آرشام می‌گوید: – Telegram
آرشام می‌گوید:
286 subscribers
381 photos
69 videos
6 files
29 links
مستی بهانه کردم و چندان گریستم...تا کس نداندم که
گرفتار چیستم...
@arsham76

ناشناس:
https://news.1rj.ru/str/BiChatBot?start=sc-6a4df3052e

توییتر:
Sad_Rend
Download Telegram
Fascinating Flower
Hadi Pakzad
«گاهی از دوری من، آهی سر کن گل من...
گاهی بیدار بمون تا صبح با خیال من...

گاهی از دوری من، دلتنگی کن، مثل من...
با عطر خوش نفست شعری بگو واسه من...»


@abitpaycho
قلبم تیر می‌کشه و می‌دونم بی دلیل نیست اما نمی‌دونم دلیلش چیه.
@abitpsycho
«تویی زخم لبم از فشار دندون خودم...
منم آرزوی بیرون شده از حوصله‌ی کوتاهت...
من و مکارِ نگاهِ چشم‌های روباهت...»

@abitpsycho
Forwarded from آرشام می‌گوید: (arsham)
"بگذر شبی به خلوت این همنشین درد
تا شرح ان دهم که غمت با دلم چه کرد

خون میرود نهفته از این زخم اندرون
ماندم خموش و اه که فریاد داشت درد

این طرفه بین که با همه سیل بلا که ریخت
داغ محبت تو به دلها نگشت سرد

من برنخیزم از سر راه وفای تو
از هستی ام اگر چه بر انگیختندگرد

روزی که جان فدا کنمت باورت شود
دردا که جز به مرگ نسنجند قدر مرد

در کوی او که جز دل بیدار ره نیافت
کی می رسند خانه پرستان خوابگرد

خونی که ریخت از دل ما سایه حیف نیست
گر زین میانه اب خورد تیغ هم نبرد"

@abitpsycho
We're Falling ft. Hadi Pakzad
Masih Gharavi
"ما داریم می افتیم" قطعه ای با صدای هادی پاکزاد و مسیح غروی.

این قطعه، قطعه‌ی ششم از آلبوم "عنصر مشترک" مسیح غروی است، که حاصل همکاری مشترک هادی پاکزاد به عنوان ترانه سرا، مسعود فیاض‌زاده به عنوان آهنگساز و مسیح غروی به عنوان خواننده است.

فکر می‌کنم شنیدن قطعه‌های این‌چنینی که برای خالقینش تجربه‌ای نو بوده، شما را در کسب این تجارب سهیم می‌کند و احتمالاً تجربه و سلیقه‌ی موسیقایی را پرورش می‌دهد.

@abitpsycho
سلام به روی ماهتون.
حقیقت این‌که برای انجام یک پروژه شخصی نیاز به حمایت و همکاری تعدادی هنرمند حرفه‌ای و غیرحرفه‌ای در زمینه‌های تصویری دارم.
اگر که نقاشی یا طراحی می‌کنید، انیمیشن یا موشن می‌سازید، کار تصویرگری یا ... انجام می‌دید، می‌تونم ازتون خواهش کنم که بهم پیام بدید و یه گپی با هم بزنیم؟


موضوع این صحبت یه پروژه‌ی شخصیه با هدف بلندمدت ایجاد درآمد برای هنرمندانی که درآمدی از کاراشون ندارن و طبعا لطف و حمایتتون ممکنه بتونه به جای خوبی برسونه پروژه رو.
اگر جز نقاشی و انیمیشن و ... فعالیت دیگه‌ای می‌کنید، عکاس هستید یا هر هنر دیگه‌ای، باز هم خوشحال و ممنون می‌شم باهاتون مطرح کنم.


@arsham76
👍1
آرشام می‌گوید: pinned «سلام به روی ماهتون. حقیقت این‌که برای انجام یک پروژه شخصی نیاز به حمایت و همکاری تعدادی هنرمند حرفه‌ای و غیرحرفه‌ای در زمینه‌های تصویری دارم. اگر که نقاشی یا طراحی می‌کنید، انیمیشن یا موشن می‌سازید، کار تصویرگری یا ... انجام می‌دید، می‌تونم ازتون خواهش کنم…»
از یه جایی به بعد دیگه بهت نمیگن «چقدر بزرگ شدی!».
می‌گن «چقدر پیر شدی!»

@abitpsycho
😢1
Smells Like Teen Spirit
Nirvana
احتمالا از نظر شما برای 8 صبح پنجشنبه گوش دادن منطقی نباشد.
از نظر من هم چندان منطقی نیست.

واقعیت اما این است که آنقدرها هم که بنظر می‌رسد آدم منطقی ای نیستم.
گوشش می‌دهم.

@abitpsycho
1
Forwarded from آرشام می‌گوید: (arsham)
ای لولی بربط زن، چه اهمیتی داره که تو‌ مست تری یا من؟

@abitpsycho
حافظ رو که آرشام به اندازه کافی ازش گفته بیاید من براتون از سعدی بگم:

اگر تو فارغی ز حال دوستان یارا
فراغت از تو میسر نمی‌شود مارا

که گفت در رخ زیبا نظر خطا باشد
خطا بود که نبینند روی زیبا را

کسی ملامت وامق کند به نادانی
حبیب من که ندیدست رو عذرا را

@abitpsycho
تنها نه منم اسیر عشقت
خلقی متعشقند و من هم

《سعدی》
@abitpsycho
«امر روزمره در جامعه‌ی پسا‌انقلابی»، نوشته‌ی «عباس کاظمی»

من اگرچه علوم انسانی را دوست داشتم و همیشه در تلاش بودم و هستم تا در حد مسائل پایه‌ای در علوم مختلف با آن‌ها آشنا باشم، اما نه علایقم و نه مسیر زندگیم، پایم را جایی بیشتر از آن نبرد.

