آرشام می‌گوید: – Telegram
آرشام می‌گوید:
286 subscribers
381 photos
69 videos
6 files
29 links
مستی بهانه کردم و چندان گریستم...تا کس نداندم که
گرفتار چیستم...
@arsham76

ناشناس:
https://news.1rj.ru/str/BiChatBot?start=sc-6a4df3052e

توییتر:
Sad_Rend
Download Telegram
Forwarded from آرشام می‌گوید: (arsham)
کاشکی بِمُردُم...
@abitpsycho
Forwarded from آرشام می‌گوید: (arsham)
سلامت همه آفاق در سلامت توست

به هیچ عارضه شخص تو دردمند مباد

@abitpsycho
دلتنگی مرا بلعید.

@abitpsycho
Forwarded from ردپای آبی
🔥1
‏دیشب در خواب از آیت‌الله خامنه‌ای پرسیدم: میدونی الان یه پاکت وینستون چنده؟
نمیدانست.
@abitpsycho
Forwarded from گلبو
‏یه سری از آدمام هستن، چگالی وجودشون بالاست، یعنی وقتی تو زندگیمونن، رنگ میدن بهمون، با وایب قشنگ و مثبت پیشمونن، هرکمکی از دستشون بربیاد دِلی انجام میدن. وقتی هستن؛ بیشتر چیزا خوب پیش میره، شادتریم، شانس ِبیشتری باهامونه،انگیزه میدن.اما وقتی میرن، همه چی خاکستری و یکنواخته.
من کر نیستم.
کاش باشم.
کاش درست نشنوم.

یکی از چیزهایی که هر آدمی می‌تواند تجربه اش کند، این است که یک نگاه به اطرافش بیندازد، کافیست ذره ای دقت کند و یک گوشه‌ای یک چیزی به چشمش میخورد که می‌داند قرار است دور انداخته شود.
شاید نه خراب باشد، نه خاک گرفته باشد، اما ذره‌ای دقیق شدن، می‌نماید که قرار است به زودی دور انداخته شود.
صدای دور انداخته‌شدن می‌دهد.
رنگ دور انداخته شدن دارد.
گذر اندکی زمان کافیست تا شکستن و خرد شدنش را ببینی.
آن چیز، از همان لحظه ای که حس کند قرار است دور انداخته شود، در خود می‌شکند. ترک می‌خورد. شروع به وا‌رفتن می‌کند.
تار و پودش از هم جدا می‌شوند.
فرو می‌پاشد و فرو می‌ریزد.

من حالا صدای خودم را می‌شنوم.
رنگ خودم را می‌بینم.
صدای دور انداخته شدنم از خانه ای را می‌شنوم.
صدای دور انداخته شدنم از جایی که برایم حس خانه دارد را می‌شنوم.

@abitpsycho
«همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی
به پیام آشنایان بنوازد آشنا را

چه قیامت است جانا که به عاشقان نمودی
دل و جان فدای رویت بنما عذار ما را»

@abitpsycho
👍1
Forwarded from ExDa
بیا اصلا فکر کنم تو دریایی.
من زخمی ام و ساعت ۶:۳۰ دقیقه صبح است که این را می‌نویسم.
خسته ام. غمگین و دردمند و تن‌زخمی‌ام.
مچ‌بندم می‌گوید در شب گذشته یک دقیقه خواب عمیق داشته ام.
راست هم می‌گوید احتمالا، چشم که روی هم می‌گذاشتم، دلبر با کون می‌پرید روی صورتم و خواب از چشمم می‌ربود.
در اینجا لازم است متذکر شوم، دلبر نام گربه است.
دارم تهران را ترک می‌کنم.
زخمی ام و میسوزد.
یک جا هم نیست. روی ران پای چپم، دست راستم، بازوی چپم و زانوی راستم هست و می‌سوزد.

من تهران را دوست ندارم. معتادم بهش‌ و البته اکثر آدم‌ها و بخش‌های مهم زندگی ام را هم به نحوی در خود نگه داشته است و زندگی‌ام بهش گره خورده است.
مثل یک گربه‌ی ترسیده به تهران چنگ انداخته ام و ناخن‌هایم را در تنش فرو‌می‌برم.
ترک تهران برای هر چند روز که باشد غمگینم می‌کند خصوصاً که تهران نبودنم برابر با مشغله‌ی کمتر و طبعاً فکر بیشتر و غم بیشتر است و حالا هم که تا دلتان بخواهد سوژه‌اش را دارم.
زخم هم که فراوان دارم.
به قم نرسیده‌ایم.
از تهران که خارج شدیم، یک لحظه غفلت کردیم.
دلبر از قفسش بیرون آمده بود و روی سر آرمین نشسته بود.
وسط اتوبان.
شوکه کننده، ترسناک و خنده دار بود. گربه روی سر آرمین، درحال رانندگی وسط اتوبان.
هرطور بود یک جایی پیدا شد که کنار بزنیم.
تلاشمان برای برگرداندن گربه به قفس، منجر به زخم و خراش و بود.
گربه‌ی ترسیده چنگ می‌انداخت و ناخنش را در تنم فرو‌می‌برد.

من گربه‌ام. ترسیده‌ام. زخمی‌ام.

@abitpsycho
«درست می‌شه.»

@abitpsycho
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
درباره تنها مذهبی که ممکن است عاقبت بشر را به خیر کند.

@abitpsycho
«حسرت عشق‌هایی که نورزیده‌ام...»

@abitpsycho
آرشام می‌گوید:
Kevin Kern – I Miss You
پرسید:
«انقد دلتنگشی؟»
گفتم: «کاری به اسم آهنگ ندارم، آهنگ خوبیه.»

واقعیت این است که کاری به اسم آهنگ ندارم، خوب است.
خیلی خوب.
چون توانسته است آن حجم دلتنگی را روی کلاویه بنشاند.
چون خیلی بیشتر از اسم آهنگ دلتنگم کاری به اسمش ندارم.

@abitpsycho
سردیِ نَفَسِ فروپاشیِ روانی رو روی پوستِ گردنم حس می‌کنم.

@abitpsycho
Cruel World
Willie Nelson
به یاد زمانی که زندگی‌اش می‌کردم.

@abitpsycho
"پلخمون در گویش مشهدی یعنی تیرکمون کوچیکی که سنگ پرت می‌کنه."

https://news.1rj.ru/str/ThePlakhmoon/30

@abitpsycho