آرشام میگوید:
Voice message
هواي فردا دوده ، آبيه ، زردهِ ، ساري و خردله ! رنگينكمون نجاسته ! هوا پسه بچه تا ميتوني بخند ...
بزرگ نشو ...
#چهرازي
@abitpsycho
بزرگ نشو ...
#چهرازي
@abitpsycho
ازون روزی که رفتم توی دندونپزشکی و وقتی اومدم بیرون دیدم همه ماشینا توی خیابون وایسادن و متر به متر یگان ویژه هست، یه چیزی قلقکم داد که "فقط برو"
چجوری و چرا و کجا و با چه هدفی مهم نیست.
فقط برو.
یه چیزی بود مثل غریزه ی بقا.
@abitpsycho
چجوری و چرا و کجا و با چه هدفی مهم نیست.
فقط برو.
یه چیزی بود مثل غریزه ی بقا.
@abitpsycho
Forwarded from ExDa
از صبح که از خواب بیدار میشیم توی جنگ هایی مبارزه میکنیم که جنگِ ما نیست.
جغرافیا برای من دردناک، غم انگیز و اشک آور است.
بوده! از سال ها قبل...
شاید 10-12 سال...
دقیقترش میشود از اول یا دوم راهنمایی.
خب من تا قبل از آن همیشه جزو دانش آموزهایی بودم که معدلشان 20 میشد. که از قضا در دبستان کم هم نیستند.
اما بعدها در راهنمایی مسئله ی جغرافیا جدی تر شد.
معدلم سخت 20 میشد و هربار هم که 19.88 یا 19.94 یا اعدادی شبیه به این را در کارنامه ام میدیدم، بی شک میدانستم که 1 درس را 20 نشده ام و آن هم جغرافی بوده.
3 سال در راهنمایی همین مشکل را داشتم، بعدتر دوم دبیرستان این مشکل قدیمی با جغرافی دوباره برایم تکرار شد.
برای منِ معدل 20، دیدن یک نمره ی لعنتی کمتر از 20، همان چیزی بود که میتوانست، اشکم را در بیاورد.
دنیا را روی سرم هوار کند و همه چیز را برایم سخت و تلخ و غمگین کند.
بعد از این که دوم دبیرستان گذشت و فکر میکردم جغرافی تمام شده و مشکلی نخواهم داشت، تا امروز، مسئله نه تنها حل نشد، که این مشکل از یک واحد درسی بی اهمیت، که میتوانست به غمگین ترین نوجوان تبدیلم کند، بدل شد به یک مسئله ی جدی که منِ جوان را به لعنت فرستادن به زمین و زمان و از همه مهمتر، جغرافیا وادارد.
حالا نه درگیر معدل هستم و نه درگیر نمره ی هیچ چیز دیگری، اما مشکل دیرینه ام با جغرافیا هرروز جدی تر و جدی تر میشود.
احتمالا الان میتوانم همه ی آن دروس را 20 بگیرم.
میدانم کدام کشور چگونه است و کدام رود به کدام دریا میریزد.
حالا که عملاراهنمایی و دبیرستان و کارشناسی دانشگاه تمام شده، خاورمیانه را و ایران امروز را بهتر از هر جایی میشناسم و حتی دور بودن آمریکا و اروپا را هم خوب میدانم.
و حالا مشکلم با جغرافیا، مدار و نصف النهاریست که در آن زندگی میکنم. نه چند صدم پایین آمدن معدلم.
حالا هرروز بیدار شدن در این مختصات، به همان دانش آموز اول راهنمایی با معدل 19.88 تبدیلم میکند که بغض داشت.
که غصه داشت.
که غم داشت و همه اش از این جغرافیای لعنتی بود.
@abitpsycho
بوده! از سال ها قبل...
شاید 10-12 سال...
دقیقترش میشود از اول یا دوم راهنمایی.
خب من تا قبل از آن همیشه جزو دانش آموزهایی بودم که معدلشان 20 میشد. که از قضا در دبستان کم هم نیستند.
اما بعدها در راهنمایی مسئله ی جغرافیا جدی تر شد.
معدلم سخت 20 میشد و هربار هم که 19.88 یا 19.94 یا اعدادی شبیه به این را در کارنامه ام میدیدم، بی شک میدانستم که 1 درس را 20 نشده ام و آن هم جغرافی بوده.
3 سال در راهنمایی همین مشکل را داشتم، بعدتر دوم دبیرستان این مشکل قدیمی با جغرافی دوباره برایم تکرار شد.
