Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
توی این منطقه در جنوب استان بوشهر روستای عالی حسینی با هر بارشی سیل همه چیز را خراب می کرد. آقای ممسنی کشاورزی است که اومد باساخت یک گوراب سیلاب مخرب را جمع کرد و شد منبع حیات برای نخلها و بقیه موجودات.
کارشناسان میگن این گودال هیچ آسیبی ندارد و حتی از آسیب سیل هم جلوگیری می کنه و جمع آوری آب باران باعث شده که آب مورد نیاز نخل داران هم تامین بشه.
🔷 @WaterForUs
کارشناسان میگن این گودال هیچ آسیبی ندارد و حتی از آسیب سیل هم جلوگیری می کنه و جمع آوری آب باران باعث شده که آب مورد نیاز نخل داران هم تامین بشه.
🔷 @WaterForUs
👏7❤2
برنده مسابقه آذرماه آموزشیار آب.
دانش آموز عزیز علی محجوب از استان اردبیل که به درستی عدالت و ارزش زیستی آب را دریک نقاشی نشان داده است. برداشت تون از این نقاشی بنویسید
«در این نقاشی، آب سنگینتر از طلاست.
چون بدون رودخانه،
هیچ ثروتی دوام نمیآورد.»
#سواد_آب
🔷 @WaterForUs
دانش آموز عزیز علی محجوب از استان اردبیل که به درستی عدالت و ارزش زیستی آب را دریک نقاشی نشان داده است. برداشت تون از این نقاشی بنویسید
«در این نقاشی، آب سنگینتر از طلاست.
چون بدون رودخانه،
هیچ ثروتی دوام نمیآورد.»
#سواد_آب
🔷 @WaterForUs
❤3
Forwarded from خبر محیط زیستی
مافیای جدید آب در سایه فروش پمپ و مخزن
خدمات آبرسانی به شهروندان وظیفه دولت است. وظیفه ای که زیر سایه مافیای آب فروش پمپ های آب و مخازن از بین رفته است. مافیایی که معلوم است از کجا حمایت میشود.
اگر ساکن شهر تهران باشید، مدتهاست که با افت فشار آب در منازل خود آشنا هستید. حداقل از دو سال پیش افت فشار آب در مناطق مختلف شهر تهران، شهروندان را مجبور به خرید پمپ آب کرد. نرسیدن آب به طبقات بالای ساختمان ها کار را به جایی رساند که عملا در طبقات بالاتر از طبقه سوم فشار آب کفاف استحمام را نمیداد.
این در حالی است که وظیفه دولت تامین آب شرب سالم و بهداشتی برای شهروندان است. بدون تبعیض، بدون رانت و بدون هزینه اضافی که بر بار خانوارها تحمیل گردد.
حال از تابستان تا کنون با قطعی آب گسترده در شهر تهران مواجهیم. قطعی آب شبانه که باعث خراب شدن پمپ های آب منازل و سوختن آنها شده است. حالا نه تنها هزینه تعمیر پمپ های آب، بر دوش خانوارها تحمیل شده است، بلکه با راهنمایی مدیر آبفای تهران در تابستان برای خرید مخزن ذخیره آب، عملا بازار بزرگ فروش مخازن آب شکل گرفت. مخازن آبی که به قیمتی گزاف فروخته میشود و عدم مدیریت صحیح آب شهری تهران با شکل دهی یک بازار فروش پمپ و مخزن آب در کلان شهری با بیش از 10 میلیون نفر جمعیت، مافیای فروش این دو تجهیزات جدید خدمات شهری را شکل داده است.
باید پرسید مدیریت آب شهری در آبفای کلان شهر تهران در جهت خدمت به مافیای فروش تاسیسات آبی است یا در جهت خدمت به مردم. البته مدتهاست که دیگر آبی در لوله ها نیست و بدون پمپ و مخزن آب، خدمت دهی برای آب شرب و بهداشتی مردم وجود ندارد.
https://www.envnew.ir/?p=3148
خدمات آبرسانی به شهروندان وظیفه دولت است. وظیفه ای که زیر سایه مافیای آب فروش پمپ های آب و مخازن از بین رفته است. مافیایی که معلوم است از کجا حمایت میشود.
اگر ساکن شهر تهران باشید، مدتهاست که با افت فشار آب در منازل خود آشنا هستید. حداقل از دو سال پیش افت فشار آب در مناطق مختلف شهر تهران، شهروندان را مجبور به خرید پمپ آب کرد. نرسیدن آب به طبقات بالای ساختمان ها کار را به جایی رساند که عملا در طبقات بالاتر از طبقه سوم فشار آب کفاف استحمام را نمیداد.
این در حالی است که وظیفه دولت تامین آب شرب سالم و بهداشتی برای شهروندان است. بدون تبعیض، بدون رانت و بدون هزینه اضافی که بر بار خانوارها تحمیل گردد.
حال از تابستان تا کنون با قطعی آب گسترده در شهر تهران مواجهیم. قطعی آب شبانه که باعث خراب شدن پمپ های آب منازل و سوختن آنها شده است. حالا نه تنها هزینه تعمیر پمپ های آب، بر دوش خانوارها تحمیل شده است، بلکه با راهنمایی مدیر آبفای تهران در تابستان برای خرید مخزن ذخیره آب، عملا بازار بزرگ فروش مخازن آب شکل گرفت. مخازن آبی که به قیمتی گزاف فروخته میشود و عدم مدیریت صحیح آب شهری تهران با شکل دهی یک بازار فروش پمپ و مخزن آب در کلان شهری با بیش از 10 میلیون نفر جمعیت، مافیای فروش این دو تجهیزات جدید خدمات شهری را شکل داده است.
باید پرسید مدیریت آب شهری در آبفای کلان شهر تهران در جهت خدمت به مافیای فروش تاسیسات آبی است یا در جهت خدمت به مردم. البته مدتهاست که دیگر آبی در لوله ها نیست و بدون پمپ و مخزن آب، خدمت دهی برای آب شرب و بهداشتی مردم وجود ندارد.
https://www.envnew.ir/?p=3148
خبر محیط زیستی
مافیای جدید آب در سایه فروش پمپ و مخزن - خبر محیط زیستی
شهره صدری- خدمات آبرسانی به شهروندان وظیفه دولت است. وظیفه ای که زیر سایه مافیای آب فروش پمپ های آب و مخازن از بین رفته است. مافیایی که معلوم است از کجا حمایت میشود. اگر ساکن شهر تهران باشید، مدتهاست که با افت فشار آب در منازل خود آشنا هستید. حداقل از دو…
👏2💔1
سازه هایی که رودخانههای دائمی و تالابهای کشور را ویران و کشور به بن بست آبی رسانده اند ذوق ندارد..
اشتهای سیریناپذیر: ایران در جمع ۵ کشور اول جهان در وسعت زیرساختهای آبیاری
گزارش آکواستات ۲۰۲۵ #فائو نشان میدهد #ایران از نظر وسعت اراضی مجهز به آبیاری، پنجمین کشور جهان است و در #مهندسی_آب به یک قدرت سازهای تبدیل شده است.
اما همزمان، غرب آسیا طی هفت سال گذشته ۱۱ درصد از منابع آب شیرین خود را از دست داده است؛ آن هم در دوره تشدید #تغییر_اقلیم و خشکسالی.
در این شرایط، توسعه فیزیکی بدون تمرکز بر #فناوری_آب، عملاً تخلیه #آبخوانها را سرعت داده است. ادامه الگوی سنتی #کشاورزی در سرزمینی خشکتر، پرریسک است. حفظ #امنیت_غذایی نه با سدسازی بیشتر، بلکه با توقف گسترش سطح کشت و تمرکز بر #بهره_وری واقعی ممکن میشود.
