورزی کمبازده نیز نقش عمدهای در آن ایفا میکنند. کشاورزی در ایران بیش از ۹۰ درصد از منابع آب کشور را مصرف میکند، در حالی که سهم آن در تولید ناخالص داخلی تنها حدود ۱۲ درصد است. این وضعیت منجر به خشک شدن رودخانهها، افت سطح آبهای زیرزمینی، مهاجرت روستاییان و حتی ناآرامیهای اجتماعی شده است. در این میان، یک راهکار پیشنهادی اساسی، آزادسازی اراضی کشاورزی، ارائه تسهیلات برای احداث نیروگاههای خورشیدی کوچکمقیاس و خرید تضمینی برق تولیدی از کشاورزان به عنوان مشوق اقتصادی و معیشت جایگزین است. این رویکرد نه تنها میتواند مصرف آب را کاهش دهد، بلکه به توسعه انرژیهای تجدیدپذیر کمک کرده و درآمد پایداری برای کشاورزان فراهم کند.
بحران آب در ایران ریشه در عوامل متعددی دارد. تغییرات اقلیمی منجر به کاهش ۴۵ درصدی بارندگی نسبت به میانگین بلندمدت شده و ۱۹ استان از ۳۱ استان کشور را در وضعیت بحرانی قرار داده است. با این حال، مدیریت ضعیف منابع آب، اصلیترین عامل است. کشاورزی، به عنوان بزرگترین مصرفکننده آب، حدود ۹۳ درصد از کل مصرف آب کشور (معادل ۸۸.۵ میلیارد مترمکعب در سال) را به خود اختصاص میدهد. این در حالی است که روشهای آبیاری سنتی و کمبازده، مانند آبیاری غرقابی، باعث هدررفت گسترده آب میشود. بر اساس برآوردها، مصرف خالص آب در کشاورزی ایران حدود ۴۲.۴۳ میلیارد مترمکعب در سال است. کشاورزان با کمبود آب مواجه شدهاند که منجر به کاهش تولید، آسیب به معیشت و مهاجرت اجباری از روستاها به شهرها شده است. همچنین، این وضعیت امنیت غذایی کشور را تهدید میکند و میتواند به عنوان یک تهدید امنیت ملی عمل کند. دولت در تلاش برای خودکفایی غذایی، کشاورزی را اولویت داده، اما این سیاست منجر به مصرف بیش از حد آب شده و بحران را تشدید کرده است. بنابراین، نیاز به تغییر الگوی مصرف آب در کشاورزی ضروری است، و آزادسازی اراضی میتواند بخشی از این تغییر باشد.
سیاست بازنشستگی و آزادسازی اراضی کشاورزی می تواند یک راهکار مؤثر و راهگشا برای حل بحران آب در ایران به کار گرفته شود. کشاورزان یا حمایتهای مالی، کل یا بخشی از اراضی تحت کشت را آزاد میکنند. این اراضی میتواند با استفاده از مدلهای ترکیبی مانند آگروولتائیک برای احداث نیروگاههای خورشیدی استفاده شود، بدون اینکه کاملاً از تولید خارج شود. در این راستا دولت بایستی تسهیلات مالی، وامهای کمبهره و تجهیزات یارانهای ارائه دهد تا کشاورزان بتوانند پنلهای خورشیدی (در مقیاس ۱۰-۱۰۰ کیلووات) نصب کنند. همچنین خرید تضمینی برق تولیدی از طرف دولت منبع درآمد پایدار جایگزین برای کشاورزان فراهم میکند. این رویکرد میتواند مصرف آب را به میزان قابل توجهی کاهش دهد، زیرا کشاورزی آببر را با تولید انرژی پاک جایگزین میکند. اگر ۱۰ درصد از اراضی کشاورزی (که حدود ۱۸ میلیون هکتار است) آزاد شود، میتواند مصرف آب را تا ۸-۹ میلیارد مترمکعب کاهش دهد، که این میزان میتواند کل نیازهای آبی شهری و توسعه صنعتی را پوشش دهد.