برای منِ معدل 20، دیدن یک نمره ی لعنتی کمتر از 20، همان چیزی بود که میتوانست، اشکم را در بیاورد.
دنیا را روی سرم هوار کند و همه چیز را برایم سخت و تلخ و غمگین کند.
بعد از این که دوم دبیرستان گذشت و فکر میکردم جغرافی تمام شده و مشکلی نخواهم داشت، تا امروز، مسئله نه تنها حل نشد، که این مشکل از یک واحد درسی بی اهمیت، که میتوانست به غمگین ترین نوجوان تبدیلم کند، بدل شد به یک مسئله ی جدی که منِ جوان را به لعنت فرستادن به زمین و زمان و از همه مهمتر، جغرافیا وادارد.
حالا نه درگیر معدل هستم و نه درگیر نمره ی هیچ چیز دیگری، اما مشکل دیرینه ام با جغرافیا هرروز جدی تر و جدی تر میشود.
احتمالا الان میتوانم همه ی آن دروس را 20 بگیرم.
میدانم کدام کشور چگونه است و کدام رود به کدام دریا میریزد.
حالا که عملاراهنمایی و دبیرستان و کارشناسی دانشگاه تمام شده، خاورمیانه را و ایران امروز را بهتر از هر جایی میشناسم و حتی دور بودن آمریکا و اروپا را هم خوب میدانم.
و حالا مشکلم با جغرافیا، مدار و نصف النهاریست که در آن زندگی میکنم. نه چند صدم پایین آمدن معدلم.
حالا هرروز بیدار شدن در این مختصات، به همان دانش آموز اول راهنمایی با معدل 19.88 تبدیلم میکند که بغض داشت.
که غصه داشت.
که غم داشت و همه اش از این جغرافیای لعنتی بود.
@abitpsycho
خیلی عذر میخوام ولی بايد ريد سردر بيمارستان امام خميني!!
زانوم درد ميكرد رفتم اونجا، اين كه سرم قندی نمکی زدن بهم رو ميتونم بپذيرم یا حتی این که بعدش آزمایش مالاریا و ایدز و .. گرفتن!
اما اين كه نهايتا بهم دارويي دادن كه واسه عفونت باكتريايي واژينال باشه هيچجوره قابل پذيرش نيست!
يعني حتي اگه واژن داشتم و عفونت باكتريايي هم داشت، احتمالش كم بود دليل زانودردم باشه!
@abitpsycho
زانوم درد ميكرد رفتم اونجا، اين كه سرم قندی نمکی زدن بهم رو ميتونم بپذيرم یا حتی این که بعدش آزمایش مالاریا و ایدز و .. گرفتن!
اما اين كه نهايتا بهم دارويي دادن كه واسه عفونت باكتريايي واژينال باشه هيچجوره قابل پذيرش نيست!
يعني حتي اگه واژن داشتم و عفونت باكتريايي هم داشت، احتمالش كم بود دليل زانودردم باشه!
@abitpsycho
کلی دندون تیز کرده بودم واسه یه هندزفری audio Technica که توی دیجیکالا از ۴۷۵ شده بود ۱۹۰، خواستم به سبدخرید اضافه کنم که شد ۴۷۵ دوباره.
آه.
@abitpsycho
آه.
@abitpsycho
در این بلبشو که همه دارن توصیه های پزشکی و بهداشتی میکنن، من فقط یک توصیه برای شما دارم و اونم اینه که Thief بازی کنید.
@abitpsycho
@abitpsycho
آرشام میگوید: pinned «جغرافیا برای من دردناک، غم انگیز و اشک آور است. بوده! از سال ها قبل... شاید 10-12 سال... دقیقترش میشود از اول یا دوم راهنمایی. خب من تا قبل از آن همیشه جزو دانش آموزهایی بودم که معدلشان 20 میشد. که از قضا در دبستان کم هم نیستند. اما بعدها در راهنمایی مسئله…»
Forwarded from آرشام میگوید: (arsham)
ازون روزی که رفتم توی دندونپزشکی و وقتی اومدم بیرون دیدم همه ماشینا توی خیابون وایسادن و متر به متر یگان ویژه هست، یه چیزی قلقکم داد که "فقط برو"
چجوری و چرا و کجا و با چه هدفی مهم نیست.
فقط برو.
یه چیزی بود مثل غریزه ی بقا.
@abitpsycho
چجوری و چرا و کجا و با چه هدفی مهم نیست.
فقط برو.
یه چیزی بود مثل غریزه ی بقا.
@abitpsycho
Forwarded from آرشام میگوید: (arsham)
بد وضعیتیه مع الاسف.
@abitpsycho
@abitpsycho