این روزها در پس یکدیگر چون باد خواهند گذشت و باده ی فراموشی آنرا جرعه جرعه سر میکشیم و چه تلخ تر که سر انجام داستان آنجاست که روزی در هیاهوی افکارت در گذرت از ازدحام پایتخت ناگهان چشمانت خاطرات فردی را اشک میریزند که روزی در میان انبوه دغدغه هایت جایش گذاشتی.
شاید او باشد اما خنده هایش حرفهایش حتی گلایه هایش دیگر مثل سابق نیس
او دیگر او نیس
گویا اویی دیگر است ...
شاید او باشد اما خنده هایش حرفهایش حتی گلایه هایش دیگر مثل سابق نیس
او دیگر او نیس
گویا اویی دیگر است ...
عزیزم اگر خود زندگی را از کسی بگیری٫ به تو میگویند قاتل...شاید گیر بیفتی و شاید هم نه!
ممکن است گیر نیفتی اما پشیمان باشی...ممکن هم هست وقت اعدام هیچ پشیمان نباشی..
عزیزم تو کسی را نکشته ای. دست کم هنوز جسدی پیدا نشده...
ممکن است گیر نیفتی اما پشیمان باشی...ممکن هم هست وقت اعدام هیچ پشیمان نباشی..
عزیزم تو کسی را نکشته ای. دست کم هنوز جسدی پیدا نشده...
آدمایی مثل من دیوونه نیستن٫ صرفا تعدادشون کمتره...اگه بیشتر بود شما دیوونه بودین
وقتی صدای افكارتان آنقدر بلند شد كه صدای آهنگی را كه با گوشی در فاصله ی 15سانتی متری شما پخش میشود را نشنیدید، میتوانید نگران خودتان شوید
خب راستش شما همیشه برای كشتن یك نفر نیاز به اسلحه ی سرد یا گرم یا حتی سم و اینجور چیز ها ندارید، برای كشتن آدم ها سلاح های دیگری هم وجود دارد كه میتوانید با آن ها كسی را بكشید و نه سر و صدا دارد و نه حتی هیچگونه پیگرد قانونی...
گاهی شما میتوانید با رفتنتان، با عوض شدنتان یا اینجور چیز ها كسی را بكشید، یا حتی از آن هم جالب تر؛ میتوانید با زیباییتان یا حتی مهربانیتان هم آدمی را بكشید...
و در نهایت هیچكس مهربانی را اسلحه ی مرگباری نمیداند و هیچكس نمیتواند شما را متهم كند...
اما برای مقتول هیچ سلاحی نمیتواند به اندازه ی كشته شدن با خوبی دردناك باشد..
گاهی شما میتوانید با رفتنتان، با عوض شدنتان یا اینجور چیز ها كسی را بكشید، یا حتی از آن هم جالب تر؛ میتوانید با زیباییتان یا حتی مهربانیتان هم آدمی را بكشید...
و در نهایت هیچكس مهربانی را اسلحه ی مرگباری نمیداند و هیچكس نمیتواند شما را متهم كند...
اما برای مقتول هیچ سلاحی نمیتواند به اندازه ی كشته شدن با خوبی دردناك باشد..
[quote author=Ar$ham link=topic=109165.msg1439188#msg1439188 date=1464347417]
زندگی هر آدمی زمانی به پایان میرسد که در اکثریت مواقع انسان ها در آن لحظه میمیرند...
اما دسته ای از آدم ها در روزی که زندگیشان به پایان میرسد نمیمیرند و زنده میمانند...
به پایان رسیدن زندگی به هیچ عنوان به این معنی نیست که رای کسی مشکل خیلی بزرگی پیش بیاید یا هدف نداشته اشد یا هرچیز مشابهی...
ممکن است در یک روز خوب که عالمی فکر و خیال و امید دارید زندگی شما به پایان برسد...
یا میمیرید٫ یا متوجه نمیشوید...
[/quote]
امروز صبح یکی بهم زنگ زد پرسید هادی پاکزاد مرده؟
منم خواب و بیدار بودم گفتم نه بابا چی میگی؟ بیدار شدم دیدم تلگرامم پر شده از این خبر و این سوال...
اینجوری بودم که: فاااک! قرار بود آلبوم جدیدش منتشر شه! قرار بود چند وقت دیگه با مجوز کنسرت داشته باشه! فاااک؟ چرا؟
زنگ زدم و دیدم خاموشه...
چند دقیقه قبل تو کانال رسمیش هم این خبر منتشر شد...
میتونم درک کنم که زندگیش تموم شده بود و فهمید و دیشب خودکشی کرد...
زندگی هر آدمی زمانی به پایان میرسد که در اکثریت مواقع انسان ها در آن لحظه میمیرند...
اما دسته ای از آدم ها در روزی که زندگیشان به پایان میرسد نمیمیرند و زنده میمانند...
