اون سه تارو پشت سر هم نناک میکرد میزاشت رو راکت چیر منم کیلومتر ها ادن طرف داشتم کلاغارو میپروندم و نرفتم کمکشون...
Glub Glub🐟
اخرشم دیگه کاریم نداشت گذاشت کارمو بکنم گیت هارو باز کنم
بعدش گیت رو باز کردم نمیرفتم بیرون دورش میچرخیدم (بله سیمپ بازی)
دوباره ناکم کرد اندختم بیرون گیت که برم دیگه خد
دوباره ناکم کرد اندختم بیرون گیت که برم دیگه خد
دیروزم وو چانگو میشد استفاده کنی
چهار تا مچ زدم
تو دوتا مچ دو نفرو گذاشتم برن
چهار تا مچ زدم
تو دوتا مچ دو نفرو گذاشتم برن
Glub Glub🐟
ایده خوبیه
سه سال عادت کرده بودم میرم دسشویی کتاب ببرم بخونم