برای مطالعه متن کامل خبر کلیک کنید.
linkedin
@iranianwaterhub
اشتهای سیریناپذیر: ایران در جمع ۵ کشور اول جهان در وسعت زیرساختهای آبیاری
گزارش آکواستات ۲۰۲۵ #فائو نشان میدهد #ایران از نظر وسعت اراضی مجهز به آبیاری، پنجمین کشور جهان است و در #مهندسی_آب به یک قدرت سازهای تبدیل شده است.
اما همزمان، غرب آسیا طی هفت سال گذشته ۱۱ درصد از منابع آب شیرین خود را از دست داده است؛ آن هم در دوره تشدید #تغییر_اقلیم و خشکسالی.
در این شرایط، توسعه فیزیکی بدون تمرکز بر #فناوری_آب، عملاً تخلیه #آبخوانها را سرعت داده است. ادامه الگوی سنتی #کشاورزی در سرزمینی خشکتر، پرریسک است. حفظ #امنیت_غذایی نه با سدسازی بیشتر، بلکه با توقف گسترش سطح کشت و تمرکز بر #بهره_وری واقعی ممکن میشود.
برای مطالعه متن کامل خبر کلیک کنید.
@iranianwaterhub
*سواد آبی توانایی دیدن آنچه پشت هر قطره آب است*
✍️مهتا بذرافکن
«دانش محتوایی آب» به ما میگوید آب چیست و چگونه رفتار میکند، «سواد آب» به ما کمک میکند بفهمیم آب در زندگی اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ما چه میکند. و ما بدانیم «با آب چه باید کرد» وقتی از آموزش و ترویج سواد آب صحبت میکنیم، اغلب ذهنها به سمت آموزش «دانش محتوایی آب» میرود. اما این دو مفهوم یکی نبوده و مکمل هم هستند.
*ادامه مطلب در وب سایت رویداد آب* 👇
https://roydadab.ir/سواد-آب،-توانایی-دیدن-آنچه-پشت-هر-قطره-آ/
*کانال خبری رویداد آب👇*
https://whatsapp.com/channel/0029Vb76whHCHDyl3AOWTs0I
✍️مهتا بذرافکن
«دانش محتوایی آب» به ما میگوید آب چیست و چگونه رفتار میکند، «سواد آب» به ما کمک میکند بفهمیم آب در زندگی اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ما چه میکند. و ما بدانیم «با آب چه باید کرد» وقتی از آموزش و ترویج سواد آب صحبت میکنیم، اغلب ذهنها به سمت آموزش «دانش محتوایی آب» میرود. اما این دو مفهوم یکی نبوده و مکمل هم هستند.
*ادامه مطلب در وب سایت رویداد آب* 👇
https://roydadab.ir/سواد-آب،-توانایی-دیدن-آنچه-پشت-هر-قطره-آ/
*کانال خبری رویداد آب👇*
https://whatsapp.com/channel/0029Vb76whHCHDyl3AOWTs0I
🙏1
Forwarded from w913
هفته اینده موج دامنه متوسط داریم
شاخه اولش گرم تر هس و از روز شنبه عصر بتتدریح از غرب و جنوب غرب وارد میشه و روزهای یکشنبه و دوشنبه بیشتر مناطق نیمه غربی و شمالی و جنوبی و نیمه شرقی رو بارونی میکنه که طبعا در مناطق سردسیر برف هست
روز دوشنبه اواخر وقت با ریزش سرما شاخه دوم کارش رو شروع میکنه بارشش غالبا برف میشه و بیشتر مناطق غربی و شمال غربی و حتی البرز جنوبی رو برفی میکنه
شاخه اولش گرم تر هس و از روز شنبه عصر بتتدریح از غرب و جنوب غرب وارد میشه و روزهای یکشنبه و دوشنبه بیشتر مناطق نیمه غربی و شمالی و جنوبی و نیمه شرقی رو بارونی میکنه که طبعا در مناطق سردسیر برف هست
روز دوشنبه اواخر وقت با ریزش سرما شاخه دوم کارش رو شروع میکنه بارشش غالبا برف میشه و بیشتر مناطق غربی و شمال غربی و حتی البرز جنوبی رو برفی میکنه
یه خاطره
سال 1402 چند نفر از بخش تحقیقات وزارت نیرو اومده بودن استان ما و یه جلسه هم گذاشته بودن بنیاد نخبگان و کارگروه آب و منم رفتم. تو جلسه من در مورد اینکه جای علوم انسانی در ساختار وزارت نیرو خالیه و بخشی از چالشها به همین دلیله که کل این ساختار به یک ساختار « کارایی فنی» تقلیل پیدا کرده صحبت کردم.
بعد یکی از آن مهمانان گفت. البته ما به علوم انسانی اهمیت میدیم. مثلا همین امسال چندتا طرح تحقیقاتی در علوم انسانی داشتیم درباره عوامل موتر بر خستگی کارکنان وزارت نیرو..
مات موندم. این که درک ساختاری یک وزارتخانه از پیوند علوم انسانی یا حوزه آب اینطوری تعبیر شد دیگه جایی برای ادامه دادن و حرف زدن برای من باقی نگذاشت.
هرجا که دیدید مدیران وزارت نیرو از مشارکت و این جور مباحث اجتماعی صحبت می کنند، قبل از هرچیز باید دید با این شکاف نهادی - گفتمانی عجیب چطور این مشارکت رو درک معنا کردن.
خلاصه خانه از پای بست ویران است😀
🔷 @WaterForUs
سال 1402 چند نفر از بخش تحقیقات وزارت نیرو اومده بودن استان ما و یه جلسه هم گذاشته بودن بنیاد نخبگان و کارگروه آب و منم رفتم. تو جلسه من در مورد اینکه جای علوم انسانی در ساختار وزارت نیرو خالیه و بخشی از چالشها به همین دلیله که کل این ساختار به یک ساختار « کارایی فنی» تقلیل پیدا کرده صحبت کردم.
بعد یکی از آن مهمانان گفت. البته ما به علوم انسانی اهمیت میدیم. مثلا همین امسال چندتا طرح تحقیقاتی در علوم انسانی داشتیم درباره عوامل موتر بر خستگی کارکنان وزارت نیرو..
مات موندم. این که درک ساختاری یک وزارتخانه از پیوند علوم انسانی یا حوزه آب اینطوری تعبیر شد دیگه جایی برای ادامه دادن و حرف زدن برای من باقی نگذاشت.
هرجا که دیدید مدیران وزارت نیرو از مشارکت و این جور مباحث اجتماعی صحبت می کنند، قبل از هرچیز باید دید با این شکاف نهادی - گفتمانی عجیب چطور این مشارکت رو درک معنا کردن.
خلاصه خانه از پای بست ویران است😀
🔷 @WaterForUs
👍4
چالش فهم مشارکت در مدیریت منابع آب
✍ مهتا بذرافکن
در نگاه اول رویکردهای مبتنی بر مشارکت اجتماعی و ظرفیتسازی جامعهمحور، پاسخی پیشرو و عادلانه به بحران آب به نظر میرسند، اما باید با دقت بررسی کرد که «مشارکت» در عمل چگونه تعریف میشود؛ چه کسی مسئول تلقی میشود و این مسئولیت از دوش چه نهادی برداشته میشود.
بسیاری از سیاستهای آب بهویژه در چارچوب حکمرانی غیرشفاف و هیدروالگیارشی غیرپاسخگو؛ در حالی که بر مفاهیمی چون ظرفیتسازی، مشارکت محلی و تغییر رفتار مصرفکنندگان تأکید میکنند، بهتدریج مسئولیت سازگاری با بحران را از دولتها و ساختارهای کلان به سطح جامعه و حتی خانواده منتقل میکنند.
