آرشام می‌گوید: – Telegram
آرشام می‌گوید:
287 subscribers
381 photos
69 videos
6 files
29 links
مستی بهانه کردم و چندان گریستم...تا کس نداندم که
گرفتار چیستم...
@arsham76

ناشناس:
https://news.1rj.ru/str/BiChatBot?start=sc-6a4df3052e

توییتر:
Sad_Rend
Download Telegram
تو چرا این شکلی شدی؟ چرا انتزاعی شدی؟
@abitpsycho
زندگی تابع مسیره نه تابع حالت
@abitpsycho
شخصا ازون دختری حمایت میکنم که جای شال و پیکسل رنگی، نصف موهاشو سبز کرده بود و نصفشو بنفش...
@abitpsycho
َ-شما رای میدی؟
+شما چی؟ میدی؟
- قطعا میدم
+(چشمانش برق میزند) پس من رای میدم
@abitpsycho
یه صندوق رای دارم که سیگار میکشه
از همین الان میتونید بیاید بدید
@abitpsycho
بانو مونیکا بلوچی، از خوبای سیستان و بلوچستان

@abitpsycho
اینایی که مینویسن "رای من رونالدو" و امثالهم رو که میبینم دلم میخواد بنویسم "رای من ننت"
@abitpsycho
Forwarded from توییتر فارسی
خدایا حداقل اول اسمشو بگو.

»ترادیاتور«

@OfficialPersianTwitter
کاش سنتِ حسنه ی معرفی مکان های خالی به زمان انتخابات محدود نشه...
@abitpsycho
طرف تا پریروز رو دوسیب اوردوز میکرد، الان میگه گل واسه سوسولاست...
@abitpsycho
درس اول: پای گهی که خوردی وایسا.
@abitpsycho
حقیقتاً ، چه زندگی نامعقول و بی‌روحی را می‌گذرانم
حتی دلم نمی‌خواهد راجع به آن صحبتی به میان بیاورم.
این یکشنبه بدونِ اینکه افسرده باشم سر در گریبان بودم ، بدونِ اینکه به علتی احساسِ خستگی کنم از اینجا به آنجا نشسته‌ام...و با این همه، هرچه کردم، آن احساسِ ضربهٔ مشت در گردن، همواره وجود داشته است.
« احساسِ اینکه ممکن است تو را از من بگیرند » چطور می‌توانم چنین تشویشی را نداشته باشم، عزیزِ دلم، در حالیکه حقِ خودم نمی‌دانم، در حالیکه حقِ خودم نمی‌دانم که تو را برایِ خودم نگاهدارم ؟
خودت را، عزیزم، فریب نده... اشکالِ کار در مسافت نیست. برعکس، همین مسافت است که دست‌کم صورتِ ظاهرِ این را می‌دهد که من حقی نسبت به تو داشته‌ام و در حدی که کسی نتواند با دست‌هایی نامشخص به چیزی نامشخص بچسبد، به آن چسبیده‌ام.


حرفهای مشترک من و کافکا

#کافکا


@abitpsycho
چو عاشق میشدم گفتم که بردم گوهر مقصود

ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد...
#حافظ
@abitpsycho
از دنیا رانده، حسرت خوابی را می‌کشم که سراغم نمی‌آید و فقط موقعی سراغم می‌آید که مفصل‌هایم از خستگی درد می‌کند. بدنِ تکیده‌ام با رنج و آشوبی که حتی جرأت نمی‌کنم کاملاً به آن اعتراف کنم، با ترس و لرز به سوی نابودی می‌رود. در سرم تشنج ‌هایی دارم حیرت‌انگیز.

حرفهای مشترک من و کافکا

#کافکا
حالم این روزا حال خوبی نیست...


دلت گرفته باشد ... که هی نفهمی ... که هی تو را نفهمند ...
که انقلاب را قدم بزنی ...
کافه به کافه زیرسیگاری بگیری ....
تفکرت را خالی کنی ...
دلم گرفته است ... نه اینکه کسی کاری کرده باشد ... نــــــــه ...
من آنقدر آدم گریز شده ام که کسی کارش به اطراف من هم نمی رسد ...!
دلم گرفته است که آنچه هستم را دوست دارم و آنچه هستند را می پذیرم ...
و آنچه هستم را نمی فهمند و دنیا هم به رویش نمی آورد این
تناقض را ...
پرم از رفت و آمد انسان هایی که گمشده ای دارند و آدم به آدم نشانی اش را می گیرند،
میدان انقلاب، سرزمین عجایبم شده. هندزفری را به خورد ِ گوشم می دهم!
و قدم می زنم ... هی می روم ...به چهار راه می خورم ... باز می روم


@abitpsycho
گفتم «نره‌غول این‌جا چه می‌کنی؟»
آیدین گفت: «قربان، من هم دل دارم، هوس چای می‌کنم.»
«خفه شو، چایت را تو همان کاروانسرا بخور.»
آیدین روزنامه‌ی دست‌ش را مرتب تا کرد و در جیب بغلش گذاشت. گفت: «آدم چای‌ای را می‌خورد که به شاشیدنش بیرزد.»

#سمفونی_مردگان

@abitpsycho
بعد تو نیامد، چه ها که بر سر من...
@abitpsycho
من خبر نداشتم، نمیشه روحانی دوباره انتخابات شرکت کنه؟
@abitpsycho