همچنین توسعه تولید انرژی تجدیدپذیر از دیگر مزایای این سیاست ترکیبی در بخش آب و برق است. ایران پتانسیل بالایی در تولید انرژی خورشیدی دارد. میانگین تابش خورشیدی در کشور ۱۸۰۰-۲۲۰۰ کیلوواتساعت بر مترمربع در سال است، که بالاتر از میانگین جهانی است. با وجود ظرفیت فعلی کم (حدود ۸۰۰ مگاوات تا سال ۲۰۲۵)، دولت مجوزهایی برای ۱۰۰ گیگاوات پروژه خورشیدی صادر کرده است. تبدیل اراضی کشاورزی به خورشیدی میتواند این ظرفیت را افزایش دهد و به کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی کمک کند. این راهکار انتشار گازهای گلخانهای را نیز کاهش میدهد و میتواند با مدل آگروولتائیک (ترکیب کشت کشاورزی و نصب پنل خورشیدی در بخشی از اراضی) تولید غذا را حفظ کند. مثالهای جهانی نشان میدهد که پنلهای خورشیدی میتوانند سایهای برای محصولات ایجاد کنند و بهرهوری را افزایش دهند.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/48
✍️ مجتبی شوریان، عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی
ایران به عنوان یکی از کشورهای خشک جهان، با بحران شدید منابع آب روبرو است. این بحران نه تنها به دلیل تغییرات اقلیمی و کاهش بارندگیها تشدید شده، بلکه مدیریت ناکارآمد منابع آب، برداشت بیش از حد از آبهای زیرزمینی و تمرکز بر کشاورزی کمبازده نیز نقش عمدهای در آن ایفا میکنند. کشاورزی در ایران بیش از ۹۰ درصد از منابع آب کشور را مصرف میکند، در حالی که سهم آن در تولید ناخالص داخلی تنها حدود ۱۲ درصد است. این وضعیت منجر به خشک شدن رودخانهها، افت سطح آبهای زیرزمینی، مهاجرت روستاییان و حتی ناآرامیهای اجتماعی شده است. در این میان، یک راهکار پیشنهادی اساسی، آزادسازی اراضی کشاورزی، ارائه تسهیلات برای احداث نیروگاههای خورشیدی کوچکمقیاس و خرید تضمینی برق تولیدی از کشاورزان به عنوان مشوق اقتصادی و معیشت جایگزین است. این رویکرد نه تنها میتواند مصرف آب را کاهش دهد، بلکه به توسعه انرژیهای تجدیدپذیر کمک کرده و درآمد پایداری برای کشاورزان فراهم کند.
بحران آب در ایران ریشه در عوامل متعددی دارد. تغییرات اقلیمی منجر به کاهش ۴۵ درصدی بارندگی نسبت به میانگین بلندمدت شده و ۱۹ استان از ۳۱ استان کشور را در وضعیت بحرانی قرار داده است. با این حال، مدیریت ضعیف منابع آب، اصلیترین عامل است. کشاورزی، به عنوان بزرگترین مصرفکننده آب، حدود ۹۳ درصد از کل مصرف آب کشور (معادل ۸۸.۵ میلیارد مترمکعب در سال) را به خود اختصاص میدهد. این در حالی است که روشهای آبیاری سنتی و کمبازده، مانند آبیاری غرقابی، باعث هدررفت گسترده آب میشود. بر اساس برآوردها، مصرف خالص آب در کشاورزی ایران حدود ۴۲.۴۳ میلیارد مترمکعب در سال است. کشاورزان با کمبود آب مواجه شدهاند که منجر به کاهش تولید، آسیب به معیشت و مهاجرت اجباری از روستاها به شهرها شده است. همچنین، این وضعیت امنیت غذایی کشور را تهدید میکند و میتواند به عنوان یک تهدید امنیت ملی عمل کند. دولت در تلاش برای خودکفایی غذایی، کشاورزی را اولویت داده، اما این سیاست منجر به مصرف بیش از حد آب شده و بحران را تشدید کرده است. بنابراین، نیاز به تغییر الگوی مصرف آب در کشاورزی ضروری است، و آزادسازی اراضی میتواند بخشی از این تغییر باشد.