در این فرایند، بحران آب نه بهعنوان مسئلهای ساختاری و سیاسی، بلکه بهمثابه مسئلهای رفتاری و اخلاقی بازتعریف میشود. در این چارچوب، ظرفیت تعاملی جامعه اگرچه میتواند منبعی برای همبستگی، یادگیری جمعی و حفاظت از منابع باشد، اما همزمان در معرض این خطر قرار دارد که به ابزاری برای واگذاری مسئولیت بدون واگذاری قدرت تبدیل شود.
یعنی از مردم و بهطور خاص از زنان انتظار میرود با تغییر رفتار، صرفهجویی، مراقبت و سازگاری، پیامدهای سیاستها و ناکارآمدیهای نهادی را جبران کنند، بیآنکه در سطوح تصمیمگیری، تخصیص منابع یا تعریف اولویتها نقش واقعی داشته باشند.
در چنین شرایطی، «مشارکت» میتواند به شکلی از انضباط اجتماعی بدل شود؛ جایی که شهروندان به کنشگرانی مسئول، اخلاقی و سازگار تبدیل میشوند، اما همزمان ساختارهای نابرابر تولید بحران دستنخورده باقی میمانند.
این وضعیت بهویژه برای زنان اهمیت دوچندان دارد، زیرا نقشهای جنسیتی موجود آنان را در خط مقدم مسئولیتهای جدیدی مانند کنترل ردپای مصرف آب خانگی قرار میدهد.
در بسیاری از جوامع، زنان پیشاپیش مسئول مدیریت آب خانگی، تغذیه خانواده، مراقبت از کودکان و سالمندان و حفظ سلامت روزمرهاند و هنگامی که سیاستهای آب بر «اصلاح الگوی مصرف»، «مدیریت تقاضا» و «سازگاری محلی» متمرکز میشوند، این بار مسئولیت بیش از پیش بر دوش زنانی قرار میگیرد که نه در طراحی سیاستها نقش داشتهاند و نه به منابع، اطلاعات و قدرت تصمیمگیری متناسب دسترسی دارند.
به بیان دیگر، ظرفیت تعاملی شهروندان و بویژه زنان بهعنوان یک دارایی اجتماعی ارزشمند شناسایی میشود، اما همزمان در معرض بهرهبرداری ناعادلانه و نامرئی قرار میگیرد.
این وضعیت نوعی شکاف میان گفتمان و نهاد ایجاد میکند که فهم آن برای ساختاری مبتنی بر کارایی فنی اگر نگوییم غیرممکن، بسیار سخت است.
ساختاری که آن در سطح گفتمانی، از عدالت، مشارکت و پایداری سخن گفته میشود، اما در سطح نهادی، سازوکارهایی که بتوانند این مشارکت را به قدرت واقعی، حمایت مالی و مسئولیتپذیری دولتها پیوند دهند وجود ندارد.
در نتیجه، آنچه به نام عدالت زیستی، تخصیص و توزیع عادلانه آب (به عنوان مثال در پروژه های سدسازی وانتقال آب بین حوضهای ) توجیه و معرفی میشود، عملا به بازتولید بی عدالتی اجتماعی می انجامد.
بنابراین، پیوند دادن ظرفیت تعاملی با عدالت آبی، تنها زمانی معنادار است که با ظرفیت نهادی پاسخگو همراه باشد؛ نهادی که نهتنها از مشارکت استقبال کند، بلکه مسئولیتهای خود را نیز شناسایی و محترم شمرده و آن را به جامعه واگذار نکند.
در غیر این صورت، ظرفیت تعاملی بهویژه ظرفیت تعاملی شهروندان و بویژه زنان میتواند به شکلی از «سازگاری اجباری» بدل شود؛ سازگاریای که هزینههای روانی، عاطفی و اجتماعی آن نامرئی میماند.
این خوانش انتقادی نشان میدهد که پرداختن به نقش شهروندان و بویژه زنان در مدیریت آب، اگر بدون توجه به روابط قدرت و ساختارهای حکمرانی صورت گیرد، ممکن است ناخواسته به تقویت همان نظم ناعادلانهای بیانجامد که در پی اصلاح آن است.
از این رو، ضروری است که بحث مشارکت و ظرفیتسازی، همزمان با این پرسشها همراه شود که «چه کسی تصمیم میگیرد؟»، «چه کسی هزینه میدهد؟» و «چه کسی پاسخگوست؟». آیا سیستم مدیریت منابع موجود برای این سوالات پاسخ دارد؟
🔷 @WaterForUs
✍ مهتا بذرافکن
در نگاه اول رویکردهای مبتنی بر مشارکت اجتماعی و ظرفیتسازی جامعهمحور، پاسخی پیشرو و عادلانه به بحران آب به نظر میرسند، اما باید با دقت بررسی کرد که «مشارکت» در عمل چگونه تعریف میشود؛ چه کسی مسئول تلقی میشود و این مسئولیت از دوش چه نهادی برداشته میشود.
بسیاری از سیاستهای آب بهویژه در چارچوب حکمرانی غیرشفاف و هیدروالگیارشی غیرپاسخگو؛ در حالی که بر مفاهیمی چون ظرفیتسازی، مشارکت محلی و تغییر رفتار مصرفکنندگان تأکید میکنند، بهتدریج مسئولیت سازگاری با بحران را از دولتها و ساختارهای کلان به سطح جامعه و حتی خانواده منتقل میکنند.
در این فرایند، بحران آب نه بهعنوان مسئلهای ساختاری و سیاسی، بلکه بهمثابه مسئلهای رفتاری و اخلاقی بازتعریف میشود. در این چارچوب، ظرفیت تعاملی جامعه اگرچه میتواند منبعی برای همبستگی، یادگیری جمعی و حفاظت از منابع باشد، اما همزمان در معرض این خطر قرار دارد که به ابزاری برای واگذاری مسئولیت بدون واگذاری قدرت تبدیل شود.
یعنی از مردم و بهطور خاص از زنان انتظار میرود با تغییر رفتار، صرفهجویی، مراقبت و سازگاری، پیامدهای سیاستها و ناکارآمدیهای نهادی را جبران کنند، بیآنکه در سطوح تصمیمگیری، تخصیص منابع یا تعریف اولویتها نقش واقعی داشته باشند.
در چنین شرایطی، «مشارکت» میتواند به شکلی از انضباط اجتماعی بدل شود؛ جایی که شهروندان به کنشگرانی مسئول، اخلاقی و سازگار تبدیل میشوند، اما همزمان ساختارهای نابرابر تولید بحران دستنخورده باقی میمانند.
این وضعیت بهویژه برای زنان اهمیت دوچندان دارد، زیرا نقشهای جنسیتی موجود آنان را در خط مقدم مسئولیتهای جدیدی مانند کنترل ردپای مصرف آب خانگی قرار میدهد.
در بسیاری از جوامع، زنان پیشاپیش مسئول مدیریت آب خانگی، تغذیه خانواده، مراقبت از کودکان و سالمندان و حفظ سلامت روزمرهاند و هنگامی که سیاستهای آب بر «اصلاح الگوی مصرف»، «مدیریت تقاضا» و «سازگاری محلی» متمرکز میشوند، این بار مسئولیت بیش از پیش بر دوش زنانی قرار میگیرد که نه در طراحی سیاستها نقش داشتهاند و نه به منابع، اطلاعات و قدرت تصمیمگیری متناسب دسترسی دارند.
به بیان دیگر، ظرفیت تعاملی شهروندان و بویژه زنان بهعنوان یک دارایی اجتماعی ارزشمند شناسایی میشود، اما همزمان در معرض بهرهبرداری ناعادلانه و نامرئی قرار میگیرد.
این وضعیت نوعی شکاف میان گفتمان و نهاد ایجاد میکند که فهم آن برای ساختاری مبتنی بر کارایی فنی اگر نگوییم غیرممکن، بسیار سخت است.