زمان بسیار زیادی از آن بعد ظهر که با مسعود پیاده از خوابگاه دانشگاه به سمت پارک لاله رفتیم تا به یک نیمکت مناسب برسیم گذشته است.

یک کتاب همراهان بود و اسپیکر jbl از سری flip که مسعود به تازگی خریده بود.

کتابی بود نوشته‌ی عباس کاظمی، با عنوان «امر روزمره در جامعه‌ی پسا‌انقلابی».

زمانی که کتاب را شروع به خواندن کرده بودم، بنظرم رسیده بود که اگرچه این کتاب در دسته‌ی کتاب‌های جامعه‌شناسی به حساب می‌آید، اما واقعیت این است که جامعه‌شناسی علمی بسیار کلان‌تر از امور روزمره‌ است.
به نظر میرسد فهم این کتاب مستلزم نگاهی به وضعیت مطالعات فرهنگی در ایران است.
این علم میان رشته ای که از دل سنت جامعه شناسی سربرآورد،‌ واکنشی بود به رویکرد انتزاعی و کلان نگر جامعه‌شناسی در فهم مسائل جامعه‌ی ایران.
این نگاه خرد با پشتوانه‌ی جامعه شناسی زندگی را در جریان واقعی‌تر آن و در سطحی ملموس‌تر بررسی می‌کرد.
این نگاه جزیی‌نگرانه برای من که بنده‌ی جزییاتم، جامعه شناسی رابسیار جذاب‌تر می‌کرد.

دمای هوا کمتر از ۲۴-۲۵ درجه بود و آفتاب ملایمی می‌تابید.
کمی باران آمده بود و برای نشستن روی یک نیمکت توی پارک و گوش دادن به آهنگ‌هایی که مسعود انتخاب می‌کرد تقریباً همه‌چیز ایده‌آل بود.

جزییات روزمره‌ی زندگی در بطن جامعه عموما آن‌چیزی نیست که مورد توجه محققان جامعه‌شناسی قرار می‌گیرد اما برای یک‌ خواننده‌ی غیر‌حرفه‌ای شاید جالب‌تر از همه‌ی حرکت‌ها و اتفاقات کلانی که در یک جامعه رخ می‌دهند باشد.
مطالعات فرهنگی تلاش می‌کند مسائل بزرگ را در مکان های کوچک و موضوعات به ظاهر کوچک نشان دهد. این خصیصه تا حدی شبیه به تجربه تحولات علم تاریخ در دوره مدرن است. تلاشی که علم تاریخ مدرن داشته ،‌خروج از سنت درباری تاریخ نگاری بود که از بالا و از جانب صاحبان قدرت به روایت تاریخ می‌پرداخت.
در حالی که تاریخ نگاری مدرن در خرد ترین سطح نیز فرآیند‌های کلان تاریخ را جستجو می‌کند و نشان می‌دهد.

نشسته‌ بودیم و به نوبت هرکدام بخشی از کتاب را با صدای بلند می‌خواندیم و درباره‌اش حرف می‌زدیم.
از جین‌پوشی و پیکان گذشته بودیم و رسیده‌ بودیم به بررسی دیوارنگاری‌ها.

دو نفر غریبه به سمت‌مان آمدند.
البته برای من غریبه بودند و بعد از این که با مسعود سلام و علیک گرمی کردند و کمی صحبت ادامه پیدا کرد متوجه شدم بچه‌هایی از یک اکیپ هیپ‌هاپی بودند که مسعود سال قبل طی یک پروژه‌ی عکاسی با آن‌ها آشنا شده بود.

حقیقت این است که من وقتم را به گوش دادن به موسیقی هیپ‌هاپ هم نمی‌توانم بگذرانم، چه رسد به این که با آدم‌هایی که هیپ‌هاپی زندگی می‌کنند، وقت بگذرانم.
این شد که بعد از مدت کوتاهی که یک رول پیچیدند و روشن کردند، کتاب را باز کردیم و شروع کردیم به خواندن.
بعد از ۲۰-۲۵دقیقه، به نوبت فحشی را نثار دیوار‌ و دیوارنگاری کردند و رفتند.
عباس کاظمی با تحلیل زندگی اجتماعی اشیا مانند کراوات، جین و پیکان تا ایدئولوژی خشونت، شادی و کنکور کمک شایانی به فهم ما از پیچیدگی‌ها وتناقضات زندگی اجتماعی در ایران پساانقلابی می‌کند و لزوما ممکن است فهم کلنجار رفتن برای فهم این پیچیدگی، تفریحی نباشد که بسیاری از افراد به مصرف وید ترجیحش بدهند.

#معرفی_کتاب
#کتاب

@abitpsycho
👍3
کافه‌ی خوب، کافه‌ایه که تا صبح باز باشه.

@abitpsycho
👍51
حالا که این را می‌نویسم، چیزی حدود ۵ دقیقه ازین گذشته است که مادرم تصاویری از شجره‌نامه‌مان را برایم فرستاده.
عکسی با نور بد و فام زرد رنگ از یکی از صفحات کتاب که محتوای آن اطلاعاتی در رابطه با من است که بیان می‌کند مجرد هستم، فرزند و نوه‌ و نواده‌ای ندارم، «مهندس طراحی» هستم و چرت و پرت‌هایی از این قبیل.

@abitpsycho
👍1