سیاست بازنشستگی و آزادسازی اراضی کشاورزی می تواند یک راهکار مؤثر و راهگشا برای حل بحران آب در ایران به کار گرفته شود. کشاورزان یا حمایتهای مالی، کل یا بخشی از اراضی تحت کشت را آزاد میکنند. این اراضی میتواند با استفاده از مدلهای ترکیبی مانند آگروولتائیک برای احداث نیروگاههای خورشیدی استفاده شود، بدون اینکه کاملاً از تولید خارج شود. در این راستا دولت بایستی تسهیلات مالی، وامهای کمبهره و تجهیزات یارانهای ارائه دهد تا کشاورزان بتوانند پنلهای خورشیدی (در مقیاس ۱۰-۱۰۰ کیلووات) نصب کنند. همچنین خرید تضمینی برق تولیدی از طرف دولت منبع درآمد پایدار جایگزین برای کشاورزان فراهم میکند. این رویکرد میتواند مصرف آب را به میزان قابل توجهی کاهش دهد، زیرا کشاورزی آببر را با تولید انرژی پاک جایگزین میکند. اگر ۱۰ درصد از اراضی کشاورزی (که حدود ۱۸ میلیون هکتار است) آزاد شود، میتواند مصرف آب را تا ۸-۹ میلیارد مترمکعب کاهش دهد، که این میزان میتواند کل نیازهای آبی شهری و توسعه صنعتی را پوشش دهد.
همچنین توسعه تولید انرژی تجدیدپذیر از دیگر مزایای این سیاست ترکیبی در بخش آب و برق است. ایران پتانسیل بالایی در تولید انرژی خورشیدی دارد. میانگین تابش خورشیدی در کشور ۱۸۰۰-۲۲۰۰ کیلوواتساعت بر مترمربع در سال است، که بالاتر از میانگین جهانی است. با وجود ظرفیت فعلی کم (حدود ۸۰۰ مگاوات تا سال ۲۰۲۵)، دولت مجوزهایی برای ۱۰۰ گیگاوات پروژه خورشیدی صادر کرده است. تبدیل اراضی کشاورزی به خورشیدی میتواند این ظرفیت را افزایش دهد و به کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی کمک کند. این راهکار انتشار گازهای گلخانهای را نیز کاهش میدهد و میتواند با مدل آگروولتائیک (ترکیب کشت کشاورزی و نصب پنل خورشیدی در بخشی از اراضی) تولید غذا را حفظ کند. مثالهای جهانی نشان میدهد که پنلهای خورشیدی میتوانند سایهای برای محصولات ایجاد کنند و بهرهوری را افزایش دهند.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/48
Telegram
پالس آب
آزادسازی اراضی کشاورزی و توسعه نیروگاههای خورشیدی کوچکمقیاس راهکاری برای حل بحران منابع آب در ایران
✍️ مجتبی شوریان، عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی
ایران به عنوان یکی از کشورهای خشک جهان، با بحران شدید منابع آب روبرو است. این بحران نه تنها به دلیل تغییرات…
✍️ مجتبی شوریان، عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی
ایران به عنوان یکی از کشورهای خشک جهان، با بحران شدید منابع آب روبرو است. این بحران نه تنها به دلیل تغییرات…
❤3
چالشها و موانع
هزینه اولیه احداث نیروگاههای خورشیدی بالا است (حدود ۱۰۰۰ دلار بر کیلووات). تحریمهای بینالمللی، کمبود بودجه و نوسانات ارزی این چالش را تشدید میکند. همچنین، کشاورزان ممکن است نیاز به آموزش فنی داشته باشند. همچنین، گرد و غبار در مناطق خشک میتواند کارایی پنلها را کاهش دهد. در شرایط بحرانی فعلی منابع آب در ایران، قطعاً این راهکار میتواند تحولی اساسی در مدیریت منابع آب و انرژی کشور ایجاد کند، اما نیاز به برنامهریزی دقیق دارد. اجرای پایلوت در استانهای بحرانی مانند اصفهان یا کرمان، در کنار تدوین و تصویب افزایش مشوقهای دولتی، مانند وامهای بدون بهره و آموزش رایگان، ترکیب سیاست با آگروولتائیک برای حفظ تولید غذا و همکاری بینالمللی برای غلبه بر تحریمها میتواند منجر به اجرای موفقیت آمیز این سیاست گردد. با اجرای این رویکرد، نه تنها بحران آب مدیریت میشود، بلکه اقتصاد کشاورزی به سمت اقتصاد سبز نیز حرکت خواهد کرد. این تغییر راهبردی اساسی در وهله اول نیازمند اراده سیاسی قوی و سپس مدیریت مشارکتی با جامعه محلی است تا به موفقیت برسد.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/48