ساختاری که آن در سطح گفتمانی، از عدالت، مشارکت و پایداری سخن گفته میشود، اما در سطح نهادی، سازوکارهایی که بتوانند این مشارکت را به قدرت واقعی، حمایت مالی و مسئولیتپذیری دولتها پیوند دهند وجود ندارد.
در نتیجه، آنچه به نام عدالت زیستی، تخصیص و توزیع عادلانه آب (به عنوان مثال در پروژه های سدسازی وانتقال آب بین حوضهای ) توجیه و معرفی میشود، عملا به بازتولید بی عدالتی اجتماعی می انجامد.
بنابراین، پیوند دادن ظرفیت تعاملی با عدالت آبی، تنها زمانی معنادار است که با ظرفیت نهادی پاسخگو همراه باشد؛ نهادی که نهتنها از مشارکت استقبال کند، بلکه مسئولیتهای خود را نیز شناسایی و محترم شمرده و آن را به جامعه واگذار نکند.
در غیر این صورت، ظرفیت تعاملی بهویژه ظرفیت تعاملی شهروندان و بویژه زنان میتواند به شکلی از «سازگاری اجباری» بدل شود؛ سازگاریای که هزینههای روانی، عاطفی و اجتماعی آن نامرئی میماند.
این خوانش انتقادی نشان میدهد که پرداختن به نقش شهروندان و بویژه زنان در مدیریت آب، اگر بدون توجه به روابط قدرت و ساختارهای حکمرانی صورت گیرد، ممکن است ناخواسته به تقویت همان نظم ناعادلانهای بیانجامد که در پی اصلاح آن است.
از این رو، ضروری است که بحث مشارکت و ظرفیتسازی، همزمان با این پرسشها همراه شود که «چه کسی تصمیم میگیرد؟»، «چه کسی هزینه میدهد؟» و «چه کسی پاسخگوست؟». آیا سیستم مدیریت منابع موجود برای این سوالات پاسخ دارد؟
🔷 @WaterForUs
👏2
Forwarded from عکس نگار
🔺 خفه شدن محیطزیست، حقوق جامعه محلی و میراثفرهنگی در مخزن خرسان۳
📍تکرار فاجعه
🔺|پیام ما| «خرسان۳»، سدی است با تبعاتی بیشمار بر محیطزیست، جامعه محلی و میراثفرهنگی! اما آنچه درباره این سد تاکنون مغفول مانده، همین سه گزینه است. در گفتمان مسئولان اغلب بر ضرورت تأمین آب به سایر مناطق تأکید میشود. نگاهی به پژوهشها، مقالات و پایاننامههای نوشتهشده با کلیدواژه «سد خرسان۳» هم نشان میدهد کل مسئله در حد یک بحث فنی زمینشناسی، ژئومکانیک و... تقلیل یافته است. کارشناسان هشدار میدهند با این دستفرمان، آینده «دنا» همچون امروز «دریاچه ارومیه» خواهد بود.
🔺«امید سجادیان»، کنشگر محیطزیست، دبیر تشکل نهضت سبز زاگرس استان کهگیلویه و بویراحمد معتقد است خرسان۳ از ابتدا فاقد ارزیابی محیطزیستی معتبر بوده و حتی مصوبه سال ۹۶ هیئت وزیران که به آن استناد میشود، هیچ ارزش اجرایی ندارد. «آن زمان پروژه نه پیشرفت فیزیکی واقعی داشت و نه بررسیهای لازم برای صدور چنین مجوزی انجام شده بود. مصوبهای که باید برای یک پروژه دارای پیشرفت صادر میشد، در حالی تصویب شد که کل پیشرفت سد به کانکس و دو مسیر جادهکشی محدود بود و یک سال بعد هم فقط هفت درصد اعلام شد. بدتر اینکه آن مصوبه فقط برای احداث یک نیروگاه برقابی صادر شده بود، اما بعدها انتقال آب به طرح اضافه شد که بهطور قطعی مجوز قبلی را باطل میکند. یعنی حتی در همان سال ۹۶ هم این پروژه مجوز واقعی و قابلاتکا و قانونی نداشت.»
🔺بهگفته سجادیان، به همین دلیل دادگاه تجدیدنظر امروز تأکید میکند پروژه نهتنها فاقد مجوز محیطزیستی است، بلکه اساساً روند تصویب اولیه آن مخدوش بوده و هیچیک از الزامات قانونی رعایت نشده است. «دو استان کهگیلویهوبویراحمد و چهارمحالوبختیاری نیز رسماً اعلام کردهاند با ارزیابینشدن طرح و انتقال آب مخالف بودهاند. این یعنی وزارت نیرو سالها بدون پشتوانه کارشناسی، بدون رضایت نهادهای ذیصلاح و بدون مستندات محیطزیستی، پروژهای را پیش برده که پیامدهای آن برای طبیعت و جامعه جبرانناپذیر است.»
گزارش کامل را در سایت «پیام ما» بخوانید.
https://payamema.ir/payam/142875
#میراث_فرهنگی
#محیط_زیست
#توسعه_پایدار
#سدسازی
#سد_خرسان3
#پیام_ما
#نهضت_سبز_زاگرس
📍 @payamma
📍 @nehzatsabzzagros
📍تکرار فاجعه
🔺|پیام ما| «خرسان۳»، سدی است با تبعاتی بیشمار بر محیطزیست، جامعه محلی و میراثفرهنگی! اما آنچه درباره این سد تاکنون مغفول مانده، همین سه گزینه است. در گفتمان مسئولان اغلب بر ضرورت تأمین آب به سایر مناطق تأکید میشود. نگاهی به پژوهشها، مقالات و پایاننامههای نوشتهشده با کلیدواژه «سد خرسان۳» هم نشان میدهد کل مسئله در حد یک بحث فنی زمینشناسی، ژئومکانیک و... تقلیل یافته است. کارشناسان هشدار میدهند با این دستفرمان، آینده «دنا» همچون امروز «دریاچه ارومیه» خواهد بود.
🔺«امید سجادیان»، کنشگر محیطزیست، دبیر تشکل نهضت سبز زاگرس استان کهگیلویه و بویراحمد معتقد است خرسان۳ از ابتدا فاقد ارزیابی محیطزیستی معتبر بوده و حتی مصوبه سال ۹۶ هیئت وزیران که به آن استناد میشود، هیچ ارزش اجرایی ندارد. «آن زمان پروژه نه پیشرفت فیزیکی واقعی داشت و نه بررسیهای لازم برای صدور چنین مجوزی انجام شده بود. مصوبهای که باید برای یک پروژه دارای پیشرفت صادر میشد، در حالی تصویب شد که کل پیشرفت سد به کانکس و دو مسیر جادهکشی محدود بود و یک سال بعد هم فقط هفت درصد اعلام شد. بدتر اینکه آن مصوبه فقط برای احداث یک نیروگاه برقابی صادر شده بود، اما بعدها انتقال آب به طرح اضافه شد که بهطور قطعی مجوز قبلی را باطل میکند. یعنی حتی در همان سال ۹۶ هم این پروژه مجوز واقعی و قابلاتکا و قانونی نداشت.»
🔺بهگفته سجادیان، به همین دلیل دادگاه تجدیدنظر امروز تأکید میکند پروژه نهتنها فاقد مجوز محیطزیستی است، بلکه اساساً روند تصویب اولیه آن مخدوش بوده و هیچیک از الزامات قانونی رعایت نشده است. «دو استان کهگیلویهوبویراحمد و چهارمحالوبختیاری نیز رسماً اعلام کردهاند با ارزیابینشدن طرح و انتقال آب مخالف بودهاند. این یعنی وزارت نیرو سالها بدون پشتوانه کارشناسی، بدون رضایت نهادهای ذیصلاح و بدون مستندات محیطزیستی، پروژهای را پیش برده که پیامدهای آن برای طبیعت و جامعه جبرانناپذیر است.»
