آرشام می‌گوید: – Telegram
آرشام می‌گوید:
286 subscribers
381 photos
69 videos
6 files
29 links
مستی بهانه کردم و چندان گریستم...تا کس نداندم که
گرفتار چیستم...
@arsham76

ناشناس:
https://news.1rj.ru/str/BiChatBot?start=sc-6a4df3052e

توییتر:
Sad_Rend
Download Telegram
آرشام می‌گوید:
ادامه‌ی صحبت‌های من درباره‌ی دانشگاهه بعد از 2-3 سالی که از آخرین وویس گذشت. امیدوارم این‌بار در ادامه تا این حد وقفه‌ی طولانی ای نیفته. اگر وییس های قبلی رو نشنیدین و دوست دارید که بشنوید، یه مقدار بالاتر دوباره گذاشتمشون. دانشگاه_قسمت_ششم @abitpsycho
Audio
حالا که شاید اینجا عده ای تازه دانشجو شده باشید و شاید هم بین دوست و آشناهاتون کسی تازه دانشجو شده باشه و بنظرتون شنیدن تجربه و نظرات شخصی یک نفر برای یک تازه دانشجو بد نباشه، احتمالا زمان مناسبیه برای منتشر کردن این وویس.

کم و بیش از این گفتم که چطور دانشجوی طراحی صنعتی دانشگاه تهران شدم و حالا صرفا میخوام چندتا از مواردی رو که خیلی ها باهاش رو به رو میشن رو خیلی خلاصه تجربیات و نظرات شخصی خودم رو درموردشون بگم و بیشتر هم درمورد دانشجویی دور از خانواده صحبت کنم.

چیزهایی مثل زندگی دور از خانواده، زندگی توی خوابگاه دانشجویی، مدیریت و مخارج زندگی، تفریح و فراغت ها، کار در دوران دانشجویی و از همه مهمتر چطور دانشجوی خوبی باشیم...

@abitpsycho
واتس‌اپِ خوب، واتس‌اپِ مرده است.

@abitpsycho
اگر می‌دونستم مترو گلشهر چقدر می‌تونه معنای دلتنگی باشه، امکان نداشت پام رو بذارم اینجا.
@abitpsycho
باید یه not to do list درست کنم.

@abitpsycho
بنا به گفته‌ی فریدون مشیری:

جای مهتاب به تاریکی شبها تو بتاب
من فدای تو به جای همه گلها تو بخند...

@abitpsycho
‏یجوری حق‌به‌جانب می‌گید: به چه زبونی بگیم فیلان؟ که انگار حالا چندتا زبون بلدید؟!

هکسره‌ رعایت کن بابا.
@abitpsycho
یک ساعت پیش، گوگل‌مپ گفته بود نیم‌ساعت دیگر می‌رسم، الان‌هم گفته نیم‌ساعت دیگر می‌رسم.
مرسی راننده‌ی عزیزِ میان‌بر بلد!
یک‌جایی توی‌ کوچه‌پس‌کوچه‌های میرداماد ترافیک پیدا کرده‌‌است و همینطور دور خودش می‌چرخد!
این که چرا توی کوچه‌های مسکونی این محله این ساعت ترافیک است خود موضوعیست که بسیار جای بحث دارد. اما در این لحظه مسئله‌ی اصلی من چیز دیگریست.
مسئله‌ای که مشکل اصلی را ایجاد کرده است این است که مسیر من اصلا از میرداماد نباید می‌گذشت!

جوری مدتهاست در میان‌برهای مختلف آقای راننده گیر افتاده ام که انگار همیشه در این ماشین نشسته بودم و تا ابد هم قراراست بنشینم.
گویی که زندگی‌ام مانند روح سرگردانی نفرین شده از خدمه یک کشتی غرق شده ته دریا شده است.
اینطور نیست که همه چیز ساکن باشد و ماشین حرکت می‌کند.
آقای راننده گاهی حرف می‌زند. ماهی‌ها در گوشه و کنار کشتی شنا می‌کنند و من هم هستم اما در هرحال کشتی ته دریاست و حرکتی نمی‌کند.
در این مدت چندین متن را نوشته‌ام.
تصمیمات حیاتی‌ای را اتخاذ کرده‌ام.
تعدادی نمودار را بررسی کرده‌ام و چند مقاله خوانده‌ام.
نگاهی به قوانین بنیاد نخبگان و تسهیلاتش کردم.
نیم ساعتی را با یکی از دوست‌هایم تلفنی حرف زدم.
تایم‌لاین توییترم را تا آخر نگاهی انداختم و آهنگ گوش دادم.
آهنگ‌های زیاد!
و حالا که این متن را هی ادیت می‌کنم و تغییر می‌دهم، تقریباً ۱۲ دقیقه است که در یک کوچه‌ی تنگ پشت ساندروی مشکی رنگی متوقف شده‌ایم و نه راه پیش داریم و نه راه پس.