به پایان رسیدن زندگی به هیچ عنوان به این معنی نیست که رای کسی مشکل خیلی بزرگی پیش بیاید یا هدف نداشته اشد یا هرچیز مشابهی...
ممکن است در یک روز خوب که عالمی فکر و خیال و امید دارید زندگی شما به پایان برسد...
یا میمیرید٫ یا متوجه نمیشوید...
[/quote]
امروز صبح یکی بهم زنگ زد پرسید هادی پاکزاد مرده؟
منم خواب و بیدار بودم گفتم نه بابا چی میگی؟ بیدار شدم دیدم تلگرامم پر شده از این خبر و این سوال...
اینجوری بودم که: فاااک! قرار بود آلبوم جدیدش منتشر شه! قرار بود چند وقت دیگه با مجوز کنسرت داشته باشه! فاااک؟ چرا؟
زنگ زدم و دیدم خاموشه...
چند دقیقه قبل تو کانال رسمیش هم این خبر منتشر شد...
میتونم درک کنم که زندگیش تموم شده بود و فهمید و دیشب خودکشی کرد...
Forwarded from Hadi Pakzad
بهترین ها اغلب به دست خود می میرند
صرفا برای خلاص شدن،
و آنها که میمانند
اصلا نمیتوانند بفهمند
که چرا
یکی میخواهد خود را
خلاص کند
از دست آنها.
#چارلز_بوکوفسکی
صرفا برای خلاص شدن،
و آنها که میمانند
اصلا نمیتوانند بفهمند
که چرا
یکی میخواهد خود را
خلاص کند
از دست آنها.
#چارلز_بوکوفسکی
🔥1
من درسم را خوب خوانده بودم!!!
آماده برای کنکوری موفق!
همه چیز داشت خوب پیش میرفت!
از روی برنامه قبلی با تست ادبیات شروع کردم ...
که ای کاش این کار را نمیکردم!
سوال اول آرایه ادبی بود
شعری از هوشنگ ابتهاج....
"بسترم ...صدف خالی یک تنهاییست
و تو چون مروارید
گردن آویز کسان دگری...."
و نتیجه این شعر ....کنکوری با رتبه افتضاح بود...!
و من
سر جلسه کنکور
تمام داستان های خفته در این شعر را به چشم دیدم!
دیدم که اینگونه پریشان شدم!
همه سرگرم تست زدن
و پسرکی سرگردان در خیابان ....!
نمیدانم هوشنگ ابتهاج را نبخشم یا مشاور را که گفت با ادبیات شروع کن ...حتما 100 میزنی!
هیچ کدام فکر این جا را نکرده بودیم که قرار است طراح سوال....
با یک شعر نیم خطی
گذشته را گره بزند به آینده!
فدای سرت ....
دانشگاه آزاد زیاد هم بد نیست!
👤علی سلطانی
آماده برای کنکوری موفق!
همه چیز داشت خوب پیش میرفت!
از روی برنامه قبلی با تست ادبیات شروع کردم ...
که ای کاش این کار را نمیکردم!
سوال اول آرایه ادبی بود
شعری از هوشنگ ابتهاج....
"بسترم ...صدف خالی یک تنهاییست
و تو چون مروارید
گردن آویز کسان دگری...."
و نتیجه این شعر ....کنکوری با رتبه افتضاح بود...!
و من
سر جلسه کنکور
تمام داستان های خفته در این شعر را به چشم دیدم!
دیدم که اینگونه پریشان شدم!
همه سرگرم تست زدن
و پسرکی سرگردان در خیابان ....!
نمیدانم هوشنگ ابتهاج را نبخشم یا مشاور را که گفت با ادبیات شروع کن ...حتما 100 میزنی!
هیچ کدام فکر این جا را نکرده بودیم که قرار است طراح سوال....
با یک شعر نیم خطی
گذشته را گره بزند به آینده!
فدای سرت ....
دانشگاه آزاد زیاد هم بد نیست!
👤علی سلطانی
Such a lonely day
And it's mine
The most loneliest day of my life
Such a lonely day
Should be banned
It's a day that I can't stand
The most loneliest day of my life
The most loneliest day of my life
Such a lonely day
Shouldn't exist
It's a day that I'll never miss
Such a lonely day
And it's mine
The most loneliest day of my life
And if you go
I wanna go with you
And if you die
I wanna die with you
Take your hand
And walk away
The most loneliest day of my life
The most loneliest day of my life
The most loneliest day of my life
Such a lonely day
And it's mine
It's a day that I'm glad I survived
And it's mine
The most loneliest day of my life
Such a lonely day
Should be banned
It's a day that I can't stand
The most loneliest day of my life
The most loneliest day of my life
Such a lonely day
Shouldn't exist
It's a day that I'll never miss
Such a lonely day
And it's mine
The most loneliest day of my life
And if you go
I wanna go with you
And if you die
I wanna die with you
Take your hand
And walk away
The most loneliest day of my life
The most loneliest day of my life
The most loneliest day of my life
Such a lonely day
And it's mine
It's a day that I'm glad I survived
روزهای خوب خیلی روزهای بدی هستند...