گزارش کامل را در سایت «پیام ما» بخوانید.
https://payamema.ir/payam/142875
#میراث_فرهنگی
#محیط_زیست
#توسعه_پایدار
#سدسازی
#سد_خرسان3
#پیام_ما
#نهضت_سبز_زاگرس
📍 @payamma
📍 @nehzatsabzzagros
خوداظهاری روایی کشاورزان، سواد آب و بازپسگیری فاعلیت در سیاستگذاری آب
✍مهتا بذرافکن
در حکمرانی آب، کشاورزان غالباً در جایگاه «مصرفکنندهی آب» که تمامی آب کشور را هدر داده است بازنمایی میشوند؛ جایگاهی که آنان را به موضوع سیاستهای کنترلی، اصلاح الگوی کشت یا مدیریت تقاضا فرو میکاهد، بدون آنکه بهعنوان کنشگران دانا و ذیحق در فرآیند تصمیمگیری به رسمیت شناخته شوند.
این بازنمایی، مرزی نمادین اما مؤثر میان «مصرفکننده» و «فاعل سیاسی» ترسیم میکند؛ مرزی که امکان مشارکت معنادار کشاورزان را از پیش محدود میسازد و اجازه نمیدهد مقصران اصلی(قانون و ساختار ناکارآمد و نابکار) افشا شوند.
در این چارچوب، خوداظهاری یعنی توانایی بیان تجربه، دانش و روایت شخصی از آب، نقشی تعیینکننده در عبور از این مرز ایفا میکند. مثلا در مورد آبهای زیرزمینی چه شد که کشاورزان به حفر چاه بدون پروانه اقدام کردند؟ این را خود کشاورزان باید روايت کنند تا بتوان به آنچه واقعا رخ داده است رسید.
همانگونه که روایتگری برای زنان ابزاری برای خروج از سکوت و نامرئیبودن است، برای کشاورزان نیز روایت و داستانگویی میتواند امکان بازتعریف جایگاه آنان را فراهم آورد:
از مصرفکنندهای که باید «اصلاح شود»، به فاعلی که میتواند درباره آب سخن بگوید، پرسش طرح کند و مطالبه داشته باشد.
در این مسیر سواد آب و سواد روایتگری بهمثابه ابزار جبران حذف است. سواد آب، اگر صرفاً به آگاهی فنی درباره بهرهوری یا کمیت مصرف محدود شود، ناخواسته میتواند به ابزاری برای تشدید سرزنش کشاورزان بدل گردد.
اما زمانی که سواد آب با سواد روایتگری پیوند میخورد، کارکردی متفاوت مییابد.
سواد روایتگری به کشاورزان امکان میدهد تا دادههای زیستهی خود از تجربیات فنی مانند تغییر زمان کشت، افت کیفیت آب گرفته تا شکست سیاستها یا پیامدهای معیشتی را به زبانی قابل شنیدن در عرصه عمومی و سیاستی تبدیل کنند.
در شرایطی که کشاورزان بهطور ساختاری از چرخههای رسمی مشارکت کنار گذاشته شدهاند،روایتگری میتواند بخشی از این حذف را جبران کند.
روایت، امکان میدهد تجربهی محلی به دانشی قابل استناد بدل شود و شکاف میان سیاستهای بالابهپایین و واقعیتهای مزرعه آشکار گردد. از این منظر، سواد روایتگری نه جایگزین مشارکت نهادی، بلکه ابزار حداقلی برای بازپسگیری فاعلیت سیاسی است.
دانش معتبر درباره آب صرفاً در دادهها و مدلها خلاصه نمیشود، بلکه در تجربهی زیسته، حافظهی محلی و روایتهای روزمره نیز ریشه دارد. حذف کشاورزان از حکمرانی آب، اغلب با بیاعتبارسازی همین اشکال دانستن همراه است.
خوداظهاری روایی، این بیاعتبارسازی را به چالش میکشد و نشان میدهد که کشاورزان نهتنها مصرفکنندگان آب، بلکه تولیدکنندگان دانش و معنا درباره آباند که عامدانه از سیاستها کنار گذاشته شده اند.
بدینترتیب روایت و سواد روایتگری میتواند مرز میان «مصرفکننده مسئلهساز» و «کنشگر مشارکتطلب» را در مورد کشاورزان بازتعریف نماید.
🔷 @WaterForUs
✍مهتا بذرافکن
در حکمرانی آب، کشاورزان غالباً در جایگاه «مصرفکنندهی آب» که تمامی آب کشور را هدر داده است بازنمایی میشوند؛ جایگاهی که آنان را به موضوع سیاستهای کنترلی، اصلاح الگوی کشت یا مدیریت تقاضا فرو میکاهد، بدون آنکه بهعنوان کنشگران دانا و ذیحق در فرآیند تصمیمگیری به رسمیت شناخته شوند.
این بازنمایی، مرزی نمادین اما مؤثر میان «مصرفکننده» و «فاعل سیاسی» ترسیم میکند؛ مرزی که امکان مشارکت معنادار کشاورزان را از پیش محدود میسازد و اجازه نمیدهد مقصران اصلی(قانون و ساختار ناکارآمد و نابکار) افشا شوند.
در این چارچوب، خوداظهاری یعنی توانایی بیان تجربه، دانش و روایت شخصی از آب، نقشی تعیینکننده در عبور از این مرز ایفا میکند. مثلا در مورد آبهای زیرزمینی چه شد که کشاورزان به حفر چاه بدون پروانه اقدام کردند؟ این را خود کشاورزان باید روايت کنند تا بتوان به آنچه واقعا رخ داده است رسید.
همانگونه که روایتگری برای زنان ابزاری برای خروج از سکوت و نامرئیبودن است، برای کشاورزان نیز روایت و داستانگویی میتواند امکان بازتعریف جایگاه آنان را فراهم آورد:
از مصرفکنندهای که باید «اصلاح شود»، به فاعلی که میتواند درباره آب سخن بگوید، پرسش طرح کند و مطالبه داشته باشد.
در این مسیر سواد آب و سواد روایتگری بهمثابه ابزار جبران حذف است. سواد آب، اگر صرفاً به آگاهی فنی درباره بهرهوری یا کمیت مصرف محدود شود، ناخواسته میتواند به ابزاری برای تشدید سرزنش کشاورزان بدل گردد.
اما زمانی که سواد آب با سواد روایتگری پیوند میخورد، کارکردی متفاوت مییابد.
سواد روایتگری به کشاورزان امکان میدهد تا دادههای زیستهی خود از تجربیات فنی مانند تغییر زمان کشت، افت کیفیت آب گرفته تا شکست سیاستها یا پیامدهای معیشتی را به زبانی قابل شنیدن در عرصه عمومی و سیاستی تبدیل کنند.
در شرایطی که کشاورزان بهطور ساختاری از چرخههای رسمی مشارکت کنار گذاشته شدهاند،روایتگری میتواند بخشی از این حذف را جبران کند.
روایت، امکان میدهد تجربهی محلی به دانشی قابل استناد بدل شود و شکاف میان سیاستهای بالابهپایین و واقعیتهای مزرعه آشکار گردد. از این منظر، سواد روایتگری نه جایگزین مشارکت نهادی، بلکه ابزار حداقلی برای بازپسگیری فاعلیت سیاسی است.
دانش معتبر درباره آب صرفاً در دادهها و مدلها خلاصه نمیشود، بلکه در تجربهی زیسته، حافظهی محلی و روایتهای روزمره نیز ریشه دارد. حذف کشاورزان از حکمرانی آب، اغلب با بیاعتبارسازی همین اشکال دانستن همراه است.
