نبودت یه درده، بودنت ۲ تا. ما هم که بخاطر ۱ درد معامله رو بهم نمیزنیم. چرا که به ما گفتن «همانا ما انسان را در رنج و زحمت آفریدیم».
کاش دلیل مخالفتت چیزی جز این باشه که بقیه موافقن. حالا نه که شنا مخالف جهت آب بد باشه لزوما. اما خب اینطوریم نیست دیگه، اینکه یادت بره چرا آدم برعکس جریان راه میره. برعکس جریان احتمالا راه میرن چون بنظرشون مقصد مناسب از اونوره نه اینکه خیلی خاصه برعکس بقیه باشی.
راهنمایی در مورد زندگیشون میخوان و میگن چرا سرد و بی حوصله جواب میدی. چونکه شما دنبال جواب نیستی. اگر بودی از من نمیپرسیدی.
میخواید خاص باشید؟ برای شروع هرچیزی که viral شد و همه ازش تعریف میکردن رو استوری کنید و بگید نتونست انتظاراتم رو برآورده کنه.
متاسفانه همین مسیری که جلو اومدیم هم پُلش شکسته بود، مجبور شدیم بپریم، خیس آب بشیم، پاهامون زخم بشه تا رد بشیم. پلی پشت سرمون نبود که بخوایم خرابش کنیم یا نگهش داریم.
روز اول چشم بازکردیم دیدیم وسط ناکجاآبادیم.
روز اول چشم بازکردیم دیدیم وسط ناکجاآبادیم.
حس آدمی رو دارم که زورش نمیرسه ولی چاره ای هم نداره. یعنی تنها راهش رفتن سمت همون چیزیه که نشدنیه. مثل فرهاد که رفت کوه کند. قطعا نشدنی بود ولی مگه راهی هم داشت؟
من آدم خوبه ی داستان نبودم هیچوقت اما همیشه سعی کردم آون آدم بده هم نباشم. گفتیم شر نرسونیم، خیر رسوندن باشه برای یه وقت دیگه.
هیچوقت نتونستم درک کنم آدمی رو که خوشبختیش با بدبختی بقیه آوم ها ساخته میشه.
اما خب میبینید و میبینیم که چقدر زیادن آدمایی که برای بهتر شدن حالشون، بقیه رو خراب میکنن. نکنید این کار رو.
دنیا رو تبدیل به جای زشت تری نکنید.
هیچوقت نتونستم درک کنم آدمی رو که خوشبختیش با بدبختی بقیه آوم ها ساخته میشه.
اما خب میبینید و میبینیم که چقدر زیادن آدمایی که برای بهتر شدن حالشون، بقیه رو خراب میکنن. نکنید این کار رو.
دنیا رو تبدیل به جای زشت تری نکنید.
ExDa
حس آدمی رو دارم که زورش نمیرسه ولی چاره ای هم نداره. یعنی تنها راهش رفتن سمت همون چیزیه که نشدنیه. مثل فرهاد که رفت کوه کند. قطعا نشدنی بود ولی مگه راهی هم داشت؟
فکر کنم کوه رو کندم. بعد شنیدن نتیجهش لبخند هم نشد بزنم. شاید شادی هامون منفی شدن. میدونی چی میگم؟ توی یه چاه به عمق صد متر مگه با دو تا بیل خاک پر میشه؟ نه آقا، تهش تو میمونی و یه چاه به عمق ۹۸ متر.
متاسفانه زندگی پیچیده تر شده، میگن اقتضای سنه و خب منم حرفی ندارم. اگه میگن لابد هست دیگه. ولی یک جای کار میلنگه، زندگی نباید هیچوقت انقدر پیچیده باشه که از تو، از خودم غافل بشم ولی خب شده. امروز تعطیل بود، تا وقتی بیدار بشم برم سر کار نمیدونستم تعطیله. وقتی در های بسته رو دیدم و تقویم رو چک کردم فهمیدم تعطیله امروز.
میدونی؟ گذر زمان چیزی رو درست نمیکنه. فقط انتخاب هات رو محدودتر میکنه. خوش شانس باید باشی تا آخرین انتخابی که برات میمونه انتخاب درستی باشه.