من واقعاً وقتی دوستای نزدیکم به یه موفقیتی میرسن یا یه قدم بزرگ میتونن بردارن یجوری خوشحال میشم که خودم پشمام میریزه.
یعنی غمگینترین روزام با خبر یه ادمیشن گرفتن یا خونه خریدن، ماشین خریدن و اینجور چیزا برای یکی از دوستام میتونه تبدیل بشه به حالتی که تلفنی با یکی حرف بزنم، جملهی اول ازم بپرسه چرا اینقد خوشحالی :))
@abitpsycho
یعنی غمگینترین روزام با خبر یه ادمیشن گرفتن یا خونه خریدن، ماشین خریدن و اینجور چیزا برای یکی از دوستام میتونه تبدیل بشه به حالتی که تلفنی با یکی حرف بزنم، جملهی اول ازم بپرسه چرا اینقد خوشحالی :))
@abitpsycho
❤6👍3🔥1😱1
حوصلهی توضیح دادنش رو ندارم اما این حرکت گوگولی و قشنگ «ما داریم فلان میخریم که ببریم برای مردم زلزله زده، پول بریزید برامون.»، من رو دچار تهوع میکنه.
@abitpsycho
@abitpsycho
👍7🔥2👎1
حوالی سال 2005 در چچن بچههای مدرسهای شروع به مسموم شدن کردن و مقامات روسیه گفتند که mass hysteria بوده و بخاطر استرس بوده و گاز سمیای وجود نداشته و البته پروندهی پزشکی و آزمایش و .. هم ثبت نشده که بگه گاز سمی بوده!
این جملهها براتون آشنا نیست؟
در ادامه اگر براتون جالبه، خانم آنا پولیتکوفسکایا کسی بود که تلاش زیادی کرد این خبر رو پوشش بده و بعد از این که به مسائلی مثل نشر اکاذیب و ... از طرف روسیه محکوم شد، ترور شد.
حالا علی طباطبایی، سردبیر قمنیوز ملقب به خیزران که اولین خبر رو در این مورد منتشر کرده، دستگیر شده. (اگرچه که سابقهاش خیلی شبیه به خبرنگارای بیطرف نیست.)
https://www.theguardian.com/world/2006/mar/01/russia.chechnya
@abitpsycho
این جملهها براتون آشنا نیست؟
در ادامه اگر براتون جالبه، خانم آنا پولیتکوفسکایا کسی بود که تلاش زیادی کرد این خبر رو پوشش بده و بعد از این که به مسائلی مثل نشر اکاذیب و ... از طرف روسیه محکوم شد، ترور شد.
حالا علی طباطبایی، سردبیر قمنیوز ملقب به خیزران که اولین خبر رو در این مورد منتشر کرده، دستگیر شده. (اگرچه که سابقهاش خیلی شبیه به خبرنگارای بیطرف نیست.)
https://www.theguardian.com/world/2006/mar/01/russia.chechnya
@abitpsycho
the Guardian
Anna Politkovskaya reports on suspected mass poisoning of schoolchildren in Chechnya
When a sinister illness hit schoolchildren and their teachers in war-torn Chechnya in December, doctors were convinced it was a case of poisoning. Then the government came up with its own diagnosis - mass hysteria. Is there an official cover-up going on?…
👍1😱1
من در زندگی یهجوری با خودم رفتار میکنم و خودم رو آزار میدم که هر آزاری از سمت دیگری برام شوخیه.
@abitpsycho
@abitpsycho
👍1
من اینجوریم که نشستم چای میخورم به مسائل روزمره و زندگی شخصیم فکر میکنم و چیزایی که درگیرشونم، یهو پشمام میریزه ازین که «حافظ» چقدر خفن بوده!
@abitpsycho
@abitpsycho
❤3
امروز صبح با ویبرهی مچبندم بیدار شدم، تاکسی اینترنتی گرفتم و رفتم خریدهای آنلاینی که انجام داده بودم رو از کمد هوشمند نزدیک خونمون برداشتم.
بنظرم دنیا داره به کمک تکنولوژی به جای جالبی تبدیل میشه!
