آرشام میگوید:
Voice message
و مترو جاي عجيبيست.
٤سال كه هيچ، ٤٠سال ديگر هم اگر با مترو رفت و آمد كنم، همچنان جاي عجيبيست.
@abitpsycho
٤سال كه هيچ، ٤٠سال ديگر هم اگر با مترو رفت و آمد كنم، همچنان جاي عجيبيست.
@abitpsycho
بهش ميگم تو مادام (يه تك سازي لباس زير زنونه) رو از كجا ميشناسي؟
ميگه واسه به پروژه طراحي بسته بندي باهاشون آشنا شدم.
غير از بسته بندي "ممه" چي ميتونسته باشه اون پروژه؟
@abitpsycho
ميگه واسه به پروژه طراحي بسته بندي باهاشون آشنا شدم.
غير از بسته بندي "ممه" چي ميتونسته باشه اون پروژه؟
@abitpsycho
😁1
تهران هميشه به قدر كافي برايم شهر سخت و پرتنشي بوده است.
بخشي از اين تنش زا بودن وابسته به تهران بودنش بود و بخشي وابسته به شرايط من.
حالا كه چندماهي را تحت فشار زياد (عموما كاري) گذرانده ام و اين سختي به حد اعلاي خود رسيده بود احتمالا تنها چيزي كه ميتواند دوباره مرا در اين شهر زنده نگاه دارد، سفر است.
و امروز فرصت كوتاهي برايم فراهم است تا ٢-٣ روزي را در سفر باشم و اگرچه به رطوبت و دماي بالاي شهرهاي شمالي در اين بازه زماني آگاهي دارم اما براي من كه سواحل كاراييب يا مديترانه چندان در دسترسم نيستند، منطقي ترين گزينه خزر است.
برويم...
@abitpsycho
بخشي از اين تنش زا بودن وابسته به تهران بودنش بود و بخشي وابسته به شرايط من.
حالا كه چندماهي را تحت فشار زياد (عموما كاري) گذرانده ام و اين سختي به حد اعلاي خود رسيده بود احتمالا تنها چيزي كه ميتواند دوباره مرا در اين شهر زنده نگاه دارد، سفر است.
و امروز فرصت كوتاهي برايم فراهم است تا ٢-٣ روزي را در سفر باشم و اگرچه به رطوبت و دماي بالاي شهرهاي شمالي در اين بازه زماني آگاهي دارم اما براي من كه سواحل كاراييب يا مديترانه چندان در دسترسم نيستند، منطقي ترين گزينه خزر است.
برويم...
@abitpsycho
از تهران كه خارج شدم، به سمت شمال شرق راهي شديم.
از جاده و جنگل، تا رسيدن به كوهستان.
آن جا كه سبزي زمين، از كوه بالا ميرود و از ابرها گذر ميكند و ناپديد ميشود...
آن جا در مازندران، روستاييست به نام فيلبند.
از نزديكي آمل، جاده اي را كه به سمت كوه ها و فيلبند است، اگر انتخاب كني، دامنه ي كوهستان سبز را از گردنه ها بالا ميروي...
چلاو و سنگچال را پشت سر ميگذاري...
بعد از سنگچال دشت ها و مراتعي يكدست سبز ميبيني، دام ها و دامپروران را و خانه هايي با سقف هاي شيرواني زرد و نارنجي و آبي و ...
از آن جا بالاتر، جنگل سبز است، روي تنه كوه و جاده هايي كه در مه پنهان ميشوند.
انتهاي آن جاده، روستاي فيلبند است كه اگر هوا آفتابي باشد، بالاي ابرهاست و اگر هوا آفتابي نباشد، مطلقا مه است...
مه بود مع الاسف، اگرچه كم زيبا نبود...
@abitpsycho
از جاده و جنگل، تا رسيدن به كوهستان.
آن جا كه سبزي زمين، از كوه بالا ميرود و از ابرها گذر ميكند و ناپديد ميشود...
آن جا در مازندران، روستاييست به نام فيلبند.
از نزديكي آمل، جاده اي را كه به سمت كوه ها و فيلبند است، اگر انتخاب كني، دامنه ي كوهستان سبز را از گردنه ها بالا ميروي...
چلاو و سنگچال را پشت سر ميگذاري...
بعد از سنگچال دشت ها و مراتعي يكدست سبز ميبيني، دام ها و دامپروران را و خانه هايي با سقف هاي شيرواني زرد و نارنجي و آبي و ...
از آن جا بالاتر، جنگل سبز است، روي تنه كوه و جاده هايي كه در مه پنهان ميشوند.
انتهاي آن جاده، روستاي فيلبند است كه اگر هوا آفتابي باشد، بالاي ابرهاست و اگر هوا آفتابي نباشد، مطلقا مه است...
مه بود مع الاسف، اگرچه كم زيبا نبود...
@abitpsycho
🔥1
راستش را بخواهيد، هنوز از كلاردشت چيزي براي گفتن ندارم.
از ديشب كه به اينجا آمده ام، از ويلا بيرون نرفتم.
شام خىردم، خوابيدم.
بيدار شدم، صبحانه خوردم و بعدش هم ...
ميدانيد؟
فقط ميشود گفت هوايش خوب است.
به زيبايي فيلبند نيست (احتمالا).
@abitpsycho
از ديشب كه به اينجا آمده ام، از ويلا بيرون نرفتم.
شام خىردم، خوابيدم.
بيدار شدم، صبحانه خوردم و بعدش هم ...
ميدانيد؟
فقط ميشود گفت هوايش خوب است.
به زيبايي فيلبند نيست (احتمالا).
@abitpsycho
در
ديوار
پنجره
تراس
كوه ها در دوردست
درختان در نزديكي
فندق به مقدار زياد.
همين را ميدانم از شهري كه اكنون كه در آن هستم.
@abitpsycho
ديوار
پنجره
تراس
كوه ها در دوردست
درختان در نزديكي
فندق به مقدار زياد.
همين را ميدانم از شهري كه اكنون كه در آن هستم.
@abitpsycho
من به عنوان يك پسر در اين لحظه دچار افسردگي قبل از زايمان شدم.
چرا؟
به اين علت كه وقتي برگردم تهران از فرط بي پولي خواهم زاييد.
@abitpsycho
چرا؟
به اين علت كه وقتي برگردم تهران از فرط بي پولي خواهم زاييد.
@abitpsycho
اين آهنگه هست كه ميگه:
تو مال مني...
قلبمو ميبري...
بگو تا كي كجا، دلو ميخواي ببري...
همش حس ميكنم خواننده الان نفسش بند مياد و ميميره.
تمام طول آهنگ رو استرس دارم.
@abitpsycho
تو مال مني...
قلبمو ميبري...
بگو تا كي كجا، دلو ميخواي ببري...
همش حس ميكنم خواننده الان نفسش بند مياد و ميميره.
تمام طول آهنگ رو استرس دارم.
@abitpsycho
آرشام میگوید:
در ديوار پنجره تراس كوه ها در دوردست درختان در نزديكي فندق به مقدار زياد. همين را ميدانم از شهري كه اكنون كه در آن هستم. @abitpsycho
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM