Forwarded from زرافه بزرگوار
سوالات رشته جامعه شناسی
نیم سال تحصیلی 1440-41
سوال)
در زمان جمهوری اسلامی افراد میانمایه و متوسط الحال در خاورمیانه چگونه احساس "لاکچری" بودن میکردند؟
پاسخ)
شاسی بلند چینی سوار میشدند
گوشی آیفون میخریدند
@giraffe_the_bozorgavar
نیم سال تحصیلی 1440-41
سوال)
در زمان جمهوری اسلامی افراد میانمایه و متوسط الحال در خاورمیانه چگونه احساس "لاکچری" بودن میکردند؟
پاسخ)
شاسی بلند چینی سوار میشدند
گوشی آیفون میخریدند
@giraffe_the_bozorgavar
من بی مایه که باشم که خریدار تو باشم *** حیف باشد که تو یار من و من یار تو باشم
پیچوندن به سبک سعدی
@abitpsycho
پیچوندن به سبک سعدی
@abitpsycho
و اشتباه من اين است كه آدم ها را (معمولا) باهوشتر از آنچه هستند ميپندارم.
@abitpsycho
@abitpsycho
ترجيح ميدادم فارغ از دغدغه و مشغله اي آخر هفته از اين تور ها بروم، اما در بيكارترين حالت ممكن، حتي جمعه را هم نميتوانم در جنگل سپري كنم.
@abitpsycho
@abitpsycho
زندگي كارمندي اون لحظه اي شروع شده كه براي فرد اهميت دارد كه امروز چندم ماه است.
@abitpsycho
@abitpsycho
Forwarded from ExDa
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آدم هرچي ميره جلوتر سختتر ميشه.
خيلي...
الان من تازه درك ميكنم كه تا ٢-٣سال پيش معني نتونستن رو نميفهميدم.
تقريبا هميشه هركاري ميخواستم ميتونستم بكنم.
تقريبا هر چيزي رو ميخواستم ميتونستم بدست بيارم.
الان اما هرروز بيشتر ميفهمم نتونستن چه شكليه.
چقدر سخته.
چقدر سخته بخواي و نتوني...
@abitpsycho
خيلي...
الان من تازه درك ميكنم كه تا ٢-٣سال پيش معني نتونستن رو نميفهميدم.
تقريبا هميشه هركاري ميخواستم ميتونستم بكنم.
تقريبا هر چيزي رو ميخواستم ميتونستم بدست بيارم.
الان اما هرروز بيشتر ميفهمم نتونستن چه شكليه.
چقدر سخته.
چقدر سخته بخواي و نتوني...
@abitpsycho
Forwarded from ExDa
فخر هامو انبار کردم که وقتی فخر کم شد و گرون شد بهتون بفروشم.
آرشام میگوید:
Photo
گذراندن دو روز در روستاي كويري ابوزيدآباد زيبا بود.
كوير آرام بود. لطيف بود اما بي حس و سرد...
يكدست و بزرگ...
@abitpsycho
كوير آرام بود. لطيف بود اما بي حس و سرد...
يكدست و بزرگ...
@abitpsycho
آرشام میگوید:
گذراندن دو روز در روستاي كويري ابوزيدآباد زيبا بود. كوير آرام بود. لطيف بود اما بي حس و سرد... يكدست و بزرگ... @abitpsycho
از عجايب اين سفر اما، يك قرآن بود كه وسط كوير پاي يك تل خاك پيدا كرديم.
شايد طلسم و جادويي دركار بود يا حداقل اينطور بنظر ميرسيد!
شب هايمان در كوير عجيب، آرام و خوش گذشت..
@abitpsycho
شايد طلسم و جادويي دركار بود يا حداقل اينطور بنظر ميرسيد!
شب هايمان در كوير عجيب، آرام و خوش گذشت..
@abitpsycho
آرشام میگوید:
اصفهان.
زاينده رود خشك بود.
اصفهان زيبا بود اما خشك بنظر ميرسيد.
عجيب بوي اصالت ميداد...
نقش جهان بوي سنت ميداد.
جلفا اما كوچه ها و خيابانهايش مدرنيته اي اصيل را مينمايد...
كليساي وانك زيبا از سويي، نوازنده هاي خياباني سويي ديگر، كافه ها و رستوران هايش هم سويي...
خوب بود و سرد.
@abitpsycho
اصفهان زيبا بود اما خشك بنظر ميرسيد.
عجيب بوي اصالت ميداد...
نقش جهان بوي سنت ميداد.
جلفا اما كوچه ها و خيابانهايش مدرنيته اي اصيل را مينمايد...
كليساي وانك زيبا از سويي، نوازنده هاي خياباني سويي ديگر، كافه ها و رستوران هايش هم سويي...
خوب بود و سرد.
@abitpsycho