هزینه اولیه احداث نیروگاههای خورشیدی بالا است (حدود ۱۰۰۰ دلار بر کیلووات). تحریمهای بینالمللی، کمبود بودجه و نوسانات ارزی این چالش را تشدید میکند. همچنین، کشاورزان ممکن است نیاز به آموزش فنی داشته باشند. همچنین، گرد و غبار در مناطق خشک میتواند کارایی پنلها را کاهش دهد. در شرایط بحرانی فعلی منابع آب در ایران، قطعاً این راهکار میتواند تحولی اساسی در مدیریت منابع آب و انرژی کشور ایجاد کند، اما نیاز به برنامهریزی دقیق دارد. اجرای پایلوت در استانهای بحرانی مانند اصفهان یا کرمان، در کنار تدوین و تصویب افزایش مشوقهای دولتی، مانند وامهای بدون بهره و آموزش رایگان، ترکیب سیاست با آگروولتائیک برای حفظ تولید غذا و همکاری بینالمللی برای غلبه بر تحریمها میتواند منجر به اجرای موفقیت آمیز این سیاست گردد. با اجرای این رویکرد، نه تنها بحران آب مدیریت میشود، بلکه اقتصاد کشاورزی به سمت اقتصاد سبز نیز حرکت خواهد کرد. این تغییر راهبردی اساسی در وهله اول نیازمند اراده سیاسی قوی و سپس مدیریت مشارکتی با جامعه محلی است تا به موفقیت برسد.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/48
Telegram
پالس آب
آزادسازی اراضی کشاورزی و توسعه نیروگاههای خورشیدی کوچکمقیاس راهکاری برای حل بحران منابع آب در ایران
✍️ مجتبی شوریان، عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی
ایران به عنوان یکی از کشورهای خشک جهان، با بحران شدید منابع آب روبرو است. این بحران نه تنها به دلیل تغییرات…
✍️ مجتبی شوریان، عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی
ایران به عنوان یکی از کشورهای خشک جهان، با بحران شدید منابع آب روبرو است. این بحران نه تنها به دلیل تغییرات…
❤3
اسارت انسان در زنجیرهای نامرئی: جبر زمان، جغرافیا و خانواده
✍️ مجتبی شوریان، عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی
در عمق شبهای بیانتهای وجود، جایی که سایههای فلسفه بر دیوارهای ذهن میرقصند، انسان همچون پروانهای اسیر در تار عنکبوت سرنوشت، دست و پا میزند. این مفهوم که انسان اسیر سه جبر است – جبر زمان، جبر جغرافیا و جبر خانواده – نه تنها یک گزاره فلسفی، بلکه یک تراژدی ادبی است که از اعماق تاریخ بشر برمیخیزد. شکسپیر در "هملت" میگوید: "زمان از بند خارج شده"، و این کلام، همچون نگینی بر انگشتر این بحث، نشاندهنده آن است که زندگی ما نه تنها محصول ارادهمان، بلکه بیشتر میوهای از باغی است که بذرهایش را بادهای تصادفی کاشتهاند. آیا انسان میتواند از این زنجیرها رهایی یابد، یا این اسارت، بخشی جداییناپذیر از تراژدی انسانی است؟
جبر زمان: زندانی در ساعتهای تاریخ
زمان، آن رودخانه خروشان که هرکولیتوس آن را "پانتا ری" (همه چیز جریان دارد) نامید، نخستین جبر است که انسان را در آغوش خویش میفشارد. تصور کنید اگر آلبرت اینشتین در قرون وسطی زاده میشد، آیا میتوانست نظریه نسبیت را بپروراند؟ یا اگر لئوناردو دا وینچی در عصر دیجیتال زندگی میکرد، آیا شاهکارهایش فراتر از "مونالیزا" نمیرفت؟ جبر زمان، نه تنها بر دانش و فناوری تأثیر میگذارد، بلکه بر ارزشها، باورها و حتی رویاهای ما سایه میافکند. در دوران جنگهای جهانی، میلیونها استعداد در خاک دفن شدند، در حالی که در عصر رنسانس، شکوفایی هنر و علم، میوههایی شیرین به بار آورد.