@abitpsycho
بنظرم دنیا داره به کمک تکنولوژی به جای جالبی تبدیل میشه!
@abitpsycho
👍5😱1
آرشام میگوید: pinned «دم عیدی شادم کنید: https://news.1rj.ru/str/BiChatBot?start=sc-15402-tzukJTj»
Forwarded from کج
شهود مهمترین ابزار شناختی ما بعد از استنتاج حساب میشه. روا نیست تا وقتی استدلالی بر پایه استنتاج خلاف شهودمون واقع نشده بخوایم نادیده بگیریمش.
راستی اگر از من پیام یا تماس تبریک عید نوروز دریافت نکردید، معنیش این نیست که به یادتون نبودم.
صرفاً تبریک نگفتم به کسی.
@abitpsycho
صرفاً تبریک نگفتم به کسی.
@abitpsycho
اگر اعتقادات مذهبی دارید ممکنه ادامهی این متن خوشایندتون نباشه:
تولد خدا مبارک!
تولد خدا مبارک!
❤3🤔1
کفش تایگر (Tiger) نماد فقر دیروز، ثروت امروز.
تا آنجایی که سن من قد میدهد، متولدین قبل از 1380 عموما اگرنه به تصویر و جزییات که حداقل به نام این کفش را به یاد دارند یا حداقل شنیدهاند و هنوز نامی از آن به عنوان نماد فقر باقی مانده است و تولید کنندههای ایرانی کفشهای ارزان قیمت یا چینیهای بینام و نشان کپی این محصول را گاه با کمی تغییرات جزیی در طراحی از فروشش در ایران سود قابل قبولی کسب میکنند.
کفش تایگر در دهه 70 و اوایل 80 یادآور چیزهای زیادی نبود و طرفداران پر و پا قرصش در دو دسته خلاصه میشدند.
1-کارگران (عموما کارگران ساختمانی)
2-کودکانی از قشر فقیرو متوسط که در مدرسه یا کوچه درحال دویدن یا فوتبال بازی کردناند. (در واقع والدینشان)
نقاط اشتراکی که این افراد را به پوشندگان حرفهای این کفشها تبدیل میکرد، قیمت ارزان و صد البته دوام بالای این کفشها بود.
بخشی مربوط به کیفیت ساخت و تولید و بخشی هم به این دلیل که این کفشها از ابتدا برای ورزشهای دویدنی و تعداد گامهای زیاد طراحی شده بودند.
و خب کم و بیش راحت و ارگونومیک هم بودند.
نمونهی معروف این دسته کفشهای ورزشی که به کتانیهای روزمره تبدیل شده اند، کانورس محبوب است که حدود 100سال قبل، مدل آل استار آن، توسط چاک تیلور به عنوان کفش بسکتبال طراحی شد و کفی تخت و پوشش پارچهای روی آن، کانورس را تبدیل کرده بود به گزینهای عالی برای متر کردن خیابانها و حتی در دورهای کفش آموزشی سربازان آمریکایی بود!
پس از حدود 50سال ماهیت ورزشی خود را تا حد بسیاری از دست داده بود و کم کم تبدیل به یک کتانی روزمره میشد.
تا جایی که در سال 2012، هر 43 ثانیه، یک عدد از آن به فروش رفت.
تایگر در ایران از همان دسته کفشهای مخصوص ورزشی به حساب میآمد که به کتانی مناسب و ارزان برای هرکاری تبدیل شده بود.
با این تفاوت که تایگر، هیچگاه در ایران ماهیت روزمرهی عمومی پیدا نکرد و فراتر قشر فقیر و کودکان متوسط نرفته بود.
زمانی که از حوالی سال 80 صحبت میکنم، تایگر یک کفش 7-8 هزارتومانی بود که اگر در پای یک بزرگسال دیده میشد برداشت عمومی فردی فقیر بود و آن کفش نمادی برای تشخیص سطح مالی فرد بود!
تایگر نماد فقر بود.
نماد کارگران روزمزد ساختمانها.
امروز اما Tiger به عنوان یکی از تولیدات برند Asics به هیچ عنوان در ایران نمیتواند نماد فقر باشد.