بخدا که آقای اسنپ برای ۷۰ تومان کرایه تا الان ۱۷۰ تومن بنزین سوزانده است و دلم راضی نمی‌شود غر بزنم به جانش!

@abitpsycho
صداقت و صراحتی که American spirit به خرج می‌دهد.

@abitpsycho
اونقدر خسته‌ام که حتی حال ندارم از اسنپ‌فود غذا بگیرم.

@abitpsycho
Fascinating Flower
Hadi Pakzad
«گاهی از دوری من، آهی سر کن گل من...
گاهی بیدار بمون تا صبح با خیال من...

گاهی از دوری من، دلتنگی کن، مثل من...
با عطر خوش نفست شعری بگو واسه من...»


@abitpaycho
قلبم تیر می‌کشه و می‌دونم بی دلیل نیست اما نمی‌دونم دلیلش چیه.
@abitpsycho
«تویی زخم لبم از فشار دندون خودم...
منم آرزوی بیرون شده از حوصله‌ی کوتاهت...
من و مکارِ نگاهِ چشم‌های روباهت...»

@abitpsycho
Forwarded from آرشام می‌گوید: (arsham)
"بگذر شبی به خلوت این همنشین درد
تا شرح ان دهم که غمت با دلم چه کرد

خون میرود نهفته از این زخم اندرون
ماندم خموش و اه که فریاد داشت درد

این طرفه بین که با همه سیل بلا که ریخت
داغ محبت تو به دلها نگشت سرد

من برنخیزم از سر راه وفای تو
از هستی ام اگر چه بر انگیختندگرد

روزی که جان فدا کنمت باورت شود
دردا که جز به مرگ نسنجند قدر مرد

در کوی او که جز دل بیدار ره نیافت
کی می رسند خانه پرستان خوابگرد

خونی که ریخت از دل ما سایه حیف نیست
گر زین میانه اب خورد تیغ هم نبرد"

@abitpsycho
We're Falling ft. Hadi Pakzad
Masih Gharavi
"ما داریم می افتیم" قطعه ای با صدای هادی پاکزاد و مسیح غروی.

این قطعه، قطعه‌ی ششم از آلبوم "عنصر مشترک" مسیح غروی است، که حاصل همکاری مشترک هادی پاکزاد به عنوان ترانه سرا، مسعود فیاض‌زاده به عنوان آهنگساز و مسیح غروی به عنوان خواننده است.

فکر می‌کنم شنیدن قطعه‌های این‌چنینی که برای خالقینش تجربه‌ای نو بوده، شما را در کسب این تجارب سهیم می‌کند و احتمالاً تجربه و سلیقه‌ی موسیقایی را پرورش می‌دهد.

@abitpsycho
سلام به روی ماهتون.
حقیقت این‌که برای انجام یک پروژه شخصی نیاز به حمایت و همکاری تعدادی هنرمند حرفه‌ای و غیرحرفه‌ای در زمینه‌های تصویری دارم.
اگر که نقاشی یا طراحی می‌کنید، انیمیشن یا موشن می‌سازید، کار تصویرگری یا ... انجام می‌دید، می‌تونم ازتون خواهش کنم که بهم پیام بدید و یه گپی با هم بزنیم؟


موضوع این صحبت یه پروژه‌ی شخصیه با هدف بلندمدت ایجاد درآمد برای هنرمندانی که درآمدی از کاراشون ندارن و طبعا لطف و حمایتتون ممکنه بتونه به جای خوبی برسونه پروژه رو.
اگر جز نقاشی و انیمیشن و ... فعالیت دیگه‌ای می‌کنید، عکاس هستید یا هر هنر دیگه‌ای، باز هم خوشحال و ممنون می‌شم باهاتون مطرح کنم.


@arsham76
👍1