از منظر فلسفی، این جبر با مفهوم "دترمینیسم تاریخی" هگل همخوانی دارد؛ جایی که روح جهان (Geist) در گذر زمان تکامل مییابد، اما فرد، تنها مهرهای در این شطرنج کیهانی است. ادبیات نیز این جبر را به تصویر میکشد: در "صد سال تنهایی" گابریل گارسیا مارکز، خانواده بوئندیا اسیر چرخههای تکراری تاریخ میشوند، گویی زمان نه خطی، بلکه دایرهای است که انسان را در خود میچرخاند. اما جوانب منفی این جبر چیست؟ آن، آزادی عمل را محدود میکند؛ تلاش یک نابغه در دوران تاریک، همچون شمعی در طوفان، خاموش میشود. با این حال، جنبه مثبت آن، الهامبخشی است: زمانهای بحران، قهرمانانی چون نلسون ماندلا میسازد که از دل تاریکی، نوری میتابانند. بنابراین، شانس تولد در "زمان مناسب"، بیش از تلاش شخصی، مسیر موفقیت را هموار میکند.
جبر جغرافیا: مرزهای نامرئی خاک
دومین جبر، جغرافیا، همچون دیواری نامرئی، انسان را در قفس مکان محبوس میکند. چرا یک کودک در سیلیکون ولی، با دسترسی به اینترنت پرسرعت و دانشگاههای برتر، شانس بیشتری برای نوآوری دارد تا کودکی در صحرای آفریقا که حتی آب پاکیزه ندارد؟ جرد دایموند در "اسلحهها، میکروبها و فولاد"، این جبر را به عوامل جغرافیایی مانند آب و هوا، منابع طبیعی و موقعیت جغرافیایی نسبت میدهد. تولد در یک کشور توسعهیافته، دریایی از فرصتها میگشاید، در حالی که در مناطق جنگزده یا فقیر، زندگی همچون کشتیای در طوفان، به گل مینشیند.
از دیدگاه ادبی، این جبر در آثار جوزف کنراد، مانند "قلب تاریکی"، نمود مییابد؛ جایی که آفریقا نه تنها مکانی جغرافیایی، بلکه نمادی از اسارت انسان در چنگال محیط است. فلسفه اگزیستانسیالیستی کامو نیز این را تأیید میکند: در "طاعون"، شهر اوران اسیر جغرافیای خود میشود، و انسانها در برابر نیروهای بیرونی، بیقدرتاند. بررسی جوانب نشان میدهد که این جبر، نابرابریهای جهانی را تشدید میکند؛ مهاجرت، تلاشی برای فرار از آن است، اما حتی مهاجران، سایه جغرافیای مبدأ را با خود حمل میکنند. با این وجود، تاریخ مثالهایی چون استیو جابز – فرزند مهاجران سوری – را نشان میدهد که جغرافیا را به چالش کشیدهاند، هرچند این موارد استثنا هستند و بیشتر به شانس بستگی دارند تا اراده محض.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/50
✍️ مجتبی شوریان، عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی
در عمق شبهای بیانتهای وجود، جایی که سایههای فلسفه بر دیوارهای ذهن میرقصند، انسان همچون پروانهای اسیر در تار عنکبوت سرنوشت، دست و پا میزند. این مفهوم که انسان اسیر سه جبر است – جبر زمان، جبر جغرافیا و جبر خانواده – نه تنها یک گزاره فلسفی، بلکه یک تراژدی ادبی است که از اعماق تاریخ بشر برمیخیزد. شکسپیر در "هملت" میگوید: "زمان از بند خارج شده"، و این کلام، همچون نگینی بر انگشتر این بحث، نشاندهنده آن است که زندگی ما نه تنها محصول ارادهمان، بلکه بیشتر میوهای از باغی است که بذرهایش را بادهای تصادفی کاشتهاند. آیا انسان میتواند از این زنجیرها رهایی یابد، یا این اسارت، بخشی جداییناپذیر از تراژدی انسانی است؟
جبر زمان: زندانی در ساعتهای تاریخ
زمان، آن رودخانه خروشان که هرکولیتوس آن را "پانتا ری" (همه چیز جریان دارد) نامید، نخستین جبر است که انسان را در آغوش خویش میفشارد. تصور کنید اگر آلبرت اینشتین در قرون وسطی زاده میشد، آیا میتوانست نظریه نسبیت را بپروراند؟ یا اگر لئوناردو دا وینچی در عصر دیجیتال زندگی میکرد، آیا شاهکارهایش فراتر از "مونالیزا" نمیرفت؟ جبر زمان، نه تنها بر دانش و فناوری تأثیر میگذارد، بلکه بر ارزشها، باورها و حتی رویاهای ما سایه میافکند. در دوران جنگهای جهانی، میلیونها استعداد در خاک دفن شدند، در حالی که در عصر رنسانس، شکوفایی هنر و علم، میوههایی شیرین به بار آورد.