یک کفش حدود 100 یورویی که در ایران قیمتی نزدیک به 6 میلیون تومان دارد برای عموم جامعه یک کفش نسبتا گران قیمت است و شاید حتی نمادی از ثروتمند بودن!
و اتفاقا امروز اگر کسی در خیابانهای ایران کتونیهای Asics را به پا میکند فاصله بسیار زیادی از طبقهی کارگر و فقیرتر جامعه دارد.
برند اما همان برند است و تایگر همان تایگر.
کفش ارزان گذشتهی بازار ما، امروز برایمان گران است.
@abitpsycho
تا آنجایی که سن من قد میدهد، متولدین قبل از 1380 عموما اگرنه به تصویر و جزییات که حداقل به نام این کفش را به یاد دارند یا حداقل شنیدهاند و هنوز نامی از آن به عنوان نماد فقر باقی مانده است و تولید کنندههای ایرانی کفشهای ارزان قیمت یا چینیهای بینام و نشان کپی این محصول را گاه با کمی تغییرات جزیی در طراحی از فروشش در ایران سود قابل قبولی کسب میکنند.
کفش تایگر در دهه 70 و اوایل 80 یادآور چیزهای زیادی نبود و طرفداران پر و پا قرصش در دو دسته خلاصه میشدند.
1-کارگران (عموما کارگران ساختمانی)
2-کودکانی از قشر فقیرو متوسط که در مدرسه یا کوچه درحال دویدن یا فوتبال بازی کردناند. (در واقع والدینشان)
نقاط اشتراکی که این افراد را به پوشندگان حرفهای این کفشها تبدیل میکرد، قیمت ارزان و صد البته دوام بالای این کفشها بود.
بخشی مربوط به کیفیت ساخت و تولید و بخشی هم به این دلیل که این کفشها از ابتدا برای ورزشهای دویدنی و تعداد گامهای زیاد طراحی شده بودند.
و خب کم و بیش راحت و ارگونومیک هم بودند.
نمونهی معروف این دسته کفشهای ورزشی که به کتانیهای روزمره تبدیل شده اند، کانورس محبوب است که حدود 100سال قبل، مدل آل استار آن، توسط چاک تیلور به عنوان کفش بسکتبال طراحی شد و کفی تخت و پوشش پارچهای روی آن، کانورس را تبدیل کرده بود به گزینهای عالی برای متر کردن خیابانها و حتی در دورهای کفش آموزشی سربازان آمریکایی بود!
پس از حدود 50سال ماهیت ورزشی خود را تا حد بسیاری از دست داده بود و کم کم تبدیل به یک کتانی روزمره میشد.
تا جایی که در سال 2012، هر 43 ثانیه، یک عدد از آن به فروش رفت.
تایگر در ایران از همان دسته کفشهای مخصوص ورزشی به حساب میآمد که به کتانی مناسب و ارزان برای هرکاری تبدیل شده بود.
با این تفاوت که تایگر، هیچگاه در ایران ماهیت روزمرهی عمومی پیدا نکرد و فراتر قشر فقیر و کودکان متوسط نرفته بود.
زمانی که از حوالی سال 80 صحبت میکنم، تایگر یک کفش 7-8 هزارتومانی بود که اگر در پای یک بزرگسال دیده میشد برداشت عمومی فردی فقیر بود و آن کفش نمادی برای تشخیص سطح مالی فرد بود!
تایگر نماد فقر بود.
نماد کارگران روزمزد ساختمانها.
امروز اما Tiger به عنوان یکی از تولیدات برند Asics به هیچ عنوان در ایران نمیتواند نماد فقر باشد.
یک کفش حدود 100 یورویی که در ایران قیمتی نزدیک به 6 میلیون تومان دارد برای عموم جامعه یک کفش نسبتا گران قیمت است و شاید حتی نمادی از ثروتمند بودن!
و اتفاقا امروز اگر کسی در خیابانهای ایران کتونیهای Asics را به پا میکند فاصله بسیار زیادی از طبقهی کارگر و فقیرتر جامعه دارد.
برند اما همان برند است و تایگر همان تایگر.
کفش ارزان گذشتهی بازار ما، امروز برایمان گران است.
@abitpsycho
👏2