خوداظهاری روایی، این بیاعتبارسازی را به چالش میکشد و نشان میدهد که کشاورزان نهتنها مصرفکنندگان آب، بلکه تولیدکنندگان دانش و معنا درباره آباند که عامدانه از سیاستها کنار گذاشته شده اند.
بدینترتیب روایت و سواد روایتگری میتواند مرز میان «مصرفکننده مسئلهساز» و «کنشگر مشارکتطلب» را در مورد کشاورزان بازتعریف نماید.
🔷 @WaterForUs
👍4❤1👏1💯1
بررسی یک ابهام در مفهومسازی «سواد آب»
✍ مهتا بذرافکن
بعد از شوک آبی تابستان امسال، در برخی رسانهها و میان بعضی فعالان، «سواد آب» به توانایی افراد و جوامع برای کنار آمدن، تحمل کردن و تنظیم خود در برابر شوکهای آبی تقلیل داده شد؛ تعریفی که این روزها زیاد دربارهاش صحبت میشود. این تعریف، اگرچه در نگاه اول درست به نظر میرسد، اما در عمل پیامدهای سیاسی مهمی دارد که نمیتوان از آنها چشمپوشی کرد.
البته بخشی از ترویج سواد آب به همین مهارتها مربوط است؛ اما مسئله آنجاست که در این نوع مفهومسازی، سازگاری با کمآبی با اتکا به ظرفیتهای درونی جوامع و بهویژه خانوادهها به یک وظیفه شهروندی تقلیل داده میشود. وظیفهای که بار اصلی آن بر دوش مردم گذاشته میشود، بیآنکه پرسش از علل ساختاری بحران در مرکز بحث قرار گیرد.
در این چارچوب، پرسشهایی درباره توزیع عادلانه و عدالت آب، ابعاد اجتماعی و اقتصادی بحران، الگوهای ناعادلانه توسعه و شکستهای حکمرانی ( که از مهمترین شاخصهای واقعی سواد آباند) به حاشیه رانده میشوند.
در نتیجه ساختار مدیریتی ( از خدا خواسته ) بهجای پاسخگویی درباره سیاستهای توزیع ناعادلانه آب، پروژهسازیهای بدون شفافیت، توسعه کشاورزی بیضابطه و مخرب، و پیامدهایی چون افت شدید آبهای زیرزمینی، خشکیدن تالابها و تخریب رودخانهها؛ تمرکز سیاستها به سمت آموزش «رفتار درست»، «صرفهجویی»، «مدیریت خانگی منابع» و «افزایش تابآوری خانوادهها» می برد.
این فرار به جلو، سازگاری با کمآبی را از یک راهبرد جمعی و عدالتمحور، به یک وظیفه اخلاقی فردی تبدیل میکند؛ وظیفهای که اگر انجام نشود، خودِ قربانیان بحران مقصر جلوه داده میشوند. به این ترتیب، بحران آب نهتنها حل نمی گردد، بلکه طبیعیسازی شده و بار تقصیر هم به گردن خشکسالی انداخته می شود.
بسیار مهم است که بدانیم افزایش سواد آب شهروندان فقط برای تحمل کمآبی نیست؛ سواد آب یعنی توان پرسشگری، مطالبهگری و پاسخخواستن درباره اینکه چرا آستانه اطمینان آب تا این حد پایین آمده که مدام درخواست می شود که جامعه به راهبردهای بقا پناه ببرد!!
🔷 @WaterForUs
✍ مهتا بذرافکن
بعد از شوک آبی تابستان امسال، در برخی رسانهها و میان بعضی فعالان، «سواد آب» به توانایی افراد و جوامع برای کنار آمدن، تحمل کردن و تنظیم خود در برابر شوکهای آبی تقلیل داده شد؛ تعریفی که این روزها زیاد دربارهاش صحبت میشود. این تعریف، اگرچه در نگاه اول درست به نظر میرسد، اما در عمل پیامدهای سیاسی مهمی دارد که نمیتوان از آنها چشمپوشی کرد.
البته بخشی از ترویج سواد آب به همین مهارتها مربوط است؛ اما مسئله آنجاست که در این نوع مفهومسازی، سازگاری با کمآبی با اتکا به ظرفیتهای درونی جوامع و بهویژه خانوادهها به یک وظیفه شهروندی تقلیل داده میشود. وظیفهای که بار اصلی آن بر دوش مردم گذاشته میشود، بیآنکه پرسش از علل ساختاری بحران در مرکز بحث قرار گیرد.
در این چارچوب، پرسشهایی درباره توزیع عادلانه و عدالت آب، ابعاد اجتماعی و اقتصادی بحران، الگوهای ناعادلانه توسعه و شکستهای حکمرانی ( که از مهمترین شاخصهای واقعی سواد آباند) به حاشیه رانده میشوند.
در نتیجه ساختار مدیریتی ( از خدا خواسته ) بهجای پاسخگویی درباره سیاستهای توزیع ناعادلانه آب، پروژهسازیهای بدون شفافیت، توسعه کشاورزی بیضابطه و مخرب، و پیامدهایی چون افت شدید آبهای زیرزمینی، خشکیدن تالابها و تخریب رودخانهها؛ تمرکز سیاستها به سمت آموزش «رفتار درست»، «صرفهجویی»، «مدیریت خانگی منابع» و «افزایش تابآوری خانوادهها» می برد.
این فرار به جلو، سازگاری با کمآبی را از یک راهبرد جمعی و عدالتمحور، به یک وظیفه اخلاقی فردی تبدیل میکند؛ وظیفهای که اگر انجام نشود، خودِ قربانیان بحران مقصر جلوه داده میشوند. به این ترتیب، بحران آب نهتنها حل نمی گردد، بلکه طبیعیسازی شده و بار تقصیر هم به گردن خشکسالی انداخته می شود.
بسیار مهم است که بدانیم افزایش سواد آب شهروندان فقط برای تحمل کمآبی نیست؛ سواد آب یعنی توان پرسشگری، مطالبهگری و پاسخخواستن درباره اینکه چرا آستانه اطمینان آب تا این حد پایین آمده که مدام درخواست می شود که جامعه به راهبردهای بقا پناه ببرد!!
🔷 @WaterForUs
👍3👏1
💢بحران بیآبی ایران؛ اسلاوی ژیژک: کمونیسم تنها راه چاره است
«ژاپن تایمز» در مطلبی به قلم اسلاوی ژیژک، نظریهپرداز، جامعهشناس و فیلسوف سرشناس اسلوونیایی که شرح کامل آن را در این گزارش میخوانید به بحران رو به وخامت آب در ایران پرداخته و از زبان استاد فلسفه مدرسه تحصیلات تکمیلی اروپا هشدارهایی جدی را مطرح کرده است.
ژیژاک سپس در پاسخ به بخش پایانی سوال خود مینویسد: «این نقطه غزه، اوکراین، سودان یا مراکز کلاهبرداری سایبری در شمال میانمار نیست؛ بلکه 'تهران' است.»
بیشتر بخوانید:https://l.euronews.com/f4uK
پ. ن : اونی که به ما......
🔷 @WaterForUs
«ژاپن تایمز» در مطلبی به قلم اسلاوی ژیژک، نظریهپرداز، جامعهشناس و فیلسوف سرشناس اسلوونیایی که شرح کامل آن را در این گزارش میخوانید به بحران رو به وخامت آب در ایران پرداخته و از زبان استاد فلسفه مدرسه تحصیلات تکمیلی اروپا هشدارهایی جدی را مطرح کرده است.
ژیژاک سپس در پاسخ به بخش پایانی سوال خود مینویسد: «این نقطه غزه، اوکراین، سودان یا مراکز کلاهبرداری سایبری در شمال میانمار نیست؛ بلکه 'تهران' است.»
