و من یه دانشجوی طراحی صنعتیم که الان دارم درمورد نظریه ی رشد پیاژه میبافم و نگرانِ اینم که کار تصویرگریم واسه نمایشگاه آماده نشه
@abitspycho
@abitspycho
"داشتن مرا تنها تو بلدی. تو میدانی کجای زندگیام بایستی که خوبترین تصویر واقعیام را ببینی. تو من را میشناسی. تو میدانی چطور شادم کنی.
تو، دلیل واقعیترین لبخندهای منی."
@abitpsycho
تو، دلیل واقعیترین لبخندهای منی."
@abitpsycho
از بیرون خسته و کوفته برمیگردی. چای درست میکنی، سرت رو میزاری روی بالش و خوابت میبره...یک ساعت بعد چشماتو باز میکنی و اولین چیزی که میگی اینه که: شت، چاییم سرد شد!
@abitpsycho
@abitpsycho
صبح چشماتو باز میکنی و حسرت اینو میخوری که دیشب چای نخوردی و خوابت برده!
@abitpsycho
@abitpsycho
صرفا کافیه وقتی صبح منو صدا میکنید بهم بگید چای گذاشتید واسم یا همچین چیزی. اگه مرده باشم هم احتمال بیدار شدنم هست
@abitpsycho
@abitpsycho
وقتی میرید حمام با خودتون گوشی یا ساعت ببرید که یهو به خودتون نیاید و ببینید دیرتون شده
@abitpsycho
@abitpsycho
Forwarded from خُسرُوِبَدان
هر کی میگه دانشگاه مث قیف برعکسه یا دانشگاه نرفته یا یه دانشگاهی رفته که مث همون نرفتنه، دانشگاه نِی ـه آقا نِی! نِیِ ساندیس!
یکی از اشتباهات بزرگ من موقع حساب کردن، اینه که به جمله ی : "بعد شماره کارتتو بده برات بریزم"، اعتماد میکنم
@abitpsycho
@abitpsycho
تا حالا شده وقتی داری فیلم میبینی یا کتاب میخونی اونقدر غرقش شی که نفهمی چی شد و برگردی از عقب تر بخونی یا ببینی دوباره؟
من بهش میگم سراشیبی.
سرعتت زیاد میشه و میری و میری و دور و برت رو نمیبینی، نمیفهمی مسیری که اومدی چه شکلی بود و برمیگردی نگاه میکنی و میبینی بدون این که متوجه بشی چقدر دور شدی...چقدر حرکت کردی....
سراشیبی زندگی هم همینه.
چشماتو باز میکنی و میبینی که دانشگاهت داره تموم میشه...بزرگ شدی.
حتی پیر شدی...
داری مثل آدم بزرگا زندگی میکنی...
دغدغه ی موقیت اجتماعی و شغلی و کوفت و زهرمار داری و هزاران چیز دیگه...
نصف روز داری به کار و قسمتای جدی زندگی فکر میکنی و نمیفهمی این شوخی بدون خنده ی روزگار چطور تا این حد جدی شد یهویی...
مسیر چجوری به این نقطه رسونده تو رو...
و توی این نقطه از زندگی دیگه نمیتونی زندگیت رو ورق بزنی و برگردی از چند سال قبل دوباره زندگی کنی...
و اینجا تازه جاییه که میفهمی سراشیبی، کجای این زندگی عریض و طویل بوده...
@abitpsycho
من بهش میگم سراشیبی.
سرعتت زیاد میشه و میری و میری و دور و برت رو نمیبینی، نمیفهمی مسیری که اومدی چه شکلی بود و برمیگردی نگاه میکنی و میبینی بدون این که متوجه بشی چقدر دور شدی...چقدر حرکت کردی....
سراشیبی زندگی هم همینه.
چشماتو باز میکنی و میبینی که دانشگاهت داره تموم میشه...بزرگ شدی.
حتی پیر شدی...
داری مثل آدم بزرگا زندگی میکنی...
دغدغه ی موقیت اجتماعی و شغلی و کوفت و زهرمار داری و هزاران چیز دیگه...
نصف روز داری به کار و قسمتای جدی زندگی فکر میکنی و نمیفهمی این شوخی بدون خنده ی روزگار چطور تا این حد جدی شد یهویی...
مسیر چجوری به این نقطه رسونده تو رو...
و توی این نقطه از زندگی دیگه نمیتونی زندگیت رو ورق بزنی و برگردی از چند سال قبل دوباره زندگی کنی...
و اینجا تازه جاییه که میفهمی سراشیبی، کجای این زندگی عریض و طویل بوده...
@abitpsycho
Forwarded from ExDa
باید یه میز گرد تشکیل بدم، یک طرف خودم بشینم و طرف دیگه آینه بذارم و یه بحث مفصل و طولانی با خودم بکنم و ببینم چی شده که انقدر نخ نما و خسته کننده شدم.
لپتاپم یه مشکلی داشت برده بودم گارانتی...
امروز رفتم لپتاپمو گرفتم.
یجوری خوشحالم که انگار زن گرفتم!
@abitpsycho
امروز رفتم لپتاپمو گرفتم.
یجوری خوشحالم که انگار زن گرفتم!
@abitpsycho
اگه سرتون شلوغه یا یه سر دارید و هزار سودا یا آلزایمر دارید یا وات اور...
بیاید و هر زمان که کاری دارید یادداشتش کنید.
نه که به یکی بگید فلان کار رو انجام میدم و سرتون شلوغ شه و یادتون بره و تنها چیزی که بمونه براتون شرمندگی باشه.
زشته.
@abitpsycho
بیاید و هر زمان که کاری دارید یادداشتش کنید.
نه که به یکی بگید فلان کار رو انجام میدم و سرتون شلوغ شه و یادتون بره و تنها چیزی که بمونه براتون شرمندگی باشه.
زشته.
@abitpsycho
و سه ماه زمانیه که میتونه به اندازه ی یه عمر بگذره و خاطره بسازه و ... و همچنین در چشم به هم زدنی بگذره!
و سه ماه میتونه از یه نفر یه آدم جدید بسازه...
میتونه زندگی آدم رو تغییر بده...
و ...
@abitpsycho
و سه ماه میتونه از یه نفر یه آدم جدید بسازه...
میتونه زندگی آدم رو تغییر بده...
و ...
@abitpsycho