روزهای خوبیست که خاطرات خوب میسازند و بعد از مدتی تمام میشوند و همان خاطرات خوب عذابتان میدهد...
روزهای خوبیست که خاطرات خوب میسازند و بعد از مدتی تمام میشوند و همان خاطرات خوب عذابتان میدهد...
این که یک وقت هایی یک حرف هایی باشد که شما روی آن ها حساب کنید...
که شما به آن ها دل ببندید...
که شما بخاطر آن ها حرفهایی بزنید و قول هایی بدهید و کارهایی بکنید...
این که یک اتفاق هایی بیفتد که ناگهان حس کنید که شاید همه ی آن ها چرندیاتی بوده اند که فقط مربوط به یک دوره ی خاص بوده است...
این که حرفها را به خودتان یادآوری کنید با خود بگویید: هوووف...مگر میشد دروغ باشند؟
مگر میشد اشتباه باشند؟
آنوقت مگر میشود حال شما خوب باشد؟
که شما به آن ها دل ببندید...
که شما بخاطر آن ها حرفهایی بزنید و قول هایی بدهید و کارهایی بکنید...
این که یک اتفاق هایی بیفتد که ناگهان حس کنید که شاید همه ی آن ها چرندیاتی بوده اند که فقط مربوط به یک دوره ی خاص بوده است...
این که حرفها را به خودتان یادآوری کنید با خود بگویید: هوووف...مگر میشد دروغ باشند؟
مگر میشد اشتباه باشند؟
آنوقت مگر میشود حال شما خوب باشد؟
کیفیت معشوق است که مهم است نه کمیت آن ...
تصور کنید که شما یک معشوقه ی ۵۰کیلوگرمی دارید که در بهترین حالت حضور او بر ترشحات هورمونی و جریان اتیل فنیل آمین و دوپامین در بدن شما تاثیر میگذارد و یک روز میرود و همه چیز را بر هم میزند..
آن موقع شما میتوانید با قرصهای سرترالین و داروهای دیازپینی و اینجور چیزها دوباره به حالت قبلیتان برگردید یا شاید هم بی تفاوت شوید...
و آن وقت این قرص ها کاری را که معشوق برا شما انجام میداد انجام میدهند...
چیزی که مهم است کیفیت است و نه کمیت...
درنهایت به این نتیجه میرسید که کنار آمدن با قرص هایی که مجموعا ۵۰ میلی گرم هم نمیشوند بسیار راحتتر و منطقی تر از یک قرص ۵۰کیلوگرمی است!
تصور کنید که شما یک معشوقه ی ۵۰کیلوگرمی دارید که در بهترین حالت حضور او بر ترشحات هورمونی و جریان اتیل فنیل آمین و دوپامین در بدن شما تاثیر میگذارد و یک روز میرود و همه چیز را بر هم میزند..
آن موقع شما میتوانید با قرصهای سرترالین و داروهای دیازپینی و اینجور چیزها دوباره به حالت قبلیتان برگردید یا شاید هم بی تفاوت شوید...
و آن وقت این قرص ها کاری را که معشوق برا شما انجام میداد انجام میدهند...
چیزی که مهم است کیفیت است و نه کمیت...
درنهایت به این نتیجه میرسید که کنار آمدن با قرص هایی که مجموعا ۵۰ میلی گرم هم نمیشوند بسیار راحتتر و منطقی تر از یک قرص ۵۰کیلوگرمی است!
اما اگر روزهای خوب یک عشق را برداشتی و رفتی هیچ پیگردی ندارد...
تو فقط کار بدی کردی...
تو فقط کار بدی کردی...
میدانی عزیزم؟ همیشه میگفتم میبخشم ولی فراموش نمیکنم...
اما نمیتوانم ببخشم...شاید فراموش هم نکنم...
میدانی عزیزم؟ شاید همه چیز را بتوانم ببخشم اما این ک کسی را ک دوستش دارم حرف هایی بزند که به آن ها دل ببندم و یک روز بیاید و حرفهایی بزند که واضح باشد حرفهای گذشته را یا فراموش کرد یا دروغ بوده اند...
نمیتوانم ببخشم...
اما نمیتوانم ببخشم...شاید فراموش هم نکنم...
میدانی عزیزم؟ شاید همه چیز را بتوانم ببخشم اما این ک کسی را ک دوستش دارم حرف هایی بزند که به آن ها دل ببندم و یک روز بیاید و حرفهایی بزند که واضح باشد حرفهای گذشته را یا فراموش کرد یا دروغ بوده اند...
نمیتوانم ببخشم...
Forwarded from توییتر فارسی