بیشتر بخوانید:https://l.euronews.com/f4uK
پ. ن : اونی که به ما......
🔷 @WaterForUs
euronews
بحران بیآبی ایران؛ اسلاوی ژیژک: کمونیسم تنها راه چاره است
«ژاپن تایمز» در مطلبی به قلم اسلاوی ژیژک، نظریهپرداز، جامعهشناس و فیلسوف سرشناس اسلوونیایی که شرح کامل آن را در این گزارش میخوانید به بحران رو به وخامت آب در ایران پرداخته و از زبان استاد فلسفه مدرسه تحصیلات تکمیلی اروپا هشدارهایی جدی را مطرح کرده است.
😐1
تحلیل انتقادی: «صرفهجویی به اندازه یک سد» و سیاست بقا
✍ مهتا بذرافکن
محمداسماعیل محسنینسب، معاون خدمات مشترکین و درآمد شرکت آب و فاضلاب تهران در گفتوگو با رسانه تصویری «آن» گفته است که :
🔹تهران وارد ششمین سال خشکسالی شده و بارندگی امسال ۷۰ درصد کمتر از سال گذشته است. با اقدامات فرهنگی و مدیریتی شرکت آبفا، مصرف آب در هشتماهه نخست سال ۱۲ درصد کاهش یافت؛ صرفهجویی ۱۰۰ میلیون مترمکعبی معادل حجم یک سد، تهران را از بحران پاییزی نجات داد.
بدیهی است که صرفه جویی در مصرف آب نه تنها یک وظیفه اخلاقی بلکه یک اقدام در جهت ترویج عدالت است. اما وقتی تقدیس از صرفه جویی از زبان معاون خدمات مشترکین و درآمد شرکت آب و فاضلاب شنیده می شود تبدیل به نمونه روشنی از چرخش گفتمانی سیاست آب در شرایط فروپاشی اطمینان آبی است و باید نقد شود.
در این روایت، کاهش ۱۲ درصدی مصرف آب شهروندان، معادل ۱۰۰ میلیون مترمکعب نه بهعنوان یک اقدام اضطراری موقت، بلکه بهمثابه «معادل یک سد» و عامل «نجات تهران از بحران» بازنمایی میشود که جای تامل دارد.
۱. سد جای خود را به بدن مردم میدهد: در این چارچوب، آنچه پیشتر با سرمایهگذاری زیرساختی، برنامهریزی بلندمدت و اصلاح حکمرانی آب دنبال میشد، اکنون از طریق کاهش مصرف روزمره مردم جبران میشود. بدن شهروندان و بهطور نامتوازنتر، خانوادهها به مخزن جدید آب تبدیل میشوند.
این همان نقطهای است که حد اطمینانبخشی آب فرو میریزد. نظام آب دیگر قادر نیست امنیت پایه را تضمین کند و برای بقا، به فشردهسازی مصرف اجتماعی متوسل میشود.
۲. از امنیت آب به مدیریت بقا: وقتی گفته میشود «صرفهجویی مردم تهران را از بحران نجات داد»، یک پیام ضمنی روشن دارد ؛
بقای شهر نه محصول اصلاح ساختارها، بلکه نتیجه تحمل بیشتر مردم است. در چنین وضعی، سیاست آب از منطق پیشگیری و عدالت خارج شده و وارد منطق بقا میشود؛ جایی که هدف، نه پایداری، بلکه «رد شدن از فصل بعدی» است.
۳. اخلاقیسازی کمآبی و جابهجایی مسئولیت: این روایت، کمآبی را به مسئله «رفتار درست» شهروندان تبدیل میکند. تمرکز بر «اقدامات فرهنگی و مدیریتی» بدون همزمانسازی با پاسخگویی درباره:
الگوهای ناعادلانه تخصیص،
فرسودگی شبکهها،
پروژهسازیهای پرهزینه،
و توسعههای آببرِ بیضابطه،
به معنای جابهجایی مسئولیت از حکمرانی به مردم است.
اگر بحران رفع شد، حاصل صرفهجویی است؛ اگر تشدید شد، نشانه «همکارینکردن» مردم است.
۴. جنگیدن برای بقا؛ وقتی صرفهجویی فضیلت میشود: در این منطق، صرفهجویی دیگر یک انتخاب آگاهانه یا کنش زیستمحیطی نبوده و به فضیلت اخلاقیِ بقا بدل میشود. جامعه به جای مطالبه اصلاحات ساختاری، به «دوام آوردن» تشویق میشود.
این همان وضعیتی است که میتوان آن را جنگیدن اجتماعی برای بقا نامید: کاهش مصرف، تحمل کمبود، و پذیرش ناامنی بهعنوان وضعیت عادی در حالیکه خود مدیران بهتر میدانند این وضعیت نتیجه چیست!
خطر اینگونه اظهارات کجاست؟
طبیعیسازی بحران و نگران نشدن از فروپاشی اطمینان آبی نقطه خطر است. تشبیه «صرفهجویی مردم به اندازه یک سد» در ظاهر ستایشآمیز است، اما در عمق، نشانهای از طبیعیسازی فروپاشی اطمینان آبی است.
بهجای پرسش از اینکه چرا شهر به نقطهای رسیده که باید با ریاضت آبی اداره شود، روایت رسمی، ریاضت را به موفقیت بدل میکند.
وقتی صرفهجویی مردم «به اندازه یک سد» معرفی میشود، یعنی اطمینان آبی فرو ریخته و سیاست آب وارد فاز بقا شده است؛ فازی که در آن، بدن شهروندان جای زیرساخت را میگیرد و تحمل اجتماعی جای حکمرانی. و اینجاست که باید صرفه جویی را نقد کرد نه تقديس!
🔷 @WaterForUs
✍ مهتا بذرافکن
محمداسماعیل محسنینسب، معاون خدمات مشترکین و درآمد شرکت آب و فاضلاب تهران در گفتوگو با رسانه تصویری «آن» گفته است که :
🔹تهران وارد ششمین سال خشکسالی شده و بارندگی امسال ۷۰ درصد کمتر از سال گذشته است. با اقدامات فرهنگی و مدیریتی شرکت آبفا، مصرف آب در هشتماهه نخست سال ۱۲ درصد کاهش یافت؛ صرفهجویی ۱۰۰ میلیون مترمکعبی معادل حجم یک سد، تهران را از بحران پاییزی نجات داد.
بدیهی است که صرفه جویی در مصرف آب نه تنها یک وظیفه اخلاقی بلکه یک اقدام در جهت ترویج عدالت است. اما وقتی تقدیس از صرفه جویی از زبان معاون خدمات مشترکین و درآمد شرکت آب و فاضلاب شنیده می شود تبدیل به نمونه روشنی از چرخش گفتمانی سیاست آب در شرایط فروپاشی اطمینان آبی است و باید نقد شود.
در این روایت، کاهش ۱۲ درصدی مصرف آب شهروندان، معادل ۱۰۰ میلیون مترمکعب نه بهعنوان یک اقدام اضطراری موقت، بلکه بهمثابه «معادل یک سد» و عامل «نجات تهران از بحران» بازنمایی میشود که جای تامل دارد.
۱. سد جای خود را به بدن مردم میدهد: در این چارچوب، آنچه پیشتر با سرمایهگذاری زیرساختی، برنامهریزی بلندمدت و اصلاح حکمرانی آب دنبال میشد، اکنون از طریق کاهش مصرف روزمره مردم جبران میشود. بدن شهروندان و بهطور نامتوازنتر، خانوادهها به مخزن جدید آب تبدیل میشوند.
این همان نقطهای است که حد اطمینانبخشی آب فرو میریزد. نظام آب دیگر قادر نیست امنیت پایه را تضمین کند و برای بقا، به فشردهسازی مصرف اجتماعی متوسل میشود.