از منظر فلسفی، این جبر با مفهوم "دترمینیسم تاریخی" هگل همخوانی دارد؛ جایی که روح جهان (Geist) در گذر زمان تکامل مییابد، اما فرد، تنها مهرهای در این شطرنج کیهانی است. ادبیات نیز این جبر را به تصویر میکشد: در "صد سال تنهایی" گابریل گارسیا مارکز، خانواده بوئندیا اسیر چرخههای تکراری تاریخ میشوند، گویی زمان نه خطی، بلکه دایرهای است که انسان را در خود میچرخاند. اما جوانب منفی این جبر چیست؟ آن، آزادی عمل را محدود میکند؛ تلاش یک نابغه در دوران تاریک، همچون شمعی در طوفان، خاموش میشود. با این حال، جنبه مثبت آن، الهامبخشی است: زمانهای بحران، قهرمانانی چون نلسون ماندلا میسازد که از دل تاریکی، نوری میتابانند. بنابراین، شانس تولد در "زمان مناسب"، بیش از تلاش شخصی، مسیر موفقیت را هموار میکند.
جبر جغرافیا: مرزهای نامرئی خاک
دومین جبر، جغرافیا، همچون دیواری نامرئی، انسان را در قفس مکان محبوس میکند. چرا یک کودک در سیلیکون ولی، با دسترسی به اینترنت پرسرعت و دانشگاههای برتر، شانس بیشتری برای نوآوری دارد تا کودکی در صحرای آفریقا که حتی آب پاکیزه ندارد؟ جرد دایموند در "اسلحهها، میکروبها و فولاد"، این جبر را به عوامل جغرافیایی مانند آب و هوا، منابع طبیعی و موقعیت جغرافیایی نسبت میدهد. تولد در یک کشور توسعهیافته، دریایی از فرصتها میگشاید، در حالی که در مناطق جنگزده یا فقیر، زندگی همچون کشتیای در طوفان، به گل مینشیند.
از دیدگاه ادبی، این جبر در آثار جوزف کنراد، مانند "قلب تاریکی"، نمود مییابد؛ جایی که آفریقا نه تنها مکانی جغرافیایی، بلکه نمادی از اسارت انسان در چنگال محیط است. فلسفه اگزیستانسیالیستی کامو نیز این را تأیید میکند: در "طاعون"، شهر اوران اسیر جغرافیای خود میشود، و انسانها در برابر نیروهای بیرونی، بیقدرتاند. بررسی جوانب نشان میدهد که این جبر، نابرابریهای جهانی را تشدید میکند؛ مهاجرت، تلاشی برای فرار از آن است، اما حتی مهاجران، سایه جغرافیای مبدأ را با خود حمل میکنند. با این وجود، تاریخ مثالهایی چون استیو جابز – فرزند مهاجران سوری – را نشان میدهد که جغرافیا را به چالش کشیدهاند، هرچند این موارد استثنا هستند و بیشتر به شانس بستگی دارند تا اراده محض.
https://news.1rj.ru/str/Water_Pulse/50
Telegram
پالس آب
اسارت انسان در زنجیرهای نامرئی: جبر زمان، جغرافیا و خانواده
✍️ مجتبی شوریان، عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی
در عمق شبهای بیانتهای وجود، جایی که سایههای فلسفه بر دیوارهای ذهن میرقصند، انسان همچون پروانهای اسیر در تار عنکبوت سرنوشت، دست و پا میزند.…
✍️ مجتبی شوریان، عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی
در عمق شبهای بیانتهای وجود، جایی که سایههای فلسفه بر دیوارهای ذهن میرقصند، انسان همچون پروانهای اسیر در تار عنکبوت سرنوشت، دست و پا میزند.…