آرشام می‌گوید: – Telegram
آرشام می‌گوید:
286 subscribers
381 photos
69 videos
6 files
29 links
مستی بهانه کردم و چندان گریستم...تا کس نداندم که
گرفتار چیستم...
@arsham76

ناشناس:
https://news.1rj.ru/str/BiChatBot?start=sc-6a4df3052e

توییتر:
Sad_Rend
Download Telegram
جان من است او...
@abitpsycho
تهران هميشه به قدر كافي برايم شهر سخت و پرتنشي بوده است.
بخشي از اين تنش زا بودن وابسته به تهران بودنش بود و بخشي وابسته به شرايط من.

حالا كه چندماهي را تحت فشار زياد (عموما كاري) گذرانده ام و اين سختي به حد اعلاي خود رسيده بود احتمالا تنها چيزي كه ميتواند دوباره مرا در اين شهر زنده نگاه دارد، سفر است.

و امروز فرصت كوتاهي برايم فراهم است تا ٢-٣ روزي را در سفر باشم و اگرچه به رطوبت و دماي بالاي شهرهاي شمالي در اين بازه زماني آگاهي دارم اما براي من كه سواحل كاراييب يا مديترانه چندان در دسترسم نيستند، منطقي ترين گزينه خزر است.

برويم...
@abitpsycho
از تهران كه خارج شدم، به سمت شمال شرق راهي شديم.
از جاده و جنگل، تا رسيدن به كوهستان.

آن جا كه سبزي زمين، از كوه بالا ميرود و از ابرها گذر ميكند و ناپديد ميشود...

آن جا در مازندران، روستاييست به نام فيلبند.

از نزديكي آمل، جاده اي را كه به سمت كوه ها و فيلبند است، اگر انتخاب كني، دامنه ي كوهستان سبز را از گردنه ها بالا ميروي...
چلاو و سنگچال را پشت سر ميگذاري...
بعد از سنگچال دشت ها و مراتعي يكدست سبز ميبيني، دام ها و دامپروران را و خانه هايي با سقف هاي شيرواني زرد و نارنجي و آبي و ...

از آن جا بالاتر، جنگل سبز است، روي تنه كوه و جاده هايي كه در مه پنهان ميشوند.

انتهاي آن جاده، روستاي فيلبند است كه اگر هوا آفتابي باشد، بالاي ابرهاست و اگر هوا آفتابي نباشد، مطلقا مه است...

مه بود مع الاسف، اگرچه كم زيبا نبود...

@abitpsycho
🔥1
راستش را بخواهيد، هنوز از كلاردشت چيزي براي گفتن ندارم.
از ديشب كه به اينجا آمده ام، از ويلا بيرون نرفتم.

شام خىردم، خوابيدم.
بيدار شدم، صبحانه خوردم و بعدش هم ...

ميدانيد؟
فقط ميشود گفت هوايش خوب است.
به زيبايي فيلبند نيست (احتمالا).

@abitpsycho
در
ديوار
پنجره
تراس
كوه ها در دوردست
درختان در نزديكي
فندق به مقدار زياد.

همين را ميدانم از شهري كه اكنون كه در آن هستم.

@abitpsycho
من به عنوان يك پسر در اين لحظه دچار افسردگي قبل از زايمان شدم.
چرا؟
به اين علت كه وقتي برگردم تهران از فرط بي پولي خواهم زاييد.
@abitpsycho
اين آهنگه هست كه ميگه:
تو مال مني...
قلبمو ميبري...
بگو تا كي كجا، دلو ميخواي ببري...

همش حس ميكنم خواننده الان نفسش بند مياد و ميميره.
تمام طول آهنگ رو استرس دارم.

@abitpsycho
در نزدیکی کلاردشت، جنگل هست.
درختان زیاد.
درختان بلند.
درختان کهنسال.
درختان بزرگ.
درختان سبز.
مه!

این جنگل ها همان هایی هستند که بنیان اصلی هارر مووی بر آن ها استوار است، گویی!

برای من که به قصدِ دریا جهت شمال قطب نما را دنبال میکردم، این ماندگار شدن در کوه و جنگل در ذهنیتم آن چنان خواستنی نبود اما حضور در میان انبوه درختان تصورم را از جنگل تغییر داد.
جنگل های مازندران و گیلان در ارتفاعات با هر آن چه من از جنگل در ارتفاعات زاگرس و کهگلویه و بویراحمد یا کردستان و چهارمحال و بختیاری . اصفهان و گرگان و هرکجا دیده بودممتفاوت است.
سرد است. نم دارد، و وسعت دیدت در مه به شعاع 20متری هم نمیرسد گاهی.
در میان آن همه سبز، کوچکی و عظمت جنگل، غرقت میکند.

منکر نمیشوم که نزدیکی غروب، وقتی هوا کمی مرطوب است و باد سردی میوزد که گویی سرما و "مه" تنت را لمس میکنند،شنیدن صدای جنگل، ترسناک است.

جنگل های اطراف کلاردشت درنهایت زیبا هستند!

@abitpsycho
درباره ی جنگل.

@abitpsycho