۲. از امنیت آب به مدیریت بقا: وقتی گفته میشود «صرفهجویی مردم تهران را از بحران نجات داد»، یک پیام ضمنی روشن دارد ؛
بقای شهر نه محصول اصلاح ساختارها، بلکه نتیجه تحمل بیشتر مردم است. در چنین وضعی، سیاست آب از منطق پیشگیری و عدالت خارج شده و وارد منطق بقا میشود؛ جایی که هدف، نه پایداری، بلکه «رد شدن از فصل بعدی» است.
۳. اخلاقیسازی کمآبی و جابهجایی مسئولیت: این روایت، کمآبی را به مسئله «رفتار درست» شهروندان تبدیل میکند. تمرکز بر «اقدامات فرهنگی و مدیریتی» بدون همزمانسازی با پاسخگویی درباره:
الگوهای ناعادلانه تخصیص،
فرسودگی شبکهها،
پروژهسازیهای پرهزینه،
و توسعههای آببرِ بیضابطه،
به معنای جابهجایی مسئولیت از حکمرانی به مردم است.
اگر بحران رفع شد، حاصل صرفهجویی است؛ اگر تشدید شد، نشانه «همکارینکردن» مردم است.
۴. جنگیدن برای بقا؛ وقتی صرفهجویی فضیلت میشود: در این منطق، صرفهجویی دیگر یک انتخاب آگاهانه یا کنش زیستمحیطی نبوده و به فضیلت اخلاقیِ بقا بدل میشود. جامعه به جای مطالبه اصلاحات ساختاری، به «دوام آوردن» تشویق میشود.
این همان وضعیتی است که میتوان آن را جنگیدن اجتماعی برای بقا نامید: کاهش مصرف، تحمل کمبود، و پذیرش ناامنی بهعنوان وضعیت عادی در حالیکه خود مدیران بهتر میدانند این وضعیت نتیجه چیست!
خطر اینگونه اظهارات کجاست؟
طبیعیسازی بحران و نگران نشدن از فروپاشی اطمینان آبی نقطه خطر است. تشبیه «صرفهجویی مردم به اندازه یک سد» در ظاهر ستایشآمیز است، اما در عمق، نشانهای از طبیعیسازی فروپاشی اطمینان آبی است.
بهجای پرسش از اینکه چرا شهر به نقطهای رسیده که باید با ریاضت آبی اداره شود، روایت رسمی، ریاضت را به موفقیت بدل میکند.
وقتی صرفهجویی مردم «به اندازه یک سد» معرفی میشود، یعنی اطمینان آبی فرو ریخته و سیاست آب وارد فاز بقا شده است؛ فازی که در آن، بدن شهروندان جای زیرساخت را میگیرد و تحمل اجتماعی جای حکمرانی. و اینجاست که باید صرفه جویی را نقد کرد نه تقديس!
🔷 @WaterForUs
✔️ این یک شنبه
🔹 در امتداد سلسله گفتگوهای تعاملی کنشگران اجتماعی و مردم در مورد بحران آب کمپین مردمی حمایت از زاگرس مهربان با مشارکت تشکل های مدنی برگزار می کند
عنوان گفتگو:
*اصل همکاری در زمینە بهرەبرداری از آبراەهای بین المللی، مطالعە موردی ایران و عراق*
با حضور :
👈 *آزاد ولدبیگی فارغ التحصیل از دانشگاە صلاح الدین اربیل عراق در رشته حقوق بین الملل عمومی*
🔹 این جلسه به صورت آنلاین و گفتگو محور خواهد بود.
🔹 برای پیوستن به این گفتگوصرفا از طریق مرورگرهای فایرفاکس، کروم و اپرا روی لینک زیر کلیک کنید. پس از باز شدن لینک از طریق ایکون گزینه ورود مهمان به این گفتگو بپیوندید
👇
https://www.skyroom.online/ch/zagrosmehraban/goftogohayeab
🔹 نکته : تا روز برگزاری این نشست مجازی در روز *یک شنبه ۷ دی معادل ۲۸ دسامبر ساعت ۹ شب* اتاق گفتگو تعطیل است؛
@sedayepayeab1
🔹 در امتداد سلسله گفتگوهای تعاملی کنشگران اجتماعی و مردم در مورد بحران آب کمپین مردمی حمایت از زاگرس مهربان با مشارکت تشکل های مدنی برگزار می کند
عنوان گفتگو:
*اصل همکاری در زمینە بهرەبرداری از آبراەهای بین المللی، مطالعە موردی ایران و عراق*
با حضور :
👈 *آزاد ولدبیگی فارغ التحصیل از دانشگاە صلاح الدین اربیل عراق در رشته حقوق بین الملل عمومی*
🔹 این جلسه به صورت آنلاین و گفتگو محور خواهد بود.
🔹 برای پیوستن به این گفتگوصرفا از طریق مرورگرهای فایرفاکس، کروم و اپرا روی لینک زیر کلیک کنید. پس از باز شدن لینک از طریق ایکون گزینه ورود مهمان به این گفتگو بپیوندید
👇
https://www.skyroom.online/ch/zagrosmehraban/goftogohayeab
🔹 نکته : تا روز برگزاری این نشست مجازی در روز *یک شنبه ۷ دی معادل ۲۸ دسامبر ساعت ۹ شب* اتاق گفتگو تعطیل است؛
@sedayepayeab1
www.skyroom.online
Conferencing App
WebRTC Powered Conferencing App
زنان عاملان تغییر
در رواندا، سیلهای شدید و خشکسالیها شدیدتر از همیشه آسیب میزنند. سالهاست که جنگلزدایی با محدود کردن توانایی زمین در جذب آب و تغذیه منابع آب زیرزمینی، این تأثیرات را بدتر کرده است.
با حمایت سازمان مدیریت محیط زیست رواندا، جوامع محلی در منطقه کرهه گرد هم آمدند تا مشاغل زنبورداری - که کمتر به بارندگی وابسته هستند - را راهاندازی کنند و جنگلها را حفظ کنند.
مارین بابونامپوزه، رهبر این پروژه است. او به عنوان رهبر تیم در تعاونی زنبورداری محلی، به زنبورداران نشان میدهد که چگونه از تجهیزات مدرن برای افزایش تولید استفاده کنند. این پروژه با احیای بیش از ۶۰۰ هکتار اکوسیستم برای فراهم کردن زمین برای تغذیه زنبورها، همزمان اثرات سیل و خشکسالی را کاهش میدهد و در عین حال بازده عسل را افزایش میدهد./ UNEP
🔷 @WaterForUs
در رواندا، سیلهای شدید و خشکسالیها شدیدتر از همیشه آسیب میزنند. سالهاست که جنگلزدایی با محدود کردن توانایی زمین در جذب آب و تغذیه منابع آب زیرزمینی، این تأثیرات را بدتر کرده است.
با حمایت سازمان مدیریت محیط زیست رواندا، جوامع محلی در منطقه کرهه گرد هم آمدند تا مشاغل زنبورداری - که کمتر به بارندگی وابسته هستند - را راهاندازی کنند و جنگلها را حفظ کنند.
مارین بابونامپوزه، رهبر این پروژه است. او به عنوان رهبر تیم در تعاونی زنبورداری محلی، به زنبورداران نشان میدهد که چگونه از تجهیزات مدرن برای افزایش تولید استفاده کنند. این پروژه با احیای بیش از ۶۰۰ هکتار اکوسیستم برای فراهم کردن زمین برای تغذیه زنبورها، همزمان اثرات سیل و خشکسالی را کاهش میدهد و در عین حال بازده عسل را افزایش میدهد./ UNEP
🔷 @WaterForUs
❤2🙏2